[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> جالب بود ! عجب پوستری از "بر باد رفته" ... https://www.1pezeshk.com/wp-content/uplo....30.05.jpg
» <کنتس پابرهنه> این طراح خوش ذوق چه ساده و زیبا به سکانس های کلیدی فیلم ها اشاره کرده... https://www.1pezeshk.com/archives/2024/0...style.html
» <پیرمرد> متأسفانه سعید راد درگذشت، روحش شاد و یادش گرامی
» <پیرمرد> سپاسگزارم از جناب سروان که بنده را با دورین گری مقایسه نفرمودند
» <پیرمرد> سلام و عرض احترام خدمت دوستان کافه کلاسیک و تشکر از سرکار خانم کنتس گرامی
» <سروان رنو> پیرمرد مانند بنجامین باتن هر روز جوانتر می شود
» <کنتس پابرهنه> به به... بعد از مدت ها درود جناب پیرمرد عزیز
» <دون دیه‌گو دلاوگا> «قاضی می‌رود» : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...0#pid45610
» <رابرت> کالت کلاب در "یادش بخیر..." https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...7#pid45627
» <ترنچ موزر> دونالد ساترلند ، از بازماندگان سینما کلاسیک درگذشت
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )
نویسنده پیام
seyed آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 133
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۲/۸
اعتبار: 14


تشکرها : 241
( 919 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #14
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره )

بچه كه بوديم با امورتربيتي آموزش و پرورش همكاري داشتم. يعني اولش تئاتر كار ميكردم، بعدشم وارد عكاسي و گريم و... آخرشم مجذوب فيلم شدم. يادمه واسه اولين فيلمي كه ديدم سه ساعت توي خيابونا الاف بودم تا وقتش برسه. آقاي مسئول سمعي و بصري امور تربيتي گفته بود بايد ساعت 2 به بعد بريم تا سرش خلوت بشه و بتونيم فيلم ببينيم. دره اژدها، چه عشقي داشت اون موقع، تا مدتها كارمون شده بود زوزه كشيدن و اندام ني قليونمون رو توي آينه ديدن. بگذريم... استارت كارمون رو مهر 64 زديم. 1 دستگاه تلويزيون رنگي (قديمي) با ويدئو بتاماكس تي سون(ره) ميزديم زير بغلمون و از اين مدرسه به اون مدرسه فيلم پخش ميكرديم.
موقع پخش فيلم، چند باري وسط كار برفك ميشد، صدا داشتيم و تصوير نه. بعدها فهميدم به دليل كثيف بودن فيلمها، هد دستگاه كثيف ميشه و ياد گرفتيم كه چطور قاب روئي تي سون رو باز كنيم و گپ هاي هد رو تميز كنيم، البته با الكل سفيد(كه پيدا كردن اون هم داستاني بود). 1 دونه پيچ گوشتي چهارسو خريدم و 1 قوطي نگاتيو فيلم عكاسي پيدا كردم مقداري الكل و پنبه و... خودم رو در هيبت مهندس تعميرات ويدئو ميديديم و كلي حال ميكردم.


اولين مدرسه اي كه رفتم دعا ميكردم هد كثيف بشه و من هم جلوي 200 - 300 تا دانش آموز هم سن خودم 1 قيافه اساسي بگيرم و دستگاه رو تعمير كنم و پز بدم كه ما هم بله... نيم ساعت از فيلم گذشت ولي انگار قرار نبود اتفاقي بيوفته، توي تاريكي فضا دكمه تراكينگ ويدئو رو دستكاري كردم و تصوير بهم ريخت، وانمود كردم كه هد كثيف شده و ابزار كارم رو درآوردم. چنان مشغول بودم كه گوئي شاتل هوا ميكنم. كارم كه تموم شد فيلم رو گذاشتم، ولي ديگه حتي از صدا هم خبري نبود، چه برسه به تصوير... حالا من ماندم و نگاههاي مسئولين مدرسه و دانش آموزان و... كلي شرمندگي.
حالا بعد از چندين سال هنوز نصيحت مسئول سمعي و بصري وقت امور تربيتي توي گوشمه كه: پسر جان، هيچوقت با پنبه پرزدار گپ هد رو تميز نميكنن، چون گپ مي پره...


http://www.dvddoub.persianblog.ir
۱۳۸۹/۹/۴ صبح ۱۱:۴۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kassandra, دن ویتو کورلئونه, رزا, پایک بیشاپ, سم اسپید, بانو, اسکورپان شیردل, john doe, MunChy, سروان رنو, Classic, roolplack, ژان والژان, Papillon, دنی براسکو, زرد ابری, سارا, الیزا دولیتل, هایدی, Memento, آلبرت کمپیون, ریچارد, مهدی مولایی
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: خاطرات فیلم دیدن ... ( از ویدیو تا ... ماهواره ) - seyed - ۱۳۸۹/۹/۴ صبح ۱۱:۴۹