باباشمل
نويسنده و كارگردان: علی حاتمی
مدیر فیلمبرداری: مازیار پرتو
موسیقی متن: مرتضی حنانه
خوانندگان: ایرج، مهتاب
تدوینگر: حسن مصیبی
بازیگران: محمدعلی فردین، فروزان، ناصر ملک مطیعی، محمد همایون، بهمن مفید، ثریا بهشتی، نادره، غلامرضا سرکوب، رضا بانکی، مرتضی احمدی.
سرپرست گویندگان: چنگیز جلیلوند
گویندگان: چنگیز جلیلوند(فردین و ملک مطیعی)، نیکو خردمند(فروزان)،سیما(ثریا بهشتی) حسین عرفانی(همایون)، ناصر طهماسب(مفید)، صادق ماهرو(سرکوب)، مرتضی احمدی(راوی)، علی تابش.
محصول سییرا فیلم 1350، 116دقیقه
باباشمل(فردین) بعد از دوستی با لوطی حیدر(ملک مطیعی) دلبسته شوکتالملک(فروزان) میشود که لوطی از سالها پیش شیفتة اوست. لوطی حیدر تصمیم به ترک محله میگیرد تا مانع ازدواج آن دو نباشد. بابا شمل بعد از ازدواج قصد همراهی با لوطی حیدر را دارد، شوکت برای ممانعت از رفتن او به نزد لوطی حیدر میرود....

باباشمل سومین فیلم علی حاتمی و دومین موزیکال او بعد از حسن کچل است. البته هنرپیشهها آواز نمیخوانند و دیالوگهای آهنگین را همراه با ریتمِ ضرب ادا میكنند. خود حاتمی هم در مصاحبهای گفته این موضوع باعث یکنواخت شدن ریتم فیلم و در نتیجه خستگی تماشاگر شده است(فیلم که به صورت رنگی و با هزینه بالا تهیه شده، فروشی پایینتر از حد انتظار داشت)
در باباشمل هم علاقه و دلبستگی حاتمی به گذشتهها و فرهنگ فولکلور دیده میشود البته قهرمانان و قصه فیلم(در ستایش جوانمردی) متاثر از فضایی است که فیلم قیصر ایجاد کرد.از نکات برجسته فیلم استفاده مناسب حاتمی از رنگ متناسب با فضای داستان و همینطور طراحي لباس و صحنههای فيلم است که باعث خلق تصاویری زیبا و خوشرنگ شده است. جدا از طولانی و کشدار بودن برخی صحنهها، ایرداتی در پرداخت برخی شخصیتها و انگیزههايشان هم ديده ميشود. باباشمل با اینکه از آثار شاخص حاتمی نیست اما جز معدود تجربهها در گونه(ژانر) موزیکال در ایران است و در مرتبه بالاتری هم از موارد مشابه قرار میگیرد.

باباشمل سالها پس از ساخت، دو بار از تلویزیون ملی پخش شد(بار اول سوم فروردین 57 و بار دوم هشت تیر 57 )
حاصل تلاش ستایشبرانگیز حاتمی برای حفظ سنت، آیینها و ریشههای فرهنگیمان و تلاش برای ارائه آن به زبان و شکلی ایرانی، میراثی ارزشمنداست. حاتمی گرچه در دوره حیات،آنگونه که باید، قدر ندید و جایگاه گرانقدرش همواره خالی خواهد بود؛ اما بر ارزش میراث گرانبهایی که به جا گذشته روزبه روز افزوده شده است. یادش گرامی.
بخش از یک سکانس
(متن کامل فیلمنامه درکتاب مجموعه آثار حاتمی، نشر مرکز، 1376 به چاپ رسیده است)
زیربازارچه
{گفتگوی باباشمل و لوطی حیدر}
...
باباشمل لوطی حيدر برادر، چه خبر از شهر هشتم چه خبر... تو كه هفت شهرو داداش، زير پات در كردی، پاك ما رو خر كردي , ما پامون تو شهر اول برادر میلنگه ، در دروازه به رومون بستهاس ، كوچههاشم تنگه، ما كه ديديم آخرش هيچه و هيچ، راهشم پيچ در پيچ، يهو بيراهه زديم. لوطي ما مسافريم، دلم از شادی اون سفر داره پر می زنه. يار آدم شبای جمعه مياد، يك توك پا سر می زنه، نون و حلوا می خورن ، ای، قل هو الله می خونن.
لوطي آدم از خاكه و خاك خاك می شه ، اگه ناپاك باشه، وقتي رفت پاك نمی شه.
باباشمل پشت اون ابرا چيه ، چی چيه، پيچ پيچيه، راستی اونجا كيه، كی نشسته ما رو میپاد لوطی.
لوطی پشت اون پرده و ديوار خبرهاست كه ما بی خبريم چشم ديدين می خواد، دل بريدن می خواد.
{بابا شمل لوطی حیدر را به ناجوانمری متهم میکند-اشاره به اینکه هنوز در پی عشق قدیمیاش-شوکت-است)

لوطی حيدر که قدارهاش را بیرون کشیده، آنرا در سينه راست خود فرو میكند. نوچههايش او را به كنار سقاخانه میبرند.
لوطی قصه ني و نيستون و ز هم جدا شدن، قصه يكی شدن، از خود و من رها شدن، مردن در خود و بعد زنده شدن به ديگری، باقي در تن يار، در تن خود فنا شدن، پشت اون پرده و ديوار خبرهاست كه ما بیخبريم، چشم ديدن میخواد، دل بريدن میخواد، حالا بهتر میبينم، سينه بيكينه شده، مثل آيينه شده، دِ بگو مشكلتو، همه رازِ دلتو.
باباشمل اگه عشق اينطوريه، اينقده بیرنگه، عشق ماها ننگه، بذار اون عشق به كامت باشه، بذار اون مرغ به دامت باشه. گر چه ما بیخبريم، اما اهل گذريم، ما بازم يه لا قبا، ولو میشيم تو كوچهها، چرا ناغافلي موندگار شدی، منو ميگفتي برو.
لوطی اون خواست من بمونم، كه تو پيشش باشی، نوش و نيشش باشی.
باباشمل لوطی حيدر!
لوطی ديگه راهی نداره، راه ما جدا شده، راه ما جدا شده.

پ.ن: عکسهای این پست برای اولینبار و در کافه کلاسیک منتشر میشود.
تقدیم به "بانو"ی گرامی و همه دوستداران حاتمی