[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 13 رای - 4.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,305
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12615
( 21194 تشکر در 1783 ارسال )
شماره ارسال: #54
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

بین خانم های سریال ، ناتالی از همه شیک پوش تر بود. ایوت قشنگ بود اما زیاد به خودش نمی رسید و البته به رشیدی و بلندی ناتالی نبود. مونیک هم که بیچاره صبح تا شب داشت به رستوران می رسید و وقت اینکه به خودش برسه رو نداشت. درعوض  ناتالی وقتش آزاد بود ( اینقدر که می نشست و تخم مرغ  رنگ می کرد ! ) توی هر قسمت یه لباس می پوشید و مخصوصا وقتی اون لباس گل گلی اندام نما رو می پوشید دیگه هیچ ایست بازرسی آلمانی قادر به متوقف کردن اون نبود ! مادلین هم خوب بود ولی چون کسلر غیرتی بود ، مادلین نمی تونست خیلی آزاد بچرخه و بنابراین اکثرا یا در آپارتمانش بود یا در کافه کاندید. راستی یکبار هم در یکی از قسمت ها چشممان به زن سرگرد برانت روشن شد. ایشان هم بدک نبود ولی بدبختانه  در بمباران به فنا رفت . خیلی دوست داشتیم همسر راینهارت را هم ببینیم اما ظاهرا ایشان زن نداشت ( یا اینکه فوت کرده بود ؟ idont)


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۸۹/۹/۷ صبح ۱۲:۳۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kassandra, دشمن مردم, ژان والژان, زرد ابری, dered, مگی گربه, واتسون, کاپیتان اسکای, کلانتر چانس
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش ) - سروان رنو - ۱۳۸۹/۹/۷ صبح ۱۲:۳۵
پیانوی مکس - برت گوردون - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰, عصر ۰۱:۲۷