[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 13 رای - 4.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,305
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12615
( 21194 تشکر در 1783 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

امروز ظهر دلم تنگ شده بود دست کردم از کمد ، حلقه های دی وی دی  ارتش سری رو بیرون آوردم و اتفاقی یکی رو گذاشتم روی دستگاه. فکر کنم حلقه چهاردهم بود و از نسخه دو زبانه.

همون قسمتی بود که آلمانی ها در حال عقب نشینی از بروکسل هستن و همه شهر منتظر ورود متفقین هستن. از اینکه کسلر اینقدر سعی می کرد که اوضاع رو کنترل کنه اما به علت کمبود نیرو نمی تونست ، حسابی دمق شدم . مخصوصا که مرکز پرتاب موشک V-2 آلمان رو افراد برادلی منفجر کردن و حسابی حالم گرفته شد. اما کمی بعد که  برادلی ، در خیابان به طرز احمقانه ای کشته شد کمی حالم بهتر شد ! مردک خیلی ادعاش می شد. در این قسمت آلبر در زندان بود و مونیک و ناتالی (س)  در حال اداره کافه کاندید بودن . البته در کنار همه اینها سرگرد راینهارت ( محبوب قلب ها ) در حال تکمیل پازل های اطلاعاتی اش در مورد مرکز خط نجات بلژیک بود و حسابی به کافه کاندید مشکوک شده بود. چقدر خوش لباس هستن این آلمانی ها و ایضا ملت بلژیک .


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۸۹/۷/۱۸ عصر ۱۱:۵۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, دشمن مردم, رزا, سم اسپید, Classic, Kassandra, KESSLER, ژان والژان, زرد ابری, ولگرد کوچک, dered, مگی گربه, واتسون, کاپیتان اسکای, ممل آمریکایی, مموله
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش ) - سروان رنو - ۱۳۸۹/۷/۱۸ عصر ۱۱:۵۷
پیانوی مکس - برت گوردون - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰, عصر ۰۱:۲۷