[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 13 رای - 4.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 93


تشکرها : 12544
( 21100 تشکر در 1776 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

با تشکر از  سم اسپید  عزیز که این تاپیک رو بالا آوردن و باعث شدن یادمون بیاد که معرفی شخصیت های سریال ناقص مونده بود .  بهتره این کار رو به سرانجام برسونیم . آخه می گن که کار کرد ؟ ... آنکه تمام کرد ! بعد از معرفی شش شخصیت اول ، به بقیه نقش های می پردازیم. دوستان هم نظر شخصیشون رو نسبت به این شخصیت ها و خود سریال از ما دریغ نکنن. خوشبختانه دی وی دی این سریال زیبا با صداگذاری جدید دوبله هم  به بازار اومده که می تونید تهیه کنید و  لحظات خوبی رو با تماشای اون داشته باشید.

آشنایی با شخصیت های سریال ارتش سری

بخش سوم

جان کرتیس

 جان کرتیس ( کریستوفر نیم )

 مرد رویایی , قد بلند و خوش تیپ داستان ، علاقمند به لیزا ، و لیزا هم علاقمند به او ایضا" ! . قبلا در انگلیس مربی خلبان ها بود و به آنها روش های فرار از دست آلمان ها را آموزش می داد تا در صورت سقوط در اروپا بتونن به انگلیس برگردن اما ناگهان شتر در خونه خودش خوابید و او  را به یک ماموریت فرستادن بروکسل تو دلِ آلمانی ها تا در فراری دادن خلبانان  متفقین به خط نجات کمک کنه. آلبر اولش می خواست او را بکشد چون بهش مشکوک بود اما کیف پر پول اش دل آلبر را نرم کرد ! جان کرتیس گرچه دلش پیش لیزا ( ایوت ) است اما کار مانع میشه که این دو کبوتر عاشق به هم بپیوندن. چندین بار هم گشتاپو نزدیک بود  به هویت اصلی اش پی ببره و حتی یکبار هم دستگیر شد اما انگار همیشه مهره مار داشت و خوش شانس بود ... برعکس نامزد بیچاره اش ... لیزا  narahat

سرگرد راینهارت

سرگرد هانس دیتریش راینهارت ( ترنس هردیمن )

 شخصیت محبوب قلبها ! :heart:جانشین سرگرد برانت مرحوم ، . صاحب کت چرمی ، افسر خسته و باتجربه نیروی هوایی که نشان صلیب شوالیه را همواره برگردن دارد و همین به او قدرت مخالفت با فرمانده کسلر را می دهد چون پیشوا شخصا این صلیب آهنی را به دلیل ماموریت هایش در جبهه شرق ( روسیه ) به او داده است. او هم مانند برانتِ مرحوم  آبش با فرمانده کسلر در یک جوب نمی رود و تنها شخصی است که کسلر جلو اش کم می آورد . از متلک پرانی علیه نازی ها و اس اس باکی ندارد و سرانجام همین بی پروایی است که کار دستش می دهد. از معده درد رنج می برد و اعتقادی به پیروزی آلمان ندارد اما در کارش دقیق و جدی است . او با مطالعه پرونده های سرگرد برانت و پیگیری آنها سر از راز کافه کاندید در می آورد و بسیاری از افراد خط نجات را از بین می برد و حتی به خود کافه کاندید هم نفوذ می کند. او نمونه یک سرباز وظیفه شناس و در عین حال خسته از جنگ رایش سوم است. پایان تراژیک او قلب هر بیننده ای را به درد آورد.

 مادلین معشوقه کسلر

مادلین داکلاس ( هازل مک بری )

 زنِ مرموز همراه کسلر . در نسخه ایرانی ظاهرا همسر سرهنگ کسلر است  اما مانند اکثر موارد اینچنینی دوست دختر  نامزد اوست ! معلوم نیست از کجا آمده اما با دیدن او به سلیقه کسلر آفرین می گویید ! زنی زیبا ، کم حرف و مبادی آداب که با خلق و خوی  فرمانده کسلر می سوزد و می سازد و طعنه ها و خطرات زنِ رئیس گشتاپو بودن را تحمل می کند . بیشترین دلخوشی او اینست که همراه کسلر شب ها به یک جای باصفا مثل کافه کاندید برود . عجیب اینکه کسلر سنگدل هم دلباخته ی اوست و حتی سوابق یهودی بودنش را می سوزاند . تنها دوست مادلین در بروکسل  مونیک  است !  روز آخر او تنها همدم و ملازم کسلر است و البته رسم وفا را هم به جای می آورد و فداکارانه برای نجات همسرِ در بندش که در آستانه  اعدام قرار دارد گردنبند الماس ش را فدا می کند . سکانس پایانِ بازِ سریال  را او و کسلر رقم می زنند . ( نسخه پخش شده از صدا و سیما )


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۸۹/۵/۲۷ صبح ۱۲:۱۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دلشدگان, اسکورپان شیردل, بانو, رامین_جلیلوند, بهزاد ستوده, دشمن مردم, Classic, موسيو وردو, رزا, KESSLER, ژان والژان, زرد ابری, BATMAN, مگی گربه, آلبر فواره, واتسون, جیمز باند, کاپیتان اسکای, کلانتر چانس, مموله
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
پیانوی مکس - برت گوردون - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰, عصر ۰۱:۲۷