[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نگاهی دوباره به کازابلانکا ...
نویسنده پیام
لئو‌ن آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 16
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۵/۱/۶
اعتبار: 7


تشکرها : 20
( 139 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: نگاهی دوباره به کازابلانکا ...

کازابلانکا اکنون هشتاد‌ و چهار ساله است؛ فیلمی که در نگاه من شاید نتوان آن را بر تخت «بهترین تاریخ» نشاند، اما بی‌شک از معدود آثاری‌ست که ذهنم را رها نمی‌کند. هر بار که به سراغش می‌روم، احساس می‌کنم چیزی از جانم دوباره ورق میخورد

در آغاز، با ریک روبه‌روییم؛ مردی که پشت دیوارِ سخت بی‌اعتنایی پنهان شده و هندسه‌ی جهانش را طوری چیده که هیچ‌کس نتواند به گره‌های درونش نزدیک شود. اما آرام‌آرام درمی‌یابیم این خونسردی نه خوی او، که سپری‌ست در برابر زخمی قدیمی. ریک قلبش را در پاریس گذاشته بود و خودش را به تبعیدِ آرام اما بی‌رحمِ کازابلانکا سپرده بود و ناگهان، سال‌ها بعد، نگاهش به‌اتفاق با نگاه الزا تلاقی می‌کند؛ و گذشته مثل موجی بی‌وقفه بر او فرود می‌آید: آوای پیانوی سام، زمزمه‌ی عهدهای نیمه‌شب، و آن نامه‌ی باران‌خورده‌ای که کنار قطار خواند و فهمید عشق همیشه در زمانِ درست نمی‌رسد

ریک، بیش از هر کسی، عاشق الزا بود؛ و الزا این را بهتر از هر‌کس می‌دانست. اما بازگشت لازلو قصه را پیچیده‌تر و تقدیر را بی‌رحم‌تر کرد. اگر ریک الزا را برای خودش نگه می‌داشت، کازابلانکایی پدید نمی‌آمد؛ یک افسانه‌ی شیرین جای آن را می‌گرفت، با پایانی که شبیه زندگی نیست و بیشتر متعلق به داستان های دیزنی است.

من معمولاً هر پنج‌ شش ماه یک بار دوباره به کازابلانکا سر می‌زنم. نه برای اینکه  تکراری نمیشود؛ برای اینکه هر بار، چیزی تازه در سکوتش پیدا می‌کنم. این فیلم یادآوری می‌کند که زندگی همیشه در کمین نشسته، گاهی درست در لحظه‌ی خوشی، جهان را از زیر پای آدم می‌کشد و فقط تماشا می‌کند؛ گاهی هم آنچه را از دست داده‌ای پس می‌دهد تا بعد، بی‌هشدار، دوباره آن را از تو بگیرد؛ این‌بار دردناک‌تر.

و هر بار که قدم‌ زدن ریک و سروان رنو را در مهِ سکانس پایانی می‌بینم، تنها یک حقیقت در ذهنم رسوب می‌کند:

این زندگی است.

نه مطابق خواسته‌های ما حرکت می‌کند، نه در برابر دلتنگی‌ها کوتاه می‌آید. ما سعی می‌کنیم بی‌اعتنا بمانیم اما نمی‌شود؛ می‌کوشیم فراموش کنیم اما نمی‌توانیم.

در نهایت تنها یک حکم می‌ماند:

ما محکومیم…

محکوم به ادامه دادن


مسئله اینجاست که من کُلی منتظر این روز بودم،تمام عمرمو!
۱۴۰۵/۱/۲۵ عصر ۱۰:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ممل آمریکایی, مراد بیگ, رابرت, سروان رنو, mr.anderson, Savezva, شارینگهام, مارک واتنی, کنتس پابرهنه, Classic, ترنچ موزر, BATMAN, باربوسا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
نگاهی دوباره به کازابلانکا ... - Green - ۱۳۹۳/۹/۲۱, صبح ۰۱:۰۶
RE: نگاهی دوباره به کازابلانکا ... - لئو‌ن - ۱۴۰۵/۱/۲۵ عصر ۱۰:۴۲