با درود.
در بخش اینترنت گردی که درباره کوپولا و فورد گفته شد، توجهم به فراز و نشیب های فورد جلب شد.
هاريسون فورد اغلب سعی میکرد بفهمد که جورج لوکاس چقدر از "مهمل" بودن فیلم جنگ ستارگانش آگاه است. معمولاً با کنایه میپرسید که آیا همه چیز مرتب است یا نه! لوکاس، تعریف می کرد که فورد اغلب با تمسخر به او گیر میداد. فورد بعدها گفت: "راستش نمیدانستم قرار است فیلمی به این بزرگی ساخته شود. وقتی سناریو را خواندم، فکر کردم، بیشتر شبیه نمایشهای کودکانه است، پر از شمشیر نورانی و موجودات عجیب!" خودم که هنوز، همین نظر را دارم! فورد بازیگر خاصی است که در سن 40 سالگی ستاره شد. در سال 1969، مسیر حرفهای فورد میتوانست با نقش اصلی فیلم "Atelier Models" کمی متفاوت باشد. ژاک دمی، میخواست فورد در فیلم باشد، اما استودیوی کلمبیا خواستار بازیگری آیندهدار شد.
فورد تصمیم گرفت نجار شود، از طریق همین کار بود که با فرانسیس فورد کوپولا و جورج لوکاس آشنا شد. پس از موفقیت پدرخوانده، کوپولا به دفتر بزرگ جدیدی نیاز داشت و فورد، برای ساختنش استخدام شد. سپس به او نقشهای کوچکی در فیلمهایش داد. از همین طریق بود که فورد به فیلم "American Graffiti" جورج لوکاس راه یافت. بودجه "گرافیتی آمریکایی" کمتر از یک میلیون دلار بود و مشکل بازیگر داشتند، پس حتی کسی مثل فورد هم برایشان ارزشمند بود. به دلیل لغو چند پروژه، در پایان تابستان 1973 فرصتی پیش آمد، و فقط به این سبب، "گرافیتی" را روی چند پرده اکران کردند. در عرض چند هفته، صفهای طولانی جلوی سینماها شکل گرفت، و نمایش فیلم گستردهتر شد. فیلم با هزینهای بین پانصد تا هفتصد و هفتاد هزار دلار ساخته شده بود و تنها در آمریکا 115 میلیون دلار فروخت، و 25 میلیون دیگر در سایر نقاط جهان.
این موفقیت بزرگ و غیرمنتظره، به لوکاس اجازه داد بودجه "جنگ ستارگان" را تأمین کند. فورد با کوپولا و فیلم "مکالمه" به کار ادامه داد، که فیلم کوچکی بود و اگرچه با بودجه 1.5 میلیون دلاری، 5 میلیون دلار فروش داشت و شکست نخورد، اما کسی متوجه فورد نشد. همه توجهات به جین هکمن و کارگردان بود.
فورد دوباره از طریق پارتی به "جنگ ستارگان" راه یافت، آن هم، فقط پس از اینکه همه کسانی که این نقش به آنها پیشنهاد شده بود، ردش کردند! فورد که دستمزدش 5 تا ده هزار دلار بود، فیلم را "مزخرف محض" میدانست و دیالوگهایش را نه چندان جدی و با کنایهای نیمه پنهان میگفت، شاید به همین دلیل انتخاب هم شد! پس از چنین موفقیتی، فورد بلافاصله برای چند فیلم مثل "هانوور استریت" پیتر هایمز، دعوت شد. فورد در مصاحبهای در اوایل دهه 80 گفت که، از تواناییهای محدود کارگردان شوکه شده، و هرگز حتی سعی نکرده فیلم را ببیند، چون امکان نداشت چیز خوبی از آب دربیاید! پس از آن، نقش کوتاهی در "اینک آخرالزمان" کوپولا داشت، کوپولا نقشهای بزرگتری به فورد پیشنهاد کرد، اما او تمایلی به سفر به مکانهای دور برای چندین ماه نداشت، و رد کرد. در سال 1980، "امپراتوری ضربه میزند" اکران شد. موفقیتش کمتر از انتظارات بود، اما پرفروشترین فیلم سال در آمریکا و بقیه جهان شد.
فورد در "جنگ ستارگان" که فیلمی گروهی بود، فقط یکی از چندین بازیگر اصلی بود. همه چیز در سال 1981 تغییر کرد، وقتی او یک فیلم پرفروش بزرگ متعلق به خودش را، پیدا کرد. لوکاس در مقام تهیهکننده و صاحب ایده و امتیاز فیلم، نمی خواست او در همه فیلم هایش باشد، مثل اسکورسیزی که همیشه با دنیرو کار میکرد. ولی وقتی تام سلک از نقش ایندیانا جونز انصراف داد، مجال تعلل نبود، چون دکورها ساخته شده و اجارهها پرداخت شده بود. بنابراین بلافاصله فورد را فراخواندند و قرارداد بستند. و ... "مهاجمان صندوقچه گمشده" پرفروشترین فیلم سال 1981 در آمریکا و بقیه جهان شد.
فورد سال 1982 را در مقام یک ابرستاره با "بلید رانر" آغاز کرد. هريسون همیشه نظر منفی نسبت به این فیلم داشت، ابتدا به دلیل ریدلی اسکات، که به نظر او "چیزی بارش نبود" و بخاطرفیلمبرداری طاقتفرسا، و بعد به دلیل صدای راوی، که فورد از آن متنفر بود و در همه مصاحبهها تهیهکنندگان را به باد انتقاد گرفت. از عدم پذیرش تغییراتی که درخواست میکرد هم، ناخشنود بود! در سالهای 2000 که فیلم به شدت نمادین شده بود، نظرات فورد کمی نرمتر اما همچنان منفی بود! "بلید رانر" با بودجه 28 میلیون دلاری، تنها 41 میلیون دلار فروخت. و این اولین شکست جدی هريسون فورد بود.
در سال 1983، "بازگشت جدای" اکران شد که باز هم پرفروشترین فیلم سال در آمریکا و جهان شد. با 1984 هم، فورد سال موفقی داشت. در آمریکا "پلیس بورلی هیلز" و "شکارچیان روح" از " معبد مرگ" پیشی گرفتند، اما در سطح جهان برای فورد رقیبی نبود.
فیلم بعدی فورد پس از "معبد مرگ"، "شاهد" ساخته پیتر ویر بود. نقش اصلی را قرار بود سیلوستر استالونه بازی کند، که از "پلیس بورلی هیلز" انصراف داده بود! او "شاهد" را دوست داشت، اما از دستمزد پیشنهادی خوشش نیامد. او 10 میلیون دلار میخواست، اما تنها 5 میلیون به او پیشنهاد شد. فورد به تنها 4 میلیون دلار قانع بود. این فیلم با بودجه 12 میلیون دلاری، 116 میلیون دلار فروش داشت و فورد برای این فیلم تنها نامزدی اسکار خود را به دست آورد!فورد آنقدر از کار با پیتر ویر لذت برد که بلافاصله برای فیلم "ساحل پشه" آماده بود. برای این نقش، مجبور شدند منتظر انصراف جک نیکلسون بمانند. این بار بخت با فورد یار نبود و فیلم، با بودجه 25 میلیون دلاری تنها 14 میلیون دلار فروش داشت.
در سال 1988، فورد با رومن پولانسکی در فیلم "دیوانهوار" همکاری کرد. در آن سالها پولانسکی، درحال رد اتهام تجاوز، و فرار از دست عدالت بود، اما دوران تاریکی بود! فورد بارها پیشنهاد تغییر نام فیلم را داد. او میگفت عنوانش تماشاگر را فریب میدهد و به ریتم سریع اشاره دارد، در حالی که برعکس، فیلم کند است. گفته میشود پولانسکی عصبانی شد و از تغییر عنوان هم، خودداری کرد. وقتی فیلم در آمریکا اکران شد، به دلیل فضاحتهای پولانسکی، حولش کمپین تحریم شکل گرفت. و فیلم 20 میلیونی تنها 18 میلیون فروش داشت. و بعد در "دختر شاغل" بازی کرد، که بیشتر یک ملودرام با عناصر کمدی بود، و این فیلم ساخته مایک نیکولز، سود آور شد، بعداز سلسله شکست ها. "دختر شاغل" در گیشه خوب عمل کرد و با بودجه 28 میلیون دلاری، 103 میلیون دلار فروش داشت. و طبق معمول، همه به جز هاريسون، برای اسکار و گلدن گلوب نامزد شدند!
سال 1989 دوباره تحت نشان ایندیانا گذشت. سومین فیلم این سری، مانند دومی، پرفروشترین فیلم سال در جهان بود، اما در گیشه داخلی به "بتمن" باخت. در سال 1990، فورد یک موفقیت گیشهای عظیم دیگر با "بیگناه" داشت. این فیلم با بودجه 22 میلیون دلاری، که بیش از نیمی از بودجه فیلم را حق الزحمه فورد بلعید، 221 میلیون فروش کرد.
اعتقاد بر این است که فورد، تنها یک بار در سال 1991 سعی کرد توجه اسکار را جلب کند. او معمولاً از بازی کردن نقش به قول خودش "عقبماندههای ذهنی" خودداری میکرد، اما به خاطر مایک نیکولز قبول کرد. آن هم فقط بعد از اینکه فهمید فقط در ده دقیقه ای از اوایل فیلم، چنین خواهد بود و مشکلات مشاعری او جدی نخواهند بود. در دهه 90 مد قوی برای چنین شخصیتهایی وجود داشت که، معمولاً منتقدان همه را تحسین میکردند و به همه جایزه میدادند. اما بدِ "در مورد هنری" را گفتند و فورد را، از همه بیشتر سرزنش کردند. با این حال تماشاگران به دیدن فیلم رفتند، و با بودجه 25 میلیون دلاری، 88 میلیون دلار فروش داشت. فیلم بعدی "بازیهای میهنپرستانه" که فورد جایگزین بالدوین شد، که این فیلم با بودجه 45 میلیون دلاری، 179 میلیون فروش داشت.
در اواخر دهه 80 و اوایل 90 او در 5 فیلم بازی کرد که تنها یکی شکست خورد. فیلمی که او به جای "پارک ژوراسیک" و "شیندلر" انتخاب کرد، "فراری" بود. اینجا فورد تقریبا بر همه چیز تسلط داشت و اندرو دیویس را به عنوان کارگردان انتخاب کرد. "فرار" یکی از نمادینترین فیلمهای پرفروش فورد شد. و با بودجه 44 میلیون دلاری، 368 میلیون دلار فروش داشت. باز هم، همه به جز فورد، نامزد دریافت جایزه شدند، اگرچه در نهایت، دلشان نرم شد و یک نامزدی گلدن گلوب دادند. تامی لی جونز هم اسکار و هم گلدن گلوب را برد. پس از "فراری"، فورد با "خطر آشکار" و "ایر فورس وان" موفقیت داشت. اما نه با "سابرینا"، با اینکه فورد بارها علاقه خود به این فیلم را اعلام کرد.
در سال ۱۹۹۷، فورد با "متعلق به شیطان" شکست خورد. فورد بعدها گفت که پیت "پسر خوبی است و ایدههای عالی زیادی داشت"، اما اینطور شد که کارگردان فیلم، دوست خوب فورد، آلن جی. پاکولا بود، و او ایدههای فورد را بیشتر پسندید. شکست فیلم که با بودجه 90 میلیون دلاری تنها 140 میلیون دلار فروش داشت، صفحه جدیدی در حرفه بازیگری هاريسون گشود. شکستها و موفقیتها جای خود را عوض کردند.
پس از آن، کمدی "شش روز، هفت شب" شکست خورد. قبل از فیلمبرداری، افشا شد که هچ لزبین است. این موضوع به طور گسترده در مطبوعات پوشش داده شد. استودیو میخواست او را با کس دیگری جایگزین کند، اما فورد مخالفت کرد. بعدها بسیاری به زوج آنها در فیلم میخندیدند. از فیلمی با بازیگری با دستمزد 20 میلیون دلاری، انتظارات دیگری میرود. بدتر از آن، "قلبهای تصادفی" شکست سنگینی بود. با بودجه 64 میلیون دلاری، تنها 75 میلیون دلار فروش داشت. در این فیلم، فورد با سیدنی پولاک کار کرد. آنها در "سابرینا" عالی با هم کار کرده بودند، اما اینجا فورد بر سر هر چیزی با پولاک بحث میکرد.
فورد در دوران طلایی زمکیس، با فیلم "آنچه در زیر است" موفق ظاهر شد. که با بودجه 100 میلیون دلاری، 292 میلیون فروش داشت. اما پس از آن، وضعیت فورد از نظر گیشه بد شد. ولی نه از نظر دستمزد! او 25 میلیون برای 20 روز فیلمبرداری "K-19" دریافت کرد، اما این فیلم تنها 65 میلیون دلار از بودجه 100 میلیونی را برگرداند. پس از آن، "جنایت در هالیوود" به قعر رفت، که فورد 20 میلیون برایش گرفت. اگر شکست این فیلم، برای جاش هارتنت تقریبا فاجعه و پایان کارش بود! فورد گفت این بدترین فیلم اوست، و وقتی قبول کرد میدانست "آشغال" است، اما "20 میلیون، 20 میلیونه." فورد اغلب سر صحنه، تواناییهای بازیگری جاش را زیر سؤال می برد، تا جایی که جاش حرف زدن با فورد را قطع کرد. "هالیوودیها" تنها 51 میلیون دلار از بودجه 75 میلیونی را جبران کرد. بعد از آن، "دیوار آتش". اینبار گروه فیلمبرداری، فورد را با کلمات بدی یاد میکردند.
اما در سال 2008، چهارمین "ایندیانا جونز" پیدا شد. همه از فیلم انتقاد کردند، اما "قلمرو جمجمه بلورین" فروشی عالی داشت و با بودجه 185 میلیون دلاری، 786 میلیون دلار فروش کرد. پس از آن، او به شکست پشت سر هم تمام فیلمهایش تا سال 2015 ادامه داد، به استثنای دنباله "گوينده خبر" که، فوردش در حد حضور افتخاری بود. و در سال 2015، به او 25 میلیون دلار برای "بیداری نیرو" پرداخت کردند. این فیلم با فروش بیش از 2 میلیارد دلاری بسیاری رکوردها را شکست. موفقیت نسبی دیگرش "روزگار آدلین" بود که فورد در آن نقش دوم را داشت.
و پس از آن، او دوباره پشت سر هم شکست خورد. به ویژه شکست "بلید رانر 2049" چشمگیر بود. این فیلم را باز هم بسیاری از تماشاگران روی دست حمل میکنند، بنابراین شاید 30-40 سال بعد، قسمت سومش را هم بسازند. هاريسون فورد به سریال موفق "یلو استون" پیوست، و سریال "شیکاگو مد"، که البته موفقیتش به آن اندازه نبود. با "آوای وحش" شکست خورد(135 و 110) و نامزد تمشک طلایی شد، برای اولین بار در کل دوران فعالیتش.
و در سال 2023، فورد دوباره با ایندیانا بازگشت. هیچ کس انتظار شکست جونز جدید را نداشت. شش ماه قبل از اکران، آن را یک موفقیت تضمین شده میدانستند، اما نتیجه کمی متفاوت بود. با بودجه سرسامآور 295 میلیون دلاری،و در نهایت با ضرر 143 میلیونی.
با این حال، خود فورد، حالش خوب است! او به استودیو مارول پیوست و در چهارمین "کاپیتان آمریکا" ظاهر شد، که البته حالا آنتونی مکی نقش اصلی را دارد. و این فیلم را هم نمیتوان یک موفقیت دانست. فورد در یکی از مصاحبههایش گفت قصد ترک حرفه را ندارد، چون دوست دارد کار کند و نمیتواند بنشیند و به سقف نگاه کند. او البته میداند که خیلی پیر شده، اما مطمئن است که هنوز بی مصرف نیست.
زحمت این عکسها راهم بتمن گرامی کشیدند، با تشکر. و یکی- دو پوستر هم برای ...


