[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> میخواستم در بخش رادیو کافه بزارم لینک پست نمیشد.نه تونستم عکس بزارم نه ویدیو تا حالا
» <سرگرد راینهارتhttps://www.picofile.com/f/qJOB7dJcxS/ن...https://www.picofile.com/f/qJOB7dJcxS/نمایش-صوتی-قلب-کوچک-پریسا-اثر-محمد-مجلسی-MP3-128K.mp3
» <شارینگهام> تسلیت بابت درگذشت هنرمند همه کاره، مرحوم سیروس ابراهیم‌زاده، روحش شاد
» <شارینگهام> سلام و درود. اول مهر که یادآور روزهای روشن دانایی و دوستی های ماندگارِ مدرسه است ، تبریک می گویم.
» <سرگرد راینهارت> نمایش قلب کوچک پریسا به یاد سیروس ابراهیم زاده تقدیم به دوستان در بخش مربوطه
» <سرگرد راینهارت> صدای ایشان در نمایشهای رادیویی در کنار اثار تلویزیونی و سینمایی ایشان ماندگار شد... نام و یادش گرامی
» <سرگرد راینهارت> سیروس ابراهیم زاده درگذشت.صدای همیشه جوان رادیو
» <سرگرد راینهارت> درود بر همه دوستان
» <BATMAN[تصویر: p311308_spaceship-.png] https://cdn.imgurl.ir/uploads/n491186_Antique.mp4
» <سروان رنو> نگاهی به دوبله اول و دوم فیلم هومبره (مرد) پل نیومن .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=94&pid=4736
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 9 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای کلاسیک و اقتباس های ادبی
نویسنده پیام
دون دیه‌گو دلاوگا آفلاین
مسافر سبزـپوش کافه
***

ارسال ها: 280
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۲/۶
اعتبار: 35


تشکرها : 1353
( 3305 تشکر در 266 ارسال )
شماره ارسال: #55
RE: سینمای کلاسیک و اقتباس های ادبی

(۱۳۹۰/۱۲/۱۴ عصر ۰۶:۱۰)گرتا نوشته شده:  

بانوی سفیدپوش، [...] اقتباسی سینمایی از این رمان در سال 1948 و به کارگردانی پیتر گادفری ساخته شد. 

داستان فیلم که در قرن نوزدهم اتفاق می‌افتد، از آنجا شروع می‌شود که یک نجیب‌زادۀ از کار-افتادۀ انگلیسی به نام فردریک فرلی، استاد نقاشی جوانی به نام والتر هارترایت را استخدام می‌کند تا به برادرزاده‌اش لورا نقاشی آموزش دهد. والتر در شبی وارد دهکدۀ محل اقامت خانوادۀ فرلی می‌شود و در مسیر پیاده‌روی به سوی مقصد، دختر جوان سفیدپوشی را ملاقات می‌کند ....

چندی پیش در گروه تلگرامی مدیا سورس، صوت دوبلۀ کمیابی از فیلم «زن سفیدپوش» (محصول 1981 روسیه) ترمیم و سینک و در دو پارت (در اینجا و اینجا) ارائه شد. [IMDb فیلم]

عنوان فیلم در پخش تلویزیون ایران در دهۀ شصت به «تشـنه» (!) تغییر داده شده بود، ولی عنوان اصلی به روسی Же́нщина в бе́лом یا همان «زن سفیدپوش» است. این فیلم، اقتباس از رُمان معروفی به همین نام، نوشتۀ نویسندۀ نامدار انگلیسی ویلکی کالینز است؛ و از کارگردانی خوب وادیم دِربینُف (دارای عنوان افتخاریِ هنرمند مردمی فدراسیون روسیه)، و بازی‌های خوب گراژینا بایکشتیته (در نقش آنا کاتِریک، و لورا فیرلی)، و الکساندر عبدولُف (دارای عنوان افتخاریِ هنرمند مردمی روسیه، در نقش والتر هارترایت)، و نیز موسیقی متن عالی ساختۀ ولادیمیر چرنیشُـف برخوردار است.

ویلکی کالینز یکی از نخستین نویسندگان ژانر داستان‌های معمایی و کارآگاهی در جهان به شمار می‌رود. او دوست نزدیک چارلز دیکنز بود و تأثیر ارتباط و تبادل افکار میان این دو نویسندۀ بزرگ را می‌توان به‌وضوح در آثار هر دو مشاهده کرد. رمان «زن سفیدپوش» مهم‌ترین اثر کالینز است، طوری‌که وصیت کرده بود پس از درگذشتش روی سنگ قبرش بنویسند که او نویسندۀ آن رمان بوده است!

«زن سفیدپوش» ابتدا بصورت هفتگی در مجلۀ «All the Year Round»، و سپس در سال ۱۸۶۰ میلادی در قالب یک کتاب مستقل منتشر شد. در نظرسنجی بی‌بی‌سی در سال ۲۰۰۳، این رمان با رتبۀ ۷۷ در زمرۀ دویست کتاب محبوب‌ و برتر بریتانیا قرار دارد. «زن سفیدپوش» در سال ۱۳۷۶ شمسی بطور کامل توسط آذرمیدخت کاوه‌خوری و پروین قائمی به فارسی ترجمه و توسط نشر قطره منتشر شده است. [دریافت فایل ترجمۀ کامل کتاب بصورت پی‌دی‌اف و ای‌پاب]

قسمتی از ترجمۀ فارسی اثر:

 «به طرف جاده لندن به راه افتادم. در جاده اصلی و خلوت قدم می‌زدم و با بی‌خیالی درباره بانوان جوان کمبرلند فکر می‌کردم که ناگهان از شنیدن صدای پایی آرام از پشت سر، خون در بدنم منجمد شد. با حرکتی آنی و در حالی که انگشتانم را دور عصایم محکم کرده بودم، برگشتم.

آن جا، وسط جاده اصلی عریض و روشن، زنی تنها ایستاده بود. انگار که همان لحظه از زمین سر برآورده و یا از آسمان فرود آمده باشد. از فرق سر تا نوک پا سفیدپوش بود و در حالی که به ابرهای تاریک آسمان لندن اشاره می‌کرد با نگاهی پرسشگر و اندوهگین به من می‌نگریست. روبه‌رویش ایستادم.
بقدری از حضور ناگهانی آن شبح عجیب در آن محل دور افتاده و خلوت و آن وقت شب یکه خورده بودم که نمی توانستم بپرسم از من چه می خواهد.»

از داستان زن سفیدپوش، دو نمایش صوتی و رادیویی هم، در پیش و پس از انقلاب در ایران تهیه شده است. نسخۀ پیش از انقلابِ آن (با زمان 2 ساعت و 5 دقیقه) به کارگردانی صادق بهرامی را می‌توانید از اینجا دریافت کنید. نسخۀ پس از انقلاب هم تحت عنوان «زنی در ردای سپید» به کارگردانی مجید همزه از پایگاه کتاب گویای ایران‌صدا قابل دریافت است.

هنگام تماشای فیلم «زن سفیدپوش» توانستم صدای جمعی از بهترین گویندگان را که زینت‌بخشِ فیلم شده بود، تشخیص دهم؛ زنده‌یادان: نیکو خردمند (در نقش آنا/آن کاتریک، و لورا فیرلی)، منوچهر والی‌زاده (در نقش والتر هارترایت پرویز نارنجی‌ها (در نقش فردریک فیرلی شهلا ناظریان (در نقش ماریان هالکومبخسرو شایگان (در نقش بارونِت سِر پرسیوال گلاید)، و حسین عرفانی (در نقش کُنت فوسکو).

در دوبلۀ فارسی، تغییراتی در روایت اصلی ایجاد کرده‌اند؛ به‌ شکلی که مادرِ «آنا» را فردی مفلوک و فوت‌شده معرفی می‌کنند. این در حالی‌ست که هم در فیلم و هم در رمان اصلی، مادرِ آنا با نام «جین کاتِریک» نقشی مؤثر و حضوری زنده و محکم در جریان داستان دارد. تمامی بخش‌های مربوط به حضور و تأثیر این شخصیت، دوبله نشده‌ و کاملاً از متن فیلم حذف شده‌اند!

باری، فیلم خوبی است با فضای رازآمیز و پُر تعلیق که تماشای آن را به دوستداران ادبیات و سینما پیشنهاد می‌کنم.

جایی از فیلم، دختر جوان (لورا) مشغول نواختن موسیقی است، و همراه با خم و شکن و نوای محزونِ ساز، سفری هم در چشم‌ها و نگاه‌ها آغاز می‌شود که آغاز و انجامش را دوست داشتم، و اینجا و اینجا در آپارات گذاشتم.




اگر قرار باشد سر یک سامورایی به ناگاه قطع شود، او باید بتواند یک کار دیگر را هم به انجام برساند با موفقیّت.
۱۴۰۴/۵/۵ عصر ۰۹:۳۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, مارک واتنی, Dude, مراد بیگ, آرلینگتون, سروان رنو, Classic, آلبرت کمپیون, اکتورز, ترنچ موزر, Savezva, کنتس پابرهنه, BATMAN, باربوسا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
سینمای کلاسیک و اقتباس های ادبی - Negar - ۱۳۸۸/۱۲/۱۲, عصر ۰۳:۵۳