[-]
جعبه پيام
» <BATMAN> امشب اینو تماشا میکنم جدیدترین فیلم هاپکینز https://www.f2me.top/50821/locked-2025/
» <BATMAN> توصیه میکنم حتما ببینید https://www.f2me.top/4322/the-story-of-a-murderer/
» <ترنچ موزر> چند جایی خوندم و شنیدم که ، فیلم تابستان گرم و طولانی با بازی پل نیومن سه بار دوبله شد، کسی از عوامل دوبله سوم خبر داره؟
» <ترنچ موزر> درود و وقت بخیر خدمت دوستان کافه کلاسیک
» <ممل آمریکایی> روان پدر بزرگوار خانم لمپرت شاد! امیدوارم این بانوی فرهیخته همدردی ما دوستان کافه کلاسیک را بپذیرند.
» <BATMAN> همین حالا متوجه شدم پدر گرامی "خانم لمپرت" هفته پیش فوت کردن ، روحش شاد [تصویر: a4522_Rose.png]
» <BATMAN> گویا صدا و سیما گفته هوش مصنوعیه ، البته تعجبی نداره ، از قدیم گفتن نادان همه را به کیش خود پندارد
» <BATMAN> تشکررر سروان جان [تصویر: z60551_thanks.png]
» <سروان رنو> این هم فیلم اش بتمن جان ... ماشین جیمزباند دیگه تخیل نیست ! https://www.youtube.com/watch?v=Fdhwkap2DFU
» <BATMAN> [تصویر: t005671_TESLA.png] https://asbe-bokhar.com/article/debut/tesla-roadster/
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 13 رای - 4.08 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )
نویسنده پیام
سرگرد راینهارت آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 54
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۷/۱۱
اعتبار: 11


تشکرها : 184
( 439 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #118
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش )

درود.برای دوستانی که پایان داستان شیرینی قصه را به کامشان تلخ کرد روایت جدیدی دارم.

من سرگرد راینهارت به اطلاع دوستداران خودم میرسانم میتوانید ادامه را چنین تصور کنید.من روایت میکنم.به ما چه که فیلمنامه نویس بیشتر از این حال نداشته یا ذوق نوشتن نداشته.

آن صحنه تیرباران نمایشی بود ! شب قبلش فرمانده اردوگاه مرا خواست و به من گفت جناب سرگرد جنگ تمام شده و غیر از جنایتکاران جنگی هیچ کسی محکوم به مرگ نیست و دیگر اینکه ما به هویت این فرد را که اصرار به محاکمه و تیرباران شما را دارد پی برده ایم از طریق یکی از اعضای گروه نجات و به زودی یک گروه ویژه برای انتقال این شخص به مکان دیگری می آیند .و از طرفی شما عضو نیروی هوایی هستید و حساب شما از اس اس ها و گشتاپو جداست اما برای پیشگیری از آشوب و بی نظمی که ممکن است این شخص باعث و بانی آن شود و نظم اردگاه را به هم بریزد من و همکارانم طرحی داریم.ما در اسلحه دسته آتش فشنگ مشقی میگذاریم و شما هم بعد از شنیدن صدای شلیک به زمین بیفتید و ما هم سریعا افراد را دور میکنیم و مثلا جنازه شما را از اردوگاه خارج میکنیم و شما را به اردوگاه دیگری دور از اینجا منتقل میکنیم.این بود که من از ان مکان خارج شدم. یک جیپ با راننده و سه نفر نظامی کانادایی همراه با من نیمه شب از اردوگاه خارج شدیم. اگر علاقه مند به ادامه هستین برایتان میگویم که داستان میتوانست اینچنین ادامه پیدا کند.سرگرد راینهارت زنده باد آلمان ازاد


افراد پست و فرومايه از خطاهاي اشخاص بزرگ حظ فراوان مي برند
..شوپنهاور
۱۴۰۴/۱/۱ صبح ۰۱:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, سروان رنو, Jack Robinson, ممل آمریکایی, کمیسر مولدوان, رابرت
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
پیانوی مکس - برت گوردون - ۱۳۹۳/۱۰/۳۰, عصر ۰۱:۲۷
RE: ارتش سری ( کافه کاندید و ماجراهایش ) - سرگرد راینهارت - ۱۴۰۴/۱/۱ صبح ۰۱:۲۷