[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 6 رای - 3.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بهارانه ...
نویسنده پیام
رابرت آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 152
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۰/۶/۲۰
اعتبار: 30


تشکرها : 2345
( 2212 تشکر در 152 ارسال )
شماره ارسال: #65
عیدی‌های آن روزها و این روزها

(۱۴۰۱/۱۲/۲۹ عصر ۰۷:۱۵)رابرت نوشته شده:  

قبل از گسترش شبکه‌های تلویزیونی و آمدن اینترنت، آماده شدن ما برای استقبال از عید نوروز حکایتی دیگر داشت. ما با کمترین‌ها شاد می‌شدیم و دل‌خوش...

یک برنامه تلویزیونی دلخواه، یک موسیقی شاد و اسکناس‌های ۱۰ تومانی و ۲۰ تومانی. تازه در اواخر دهه شصت -اگر شخص عیدی‌دهنده خیلی تحویلت می‌گرفت- یک اسکناس ۱۰۰ تومانی تا نخورده که بوی نویی می‌داد، از لای قرآن بیرون می‌آورد و دستت می‌داد! معمولاً اقوام بابا اسکناس نو عیدی می‌دادند و اقوام مامان چند جلد کتاب.

یکی از دغدغه‌های جدی من در نوروزهای این سال‌ها، تهیه و تحویل عیدی مناسب به بچه‌هاست! چه بچه‌های اقوام و چه فرزندان خودم.

اصلاً نوع شادی و رضایت دهه پنجاه و شصتی‌ها با بچه‌های این زمانه به کل متفاوت است. امروزه روز، با تورمی افسار گریخته و وحشتناک، اسکناس‌های میلیون ریالی نیز برای کودکان ارزش و اعتبار خاصی ندارند و با نگاهی تمسخرآمیز دریافت می‌شوند! هر چند اگر عیدی‌دهنده نگون‌بخت، کارمند و یا کارگر و حتی کاسبی خرده‌پا باشد، دخل و خرج همان یک اسکناس هم برایش مهم است!rrrr:

برنامه‌های تلویزیون -همان طور که با سلیقه ما هم‌خوانی ندارد- به مذاق بیشتر بچه‌ها نیز خوش نمی‌آید و البته دسترسی به منابع مختلف تهیه و تماشای آخرین آثار روز دنیا، اشتهای تصویری‌شان را سیری‌ناپذیر کرده است. انیمیشن‌های ژاپنی قدیمی با داستان‌های کلاسیک، معمولاً برای‌شان جذاب نیست و حتی آثار قدیمی دیسنی که ما برای‌شان سر و دست می‌شکستیم و می‌شکنیم، چندان سر ذوق‌شان نمی‌آورد. بیشتر آنها ترجیح می‌دهند خانه پر سر و صدا، کاپیتان زیر شلواری، تایتان‌های نوجوان و باب اسفنجی را ببینند. آن طور که ما شیفته کتاب بودیم و ساعت‌ها با نوشته‌ها و عکس‌ها و نقاشی‌هایش سرگرم می‌شدیم، جذب کتاب نمی‌شوند و وقت‌شان را صرف آن نمی‌کنند. نه تنها بازی‌های فیزیکی (همچون هفت سنگ، لیله، زوو، گانیه، دزد و پلیس و ...) راضی‌شان نمی‌کند؛ بلکه بازی‌های ساده فکری و حتی تفننی چون منچ، مار و پله و روپولی زود حوصله‌شان را سر می‌برد و کنسول و PS4 و PS5 را بسیار بیشتر ترجیح می‌دهند.

خیلی‌ها معتقدند این تفاوت‌ها از اقتضائات زمانه و اجتناب‌ناپذیر است؛ اما من معتقدم این میزان تفاوت بین نسل‌ها، فقط به خاطر پیشرفت تکنولوژی نیست و عوامل متعدد دیگری همچون اشکالات سیستم آموزش و پرورش و نوع اداره رسانه‌ها توسط مسئولان در این بی‌حوصلگی دخیل هستند.

خلاصه راضی کردن بچه‌ها در این زمانه بسیار سخت، پر زحمت و غالباً تلاشی نافرجام است! اما در کودکی ما داستان خیلی متفاوت بود. به کمترین‌ها دل‌خوش بودیم و بهترین خاطرات‌مان در همان روزها شکل گرفته‌اند...     

دقیقاً دو سال پیش و در این پست شرح مختصری از حال و هوای آن نوروزها نوشتم. شخصاً با خرید یک ویژه‌نامه هفتگی سر ذوق می‌آمدم و تمام لذتم در دید و بازدید اقوام، دریافت عیدی و تماشای تلویزیون خلاصه می‌شد. عیدی‌هایی که اوایل دهه شصت به ۱۰ یا ۲۰ تومان محدود می‌شدند و اواخر دهه شصت به ۱۰۰ تا حداکثر ۲۰۰ تومان... اما دریافت همین مبالغ بسیار لذت‌بخش بود.

از آن بهتر، کتاب‌هایی که خاله و دایی‌ها و گهگاه بعضی اقوام دیگر برای‌مان می‌خریدند و بیشتر محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، کتاب‌های شکوفه (وابسته به انتشارات امیر کبیر) و ... بودند. البته تمام این کتاب‌ها نو نبودند. مخصوصاً خیلی وقت‌ها دایی کوچکترم کتاب‌های قدیمی خودش را به ما هدیه می‌داد که اتفاقاً آنها را بیشتر هم دوست داشتیم. (خوشبختانه و با وجود تمام مصیبت‌های اسباب‌کشی‌های پر شمار و کوچکی منازل، این کتاب‌ها را مثل جان نگاه داشته‌ام.)

بعضی از کتاب‌هایی که در نوروزهای مختلف دهه شصت عیدی گرفتم.

این بازی، عیدی نوروز ۱۳۶۸ از طرف مادرم بود و مدت‌ها با آن سرگرم بودیم! این تصاویر را تقدیم کردم؛ چون به گمانم خاطره مشترک خیلی از ماست.

یک‌یک نوروزهای دهه شصت برای من پر از خاطره است. زندگی ما در آن سال‌ها تحت تأثیر جنگ بود؛ اما باز هم خود را با شرایط وفق می‌دادیم. اما دوست دارم به طور ویژه به نوروزهای ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ اشاره کنم که به دلایلی تمام جزییات آنها در خاطرم مانده است:

در اولی، تحویل سال حدود ۱ ظهر بود و هم‌زمان با تحویل سال، تهران و چند شهر دیگر مورد اصابت موشک قرار گرفتند.* تحویل سال ۱۳۶۸، یکی-دو دقیقه به ۷ بعد ازظهر بود و تفاوت این نوروز با نوروزهای قبل، پایان جنگ هشت ساله عراق و ایران در مرداد سال قبل بود. در واقع ایرانی‌ها پس از سال‌ها، دیگر دغدغه جنگ نداشتند. 

ما هر دو سال، طبق رسم همیشگی به خانه پدربزرگ و مادربزرگ مادری رفتیم. خاله و شوهرش همراه پسر خردسال‌شان می‌آمدند و البته دایی‌ها هم که مجرد بودند، حضور پر رنگی داشتند.

شاید برای بعضی مضحک به نظر برسد؛ اما در یکی از این نوروزها، خوشحالی من به خاطر تماشای  سریال کوچک جنگلی (تولید سال ۱۳۶۶، به کارگردانی بهروز افخمی) بود و من مشتری پر و پا قرص آن بودم! آن زمان سریال‌ها به صورت هفتگی پخش می‌شدند و قسمت اول، همان شب نخستین سال جدید روی آنتن رفت و البته چون در این قسمت، اتفاق تلخ و خشنی رخ نمی‌داد، خاطره خوبی برایم به جا گذاشت. همه دور سفره و سبزی پلو با ماهی و تماشای سریال! آن سال‌ها فقط دو‌ شبکه وجود داشتند و ایام عید بره‌کشان ما بود و می‌توانستیم هر روز پای تلویزیون بنشینیم و فیلم و سریال ببینیم.

از دیگر ویژه برنامه‌های آن سال که دوست دارم به طور مجزا از آن یاد کنم، سینمای کمدی به تهیه‌کنندگی و اجرای جمشید گرگین بود.

سینمای کمدی با تهیه‌کنندگی و اجرای جمشید گرگین

این برنامه سهم بسیار مهمی در شادی ما داشت و برای پخش همه روزه آن لحظه‌شماری می‌کردیم. شاید نسل ما برای اول بار از طریق این برنامه با کمدین‌هایی همچون نورمن ویزدم، ابوت و کاستلو، پیتر سلرز، جری لوییس، برادران مارکس و ... آشنا شد. (هر چند برنامه‌هایی نیز به کمدین‌هایی همچون چارلی چاپلین، هارولوید و لورل و هاردی اختصاص داشت؛ اما این عزیزان از قبل شناخته شده بودند و آثارشان بارها از تلویزیون پخش شده بود.)

در پایان برای تجدید خاطره، دو ویدئوی زیر را ببینید:


یکی از قسمت‌های سینمای کمدی که دو سال پیش از شبکه آبادان بازپخش شده است


صحبت‌های شنیدنی جناب جمشید گرگین در برنامه صبحی دیگر (۵ دی ۱۴۰۰)

---------------------------------------------

* بمباران شهرهای مختلف ایران از ۹ اسفند سال ۱۳۶۶ توسط عراق شدت گرفت و البته ایران هم دست به اقدام متقابل زد. این اوضاع تا آنجا پیش رفت که مدارس ایران از میانه‌های اسفند به کل تعطیل شدند و آموزش به صورت محدود از طریق دو شبکه موجود انجام می‌گرفت. شرح این دوران، نوشتاری مجزا می‌طلبد که اگر عمری بود، تقدیم خواهد شد.


يا رادَّ ما قَدْ فات... (ای برگرداننده آنچه از دست رفته است...)
۱۴۰۳/۱۲/۳۰ عصر ۰۶:۱۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اکتورز, مراد بیگ, آرلینگتون, مارک واتنی, سروان رنو, Emiliano, کوئیک, پیرمرد, Classic, کنتس پابرهنه, مموله, شارینگهام, ترنچ موزر, rahgozar_bineshan, mr.anderson, Kathy Day, Dude, BATMAN
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
بهارانه ... - Classic - ۱۳۸۸/۱۲/۲۹, صبح ۰۹:۱۵
RE: بهارانه ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱/۸, عصر ۰۷:۰۳
RE: بهارانه ... - سروان رنو - ۱۳۸۹/۱/۱۴, عصر ۱۱:۲۴
RE: بهارانه ... - Classic - ۱۳۸۹/۱/۲۱, صبح ۱۰:۲۲
RE: بهارانه ... - دلشدگان - ۱۳۸۹/۱/۲۱, صبح ۰۸:۴۹
RE: بهارانه ... - بهزاد ستوده - ۱۳۸۹/۱/۲۱, صبح ۱۰:۳۲
RE: بهارانه ... - منصور - ۱۳۹۰/۱/۶, صبح ۰۸:۵۰
یه بهار قشنگ تر... - بانو - ۱۳۹۰/۱/۶, عصر ۰۷:۲۱
RE: بهارانه ... - دلشدگان - ۱۳۹۰/۱/۱۶, عصر ۰۵:۰۸
RE: بهارانه ... - دزیره - ۱۳۹۰/۱/۲۰, صبح ۰۱:۳۷
RE: بهارانه ... - حمید هامون - ۱۳۹۰/۱۲/۲۵, عصر ۰۸:۳۰
RE: بهارانه ... - دزیره - ۱۳۹۰/۱۲/۲۷, عصر ۰۲:۲۹
بهارانه ... - بانو - ۱۳۹۰/۱۲/۲۸, عصر ۱۰:۵۸
RE: بهارانه ... - Papillon - ۱۳۹۰/۱۲/۲۹, صبح ۱۲:۱۱
RE: بهارانه ... - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۱۲/۲۹, صبح ۱۰:۵۷
RE: بهارانه ... - دلشدگان - ۱۳۹۰/۱۲/۲۹, عصر ۰۵:۵۷
RE: بهارانه ... - KESSLER - ۱۳۹۱/۱/۲, عصر ۰۷:۰۰
RE: بهارانه ... - راتسو ریــزو - ۱۳۹۱/۱/۲, عصر ۱۱:۱۰
RE: بهارانه ... - دزیره - ۱۳۹۱/۱۲/۲۷, صبح ۰۹:۴۰
بهارانه ... - بانو - ۱۳۹۱/۱۲/۲۸, صبح ۱۰:۱۶
RE: بهارانه ... - جو گیلیس - ۱۳۹۱/۱۲/۲۹, عصر ۰۳:۰۸
RE: بهارانه ... - حمید هامون - ۱۳۹۱/۱۲/۲۹, عصر ۰۶:۰۶
RE: بهارانه ... - پرشیا - ۱۳۹۱/۱۲/۲۹, عصر ۱۱:۵۹
RE: بهارانه ... - دلشدگان - ۱۳۹۱/۱۲/۳۰, عصر ۰۱:۴۲
RE: بهارانه ... - دن ویتو کورلئونه - ۱۳۹۲/۱/۱, صبح ۱۲:۴۲
RE: بهارانه ... - Classic - ۱۳۹۲/۱/۱, صبح ۰۹:۵۵
RE: بهارانه ... - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۲/۱/۱, عصر ۰۲:۰۵
بهارانه ... - بانو - ۱۳۹۳/۱/۱, عصر ۱۲:۵۸
RE: بهارانه ... - حمید هامون - ۱۳۹۳/۱/۱, عصر ۰۷:۲۶
RE: بهارانه ... - Joe Bradley - ۱۳۹۳/۱/۲, صبح ۰۱:۵۱
RE: بهارانه ... - خانم لمپرت - ۱۳۹۳/۱/۲, صبح ۱۱:۵۹
بهارانه 93 - برت گوردون - ۱۳۹۳/۱/۲, عصر ۰۷:۰۳
RE: بهارانه ... - Joe Bradley - ۱۳۹۳/۱/۷, عصر ۰۱:۰۲
بهارانه ! - BATMAN - ۱۳۹۴/۱/۱, صبح ۰۲:۵۳
RE: بهارانه ... - Joe Bradley - ۱۳۹۴/۱/۱, صبح ۰۴:۲۹
RE: بهارانه ... - ژان والژان - ۱۳۹۴/۱/۲, صبح ۰۷:۰۱
RE: بهارانه ... - بانو - ۱۳۹۴/۱/۷, صبح ۱۱:۱۸
RE: بهارانه ... - بانو الیزا - ۱۳۹۴/۱۲/۲۷, صبح ۰۷:۰۶
جاری ام از عشق! - کاپیتان اسکای - ۱۳۹۴/۱۲/۲۷, عصر ۰۸:۳۱
آغاز سال 1395 - کاپیتان اسکای - ۱۳۹۵/۱/۱, عصر ۰۷:۲۳
RE: بهارانه ... - Joe Bradley - ۱۳۹۵/۱/۳, عصر ۰۸:۵۲
RE: بهارانه ... - جروشا - ۱۳۹۵/۱/۸, عصر ۱۱:۴۵
RE: بهارانه ... - Classic - ۱۳۹۶/۱/۱, عصر ۱۲:۲۵
RE: بهارانه ... - Joe Bradley - ۱۳۹۶/۱/۷, عصر ۱۱:۳۴
RE: بهارانه ... - Classic - ۱۳۹۶/۱۲/۲۹, عصر ۱۱:۰۲
RE: بهارانه ... - مراد بیگ - ۱۳۹۸/۱/۱, صبح ۰۳:۳۸
RE: بهارانه ... - مراد بیگ - ۱۳۹۹/۱/۱, صبح ۱۱:۳۱
RE: بهارانه ... - سروان رنو - ۱۳۹۹/۱/۱۵, عصر ۰۲:۲۱
RE: بهارانه ... - مراد بیگ - ۱۳۹۹/۱۲/۳۰, عصر ۰۹:۰۶
بهار غم انگیز - مراد بیگ - ۱۴۰۰/۱۲/۲۹, عصر ۰۹:۳۹
RE: بهارانه ... - سروان رنو - ۱۴۰۴/۱/۱۹, عصر ۱۱:۵۸
RE: بهارانه ... - rahgozar_bineshan - ۱۴۰۴/۱/۲۰, صبح ۰۹:۰۴
RE: بهارانه ... - Emiliano - ۱۴۰۴/۱/۲۰, عصر ۰۲:۲۴
RE: بهارانه ... - سروان رنو - ۱۴۰۴/۱/۲۰, عصر ۰۸:۱۳
RE: بهارانه ... - Savezva - ۱۴۰۴/۲/۶, عصر ۰۶:۱۳
ارغوان - مراد بیگ - ۱۴۰۵/۱/۳, صبح ۰۳:۱۰
RE: بهارانه ... - آلبرت کمپیون - ۱۴۰۵/۱/۴, عصر ۱۰:۵۵
RE: بهارانه ... - لئو‌ن - ۱۴۰۵/۱/۱۲, عصر ۰۹:۲۳
بهارانه ... - اسکورپان شیردل - ۱۳۹۰/۱/۲, صبح ۰۲:۰۱
بهار آمد ...بهار آمد - بهزاد ستوده - ۱۳۹۰/۱۲/۲۴, صبح ۱۱:۱۰
RE: بهار آمد ...بهار آمد - rahgozar_bineshan - ۱۳۹۰/۱۲/۲۴, عصر ۱۲:۵۳