[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دستنوشته ها و دلخوری ها
نویسنده پیام
آلبرت کمپیون آفلاین
کارآگاه کافه
***

ارسال ها: 311
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۴
اعتبار: 44


تشکرها : 3666
( 3691 تشکر در 272 ارسال )
شماره ارسال: #55
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها

توی پست قبلی راجع به خاله و عمو صحبت کردم و گفتم که بعد از 18 سال زندگی مشترک بچه دار نشده بودن. اونها مدتی مستاجر ما بودن و بعد خونه خریدن و از خونه ما رفتن. چند سال بعد از رفتنشون خبردار شدیم که بچه دار شدن. یادمه عید بود و ما دسته جمعی به دیدارشون رفته بودیم. هم برای تبریک عید و هم برای قدم نورسیده. عمو و خاله خیلی خوشحال بودن که بعد از حدود 20 سال بالاخره صاحب فرزند شدن. اما خاله می گفت: خوابنما شدم ! خواب دیدم فاطمه زهرا اومد و به من یک سیب داد و گفت بزودی بچه دار میشی. فردای اون روز فهمیدم که باردارم. چون من این بچه رو از حضرت فاطمه گرفتم اسمش رو فاطمه گذاشتم. این هم یکی دیگه از اون داستانهای محیرالعقول خاله بود.

مدتی بعد خاله دوباره باردار شد و یک دختر دیگه به دنیا آورد. اسم این یکی رو گذاشت فائزه. چند سال قبل، اما شب عید خبر بدی به ما رسید. باور کردنی نبود. درست شب سال تحویل یعنی 29 اسفند، خاله فوت کرد. ظاهراً مدتی بود که مبتلا به سرطان شده بود و در بیمارستان با مرگ دست و پنجه نرم می کرد. روانش شاد. حالا عمو مونده بود با دوتا دخترش: فاطمه و فائزه. فاطمه چند وقت پیش ازدواج کرد و رفت. فائزه اما هنوز ازدواج نکرده و با پدرش زندگی میکنه.


بی نیاز باشید تا به ریش مردم توانید خندید.
عبید زاکانی
۱۳۹۹/۱۲/۲۷ صبح ۱۱:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پروفسور, مارک واتنی, پهلوان جواد, EDWIN, ماهی گیر, باربوسا, نورما دزموند
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - نسیم بیگ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۳, عصر ۰۵:۱۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - زبل خان - ۱۳۹۳/۵/۱۱, صبح ۱۱:۲۸
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - پیرمرد - ۱۳۹۳/۷/۱۳, عصر ۱۰:۵۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - Keyser - ۱۳۹۳/۱۰/۶, عصر ۱۰:۲۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - نسیم بیگ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴, صبح ۱۲:۰۹
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - نسیم بیگ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴, صبح ۰۷:۰۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - برو بیکر - ۱۳۹۳/۱۰/۲۵, عصر ۰۴:۲۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - سروان رنو - ۱۳۹۳/۱۰/۲۶, عصر ۰۲:۰۹
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - نسیم بیگ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۲, عصر ۱۰:۵۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - منصور - ۱۳۹۴/۱/۱۴, عصر ۱۰:۳۷
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - جروشا - ۱۳۹۴/۳/۷, عصر ۰۸:۳۵
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - Keyser - ۱۳۹۴/۳/۸, صبح ۰۸:۱۷
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۳, عصر ۰۷:۵۷
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - منصور - ۱۳۹۶/۱/۳۱, صبح ۰۷:۳۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - Jack Robinson - ۱۳۹۶/۲/۲۷, عصر ۰۵:۰۷
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - آلبرت کمپیون - ۱۳۹۹/۱۲/۲۷ صبح ۱۱:۳۵
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - سروان رنو - ۱۴۰۱/۱۰/۱۰, عصر ۰۷:۳۰
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - Emiliano - ۱۴۰۱/۱۰/۱۰, عصر ۱۰:۵۷