[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 5 رای - 3.4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینما پارادیزو
نویسنده پیام
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1033
( 1855 تشکر در 216 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: سینما پارادیزو

چندی پیش نقدهای دوستان گرامی را در این تاپیک خواندم و آنقدر تحت تاثیر نوشته های زیبای شان قرار گرفتم که به تماشای فیلم سینما پارادیزو ترغیب شدم. اینگونه شد که چند روز پیش برای اولین بار به تماشای این فیلم اثرگذار نشستم. با توجه به اینکه هر بیننده برداشت خود را از فیلم ها دارد، گفتم من هم دیدگاه خود را به شکلی کوتاه درباره آن بنویسم. چرا که دوستان هنرمند و هنردوست کافه به شکلی کامل و جامع درباره آن سخن گفته اند.

به اعتقاد من این فیلم درباره اسارت است! نه اسارتی که پشت میله های زندان بگذرد، بلکه اسارتی که در قلب انسان جا خوش کرده است و قرار نیست به این سادگی ها دست از سر بشر بردارد. وقتی چیزی را داریم ممکن است داشتنش برای ما جذاب باشد، در چشممان عادی به نظر برسد و یا حتی از آن بیزار باشیم. اما وقتی آن را از دست می دهیم، دیگر آن چیز تنها یک مورد زیبا یا زشت نیست، بلکه حسرتی است که در گوشه قلبمان رخنه کرده است. چیزی که از دست داده ایم ممکن است کودکی مان باشد، جوانیمان و یا هر چیز دیگری که در پس آنها می آید.

توتوی فیلم سینما پارادیزو کودک سرزنده و شادی است که عاشق سینماست. شاید او هنوز نمی داند که قرار است چکاره شود، اما به خوبی می داند که آن شغل هر چه هست باید متعلق به سینما باشد. توتو سینما را به دست آورد. اما خیلی چیزها را نیز از دست داد. او سرزندگی و شادمانی کودکی هایش را از دست داد. عشق دوران جوانی اش, النا را از دست داد. دوست دوران کودکی اش آلفردو و سینما پارادیزو را نیز از دست داد. شاید در چشم همگان وی انسانی بسیار موفق و خوشبخت باشد اما واقعیت اینست که او یکی از همان مردم است. او هم اسیر حسرت هایی است که مگر با بیرون کشیدن قلبش بتواند از آنها رهایی یابد! شاید اگر پشت میله های زندان اسیر بود، عده‌ای او را تا حدودی درک می کردند.اما عجیب آنکه با وجود اینکه همه انسانها در قلبشان گرفتار غل و زنجیرند اما اسارت دیگری را درک نمی کنند.  با گذر زمان از دست رفته های زندگی بیشتر می شوند و انسان اگر نجنبد روزی خود را یکه و تنها می بیند با خاطراتی که در دلش محبوس شده اند. پس وی همیشه باید به دنبال چیزهایی نوین در زندگی باشد تا با آنها، درد آنچه را که از دست داده، تا حدودی تسکین دهد. مانند توتو که سینما را به دست آورد و معشوقه سال‌های جوانیش النا که تشکیل خانواده داده است.

من فکر می کنم انتخاب هنر سینما به عنوان یک پیشه در این فیلم انتخاب کاملا به جایی بوده است. چرا که ما احساسات آدمی را درک نمی کنیم مگر آنکه جادوی هنر هفتم دریچه ای به سوی آن برایمان بگشاید و به ما اجازه دهد که اسارت درون انسان را لمس کنیم. شاید اگر کسی سرنوشت زندگی اش را برایمان تعریف می کرد نمی توانستیم آنطور که هنر هفتم منقلبمان می کند، با او همزاد پنداری کنیم.

این فیلم داستان توتو(سالواتوره)نیست. داستان اسارت است. داستان من است. داستان تو است. داستان آنهاست. بله, این فیلم داستان همه ما انسانهاست!


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۳۹۹/۵/۱۹ صبح ۰۷:۳۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پروفسور, مارک واتنی, کنتس پابرهنه, سروان رنو, دون دیه‌گو دلاوگا, پرنسس آنا, زرد ابری, نورما دزموند, مورفیوس, مراد بیگ, Classic
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
سینما پارادیزو - Classic - ۱۳۸۸/۶/۹, عصر ۱۱:۰۸
RE: سینما پارادیزو - بانو الیزا - ۱۳۹۴/۸/۱۵, صبح ۰۷:۵۵
RE: سینما پارادیزو - Savezva - ۱۳۹۷/۱۱/۱۷, صبح ۱۱:۲۴