[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داستان هایی که جایشان در سینما خالی است
نویسنده پیام
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1033
( 1855 تشکر در 216 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: داستان هایی که جایشان در سینما خالی است

کودکی مفهوم عجیبی دارد. گاه دلمان برایش پر می زند. گاه ممکن است از بعضی شرایطش گریزان باشیم و گاه با شنیدن این کلمه دلمان می گیرد. چرا که می دانیم نمی توانیم حتی برای لحظه ای لمسش کنیم. در واقع چیزی جز خاطرات برایمان نمانده است. خاطراتی که مشابهشان را به شیوه های مختلف تکرار می کنیم, اما عطش ما را که برطرف نمی کنند هیچ، تشنه تر از گذشته، ما را به دنبال رفع آن تشنگی مضاعف می فرستند که همچنان قرار است ما را تشنه تر کنند!

کودکی معمولا به عنوان نماد پاکی و صداقت شناخته می شود اما با اینحال نمی توان منکر این هم شد که خیلی ها شرارت های خود را در آن دوره بروز داده اند. همین دوگانگی باعث شده که بعضی نویسندگان در داستان هایشان به سراغ کودکانی بروند که در ورای ظاهر مظلوم شان دغل بازترین بزرگسالان را نیز خام می کنند. وقتی کسی را دوست داریم بدیهایش را نمی بینیم، یعنی نمی خواهیم که ببینیم و این کار را برای آنها ساده تر می کند. درست مانند عاشق و معشوقی که بدون توجه به خصوصیات دیگری، همدیگر را می خواهند، حالا به هر قیمتی.

سالها پیش قبل از اینکه چشمم به رمان فرشته شریر بیفتد، نویسنده انگلیسی اش تیلور کالدول را نیز نمی شناختم. زنی که بیشتر در نوشتن رمان های تاریخی و مذهبی فعالیت می کرد.

فرشته شریر داستان کودکی ظاهرا دوست داشتنی به نام آنجلو بود که با پدر و مادرش زندگی می کرد. زن و شوهری که در زیر یک سقف زندگی می کردند, اما رابطه آنها به سردی گراییده بود. شاید آنچنان کشمکشی نداشتند, اما احساس شان در آن سالها فاقد احساس زن و شوهری بود. آنجلوی کوچک به خاطر ظاهرش, مظلوم به نظر می رسید. اما از هر فرصتی برای آزار غیر مستقیم و گاه مستقیم دیگران استفاده می کرد. تا به اینجا شاید چندان غیرطبیعی به نظر نرسد. اما وقتی این فرشته دوست داشتنی قصد جان دیگران را هم می کند دیگر به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت.

اما عشق مادری قوی تر از آن است که به دنبال جوابی منطقی برای رفتارهای پسرش باشد. مخصوصاً وقتی که کودک اشک می ریزد و خود را در آغوش مادر می اندازد، مادر چاره ای جز انکار حقیقت و در آغوش گرفتن کودک خویش ندارد. ولی خاله جوان آن بچه با اینکه عاشقانه دوستش دارد و از وی مراقبت می کند, حقیقت امر را نیز تشخیص می دهد. (به هر حال احساس یک خاله متفاوت با احساس مادری است.) اما مطرح کردن موضوع با خواهرش بی فایده است. چرا که مادر هر کسی را حاضر است پس بزند, غیر از فرزندش و کسی که اینچنین حامی بزرگی دارد از هیچ کاری برای رسیدن به امیالش سرباز نخواهد زد. آنجلو وقتی وجود خاله ایی که آنقدر دوستش دارد را خطرناک می شمارد، تصمیم به حذف دائمی وی از زندگی اش می گیرد اما ...

اکثر کودکانی که به عنوان شریر در فیلم ها معرفی شده اند یا جن زده هستند و یا شیاطینی هستند که به شکل کودک درآمده اند. اما به ندرت فیلمی ساخته شده که این قضیه را در چارچوب واقعیت نمایش دهد. به هر حال در صد بالایی از جنایتکاران شرارت های خود را از همان اوایل زندگی بروز می داده اند.

جوزف روبن کارگردان آمریکایی، فیلم قابل تأمل فرزند خوب را در سال ۱۳۹۳ براساس فیلم نامه ای از ایان مک یوون ساخت و در آن مکالی کالکین نقش پسر بچه حیله گر و شیطان صفتی را بازی می کرد که دنیای کوچک خود را به هر قیمتی بر طبق نیازهای خویش پیش می برد. او جن زده نبود! تنها نماد کودکی انسان هایی بود که در دنیا مشکل آفرین می شوند.

فرشته شریر داستان جذابی است و قابلیت این را دارد که تبدیل به یک تریلر روانشناختی پر پیچ و تاب شود و دست روی سوژه ای بگذارد که هنوز یکی از ناشناخته ترین علم های جهان است: درون پر تلاطم انسانی!


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۳۹۶/۱۰/۲۷ صبح ۰۴:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, لو هارپر, آمادئوس, بانو الیزا, rahgozar_bineshan, مراد بیگ, Classic, سناتور, شارینگهام, پرنسس آنا, پروفسور, کنتس پابرهنه
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: داستان هایی که جایشان در سینما خالی است - لوک مک گرگور - ۱۳۹۶/۱۰/۲۷ صبح ۰۴:۱۷