[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلمی که حس و حال واقعی جنگ جهانی دوم را دارد : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...6#pid47426
» <شارینگهام> فیلم «شب بیست و نهم» در سینمای ایران بی نظیره، فیلم ترسناک همتای اون نیست.
» <BATMAN> با این وجود حمید رخشانی با تیزهوشی بالا تونسته در سکانسهای مختلف ذهن مخاطب تیزبین و نکته سنج رو به فیلم نامه و داستان اصلی ارجاع بده
» <BATMAN> اونزمان به کارگردان اجازه ندادن فیلمنامه اصلی رو کارگردانی کنه در نهایت مجبور شده زیر تیغ سانسور بره، به همین دلیل بیننده حین تماشا با تناقضات زیادی مواجه میشه
» <BATMAN> درسته شارینگهام عزیز، شب بیست و نهم بهترین فیلم ترسناک سینمای ایرانه/ دختر همسایه در واقع همون جن بوده ، بخاطر همین یجاها ازش صدای موجودی درنده خو به گوش میرسه
» <شارینگهام> بتمن جان، گرچه مسخره بود، ولی تجدید خاطره ی خوبی بود!
» <BATMAN> چه خنده دار و البته مسخره https://uupload.ir/view/tanz_akj2.mp4/
» <شارینگهام> درود بر یاران کافه،نسخه ی دوبله« بانویی با سگ ملوس» موجوده؟
» <آدمیرال گلوبال> ممنون...دوبله آواز زیر باران جایی پیدا میشه
» <کنتس پابرهنه> درود بر همه دوستان... جناب آدمیرال اسم فیلم‌ها به ترتیب از چپ به راست: "سامورایی"، "مسابقه‌ی بزرگ" و" آواز زیر باران" هست.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دستنوشته ها و دلخوری ها
نویسنده پیام
BATMAN آفلاین
Nightmare
****

ارسال ها: 832
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 89


تشکرها : 10816
( 13279 تشکر در 624 ارسال )
شماره ارسال: #40
Lightbulb دردسرهای مدرسه رفتن!

 اول مهر روز بازگشایی مدارس بود، حالا نمیدونم باید تبریک گفت یا ؟!

در هر صورت به فصل زیبای پاییز خوش آمد میگوییم

جالب اینکه امروز یاد صحبتهای کیومرث پوراحمد افتادم که مدتی قبل مهمان برنامه تلویزیونی بود

اون شب حرفهاشون رو که شنیدم باهاشون احساس همدردی کردم و فهمیدم که چه حسه مشترکی داریم!

نظر صریح کیومرث پوراحمد در مورد مدرسه رفتن

هنوز که هنوزه مثلا یه موقع از خونه میام بیرون یه جمع بچه مدرسه ای میبینم که دارن میرن یا دارن میان، میگم خدارو شکر که من مجبور نیستم برم مدرسه !

تماشای این بخش از گفتگو

اینجا بد نیست من هم یه سری از اتفاقات دوران مدرسه که ممکنه خیلیها باهاش مواجه بودن رو براتون بنویسم

وقتایی که نوبت صبح بودی (پدر یا مادر)/ چقدر میخوابی؟ بیدار شو ساعت نزدیکه 7 صبحه! مدرسه ات دیر میشه ها!

مواقعی که نوبت بعد از ظهر بودی (مادر)/ ناهار آمادست، بیا غذات بخور که تا ظهر چیزی نمونده باید بری مدرسه!

وقتایی که مهمونی بودی (پدر و مادر)/ با اجازتون ما دیگه رفع زحمت میکنیم، دیر وقته و فردا بچه ها مدرسه دارن!

تابستونا وقتی برای گذروندن تعطیلات شهرستان بودی (اواخر شهریور ماه)/ مادربزرگ گوشی رو برداشته و گرم صحبته

حالا با کی؟ مادر گرامی! چی به مادربزرگ میگه/ برا بچه ها بلیط گرفتید دیگه وقته برگشتنه، یه هفته دیگه مدرسه ها باز میشه!

وقتی به همراه مادر یا پدر برای خرید  کیف و کفش یا لباس داخل مغازه ای/ نه، اون خوب نیست تو مدرسه گیر میدن خیلی مارک و نوشته داره!

نزدیکای ظهر سر کلاس نشستی منتظری هر چه زودتر زنگ بخوره و بری خونه تا به کارهای دیگه ات (بازی، تماشای کارتون و ---) برسی

زنگ به صدا در میاد ولی معلم گرامی با خونسردی این خبر اعلام میکنه/ بچه های عزیز امروز کلاس تقویتی برگزار میشه و باید تا بعد از ظهر تو مدرسه بمونید!

آخر شب مادر گرامی گوشی رو برداشته با خواهر محترمش صحبت میکنه/ چه زحمتی، فردا منتظرم که با هم بریم خرید یا فلان جا! بچه مدرسه ای/ منم میام! مادر/ نمیشه، تو فردا باید بری مدرسه!

شبای امتحان (نصف شب)/ تلویزیون تماشا کردی و بعدش میخوای بری بخوابی اما یادت میاد که قبلش باید درسات مرور کنی چون فردا امتحان داری و باید بری مدرسه!

بچه ها تو کوچه سرگرم بازی کردنن که یکدفعه صدای پدر و مادر یا زن و مرد همسایه بلند میشه/ بچه ها مگه شما درس و مدرسه ندارید، چقدر بازی میکنید!

ایستادنهای گاه طولانی به هنگام صبحگاه و ---

خلاصه سوهان روح خیلی (شادیم یه عده خاص) از بچه ها بود، چی؟ مدرسه!

با تشکر از آقای پوراحمد خالق مجموعه تلویزیونی قصه های مجید که بنده رو واداشتن بخشی از خاطرات دوران تحصیلی رو به اشتراک بزارم

در پایان دو پوستر زیبای پاییزی در ارتباط با بازگشایی مدارس که امیدوارم بچه مدرسه ایها خوششون بیاد


! I'M BATMAN I'M VENGEANCE
۱۳۹۵/۷/۱ عصر ۱۱:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, مراد بیگ, نسیم بیگ, جیمز باند, سروان رنو, Papillon, زرد ابری, Classic, آقاحسینی, ژنرال, پطرکبیر
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - نسیم بیگ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۳, عصر ۰۵:۱۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - زبل خان - ۱۳۹۳/۵/۱۱, صبح ۱۱:۲۸
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - پیرمرد - ۱۳۹۳/۷/۱۳, عصر ۱۰:۵۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - Keyser - ۱۳۹۳/۱۰/۶, عصر ۱۰:۲۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - نسیم بیگ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴, صبح ۱۲:۰۹
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - نسیم بیگ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۴, صبح ۰۷:۰۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - برو بیکر - ۱۳۹۳/۱۰/۲۵, عصر ۰۴:۲۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - سروان رنو - ۱۳۹۳/۱۰/۲۶, عصر ۰۲:۰۹
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - نسیم بیگ - ۱۳۹۳/۱۱/۱۲, عصر ۱۰:۵۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - منصور - ۱۳۹۴/۱/۱۴, عصر ۱۰:۳۷
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - جروشا - ۱۳۹۴/۳/۷, عصر ۰۸:۳۵
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - Keyser - ۱۳۹۴/۳/۸, صبح ۰۸:۱۷
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - نسیم بیگ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۳, عصر ۰۷:۵۷
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - منصور - ۱۳۹۶/۱/۳۱, صبح ۰۷:۳۳
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - Jack Robinson - ۱۳۹۶/۲/۲۷, عصر ۰۵:۰۷
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - سروان رنو - ۱۴۰۱/۱۰/۱۰, عصر ۰۷:۳۰
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها - Emiliano - ۱۴۰۱/۱۰/۱۰, عصر ۱۰:۵۷