[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سینمای معنـــاگرا
نویسنده پیام
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1637
( 1263 تشکر در 58 ارسال )
شماره ارسال: #14
RE: سینمای معنـــاگرا

.

            سالــو (1975)

                پازولینـی  

.

پیشگفتار:

      پیش زمینه های ذهنی بوجود آمده در اثر سخنان ، رویکردها و روایتهای گوناگون در رابطه با یک فیلم که هنوز ندیده ایم ، انتظارات بعضا بیجایی بوجود می آوردکه هنگام دیدن فیلم و تداعی گشتن آن نظرات بهمراه تصویر ، فرد عنان ذهن خود را ناخواسته از دست داده و لذت کافی از نخستین تماشای فیلم نمی برد !
      این نوشتار را در حالی تقدیم میکنم که از کارگردان نامبرده هیچ فیلم دیگری ندیده و حتی با اشعار و افکار وی هم بصورت کامل آگاهی ندارم ؛ بلکه صرفا در خلال گفتگوهای پراکنده با افراد گوناگون و خواندن مطالبی بسیار ابتدایی در سطح وبلاگهای غیر تخصصی ، با فیلم و کارگردانش آشنا شده و تصمیم به دیدنش گرفتم .

.

     فیلمنامه براساس رمانی از " مارکی دوساد ( 1740 -1814 ) - نویسنده و فیلسوف فرانسوی - بنام " 120 روز در سودوم " نوشته شده است. تا جایی که من اطلاع دارم رولان بارت هم در نگارش فیلمنامه با پازولینی همکاری داشته است .

     جریان فیلم در سال 1944 در ایتالیا رخ میدهد . زمانی که جنگ رو به پایان است و متفقین تقریبا کل ایتالیا را از چنگ نازیها و فاشیستها درآورده اند . در این میان شهری به اسم سالو داریم که هنوز عده ای از فاشیستها در آن باقی مانده اند و حکومتی منحصر به فرد راه انداخته اند . البته به جای عده بهتر است بگوییم 4 نفر مرد میانسال ! 4نفری که داستان فیلم حول محور آنها میچرخد . بدین صورت که 9 دختر و 9 پسر جوان را جهت ارضای نیازهای جنسی و تفریحات شخصی و گروهی خودشان جمع میکنند . این 4نفر برای حکومت خود قانونی تنظیم کرده اند و برای تحکیم رابطه شان ، دخترانشان را به همسری همدیگر درآورده اند .

      داستان فیلم از لحاظ روایی به 4 بخش تقسیم میشود ؛ ابتدا ورودی جهنم سپس حلقه جنون و بعد ازآن حلقه کثافت و نهایتا حلقه خون ! پازولینی به خوبی میداند که میخواهد چه را چگونه بگوید و از این لحاظ این فیلم بسار تحسی برانگیز است . بخشهای متوالی فیلم بگونه ای پیش میروند که مخاطب را به آرامی بدنبال خود میکشد و نیز ذهن او را آماده میسازد تا بتواند با صحنه هایی که قرار است میخکوب شود ، مواجه گردد . در ورودی جهنم متوجه میشویم که قتل بسیار پیش پا افتاده است ؛ پس چیزی که قرار است با آن روبرو شویم فراتر از مرگ است ؛ و این به منزله خوشامدگویی به جهنم است . با این تفاوت که کسانی مورد عزاب و شکنجه قرار میگیرند که گناهی مرتکب نشده اند و صرفا بازیچه و آلت لذت طلبی دیگران هستند .

      در آغاز فیلم 4 زن را بهمراه 4 مرد میبینیم که در انتخاب افراد و پیش رفتن امورات به آنها کمک میکنند . بعدا متوجه میشویم که اینها خود بدکاره هایی بوده اند که هرکدام بصورتی مبهم با یکی از آن 4نفر آشنا شده و به جمع آنان راه پیدا کرده است . در طول روزها دو نفر از این زنان داستانهایی از سرگذشت خود را تعریف میکنند که قرار است تحریک کننده و هوس برانگیز باشد . در طی تعریف این داستانها هر کدام از مردها تعدادی از دختر و پسرها را کاملا برهنه دور خود مینشانند و بعضا در همان جا با آنها اعمال جنسیشان را انجام میدهند . یکی از ایراداتی که من در این فیلم میبینم این است که نوع داستانهای تعریفی زنها اگرچه با بخشهای چهارگانه مرتبط است ، اما نقش خاصی در روند پیشرفت داستان ندارد و در کمک به ارکان مختلف فیلم بیهوده مینماید . زیرا نه تنها پرداخت خاصی از شخصیتها به ما نمیدهد بلکه یکنواختی آنها باعث میشود که مخاطب در همان اولین بار با چیز که در طی این سکانسها رخ میدهد آشنا شود و تکرار آن اضافی بنماید . شخصیتهای فرعی باید برای برجسته کردن یا پرداخت شخصیتهای اصلی بکار گرفته شوند ، درصورتی که نه تنها شخصیتهای فرعی ( 4 زن بدکاره ) بدرستی پرداخت نمیشوند ، بلکه پرداخت ناقصشان هم نقش خاصی در شناخت ما از شخصیتهای اصلی ایفا نمیکند .

      در کنار این افراد عده ای پسر جوان را میبینیم که بهمراه 4مرد و زن مسئول کنترل جوانان در دام افتاده هستند . اینها بنظر خود افرادی بوده اند که در دوره های پیشین از دایره خون جان سالم به در برده اند و مرتکب هیچ جرمی نشده اند . یعنی قوانین جاری را رعایت کرده اند . این افراد نشانگر این موضوع هستند که همواره در جامعه افرادی هستند که با طبقه حاکم همراه میشوند و برعلیه همنوعان خود که روزی خود نیز مثل آنها بوده اند ، از هیچ ظلم و توحشی سر باز نمیزنند .

       اگر بخواهم جزئیات را تک تک تشریح و راجع به هرکدام اظهار نظر کنم ، متن طولانی شده و از طاقت خواننده خارج میشود . لذا  سعی میکنم به مهمترین برداشتهای شخصی خود از این فیلم بپردازم .

       شخصیتهای این فیلم نماد افرادی هستند که هرکدام بصورت بسیار حادی دچار سادیسم هستند . سادیسمی که بهمراه تفکر فاشیستی شان راه را برای انجام هر عملی آزاد ساخته و از هیچ لحاظی خود را مقید به هیچ اصولی نمیدانند . تنها مواردی که بدان پایبند هستند قوانین خودشان است . پازولینی میخواهد این واقعیت را بیان کند که فاشیستها در راه لذتها و اهداف شخصی خود از هیچ توحشی سر باز نمیزنند . او برای نشان دادن این واقعیت به مخاطب و تفهیم کردن قبح مسئله هیچ راهی ندارد جز اینکه واقعیت را بشدت بزرگنمایی کند . زیرا واقعیت را اگر چنان که هست بیان کند ، تاثیرش بمراتب کمتر از اصل مقصود خواهد بود . پس اغراقهای زننده باعث میشود که مخاطب بیشتر به فکر فرو رود . اگرچه کسانی که این فیلم را توصیه میکردند همگی از آن بعنوان فیلمی حال بهم زن یاد میکردند ، ولی من در حین صحنه های اصطلاحا حال بهم زن به رفتار آن 4 مرد دقت میکردم ؛ زیرا این واقعیت را باید پذیرفت که همواره افرادی قربانی جنایتهای مشابه شده اند و در ستمی که به آنها اعمال میشود آگاهیم، ولی آنچه که در این فیلم بسیار بخوبی بیان و نشان داده میشود ، طرف جنایتکار مساله است . در این فیلم بجز در دایره خون ، در همه قسمتهای دیگر خود 4 نفر همه اعمالی که قربانیان را بدان وا میدارند بسیار با رضایت خاطر باهم انجام میدهند . یعنی با همدیگر لواط میکنند ، در اوج لذت مدفوعخواری میکنند و ... . در آخر فیلم میبینیم که هر کدام از 4نفر در اتاقی مشرف به حیاط مینشینند و بر روند شکنجه کردن و به قتل رساندن قربانیان نظارت کرده و در عین حال با دیدن این صحنه ها تحریک شده و لذت جنسی میبرند . 

       پازولینی سعی دارد نشان دهد در صورتی که فاشیستها عنان  کار را در دست داشته باشند به چه سمتی حرکت خواهند کرد و عرصه برای فعالیت چه افرادی باز خواهد شد . همین باعث شد که قبل از اکران سالو به طرز فجیعی جانش را از دست بدهد . این فیلم بسیار خلاقانه با استفاده از بتصویر کشیدن جنون و سادیسم 4 مرد میانسال و با اغراقهای شدید اما باورپذیر ، در کنار نشان دادن حد ناپذیری توحش و رذالت انسان بصورت درخور و شایسته ای فاشیسم را نیز مورد حمله قرار میدهد .

.

.

سپاس از توجهتان

__________________________________________

پ.ن :  بدلیل پیدا نکردن عکسهای مناسب از استفاده از عکسهای مورد دار خودداری کردم . امیدوارم که همین عکس اول قابل قبول مدیران محترم باشد . در صورتی که امکان پیش آمدن مشکل برای کافه هست ، خواهشمندم که خود عزیزان زحمت حذف کردن و قرار دادن تصویر دیگری را بکشند . چون بنده دیگر نمیتوانم تا مدتی به کافه برگردم و امکان ویرایشش را ندارم .

مدیر: عکس جایگزین شد.


Life Is Beautiful
۱۳۹۴/۷/۲۶ صبح ۰۵:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Keyser, Memento, کنتس پابرهنه, پیرمرد, حمید هامون, گاندولف, rahgozar_bineshan, خانم لمپرت, هانا اشمیت, سروان رنو, BATMAN, پیر چنگی, شرلوك, اسپونز, ژیگا ورتوف, ایـده آلـیـسـت, جو گیلیس, اشپیلمن, کمیسر نیمان, باربوسا
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع
سینمای معنـــاگرا - جو گیلیس - ۱۳۹۱/۱۱/۹, صبح ۱۱:۳۹
RE: سینمای معنـــاگرا - جو گیلیس - ۱۳۹۱/۱۱/۹, عصر ۰۱:۱۳
RE: سینمای معنـــاگرا - جو گیلیس - ۱۳۹۱/۱۱/۱۴, صبح ۰۱:۱۱
RE: سینمای معنـــاگرا - jack regan - ۱۳۹۱/۱۱/۱۶, عصر ۰۹:۱۸
RE: سینمای معنـــاگرا - فورست - ۱۳۹۲/۳/۱, صبح ۱۲:۰۴
RE: سینمای معنـــاگرا - منصور - ۱۳۹۲/۳/۲, صبح ۱۰:۰۳
RE: سینمای معنـــاگرا - فورست - ۱۳۹۲/۳/۱۱, عصر ۰۲:۲۸
RE: سینمای معنـــاگرا - فورست - ۱۳۹۲/۳/۱۴, صبح ۰۳:۵۲
RE: سینمای معنـــاگرا - منصور - ۱۳۹۲/۳/۲۰, صبح ۰۷:۵۳
RE: سینمای معنـــاگرا - Schindler - ۱۳۹۲/۵/۲۲, صبح ۱۰:۵۹
RE: سینمای معنـــاگرا - گاندولف - ۱۳۹۴/۷/۲۵, صبح ۰۲:۲۳
RE: سینمای معنـــاگرا - سروان رنو - ۱۳۹۴/۷/۲۸, صبح ۱۲:۱۸
RE: سینمای معنـــاگرا - اکتورز - ۱۴۰۱/۱۱/۲۹, عصر ۰۴:۴۷