[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آنها که رفـتند و قـصه هایی که ماندند ... ( ژانر بیوگرافی)
نویسنده پیام
Memento آفلاین
(2000)
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۷/۱۷
اعتبار: 46


تشکرها : 4500
( 3964 تشکر در 154 ارسال )
شماره ارسال: #9
تقدیم به کنتس پابرهنه...

به نظر شخصی من، فیلم هایی که درباره زندگی نامه اشخاص غیرمعروف ساخته می شود فیلم های بهتری از آب در میاد تا آنهایی که به زندگی افراد مشهور می پردازد...

یک دلیلش، تعلیق نهفته در آن هاست. اینکه نمی دانی پایان ماجرا چه می شود...

همه می دانیم استیون هاوکینگ با وجود بیماری به زندگی خود ادامه می دهد و به یکی از مشهورترین دانشمندان عصر تبدیل می شود ولی چند نفر پایان Dallas Buyers Club را می دانند؟ چند نفر می دانند آیا راب 30 روز دیگر می میرد یا خیر؟ اینجاست که چون پایان ماجرا را نمی دانید کارگردان می تواند با نشان دادن روزشمار مرگ راب شما را بازی دهد...

.

.

دلیل دیگر نسبت تعداد افراد این دو دسته است... اصولا تعداد اشخاص غیرمعروف خیلی بیشتر از افراد معروف است. پس منطقی است که اگر بگردیم بتوانیم داستان های فوق العاده تری بیابیم...

ضمن اینکه اگر کارگردان مطرحی حاضر شود داستان یک شخص گمنام را بسازد یعنی داستان زندگی او باید واقعا شنیدنی باشد وگرنه فیلم زندگی چاپلین و چگوارا و زوکربرگ و استیو جابز به خودی خود یک فروش تضمین شده دارد...

و البته یک دلیل دیگر هم توقع بالای ببیننده است. احتمالا مخاطب به خاطر علاقه ای که به شخصیت اصلی فیلم دارد و همچنین اطلاعات زیادی که از شخصیت دارد (از چهره بازیگر گرفته تا کارها و اخلاقیاتش) فیلم برای اون باورپذیر نخواهد بود...  برای همین هرچقدر هم فیلم قدرتمند باشد بازهم مخاطب تا حدودی خودش را بر فیلم مسلط می داند تا اینکه فیلم بر او احاطه پیدا کند.

==============================

===================

=

.

Cinderella Man داستان یک بوکسور سنگین وزن نه چندان مشهور ایرلندی-آمریکایی به نام جیمز برادوک است که نقش او را راسل کرو بازی می کند. فیلم محصول سال 2005 به کارگردانی ران هوارد است. با وجود اینکه قبلا در سال 2001 همکاری ران هوارد و راسل کروآکیوا گلدزمن در مقام نویسنده) منجر به خلق فیلم موفق ذهن زیبا شده بود اما مرد سیندرلایی حداقل در گیشه با استقبال مواجه نشد و علی رغم هزینه 88 میلیونی، در آمریکا تنها 61 میلیون دلار می فروشد...

.

.

شباهت ظاهری راسل کرو و برادوک قابل قبول است... راسل کرو برای بازی در نقش برادوک حدود 25 کیلو وزن کم کرده است.

البته کریستین بیل برای بازی در Machinist انقدر توقع ما را بالا برده است که این کار راسل کرو خیلی هم شاق به نظر نمی آید!    :دی

.

.

فیلم با نشان دادن مبارزات قدرتمند برادوک آغاز می شود. قهرمانی که تاکنون ضربه فنی نشده است. بعد از آن به سرعت رابطه عاشقانه او و همسرش را می بینیم (که زیاد هم خوب از آب درنیامده است) و دقایقی بعد به چند سال جلوتر می رویم... به سال های رکود اقتصادی معروف دهه 30...

دیگر زیاد خبری از مسابقات بوکس نیست و برادوک هر روز به کنار لنگرگاه می رود تا شاید از بین ده ها نفری که به دنبال کار می گردند، قرعه به نام او افتد... وضعیت مالی خانواده به شدت ضعیف است در حدی که برادوک مجبور می شود با سر هم کردن یک خواب خیالی سهم غذای خودش را به دختر کوچکش بدهد تا گرسنه نماند...

.

.

نکته جالب خواب خیالی برادوک حضور میکی رونی است که در همان اواسط دهه 30، در سن 15-14 سالگی نیز یک سوپر استار بوده است... جالب تر اینکه میکی رونی همسر اول آوا گاردنر، کنتس پابرهنه است! رونی سال گذشته در 93 سالگی درگذشت...

جورج رافت هم بازیگری آمریکایی است که در فیلم بعضی ها داغش رو دوست دارند نیز بازی کرده است. جورج رافت ارتباطی با پایان رافت مهاجم سابق پرسپولیس ندارد.

.

.

در همین فقر و تنگدستی، پسر اون تکه گوشتی از قصابی می دزدد... برادوک که از این کار فرزندش متعجب است دلیل این کار را از او می پرسد و اینگونه جواب می شنود که بعضی دوستانش به علت فقر به شهر دیگری فرستاده شده اند تا سربار خانواده نباشند و او بشدت از این می ترسد که این بلا سر او نیز بیاید.

برادوک با شنیدن این جمله در چشمان پسرش نگاه می کند و قاطعانه قول می دهد که هیچ وقت هیچ وقت نگذارد این اتفاق برای او بیفتد. برادوک انقدر محکم این قول را می دهد که مخاطب مطمئن می شود آخر فیلم قرار است بدبختی برادوک آنقدر زیاد شود که نتواند قولش را عملی کند.

.

.

بعد از این ماجرا برادوک تصمیم می گیرد با دستی که هنوز کاملا ترمیم نشده است وارد رینگ شود تا پولی بدست آورد. که وسط این مبارزه دست راستش می شکند. (صحنه شکستن دست واقعا دلخراش است...)

برادوک سعی می کند مبارزه را به آرامی اداره کند ولی تماشاگران شروع به اعتراض و پرتاب اشیا می کنند، برای همین مجوز مبارزه کردن او لغو می شود. برادوک و مربی اش (پل جیاماتی) کمی از مسئول مسابقات خواهش می کنند ولی نتیجه ای نمی گیرند.

.

.

برادوک دست از پا درازتر، بدون پول، با دستی شکسته و مجوزی لغو شده به خانه برمی گردد اما همسرش زیاد ناراحت نمی شود، چون به خاطر علاقه زیادش به برادوک، دوست ندارد او را روی رینگ ببیند. حتی مسابقات او را هم از تلویزیون نگاه نمی کند.

فردای آنشب با خوش شانسی شیفت لنگرگاه را می گیرد و با دست شکسته به حمل بار می پردازد، اما شب که به خانه برمی گردد می بیند همسرش فرزندانشان را به شهر دیگری فرستاده است...

اینجاست که مخاطب می بیند چیزی که فکر می کرد اواخر فیلم به آن خواهد رسید، به فاصله 20 دقیقه رخ داد... و تازه عمق فاجعه را می فهمد.

.

.

برادوک که خیلی از اینکه زنش بدون خبر دادن به او قولش را شکسته است ناراحت می شود. غرورش را زیر پا می گذارد و مقداری پول وام می گیرد. اما این پول برای پرداخت مخارج اولیه منزل کفایت نمی کند. برای همین به مقر مسئولین بوکس می رود و با خفت تمام از آن ها گدایی می کند و مسئولین هم کم کار نمی گذارند و هر کدام با چند سکه(!) به او کمکی می کنند.

همه این ها در مقابل چشمان مربی او رخ می دهد و مربی (که شخصیت ضعیف و نان به نرخ روزخوری دارد. نقشی که پل جیاماتی را برای آن ساخته اند!) ساکت می نشیند تا برادوک ته مانده عزت نفسش را برای چند دلار به آتش بکشد. تنها عکس العمل او این است که از برادوک می پرسد چقدر کم دارد تا به او بدهد...

این سکانس یکی از به یاد ماندنی ترین سکانس های فیلم است. بازی خوب راسل کرو مکمل این موقعیت دراماتیک است...

.

.

برادوک با گرفتن این پول بچه هایش رو برمی گرداند و یک زندگی بخور و نمیری دست و پا می کند تا روزی سر و کله مربی اش پیدا می شود. مربی برای او یک مسابقه تدارک دیده است. یک بوکسور قدرتمند نیاز به یک بازی آماده سازی دارد ولی هیچ کس حاضر به مسابقه با او نمیشده است. برای همین به یاد نام بزرگ برادوک می افتند... کسی که هنوز ضربه فنی نشده است. اما در میان شگفتی همگان (البته نه مخاطب!) برادوک موفق به پیروزی می شود.

یکی دیگر از سکانس های به یاد ماندنی فیلم، جایی است که مربی به درون رختکن می رود و با شور و شعف عجیبی فیلم کارهایی که برادوک در رینگ انجام داده بود را بازی می کند...

.

.

بعد از این مسابقه، برادوک مشغول تمرینات جدی می شود تا به دوران اوج خود بازگردد.

موسیقی متن این سکانس شنیدنی است. موسیقی این فیلم کار توماس نیومن است. توماس نیومن را بخاطر موسیقی متن رستگاری در شاوشنک، جاده انقلابی، برادرها، اسکای فال و ... بخاطر داریم...

.

 

http://s6.picofile.com/file/8215823418/2...http://s6.picofile.com/file/8215823418/24_Turtl

.

بعد از تمرینات، برادوک شروع می کند به شکست دادن تمام رقبا تا به غول آخر می رسد! غول آخر یک بوکسور بسیار خشن به نام مکسی است که چند نفر را در رینگ کشته است. بازیگر نقش مکسی را کریگ بیرکو بازی می کند. من کریگ بیرکو را بجز این فیلم فقط در Scary Movie 4 دیده ام و واقعا باورکردنی نبود که این بازیگر را در دو نقش به این تفاوت ببینم. بازی بیرکو در Scary Movie یک خلف صالح برای بازی های به یاد ماندنی مرحوم لزلی نیلسن در فیلم های دیوید زوکر کبیر است...

.

.

کنفرانس مطبوعاتی قبل از مسابقه یک دیالوگ بامزه دارد!

یکی از خبرنگاران از برادوک می پرسد که در صورت قهرمانی، اولین کاری که می کند چه خواهد بود.

برادوک جواب می دهد: یک لاک پشت می خرم!

خبرنگار با تعجب می پرسد: چرا؟

برادوک می گوید: وقتی از خانه بیرون می اومدم به پسرم گفتم که میرم یک عنوان (Title) به دست بیاورم و پسرم فکر کرد می گویم لاک پشت (Turtle)

در این کنفرانس مطبوعاتی، یکی از خبرنگاران که رابطه خوبی با برادوک ندارد از همسرش می پرسد که آیا می داند مکسی تاکنون چند نفر را حین مسابقه کشته است؟

همین یک سوال تمرکز روانی برادوک و همسرش را به هم می ریزد و طی یک کشاکشی برادوک حرف همسرش را زمین می گذارد و به مسابقه می رود...

.

.

صحنه مسابقه پایانی حدود 20 دقیقه طول می کشد ولی بسیار جذاب است و ریتم خوبی دارد. ران هوارد در ساختن این سکانس ها تبحر خاصی دارد. با وجود اینکه ران هوارد را می شناسیم و می دانیم دل رحم تر از آن است که نقش اول فیلمش در پایان مغلوب شود بازهم در مورد نتیجه پایانی نمی توانیم خیلی مطمئن باشیم... صداگذاری خوب، تدوین بریده بریده، کادرهای ناقص و البته نور فلاش های دوربین عکاسان به خلق این تعلیق کمک زیادی کرده است... بخصوص در راند آخر بازی که مکسی می داند به لحاظ امتیاز از برادوک عقب تر است و سعی می کند با مشت های کشنده خود برادوک را ضربه کند.

.

.

در پایان، برادوک با نظر داوران برنده اعلام می شود که مربی مکسی به این رای اعتراض می کند... لحظاتی که داوران رای را بررسی می کنند و درگوشی حرف می زنند و به تو خیره می شوند واقعا دلهره آور است... واقعا این احتمال را می دهیم که داستان برادوک داستان یک مبارز خستگی ناپذیر است که در حق او جفا شده است.

حتی وقتی کارگردان این اعتراضات را کش می دهد، این فکر به ذهن خطور می کند که شاید هم برادوک بازنده فکر می کرده که در حقش جفا شده است. شاید واقعا مکسی بهتر مبارزه کرده ولی برادوک در تعریف زندگی نامه اش -که ران هوارد فیلم را از روی آن ساخته- اینگونه نوشته است که حق من خورده شده است...

مشغول فکر کردن به همین چیزها هستید که داستان هپی عند تمام می شود و اعتراضات به جایی نمی رسد...

برادوک قهرمان می شود و چند لاک پشت می خرد!

برادوک در سال 1974 فوت می کند. بنای زیر به یاد او در نیوجرسی ساخته شده است...

.

۱۳۹۴/۷/۲۴ عصر ۱۱:۱۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, پیرمرد, لو هارپر, فورست, خانم لمپرت, زینال بندری, نکسوس, BATMAN, جروشا, واتسون, زرد ابری, پیر چنگی, Princess Anne, حمید هامون, سروان رنو, اسکورپان شیردل, مگی گربه, تارا, مکس دی وینتر, ژیگا ورتوف, ویگو مورتنسن, زبل خان, هایدی, رجینا, مراد بیگ
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع