[-]
جعبه پيام
» <سرگرد راینهارت> فیلم غازهای وحشی رو همه دیدیم اما من نمیدونستم که نسخه دو هم داره که البته جز اسم هیچ شباهتی به هم ندارن
» <سرگرد راینهارت> درود دوستان ارجمند
» <گربه چکمه پوش> فروزان https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4730
» <BATMAN> بهترین عناوین به نظرم اینها بودن که البته بیشترش تو کنسولهای سگا و سوپرنینتندو هم قابل اجرا بودن اما گرافیک آرکید به مراتب بالاتر بود https://cdn.imgurl.ir/uploads/d2125_Arcade.jpg
» <BATMAN> اواخر دهه 80 تا اواسط دهه 90 زیاد بازیهای آرکید رو (با مبدل تو ویندوز) پلی میدادم ، این عنوان رو هنوزم یه وقتا بازیش میکنم https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=277&pid=2122
» <سروان رنو> یادی از دستگاه های بازی آرکید .... https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=1212&pid=4730
» <آلبرت کمپیون> جداً مطالبی که می نویسی گیرا و سرگرم کننده هست
» <گربه چکمه پوش> خواهش میکنم،خوشحال میشوم شما عزیزان هم فعالیت داشته باشید در به اشتراک گذاری مطالب
» <آلبرت کمپیون> گربه جان این مطلبت هم (درباره آوا گاردنر) عالی بود دمت گرم
» <اکتورز> این ارسال بلاخرە کم و بیش ویرایش شد https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=475&pid=4726
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آنها که رفـتند و قـصه هایی که ماندند ... ( ژانر بیوگرافی)
نویسنده پیام
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 394
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 62


تشکرها : 7981
( 8560 تشکر در 292 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: آنها که رفـتند و قـصه هایی که ماندند ... ( ژانر بیوگرافی)

ماریا فون تراپ


داستان واقعی ماریا از کودکی او آغاز شد، وقتی طفلی دوساله بود مادرش درگذشت، پدرش عملا از سرپرستی تنها دختر تنهایش سر باز زد و مراقبت از ماریا به گردن عمویش فرانتس افتاد. اما چه مراقبتی؟! عموی سخت گیر برای هر چیزی او را تنبیه می کرد گاهی هم برای هیچ چیز ... حتی اگر ماریا شاخه ای گل از کنار جاده می چید به شدت توبیخ می شد. این رویه کودکان را خجالتی و گوشه گیر بار می آورد اما در مورد ماریا خوشبختانه به عکس عمل نمود ماریا با شخصیت خاص برون گرایش ، وارستگی و آزاده بودن را یاد گرفت. همین عدم تعلق باعث شد او خودش را به جمع کاینات متعلق بداند!

ماریای جوان عاشق موسیقی بود و ترانه و ساز...اما وقتی فقیر باشی نمی توانی به کنسرت بروی پس تنها گزینه آوازهای کلیسایی است و او مشتری دایم مراسم آهنگین روزهای یکشنبه کلیسای مجاور بود. ماریا البته زیاد مذهبی نبود اما این رفت و آمدها باعث گرایش او به مناسک روحانی گردید. ماریا به دیر پیوست به امید آنکه با آواز ملکوتی راهبه ها همخوان شود و عاقبت به مکانی تعلق پیدا کند.

 او آوازهای مقدس را باصدای شیرینش بلند و رسا اجرا می نمود همه خواهرها هم دوستش داشتند و از نشاط او دیر هم رنگی شاد به خود گرفته بود. اما خیلی زود ماریا دریافت به کلیسا تعلق ندارد. با آمدن مردی عظیم الشان که عاجزانه از مادر روحانی درخواست پرستار برای هفت فرزند بی مادرش نمود ماریا اولین نفر بود که داوطلب شد. کاپیتان فون تراپ واقعا مرد خشک و سخت گیری بود جوریکه حتی برای صداکردن فرزندانش از سوت استفاده می کرد. او از زمان مرگ همسرش خانه را به حکومت نظامی تبدیل کرده بود. بچه ها گرچه بخوبی با ساز و آواز آشنا بودند اما هر نوای موسیقی در عمارت فون تراپ ممنوع بود.

ماریا این تابو را شکست او کودکان بااستعداد را از غلافشان رهانید و صدای روح بخششان را جاری نمود و آواز آنها بزودی در قلب خاص و عام نشست. کاپیتان که درابتدا لجوجانه مقاومت می کرد کم کم تحت جو شاد و ناب خانه اش که مرهون وجود ماریا بود تغییر رویه داد و پس از چندی از ماریا درخواست ازدواج نمود.

ماریا که کاپیتان فون تراپ را اینگونه دوست نداشت به دیر و نزد مادر مقدس فراری و پناهنده شد ولی تنها یک کلام مادر روحانی او را وادار به بازگشت نمود: "این ازدواج خواست خداست"... ماریا در روز ازدواج و درلباس عروس هنوز عصبی و پریشان بود زیرا حس می کرد به خدا خیانت کرده و باید زندگیش را وقف دیر و آوازهای روحانی می کرد.

ازدواج فون تراپ 47 ساله با ماریای 21 ساله که اندکی از فرزند ارشد کاپیتان مسن تر بود بچه ها را البته چندان شوکه نکرد. آنها ماریا را به چشم دوست و خواهر می نگریستند عاشق او بودند و حال می باید او را "مادر" خطاب می کردند. اما آنچه وضعیت را وخیم نمود از دست رفتن اندوخته بانکی فون تراپ در نتیجه یک سرمایه گذاری غلط بود. مرد مغرور که بیکار شده بود تن به کارهای پایینتر از جایگاهش نداد و ماریا مجبور شد چاره ای بیندیشد و این گونه بود گه گروه موسیقی خانواده فون تراپ شکل گرفت. گروهی که بسرعت تحت مدیریت ماریا محبوب و مشهور شد. با شدت گرفتن جنگ جهانی نازی ها می خواستند کاپیتان را به خدمت خود درآورند و او که وطن پرستی دوآتشه بود فرار را بر قرار ترجیح داد. آنها ابتدا در کمپ های پناهندگان و سپس به آمریکا مهاجرت نمودند و در تمامی این روزگارسخت برنامه های موسیقی شان به سرپرستی ماریا تنها راه امرار معاششان بود. با گذاشتن تور دور دنیا جهان خوانندگان خاندان فونتراپ را شناخت و به هنرماریا و خانواده اش ارج نهاد  . بالاخره حاصل  30 سال اجرای گروهی موسیقی باند فون تراپ درآمدی هنگفت برایشان رقم زد و عاقبت خانه ای بزرگ در ورمونت خریدندکه همواره نوای موسیقی در آن جریان داشت...

فیلم آوای موسیقی (اشک ها و لبخندها) بیوگرافی موزیکال ماریا فون تراپ را با اندک تغییری اما باشکوه هرچه تمامتر در سال 1965 به نمایش می گذارد و از آنجا که فیلم آمریکایی بود. ماریا فون تراپ حقیقی که شاهد به تصویر درآمدن بخشی از زندگیش از روی کتاب خاطراتش "داستان خانواده خواننده فون تراپ" چاپ1949بود، خود را به عوامل فیلم معرفی کرد حتی تصمیم بر این شد که در یک کامئوی کوتاه در صحنه ای از فیلم نقش داشته باشد. ماریا فون تراپ حقیقی را در فیلم به همراه دخترش رزماری در حالی می بینیم که جولی اندروز از درگاه کمانی شکلی می گذرد. آن دو در پشت سر او در حال عبورند.

فیلم شاهکار از آب در آمد و مورد استقبال بینندگان قرار گرفت اما متاسفانه رابرت وایز تهیه کننده و کارگردان فیلم، ماریا فون تراپ را برای شب افتتاحیه و پیش نمایش فیلم دعوت ننمود،بی معرفت!... ماریا بسیار رنجید و به  تهیه کننده  گلایه نمود اما در کمال تعجب نه تنها از عذرخواهی خبری نبود بلکه شنید: "تمام صندلی ها پرشده بودند جای خالی برای شما نداشتیم!"



http://www.telegraph.co.uk/culture/film/...facts.html

http://anitasnotebook.com/2014/03/the-so...movie.html


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۴/۶/۲۶ عصر ۰۳:۳۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, Memento, زبل خان, اسکورپان شیردل, سروان رنو, مگی گربه, ژیگا ورتوف, آرماند دووال, Princess Anne, BATMAN, Classic, Savezva, حمید هامون, زینال بندری, واتسون, زرد ابری, جروشا, لو هارپر, پیر چنگی, پیرمرد, مکس دی وینتر, کاپیتان اسکای, هایدی
ارسال پاسخ 


پیام در این موضوع