
طلوع مرکوری
کارگردان: هارولد بکر
محصول : سال 1998
طلوع مرکوری که در ایران به نام رمز مرکوری به نمایش در آمد در رده فیلمهای ضد آمریکایی قرار دارد. فیلمی که در آن دولت آمریکا و دستگاههای اطلاعاتی آن به سخره گرفته می شود. ظاهرا دستگاههای نظارتی و اطلاعاتی آمریکا سوژه نابی برای سینماگران محسوب میگردد. ابتدا بشنوید خلاصه ای از داستان فیلم را:
دولتمردان آمریکایی برای تبادل اطلاعات به یک سرویس اطلاعاتی سفارش تولید رمزی می دهند که مرکوری نام می گیرد. آنان تصمیم می گیرند درجه امنیت رمز خود را آزمایش نمایند، لذا آنرا در یک مجله بعنوان معما به چاپ می رسانند و برای کسیکه این رموز را کشف کند جایزه تعیین می کنند.
سیمون کودک عقب مانده ذهنی می باشد که مغزش فراتر از جثه اش رشد نموده است. لذا او موفق به کشف رمز می گردد و با تماس به دفتر مجله از آن رمزگشایی می نماید. سرویس های اطلاعاتی چنین رسوایی را تاب نمی آورند و برای تحقق اهدافشان دست به یک عمل غیر اخلاقی و ضد بشری می زنند ، آنها دستور به قتل رساندن یک کودک بیگناهِ عقب مانده را بهمراه خانواده اش صادر می کنند. سیمون فقط 9 سالش است و از بیماری اوتیسم رنج می برد.

خوشبختانه هنگام اجرای عملیات سیمون با پنهان شدن در کمد منزل جان سالم بدر می برد اما پدر و مادر سیمون به قتل می رسند . پای پلیس آمریکا برای یافتن قاتلین به ماجرا باز می شود. آرت جفریز با بازی زیبای بوریس ویلیس مسئول رسیدگی به پرونده می گردد. او در پی یافتن انگیزه قتل والدین سیمون پی به قدرت خارق العاده او می برد لذا تصمیم می گیرد یک تنه به جنگ سرویسهای اطلاعاتی آمریکا برود و آنها را رسوا کند.
او هر چه جلوتر می رود اطلاعات بیشتری بدست می آورد و متوجه میگردد یکی از سناتورهای مجلس سنا نیز در این ماجرا دست دارد. او در نهایت موفق می گردد به کمک همکاران خود در پلیس آمریکا جان سیمون را نجات دهد و رسوایی بزرگی را برای دولت آمریکا به ارمغان بیاورد.
رمز مرکوری فیلم خوش ساختی می باشد. بازی بوریس ویلیس قطعا در موفقیت فیلم موثر می باشد. گویی او به سینما آمده است تا همیشه نقش یک پلیس فداکار و پاک را بازی کند که باید با مدیران رده بالای خود بجنگد.

در فیلم می بینیم که دولت آمریکا برای رسیدن به اهداف خود دست به هر کاری میزند. آنها از به قتل رساندن یک کودک عقب مانده نیز ابایی ندارند. آنها هیچگونه رسوایی را تاب نمی آورند. در حالیکه می توانستند به سادگی این رسوایی را حل نمایند ، بدترین راه را انتخاب می کنند. آرت وقتی با مسئول پروژه روبرو می شود به او می گوید می توانستید بجای به قتل رساندن والدین سیمون در یک برنامه تلویزیونی حاضر گردید و صادقانه به مردم بگوئید پروژه رمز مرکوری بدلیل کشف آن از سوی یک کودک عقب مانده شکست خورد.
فیلم کاملا جدی می باشد و برعکس فیلم قبلی بوریس ویلیس که در پست قبلی به آن اشاره نمودم (بلوک 16) هیچ سکانس طنزی را در آن شاهد نیستیم. در دیالوگهای فیلم شاهد هستیم که آرت بی مهابا به سناتورهای آمریکا می تازد. ظاهرا آنها برای ساخت چنین فیلمهایی هیچ خط قرمزی ندارند. آرت سناتورهای مجلس سنا را آدمهایی خطاب می کند که فقط بلدند ژست بگیرند و به مردم دهن کجی کنند. (نمی دانم آیا او در نسخه اصلی واقعا چنین دیالوگی می گوید یا با توجه به روابط ما با کشور آمریکا این دیالوگ در دوبله به فیلم الصاق شده است)
دستگاههای جاسوسی آمریکا برای بر ملا نشدن اسرار خود آدمکش های حرفه ای را روانه خیابانها می کنند و مثل آب خوردن برای از میان بردن سیمون و آرت آدم می کشند و با توجه به قدرت و نفوذ خود بلافاصله هم آثار جنایات خود را از بین می برند تا توسط پلیس شناسایی نشوند.

سیمون در عین ناتوانی ذهنی کودک ناسازگاری نیز بود. از نظر او اغلب اطرافیانش که قصد کمک کردن به او را داشتند غریبه بودند . اما در پایان فیلم نیز شاهد یک سکانس عاطفی هستیم. آرت بعد از نجات سیمون و بر ملا کردن سرویس های اطلاعاتی ، سیمون را برای تطبیق پذیری با سایر کودکان به یک مدرسه ویژه می سپارد. در سکانس پایانی آرت برای دیدن سیمون به مدرسه می رود و برای او چند مجله حل مهما و جدول بعنوان هدیه می برد.
آرت به معلم سیمون می گوید تلاشش برای پذیرش او از طرف سیمون بیفایده است اما معلم سیمون اسرار می کند تا هدیه را آرت شخصا به سیمون بدهد. آرت به سمت سیمون که در حال نقاشی کردن است نزدیک می شود ... او را صدا میزند .... از سیمون می خواهد تا به او نگاه کند .... سیمون سرش را بالا می گیرد اما نگاهش به سمت آرت نیست .... آرت از سیمون میخواهد که به چشمانش نگاه کند ..... و سیمون آرام و آهسته آرت را بغل می کند ..... و این بمنزله تشکریست که یک کودک عقب مانده از آرت بعنوان ناجی جانش می کند و فیلم به پایان می رسد.



منتقد معروف راجر ایبرت به این فیلم دو ستاره از 4 ستاره را اعطا می نماید. او معتقد است فیلم داستان باور پذیری ندارد. در واقع کشف رمز مرکوری توسط یک کودک 9 ساله ، آنهم مبتلا به بیماری اوتیسم باورش کمی مشکل است.
در مجموع من معتقدم اگر چه فیلم دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی آمریکا را زیر سوال می برد اما از طرفی با قهرمان پروری توسط یکی از افسران خود در راستای مهندسی معکوس ، به نوعی سعی می کند مخاطب خود را قانع نماید که در آمریکا زورِ انسانهای پاک به انسانهای شیطان صفت می چربد.
در پایان جای دارد به بازی روانِ هنرپیشه کودک فیلم میکو هاجس نیز اشاره ای داشته باشم. همچنین به گویندگی زیبای بهرام زند بجای بوریس ویلیس نیز باید اشاره ویژه ای نمائیم.
پی نویس : از هفته قبل که مشغول آماده نمودن و تدوین این پست بودم متوجه گردیدم که شبکه نمایش تصمیم دارد این فیلم را باز پخش نماید. تقارن ارسال این پست با پخش فیلم از شبکه نمایش تصادف جالبی بود.