ضمن عرض تشکّر از همۀ بزرگوارانی که به مبحث کمبود آب پرداختند، من هم چند نکته ای اضافه می کنم.
پایین رفتن سطح آبهای زیرزمینی در مناطق مرکزی ایران، علاوه بر کاهش بارش و استفادۀ زیاد از این منابع، ناشی دستکاری های عمده ای است که در قرن اخیر در طبیعت این مناطق صورت گرفته است.
در ذیل به چند مورد از دستکاری های عمده، اشاره می کنم:
- از بین بردن پوشش گیاهی باغ ها و مناطق جنگلی و زمین های کشاورزی
- سدسازی و خشک کردن بخش عمدۀ بستر رودخانه ها و دریاچه ها و باتلاق ها
- ترویج شهرنشینی و تمرکز امکانات در چند شهر بزرگ
![[تصویر: 1438410375_5616_951dfbfd7c.jpg]](http://cafeclassic5.ir/imgup/5616/1438410375_5616_951dfbfd7c.jpg)
1. برای نفوذ آب به زمین و ذخیره در آن، گستردگی سطح مواجه با آب جاری و تخلخل لایه های سطحی خاک اهمیت ویژه ای دارد. واضح است که پوشش گیاهی از عوامل عمدۀ ایجاد تخلخل در لایه های سطحی است و هرچه ریشه های گیاهان گسترده تر و عمیق تر باشد، بیشتر به ایجاد تخلخل خاک کمک می کند. افزون بر این، وجود سایۀ ناشی از پوشش گیاهی بخصوص درختان مانع گرم شدن زیاد خاک و تبخیر رطوبت آن است.
![[تصویر: 1438410508_5616_891f6a3d5b.jpg]](http://cafeclassic5.ir/imgup/5616/1438410508_5616_891f6a3d5b.jpg)
2. سدها از بزرگترین سازه های ساختۀ انسان هستند که تا مدتی پیش، در ایران جذابیت زیادی برای تأسیس و افتتاح داشتند. سد به لحاظ عملکرد بر انواع مختلفی است که مشهورترین آنها سدهای مخزنی و پس از آن انحرافی، سیل بند و رسوب گیر یا باطله(نمونۀ مشهور آن در ایران، سد سرچشمۀ کرمان است که برای جلوگیری از پخش ضایعات مجتمع مس سرچشمه در طبیعت احداث گردیده است) هستند.
در ایران سدسازی سابقۀ طولانی دارد، امّا فاصلۀ زمانی بسیار زیادی بین زمان احداث آخرین سد سنّتی و اولین سد مدرن بوده است و این بدان معنی است که سدسازی رواج نداشته بلکه گاهی ضرورتاً سد احداث می شده است.
بحث ما بیشتر شامل سد مخزنی است. سدهای مخزنی معمولاً از انواع دیگر بسیار بزرگتر و مشهورترند. گرچه استفادۀ عمدۀ این نوع سد در ابتدای پیدایش در کشورهای غربی، تأمین برق بوده است امّا در ایران کم کم به راهکاری برای ذخیره آب شرب بدل گردیده است. این نوع نگرش به ذخیرۀ آب مشکلات متعددی را بخصوص در کویر مرکزی ایران ایجاد کرده است.
سدها به علت سنگینی فوق العاده لزوماً بر بستر سنگی بنا می گردند و از طرفی برای جلوگیری حتّی المقدور از کاهش ارتفاع آب پشت سد، این بستر سنگی نفوذناپذیر نیز هست. پرواضح است که این سدها معمولاً در مناطق کوهستانی و غالباً در بالادست رودخانه و نزدیک به سرچشمۀ آن ساخته می شوند، لذا گاهی حدود صدها فرسنگ از پایین دست بستر رودخانه خشک می شود. چنانچه دیده اید، بستر رودخانه ها شن و ماسه است و نفوذپذیری زیادی نسبت به آب دارد، بطوریکه گاهی تا حاشیۀ چند صد متری از ساحل رودخانه، سطح آب زیر زمینی در حدود سطح آب داخل رودخانه است. لذا آشکار است که خشک کردن رودخانه ها تأثیر بسزایی بر کاهش سطح آبگیر سفره های آب زیرزمینی و تبع آن کاهش سطح آب زیرزمینی دارد.
از طرفی سدها سازه هایی دائمی نیستند و عمر مفیدی معمولاً 20 تا 50 ساله و گاهی تا صد ساله دارند. کاهش بازدهی سد ناشی از نشت تدریجی آب از تکیه گاه های جانبی آن و پر شدن بخش عمدۀ مخزن سد از رسوب است. با این توضیح می بینیم که سدهای اصلی تهران اصولاً خارج از رده هستند و متأسفانه برعکس لایروبی کانال ها و اسکله ها و بنادر که علی رغم هزینۀ سنگین، بسیار متداول و به صرفه است، لایروبی مخزن سدها تقریباً ناشدنی است(به علت صعب العبور بودن محل قرار گیری سدها).
از نکات بسیار مهم دیگر در مورد سدها تنظیم آب پشت سد است که برای آن برنامۀ زمانبندی بر اساس آمار و اطلاعات بلند مدت و کوتاه مدت تهیه می شود و بر طبق آن گاهی دریچه ها باز می شود تا اضافه بار سد خارج شده و مخزن برای تحمل سیلاب احتمالی جای کافی داشته باشد. .
ما هر ساله شاهدیم که در زمستان ها حتی اگر بارش زیادی هم داشته باشیم در تابستان کاسۀ چه کنم در دست مسئولان مربوطه است. این مشکل چندین علت دارد که به اختصار بیان می کنم:
- عدم تطابق برنامۀ زمان بندی با حجم مخزن در دسترس، به این معنی که پر شدگی حجم مخزن سد با رسوب لحاظ نمی شود و در هنگام رخ دادن سیلاب زمستانی و بهاره، مسئولان از بیم شکست، دریچه ها را بدون محاسبه باز کرده و حجم زیادی از آب هدر می رود.
- برای تهیه برنامۀ صحیح به اطلاعات صحیح نیاز است حال آنکه اطلاعات ایستگاه های دور افتاده اما مهم توسط افراد ناآگاه جمع آوری می شود و گاهی اطلاعات چند ماه آینده هم موجود است!!!!!
- عدم لحاظ آبی که از سد نشت می کند نیز بخصوص در سدهای قدیمی تر مزید بر علت است.
![[تصویر: 1438410256_5616_13fbd7c64d.jpg]](http://cafeclassic5.ir/imgup/5616/1438410256_5616_13fbd7c64d.jpg)
3. گسترش شهرنشینی و تمرکز امکانات در شهر های بزرگ ریشه ای چند صد ساله دارد. علاقه مندان به تاریخ با نیم نگاهی به گذشتۀ ایران مشاهده می کنند که پس از اسلام شهرهای بزرگ و آبادان در سرتاسر ایران بزرگ پراکنده بود که از دلایل عمدۀ آن وجود حکومت های خرد محلّی بود. پس از حملۀ مغول و شیوۀ حکومتداری مغولی که مبتنی بر جمع آوری صنعتگران و عالمان در پایتخت و افزایش قدرت حکومت مرکزی بود، کم کم شهرهای دورافتاده از مرکز از توسعه بازماندند. این شیوه در دورۀ تیموری با تمرکز بر سمرقند و در دورۀ صفوی با تمرکز بر قزوین و سپس اصفهان و در دورۀ افشار با تمرکز بر مشهد و در دورۀ زند و قاجار به ترتیب با تمرکز بر شیراز و تهران ادامه یافت. البته لازم به ذکر است در کنار این شهرها چند شهر انگشت شمار دیگر هم بخصوص در دورۀ صفوی رونق داشتند اما در قیاس با ادوار قبل از مغول که مثلاً در خوارزم حدود 10 شهر هم ارز از لحاظ توسعه داشتیم(سمرقند، بخارا، مرو، خیوه، گورگنج، خجند، چاچ یا تاشکند، فاریاب و ...)، تعداد بلاد توسعه یافته کاهش چشمگیری یافت.
این روال در دورۀ پهلوی و بعد از انقلاب نیز در شکلی گسترده تر ادامه یافت و موجب تمرکز شدید امکانات و جمعیت در 4-5 شهر بزرگ و بویژه تهران شد، که این امر خود به هم خوردن تعادل جمعیت و ضرورت آبرسانی به تهران به ازای ویرانی آبادی های اطراف، من جمله آخرین نمونۀ آن دشت قزوین و طالقان، را در پی داشت.