نام فیلم: ماهیها در خاک میمیرند
نام ترانه : سقف
خواننده : فرهاد مهراد
ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی
آهنگساز : اسفندیار منفرد زاده
سال ساخت : 1356
مدت ترانه : 4 دقیقه و 58 ثانیه
متن ترانه :
تو فکر يک سقفم يک سقف بي روزن
يه سقف پابرجا محكمتر از آهن
سقفي که تن پوش هراس ما باشه
تو سردي شبها لباس ما باشه
سقفي اندازه قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسي
براي شرم لطيف آينه ها
واسه پيچيدن بوي اطلسي
زير اين سقف با تو از گل از شب و ستاره مي گم
از تو و از خواستن تو مي گم و دوباره مي گم
زندگيمو زير اين سقف با تو اندازه مي گيرم
گم مي شم تو معني تو معني تازه مي گيرم
سقفمون افسوس و افسوس تن ابر آسمونه
يه افق يه بينهايت کمترين فاصلمونه
تو فکر يک سقفم يک سقف رويايي
سقفي براي ما حتي مقوايي
تو فکر يک سقفم يک سقف بي روزن
سقفي براي عشق براي تو با من
سقفي اندازه قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسي
براي شرم لطيف آينه ها
واسه پيچيدن بوي اطلسي
زير اين سقف اگه باشه
مي پيچه عطر تن تو
لختي پنجره ها شو
مي پوشونه پيرهن تو
زير اين سقف خوبه عطر خودفراموشي بپاشيم
آخر قصه بخوابيم اول ترانه پاشيم
سقفمون افسوس و افسوس تن ابر آسمونه
يه افق يه بينهايت کمترين فاصلمونه
تو فکر یک سقفم .......
چهارمین همکاری امیر مجاهد با فرزان (محمد) دلجو باعث میگردد تا در استودیو میثاقه فیلم ماهی ها در خاک میمیرند ساخته شود. فیلمی با یک موضوع تکراری و یک اپسیلون بالاتر از فیلمهای فارسی.
در خصوص خوراندن این ترانه زیبا از فرهاد در حوزه وب هرچه تحقیق کردم نتیجه ای در بر نداشت اما برداشت شخصی من بر این است که این ترانه روی فیلم چفت و بست داده شد و بعید میدانم مانند مرد تنها و یا جمعه این ترانه صرفا برای ماهیها در خاک میمیرند ساخته شده باشد.
با اینحال ماهیها در خاک میمیرند برای بروبیکر فقط و فقط بهانه ای بود برای زنده کردن و یادآوری خاطره این ترانه زیبا که توسط فرهاد به زیبایی تمام اجرا گردید.
ایرج جنتی عطایی هم که دیگر نیاز به معرفی ندارد. نوشته های پر مایه او در خور و شان خواننده ای چون فرهاد بود. بعبارتی سوای از فیلم و موضوع آن ماهیها در خاک میمیرند و ترانه آن هرگز در یک سطح نمی باشند . وزن ترانه این فیلم به مراتب از ساخت فیلم سنگین تر بود.
فرهاد این ترانه را عاشقانه میخواند و از صدای اعتراضی او در این ترانه خبری نیست. اما در مجموع میتوان رابطه هایی از متن این ترانه به محتوای فیلم پیدا کرد.
این پست را بهانه ای قرار میدهم در خصوص نوشته هایی که دوستانی چون سناتور و منصور عزیر در خصوص ارتباط سیاسی بین صدای فرهاد و شعرهایش با انقلاب 57 قائلند.
بروبیکر زیاد به نقش صدای فرهاد در انقلاب 57 اعتقادی ندارد. تنها ترانه مجاز فرهاد که بارها و بارها از رادیو پخش گردید ترانه محمد بود. ترانه وحدت یا همان <والا پبام دار محمد >ترانه تاثیر گذاری بود که توسط اسفندیار منفرد زاده یک روز پس از پیروزی انقلاب یعنی 23 بهمن 57 به فرهاد سپرده و ساخته میشود. با نظر منصور خان کاملا موافقم و همانطور هم که در پستهای قبلی اشاره نمودم عوامل ساخت این ترانه ها (بجز خوانندگانش ) بدشان نمی آمد که به روی این موج سوار شوند و خود را در تحریک مردم سهیم بدانند. بنظر من نقش فردی چون حمید شاهنگیان (که بسیار به آثارش علاقه مندم ) در این زمینه به مراتب بسیار تاثیر گذار تر بود تا شهیار قنبری یا اسفندیار منفرد زاده.
در صدا و محتوای ترانه های فرهاد صدای اعتراض وجود داشت اما بودند خوانندگانی که در همان ایام ترانه و سروده هایی اجرا نمودند که در آن خبری از اعتراض نبود بلکه تعریف و تمجیدی بود از تحولات آنزمان.
فراموش نمی کنم که در همان ایام فرامرز اصلانی ترانه <گذشت آنزمانی که آنسان گذشت > را با گیتارش اجرا میکند و می خواند. ترانه ای که در سالهای 57 تا 59 بارها و بارها از رادیو پخش گردید. ترانه ای که در جایی می خواند : شد از بیداری انقلاب - کاخ سرمایه داری خراب و یا ای هموطن دوره رنج و هرمان گذشت - دولت پوچ ایران گذشت ....... ترانه ای که فرامرز اصلانی خیلی دوست دارد فراموش شود و هرگز دوست ندارد به رویش بیاورند که او چنین ترانه ای را خوانده است. و یا همین هاتف خودمان که خواند : همه جا کفر و دروغ - همه جا ظلم و ستم - چهره مردم شهر - همگی آیه غم - الله الله تو پناهی بر ضعیفان یا الله ...... هاتف اگر در جریان اعتراضات انتخاباتی 88 کلیپی از اعتراضات مردم روی ترانه خاک خورده او قرار نمی دادند هرگز جایی رو نمی کرد که این سرود را او خوانده است.

اما حکایت فرهاد و فریدون چیز دیگریست. آنها هرگز چیزی نخواندند که امروز نتوان از آن دفاع کرد.و صد البته حکایت اسفندیار منفرد زاده متفاوت تر. او کمی فراتر از یک آهنگساز اعتراضی ظاهر میگردد. او نقش بسیار محوری در خلق سرود بسیار زیبای بهار دارد. همان سرودی که دکتر بهزادی آنرا به همسر پاتریس لومبا پیشکش میکند اما کرامت دانشیار آنرا دستکاری کرد و اسفندیار منفرد زاده با ابتدایی ترین ادوات موسیقی در ابتدای انقلاب توسط خودش و همسرش و تعدادی دیگر (شهلا فاطمی و مینو وزیری ) اجرا میکند. او تمام ادوات را خودش جداگانه اجرا میکند و با ابتدایی ترین امکانات آنرا مونتاژ میکند . سرود <بهارِِ خجسته فال - خرامان رسد ز راه > سرودی که به جرات میتوانم بگویم بیش از 90 درصد کسانیکه آنرا شنیدند به محتوای آن پی نبردند و ملودی آن شد آوای انقلاب. که البته شاید یکی از دلایلش آن باشد که به دلیل کیفیت پایین و عدم ادای شفاف کلمات بسیاری از مردم متوجه محتوای آن نشدند و فقط بیت بهاران خجسته باد را متوجه میشدند. هرچند برخی آنرا شایعه میدانند اما جهت اطلاع دوستان بخشی از آن سروده اصلی را که بر وزن هم میباشد در اینجا می آورم:
به آنان که با قلم - تباهی دهر را - به چشم جهانیان - پدیدار میکنند - بهاران خجسته باد
به بانوی سوگوار - که در ماتم شهید - بنالید و زان نوا - دل عالمی تپید - بهاران خجسته باد
ویا:
ز بازی ابر و مهر - به نیلی سپهر ژرف - به هر لحظه تازه ای - نمایان شود شگرف - بهاران خجسته باد
بیتی که به رنگ قرمز نوشته شده از متن سرود حذف گردید.هر چند این سرود نیز مدتی توقیف گردید اما خیلی زود از توقیف بیرون آمد
در مجموع هنوز مدت زیادی از آنروزها نگذشته است که در خصوص بسیاری از این ماجراها اگر و اما و تحریف به میان می آید. خدا میداند سالها بعد که ما نیستیم نسلهای بعدی چه داستانها و افسانه ها از این ماجراها برای خود تعریف خواهند کرد.