[-]
جعبه پيام
» <Emiliano> یکی از این عزیزان Dude بزرگوار هستن که بدین‌وسیله در اینجا ازشون ممنون هستم.
» <Emiliano> وجود دوستان فرهیخته با کوله‌باری از دانش و تجربه در این انجمن افتخاریه بزرگ برای بنده و ازشون درس می‌گیرم.
» <سروان رنو> جالب بود ! عجب پوستری از "بر باد رفته" ... https://www.1pezeshk.com/wp-content/uplo....30.05.jpg
» <کنتس پابرهنه> این طراح خوش ذوق چه ساده و زیبا به سکانس های کلیدی فیلم ها اشاره کرده... https://www.1pezeshk.com/archives/2024/0...style.html
» <پیرمرد> متأسفانه سعید راد درگذشت، روحش شاد و یادش گرامی
» <پیرمرد> سپاسگزارم از جناب سروان که بنده را با دورین گری مقایسه نفرمودند
» <پیرمرد> سلام و عرض احترام خدمت دوستان کافه کلاسیک و تشکر از سرکار خانم کنتس گرامی
» <سروان رنو> پیرمرد مانند بنجامین باتن هر روز جوانتر می شود
» <کنتس پابرهنه> به به... بعد از مدت ها درود جناب پیرمرد عزیز
» <دون دیه‌گو دلاوگا> «قاضی می‌رود» : https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...0#pid45610
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 7 رای - 4.29 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برنامه های دهه 70
نویسنده پیام
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 696
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1005
( 4509 تشکر در 690 ارسال )
شماره ارسال: #81
RE: برنامه های دهه 70

مجموعه بسیار زیبا و آموزنده مدرسه حیوانات

  مجموعه خاطره انگیز مدرسه حیوانات (Animal Antics) یک مجموعه خاطره انگیز هست که توی دهه 70 از برنامه کودک و شبکه اول صدا و سیما پخش شد.

این مجموعه محصول کشور انگلستان هست در سال 1997 توسط کمپانی  Sides Tv ساخته شده و تعداد قسمتهاش 220 هست که میانگین زمان هر قسمت 10 دقیقه هست.

https://www.mediafire.com/file/rglmy49dro4soxs/Animal_A


زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۰/۷/۳۰ عصر ۰۱:۳۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, شارینگهام, رابرت, آلبرت کمپیون, کلانتر چانس, آرلینگتون, باربوسا, پیرمرد, مکس دی وینتر, کاپیتان باگواش
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 696
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1005
( 4509 تشکر در 690 ارسال )
شماره ارسال: #82
RE: برنامه های دهه 70

کارتون زیبای ستاره کوچولو

کارتون ستاره کوچولو یک کارتون خاطره انگیز هست که دهه 70 از شبکه دوم پخش میشد

نام واقعی این این کارتون   Little star هست که ازسال 1994 تا سال 1997 تولید شد

این سریال محصول کشورکانادا هست که در قسمتهای 15 دقیقه ای

توسط کمپانی    Societe Radio-Canada ساخته شده.

اگر درست یادم باشه ماجرای این کارتون داخل یک ایستگاه فضایی اتفاق میفتاد که مجری داستان همین ستاره بود و آقای شنل و یه پروفسور که یک دست مکانیکی کنارش بود هم بقیه کاراکترهاش بودن

دوبله نقش اصلی رو هم فکر کنم خانم رزیتا یاراحمدی برعهده داشتن. من خودم به شخصه این سریال رو خیلی دوست داشتم


زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۰/۱۱/۱۹ عصر ۰۷:۵۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, باربوسا, مورفیوس, شارینگهام, رابرت, کوئیک, سروان رنو, کلانتر چانس, پیرمرد, مکس دی وینتر, rahgozar_bineshan, کاپیتان باگواش
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 696
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1005
( 4509 تشکر در 690 ارسال )
شماره ارسال: #83
RE: برنامه های دهه 70

کارتون زیبای داستانهای پرماجرا ( اسپیرو و فانتازیو) :

نام واقعی:  SPIROUE ET FANTASIO

محصول :فرانسه و بلژیک


سال انتشار: 1992


تولید شده توسط کمپانی Duplia Audiovisuel


پخش شده از TF1


کارگردان: میشل لومیر و میشل گوتیه


تعداد فصل:2


میانگین هر قسمت : 22 دقیقه



ژانر: ماجرایی

این کارتون خاطره انگیز در نیمه دوم دهه 70 از شبکه 2 پخش میشد و داستانهایی که توی انیمیشن اتفاق میفتاد برگرفته از مجموعه کتاب کمیک استریپ بود.

        اگر اشتباه نکنم یک سنجاب هم توی این کارتون بود که توی ماجرا های این کارتون دست داشت که متعلق به شخصیت اسپیرو بود و یک پروفسور هم بود که با اختراعاتش اکثرا به کمک این دو نفر میومد و یه خلافکار به نام کرلئونه هم که شخصیت طنز داشت هم جزو کاراکترهای انیمیشن بود



زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۰/۱۲/۱۹ عصر ۰۹:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, رابرت, سروان رنو, باربوسا, مموله, شارینگهام, آدمیرال گلوبال, کلانتر چانس, پیرمرد, BATMAN, مکس دی وینتر, کاپیتان باگواش
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 696
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1005
( 4509 تشکر در 690 ارسال )
شماره ارسال: #84
RE: برنامه های دهه 70

فیلم سینمایی شیرکوهی

THE CAT 1966




کمپانی سازنده:NBC Productions


سال پخش:1967-1966


بازیگران:Robert Loggia -Robert Carricat-RG Armestrong

ژانر: درام-ماجراجویی

تعداد فصلها:1


کشور سازنده : ایالات متحده آمریکا

کارگردان : Harry Julian Fink

داستانش هم اگه اشتباه نکنم اینجوری بود که یه نوجوون و خانوادش یه شیرکوهی رو برای نمایش تو سیرک تربیت میکردن.

ودوبلورهای مجموعه هم خانم ژاله علو و منوچهر والیزاده بودن


زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۰/۱۲/۲۵ عصر ۰۶:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, مارک واتنی, باربوسا, مموله, شارینگهام, کلانتر چانس, پیرمرد, Dude, rahgozar_bineshan, BATMAN, مکس دی وینتر, کاپیتان باگواش
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 696
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1005
( 4509 تشکر در 690 ارسال )
شماره ارسال: #85
RE: برنامه های دهه 70

کارتون زیبای گربه های فضایی

SPACE CATS 1991

 


کارتون زیبای گربه های فضایی یک کارتون خاطره انگیز هست که دهه 70 از شبکه دوم پخش

میشد.

این کارتون محصول سال 1991 شبکه ان بی سی کشور آمریکا هست که در یک فصل و سیزده قسمت ساخته شده .

فکرکنم ماجراش اینجوری بود که سه تا گربه به نام تام و پنجولی و تیزپا از سیاره ای به نام تری گلیسرید به زمین اومده بودند

و هر کدوم از اینا تخصصهای متفاوتی در انجام ماموریتها داشتن و هر سه بسیار وظیفه شناس بودن و داخل یه ایستگاه فضایی کارهای علمی تحقیقاتی میکردن و دستورها و ماموریتهاشون رو از کاراکترصاحب عکس پایین که رئیسشون بود دریافت میکردن.

این کارتون دو قسمت بود که یه قسمت کارتون و یه قسمت برنامه عروسکی بود که من قسمت عروسکی رو بیشتر دوست داشتم



زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۱/۱/۱۰ عصر ۱۱:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, مموله, رابرت, سروان رنو, مراد بیگ, کلانتر چانس, باربوسا, پیرمرد, شارینگهام, rahgozar_bineshan, مکس دی وینتر, کاپیتان باگواش
مموله آفلاین
رفیق فابریک
*

ارسال ها: 132
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۰/۲
اعتبار: 31


تشکرها : 2071
( 1135 تشکر در 127 ارسال )
شماره ارسال: #86
RE: برنامه های دهه 70

سلام ممنون از اطلاعات مفیدتان و کاش دوستان هنگام ارسال ها تمام یا قسمت هایی از کارتون ها  رو هم آپلود یا شیر کنند

۱۴۰۱/۱/۱۰ عصر ۱۱:۲۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پهلوان جواد, شارینگهام, سروان رنو, مارک واتنی, کلانتر چانس, باربوسا, کاپیتان باگواش
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 696
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1005
( 4509 تشکر در 690 ارسال )
شماره ارسال: #87
RE: برنامه های دهه 70

سلام از ماست دوست عزیز  اگر لینک کارتون رو اینجا بذاریم اون قسمت لینک کارتون های قدیمی لطمه میخوره


زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۱/۱/۱۱ صبح ۱۲:۱۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, مموله, آدمیرال گلوبال, آلبرت کمپیون, باربوسا, کلانتر چانس, rahgozar_bineshan, کاپیتان باگواش
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 696
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1005
( 4509 تشکر در 690 ارسال )
شماره ارسال: #88
RE: برنامه های دهه 70

کارتون بیل کوچولو

THE ADVENTURE OF BLINKY BILL

کارتون بیل کوچولو یک کارتون خاطره انگیز و زیبای دهه هفتادی هست که از شبکه دوم صدا و سیما پخش میشد

نام اصلی:The Adventure of Blinky Bill

کشور سازنده: استرالیا

تعداد فصلها:3

سال انتشار:1995-1993

تعداد قسمتها: 78

ناشر:

ABC-AUSTRALIAN BROADCASTING CORPORATION

میانگین هر قسمت : 26 دقیقه

ژانر: ماجرایی-کمدی

کارگردان:YORAM GROSS

لینک یک کلیپ کوتاه از این کارتون:

http://www.uplooder.net/files/8f0bb34060...l.mp4.html

 موزیک:

GUY GROSS


زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۱/۱/۱۹ عصر ۰۶:۳۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, رابرت, شارینگهام, مموله, باربوسا, کلانتر چانس, پیرمرد, rahgozar_bineshan, اکتورز, مکس دی وینتر
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 696
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1005
( 4509 تشکر در 690 ارسال )
شماره ارسال: #89
RE: برنامه های دهه 70

کارتون کوتوله های جنگل

LA LLAMADA DE LOS GLOMOS

محصول سال 1987 میلادی

کشور سازنده: اسپانیا

تعداد قسمتها: 26

میانگین مدت زمان هر قسمت:23 دقیقه

شبکه سازنده: BRP INTERNACIONAL

کارگردان  :LUIS BELESTTER

 

این کارتون زیبا و خاطره انگیز صبح جمعه دهه 70 از شبکه دوم پخش میشد


زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۱/۴/۱۱ عصر ۰۷:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کلانتر چانس, مارک واتنی, مموله, باربوسا, کاپیتان باگواش, پیرمرد, Dude, rahgozar_bineshan, BATMAN, اکتورز, مکس دی وینتر
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 253
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 55


تشکرها : 6346
( 4666 تشکر در 174 ارسال )
شماره ارسال: #90
RE: برنامه های دهه 70

روزگاری بر ما گذشت که با قبل و بعد خود قابل قیاس نیست. متولدان نیمه دوم دهه چهل تا اواخر دهه شصت گرچه تحت فرهنگ سنتی رشد یافتند اما به واسطه رسانه‌های نوپای جمعی، خاطرات مشترکی برایشان باقی ماند که دستمایه طیران ذهن، در فضای گرم و صمیمی دهه‌های بی‌بازگشت قبل است.

از اوایل دهه هفتادشمسی، تغییراتی در صدا و سیمای ایران آغاز شد که نقطه عطف آغازین آن تاسیس شبکه سه و پخش فیلم‌هایی بود که سابقه نداشت، گمانم اولین فیلم سینمایی خارجی شبکه ۳ وصیت دکتر مابوزه از ساخته‌های ارزنده سینمای آلمان پیش از جنگ در سال ۱۹۳۳ توسط فریتز لانگ بود که نویدی از روزهایی شادتر برای فضای بسته و درگیر تورم بعد از جنگ داشت.

شبکه سه تنها به چنین فیلم‌هایی بسنده نکرد و با پخش اولین سریال خارجی خود، احتمالا تحت عنوان "نامزد"،سه شنبه شب‌ها، که سریالی ایتالیایی با بازی برت لنکستر و فرانکو نرو در ژانر تاریخی و ساخته سال ۱۹۸۹ بود، بیننده‌های کم‌توقع ایرانی را کاملا مبهوت کرد.

پس از تاسیس شبکه سه، دو شبکه سنتی پیشین نیز، رفته رفته، مجموعه‌ها و فیلم‌های مفرح‌تر و انیمیشن های تازه‌تری نمایش دادند. با آغاز به کار شبکه‌های چهار و پنج(تهران) این تغییرات، شتاب بیشتری گرفت و کم‌کم با عبور از سریال‌های صرفا پلیسی و کارآگاهی اروپایی، پای سریال‌های مفرح آمریکایی و کانادایی و استرالیایی مثل دختر مهاراجه، شهر مرزی، قصه‌های جزیره، شورش مردی با عینک یک چشم، مرد رودخانه برفی، اتون کورد و ... به صدا و سیما باز شد که بانو رزا در بدایت این جستار، فهرست کاملی از آنها ارائه نموده‌اند. برنامه‌های نیمه مستند مثل آنچه شما خواسته‌اید به مثابه پیش درآمدی بر این تغییر بود و فیلم‌های سینمایی که چندسال قبل‌تر مصداق تهاجم فرهنگی بودند و در برنامه‌های مستند داخلی با عنوان مثال‌هایی از ترویج خشونت پخش می‌شدند، کم‌کم وارد جدول برنامه‌ها شدند، از قبیل مجموعه فیلم‌های گودزیلا، فیلم‌های وسترن قدیمی و ... البته چنانچه در ابتدا ذکر شد این نوع برنامه‌ها، بیشتر از شبکه‌های جدید تلویزیون پخش می‌شدند و تا سالها این شبکه‌ها در شهرستان‌های کمتر توسعه یافته و سنتی‌تر به سادگی قابل دسترسی نبودند.

از نامهایی که در آن روزگار و از این رهگذار شناخته شد، نام هنرپیشه آمریکایی، جک اسکالیا بود. اسکالیا با برنامه‌ای مستند با نام بدلکاران که پنجشنبه شبها از شبکه ۳ پخش میشد و در مورد صحنه‌های اکشن فیلم‌ها و بدلکاران معروف بود، وارد صدا و سیمای ایران شد. گرچه در بیشتر قسمتهایی که در ایران پخش می‌شد، بدلکار اصلی، رمی ژولیان بود ولی به هر حال در آن وانفسا، برنامه جذابی بود.

   


مدتی بعد، سریالی یک فصلی با بازی جک اسکالیا نیز به نمایش درآمد. در این سریال جک نقش کارآگاه خصوصی با نام تونی وولف را ایفا میکرد که به همراه پدرش در یک قایق در اسکله‌ای در سانفرانسیسکو ساکن است، تونی سابقا پلیس بوده که به علت تمرد از مافوق از نیروی پلیس، اخراج شده و مدتی دور از سانفرانسیسکو بوده و سپس به نزد پدرش بازگشته است و در کنار کمک به پدرش، گاهی به واسطه نامزد سابقش که خبرنگار است، درگیر پرونده‌های جنایی می‌شود. از طرفی در تلاش برای بازسازی روابط با نامزد سابق خود نیز هست. از دیگر شخصیت‌های فیلم، مادر و دختری با اصالت ایتالیایی، در همسایگی تونی و پدرش هستند.


در ابتدای کار که می‌خواستم این متن را بنویسم، تنها جک اسکالیا در ذهنم بود ولی دریغم آمد از چند فیلم جذاب دیگر یاد نکنم. احتمالا نام جری کاتن در خاطر دوستان باشد. کارآگاهی آمریکایی است که شباهت‌هایی با جیمز باند دارد و درگیر پرونده‌های جنایی- جاسوسی می‌شود. در واقع مجموعه فیلم‌های جری کاتن، سریالی سینمایی است که با سرمایه‌گذاری آلمان فدرال در دهه شصت میلادی، پای به عرصه سینما می‌نهد و با سی سال تاخیر، نوروز ۷۴، چند قسمت از آن از شبکه سه به نمایش درآمد که با توجه به طرز پوشش و آرایش زنان در آن، اقدامی انقلابی محسوب می‌شد.

در پایان کلام، یادی می‌کنم از افسانه گرگ دریا، محصول ۱۹۷۵ ایتالیا، بر مبنای کتاب مشهور جک لندن که آن نیز نوروز ۷۴ یا ۷۵ در شبکه ۳ به نمایش درآمد. ماجرای ناخدای بی‌رحمی که با آدم‌ربایی در بندرها، خدمه برای کشتی‌اش اسیر می‌کند و به نام لارسن گرگ مشهور است. ون‌ویدن جوانی است که به این طریق اسیر لارسن شده است و مجبور به کار در آشپزخانه است. در کشتی لارسن مخالفت‌هایی صورت می‌گیرد ولی هربار با پاسخ شدید لارسن مواجه می‌شود. کشتی لارسن با قایقی شکسته مواجه می‌شود که یک زن و دو مرد در آن است، لارسن آنها را به کشتی خود راه می‌دهد. برادر لارسن که ملقب به لارسن مرگ است و ناخدای کشتی دیگری است، همواره با برادرش در رقابت است. در تلاش همزمان دو برادر برای صید نهنگ، لارسن گرگ پیروز می‌شود و از دیدرس کشتی برادرش می‌گریزد. در مستی شبانگاه خدمه پس از پیروزی، لارسن قصد تعرض به زن جوان را دارد که با اقدام ون‌ویدن ناکام می‌ماند و ون‌ویدن و زن جوان با قایقی از کشتی می‌گریزند. لارسن مرگ با حمله به کشتی برادر، خدمه‌اش را تصاحب و لارسن گرگ را کور می‌کند. فردای آن شب، ون‌ویدن کشتی لارسن گرگ را، آسیب دیده و دکل‌شکسته و ساکن در پهنه اقیانوس می‌بیند و بعد از ورود به عرشه متوجه اتفاقات رخ‌داده می‌شود، لارسن که علی‌رغم نابینایی، هنوز قدرتمند و چالاک است، سعی در کشتن ون‌ویدن دارد ولی با ضربه‌ای که زن جوان با قنداق تفنگ به سرش می‌زند، از هوش می‌رود و قدرت تکلم را نیز از دست می‌دهد. لارسن که ناامید و ناتوان از پذیرش شرایط جدیدش است با غرق کردن خود در دریا، به زندگی‌اش پایان می‌دهد.

در جستجوی ویدئوی کوتاهی از افسانه گرگ دریا، متوجه شدم، دوست گرانقدر، دون‌دیه‌گو دلاوگا چند سال قبل نه تنها از این فیلم یاد کردند بلکه کلیپ زیبایی نیز از آن تهیه کردند و در جستار کلاسیک‌ها در تلویزیون قرار دادند.

۱۴۰۱/۱۱/۷ عصر ۰۳:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, Emiliano, باربوسا, Classic, کوئیک, آرلینگتون, لوک مک گرگور, آلبرت کمپیون, سروان رنو, مارک واتنی, رابرت, مورچه سیاه, Dude, شارینگهام, rahgozar_bineshan, کنتس پابرهنه, مموله, BATMAN, مکس دی وینتر, کاپیتان باگواش
BATMAN آفلاین
Nightmare
*

ارسال ها: 783
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 81


تشکرها : 10489
( 12729 تشکر در 567 ارسال )
شماره ارسال: #91
RE: برنامه های دهه 70

شبحی در تاريکی 1374

کارگردان/ محسن شاه محمدی

بازیگران/ سیاوش طهمورث (پدر) رویا تیموریان (مادر) مهراوه شریفی نیا (دختر) مهدی وثوقی راد (پسر) ------ (عموی خانواده)

خلاصه داستان

دختری به نام «ناهید» که در اتاقش تنها می‌خوابد، متوجه حضور یک روح در خانه می‌شود

پدر و مادر، در آغاز حرف‌های او را باور نمی‌کنند ، اما با وقایع عجیب و دلهره آوری که در خانه رخ می‌دهد، پای آن‌ها هم به ماجرا باز می‌شود

اواسط دهه 70 مینی سریالی پخش شد با عنوان شبحی در تاريکی که شامل دو قسمت بود

 دقيق يادم نيست دو شب متوالی نمایش دادن يا طی دو هفته ، ولی با استقبال مردم روبرو شد

بعد از پخش قسمت اهل محلمون در موردش بحث و گفتگو میکردن ، انگار براشون تازگی داشت

 شايد تا اونزمان کمتر فيلم و سريال ايرانی از تلويزيون پخش شده بود که محتواش درباره ارواح جن شبح و اين مسائل باشه

نکته جالب اينجاست ک هميشه فکر ميکردم مهتاب نصيرپور نقش مادر خانواده رو بازی کرده اما بعد از اينکه مجددا تماشا کردم فهميدم رويا تيموريان بوده

قسمت اول


قسمت دوم



! I'M BATMAN I'M VENGEANCE
۱۴۰۱/۱۱/۲۰ صبح ۰۱:۲۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, اکتورز, مراد بیگ, آرلینگتون, مموله, Emiliano, سروان رنو, شارینگهام, رابرت, مارک واتنی, Classic, مورچه سیاه, کوئیک, کاپیتان باگواش, rahgozar_bineshan, باربوسا, کنتس پابرهنه, Dude, مکس دی وینتر
BATMAN آفلاین
Nightmare
*

ارسال ها: 783
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 81


تشکرها : 10489
( 12729 تشکر در 567 ارسال )
شماره ارسال: #92
Heart مجموعه به یادماندنی بهاران

دهه های 60 و 70 و قبلتر عید نوروزهاش حال و هوای خاصی داشت خصوصا برای بچه ها ، مطمئنا اکثریت با نظرم موافقن

غیر از اون حس و حال وصف ناشدنی ، برنامه های بخصوصی هم پخش میشد که در زمان خودش واقعا سرگرم کننده و جذاب بودن

یکی از بهترین و پرخاطره ترینشون پخش مجموعه طنز "بهاران" بود که در آن تعداد زیادی از هنرمندان دوبلور حضور داشتن

چند سال پیش در جعبه پیام بصورت خلاصه به این برنامه اشاره کردم ، البته اونزمان از نام اثر اطلاعی نداشتم و حالا خوشحالم تونستم یکی دیگه از گم شده هام رو پیدا کنم

واقعا دوست دارم یکبار دیگه بصورت کامل این سریال رو با کیفیت بالا تماشا کنم ، بهرحال مرور خاطرات خوب و شیرین گذشته ست

اسامی تعدادی از بازیگران

شهلا ناظریان (مادر/ ملوک السلطنه) منوچهر آذری (پدر/ آقای مرامی) حسین عرفانی (دایی ناصر عشق مهاجرت و عروس)

کنعان کیانی (بوکایی/ محضردار) رضا عبدی (آقای قوامی/ پدر ناصر و عروس) تورج نصر (شهود)

خلاصه داستان

خیلی تمرکز کردم تا هر چی که یادم مونده رو بنویسم پس ممکنه داستان اصلی با چیزی که روایت میکنم متفاوت باشه

خانواده مرامی به دلایلی (کاسه ای زیر نیم کاسه ست) عزم خود جزم کرده اند تا برای پسر خارج نشینشان دختری دلخواه پیدا کرده و به همسری اش در آورند

مادر خانواده به شدت به تک فرزندش علاقمند است اما پدر مدام به او ایراد میگیرد که قند عسلت را لوس با آوردی

خلاصه ، مادر هر بار برای خواستگاری حاضر میشود یک قاب عکس بزرگ از عزیز دردانه اش نیز بهمراه دارد

اگر اشتباه نکنم داماد جوان لاغر و بلند قامتی بود با موهای بلند به رنگ بلوند با کاپشن زیپ دار قرمز رنگ و کلاه بافتنی راه راه رنگا رنگه نسبتا خنده داری که تا نیمه روی سرش بود

حین تماشای ویدئو متوجه شدم در مورد کلاه اشتباه میکردم و بجاش هدبند مشکی داره (تصویر بالا)

سرانجام عروس مورد علاقه خود را پیدا میکنند و بدون حضور فرزند و تنها با یک قاب عکس در مراسم خواستگاری حاضر میشوند

اما در این بین دختر که حاضر به ازدواج نیست قضیه را با دایی یا پدر خویش مطرح میکند و در نهایت با مشورت یکدیگر تصمیم میگیرند نقش بازی کنند

طرح و نقشه آنها ازین قرار است که عروس خانم باید وانمود کند مدرک تحصیلی او تا سوم اکابر بیشتر نیست و در کار خانه داری هم مهارت و تجربه ای ندارد

خلاصه اینکه خود را یک آدم کم عقل و بی دست و پا جا میزند ،اما خانواده داماد با وجود همه این نقایص عروس جوان را پسندیده  و با این ازدواج موافقت میکنند !

همه چیز به خوبی و خوشی پیش میرود البته همه اتفاقات با چاشنی طنز همراه است تا اینکه در روز برگذاری مراسم عقد

پسر عزیر دردانه بی خبر از آمریکا برمیگردد و سرزده وارد مجلس میشود و بدین ترتیب آرزوهای مادر را به باد میدهد ، چهره بهت زده شهلا ناطریان رو خوب بخاطر دارم

از اینجا به بعدش دیگه عبرت آموز میشه !

البته پدر از اتفاق پیش آمده بسیار خوشحال است و سر از پا نمیشناسد ، چرا که دیگر نیازی نیست پول خرج پسر کند !

در این این گیر و دار پسر جوان که از قبل با یک مامور پلیس آشنا شده حالا دقیق یادم نیست چطور این اتفاق میافته

گویا دچار تحول شده بنابراین تصمیم میگیرد خودش را برای رفتن به خدمت سربازی آماده کند ! از آمریکا برگشتی بری سربازی ؟! خوشی زده زیر دلت

شنیدیم هر کی رفته خدمت بیشتر بچه پررو شده تا سربه راه ، البته صدا و سیما خوب بلده تبلیغ کنه و همه چی رو وارونه نمایش بده

او که حالا متحول شده است وارد آرایشگاهی میشود و موهای مدل غربی اش را کوتاه میکند ! به قولی بچه مثبت و سر به راه میشه ! 

الان خاطرم آمد که در بین خانواده عروس مرد مجردی حضور داشت که عشق رفتن به آمریکا دیوانه اش کرده بود و تمام فکر و ذکرش درگیر همین مسئاله بود

فکر میکنم این شخصیت رو بازیگر نقش تاکاشی یا داداشی در سریال جدی نگیرید بازی کرده البته اونی که لاغرتر بود و سبیل داشت

خوشبختانه بخشهایی از این سکانس موجوده که در پایان مطالب قرار میدم

کافیه این دو شخصیت (داماد و مرد مجرد) را کنار هم قرار بدین تا متوجه بشید سریال چه پیام اخلاقی داشته

ای جوانی که عشق مهاجرت داری از این داستان پند بگیر ، دیدی چطور یک جوان که تازه حمایت خانواده اش را داشت

با کلی دک و پز رفت آن سر دنیا اما وقتی سرش به سنگ خورد دست از پا درازتر برگشت و در نهایت به هیچ جا نرسید !

پس مهاجرت نکنید که عاقبت خوشی ندارد و تنها عمر ، پول و سرمایه خود و خانواده تان را هدر میدهید !

جالبه زوج عرفانی دهه هفتاد خیلی پر کار بودن ، غیر از حرفه دوبلوری در سریال و برنامه های طنز هم بازیگری میکردن و در کنارش مجری مسابقه هم بودن که قبلا در موردش نوشتم

قسمتهایی از مجموعه طنز بهاران 1373

بخش اول


بخش دوم


بخش سوم


مجموعه تهران 20 با حضور شهلا ناظریان ، حسین عرفانی



! I'M BATMAN I'M VENGEANCE
۱۴۰۱/۱۱/۲۴ صبح ۰۴:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, Emiliano, مموله, مراد بیگ, آرلینگتون, رابرت, مارک واتنی, کوئیک, مورچه سیاه, اکتورز, باربوسا, سروان رنو, کنتس پابرهنه, Dude, مکس دی وینتر
آرلینگتون آفلاین
در به در کافه
*

ارسال ها: 75
تاریخ ثبت نام: ۱۴۰۱/۳/۲۳
اعتبار: 17


تشکرها : 449
( 558 تشکر در 73 ارسال )
شماره ارسال: #93
RE: برنامه های دهه 70

مجموعه ی Quincy M.E .( 1976). پخش از شبکه تهران . 1377. https://m.imdb.com/title/tt0074042/

۱۴۰۱/۱۱/۲۵ عصر ۰۵:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, پیرمرد, سروان رنو, مورچه سیاه, Emiliano, مراد بیگ, BATMAN, باربوسا, کوئیک, اکتورز, Dude, مکس دی وینتر
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 253
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 55


تشکرها : 6346
( 4666 تشکر در 174 ارسال )
شماره ارسال: #94
Video پسران خیابان پانیسپرنا و هری تریسی

I ragazzi di via Panisperna

پسران خیابان پانیسپرنا نام گروهی متشکل از چند دانشمند برجسته در زمینه فیزیک و ریاضی دهه ۳۰ میلادی در ایتالیاست که شاخص‌ترین آنها انریکو فرمی فیزیکدان ایتالیایی است که البته در سایه همدوره‌اش آینشتاین، علی رغم برتری علمی، کمتر شناخته شده است. یافته‌های فرمی و همکارانش، نقش ویژه‌ای در بهره‌گیری از نیروی اتمی در صنعت و جنگ داشت و هر دو روی سکه در زمان حیات وی رخ نمود.


پس از قدرت گرفتن حکومت فاشیستی و دردسرهای ایجاد شده از سمت حکومت برای توده مردم، فرمی به امریکا مهاجرت کرد و در تولید بمب اتمی نیز نقشی مهم ایفا کرد و دستیارش اتوره مایورانا که به سیسیل پناه برده بود، به طرز مشکوکی از دنیا رفت. 

 در سال ۱۹۸۸ فیلم و سریالی با نام این گروه در ایتالیا ساخته شد که به زندگی فردی و حرفه‌ای اعضای گروه می‌پردازد و با فاصله اندکی به گمانم زمستان ۷۰ یا ۷۱ از شبکه دوم سیما به عنوان سریال پخش شد. 




بیش از محتوای سریال، نام آن در ذهنم نقش بسته بود که البته متاسفانه به طرزی اشتباه تنها وزنی از اسم درست آن، به صورت بچه‌های خیابان پاریس‌برنارد در یادم بود و باعث شد در این چندسال عضویتم نتوانم آن را بیابم. برای خودم جای بسی تعجب است از کجا در خاطرم مانده بود که این سریال در مورد انریکو فرمی و همکارانش بوده است، چرا که تنها صحنه روشنی که از آن به یاد دارم، صحنه‌ای بسیار پیش پا افتاده در مورد حضور پیرمردی در اداره فاشیستی برای تعیین نژاد است که پیرمرد می‌گفت پدربزرگم آریایی خالص بوده است!

پ.ن: سپاس فراوان از جناب مموله بابت یادآوری این نکته که نام صحیح "پسران خیابان پانیسپرنا " هست

------------‐----------------------------‐-----------------

هری تریسی

محصول ۱۹۸۲ کانادا

این فیلم در مورد یکی از آخرین قانون‌شکنان بلندآوازه آمریکا در ایالت‌های شمالی به نام هری تریسی است که پای به قرن بیستم می‌نهد. داستان فیلم را ذکر نمی‌کنم تا دوستانی که تمایل به دیدن فیلم دارند، از تماشای آن لذت بیشتری ببرند. این فیلم تابستان احتمالا ۷۴ از شبکه سه سیما پخش شد. خوشبختانه هموطنی سخاوتمند ویدئوی کامل دوبله آن را در توتویوب؟! قرار داده بود و بنده پس از بارگیری آن، مجدداً در آپارات بارگذاری کردم که امیدوارم برای دوستان مفید باشد. شنیدن صدای خاطره‌انگیز جلال مقامی و حسین عرفانی و فهیمه راستکار و عباس سلطانی  و ...یادآور آخرین سال‌های خوب دوبله است.




لیست گویندگان را در دائرة المعارف دوبله قرار داده‌ام.

۱۴۰۱/۱۱/۲۸ صبح ۰۷:۴۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مموله, آرلینگتون, مورچه سیاه, Emiliano, مراد بیگ, رابرت, سروان رنو, باربوسا, اکتورز, لوک مک گرگور, Classic, کوئیک, BATMAN, مارک واتنی, هستی گرا, کنتس پابرهنه, مورفیوس, شارینگهام, Dude, مکس دی وینتر, دون دیه‌گو دلاوگا
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 253
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 55


تشکرها : 6346
( 4666 تشکر در 174 ارسال )
شماره ارسال: #95
تام شون کاتی، رابین هود ولز

عیّاری، مفهومی قابل ستایش در میان توده‌های تحت استثمار بوده و هست. طغیان در برابر نظم و قانونی که ضعیف را ضعیف‌تر، فقیر را فقیرتر و پایه‌های قدرت ستمگر را مستحکم‌تر می‌سازد، آخرین نزاع در نامعادله تنازع بقاست. تحسین جوانمردان در ادبیات و داستان‌های عامه شرق و غرب پرسابقه است و کمتر ملتی را می‌توان یافت که در ادوار مختلف، شخصیت‌هایی محبوب از این زمره نداشته باشد، بویژه در کشورهایی که تحت هجوم و استیلای نژاد و ملتی دیگر قرار گرفته‌اند، عیار عیّاران بیشتر رخ می‌نماید و چونان پهلوانان به افسانه‌ها می‌پیوندند.

منبع تصویر

جزیره بریتانیا در گذر تاریخ، تحت سیطره اقوام مختلفی قرار گرفته است که نهایتاً با تسلط نورمن‌ها که از شمال فرانسه به این جزیره پای نهاده بودند، داستان پیدایش قومی جدید در این جزیره، به خاتمه رسید. پیش از نورمن‌ها، این جزیره مه‌آِلود، شاهد حضور سلت‌ها، رومی‌ها، انگلزها، ساکسون‌ها،  وایکینگ‌ها، بریتون‌ها، ... بود، طی قرن‌ها از خاک اصلی اروپا به این جزیره آمده بودند. در کشاکش نورمن‌ها با دیگر اقوام ساکن بریتانیا و در طی شکل‌گیری طبقه فئودال، دهقانان و اقشار ضعیف اقوام مغلوب تحت ظلمی مضاعف از سوی هم نژادان نجیب‌زاده خود و حکومت مرکزی بودند. در این اثنا، رفته رفته ساکسون‌های سرسخت به اقصی نقاط شمالی و ولزی‌ها که شاید اعقاب سلت‌های اولیه بودند به غرب جزیره رانده شدند ولی تا به امروز برای استقلال خود، تلاش کرده‌اند.

منبع تصویر

رابین هود مشهورترین یاغی ساکسون بود که بیشتر با کتاب الکساندر دومای فرانسوی به جهانیان شناسانده شد. چهره نمایش داده شده از وی در کتاب دوما، مصداق بارز شیوه جوانمردی و عیاری بود که حق فقرا را از اغنیای ستمگر می‌گرفت و به آنها عودت می‌داد. گرچه شخصیت وی به لحاظ تاریخی کاملاً مشخص نیست.

منبع تصویر

با فاصله حدود  ۲۵۰ سال پس از رابین هود، جوانی ولزی، اقداماتی مشابه وی را در کشور کوچک ولز انجام می‌داد که البته هیچگاه به شهرت رابین نرسید. این قهرمان کم‌نام، تام شون کاتی نام داشت و به رابین هود ولز، مشهور است. برخی نام وی را توماس جونز نیز ذکر کرده‌اند و برخی منابع این دو را دو شخصیت مجزا دانسته‌اند. گفته می‌شود در زمان سلطه کاتولیسم بر دربار انگلستان در دوران ملکه ماری اول، کاتی به مذهب پروتستان گروید و با اقدامات قانون‌گریزانه، به مردم تحت ستم ولز کمک می‌کرد و در نهایت در سال ۱۵۵۷ میلادی مجبور به فرار از جزیره به اروپا شد. با روی کار آمدن الیزابت اول که پایه‌گذار فرقه آنگلیکان بود، کاتی در سال ۱۵۵۹ به ولز بازگشت. گرچه داستان کاتی پس از نیمه دوم قرن هجدهم به صورت مدون درآمد ولی آنچنان که باید، مشهور نشد.

منبع تصویر

در سال ۱۹۷۸ میلادی مجموعه تلویزیونی پنج قسمتی در مورد تام شون کاتی ساخته شد که سالهای میانی دهه ۷۰ شمسی از شبکه دوم سیما، اگر درست به خاطر داشته باشم، دوشنبه شب‌ها پخش می شد. در این مجموعه کاتی از نقابی به شکل شاهین استفاده می‌کند و گویا نام مجموعه، اشاره به این مطلب دارد. متاسفانه تصاویر و مطالب بسیار کمی در مورد این مجموعه وجود دارد و علی‌رغم اینکه توسط بی‌بی‌سی ساخته شده است، خود این شبکه نیز تمایل چندانی به بازپخش آن نداشته است و شاید هم به نوعی از ساخت آن پشیمان شده است؟! تنها ویدئوی قابل دسترسی از آن تیتراژش بود که در صفحه ف.ی.س.ب.و.ک با نام Wales in Movies یافتم. در این صفحه، به مهجوریت این مجموعه اشارتی شده است. در صفحه بی‌بی‌سی وان دو کلیپ کوتاه دیگر از آن وجود دارد که قابل دسترسی نیست. به نظر آخرین نمایش و تنها بازپخش این سریال در این شبکه، سال ۱۹۸۳ بوده است.

 

دو ویدئوی زیر به لطف دوست عزیز و ارجمند جناب BATMAN و توسط ایشان از وب‌گاه بی‌بی‌سی بارگیری شده‌اند.
 
لینک کامل این ویدئوکلیپ در نماشا
https://www.namasha.com/v/aucSeiTM

 
۱۴۰۲/۳/۱ صبح ۰۶:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : لوک مک گرگور, رابرت, Classic, سروان رنو, Emiliano, کوئیک, مارک واتنی, مورچه سیاه, مموله, مراد بیگ, BATMAN, شارینگهام, آدمیرال گلوبال, مورفیوس, کنتس پابرهنه, مکس دی وینتر, Dude, اکتورز, دون دیه‌گو دلاوگا, پهلوان جواد, کاپیتان باگواش
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1033
( 1758 تشکر در 217 ارسال )
شماره ارسال: #96
RE: برنامه های دهه 70

نوروز ۱۳۷۶ را از یاد نمی برم. چرا که در آن سال گروه کودک و نوجوان شبکه دو صبح ها یک سریال انگلیسی شش قسمتی پخش کرد که تا آن زمان مشابه اش را ندیده بودم و همین جذابیت آن را برایم دو چندان می کرد. این سریال محصول ۱۹۹۰ که the gift  و به عبارتی استعداد نام داشت، اثری فانتزی بود که شاید بتوان گفت رگه های از ژانرهای معمایی و تریلر را نیز در خود گنجانده بود. به هر حال ما بینندگان انتظار داشتیم که ایام عید تلویزیون برنامه های متنوع تری نسبت به سایر روزها پخش کند که البته گاهی این انتظار جواب می داد و گاهی هم خیر. اما عید نوروز سال ۷۶ به لطف این سریال، به مذاق من خوش آمده بود.

این سریال که توسط بی بی سی بر پایه رمانی از پیتر دیکنسون ساخته شد به داستان پسر نوجوانی به نام دیوی پرایس می پرداخت که پدرش برای مدت کوتاهی او و خواهر کوچکترش را به پدر بزرگ و مادر بزرگش که ساکن دهکده ای کوچک هستند می سپارد. او به این دلیل این کار را می کند چرا که جدیدا در شغلش شکست خورده و به دنبال اصلاح امور کاری اش است. دیوی در حین گشت و گذار در آنجا تصاویر عجیب و غریبی می بیند که از مفهوم آنها سر در نمی آورد. به طور مثال دو مرد را می بیند که در حال دعوا کردن هستند و یکی از آنها شبیه پدرش اما بسیار جوانتر است! مادر بزرگش به وی می گوید این چیزهایی که تو می بینی امروز رخ ندادند. بلکه مربوط به سالیان گذشته هستند. در واقع دیوی این توانایی را دارد که ذهن دیگران را بخواند و این همان استعدادی است که عمویش نیز آنرا داشته است. البته با توجه به این مفهوم شاید موهبت ترجمه بهتری باشد.

قسمت دوم دیوی به شهر و پیش پدر و مادرش بر می گردد. پدرش از موضوع قدرت برادر خودش آگاهی داشته اما آنرا انکار می کند و دلش نیز نمی خواهد این را بپذیرد که فرزندش نیز دارای همان موهبت است. دیوی به وسیله قدرت خواندن ذهن متوجه یک سری افکار خبیث در بین بعضی انسانها می شود و سعی می کند از انجام اعمال شیطانی دیگران جلوگیری کند. اما چون وی نوجوانی بیش نیست و کسی حرف او را به سادگی باور نمی کند دچار چالش های فراوانی می گردد. از طرفی مردی شرور و مرموز با نام مستعار گرگ در تعقیب اوست و سر همین موضوع دیوی و خانواده اش تا لب مرگ پیش می‌روند.

شاید این سوژه امروزه و مخصوصاً برای بیننده بزرگسال چیز تازه‌ای نداشته باشد. اما در آن سالهای نوجوانی و مخصوصاً وقتی که آثار مشابه آن را زیاد ندیده بودیم بسیار حیرت‌انگیز به نظر می رسید. پس از پایان این سریال شش قسمتی و با توجه به اینکه هنوز نیمی از عید نوروز باقی مانده بود سریال جویندگان گنج جایگزین آن شد که البته برای من به هیچ عنوان جذابیت سریال استعداد را نداشت‌‌.

خوب به خاطر دارم که چند ماه بعد این سریال بازپخش شد. درست زمانی پخش می شد که من تازه بعد از ظهر از مدرسه تعطیل شده و به سمت خانه در حرکت بودم. روزی که این سریال پخش می شد تمام راه را دویدم تا بتوانم حداقل نصف قسمت را تماشا کنم. انگیزه من برای همکلاسی هایم معقول نبود و درک نمی کردند که چرا یک نفر برای تماشای یک سریال آنهم تکراری باید اینقدر به نفس نفس بیفتد! خلاصه وقتی به منزل رسیدم فورا فریاد زدم که تلویزیون را روشن کنید. خانواده که هاج و واج نگاه می کردند تلویزیون را روشن کرده و وقتی دریافتند که چه چیزی در حال پخش است کلی به من خندیدند!

چند سال قبل در یوتیوب به تماشای زبان اصلی این سریال نشستم که البته دیگر جذابیت گذشته را برایم نداشت. همچنین دیدم که بازیگران چقدر بی حال صحبت می کنند. این در حالی بود که دوبلورها با شور و اشتیاق خاصی صحبت کرده بودند و به نوعی نسخه دوبله با کیفیت تر از زبان اصلی آن در آمده بود. اگر چه بعید می دانم بعد از آن بار دوم دیگر تلویزیون ملی آنرا پخش کرده باشد.

راستش برایم عجیب بود که چرا در این کافه صحبتی از این سریال نشده بود. بالاخره این هم از خاطرات دهه هفتاد است که ارزش یادآوری را دارد.


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۴۰۲/۴/۱۹ صبح ۰۹:۱۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رابرت, مکس دی وینتر, Emiliano, مارک واتنی, سروان رنو, کوئیک, BATMAN, Classic, کنتس پابرهنه, مراد بیگ, مورفیوس, اسلون کلورا, مموله, پیرمرد, Dude, اکتورز, دون دیه‌گو دلاوگا, پهلوان جواد, کاپیتان باگواش
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 253
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 55


تشکرها : 6346
( 4666 تشکر در 174 ارسال )
شماره ارسال: #97
RE: برنامه های دهه 70

سال‌های میانی دهه هفتاد تعدادی سریال استرالیایی از شبکه‌های مختلف سیما پخش شدند که سالهای تولید نزدیک به هم داشتند و احتمالاً به صورت عمده و دَرهَم از این کشور خریداری شده بودند. این مجموعه‌ها، از لحاظ فضای حاکم بر آن‌ها مربوط به اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ می‌شدند. مشهورترین این سریالها رودخانه برفی بود که بخوبی معرف حضور دوستان است. سریال‌های دیگر گیرایی رودخانه برفی را نداشتند و چندان در اذهان ماندگار نشدند. یکی از این سریال‌ها Ratbag Hero محصول سال ۱۹۹۱ بود که جمعه شبها از شبکه دو پخش می‌شد و از لحاظ داستانی شبیه سریال انیمیشن مهاجران بود. خانواده فقیر خانه به دوشی با تعدادی فرزند که برادر جوان مادر خانواده نیز آنها را همراهی می‌کرد و محوریت داستان پسر کوچک خانواده بود. از بخش‌هایی که در ذهنم مانده، خرید اسب باری پیری با اندک سرمایه خانواده بود که برای کشتار می‌بردند و بدین ترتیب اسب پیر مدتی از مرگ رهایی یافت ولی نهایتا در حین حمل ارابه خانواده مرد. از بازیگران نسبتاً شناخته شده این سریال و سریال بعدی رجینالد اونز بازیگر نقش جک کِلی دوست الکلی مت مک‌گرگور در سریال رودخانه برفی است که نام واقعی وی رمز یافتن هر دو سریال بود.

 منبع تصاویر

سریال دیگر River Kings هم تولید سال ۱۹۹۱ است که از برنامه نوجوان شبکه یک، عصرهای تابستان سال ۷۵ یا ۷۶ پخش می‌شد و داستان نوجوانی را روایت می‌کرد که بر روی کشتی بخار کوچکی کار می‌کند و گمانم بخشی از داستان رقابت این کشتی با کشتی‌های دیگر را نیز روایت می‌کرد. پدر نوجوان، مردی آلمانی‌الاصل بود که خانواده را ترک کرده بود و در سالهای جنگ جهانی اول در استرالیا، سعی در پنهان کردن ملیت خود داشت. پسر نوجوان، در غیاب پدر اداره خانواده را بر عهده گرفته بود.


سینمای شوروی در ابتدا، پیش از جنگ جهانی دوم، و در نخستین سالهای پس از جنگ دوم، تمایل بیشتری به روایت تاریخ روسیه داشت، ولی از آنجا که عمده تاریخ روسیه به درگیری‌های قومی و مذهبی با همسایگان غربی بویژه لهستان و سپس آلمان مربوط می‌شود و این همسایگان( لهستان و آلمان شرقی) پس از جنگ، تحت لوای بلوک شرق قرار گرفته بودند، کم‌کم سینمای شوروی از روایت تاریخ مناقشات فاصله گرفت و به آثار برجسته ادبیات سایر ملل چون شاه لیر و هملت و حتی شاهنامه روی آورد. به عنوان مثال داستان تاراس بولبا اثر برجسته نیکلای گُوگُول که روایتگر جنگ‌های فرسایشی و مداوم روسهای اوکراین با لهستان است و در قالب نبرد مذاهب ارتدوکس و کاتولیک ظهور پیدا کرده بود و امروز هم بار دیگر از زیر خاکستر تاریخ سر برآورده است، هیچگاه در سینمای شوروی به تصویر کشیده نشد(سال ۲۰۰۹ این داستان در سینمای روسیه به صورت فیلم درآمد و از صدا و سیمای ایران هم چندین بار پخش شده است ولی قبل از آن آثار ساخته شده بر مبنای این داستان، فیلمی محصول فرانسه و اقتباسی از آن در هالیوود با بازی یول برینر و تونی کورتیس بودند که به ترتیب در سال ۱۹۳۶ و ۱۹۶۲ ساخته شده بودند).

      

منبع تصاویر سایت  IMDB

پس از اتمام جنگ جهانی دوم، سینمای آمریکا با سرعت بیشتری از سینمای اروپا و شرق پیشی می‌گرفت و داستان‌های متنوع و جلوه‌های تصویری آن، بیننده‌های سراسر دنیا را مجذوب می‌ساخت و رقبای اروپایی را یکی پس از دیگری از گردونه رقابت خارج می‌کرد. در این سال‌ها گرچه دیوار آهنین شرق تلاش زیادی برای عدم آگاهی و دسترسی مردمش از سینما و سایر تغییرات غرب داشت ولی در عین حال سعی می‌کرد با اقتباس از فیلم‌ها و انيميشن های غربی و بویژه هالیوودی، فضای مفرح تری را در جامعه شوروی ایجاد کند. نمونه این گونه گرته برداری‌ها انیمیشن موگلی است که در همان سال تولید کتاب جنگل دیزنی در شوروی ساخته شد و تا ۱۹۷۱ چند قسمت دیگر نیز بر آن افزوده شد. البته عکس این رقابت نیز وجود داشته است مانند ساخت سریال شرلوک هلمز روسی در سال ۱۹۷۸ و ساخت نمونه بریتانیایی آن در سال ۱۹۸۴.

   

منبع تصاویر سایت IMDB

      

یکی از این دست فیلم‌ها، در آخرین سال‌های حیات شوروی بر مبنای اثری از سر والتر اسکات تحت نام ماجرای کوئنتین دوروارد است که در سال ۱۹۸۸ به کارگردانی سرگئی تاراسف ساخته شد.  این داستان قبلا در سال ۱۹۵۵ به تهیه کنندگی شرکت هالیوودی متروگلدوین‌مایر در بریتانیا ساخته شده بود. نسخه ساخت شوروی، نوروز یکی از سالهای میانی دهه هفتاد از شبکه دو پخش شد و کلید یافتن آن نام شخصیت منفی فیلم دلامارک بود.

منبع تصویر از ویکی‌پدیا

ماجرای فیلم روایتگر حضور جوانی اسکاتلندی در گارد محافظ پادشاه فرانسه است. عموی این جوان، فرمانده گارد است.

در ابتدای داستان کنتس ایزابلا دو کروا، با استفاده از تاریکی شب، از قلعه براکمونت در مرز فرانسه و بورگوندی می گریزد تا از پادشاه لودویک بخواهد از او در برابر درخواست های مداوم قیّمش برای رضایت به ازدواج با یکی از نزدیکان خود، محافظت کند. پس از رسیدن به فرانسه، کنتس تصور می‌کند که نجات یافته است امّا در واقع، او در مرکز دسیسه‌ای قرار گرفته که پادشاه فرانسه علیه همسایه قدرتمندش، گرانددوک بورگوندی، تدارک دیده است.

جوان نجیب زاده اسکاتلندی، کوئنتین دوروارد، ناخواسته در روند این وقایع قرار می‌گیرد، و برخلاف میل خود به ابزاری در دستان شاه لودویک تبدیل می‌شود. کوئنتین دوروارد که از سوی پادشاه برای انتقال کنتس به مکانی امن تعیین شده است، با شجاعت خود، نه تنها ایزابلا دو کروا را نجات می‌دهد، بلکه از نظر کنتس تنها فرد شایسته برای ازدواج شناخته می‌شود.

لینک ویدئوی کامل فیلم به زبان اصلی:

https:// m . y o u t u b e . c o m /watch?v=LWtM1fqTFNA

پی‌نوشت: ممکن است برنامه‌هایی که در این پست یادآوری شدند، قبلاً توسط دوستی دیگر و در جستاری دیگر معرفی شده باشند که در اینصورت از این بزرگواران و سایر دوستان پوزش می‌طلبم.

۱۴۰۲/۶/۱۳ صبح ۱۱:۳۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, رابرت, مارک واتنی, مراد بیگ, کنتس پابرهنه, Emiliano, مموله, BATMAN, Classic, Dude, لوک مک گرگور, rahgozar_bineshan, مورفیوس, اکتورز, دون دیه‌گو دلاوگا, پهلوان جواد, کوئیک, نیومن, کاپیتان باگواش
لوک مک گرگور آفلاین
جوینده َطلا
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1033
( 1758 تشکر در 217 ارسال )
شماره ارسال: #98
RE: برنامه های دهه 70

از پیرمرد گرامی برای این پست ارزشمند، پرمحتوا و البته خاطره انگیز کمال تشکر را دارم. به خاطر دارم که سریال The River Kings با عنوان مردان رودخانه موری از تلویزیون ملی پخش شد. پدر خانواده سالها پیش آنها را ترک کرده بود، اما همسرش همچنان انتظار بازگشتش را می کشید. ولی بعد پسر جوان در یکی از سفرها پدرش را دید که با زن جوانی ازدواج کرده است. البته وی پدرش را نمی شناخت و این پدر بود که خود را معرفی کرد. در پایان سریال پسرک برای اینکه مادرش دست از انتظار واهی بردارد به دروغ به او می گوید که از یک نفر شنیده که پدرش جان سپرده است. راستش من زمان پخش را به شکل دیگری به یاد داشتم. تاریخی که من به یاد می آورم فکر می کنم عید نوروز سال ۱۳۷۸ بود. همان عیدی که امیر حسین مدرس مجری برنامه کودک شبکه یک شده بود و هر روز لهجه خود را تغییر می داد و با یکی از لهجه های استانهای کشور برنامه اجرا می کرد. وقتی سریال مردان رودخانه‌ موری در هشت قسمت (نسخه تلویزیون ملی) به اتمام رسید، پس از آن تا پایان عید یک سریال هشت قسمتی دیگر با عنوان مهاجم آبهای جنوب پخش شد که با اجازه به یادآوری آن می پردازم.

سریال مهاجم آبهای جنوب محصول سال ۱۹۹۰ که البته معمولا برای اختصار تنها با نام مهاجم خطاب می شد اثری محصول نیوزیلند و کانادا بود. بنده به دلیل داستان پیچیده تر و اسرارآمیز تری که داشت آنرا بر مردان رودخانه‌ موری ترجیح می دادم و البته بعداً که دیدم در سایت آی ام دی بی امتیاز بالایی نیاورده، متعجب شدم. چرا که اگر در دوران نوجوانی از من می پرسیدند نظرت درباره این سریال چیست به صراحت می گفتم که از بهترین آثاری است که در تمام عمرم دیده ام. البته سایت IMDb این سریال مهجور را به اشتباه یک فیلم تلویزیونی و نه یک اثر هشت قسمتی درج کرده است.

داستان آن درباره سه نوجوان با نامهای بابی، جک و کیت بود که به قایقرانی علاقه مند بودند اما یکبار با کشف یک گالن سیاه مرموز متوجه فعالیت های زیرزمینی و توطئه های مرتبط با قاچاق شدند که می توانست شهر کوچکشان را به دردسر بزرگی بیندازد. آنها در راه کشف و حل اسرار گرفتار آدم بدها می شوند و ماجراهای پرتعلیقی را از سر می گذرانند. آن طور که فهمیدم این سریال بر پایه رمانی از فرانکلین دیکسون ساخته شده است. احتمالا سریال ساختاری به نسبت جدی داشت و این مرا جذب می کرد. چرا که من از همان کودکی وقتی سعی می کردند به اثری وجه کمدی بدهند ناراحت می شدم و معتقد بودم چرا ما بچه ها نباید جدیت را در یک اثر ببینیم. اگرچه با توجه به اینکه بیش از بیست و پنج سال از تماشای آن می گذرد و تا به امروز دیگر موفق به تماشای دوباره اش نشدم، شاید نتوانم توضیحات دقیق تری درباره آن بدهم. البته جدیدا قسمت اولش در سایت NZ ON SCREEN قرار داده شده است اما تماشایش ملزم به داشتن VPN و IP کشور نیوزیلند می باشد.

سریال دیگری نیز در سال ۱۳۷۵ از برنامه کودک و نوجوان شبکه یک پخش شد که با کمال تعجب ندیدم کسی در این کافه یادی از آن بکند. این سریال که در دو فصل در انگلستان ساخته شد The Borrowers و یا به عبارتی قرض گیران نام داشت که البته در ایران به اسم آدم کوچولوها پخش می شد. این سریال که بر پایه رمانی انگلیسی ساخته شده بود به زندگی خانواده سه نفری می پرداخت که آدم کوچولو بودند و در زیر زمین یک خانه زندگی می کردند. آنها نیازات خود را از طریق دزدی از صاحبخانه رفع می کردند و البته اسم آنرا نیز قرض کردن می گذاشتند! البته حق هم داشتند. چرا که با آن کوچولویی چه کسی به آنها کار می داد تا بتوانند از طریق شرافتمندانه امرار معاش کنند!

دختر نوجوان خانواده که اریتی نام داشت با پسری به نام جورج که مدت کوتاهی است، در آن خانه زندگی می کند دوست می شود. جورج موقعیت شان را درک می کند و به آنها کمک می رساند اما ملاقات‌های او باعث می‌شود که دیگران نیز متوجه حضور آدم کوچولوها در خانه بشوند و شوربختانه سایرین مانند جورج مهربان نیستند! اریتی و پدر و مادرش با کمک جورج از آنجا فرار کرده و به مکان های دیگر نقل مکان می کنند اما قدم هایشان آنقدر کوتاه است که نمی توانند به سادگی از دست آدم بزرگ‌ها بگریزند! و در نتیجه مشکلات آنها تا مدتها ادامه دارد...

چندی پیش پس از بیست و هفت سال دوباره در یوتیوب به تماشای آن نشستم. سریال خوش ساخت است و مخصوصاً بینندگان کم سن و سال را می تواند به سادگی درگیر کند. اتفاقاً بچه ها بیشتر از بزرگترها موقعیت آدم کوچولوها را درک می کنند. چرا که خودشان هم کوچک هستند و درست به مانند همان آدم کوچولوها از بزرگترها می ترسند. با تماشای این سریال متوجه می شوید که مشکل ثابتی در دنیا وجود ندارد. اگر چیزی را مشکل می دانیم بدین دلیل است که قدرت انجامش را نداریم و به عبارتی این حد توانایی های ماست که مرزهای سختی را برایمان تعیین می کنند. به طور مثال مسیری که انسانهای معمولی در یک دقیقه طی می کنند برای آدم کوچولوها حکم سفری دور و دراز و طاقت فرسا را دارد!

سریال بعدی اما که چند سال بعد از آن آثار قبلی پخش شد، سریالی شش قسمتی بود به نام قلبهای سیاه در بترسی، محصول سال ۱۹۹۵ که البته اینهم اقتباسی از یک رمان انگلیسی نوجوانانه به حساب می آمد. اگرچه با توجه به اینکه در ایران از شبکه سه و برای بینندگان بزرگسال پخش می شد، هر دو قسمت را به هم متصل کرده و آنرا به عنوانی اثری سه قسمتی به بینندگان تقدیم کرده بودند. مضمون این اثر که داستانش مرتبط به قرن نوزدهم می باشد بدین گونه است که سیمون پسر پانزده ساله به پیشنهاد دوست بزرگسالش پا به لندن می گذارد تا در رشته مورد علاقه اش نقاشی تحصیل کند. با این وجود او موفق به پیدا کردن دوستش نمی شود و احساس می کند که خیلی ها با او صادق نیستند. او کم کم متوجه توطئه ای وحشتناک برای قتل پادشاه می شود. اما آیا او می تواند با این همه کنجکاوی از دست آن شیطان صفتان جان سالم به در ببرد و نقشه آنها را خنثی می کند؟ با حضور دختربچه ای باهوش و زبان دراز به نام دایدو بعید به نظر می رسد که سیمون نتواند مشکلات عدیده را از سر خود باز کند!

سریال بازیگری چندان خوبی ندارد. اما راستش اهمیتی هم ندارد! چرا که بازیگران مناسب با نقش هایشان انتخاب شده اند و در نتیجه بدون داشتن مهارت شگفت انگیز در بازیگری نیز می توانند مخصوصاً برای بینندگان نوجوان باورپذیر جلوه کنند.


من به شانس اعتقاد ندارم. به خودم اعتقاد دارم!
۱۴۰۲/۶/۱۵ صبح ۱۱:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, Classic, رابرت, مراد بیگ, مارک واتنی, شارینگهام, مورچه سیاه, دون دیه‌گو دلاوگا, سروان رنو, کنتس پابرهنه, BATMAN, مموله, پهلوان جواد, کوئیک, Dude, اکتورز, کاپیتان باگواش, نیومن, rahgozar_bineshan, Emiliano
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 253
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 55


تشکرها : 6346
( 4666 تشکر در 174 ارسال )
شماره ارسال: #99
Video چند فیلم و سریال دهه هفتاد

(۱۴۰۱/۱۱/۲۴ صبح ۰۴:۳۳)BATMAN نوشته شده:  

مجموعه تهران 20 با حضور شهلا ناظریان ، حسین عرفانی

دوست عزیز و گرامی جناب BATMAN به مجموعه طنز تهران ساعت* ۲۰ اشاره فرمودند که سال ۷۰ (با تقریب ۱- و ۱+ سال) از شبکه دوم سینما ساعت ۲۰ انحصاراً در تهران پخش می‌شد و شهرستا‌ن‌های دیگر تنها دههٔ فجر توانستند چند قسمت از این برنامه جالب را که با هنرمندی تعداد زیادی از هنرمندان گروه صبح جمعه با شمای رادیو با همان شخصیت‌ها از قبیل دست و دلباز، ملوّن، زرگنده، آمیز عبدالطمع و ... به صورت نمایش تصویری اجرا می‌شد و مجری آن هم به گمانم هرمز شجاعی‌مهر بود، ببینند. واقعاً هنوز هم دلیل این تبعیض صدا و سیما برایم قابل درک نیست. اگر در شبکه جدید و غیرقابل دسترسی در دیگر شهرستان‌‌ها پخش شده بود، جای بحث نداشت ولی اینکه در آن دوران قحطی برنامه و شبکه، یک برنامه ارزنده از شبکه دو که در تمام کشور قابل دسترس است فقط برای پایتخت پخش شود، غیرقابل قبول است.

علی ای حال، در آن سال‌ها چند برنامه جدید به شبکه یک هم آمد که لطف خاص خود را داشت. یکی برنامه بعد از خبر بود که بعد از اخبار با اجرای جواد آتش‌افروز و محمود* شهریاری پخش می شد و تعدادی از هنرمندان هم در آن قطعات طنزی را اجرا می‌کردند. جمعه‌ها عصر برنامه‌ دیگری با نام لحظه‌ها نمایش داده می‌شد که ترکیبی از صحنه‌های جالب و خنده‌دار و دوربین مخفی‌های خارجی بود و حدوداً ۳۰ دقیقه طول می‌کشید. حوالی ساعت ۱۹ هم برنامه شما و سیما که اخبار فیلم و سریال‌ها و برنامه‌های در حال تهیه یا در حال پخش را ارائه می‌داد. از قسمت‌های بسیار جالب این برنامه که ادامه نیافت، تولید کلیپ‌های طنز با استفاده از قطعات سریا‌ل‌های خارجی و دیالوگ‌های طنزی بود که توسط دوبلورهای همان نقش‌ها ایفا می‌شد. یکی از این دست کلیپ‌ها، کاری با صدای زنده‌یاد پرویز بهرام، ناصر نظامی و غلامعلی افشاریه بر روی بخشی از سریال پلیسی و آلمانی بازرس بود. صداهایی جدی بر روی چهره‌هایی جدی‌تر و خالی از هر ظرافت و طنز، که در مورد پرداخت حقوق و صف کوپن روغن و مرغ و ... سخن می‌گفتند، صحنه بسیار مفرحی را ایجاد کرده بود. گرچه امروزه فضای مجازی پر از این نوع کارها است ولی سی سال قبل، کاری بسیار بدیع و هنرمندانه بود.

* توضیح تکمیلی دوست عزیز و گرانقدر جناب رابرت که لطف کردند و در پیام خصوصی ارسال نمودند:

تهران ساعت ۲۰ به تهیه‌کنندگی احمد شیشه‌گران (یکی از تهیه‌کننده‌های ثابت صبح جمعه با شما) و در سال ۷۱ تولید شد.

برنامه بعد از خبر هم محصول گروه اجتماعی وقت شبکه یک بود و البته نام کوچک جناب شهریاری، محمود است.


این مقدمه را عرض کردم که به چند سریال بویژه از شبکه پنج یا شبکه تهران در دهه هفتاد اشاره کنم که شاید کمتر در خاطرها ماندگار شده باشند. آن زمان برای دیدن شبکه تهران خارج از پایتخت نیاز به وسایلی جهت تقویت امواج بود و نهایتاً هم کیفیت پخش کاملاً خوب نبود بلکه در حدی بود که بتوان چهره‌ها را تشخیص داد و صدای نسبتاً واضحی را شنید. برنامه‌های شبکه تهران به تنهایی از لحاظ تازگی و سرگرمی با مجموع چهار شبکه دیگر قابل مقایسه بود.

منبع تصاویر از  IMDB 

اولین سریال، هلیکوپتر امداد تولید ۱۹۹۸ آلمان که از شبکه پنج پخش می‌شد. از حیث ظاهر شبیه سریال هشدار برای کبرا ۱۱ بود ولی جذابیت آن را نداشت.

منبع تصویر از IMDB

سریال دیگر هم از شبکه پنج، وسترنی با بازی استیو مک‌کوئین در نقش یک جایزه‌بگیر بود و هفت تیری با شکلی خاص استفاده می‌کرد که قنداقی شبیه تفنگ داشت. این مجموعه تولید ۱۹۵۸ امریکا با نام اصلی Wanted Dead or Alive در سه فصل و ۹۴ قسمت بود که شاید با نام تعقیب در ایران پخش شده باشد و بیشتر صحنه‌های آن در استودیو اجرا می‌شد و فکر میکنم، جناب منوچهر والی‌زاده به جای استیو مک‌کوئین صحبت می‌کردند. ظاهراً نسخه اصلی مجموعه سیاه و سفید بوده است امّا در شبکه تهران به صورت رنگی نمایش داده می‌شد.

منبع تصویر از IMDB

سریالی پلیسی با نام احتمالی هلیکوپتر پلیس محصول ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ آلمان در ۳۵ قسمت است که سه‌شنبه شب‌ها از شبکه ۳ پخش می‌شد. داستان سریال تا حدی انتزاعی و از زمان ساخت جلوتر بود. گروه پلیس متخصصی که پرسوناژ عملیاتی آن چارلی نام داشت و گوینده آن جناب والی‌زاده بود و احتمالاً نقش همکار ایشان را هم آقای کیکاووس یاکیده می‌گفتند. این گروه با هلیکوپتری پیشرفته به انجام عملیات در سطح شهر می‌پرداخت.

منبع تصویر

دیگری، مجموعه استرالیایی گروه امداد(پلیس امداد) استرالیایی است که احتمالا چهارشنبه شبها از شبکه یک پخش می‌شد و تولید سال ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۶ میلادی در ۵ فصل و ۶۲ قسمت است و از قسمت‌های جالب آن حضور راسل کرو در نقشی در تک اپیزودی از سریال بود.

اطلاعات و تصاویر بیشتر در مورد این سریال در سایت  IMDB 


تعداد دیگری سریال با محوریت ارتباط انسان و حیوانات نیز در دهه هفتاد پخش شدند که به نوعی حیوانات از شخصیت‌های اصلی داستان بود. مشهورترین آنها کمیسر رکس و در تعقیب جو که ارتباط انسان و سگ در آن‌ها به تصویر کشیده شده بود.

یکی از این دست مجموعه‌ها پسر فیل‌بان بود که اواسط دهه هفتاد از برنامه کودک و نوجوان شبکه دو پخش می‌شد. این سریال محصول ۱۹۷۳ در ۲۵ قسمت است که با سرمایه‌گذاری انگلستان، استرالیا و آلمان فدرال ساخته شده است. شخصیت‌های اصلی دو برادر به نام‌های تومای و رانجیت هستند.

منبع تصویر از IMDB

سریال دیگر آزمایشگاه دریایی با نام اصلی Danger Bay محصول ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۰ آمریکا در ۱۲۴ قسمت است که شخصیت اصلی آن یک دانشمند زیست‌شناس و خانواده‌اش هستند و برای حفاظت از منطقه محل کار و زندگی خود، با تهدیدکنندگان محیط زیست مقابله می‌کنند. قسمتهایی از این مجموعه از شبکه ۵ پخش شد.

 

توضیح و تصاویر بیشتر در IMDB 

سریال محیط زیستی دیگر دکتر یا Daktari است که داستان‌های یک دکتر دامپزشک سفیدپوست و دخترش در منطقه حفاظت شده‌ای در شرق قاره آفریقا را روایت می‌کند. تهیه‌کنندگان آن شرکت متروگلدوین‌مایر و شبکه CBS هستند و بین سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۹ در ۴ فصل و ۸۹ قسمت ساخته شده است. این مجموعه هم احتمالاً از شبکه تهران پخش می‌شد.

توضیحات و تصاویر بیشتر در IMDB 

سریال دیگر مجموعه انیمیشن استرالیایی Crocadoo تولید شده بین سال‌های ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ است. این مجموعه در مورد کشمکش‌های مدیر یک مجموعه توریستی به نام هارداکر با صدای بهمن هاشمی و تعدادی کروکودیل استرالیایی است که می‌خواهند از منطقه زندگی خود در برابر این مدیر زیاده‌خواه محافظت کنند. این مجموعه ظهر تابستان نیمه دوم دهه هفتاد از شبکه پنج پخش می‌شد.


فیلم‌های هیجان‌انگیز با تمرکز بر حیوانات خطرناک از ژانرهای جذاب سینماست و هرچه این حیوانات طبیعی‌تر باشند، فیلم باورپذیرتر می‌شود. شاید قریب به ذهن‌ترین این دست فیلم‌ها، آرواره‌ها ساخته استیون اسپیلبرگ باشد. در دهه هفتاد چند فیلم جالب از این دست نمایش داده شد که برجسته‌ترین آن‌ها، شبح و ظلمت بود و این فیلم بارها از شبکه‌های مختلف پخش شده است.

یکی از این قبیل فیلم‌ها تمساح تولید سال ۱۹۸۰ آمریکا بود که بعدازظهر جمعه از شبکه یک پخش شد. داستان از افتادن بچه تمساحی در دستشویی خانه‌ای شروع می‌شود. بچه تمساح با ورود به فاضلاب شهری و خوردن لاشه‌ حیوانات آزمایشگاهی که تحت آزمایش هورمون رشد قرار می‌گرفته‌اند ظرف ۱۲ سال به موجودی عظیم‌الجثه و علاقه‌مند به خوردن انسان تبدیل می‌شود.

توضیح و تصاویر و ویدئو در IMDB 

فیلم دیگر، لشکر آتش: مورچه‌های قاتل تولید ۱۹۹۸ امریکا است که در سال‌های انتهایی دهه هفتاد در روزهای نزدیک به عید نوروز از شبکه دو پخش شد. داستان فیلم از مواجهه یک دانشمند زیست‌شناس با جسد عاری از گوشت حیوانات و انسان ‌ها آغاز می‌شود و در بررسی آزمایشگاهی یکی از اجساد، سر مورچه قاتل بومی آمریکای جنوبی مشاهده می‌شود و مشخص می‌شود کلونی این مورچه‌ها همراه بار چوبی از آمریکای جنوبی وارد این شهر کوچک در شمال آمریکا شده است. نهایتاً برای توقف حرکت مورچه‌ها مجبور به شکستن سد در منطقه می‌شوند.

تصاویر بیشتر در IMDB

فیلم دیگر که از شبکه سه پخش شد، پنجه خرس Grizzly تولید ۱۹۷۶ آمریکاست که داستان خرس گریزلی آدمخواری را روایت می‌کند که به خانه‌ها و اردوی دانش‌آموزان حمله می‌کند. افراد متعددی سعی در کشتن این خرس دارند ولی خرس به نوعی خطر را حس می‌کند و با فریب شکارچیان آنها را غافلگیر می‌کند و طعمه خود می‌سازد. سرانجام خانم معلمی با شلیک مستقیم منور یا گلوله آتش‌زا به سمت خرس او را به آتش می‌کشد.

توضیح، تصاویر و ویدئو در IMDB 

آخرین فیلم، هشت‌پا یا the Beast تولید ۱۹۹۶ در واقع یک فیلم تلویزیونی دو قسمتی بر اساس داستانی از نویسنده آرواره‌ها است. ماهیگیران در شمال غرب آمریکا متوجه کاهش غیرعادی تعداد ماهیان می‌شوند. در همین حین جسد نیمه‌خورده بچه نهنگی بزرگ پیدا می‌شود. نهایتاً با بررسی دقیق متوجه می‌شوند که هشت‌پایی غول‌پیکر مسبب این وقایع است. در ابتدا تصمیم بر کشتن هشت‌پا دارند امّا صاحب پارک دریایی در جنوب آمریکا مبلغ زیادی را برای زنده‌ گرفتن هشت پا پیشنهاد می‌دهد. هشت‌پای ۱۵ متری را زنده می‌گیرند و به منطقه محافظت شده‌ای در ساحل منتقل می‌کنند. هشت‌پای زندانی وضع مساعدی ندارد. شب هنگام هشت‌پای دیگری با جثه‌ای حدود ۳ برابر هشت پای اول سعی در نجات او دارد که موفق نمی‌شود و هشت‌پای کوچکتر می‌میرد. هشت پای بزرگ به طرز وحشیانه‌ای شروع به کشتار و بر هم زدن ساحل و قایق‌ها می‌کند. گروهی با کشتی وارد اقیانوس می‌شوند تا با سیانور هشت پا را از پا در آورند. در حمله هشت پا، او را هدف قرار می‌دهند امّا متوجه می‌شوند یکی از اعضای گروه سیانور را با ماده‌ای خواب آور جایگزین کرده است تا بتواند هشت‌پا را به صاحب پارک آبی بفروشد. میزان ماده خواب آور کافی نیست و هشت‌پا در حین حمل به سوی ساحل، بیدار می‌شود و تعدادی از خدمه کشتی را می‌کشد و می‌خورد، نهایتاً وقتی هلیکوپتر امداد افراد باقی مانده را بالا می‌کشد یکی از آنها با تفنگ آتش‌زا قایق را به آتش می‌کشد و با انفجار قایق، هشت‌پا از پای در می‌آید.

تصاویر و ویدئو در  IMDB 


شاید اگر سال‌های قبل‌تر تصمیم به ارسال این پست داشتم، آن را در قالب چندین پست مختلف و با تصاویر و توضیحات خیلی بیشتری، ارسال می‌کردم ولی نه خوانندگان حوصله دارند و نه نویسنده. امیدوارم این پست بنده برای دوستان و بازدیدکنندگان در حد تداعی سالهای گذشته، مفید و خاطره انگیز بوده باشد.

۱۴۰۲/۶/۳۰ عصر ۰۵:۴۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مموله, رابرت, مراد بیگ, لوک مک گرگور, سروان رنو, کوئیک, دون دیه‌گو دلاوگا, پهلوان جواد, اکتورز, Classic, مارک واتنی, کنتس پابرهنه, Dude, rahgozar_bineshan, اسلون کلورا, آرلینگتون, Emiliano, BATMAN
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 696
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1005
( 4509 تشکر در 690 ارسال )
شماره ارسال: #100
Big Grin سریال آوای بی صدا

سریال آوای بی صدا

یک سریال زیبا و خاطره انگیز که دهه 70 از شبکه دوم صدا و سیما پخش  شد و فکر نکنم که دیگه تکرارش از هیچ شبکه ای پخش شده باشه. کارگردانش هم آقای مجتبی یاسینی هست که اون سالها سریالهای خیلی خوبی میساخت.

موضوع اصلی سریال درباره مشکلات ناشنوایان بود ولی ماجرای اصلیش درباره دختری به نام دنیا بود که نقشش رو خانم الیکا کشاورز بازی میکرد و بقیه نقشها رو هم محمد عمرانی و شیوا بلوریان و علی عمرانی و خانم صدیقه کیانفر بازی میکردن.

از  این سریال متاسفانه جزو چند تا عکس و کلیپ کوتاه چیزی موجود نیست که یک کلیپ کوتاه رو واسه دانلود گذاشتم.

ایکاش به جای تکرار هزارم سربالهای بی محتوایی مثل ستایش و لیسانسه ها و....یک بار این سریال و امثالش رو تکرار بکنن.


https://www.uplooder.net/files/54eca9f3c...A.mp4.html


زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۲/۹/۲۳ عصر ۰۸:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Emiliano, کوئیک, سروان رنو, مارک واتنی, مموله, rahgozar_bineshan
ارسال پاسخ