| جعبه پيام |
|
|
|
<BATMAN> https://www.zoomit.ir/tech-iran/445005-d...https://www.zoomit.ir/tech-iran/445005-daewoo-snowa-disabled-chines
|
|
<BATMAN> چه عجیب! میگن نمایشگرهای چینی دوو و اسنوای داخل ایران با یه بروز رسانی از کار میافتن و این اتفاق عمدیه/ خدارو شکر برای ما سامسونگ کره ست
|
|
<سرگرد راینهارت> ما هم از اون تلویزیون کمدی های بزرگ داشتیم از یه صفحه خیلی بزرگ داشت .اگه دقت کرده بودین لامپ داشتن پشت تلویزیون چند تا لامپ کوچیک که نور هم داشتن
|
|
<سرگرد راینهارت> درود به همه دوستان.اقای با منم دقیقا همین حس و حال رو داشتم کت پدرم رو میپوشیدم جلو اینه و برنامه اجرا میکردم
|
|
<آقای با> آخ ... تیر خوردم! سروان رنو چیکار کردی؟؟ من رفتم تو بحر خاطرات ... مواظب قلعه باشین بچهها! https://cafeclassic5.ir/showthread.php?t...https://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=705&pid=4648
|
|
<آقای با> آرلینگتون عزیز خیلیخیلی ممنون ، خدا پدر نازنین شما را هم بیامرزد
|
|
<آرلینگتون> پاسگاه ماشین نداشت . عجیب بود . همیشه هم برق میرفت اوایل هفتاد شبها . تاریک بود منطقه ی ما .
|
|
<آرلینگتون> یادمه مرحوم پدر تماس گرفت با کلانتری برای اعلام سرقت منزل . گفتن اتومبیل نداریم . خودتون بیایید ماموران رو ببرید برای تشکیل پرونده . پدر رفت آوردشون
|
|
<آرلینگتون> راستش من اون موقع متوجه ارزش معنوی و نوستالژیکش نبودم و با خرید تلویزیون پارس نو و جدید با اون آنتن کناریه عجیبش ، خوشحال و سرگرم بودم
|
|
<آرلینگتون> روان پدر شاد آقای بای عزیز . ماهم از این صندوقی ها داشتیم . ولی اسمش این نبود . شاید گروندیک بود . اوایل دهه ی هفتاد ، دزد به همراه وسایل دیگه ی خونه ، بردش .
|
|
<آقای با> همشهری عزیزم جناب اکتورز، مادرم میفرماید مرحوم پدرم قبل انقلاب اون تلویزیون RTI رو از میاندوآب خریده بود کلیدش چه نقش و نگاری داشت
|
|
<اکتورز> لطف داری آرلینگتون جان
|
|
<آرلینگتون> اکتورز مهربان کم پیدا بودید دوست خوب . زود به زود بیایید
|
|
<اکتورز> درود بە همەی دوستانِ جان . اون تلویزیون RTI ها رو ماهم داشتیم ، لعنتی وزن یە نهنگ رو داشتن .
|
|
<آقای با> تا اواسط دهه شصت تنها یک شبکه داشتیم مزیتهایی داشت کیفیت بالای برنامهها و اینکه مینشستیم تئاتر نگاه میکردیم یا مسابقات علمی، سیمای اقتصاد ما، نقد فیلم و ..
|
|
<آقای با> سرگرد راینهارت عزیز باور کنید دلم میخواست بزرگ که شدم انسانی شبیه به ایشون بشم عجله داشتم خودکار بخرم کت بپوشم یه ذره غبغب داشته باشم محترمانه حرف بزنم و شیک!
|
|
<سرگرد راینهارت> آخ که از مسابقه نامها و نشانه ها گفتین اقای با عزیزدل.رضا معینی چهره زیبا صدای گرم.راوی داستان.
|
|
<آقای با> یه تلویزیون سیاه و سفید RTI داشتیم خیلی بزرگ بود پاهامو رو لبهش میذاشتم و هنرنمایی مجریان نجیب اون دوران رو نگاه میکردیم
|
|
<آقای با> چند روزه دلم خیلی یاد دهه شصت کرده و کودکی و نوجوانیم .. این وقتا بود یک مسابقه سی سوال یا نامها و نشانهها پخش میشد بعدشم فیلم سینمایی ..
|
|
<آرلینگتون> این فیلم (ضیافت بابت) هم ، آدم میبینه گشنه ش میشه . پس بگو چرا پاپ عاشق این فیلم بوده . نکته ی عجیبی بود جناب سروان گفت
|
|
<آرلینگتون> وایییییییی . حواسم نبود چرا ؟ آره آره جناب سروان مهربان . همشون چاق و فربه هستن واقعا
|
|
<شارینگهام> گل گفتی ، جناب سروان!
|
|
<سروان رنو> طبیعیه که درباره غذا و آشپزی باشه. همه شون مثل کاهن های معبد آمون پروار هستند !
|
|
<آرلینگتون> چیستان . فیلم سینمایی مورد علاقه ی پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک های جهان ، کدام فیلم بود ؟ راهنمایی این که این فیلم درباره ی هنر آشپزی هست
|
|
<شارینگهام> ارادتمندم جناب سرگرد، خاطره بازی ما همینش خوبه!
|
|
|