سلام به همه
یکی از آثار بسیار گرانقدر که واقعا کلاسیک نیز به حساب می آید فیلم بسیار زیبا و موفق پاپیون است.من شخصاچند بار این فیلم را دیده ام و برایم خاطره انگیز است .

شاید ذکر این نکته در ابتدا خالی از لطف نباشد که هافمن یکی از بزرگترین ستارگان سینما می باشد که توانایهای بسیار زیادی در ارائه نقش و کاراکترهای گوناگون دارد اما به نوعی قدر خود را ندانسته و میشود گفت تنزل درجه پیدا کرده است زیرا میتوانست کارنامه هنری بهتری داشته باشد، از طرفی دیگر استیو مک کوئین نیز تقریبا به همین شکل است ، با این تفاوت که او زودهنگام از دنیا رفت و دستش از دنیا کوتاه ماند ، هردو بازیگر از نظر شخص من دارای استیلی خاص دربازیگری بودند ، و به نوعی در نقش خود غرق شده و با پوست و گوشت خود یک شخصیتی جدید خلق کرده و با آن زندگی میکرده اند.
شاید باورش مشکل و عجیب باشد اما این فیلم واقعا من را تحت تاثیر قرار داد به ویژه 2 دفعه اول که این فیلم را دیدم به نوعی انگار شما شاهد یک فیلم مستند هستید و حس همذات پنداری واقعا به طور محسوس در این فیلم جلوه میکند .
اگر بخواهم یک جمله در مورد این فیلم بگویم باید بگویم بهترین فیلم در ستایش آزادی و تلاش انسان برای رسیدن به این هدف ، شاید این فیلم بهترین فیلم استیو مک کوئین باشد.
جا دارد در همین ابتدا از دوبلورهای زحمت کش این فیلم تشکر شود واقعا اگر این دوبلورها نبودند شاید این فیلم جزء فیلمهایی بود که هیچ موقع دیده نمی شد و یا کمتر دیده مید مخصوصا در آنسالها که فیلم تولید شده و خبری از زیر نویس نبود ، واقعا چه میتوان گفت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زمانی یک کار موفق است که مجموعهای از عوامل دست به دست هم بدهند و شاهکاری خلق کنند .
خسروخسروشاهی به عنوان مدیر دوبله از منوچهر اسماعیلی به جای مک کوئین و ناصر طهماسب به جای هافمن دعوت کرد تا نقشهای اصلی فیلم را بگویند.
در بعضی از سکانس های این فیلم انسان وادار به خنده میشود و در بعضی سکانسها میخواهد گریه کند ، فیلم عجیبی است از نظر من یک درامی است مخلوط با تراژدی و دارای بعضی از سکانس های طنز و کمدی واقعا جالب است .
یکی از نکات بارز فیلم در «پاپیون» کارگردانی پر وسواس و وصف ناپذیر فرانکلین جی. شفنر است، با بررسی صحنه و عوامل و لوکیشنها می توان این را درک کرد که به شدت بر روی فیلم وقت گذاشته شده است که کار کارگردان به استادی تمام در این فیلم نمایان است .
بازيگران:استيو مک کوئين ( پاپيون)، داستين هافمن (لوئيس دگا )
کارگردان: فرانکلين جي شافنر
تهيه کننده: تد ريچموند
نويسندگان فيلم نامه: هنري چارير و دالتون ترامبو
سال تولید : 1973
داستان فيلم:«هنري چارير» يا پاپيون ( استيو مک کوئين) به اتهام قتل محاکمه می شود و به یکی از جزایر فرانسه فرستاده می شود اما او خود را بی گناه می داند . وي در ادامه داستان با لوئيس دگا (داستين هافمن) آشنا مي شود.
«دگا» هم به دليل جعل بعضی اوراق فرانسه، براي گذراندن محکوميت راهي «گويان» است. «دگا» پول زیادی با خود دارد و زندانیان این موضوع را می دانند و پاپیون پیشنهاد میدهد از او حفاظت کند. «دگا» ناچار مي شود پيشنهاد پاپيون را براي مراقبت از وي بپذيرد و در برابر پول فرار او را بدهد .و به این ترتیب این دو نفر بیشتذر به هم نزدیک می شوند .
در سکانس آخر با اینکه چهره پاپیون شکسته و درهم ریخته است باز هم امیدی در دل دارد و آن هم امید آزادی و فردایی روشن است ، پس خود را به دریا می اندازد و از آنجا فرار می کند ، همین جرات و جسارت او را تا به اینجا حفظ و زنده نگه داشته است .
در نهايت پس از سال ها تلاش و ۳ بار فرار نافرجام، پاپيون موفق به فرار مي شود ولي دگا با او نمي رود و....









اگر 5 صفحه هم در مورد این فیلم بنویسم باز هیچ نگفته ام .
این فیلم برای شخص خود من از بسیاری از جهات جزء 10 فیلم مهم زندگیم محسوب میشود .





















