حتما شنیدید که سر آغاز ورود اوا گاردنر به دنیای پر زرق و برق هالیوود عکسی از او بود که در پشت ویترین یک عکاسی قرار گرفت.
من همیشه تصور می کنم که اون عکس چنین عکسی بوده.

خوشحالم اولین فیلمی که از اوا دیدم برفهای کلیمانجارو بود چون هم فیلم و هم بازی او آنقدر قوی بود که به یکی از بازیگران محبوب من تبدیل شد.شاید اگر اولین بار او رو در فیلمی مثل قاتلین میدیدم تا این اندازه نظرم رو جلب نمی کرد.به نظر من اوا به عنوان یک بازیگر جدی گرفته نشد و در فیلمهای سطحی بسیاری ظاهر شد در حالی که در آثاری چون موگامبو,کنتس پا برهنه, برفهای کلیمانجارو و شب ایگوانا به خوبی قریحه و استعدادش رو در زمینه ی بازیگری به نمایش گذاشت.
عکسهای زیر رو تقدیم میکنم به دوستداران اوا گاردنر کسی که زمانی به عنوان زیباترین هنرپیشه تاریخ هالیوود انتخاب شد.



فکر میکنم چهره ی اوا به خاطر سه شکست پیاپی در ازدواج خیلی زود شکسته شد.اوا از هیچ یک از ازدواجهایش کودکی نداشت.او پس از آخرین طلاقش دلزده و خسته از هالیوود آمریکا را به مقصد اسپانیا ترک کرد.میخواستم عکسی از دوران میانسالی اوا بذارم اما به قول سروان رنو آدم وقتی چهره ی این ستارگان زیبا رو در سن پیری میبینه واقعا دلش میگیره.
جایی خونده بودم هنگام مرگ اوا از میان چهرههای سرشناس هالیوود،تنها گریگوری پک-همبازی سابق او -بر مزارش حضور داشت.

پ.ن:ممنون از سروان رنوی مهربان و Classic عزیز که اجازه دادند من این تاپیک رو ایجاد کنم.
نمی دونم چرا وقتی یکی از بازیگران جدید هالیوود نقش ستاره ای از سینمای کلاسیک رو بازی میکنه من قبل از اینکه حتی فیلم رو ببینم موضع میگیرم.فکر میکنم ستارگان سینمای کلاسیک اونقدر تکرار نشدنی هستند که کمتر کسی میتونه ذره ای شبیه اونا باشه.هرچند میشل ویلیامز در نقش مرلین مونرو و کیت بلانشت در نقش کاترین هپبورن از نظر من بسیار خوب ظاهر شدند.با وجود اینکه کیت بکینسل هم در فیلم هوانورد تلاش زیادی کرده که شبیه آوا گاردنر باشه اما من در تمام مدت حضورش در فیلم موضع گرفته بودم.

اوا گاردنر در برنامه whats my line.این برنامه رو با حضور ستارگانی مثل الیزابت تیلور هم دیدم و بسیار لذت بردم.امیدوارم مورد پسند واقع شود.

برای دانلود اینجا کلیک کنید.

خوب است بدانیم کنتس زیبای ما خوشبختانه در زندگی واقعی خویش چندان دل شکسته نبود. او در کتاب خاطرات زندگیش "داستان من" جمله ای دارد که معروف شده است:
" اگر قرار باشد دوباره زندگیم از نو آغاز شود، ترجیح می دهم زندگیم همینی که هست باشد- شاید اندکی تغییر در اینجا و آنجا، اما بدون هیچ دگرگونی خاص.
این حقیقت دارد عزیزم که از زندگیم لذت برده ام. اوقات بسیار خوشی بر من گذشت..."
اوا گاردنر در سه فیلم اقتباسی از کتابهای ارنست همینگوی بازی کرد و واقعا در هرسه فیلم گل کاشت:



The Snows of Kilimanjaro 1952برفهای کلیمانجارو فیلمی به کارگردانی هنری کینگ و براساس داستان کوتاهی از همینگوی در یک مجوعه داستانی به همین نام هست که ماجرای نویسنده موفقیه که همراه همسرش در جنگلهای آفریقا گرفتار و درحال مرگ بوده و خاطراتش رو درباره عشق حقیقی و گمشده زندگیش سینتیا (اوا گاردنر) مرور میکنه.

The Sun Also Rises 1957خورشید طلوع هم میکند به کارگردانی هنری کینگ. در این فیلم اوا گاردنر در نقش لیدی برت اشلی جذابه که میون گروهی توریست آمریکایی و انگلیسی برای دیدن مراسم گاوبازی به اسپانیا میره اما بازی دیگری در بین مردان گروه برای جلب نظر و جذب این زن عشوه گر آغاز میشه!.گفتنی است همینگوی تنها پس از دیدن بیست دقیقه ابتدایی فیلم سالن سینما رو ترک کرده و گفته فیلم مزخرفی بود!

The Killers 1964 آدمکش ها فیلم نوآری که روبرت زیودماک از روی داستان کوتاهی از همینگوی برداشت کرده و ماجرای بوکسور از کارافتاده ایه که مجبوره برای گذران زندگی دزدی کنه و معشوقه اش کیتی (اواگاردنر) قتلی رو که خودش مرتکب شده به گردن او انداخته و با پولها فرار میکنه و به رهبر کانگسترها میپیونده!

&&&&&&&&&&&
جالبیش اینه که ارنست همینگوی کبیر از فیلمنامه هر سه فیلم هم شاکی بود و کلی گله از کارگردان و سناریست ها داشت اما ستاره این فیلمها حداقل کاملا مورد رضایت نویسنده شهیر بود اوا گاردنر یکی از دوستان نزدیک شخص ارنست همینگوی بود و با توجه به طبع سرکش و پر هوسش که عمدتا گرایش به مردان خشن با خوی عصیانگر داشت همینگوی برای گاردنر حکم «باباخرسه Papa Bear » رو داشت!



در یک مزرعه فقیرانه در کارولینای شمالی به دنیا آمد. همیشه پابرهنه میدوید. با پسرا دعوا میکرد. اصلاً رویای بازیگری در سر نداشت. ورودش به سینما کاملا اتفاقی بود. شوهرخواهرش یک عکس ازش گرفت. عکس را پشت ویترین مغازهاش در نیویورک گذاشت. استعدادیابهای کمپانی بزرگ MGM عکس را دیدند. سریع او را برای تست بازیگری بردند. رئیس کمپانی همانجا یک جمله معروف گفت. گفت این دخترک دهاتی نه میتواند بازی کند نه میتواند درست حرف بزند اما محشر است؛فورا باهاش قرارداد ببندید
اخلاقش هیچ شباهتی به زنای اتوکشیده آن دوران نداشت. مثل نقل و نبات فحش میداد (از نوع بسیار زشت و ناپسندش) نظر دیگران برایش کوچکترین اهمیتی نداشت. همچنین مرحومه علاقه بسیار شدیدی به نوشیدنی های الکلی داشت.با وجود بازی در فیلمهای به یاد ماندنی مثل موگامبو یا کنتس پابرهنه همیشه فکر میکرد بازیگر بدی است. خیال میکرد فقط به خاطر چهره زیبایش به او نقش میدهند.
زندگی شخصی وی نیز پر از جنجال بود. سه بار ازدواج کرد یکی از یکی موفق تر. روابط پرحاشیهای داشت. میکی رونی اولین شوهرش بود.ستارهای بزرگ اما خیانتکار. اوا گاردنر دختری نبود که این رفتارها را تحمل کند. خیلی زود طلاق گرفت. شوهر دومش یک موزیسین معروف اما به شدت مغرور بود. همیشه او را بابت تحصیلات کمش تحقیر میکرد. بهش میگفت خنگ. این رابطه آسیب روحی شدیدی بهش وارد کرد. خیلی زود از این مرد هم جدا شد. فرانک سیناترا عشق بزرگ زندگیاش بود. البته که همسر داشت. با دیدن اوا چنان مجنون شد که زنش را طلاق داد. رابطه این دو نفر آتشین، سمی، پر از عشق، پر از دعوا بود. هر دو به شدت حسود و عصبی بودند. دعواهایشان در هالیوود زبانزد خاص و عام بود. بعد از چند سال طلاق گرفتند. با این حال تا آخر عمر عاشق هم ماندند.
اوا از هالیوود، خبرنگارها، حواشی خسته شد. چمدانهایش را بست. به اسپانیا رفت. در مادرید زندگی جدیدی شروع کرد. عاشق گاوبازی، موسیقی، شبنشینیهای طولانی شد. آنجا با ارنست همینگوی رفیق صمیمی شد. هر دو عاشق کارهای خطرناک بودند. حتی مدتی با یک ماتادور معروف اسپانیایی وارد رابطه شد
با بالا رفتن سن چهرهاش تغییر کرد. به جای پناه بردن به جراحی پلاستیک این واقعیت را پذیرفت. به لندن رفت. در یک آپارتمان با سگ محبوبش، کنار خدمتکارش زندگی آرامی پیش گرفت.
درنهایت اوا گاردنر در سن ۶۷ سالگی بر اثر ذاتالریه از دنیا رفت. آخرین جملهای که قبل از مرگ به خدمتکارش گفت فقط ابراز خ
ستگی شدید بود
