قدیمها کتابی بود با عنوان " فرهنگ بزرگ ورزش" به گمانم. و درباره مشاهیر و بزرگان دنیای ورزش بود. چندی پیش بیاد فیلمی از تلویزیون دهه نود میلادی افتادم، درباره اکسانا بایول، قهرمان اسکیت نمایشی. آنوقت ها فیلم، هیچ جاذبه ای نداشت و گویا هنوز هم ندارد. ربطش به فرهنگ ورزش این است که درباره قهرمان سه بار قهرمان المپیک بنام سونیا هنی هم نوشته بودند. با عکسی که در حال دست دادن با هیتلر بود. بسیار زیبا در یادم مانده بود، ولی گویا چیزی شبیه به گرتا تونبرگ بوده، و بیاد ندارم درباره اینکه ستاره سینمای آن دوران بوده، نوشته باشند. فیلمها و بازیش هم البته، در سطح فیلمها و بازیهای هالیوود همان سالهاست طبیعتا،
ولی در مقبول و مردم پسند و پول آور شدن این ورزش نقش بزرگی داشته گویا.باله و پانتومیم باله - که "سیستم توافقشدهای" از حرکتها، فیگورها و زبان بدنی برای بیان احساسات، روایت داستان و توصیف شخصیتها و غیر بوده، و در پاتیناژ تا قبل از خانم هنی از این مفاهیم خبری نبوده، و نه از تئاتر و درام و ...
خلاصه اطلاعاتی که از نقش سونیا هنی تجاریسازی و جهانی کردن پاتیناژ با شوهای یخی بزرگ و بازی در فیلمهای هالیوودی داشت فهمیدم، این بود که در دوران نوجوانی سونیا هنی، اروپا در تسخیر باله روس به رهبری سرگئی دیاگیلف بوده که، باله را از یک رقص درباری سنتی، به یک تئاتر مدرن، دراماتیک و نمایش دنیای درونی، احساسات، ترسها، اضطرابها و آشفتگیهای ذهنی ...بر اساس قواعد فرضی مورد اتفاق، تبدیل کرده بود. و بارزترین پیشزمینه، "آنا پاولوا" بالرین افسانهای روس بوده، با رقص مشهوری، مظهر استفاده از بدن برای نشان دادن رنج، تعلیق و مرگ یعنی "مرگ قو" که جرقه ای در ذهن هنی زد. سونیا هنی نوجوان که خود کلاسهای باله کلاسیک را میگذراند، شیفته آنا پاولوا شد. هنی متوجه شباهت ساختاری این دو شد و ...