[-]
جعبه پيام
» <شارینگهام> مقاومت-جدال در معدن-عملیات بلگراد-پیروزی و... فیلم های پارتیزانی دیگر که در دهه شصت می دیدیم.
» <شارینگهام> ممنون کاپیتان، ولی منظورم فیلم هایی مثل نبرد رودخانه نرتوا 1969 بوده است. The Battle of Neretva
» <سناتور> کاپیتان اسکای عزیز.توپهای ناوران هم اگر جزو فیلم های پارتیزانی حساب بشه به نظرم از قلعه عقابها هم سر تر هست
» <Savezva> یک پرتره زیبا از اینگرید برگمن http://cafeclassic5.ir/thread-566-post-3...l#pid38921
» <کاپیتان اسکایhttps://www.parsnews.com/%D8%A8%D8%AE%D8...9%85%D8%A7
» <کاپیتان اسکایhttps://www.manzoom.ir/title/tt8631045/%...D8%A7-1968
» <کاپیتان اسکای> به نظرم بهترین فیلم پارتیزانی «قلعه عقاب ها» ۱۹۶۸ به کارگردانی «برایان هاتون» است.
» <کاپیتان اسکایhttps://www.bartarinha.ir/fa/news/126559...9%88%D9%85
» <کاپیتان اسکای> سپاس شارینگهام عزیز! اجازه بده چند تا منبع خوب معرفی کنم:
» <شارینگهام> شما که در جبهه ی مخالف نازی ها جولان می دهید،در زمینه ی فیلم های پارتیزانی شاخص و برتر ،رد و نشانی ندارید؟
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 6 رای - 3.83 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
استودیو های دوبلاژ در ایران
نویسنده پیام
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,004
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 70


تشکرها : 8652
( 14572 تشکر در 639 ارسال )
شماره ارسال: #1
استودیو های دوبلاژ در ایران
دیشب آقای جعفری مدیر موسسه قرن 21 مهمان برنامه دو قدم مانده به صبح بود. این برنامه دو قدم مانده به
صبح مخصوصا چهارشنبه شب ها مهمان های سینمایی خوبی داره ، از دوبلورها تا افرادی که بعضا تو عمرشون
پاشون رو به صدا و سیما نذاشته بودن ( مثل مسعود کیمیایی ) .

خلاصه اینکه جعفری ( که خودش می گفت کاراته بار هم هست ! ) مشکلات دوبلاژ و پخش فیلم در ایران را گفت
و طبق معمول جیرانی با اون چهره و عینک و دماغ اش هی بازی کرد. ( آدم جالبی هست این جیرانی ! )

[تصویر: rahmanian.gif]

چکیده کلام جعفری این بود که دولت حمایت درست و حسابی از موسسات رسانه تصویری نمی کنه در حالی که
با گردش رسمی سالانه 40 میلیارد تومن ، این موسسات از سینما هم پر مخاطب تر و بزرگ تر هستند.
خیلی از شهرهای کوچک ممکنه حتی یک سینما هم نداشته باشن اما همه جا ویدیو کلوپ و CD فیلم هست.

به هر حال این بهانه ای شد تا یه تاپیک در مورد استودیوهای دوبلاژ در ایران شروع کنیم. در مورد تاریخچه
استودیوها مطمئنا در سایت های دیگر زیاد گفته شده و میشه مطلب اینجا کپی کرد اما چون قرار بوده که اینجا
فقط مطالب اورجینال و تالیفی نوشته بشه اینو به عهده دوستانی که اطلاعات بیشتری دارن می ذارم و بعد
به استودیوهای فعال فعلی می پردازیم.

[تصویر: 2009%5C7%5C1%5Cimg633820479759375000.jpg]
۱۳۸۸/۵/۲۹ عصر ۱۱:۲۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : الیشا, رزا, مگی گربه, زرد ابری
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 524 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران
تاریخچه استودیو های دوبله در ایران
در اواخر تابستان 1325 تقریبا 15 سال پس از گویا شدن فیلمها در جهان و دوبله برخی از آثار در هند و ترکیه و مصر به همت دکتر کوشان و دیگر ایرانیان مقیم در آن کشورها نخستین استودیوی دوبله به نام ایران نو فیلم که مقدمات فنی و دقیق آن از 18 ماه قبل طرح ریزی شده بود در ایران تاسیس گشت. بنیان گذاران این استودیو آقایان هوشنگ کاوه، منصور و شاپور مقیمی، امیرحسین دهلوی بودند که بعدها چند تن دیگر نیز به آنها پیوستند. نخستین اثر دوبله شده در این استودیو فیلم دیو و دلبر به کارگردانی ژان ککتو بود. پس از چندی دوبله این فیلم با بروز اختلافات مختل شد و مدتی بعد فیلم برف روی پا(مرا ببخش) به مدیریت دوبلاژ مرحوم عطاالله زاهد و با گویندگی مرحوم ایرج دوستدار، اسدالله پیمان، مهری عقیلی و مهین دیهیم در ایران نوفیلم دوبله شد و به عنوان نخستین فیلم دوبله شده در کشور در سینما دیانا و پارک نمایش داده شد.
پس از ایران نو فیلم استودیو آریا تاسیس گشت که نخستین اثر دوبله شده در آن فیلم آهنگ شهرزاد ساخته بارتر رایش بود.
در دهه 30 ابوالقاسم رضایی با مشارکت ساندیار بزرگمهر استودیو بورناتون را تاسیس کرد. فیلم شیطان فراری نخستین فیلم دوبله شده در این استودیو بود. ولی پس از چندی بورناتون منحل گشت و مدتی بعد با نام البرز و به مدیریت فریدون دایمی مجدداً آغاز به کار کرد. نخستین اثر دوبله شده در این استودیو فیلم خرقه ساخته هنری کستر بود. در این زمان استودیوهای دیگری نیز چون پارس فیلم و یونیورسال نیز تاسیس گشتند که فیلم بهار خونین(روباه) ساخته هنری کینگ و به مدیریت دوبلاژ استاد علی کسمایی در پارس فیلم و فیلم مادام کاملیا ساخته ریموند برنارد در یونیورسال دوبله شدند.
و اما در سال 1333 استودیوی جدید سانترال توسط مهندس سیف الدین کامرانی تاسیس شد که بعدها به عنوان یکی از بهترین استودیوهای دوبله در ایران شناخته شد. نخستین فیلمی که در این استودیو دوبله شد فیلم رویای شیرین ساخته رنی فلر و به مدیریت دوبلاژ مرحوم سیامک یاسمی بود.تجربه های بعدی این استودیو عبارتند از: فاتح، علی بابا و چهل دزد، بردگان کارتاژ و فیلمهایی از نورمن ویزدام همچون: لله بچه ها، شیشه پاک کن، جنجال در فروشگاه و ... بود.در دهه چهل که دوران طلایی دوبله در ایران بود با وجود رقابتهای سازنده و همچنین مبدل شدن سینما به پایگاهی برای دوبله و نیز دوران رواج فیلمفارسی استودیوهای دوبلاژ به دو دسته تقسیم شدند:
1.استودیوهای ایران فیلم، مهرگان، کاروان فیلم و ... به دوبله فیلمهای ایرانی و گاه خارجی می پرداختند.
2. استودیوهای سانترال، پاسارگاد، دماوند و استودیوی مهم مولنروژ فقط فیلمهای خارجی را دوبله می کردند.
فعالیتهای استودیو مولنروژ به دودسته تقسیم می شد: در استودیو مولنروژ 1 به مدیریت مرحوم ایرج دوستدار عوامل دوبلاژ آموزش داده می شدند و در استودیو مولنروژ 2 به مدیریت استاد علی کسمایی فیلمها دوبله می گشتند.دهه 50 که مقارن با دوران انقلاب اسلامی بود دوبله رو به انزوا رفت و فیلمهای کمتری دوبله می شد. این انزوا سالهای نخستین دهه 60 را نیز در بر گرفت. زیرا در سالهای نخست انقلاب دست اندرکاران روشهای کار را تغییر دادند.
از اواخر دهه 60 تا کنون با گسترش شبکه های سیما، تاسیس موسسه رسانه های تصویری و تثبیت نمایش فیلمهای خارجی باردیگر امیدی کم فروغ در دوبله فیلمهای خوب خارجی بوجود آمد.
۱۳۸۸/۶/۲ صبح ۱۱:۱۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو, Classic, zhivago, john doe, سم اسپید, الیشا, رزا, حمید هامون, مگی گربه, زرد ابری
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3401 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران
سلام به همه دوستان جدید و قدیم خاصه شهرزاد عزیز
زمانی این فهرست را در تالار دوبلورها و گویندگان ایرانی پرشین تولز قرار داده بودم... امید که تکرارش به جا باشد...

((استودیوهای دوبلاژ در ایران از بدو تاسیس به ترتیب حروف الفبا ))

((آپادانا)) : هاراطون اسکندری، مدیر فنی : آشتیانی
((آژیر فیلم)) : ژوزف واعظیان، دکتر شاهرخ رفیع
((آوازه)) : نبی یعقوب، چهار بخشی مدیر فنی روبیک منصوری
((اخگر)) : تورنگ
((اسکار)) : مهدی بشارتیان
((اطلس فیلم)) : گرجی عبادیا(احمد فهمی)، مدیر فنی: اسکندر مینایی
((البرز)) : گارنیک،رحیمی،هاراطون اسکندری، مدیران فنی: حسین حلمی، روبیک میرزایانس
((الوند)) : فریدون ثقفی، اسماعیلی، بهبهانی، مدیر فنی: مصطفی مصطفی زاده
((ام بیتا)) : برادران کرمی، احمد جورقانیان، حسین پهلوان نشان، حمید پهلوان نشان، حمید سیفی، منصور عارفی، مدیر فنی: رضا اردلان
((ایران فیلم)) : ابوالقاسم رضایی، علی لیمونادی، جلیل غدیری، خدابخشیان، جمشید بیوکی، مهدی رجائیان، عوض مرادی، سیامک اعتمادی، مدیر فنی: مهدی رجائیان
((ایران نو فیلم)) : هوشنگ کاوه، منصور مبینی، شاپور مبینی، اسدالله پیمان، مجتبی بدیعی، علی اصغر کاشانی، حسین دهلوی، دکتر میرسپاهی
((ایفاء))
((باستان فیلم)) : خدابخشیان
((بدیع)) : مهندس محسن بدیع
((برناتون)) : ابوالقاسم رضایی، اسفندیار بزرگمهر
((پارس فیلم)) : دکتر اسماعیل کوشان
((پاسارگاد)) : عبدالحسین رحیمی، محمدعلی شاپوری، سعید بافه، ابوالحسن تهامی، پورنگ بهارلو، مدیران فنی: مهدی رجائیان، روبیک میرزایانس و فرهاد ارجمندی
((پاسیفیک)) : عبدالحسین رحیمی، مدیر فنی: اکبر محجوبی
((پلازا)) : نصرت الله منتخب، روبیک منصوری، ناصر خداداد، مدیر فنی: روبیک منصوری
((تخت جمشید)) : جمشید شیبانی، مدیر فنی: خلیلی
((تورنگ)) : دکتر شاهرخ رفیع
((تلویزیون فیلم)) : سازمان تبلیغاتی آوازه، مدیر فنی: گوگو
((توژ)) : مهندس شبدیز، مدیر فنی: بهرام
((حوزه هنری)) : سازمان تبلیغات اسلامی، مدیر فنی: محسن روشن، مدیر استودیو: عباس رستگارپور
((خاورمیانه)) : جواهری، فره وشی، میزانی، سعید یافه، مینایان
((خزر))
((دماوند)) : رشام بیسائیان، روبیک گریگوریانس، مدیر فنی: روبیک گریگوریانس
((دیانا فیلم)) : سائاسار خاچاطوریان
((D.C.I)) : ابوالقاسم رضایی، مزین الدوله، قدیری، دائمی، ثقفی، مدیر فنی: روبیک گریگوریانس
((راما)) : هوشنگ کاوه، مرتضی عسگراوغلی، ابولحسن تهامی نژاد، مدیران فنی: یورا یوسفی، فریدون خوشابافرد، فرهاد ارجمندی
((رسالت)) : محمود قنبری، جعفر جوادی، هوشنگ کاوه، مدیر فنی: یورا یوسفی
((ره آورد)) : عطاءالله کاملی، رامین کاملی
((زهره فیلم)) : علیمحمد نوربخش
((ژورک فیلم)) : فریدون ژورک
((ساند فیلم)) : مصطفی گل آور، تقی گل آور، مصطفی مصطفی زاده، مدیران فنی: مصطفی مصطفی زاده، محسن کلهر
((سانترال)) : کامرانی
((سایه)) : هوشنگ لطیف پور، فرخزاد
((سبحان فیلم)) : محمدرضا عالی پیام
((سعدی)) : نورالدین آشتیانی، اسدالله رشیدیان، مدیر فنی: سعید صبری
((شاهرخ)) : دکتر شاهرخ رفیع
((شاهین فیلم)) : هانریک، وانیک، مدیر فنی: واروژ کاراپتیان
((شهاب)) : روبیک زادوریان، آبرت دومان، سیمون زادوریان، مدیر فنی: روبیک زادوریان
((عصر طلایی)) : عزیزالله کردوانی، مدیر فنی: جلال مغازه ای
((فیلمکار)) : روبیک منصوری، مدیر فنی: روبیک منصوری
((کانون)) : کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مدیران فنی: هرایر آتشکار، محمد حقیقی
((کنکاش)) : سعید صبری، مدیران فنی: یورا یوسفی، رضا اردلان، فریدون خوشابافرد، قدکچیان
((گلستان)) : ابراهیم گلستان
((مرکزی)) : مرتضی عسگراوغلی، عبدالحسین رحیمی، فرامرز کاوه، مدیر فنی: فریدون خوشابافرد
((مهرگان)) : احمد شیرازی، عزیزالله رفیعی، شکر الله رفیعی، حشمت الله رفیعی، نعمت الله رفیعی، رضا کریمی، مجید محسنی، مهدی امیرقاسم خانی، مدیر فنی: محمد محمدی
((مولن روژ)) : مرتضی اخوان، مصطفی اخوان، مدیران فنی: گالوست، ایرج دوستدار، مهدی رجائیان، علی کسمایی
((نپتون)) : عبدالحسین رحیمی، گارنیک، هاراطون اسکندری
((نقش جهان)) : نصرت الله وحدت، سعید شرافت، عزت الله مقبلی
((وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)) : مدیر شفاهی
((ویلا فیلم))
((هاملت فیلم)) : روبیک زادوریان، سیمون زادوریان، مدیر فنی: آرشام
((یونیورسال)) : مارتین آبلیان

(توضیح اینکه این فهرست خاصه در بخش پس از انقلاب مسلما دچار تغییرات بسیار شده است.)

مریم هروی
۱۳۸۸/۶/۲ عصر ۰۴:۰۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, سروان رنو, soheil, shahrzad, zhivago, Ario, سم اسپید, john doe, ترومن بروینک, الیشا, رزا, حمید هامون, مگی گربه, زرد ابری
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 524 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران
سلام بانوی عزیز. حال شما چطور است؟ بی صبرانه مشتاق دیدار مجددتان بودم.

مطلب بسیار جامع و کاملی بود. آیا امکان دارد که سال تاسیس استودیو ها را هم درج کنید؟
۱۳۸۸/۶/۳ صبح ۰۸:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زرد ابری
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3401 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #5
استودیو های دوبلاژ در ایران

سلام و عرض ادب...شهرزاد عزیز به شما عرض یک سلام و یک پوزش. من نیز مشتاق دیدار دوباره شما بودم...عذر تقصیر مرا بابت این تاخیر در پاسخ پرسش بپذیرید که داستانی دارد مفصل... گفته بودید سال تاسیس هر استودیو را نیز ذکر کنم که بجا هم بود اما مستلزم تحقیقی بسیار ... با مطلبی مواجه شده بودم نوشته امیر حسین حامی، گوینده و یکی از عناصر فنی امر دوبلاژ که هرچند در آن، سال تاسیس استودیوها نیامده، اما روندی پیش روی ما می گذاشت که می توانست قدمت استودیوها و عناصر دخیل در این امر و حتی پیشرفت سخت و بطیء هنر دوبلاژ را اندکی شفاف تر سازد...

لذا دل را یکدله کردم و گفتم صفحه به صفحه، عین متن ایشان را می نویسم شاید دوستان وقتی نهادند و خواندند و مفید بیفتد...ان شاء الله...

------------------------------------------------

(قسمت اول)

امیر حسین حامی، یکی از قدیمیترین دوبلورهای ایران چنین می گوید:

دبیرستان علمیه می رفتم که نزدیک سرچشمه تهران قرارداشت. سال دوم دبیرستان بودم، رفیقی داشتم که در تئاتر پارس کار می کرد. من هم چون به هنرپیشگی و سینما و تئاتر و بطورکلی کارهای هنری علاقه داشتم، از طرفی هم چون تئاتر مجانی بود،هر نمایشنامه ای که روی سن می آمد، هفت هشت بار می رفتم و تماشا می کردم. توی این رفت و آمدها، با هنرپیشه ها رفته رفته آشنا شدم. خلاصه کارم به تئاتر کشیده شد، رفتم و در تئاتر بازی می کردم. روزی یک شخصی به نام آقای ضیاءالابصاری روانش شاد، به من گفت: حامی دوبله کار می کنی؟گفتم: دوبله چه هست؟ گفت: جای هنرپیشه های فیلم حرف بزنی. گفتم: از خدا می خواهم. یک روز بعدازظهر با هم راه افتادیم پیش از اینکه بخواهیم برویم تئاتر، رفتیم خیابان گرگان یک کوچه یی بود که در آن انجمن حمایت حیوانات قرار داشت. خانه ما هم چهارراه هفت برادران بود آن موقع و من که هرروز از آنجا گذر می کردم نمی دانستم که در این کوچه چنین جایی را که امروز می روم در اینجا وجود دارد.

چسبیده به در انجمن حمایت حیوانات تابلویی جلب نظرم را کرد که روی آن نوشته شده بود استودیو ((بارناتون)) در زدیم و رفتیم تو، پس از سلام و احوالپرسی، آقایی بود آنجا بنام ابوالقاسم رضایی که روانش شاد باد. آقای رضا دائمی و شخصی دیگر بنام شهیدی، من به آقای رضایی معرفی شدم و ایشان پس از اینکه نگاهی به من انداخت گفت: خوب حالا از وی تست می گیرم.

رفتم در اتاق ضبط، من تا آن موقع اتاق ضبط ندیده بودم، یکبار دیده بودم که آن هم با عبدالله محمدی در رادیو، پیس رادیویی اجرا کرده بودیم.

پس از اینکه وارد اتاق ضبط شدم آقای رضایی یک قطعه کاغذ بدست من داد و پس از توضیحاتی گفت: اینجا را باید اینطور اجرا کنی و آنجا را باید آنطور اجرا نمایی.من طبق خواسته ایشان اجرا کردم. از زمانیکه فیلم را داخل آپارات گذاشتند من دیدم، بیش از دوبار طول نکشید که من آن جملات را با همان حس مربوطه گفتم. فهمیدم که در امتحان گویندگی آنجا قبول شده ام. قبل از اینکه من بروم آنجا یک فیلم در دست دوبله بود بنام ((ملکه آفریقا)) که خانم مهین بزرگی و آقای منوچهر زمانی داشتند در آنجا کار می کردند. آن فیلمی که قراربود من پس از امتحان روی آن کار کنم((زندانی قلعه آتش)) از محصولات سینمای ایتالیا بود. همین آقای ضیاءالابصاری با چندتن از هنرپیشگان تئاتر پارس که درآنجا بازی می کردیم آمدیم و کار دوبله این فیلم را شروع کردیم. اینها عبارت بودند از: ایرج دوستدار، کنعان کیانی، مهین معاون زاده، کاووس دوستدار و چند نفر دیگر که اکنون نام آنها در خاطرم نیست، در این گیرو دار، ضمن کار نگاه می کردم به این دستگاههای فنی آنجا، آقایی بود به نام مسترنایمن که آمریکایی بود و یک مقداری وسایل دوبله فیلم را که مربوط به استودیو فوکس قرن بیستم بود آنجا سوار کرده بود، رئیس استودیو او بود. ضمنا این آقایانی را که اسمشان را گفتم درآنجا کار می کردند، با یکدیگر همکاری داشتند.

مدتها گذشت. من به اصطلاح کارم در امر دوبله گرفت ولی خودم همیشه می خواستم بدانم در آپاراتخانه چه خبر است؟ آن قرقره ها که فیلم دور آنها می چرخد و فیلم میکس می شود چگونه است؟ کم کم هم در فیلمها حرف می زدم و هم سروگوش آب می دادم توی استودیوی ضبط، آن زمان برای دوبله یک فیلم حدود شش ماه وقت مصرف می شد تا یک فیلم آماده نمایش گردد. زیرا دستگاهها بسیار ابتدایی و محدود بود. در آپاراتخانه، با آقای رضا دائمی و مرحوم محمود هنگوال، حسن مصیبی و بعدا هم روبیک منصوری آشنا شدم. در آنجا با دوستان یک مقدار کارهای اولیه را بطور تئوری نگاه می کردیم و بعد بصورت عملی اجرا می کردیم. سال 1330 بود که رفتم استودیو ((ایران فیلم)) زیر نظر آقای جلال مغازه یی، درآنجا هم حرف می زدم، هم آپارات می گرداندم و هم اینکه کارهای صدابرداری را به من یاد می دادند. ایشان دونفر شاگرد داشت یکی من بودم و یکی آقای وارتان چاپاریان که سالهاست ایشان را ندیده ام، در ایران فیلم، در فیلمهای کمدی به جای هنرپیشگان آن حرف می زدم. در آنزمان بیشتر فیلمهای عربی را به نمایش در می آوردند، ((مش مش)) و ((اسماعیل یاسین)) بیش از همه فیلمهای عربی بازار داشت که من بجای ((اسماعیل یاسین)) حرف می زدم. مواقع بیکاری ام هم می رفتم برای چاپ، سنکرون و لابراتوار و غیره که در آن دوره آقای سعید نیوندی مسئول چاپ و لابراتوار در استودیو ایران فیلم بود، آن زمان دستگاههای امروز نبود، آقای جلیل قدیری صاحب استودیو ایران فیلم یک تراشکار ماهر برای او کار می کرد بنام استاد پطرس، توی زیر زمین استودیو یک دستگاه تراش گذاشته بودند که آقای قدیری از روی کاتولوکهای(کاتالوگ) فرنگی که در اختیار استد پطرس می گذاشت و از روی آن رولیک، بارابان، دیسک؛ و صفحه از این قبیل چیزها می ساختند و یک دستگاههای مختلف نظیر: موویلا و غیره را همم وارد کرده بوند مثل اپتیک.


مریم هروی
۱۳۸۸/۶/۲۰ صبح ۱۱:۰۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, سروان رنو, Classic, zhivago, سم اسپید, john doe, ترومن بروینک, الیشا, رزا, حمید هامون, مگی گربه, زرد ابری
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3401 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #6
استودیو های دوبلاژ در ایران

(قسمت دوم)

 سه برادر یا پسرعمو بودند بنام سیمون، آلبرت و روبیک. اینها می آمدند در استودیو ایران فیلم که آن استاد پطرس مکانیزم را می ساخت و اینها کارهای فنی و سیم کشی و سوارکردن ضبط را انجام می دادند، دستگاهها تماما ایرانی بودند، فرنگی و فابریک خیلی کم بودند و ما ضمن این که آنجا کار می کردیم این کارها را هم یاد می گرفتیم مثلا دستگاه ماشین چاپ فیلم را چگونه می ساختند، یک جعبه یی بود که روی آن سلکتورهایی گذاشته بودند که با دست عوض می شد، سه کادر مانده به سر پلان که می خواستند رنگش را عوض کنند، آن تکمه را می زدند و یک باطری گذاشته بودند که چراغ از این باطری کشیده بودند و آن سلکتور آن نور را کم و زیاد می کرد روی فیلم که در نتیجه نگاتیف چاپ می شد روی پوزتیف.

این دستگاه را می گفتند چاپ کششی، از این دستگاه ها در استودیو ایران فیلم ساخته می شد، البته به زبان خیلی ساده است ولی ساختن آن جعبه و گذاشتن موتوری که این رولیکا و بارابان را با یک سرعت خاص بچرخاند و بقیه کارهای آن خیلی کار عظیمی بود.

در این استودیو، عده زیادی جهت گویندگی در فیلمها تربیت شدند و بعدا هم آقای ابوالقاسم رضایی از استودیو بارناتون آمد در استودیو ایران فیلم، این استودیو قبلا یک اتاق صدابرداری داشت ولی بعدا روی آنرا ساختند که یک اتاق صدابرداری دیگر را ترتیب دادند، درنتیجه شد دو اتاق صدابرداری که یکی در اختیار آقای مغازه یی و دیگری در اختیار آقای رضایی قرارگرفت و یک اتاق میکس مشترک هم داشت و کارهایی که تمام می شد و فیلم که دوبله می شد، سنکرون می شد آنجا میکس می گردید.

و اما جریان دوبله، این خود حدیث مفصلی دارد که اگر من بخواهم درباره آن؛ آنچه را که اتفاق افتاده بگویم و روزهای اولی که در آن زمان می آمدند چقدر ما سر و کله می زدیم و چقدر زمان می برد و خیلی چیزها که از حوصله خارج است. به هرحال رفته رفته آقایان: جلال مقامی، هوشنگ لطیف پور، جعفر والی، ملکی، عبدالله بوتیمار، پرویز بهرام، علی اکبر کسمائی، محمدعلی زرندی، عباس خسروانی، احمد رسول زاده و مهین معاون زاده، خانم هاشم پور، کسمائی، ایرن و عده یی دیگر که نام آنها در خاطرم نیست و بتدریج آمدند و کار گویندگی را شروع کردند و استودیو از یک اتاق ضبط به دو اتاق و کم کم تعداد گویندگان و کارهای دوبلاژ اضافه گردید و سرعت کار هم بیشتر شد، زیرا زمانی بود که صاحب فیلم وقتی فیلمی را جهت دوبله به استودیو می آورد، پس از شش ماه نوبت به او می رسید تا فیلم وی آماده شود و ببرد ولی پس از این دوران کارها سرعت گرفت و فیلم ها یکی پس از دیگری دوبله و آماده نمایش می گردید. من دیگر در این زمان کار گویندگی کمتر می کردم  و طبق نظر آقای جلال مغازه یی صدا می گرفتم بعد صدا را در شب روی موویلا، سنکرون می کردم ضمن اینکه بعضی از قسمت ها هم از عهده من ساقط بود که کنترل آن هم مشکل بود چون ما یک عدد میکروفون بیشتر نداشتیم با این میکروفون هم باید دیالوگها را ضبط می کردیم و موزیک فیلم را. می رفتم آپارات می چرخاندم، فیلم لوپ می کردم و بسیار این هم کار مشکلی بود، در سابق به اندازه فیلم یعنی 35 میلیمتر دو عدد تخته صاف را می گذاشتند بغل همدیگر و فیلمها می آمد روی هم چیده می شد از زیر آپارات توسط بارابان کشیده می شد بالا، از آن طرف دوباره سرازیر می شد توی این لوپ، این لوپها را می دادند نجاری ها می ساختند و هرروز هم باید تمیز می شد زیرا اگر یک ذره خاک یا آشغال در آن بود، موجب می شد که فیلم کج می شد و پاره می شد. این بود که من همه حواسم توی این بود کاری نکنم که مورد مواخذه استادم قرار بگیرم. آن موقع هم صدابردار خیلی کم بود، تعدادی رادیویی بودند که به کار فیلم اصلا وارد نبودند، چون صدابرداری فیلم هم باید صدابردار باشد، صدا گذار باشد و صداساز باشد. در آن زمان همه این کارها را ما می کردیم یعنی مثل حالا نبود که صفحات افکت باشد و نوارهای افکت باشد و هرچه بخواهی بیایی و آماده باشد و در دسترس قرار گرفته باشد و از روی آن به راحتی ضبط شود، مجبور بود آدم یک مقدار صدا بسازد، ماشین  می خواستیم، موتور می خواستیم، صدای مرغ و خروس تمام آن صداها را که می خواستیم می رفتیم قبلا بطور زنده ضبط می کردیم و بعد استفاده می کردیم.

کم کم ضمن اینکه فیلمهای دوبله زیاد می شد، فیلمهای فارسی هم زیاد می شد، یادم هست  که خدا رحمت کند مجید محسنی فیلم ((مرجان)) را می ساخت توی همان استودیو، آقای رضایی، قدیری فیلمهای ((ولگرد))و((پایان رنج ها)) را می ساختند آمدند به من گفتند: که بیا در فیلم ((ولگرد)) بازی کن، گفتم: من صدابردار هستم و نمی خواهم دیگر به بازیگری برگردم و حقیقتش هم این  بود که من  وقتی به کار دوبله پرداختم بازیگری و هنرپیشگی تئاتر را کنار گذارده بودم. به این ترتیب روز به روز استودیوها از یکی به دو و از دو به سه و چها و غیره اضافه شدند. اولین استودیویی که من رفتم همانطور که گفتم استودیوی ((بارناتون)) بود، استودیوی ((سانترال)) که مدیریت آن با آقای کامرانی بود که با دستگاههای فرنگی و فابریک مجهز بود، آقایان: مظفر میزانی، فره وشی، موسی افشار، قاسم آقاسی، شبدیز در آنجا کار می کردند. بعد از آنجا استودیو ((سیمیک)) درست شد، یک استودیویی بود خیلی محقر در دروازه دولت که فیلمهایی دوبله می کردند. در اینجا با آقای هوشنگ لطیف پور آشنا شدم که وی را آوردم استودیو ایران فیلم نزد آقای رضایی و از این به بعد همکاری وی با این استودیو آغاز شد.

بعد از استودیو ((سیمیک))، آن سه برادری که گفتم، یعنی آقایان: آلبرت، روبیک و سیمون آمدند در خیابان هدایت استودیویی باز کردند بنام استودیو ((شهاب)) در این استودیو خودشان کار می کردند و من هم می رفتم در آنجا برای گویندگی. چون در آن زمان به جای هنرپیشگان کمیک آن دوره صحبت می کردم و مشهور شده بودم، توی این زمان آقای منوچهر نوذری آمد و برادر وی شادروان محمود نوذری که از جوانان شایسته و با فرهنگ بود و یکی از فیلمبرداران مشخص آن دوره سینمای ایران بود که فقدان او برای صنعت سینمای ایران خیلی گران تمام شد. رضا بدیعی بود که بعدها، یکی از کارگردانان خوب و سرشناس ایران در آمریکا شد و خیلی اشخاص دیگر.

استودیو ((شهاب)) یکی از استودیوهایی بود که در آن زمان تازه تاسیس شده بود. بعد از این استودیو، استودیو ((مهرگان)) بود که با کمک  آقای جلال مغازه یی و آقای رضا کریمی و آقای نعمت الله رفیعی در پشت استودیو ((دیانا فیلم)) که استودیوی فیلمبرداری بود در خیابان وصال شیرازی تاسیس کردند و من فیلم ((بلبل مزرعه)) را درآنجا حرف زدم و کار کردم. به جز استودیو ((مهرگان))، استودیو ((خاورمیانه)) بود، استودیو ((خاورمیانه)) در خیابان داوودیه قرار داشت که مدیریت آن با آقایان : حبیب الله عین الحوری، فره وشی که از استودیو ((سانترال)) آمده بود آنجا و آقای مظفر میزانی نیز از استودیو ((سانترال)) آمده بودند و شریک شده بودند این استودیو را درست کردند.

من در آنجا صدابردار بودم و همکارهای من هم آنجا بودند که از جمله آقای مصطفی مصطفی زاده، آقای حسن مصیبی و دیگر دوستان دیگری که هم اکنون در عالم سینما برای خود هرکدام رکنی هستند، با هم کار می کردیم در این استودیو، همه چیز مال خودش بود، پلاتوی بسیار بزرگی داشت، دستگاههای مختلف چاپ فیلم و لابراتوار، موتور برق که می شود گفت یک استودیویی بود که از هر جهت تکمیل بود و ما در آنجا هم فیلم فارسی تهیه می کردیم و هم فیلم دوبله. مدتها آنجا بودم. پس از آنجا آمدم رفتم به استودیوی ((مولن روژ)) و استودیوهای مختلف از جمله استودیویی بود متعلق به آقای آقابابیان بنام  استودیو((انیورسال)) که محل آن سر چهارراه یوسف آباد بود و دیگر استودیویی که متعلق به آقای مارتین بود و در خیابان کوشک واقع شده بود و ما می رفتیم با دوستان در این استودیو حرف می زدیم. در آن زمان این خیابان مرکز شرکت های فیلم سازی و پخش فیلم شده بود که یک مرکزیتی برای خود پیدا کرده است.


مریم هروی
۱۳۸۸/۶/۲۰ عصر ۰۱:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, سروان رنو, Classic, zhivago, سم اسپید, john doe, ترومن بروینک, الیشا, رزا, حمید هامون, مگی گربه, زرد ابری, ژنرال
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3401 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #7
استودیو های دوبلاژ در ایران

(قسمت سوم)

...آقایی بود به نام روبیک که من و دوستان به او می گفتیم روبیک سالکی چون یک سالک قشنگی توی صورت خود داشت، در خیابان مزین الدوله یک استودیو دوبله درست کرده بود، من در این زمان تازه ازدواج کرده بودم و از استودیو ((ایران فیلم)) که محل دائمی کار من بود، آمده بودم بیرون و در استودیوهای مختلف کار می کردم و به هرصورت هر استودیویی که کار داشت می فرستادند دنبالم و مرا به همکاری دعوت می کردند.

پس از آن رفتم به استودیو ((البرز))، در این استودیو چون از چند شریک که با یکدیگر هماهنگی نداشتند و حادثه یی که برای یکی از شرکاء روی داد، از یکدیگر جدا شدند و استودیو را منحل کردند، یکی از اینها آقای هاراتون بود که بعدا استودیویی در خیابان انقلاب تاسیس کرد و آقای مرتضی عسگراوغلی، آقای حسین رحیمی با آقایان روبیک و هاراتون، استودیو را خریدند. من رفتم در آنجا، آقای هرایر آتشکار هم در استودیو ((شهاب)) بود ایشان را برای همکاری دعوت کردند و ما دونفر شروع کردیم به کار کردن، بازار دوبله به جایی رسیده بود که در اوائل کار که سالهای 29و30و31 بود که پانزده یا بیست روز صدابرداری یک فیلم طول می کشید، رسیده بود به ماهی شش، هفت فیلم که ما میکس درجا می کردیم و من اینها را بعدا برای شما یک به یک شرح می دهم که ببینید وضع سینمای آن روز چه بوده و حالا چه هست.

به هرحال در استودیو البرز تا زمانی که فعالیت داشت شبانه روز کار می کردم و چون فیلم زیاد بود و ما فیلمها را بطور کنتراتی انجام می دادیم، این استودیو هم در سال 1340 منحل شد و بجای آن استودیو ((راما)) تاسیس گردید، استودیو رفت به محل جدید خود در خیابان ارباب جمشید که من مدت 9 سال در این استودیو همکاری داشتم، مدیر فنی آنجا بودم که در این مدت صاحبان آن عوض می شدند ولی کادر فنی عوض نمی شد و همان ها بودند.

پیشرفت کار دوبله، سرعت کار از زمانی که من شروع کردم که هر پنج، شش ماه یک فیلم دوبله می شد، در استودیو ((راما))، آقایان صدابردار همه می دانند، من صبح که می آمدم استودیو، به اتفاق همکارانم یک فیلمی را شروع می کردم به صدابرداری که آخر شب که می شد، زمانی که دوبله داشت تمام می شد، پرده قبلی که دوبله کرده بودم، صدابرداری شده بود و خود سنکرون کرده بودم پایین توسط سایر همکارانم مثل یورا یوسفی و چند نفر دیگر داشت میکس می شد که دو ساعت یا سه ساعت بعد از آن فیلم حاضر بود برای اداره نمایشات که مجوز نمایش کسب نماید و درحقیقت در آن وقت روزی یک فیلم دوبله می شد و اگر تعداد استودیوها زیاد نبود ما در این زمان قادر بودیم برای هر ماه 30 فیلم دوبله نماییم.

امروز صدابردارهایی که هستند از مراکز آموزشی و دانشکده های صدا و سیما فارغ التحصیل می شوند می روند در تلویزیون و رادیو بصورت کارآموز مشغول کار می شوند تا کار عملی یاد بگیرند، ما اینجا رسیدیم به سال 1349، حالا من دیدم در کار دوبله آقای ابوالقاسم رضایی از زمانی که وارد استودیو ((بارناتون)) شدم، ایشان را می دیدم که برای تکمیل کردن دستگاهها، برای پراکتیک کردن دستگاهها، چه زحمات شبانه روزی می کشند همکاران وی همانطور که گفتم آقایان مهندس رضا دائمی ، شهیدی، مستر نایمن که اینها هم شبانه روز کوشش می کردند و کار می کردند روی ساختن دستگاهها و دوبله کردن، یادم می آید وقتی که آقای رضایی دیالوگ می نوشت طوری می نوشت که بعضی وقتها انسان فکر می کرد که این فیلم فارسی است، این قدر دقت می کرد روی سیلاب هایی که بایستی نوشته می شد برای پرسوناژ آن فیلم.

باید سینمای ایران را از سال 1330 به دو بخش تقسیم کرد، یکی بخش فیلم فارسی که آقای دکتر اسماعیل کوشان در استودیو ((پارس فیلم)) با عده یی در آنجا فیلم فارسی تهیه می کرد. زمانی که استودیو ((ایران فیلم)) تاسیس شد، استودیوهای ((سانترال)) و استودیو ((خاورمیانه)) استودیو ((مهرگان)) درست شدند، اینها که پلاتو داشتند تعداد تهیه کننده فیلمهای فارسی هم زیاد شد، یکی از این آقایان که من برای وی کار می کردم مرحوم مجید محسنی بود که در استودیو ((ایران فیلم)) فیلمهای : ((مرجان)) و ((لات جوانمرد)) را ساخت و ((بلبل مزرعه)) و غیره را ساخت. گروهی بودند مثل: حسین محسنی، مجید محسنی، ایرج محسنی، عده یی دیگر گروهی کار می کردند. گروهی دیگر رفیعی ها بودند مثل: نعمت الله رفیعی، حشمت الله رفیعی، شکرالله رفیعی و عزیزالله رفیعی که من عزیزالله رفیعی و شکرالله رفیعی را در استودیو ((کاروان فیلم)) که در لاله زار قرارداشت دیدم.

این استودیو متعلق به عباس همایون که حرفه اصلی وی عکاسی بود و دیگری اکبر دهقان که گرمابه دار بود تاسیس شده بود. یکی از کارگردانان هندی بنام سردار ساگر در این استودیو فیلمی می ساخت به نام ((خورشید می درخشد)) که من در آن هم حرف می زدم و هم کار فنی آنرا انجام می دادم و آقای مغازه یی در این فیلم صدابرداری می کرد.

در این استودیو، عزیزالله رفیعی، نعمت الله رفیعی و شکرالله رفیعی که عکاس بودند فیلمبرداری هم می کردند. در آن زمان فیلمبردارانی که خیلی کار داشتند، احمد شیرازی و خانی بودند که بعدها مازیار پرتو و نعمت الله حقیقی و عده یی دیگر آمدند که یکی پس از دیگری مشغول کار گردیدند.

برمی گردیم به  زمانیکه من وارد استودیو ((ایران فیلم)) شدم اوضاع چگونه بود چه کسانی در کار بودند و چه اشخاصی به سینمای کشور خدمت می کردند. تا آنجایی که همانطور که قبلا گفتم آمدم نزد آقای مغازه یی و گفتم: آقا من می خواهم کارهای فنی را یاد بگیرم و انجام دهم، گفت: خوب فکرهایت را کردی؟ این کار مقدم تر از گویندگی است. گفتم: چشم، شما هرچه بگویید من با کمال میل می پذیرم. گفت: فردا صبح اول وقت که آمدی آپاراتخانه را جارو می کنی، دستگاهها را پاک می کنی تا من بیایم. گفتم: بسیار خوب. اول نزد خود گفتم من آمده ام که کار فنی یاد بگیرم، فلانی می گوید که باید آپاراتخانه را جاروب کنی. من که در آنزمان برای خودم کیا و بیایی داشتم، یک خورده بمن برخورد ولی بعد به خودم گفتم اگر می خواهی کار فنی یاد بگیری، اول از جاروکشی شروع کن. نردبان را باید پله پله رفت بالا، شاید پله اول اینجا جاروکشی باشد.

من که در آن زمان صبح ها زودتر از ساعت 9 به سر کار نمی رفتم آن روز ساعت 7 رفتم سر کار و ذبیح الله را صدا زدم و گفتم: آقا ذبیح آن جارو و خاک انداز را بده بمن. گفت: می خواهی چکار کنی؟ گفتم: می خواهم آپاراتخانه را جارو کنم. گفت: دست بردار. گفتم: آقای مغازه یی گفته که اگر می خواهی کار یاد بگیری باید اول از جاروکشی شروع نمایی.

جارو و خاک انداز را گرفتم و رفتم بالا و اتاق آپاراتخانه را جاروب کردم و تمام دستگاهها را تمیز کردم. سر ساعت 9 آقای مغازه یی آمد.

مغازه یی شخصی بود که در آن موقع حدود سی و پنج شش سال از سنش می گذشت. مردی بود بسیار تمیز و موقر که هرروز یکدست لباس مرتب می پوشید و از در استودیو که می آمد تو، بوی عطری که به خود زده بود تمام فضای استودیو را معطر می کرد.

یک چنین آدم تمیز و مرتبی معلوم است که کارکردن با او واقعا مشکل خواهد بود. من یادم هست یک وقت که اوائل کارم بود، یک نوار هفده و نیم از دستم افتاد روی زمین که من برداشتم بچسبانم یک وقت متوجه شدم که گوش مرا گرفت و گفت: آقا اول این را با دوا پاک می کنی و تمیز می کنی بعد می چسبانی، اگر این کار را نکنی این هد را خراب می کند و یک مقدار توضیحات فنی داد، ایشان که می دید من خیلی علاقه دارم یک مقدار هوای مرا داشت سعی می کرد که من هم حرف بزنم از دریافت دستمزد عقب نمانم و هم این کار را یاد بگیرم.

بعد از سه چهار سال که اینها استودیو ((مهرگان)) را می ساختند وقتی رفت، استودیو ((ایران فیلم)) را سپرد دست من. اما میکس ها دست آقای رضایی بود. کارها زیاد شده بود، لازم به گفتن است که در آن زمان حدود چهار پنج دقیقه یی به اندازه یک آنونس فیلم اخبار در سینماها نشان می دادند و این اخبار هم که اگر بعضی از خوانندگان یادشان باشد این بود که می گفتند : ((گلچین از انگلستان گزارش می دهد))، اینها اغلبشان در همین استودیو ((ایران فیلم)) ساخته می شد و اداره یی بود بنام ((USIS)) آنها می آمدند یک مقدار فیلم تهیه می کردند. چاپ و صداگذاری می شد و چهل پنجاه نسخه برمی داشتند برای نمایش در سینماها.

من صبح که می آمدم استودیو اغلب شبها تا صبح کار می کردم یعنی یکی دو ساعت بیشتر نمی خوابیدم، همه کارها را خودم انجام می دادم، یعنی روز صدابرداری می کردم دوبله که تمام می شد، می رفتم می نشستم سنکرون می کردم، باند موزیک افکت می ساختم و فیلم را آماده می کردم و می دادم برای میکس. بارها می شد که شاید چهارروز پنج روز منزل نمی رفتم وقتی به منزل می رسیدم از شدت بیخوابی پله ها را چهار دست و پا می رفتم بالا. بعدها که در سال 1336 ازدواج کردم یک مقدار کارم را کمتر کردم که به زندگی خانوادگی هم برسم...


مریم هروی
۱۳۸۸/۶/۲۱ عصر ۰۵:۴۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, سروان رنو, shahrzad, zhivago, سم اسپید, john doe, الیشا, رزا, حمید هامون, مگی گربه, زرد ابری
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3401 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #8
استودیو های دوبلاژ در ایران

(قسمت چهارم)

 به هرحال آن زمان هرکسی هنری داشت از آن استفاده می گردید، مثلا من در فیلمها، هم می خواندم یکی دو بیت شعر یا غزلی که مناسبت داشت، حرف می زدم، کارهای فنی انجام می دادم. سالها طول کشید و دست اندرکاران سعی می کردند که کارها را توسعه دهند، استودیویی تاسیس شد در وزارت فرهنگ و هنر که کل دستگاههای آن مدرن بود واز نوع بهترین وسایل سینمایی که اگر بخواهم همه را توضیح بدهم به درازا خواهد کشید. در این زمان بسیار سعی می شد که از دستگاههای ایرانی بیایند بیرون و بپردازند به دستگاههای فرنگی، تعدادی از اشخاصی که آن موقع اعم از گوینده، صدابردار، در سال 1349 از صدابرداران اسکندر مینایی، روبیک منصوری، حسن مصیبی، هرایر آتشکار که هرایر چند شاگرد داشت بنام گوگو، ماسیت، گالوس، محسن کلهر و روبیک که متاسفانه نام فامیل وی به خاطرم نیست و هم اکنون در خارج بسر می برد. همان بود که استودیو ((پلازا)) را که از باقیمانده استودیوی ((انیورسال)) تاسیس شده بود و در این استودیو ((پلازا)) بود که مارتین و آلکس آقابابیان کار می کردند و بعدا تبدیل شد به استودیو ((دماوند)).

استودیو، ((شاهین فیلم))، ((آژیرفیلم))، ((ایران فیلم))، ((شهاب))، ((پاسارگاد))، ((راما))، ((گرجی))، ((مهتاب)) و شاید استودیوهای فیلمبرداری هم دیگر در این زمان کم و بیش کارهای صدابرداری و صداگذاری را انجام می دادند، یادم می آید که آقایان: عزیز رفیعی، میرکمالی و نصرت الله وحدت یک استودیو ساخته بودند به نام ((نقش جهان)) در خیابان ولی عصر که کارهای فنی خود را انجام می دادند.

گوینده هایی که در این سالها سرشناس و خیلی معروف شده بودند، خانم ها: مهین بزرگی، مهین کسمایی، مهین معاون زاده، ایرن، راستگار، هاشم پور، ژاله کاظمی، وثوق، توران مهرزاد، ایران مهرزاد، تاجی احمدی، خردمند، شکوفنده، بهجت نادری و خیلی های دیگر.

از آقایان: ایرج دوستدار، کنعان کیانی، پرویز بهرام، هوشنگ لطیف پور، منوچهر اسماعیلی، بوتیمار، ایرج ناظریان، امیری، چنگیز جلیلوند، کاظمی، مقبلی، منوچهر نوذری و عده یی دیگر که نام همه آنها در خاطرم نیست. گوینده های بزرگ و سرشناس آن زمان این اشخاص بودند.

مدیران دوبلاژ تا سال 1349 که من در کار دوبله بودم، عباس خسروانی، علی اکبر کسمائی، محمد علی زرندی، منوچهر زمانی، سعید شرافت و جلال مقامی که بعدا آمد. در آن زمان هم گروه بازی و دسته بندی بود، درآن دوره هر گروه و دسته سعی برآن داشتند که فیلم بیشتری بگیرد و کار بیشتری انجام دهد، درنتیجه می رفتند نزد صاحبان فیلم ها. صاحبان فیلم ها مشخص بودند چند کارخانه بودند که در ایران نمایندگی داشتند نظیر: ((متروگلدن مایر))، ((فوکس قرن بیستم))، ((یونایتد آرتیست)) و ((پارامونت)) بودند.

عده یی بودند که می رفتند خارج فیلم وارد می کردند، مثل زبولانی ها، رشیدیان و عده یی دیگر، اینها فیلمهای خودرا به اشخاصی که کمتر اجرت می گرفتند و درضمن کارشان هم خوب بود می دادند به آنها.

کار دوبله کم کم چون دست زیاد شد کار کساد گردید، یادم می آید که در خیابان طالقانی یک استودیو به نام ((راما)) بود که 9 سال آنجا کار کردم تا سال 49 و دیگر استودیو ((پاسارگاد)) که همکارانی که با من کار می کردند آقای روبیک میرزائیان، والود آقاجانیان، فریدون خوشابافرد، آنها رفتند در آنجا و شروع کردند به کارهای دوبله، یواش یواش دیگر کار صدابرداری فیلم مرا ارضاء نمی کرد و چون در این مدت چند فیلم را مونتاژ کرده بودم ولی نام مونتور روی خود نگذاشته بودم کاری که انجام می دادم مونتاژ و کارگردانی، صداگذاری، افکت و موزیک را انجام می دادم یا خودم میکس می کردم یا آقای مغازه یی یا کنترات می دادم کس دیگری می کرد.

سال 1349 وارد وزارت فرهنگ و هنر شدم، کار سینما را گذاشتم کنار چون هم در این زمان تعداد تهیه کنندگان فیلم های فارسی زیاد شده بود که شاید بتوان گفت بسیاری از آنها صلاحیت تهیه فیلم را نداشتند و کارمندان فنی هم زیاد شده بودند که دیگر کار خوب برای آانها مطرح نبود، آنقدر که صدای دیالوگ توی سینما شنیده شود و صدای مشت هایی که رد و بدل می شد بین بازیگران شنیده می شد و صدای ساز و آوازها هم می آمد برای آنان کافی بود، دیگر به کیفیت سایر کارهای فیلم کاری نداشتند و مردم هم که تشنه فیلم بودند و می رفتند سینما و این فیلمها را می دیدند.

آمدم در وزارت فرهنگ و هنر در قسمت سازمان ((فولکلور)) مسئول ضبط صدا و فیلمبرداری آنجا گردیدم، ضمنا دوستان دیگری که داشتم در سینما، آنها می آمدند عقب من و با آنها نیز همکاری می کردم. اولین کاری که من انجام دادم بعد از اینکه از عالم دوبله آمدم بیرون فیلم ((داش آکل)) بود که به کارگردانی مسعود کیمیایی ساخته شده بود. من این فیلم را که با سرمایه هوشنگ کاوه و رشیدیان تهیه شده بود مونتاژ کردم، صدابرداری کردم، سنکرون کردم، باند موزیک و افکت آنرا ساختم و میکس آنرا دادم به محسن کلهر که موسیقی متن آنرا هم اسفندیار منفردزاده ساخته بود، سپس رفتم به استودیو ((میثاقیه)) که در این استودیو فیلم ((صادق کرده)) را برای ناصرتقوایی افکت ساختم، صدا گرفتم، کارهایی در فیلم ((پستچی)) از ساخته های رفیع حالتی را انجام دادم، فیلم ((بلوچ)) کیمیایی را مونتاژ کردم. هرایر آتشکار هم مثل من در این زمان، از کارهایی که در استودیوهای تجارتی انجام می داد دیگر خسته شده بود زیرا در این استودیوها، تا کسی ماهی پانصد هزار تومان برایشان کار نکند، پنچ هزار تومان حقوق نمی دهند و من به جرات می توانم بگویم کسانی که هم اکنون دارای سرمایه های کلانی هستند در صنعت سینما، پیشرفت کارشان و ترقی سرمایه هایشان نتیجه زحمات شبانه روزی امثال من بوده است که اینها به جایی رسیده اند. آنها شاید یک دهم آن چیزی را که می گرفتند به ماها نمی دادند. یادم می آید سر مونتاژ یکی از فیلمها که نمی خواهم نام آنرا ببرم، ساعت 8 صبح می رفتم می نشستم پشت میز موویلا تا ساعت 4 بعد از نصف شب پشت میز بودم که وقتی از پشت میز بلند می شدم سوزن اگر زده می شد به پاهایم آنرا حس نمی کردم.

سپس از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مقداری کار به من رجوع شد که مونتاژ و صدا و تصویر فیلم ((مسافر)) بود، در آن زمان صدای سر صحنه به پیشرفت و وضع امروزی نرسیده بود، هرچند امروز هم صدای سر صحنه آنطور که باید درست نمی آید چون به هر صورت فضای زمینه فیلم، پلان به پلان باهم فرق می کند، در آنجا من فیلم ((مسافر)) را صداگذاری و مونتاژ کردم، و دیگر فیلم ((سازدهنی)) بود که مونتاژ آنرا سهراب شهید ثالث به عهده گرفته بود که وی رفت به آلمان و بقیه مونتاژ و افکت این فیلم را من انجام دادم، در کانون، دوستی داشتم به نام آقای حقیقی که با من همکاری می کرد که باید هم اکنون هم در آنجا مشغول باشد.

در کانون یک فیلمی ساخته شد که کلیه کارهای آنرا من انجام دادم، این فیلم ((انتظار)) نام داشت که از ساخته های امیر نادری بود و موفق به دریافت جوایزی جهانی شد.

نکته ای را باید در اینجا متذکر شوم و آن این است که در سینمای ایران کارها را در حقیقت کسانی انجام می دهند که در پشت صحنه هستند، فیلمبردار، فیلم را می گیرد، کارگردان، کارگردانی می کند بعد می آید پشت میز موویلا، آن مونتور است که باید بنشیند و کارها را به هم ربط بدهد و اگر اشتباهاتی رخ داده که حتما هم رخ می دهد در فیلم رفع کند.

صدابسازد، صدا بگیرد، آن فیلم را تکه تکه کند، با یک علاقه خاص و زحمت فراوان فیلم را می سازد، بعد که جایزه نصیب فیلم می شود، آن بالا که وقتی جایزه را دریافت می کنند، اصلا یادی از کسی که مدت شش ماه، هفت ماه، یک سال نشسته با اینها همکاری کرده نمی کنند و مثل اینکه چنین چیزی وجود نداشته است.همین موجب شد که سینما را کنار بگذارم.

از آن روز اولی که پا به عرصه سینمای ایران گذاشتم متوجه شدم که همیشه در آن توسط عده ای حق کشی بوده نسبت به دیگران، همیشه حق به حق دار نرسیده آنهایی که در رابطه با این سینما نبوده اند خیلی بیشتر سر زبانها بوده اند، مطرح بوده اند و از منابع مادی این صنعت و هنر، بهره گرفته اند و همین امر چنان روی من اثر گذارده بود که حدی نداشت و همین امر هم باعث شد که به هیچ وجه از همان روزهای اول تمکین نکنم و برای کار و پول، خود را حقیر نکنم و در هر استودیویی هم که مشغول به کار گردیدم با اختیار تام بوده است.

در وزارت فرهنگ و هنر، اولین کاری را که به من محول کردند، پژوهش رقصهای محلی بود، شدم مسئول فنی گروه پژوهش رقصهای محلی، هنرستانی ساخته شد بود که راجع به این قسمت تحقیق می کرد.

در این موسسه به مسئولین گفتم که فیلمبردار چه شخصیتی است؟ گفت: خود شما. گفتم: صدابردار چه کسی هست؟ گفت: شما. گفتم: مدیر تهیه چه کسی است؟ گفت: خودت. گفتم: این چه گروهی است که جز خود من کس دیگری مسئول این کارها نیست که باز خود من باید مسئول آن باشم؟

به هرحال من با سرپرست قسمت پژوهش رقص های محلی برای تحقیق با وی عازم شهرهای مختلف ایران شدم. اولین استانی که رفتم، کردستان بود، بعد بلوچستان و استانها و شهرهای گوناگون ایران را بدنبال نوازنده، خواننده، رقصنده و خلاصه فرهنگ صوتی و بومی ایران وجب به وجب مدت شش هفت سال کارم این بود که آنها را پس از فیلمبرداری می آوردم در تهران در همان استودیو، صدا و مونتاژ و عکس و سایر کارها را به تنهایی انجام می دادم، تحویل آن مسئول می دادم، ایشان آنها را تنظیم می کرد و در تالار رودکی به نمایش در می آمد.

این برنامه ها علاقمندان بسیار و فراوان داشت، نتیجه هفت سال فعالیتهای مدام و شبانه روزی من در وزارت فرهنگ و هنر، حدود 400 نوار موسیقی محلیست که تمام آنها در خود ضبط شده بود، حدود دو هزار عکس از لباسها، از ابنیه تاریخی از قبیل ساختمانهای امامزاده ها، حرفه ها و صنعتهای مختلف در شهرهای ایران، فیلم گرفتم که تمام آنها در آرشیو مرکز سرود خوشبختانه هم اکنون موجود است و ما در دوران انقلاب آنها را نگه داشتیم که خود مجموعا گنجینه ای از هنرهای ایرانی به شمار می رود...


مریم هروی
۱۳۸۸/۶/۲۵ عصر ۰۳:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, shahrzad, Classic, zhivago, john doe, سم اسپید, الیشا, رزا, حمید هامون, مگی گربه, زرد ابری, ژنرال
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3401 تشکر در 49 ارسال )
شماره ارسال: #9
استودیو های دوبلاژ در ایران

(قسمت پنجم و آخر)

 تا اینجا مربوط به قبل از انقلاب بود، بعد از انقلاب من بطور کلی فیلمسازی را کنار گذاشتم، البته قبل از انقلاب به این نتیجه رسیده بودم فیلمهایی که ساخته می شوند اکثرا آموزنده نیستند بلکه بسیاری از آنها جنبه بدآموزی هم دارند چون آن فیلمها داستان نداشتند، یک مشت بزن بزن، دویدن و آرتیست بازیهای رایج و ساز و آوازهای آنچنانی که آن هم کپی فیلمهای خارجی بودند، اصلا پیام نداشتند جز پیام بدآموزی. روی این حساب کسانی که از من دعوت می کردند برای همکاری نمی پذیرفتم و به آنها می گفتم: که کار باید محتوا داشته باشد و انسانی باشد. رفتم تو کار موسیقی محلی(فولکلور) و شناسایی هنرهای ملی کشور، تا اینکه انقلاب انجام شد.

بعد از انقلاب استودیوهای تمام مملکت تعطیل شد و خواه ناخواه استودیوهای وزارت فرهنگ و هنر هم تعطیل شد. در این زمان من با همکار دیگرم آقای رحیم بقایی که در آن زمان صدابردار ادراه فعالیتهای هنری بود، اثاثیه هایی که در اختیار داشتیم در انبارها پنهان کردیم که مبادا مورد دستبرد دزدان و ابن الوقتان قرارگیرند و چون هردو نفرمان از کارمندان وزارت فرهنگ وهنر بودیم، بعد از انقلاب هم هردو نفر در یک محل مشغول شدیم.

لازم به ذکر است که من با کسانی همکار بودم در کار ضبط و صدابرداری و صداگذاری و میکس و افکت و سایر کارهای فنی؛ تا آنجا که به خاطر دارم عبارت بودند از : اسکندر مینایی، حسن مصیبی، روبیک منصوری، هرایر آتشکار، محمود هنگوال، یورا یوسفی، فریدون ژورک، عباس گنجوی، حجت اسماعیلی، میرزا اسکندری، والود آقاجانیان، روبیک میرزائیان، گوگو، محسن کلهر، فریدون خوشابافر و بسیاری از دوستان دیگر که نام ایشان در حافظه ام نیست.

استودیوها عبارت بودند از: استودیو((بدیع))، استودیو((ایران فیلم))، استودیو((پاسارگاد))، استودیو((راما))، استودیو((مهتاب))، استودیو((گرجی))، استودیو((شاهین))، استودیو((فیلمکار))، استودیو((البرز))، استودیو((مولن روژ))، استودیو((پلازا))، استودیو((دماوند)) و استودیو((مهرگان)) که بیشتر اینها کار دوبله را انجام می دادند که ما حساب کنیم اگر در هر استودیو ماهی 5 فیلم تهیه می شد ماهیانه تعداد فیلمهای دوبله شده چند حلقه می گردید. به هر حال این وضع ناجور و بلبشو در صنعت سینمای ایران چنان  جو و محیطی را بوجود آورده بود که دیگر کارکردن برای خیلی ها امکان نداشت از جمله من. تا اینکه انقلاب بوقوع پیوست و من همانطور که قبلا هم گفتم در وزارت فرهنگ و هنر مشغول به کار شده بودم، در این اداره با همکاری دوست گرامی و بسیار عزیزم آقای رحیم بقایی که به سمت صدابردار در اداره کل فعالیتهای هنری مشغول انجام وظیفه بود بعد از انقلاب نوارهای موسیقی و وسایل و اثاثیه ها را در انبار جمع کردیم و از آنها مواظبت به عمل آوردیم و در سالهای اول پیروزی چند کنسرت با شرکت آقایان محمدیان، شهرام ناظری، کنسرت آذربایجانی و کنسرت کردی در تالار رودکی(وحدت) برپا کردیم. بارگیری بلندگوها، وسایل صوتی و سایر کارها و کارهای فنی را انجام دادیم فقط برای اینکه فرهنگ صوتی برقرار باشد و در آن سالهای جنگ که رژیم متجاوز بعثی عراق به وطن عزیزمان ایران حمله کرده بود با آن سرودهای انقلابی و هیجان آور، نقشی کوبنده و سازنده در جهت هنری برپا شود.

من و دوستم همیشه درصدد بودیم که جا و مکانی را بدست آوریم تا بتواینم این وسایل فنی و دستگاههای ضبط و غیره را همراه با آن نوارهای موسیقی در ساختمانی جا دهیم که به صورت آرشیو باشد و از آن بهره گیری شود و از بین نرود، لذا روزها که برای نماز به نمازخانه می رفتیم من به آقای کمال حاج سید جوادی که معاون وزیر ارشاد بود گفتم: آقا ما احتیاج به یک استودیو(کارگاه) داریم تا بتوانیم در آن کارهای فیلمی، موسیقی، صداگذاری، صدابرداری و سایر کارهای فنی را انجام دهیم. ایشان موافقت کرد و گفت: بروید در اداره هر اتاقی و هر مکانی را که به نظرتان مناسب آمد انتخاب کنید و استودیو را بسازید و ترتیب کار را بدهید. ما رفتیم طبقه پنجم تالار رودکی یک سالن خالی افتاده بود آنرا انتخاب کردیم و آمدیم نزد آقای حاج سید جوادی، به ایشان گفتم که این سالن حدود یکصد و پنجاه هزار تومان برای تعمیر و درست کردن استودیو خرج دارد، آقای حاج سید جوادی بعدا پول را در اختیارمان قرار داد و من به اتفاق همکاران اداری دیگرم مثل آقایان: بقایی، جعفری و قلی امانی رفتیم نئوپان خریدیم و هرکدام با دوش خود از پله ها نئوپان ها را به طبقه پنجم محل استودیو بردیم،چون ورق های نئوپان ها هم از جهت طول و مهم ازجهت عرض بسیار بزرگ بودند و در آسانسور جا نمی گرفتند. به هر حال ما استودیو ضبط را ساختیم و سرود ((الله اکبر)) را ضبط کردیم ولی با چه وضع مشکلی زیرا گوشی نداشتیم و خیلی امکانات دیگر که فعلا بواسطه ی تطویل کلام به ذکر آنها نمی پردازم ، ما چهار نفر با کمک یکدیگر کارها را رفته رفته روبراه کردیم و مسئولین هم برای ضبط سرودها و آهنگ های انقلابی روز به روز توجهشان بیشتر به این قسمت جلب و جذب شده بود، لذا به ما میدان بیشتری دادند و ما یک دستگاه هشت باندی هم ساختیم و شروع کردیم به کار که فقط در رابطه با جنگ تحمیلی بیش از یکصد و پنجاه سرود در این کارگاه ضبط گردید.

استودیو که ساخته شد ، مرکز سرود گردید و سر و سامانی گرفت و مسئولین دیدند که این مرکز واقعا بدرد می خورد و آبروی وزارت خانه است این بود که روز به روز آن را تقویت کردند و بعدا اداره ای را تاسیس کردند که مخصوص صدور مجوز نوار برای خارج از کشور و کنترل نوارهای داخلی و ساخت و پرداخت موسیقی سنتی ، سمفونی، در رابطه با سرودها و مجوز صدور سازهای سنتی و همین طور ورود وسایل سازی شد.

مرکز سرودهای انقلابی که ساخته شد شخصی به نام آقای طاها حجازی مدیر کل قسمت شد و شغل ایشان معلم معارف اسلامی بود. مردی بود بسیار روشن با سواد و منطقی به طوری که به ما می گفت : من در رابطه با موسیقی و کارهایی که مرکز سرود انجام می دهد اطلاعاتی ندارم، شماها باید مرا راهنمایی کنید و بگویید که من باید چه بکنم و من هر چه را که صلاح می دیدم با وی در میان می گذاشتم.

زمانی که آقای حجازی به این قسمت آمدند، از پرکارترین دوران استودیو بود، چه از لحاظ ساخت و پرداخت سرودهای انقلابی و چه در مورد تشکیلات موسیقی ارکستر سمفونیک بسیار فعال و خوب شده بود ، زیرا دو ارکستر سنتی در این زمان به طور فعال کار میکرد که کارهای آنها ضبط و پخش می گردید و ما هم به طور شبانه روز در استودیو مشغول انجام وظیفه بودیم.

در دهه های فجر از سال 63،62،61،60مرتبا مدیران عوض می شدند به طوری که آقای حجازی رفت، آقای میرزمانی آمد، بعد از ایشان آقای میر طاووسی آمد و پس از وی خضرلو زاده آمد، من با آقای بقایی و آقای جعفری با مسئولین اداره از هنرمندان شهرستان ها دعوت به عمل آوردیم تا در جشن های دهه ی فجر کنسرت هایی در تالار رودکی اجرا کنند و این کار عملی شد و سه چهار کاست هم از برنامه های این جشن ها بیرون داده شد و گروه های موسیقی سنتی شهرستان ها متوجه شدند که اگر در رابطه با موسیقی صحیح و سازنده فعالیت داشته باشند از کار آنها استقبال خواهد شد ، موسیقی ایرانی و اصیل بدون مخلوط شدن با موسیقی کشورهای دیگر که در زمان پیش از انقلاب به خصوص سالهای پس از 1350 به بعد این کار ناشایست انجام می شد و موسیقی ایرانی را تحت الشعاع خود قرار داده بود.

سال 1364 بود که ما به فکر افتادیم موسیقی را ببریم در جبهه ها، لذا ارکستر سمفونیک با 85 نفر نوازنده گروه کر مردانه عازم جبهه ها گردیدیم، ابتدا رفتیم اهواز در ورزشگاه این شهر اتاقهایی در اختیار ما قرار دادند که پس از یک روز استراحت عازم قرارگاه مرکزی کربلا شدیم . در آنجا بلندگو را نصب کردیم و اعضای ارکستر آماده اجرای برنامه گردید. در اینجا من دلم بسیار شور می زد که مبادا با مشکلی یا مشکلاتی روبرو شویم، آیا امکان اجرای برنامه هست؟ آیا با استقبال رزمندگان کار ما رویرو خواهد شد؟

بعد از اینکه بلندگوها کاشته شده و نفرات ارکستر سر جاهای خود قرار گرفتند، آقای مهرداد کاظمی که الحق در رابطه با جبهه و جنگ بیشترین فعالیت را داشت و بیشترین سرودها را خوانده و هروقت که ارکستر بعدها هم به جبهه ها رفت وی در آنجا شرکت داشت و می خواند.

به هرحال زمانیکه صدای ارکستر از بلندگوها برخاست، رزمنده ها از گوشه و کنار با تمام وسایل خودشان را رساندند به مکان برگزاری کنسرت، من خیلی خوشحال شدم چون به واقع دیدم که موسیقی در جبهه های جنگ عملا کاربرد بسیار خوب و سازنده در جهت روحیه افراد رزمنده دارد.

مرد روحانی بود که نام ایشان را نمی دانم، حاج آقایی بود که بعدها این نوارها را جمع کرد و آورد در تهران به نظر آقای وزیر ارشاد، کارآیی و سازندگی موسیقی را در جنگ رسانید که مورد تقدیر و تشویق ایشان قرارگرفت.

اعضای ارکستر 13 بار به جبهه های جنگ تحمیلی رفت و هربار بیش از 15 بار برنامه هایی در هریک از جبهه ها اجرا کرد که عبارت بود از جبهه های غرب و جنوب حتی در حلبچه.

در سال 67 زمانیکه آقای میرطاووسی در این اداره بود، در جشنهای دهه فجر ما 50 گروه نوازنده موسیقی شهرستانی را در تهران داشتیم که برنامه های موسیقی محلی و سنتی را اجرا می کردند که من خودم به 9 استان کشور سفر کردم و از این هنرمندان برای اجرای برنامه هنری در جشنهای دهه فجر از طرف اداره دعوت به عمل آوردم.

تا آنجا که در رابطه با موسیقی سنتی ایران بود، در تمام مراسم دولتی و غیر دولتی که اجرا می شده از امکانات مرکز سرود استفاده می شده و نوارهایی که گرفته می شده از آثار خوب و موسیقیایی شهرهای مختلف کشور می باشد.

در زمان آقای میرطاووسی به علت اینکه دستگاههایی که داشتیم دیگر فرسوده شده بودند و آنها مربوط به سالهای خیلی دور پیش از انقلاب بودند و دیگر کارآیی خوب و سازنده را نداشتند، لذا ایشان آقای بقایی همکار محترم بنده را فرستادند خارج و او یک دستگاه 16 باند به ایران آوردند و موفق شدیم که یک دستگاه پیشرفته در اختیار داشته باشیم و این دستگاه هم اکنون در مرکز سرودهای انقلابی قرار دارد.

اینها مطالبی بود که بنده درباره فعالیتهای خودم و دوستان هنرمندم در ارتباط با دوبلاژ گفتم.

منبع: امیر حسین حامی در مورد دوبلاژ

(( بخشی از جلد سوم سیمای هنرمندان ایران نوشته حبیب الله نصیری فر))


مریم هروی
۱۳۸۸/۶/۲۹ عصر ۱۲:۲۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Classic, shahrzad, zhivago, john doe, سم اسپید, الیشا, رزا, حمید هامون, مگی گربه, زرد ابری
seyed آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 133
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۲/۸
اعتبار: 14


تشکرها : 241
( 822 تشکر در 50 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

دوبله و دورنگی، دوبله فیلم های خارجی، دوبله ی فیلم های ایرانی


دوبلاژ قهرمان قدر ناشناخته‌ی تاریخ سینما است و با قابل ‌فهم كردن سینما برای جهانیان، كه بیش تر بی‌سواد بودند، به گسترش سینما، چون مردم پسندترین شكل سرگرمی، خدمتی شایان كرده است. دوبلاژ در پیدایش سینماهای ملی و صنایع فیلم نیز موثر بود و زیبایی شناسی و خط مشی سیاسی خود را ارائه كرد كه بر چگونگی روایت داستان‌های سینمایی و دگرگونی آنها تأثیر گذاشت. در ایران دوبلاژ رکن اصلی شیوه ی تولیدی مختلط بود و دو شكل عمده پیدا كرد.
دوبله ی خارجی Dubbing مربوط به عملیاتی می‌شد كه برروی فیلم ‌های خارجی انجام می‌گرفت و در آن دیالوگ زبان فارسی جای‌ دیالوگ زبان خارجی را می‌گرفت. اما دوبله ی داخلی doubling به دوبله ای گفته می شد که در آن بازیگران اصلی یا بدل ‌های صدای ایرانی دیالوگ فیلم را در نشست ‌های بعد از تولید ضبط می‌كردند. جدایی صدای كاراكترها از بدن ‌های ‌شان استبداد صدای هم‌زمان را كه معادل صوتی ویرایش نامرئی و اسكلت نگاه ‌دارنده ‌ی روش سینمایی رئالیست كلاسیك بود می شكست. این امر فرصت ‌های فراوانی را نه تنها برای دوبله فیلم های خارجی و داخلی بلكه برای نسخه برداری و باز تولید نیز فراهم می‌كرد كه در ترجمه ها‌، ترجمه های غلط، جانشینی ها، حذف های آوایی، کم بود‌های به ظاهر، دست آوردهای غیر منتظر، سازش‌های فرصت ‌طلبانه، و انواع سانسور، جر و بحث و چانه‌زنی به کار گرفته می شد. بدین سان، دوبله – واژه‌ای كلی كه به هر دو نوع عملیات دوبله ی فیلم‌ های خارجی و داخلی اطلاق می شد – یكی از مهم‌ترین و معنادارترین جنبه ‌های سینمای ایران است که پیش ‌ازانقلاب شکوفا شد.

بهادر - اسماعیلی - کاملی

دوبله ی فیلم‌های خارجی

اسماعیل كوشان نخستین فیلم خارجی زبان را به فارسی دوبله كرد اما نه در ایران. در خلال جنگ جهانی دوم او به عنوان تهیه ‌كننده و مجری بخش فارسی رادیو ایران آزاد و گوینده ‌ی پشت‌ صحنه‌ی فیلم های خبری آلمانی به زبان فارسی به وزارت تبلیغات نازی ‌ها در برلین پیوسته بود و نقش‌های كوچكی را نیز در سینمای آلمان در كارخانه‌ی عظیم فیلم‌سازی نازی‌ها UFA، بازی كرده بود. برنامه‌های طرف‌دار آلمان و ضد انگلیسی او مانع از بازگشت‌ او به ایران بود. ازاین رو مجبور شد از آلمان به تركیه نقل مكان كند. آنجا، در سال ۱۹۴۱، با به كارگیری دانشجویان ایرانی، كمدی فرانسوی رانده‌ووی بزرگ هانری دكوان را تحت عنوان "دختر فراری" به فارسی دوبله كرد. كوشان برای یافتن زنانی كه حاضر شوند به عنوان گوینده‌ ی پشت صحنه كار كنند با مشكل مواجه شد اما بالأخره نوریه قوانلو را برای دوبله ‌ی صدای بازیگر اصلی، یعنی دانیل داریو، به كار گرفت. در تركیه او فیلم دیگری را نیز كه رقص و آواز اسپانیایی بود و لا گیتانلا نام داشت دوبله كرد و نام" دختر كولی" را برای آن برگزید. او هر دو فیلم را، هنگامی كه پس از پایان جنگ اجازه‌ یافت به وطن بارگردد با خود به ایران آورد. "دختر فراری" را در ۲۵ آوریل ۱۹۴۶ برای بزرگان شهر و همچنین عموم مردم در سینما كریستال تهران به نمایش گذاشت. فروش ۲۰۰ هزار تومانی فیلم و واكنش مثبت رسانه‌ها در مورد دوبله ‌ی صدای بازیگر فرانسوی توسط قوانلو بسیار ترغیب كننده بود.

استودیوی میترا فیلم كوشان در سال ۱۹۴۸ اولین فیلم ناطق ساخت داخل ایران را به نمایش گذاشت. این فیلم كه "توفان زندگی" نام داشت تهیه كننده، فیلم‌بردار، و ویراستارش خود كوشان و كارگردان آن محمدعلی دریابیگی بود كه دوره‌ ی تئاتر و سینما را در آلمان دیده بود.

كوشان بر بسیاری از مشكلات تولیدی، تكنیكی، و پرسنلی فائق شد. با شیوه‌ای صنعت ‌گرانه نه تنها این كارها بلكه بسیاری كارهای متفرقه‌ی دیگر را برای این فیلم انجام داد. نتیجه این كارها یك فیلم ملودراماتیك موزیكال اشك‌آور بود كه در آن عشق واقعی بر ازدواج تحمیلی غلبه می‌كرد و سخت ‌كوشی و پایداری بر نابرابری طیقاتی برتری می‌یافت. این فیلم ابتدا در سینما ركس، پس از فیلمی خبری درباره‌ ی مراسم افتتاح كلینیك خدمات اجتماعی شاهنشاهی كه رئیس آن اشرف بود و كوشان آن را ساخته بود، برای مقامات عالی رتبه‌ای از قبیل اشرف و عبدالرضا پهلوی (برادر و خواهر شاه) نمایش داده شد. تازگی داشتن اولین فیلم ناطق فارسی‌ كه در كشور ساخته شده بود بسیاری از تماشاچیان مشتاق را به سالن سینما كشاند.

موفقیت همه‌جانبه‌ی نخستین فیلم ‌های دوبله شده منجر به شدت فعالیت‌ها برای تأ سیس استودیوهای دوبله جدید، به منظور ِ بهره برداری از اشتیاق مردم نسبت به فیلم‌های خارجی دوبله شده‌ به زبان فارسی شد. بین سال‌های ۱۹۴۹ و ۱۹۵۴ دست‌كم ۸ استودیوی دوبله در تهران آغاز به كار كردند و استودیوهای دیگری نیز در ایتالیا كه صنعت دوبله‌ ی پیش‌رفته‌ای داشت گشوده شدند. این استودیوها به تقویت صنعت فیلم و سینمای ایران كمك كردند. استودیوی داریوش فیلم در ایتالیا كه سرپرست آن یك ارمنی ایرانی به نام آلكس آقابابیان بود متخصص دوبله‌ ی فیلم‌های ایتالیایی به فارسی برای بازار ایران شد. در اولین كوشش خود، "سرگذشت فریدون بی‌نوا"، نه تنها دیالوگ‌های ایتالیایی را به فارسی ترجمه كرد بلكه اسم ‌های خاص كاراكترها، ازجمله نام قهرمان داستان را در عنوان فیلم فارسی كرد. نمایش آن در سینما دیانای تهران در اكتبر ۱۹۵۲ چنان موفقیت‌آمیز بود كه یك هفته بعد سینما پارك هم نمایش آن را آغاز كرد.

قسمت عمده‌ ی دوبلاژ در داخل ایران انجام می‌‌شد كه به گزارش جمال امید، در سال ۱۹۶۸ به حدود بیست‌وپنج استودیوی دوبلاژ، ۲۴۰ دوبلور (۱۷۰ مرد و ۷۰ زن) مباهات می کرد و یك اتخادیه‌ی دوبلورهای حرفه‌ای كه در سال ۱۹۶۵ آغاز به كار كرده بود.

كیفیت فنی نسخه‌ های دوبله شده و نیز دخالت های خود سرانه ی زیاد واردكنندگان، توزیع‌كنندگان، نمایش‌‌دهندگان، مأموران سانسور دولتی و دوبلورها در نسخه‌های اصلی، مشکلاتی بودند که کماکان ادامه داشتند. بسیاری از مشكلات فنی به تدریح از میان رفتند، اما برخی از مشكلات زیبایی ‌شناختی و ایدئولوژیكی شدت یافتند و منجر به پیدایش بوطیقاها و خط مشی های سیاسی چندی شدند.تا دهه‌ی ۷۰ توزیع‌كنندگان و واردكنندگان فیلم ‌های سینمایی استودیوهای دوبله ‌ای را راه می‌انداختند كه تراك موسیقی و افكت ‌های صوتی را جدا از تراك دیالوگ تهیه می‌كردند تا دوبلورها صرفاً برروی دوبله ‌ی دیالوگ خود تمركز داشته باشند و فیلم‌های دوبله شده موزیك اصلی و افكت‌های صوتی خود را حفظ كنند. درواقع، این هنرمندان صدا بسیار كارآمد و پركار بودند و بهترین آنها در دوبله‌ ی صداهای چندین بازیگر خارجی تخصص پیدا می‌كرد. درواقع، این هنرمندان صدا بسیار كارآمد و پركار بودند و بهترین های آنها در دوبله ی صداهای چندین بازیگر خارجی تخصص داشتند. درنتیجه‌ی موفقیت آنان، تعداد فیلم‌های دوبله‌شده‌ای كه در ایران به نمایش درمی‌‌آمد به سرعت فزونی ‌گرفت – ۵۹ فیلم در سال ۱۹۵۷، ۱۱۹ فیلم در سال ۱۹۵۸، و۱۸۳ فیلم در سال ۱۹۵۹ دوبله شدند. تا آخر دهه‌ ی۶۰ به ندرت فیلمی خارجی در ایران پیدا می‌شد كه دوبله نشده باشد.


دوبله فیلم گوزنها

دوبله ی فیلم‌های داخلی

به خاطر مشكلات تولیدی گوناگون، تقریباً تمام فیلم‌های تجاری‌ كه در ایران ساخته می‌شدند نیز روند دوبله را از سر می گذراندند، به این ترتیب كه به صورت صامت فیلم‌برداری می‌شدند و هم گفت و گو و هم زمینه های آوایی به طور جداگانه ضبط و در مرحله‌ی پس از تولید به فیلم اضافه می‌شدند. درنتیجه، دوبله ی فیلم های خارجی و داخلی محور تمامی صنعت فیلم تجاری شد و بر تولید، سانسور، واردات، پخش، نمایش، و آگهی‌های فیلم‌ها تأثیر گذاشت. نهادینه شدن دوبله فیلم های خارجی و داخلی، هم‌ زمانی حركات لب بازیگران با آوازهای از پیش ضبط شده – مانند آنچه در فیلم "گنج قارون" سیامك یاسمی، سال ۱۹۶۵ دیده می‌شد – فیلم‌های سینمایی تجاری و سینما رفتن را مردمی كرد و باعث پیشرفت توانایی فنی صنعت فیلم و احداث خانه های فیلم تازه شد. امابه‌ هرحال، تأثیر منفی‌ عمیقی نیز بر كار تولید فیلم گذاشت. یكی از این پی آمدها آن بود كه بازیگران دیگر مجبور به حفظ كردن دیالوگهای خود نبودند. این موقعیت، تنبلی، بازی فی البداهه، فیلم‌سازی خودجوش، و این ایده‌ی مكارانه‌ را تقویت کرد كه فیلم‌سازی كاری بداهتی است و چندان نیازی به آمادگی و تدارك قبلی ندارد.

تا آخر سال های ۱۹۵۰ بازیگران ایرانی صدای خودشان را در مرحله‌ی پس از تولید دوبله می‌كردند اما از سال ها۶۰ به بعد – پیدایش روش تولید مختلط – این كار را ترك كردند و تولید صدای خود را به دوبلورهای حرفه‌ای سپردند. این هنرمندان ِ صدا بر تصویر، متخصص، همه‌ فن حریف و پركار بودند. بعضی از آنان در دوبله صدای بازیگران خارجی و داخلی معینی تخصص داشتند، در حالی كه بعضی دیگرشان بسیاری از صداهای مختلف را دوبله می‌كردند. آنان – در ادامه ی کار ِ دیلماج های ِ پای ِ پرده - اغلب با گذاشتن گفته‌هایی به زبان فارسی در دهان بازیگران خارجی، آنان را بومی می‌كردند. این موضوع مخصوصاً در مورد فیلم‌های كمدی و كاراكترهای قوی، ازقبیل كاوبوی‌ ها، آدم‌های خشن، خلاف‌كارها، و قهرمانان مرد و زن رمانتیك صدق می‌كرد. در برخی مواقع این كوشش‌های بومی‌سازی بی‌جا و نامناسب بود، مثلاً هنگامی كه دوبلورها نقش برت لانكاستر را با لهجه تركی ادا می‌كردند یا نقش تونی كرتیس را با لهجه‌ ی رشتی اجرا می‌كردند – هردو لهجه با بار فرهنگی مشخصی كه در اصل فیلم وجود نداشت.

همچنین از آنجا كه هر هنرمند صدا بر تصویر، معمولاً صدای چندین كاراكتر خارجی و داخلی را دوبله می‌كرد، بازآوایی‌ها و ناموزونی های تلفیقی فراملی عجیبی بین صداهای دوبله شده و كاراكترهای روی پرده و بین فیلم‌های اصلی و فیلم ‌های دوبله شده به وحود می‌آمد كه باعث تضعیف مرحله‌ی آیینه‌ای (لاکان) تطبیق هویت تماشاچی با كاراكترهای خارجی یا همدلی با آنان می‌شد.

بدین ترتیب، به طوری كه ناتاشا دوروویكوا، متخصص مسائل دوبله می‌گوید، دوبله تبدیل شد به «ماشینی برای پردازش تفاوت‌های بین ملت ها» با وجود این، برخی منتقدان، ازقبیل امیرهوشنگ كاووسی به درستی این كوشش‌ها را به عنوان كارهایی فریب‌كارانه و غیراخلاقی مجكوم ‌كردند زیرا باعث نقض «اصالت و یك‌پارچگی» فیلم‌های اصلی می‌شدند. امابه‌هرطریق، تماشاچیان، مخصوصاً آنهایی كه از طبقات پایین اجتماع بودند ظاهراً از این تغییرشكل‌ها و برابرسازی‌ها خوششان می‌آمد زیرا از شنیدن اینكه جان وین یا جری لوئیس حرف‌های آدم‌های گردن كلفت ایرانی یا كمدین‌ها را به زبان می‌آوردند لذت خاصی می‌بردند.

این نوع اختلاط فرهنگی كه دوبله به همراه آورد از یك سو فیلم‌های اصلی را خراب، و از دیگر سو آنها را نزد تماشاچیانی كه به آن وسیله تجربه‌ ی فیلم دیدن ‌شان غنی شده یود دوست‌داشتنی كرد. در نتیجه، برخلاف نظر منتقدان بدبین صنایع فرهنگی، «كار ِ» دوبله ی فیلم های خارجی و داخلی، به شدت ضد و نقیض، مبهم، و در پاره‌ای موارد حتی ضد استیلایی بود زیرا به جای فراهم كردن استیضاح کامل و تطبیق هویت با سینما و فرهنگ غربی، سینمای ملی جدید و هویتی غریب آفریدند. علاوه بر آن، هرچه هم كه برخی از كارهای مشخص هنرمندان صدا بر تصویر سوأل‌برانگیز باشد، واضح است كه با دادن صدا و شخصیت به بازیگران و ستاره‌ها، آنها را زنده کرده و به مردمی كردن سینما در ایران و به ارمغان آوردن لذت برای تماشاچیان خدمتی شایان نموده اند متآسفانه خدمات انفرادی آنان توسط منتقدان و تماشاگران، هر دو، ناشناخته مانده است.

دوبله بٌعد شناخته‌نشده‌ی شفاهیت سینمای ایران – و شیوه ی مختلط آن – است زیرا سنت شفاهی در میان برخی از هنرمندان صدا بر تصویر بشدت قوی بود. بسیاری از آنان از رادیو، شفاهی‌ترین وسیله‌ی رسانه‌های همگانی، به این حرفه روی آوردند و برخی دیگر از تئاتر. بازیگران كمدی رادیو، ازقبیل حمید قنبری، شخصیت‌های گوناگون رادیویی خود را به دوبلاژ فیلم انتقال می دادند و شخصیت ایرانی شده‌‌ی تازه‌ای را كه مورد علاقه‌ی تماشاگران بود چنان به درون بازیگرانی خارجی‌ چون جری لوئیس رسوخ می دادند كه گفته‌های مشخصاً فارسی، و حتی جوك‌ هایی كه در آن زمان در ایران و در رادیو رایج بود از دهانش بیرون می ریخت. بدین‌ سان جری لوئیس همواره در تسخیر روح بومی‌شده‌ی خود بود. همان‌گونه كه در موسیقی سنتی ایرانی و قصه‌گویی شفاهی اتفاق می‌افتد، گاهی تهیه دیالوگ ها و اجرای دوبله به طور هم‌زمان انجام می‌شد. مترجم‌های دیالوگ و هنرمندان صدا بر تصویر، كه مجبور بودند در محدوده‌ی هنر زمانمندی چون سینما كار كنند، متوسل به بدیهه‌ گویی و گذاشتن گفته ‌های آزموده‌شده و اصطلاحات رایج در دهان بازیگران می‌شدند، بسیار شبیه شاعران دوران فرهنگ شفاهی كه تكه‌هایی از عبارت‌های شناخته شده‌ی فرموله را با هم ردیف می‌كردند. این اتكا به بدیهه‌گویی و عبارت‌های فرموله احتمالاً به پیشرفت و دوام تیپ سازی در سینمای ایران كمك كرد.

هنگامی كه تیپی، ازقبیل دهاتی، عروس فرنگی، جاهل، یا شیك‌ پوش پیدا می‌شد، هنرمند صدا خود را با آن وفق می‌داد. آنان این كار را با تبدیل یك كاراكتر خارجی به كاراكتری داخلی، یا با اشباع كردن بازیگر داخلی با خصوصیاتی بیش از آنچه از نظر دیداری برروی پرده از خود نشان می‌داد، یا تبدیل او به یك شخصیت آشنا و دوست‌داشتنی انجام می‌دادند. به وجود آمدن همه ‌ی شخصیت‌های كلیدی "گنج قارون" – خود قارون، علی خوشحال، حسن جغجغه، زینت (مادر علی)، شیرین، و پسر هندی ادعایی قارون، كه علی نقش‌اش را بازی می‌كرد – همگی تاحدی مدیون پویایی كار شفاهی، دوبلاژ، و تیپ ‌سازی‌اند.

و بالأخره، هر دوبله ای نوعی ترجمه ، دو رنگی و دودوزه بازی است، نه تنها از نظر زبان‌شناسی، بلكه همچنین از نظر سینمایی، فرهنگی-اجتماعی، وسیاسی. دوبلاژ، مانند سكانس‌های رقص و آواز، به كاركردهای مهم روایتی و سیاسی در سینمای تجاری، كه با سانسور شدید مهار شده بود خدمت می كرد. به كارگردانان فرصتی ثانوی می‌داد تا خطاهای روایتی یا نقطه های ناهموار فیلم‌شان را تعدیل و تلطیف و مشكلات حل‌نشده‌ی آن را رفع‌ و رجوع كنند. با افزودن گفت و گویی چند یا حرف‌هایی توضیحی، آنان واافتادگی‌ها، صحنه‌ها و آدم‌های غایب و عناصری اضافی‌ را كه در اثر فیلم‌سازی بداهتی در فیلم باقی مانده بود، می پوشاندند یا توضیح می دادند. دوبلاژ همچنین به فیلم‌سازان این امكان را می‌داد كه فیلم خود را سانسور كنند و روابط غیراخلاقی یا نكته ‌های بودار سیاسی را لاپوشانی كنند. در این فرایند، نام شخصیت‌ ها، سطرهایی از دیالوگ و داستان، مكان‌ها، و روابط شخصیت ‌ها دست‌كاری می شد و تغییر پیدا می‌كرد تا فیلم‌ها هم مطبوع عامه ‌ی مردم و هم قابل قبول برای سانسورچی‌های دولتی و مذهبی باشند.

از طریق دست‌كاری ‌های اساسی از این نوع در طی دوبله، گاه یك تراژدی تبدیل به كمدی می‌شد. دوبله همچنین با ترغیب هم ‌گنی زبانی و كاهش دادن اختلاف زبانی (باختین) و عدم تفاهم (ارجاع به برج بابل، عهد عتیق) كه مذهبیون و فوق ملی‌گرایان بسیار از آن بیم داشتند، به هدف ملی‌گرایی ایرانی كمك كرد. بدین سان بود كه فارسی نه تنها در سینمای ملی بلكه در تلویزیون ملی نیز كه تمام برنامه‌ هایش – که بخش بزرگی از آنها وارداتی بود – دوبله می شد، زبان غالب گردید.

پس از جمهوری اسلامی، دوبلاژ فیلم‌های خارجی تبدیل به یك ابزار سیاسی-مذهبی برای سانسور فیلم‌ها شد كه به طور آگاهانه به كار گرفته می شد تا صحنه‌ هایی را كه از نظر آنان غیراخلاقی بود لاپوشانی کنند. محتوای غیر اخلاقی غربی یا خط مشی نادرست سیاسی این صحنه ها تغییر داده یا حذف می‌شد که خط داستانی، رابطه‌ی شخصیت‌ها، و خط مشی سیاسی تازه ای را به وجود می آورد. مثلاً، از طریق دوبلاژ و برش، روابط جنسی زنان و مردانی كه در فیلم‌های خارجی باهم زن وشوهر نبودند – و در ایران اسلامی غیرقانونی محسوب می‌شود -- به روابط فامیلی یا دوستانه تغییر می‌یافت. به طور شفاهی، عاشق و معشوق ‌ها خواهر و برادر یا دوست خوانده می‌شدند، و برای اجتناب از تابوی زنا با محارم تصویرهایی را كه روابط جنسی را القا می‌كردند با برش حذف می‌‌کردند. این گونه تغییرات برای كل فیلم عواقبی اساسی داشت كه تغییرات فراوان دیگری را نیز ایجاب می کرد تا داستان بی‌خلل و منسجم شود. بدون آن دست‌كاری‌های نهایی در سراسر فیلم، قابل فهم بودن آن از میان می رفت، كه در بسیاری موارد در اوایل جمهوری اسلامی چنین می شد. استراتژی‌ های مشابهی نیز به كار می‌رفت تا در فیلم‌ها تغییر ایجاد كنند و آنها را از نظر سیاسی به دل‌ خواه خود دست ‌كاری كنند. دوبله، به خاطر امكانات گسترده‌اش میدان بزرگی را برای مطالعه تنش ‌های فرهنگی ، هویتی ، سیاسی بین خود و غیر ، بین ایران اسلامی و غرب فراهم می‌كند.

در دهه‌ی نخست انقلاب، از آنجا كه دولت فیلم‌سازی با صدای هم زمان را با فراهم كردن بودجه‌ ی بیشتر، یا مواد اولیه بیشتر با بهای ارزان ‌تر برای فیلم ‌سازانی كه آن گزینه را انتخاب می‌كردند ترغیب می‌كرد، دوبله فیلم‌ های ایرانی به میزان بسیار زیادی كاهش یافت. در نتیجه، بیشتر فیلم‌های سینمایی هنری با صدای هم‌زمان در محل فیلم‌برداری شدند، کاری كه رئالیسم ِ سینمای پس‌ازانقلاب را تقویت کرد.

مٔولف : حمید نفیسی - با اندکی ویرایش


 


(حمید نفیسی استاد مطالعات فیلم و رسانه ها در دانشکده تاریخ هنر دانشگاه رایس، واقع در شهر هیوستن ایالت تگزاس است. وی درباره تئوریهای تبعید و جابجایی، تبعید و پراکندگی فرهنگی، فیلم، رسانه ها، و سینمای ایران، خاورمیانه و جهان سوم مطالب فراوانی منتشر کرده است. (گپی رایت مقاله 'دوبله و دورنگی ...' در دست نویسنده آن میباشد.)


http://www.dvddoub.persianblog.ir
۱۳۸۸/۹/۱۱ عصر ۱۱:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, jodiabut, john doe, دشمن مردم, موسيو وردو, سم اسپید, الیشا, رزا, حمید هامون, زاپاتا, مگی گربه, جیسون بورن, ویگو مورتنسن
سم اسپید آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 478
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 49


تشکرها : 2670
( 5058 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

((استودیوهای دوبلاژ در ایران به ترتیب حروف الفبا،سال تاسیس(و تعطیل)،نام موسس یا موسسان،محل استودیو،و نام مدیر فنی))

((آپادانا))(؟-1355).هاراطون اسکندری،جنب سینما تاج.مدیر فنی: آشتیانی.
((آژیر فیلم))(؟-1366).ژوزف واعظیان،دکتر شاهرخ رفیع.
((آوازه))(48-1338).بنی یعقوب،چهار بخشی.خیابان حقوقی.مدیر فنی: روبیک منصوری.
((اخگر))(دهه 30)،بعد تبدیل به استودیو تورنگ شد.
((اسکار))(؟-1339).مهدی بشارتیان.
((اطلس فیلم))(؟-1335).گرجی عبادیا(احمد فهمی).خیابان ارباب جمشید.مدیر فنی: اسکندر مینایی.
((البرز))(49-1341).گارنیک،رحیمی،هاراطون اسکندری.مدیران فنی: حسین حلمی،روبیک میرزایانس.
((الوند))(45-1343).فریدون ثقفی،اسماعیلی،بهبهانی.خیابان کوشک.مدیر فنی: مصطفی مصطفی زاده.
((ام بیتا))(1363).برادران کرمی.پس از مدت کوتاهی تعطیل شد.در سال 1369 توسط احمد جورقانیان،حسین پهلوان نشان و حمید پهلوان نشان،حمید سیفی و منصور عارفی راه اندازی شد.خیابان دانشگاه.مدیر فنی: رضا اردلان.
((ایران فیلم))(70-1332).ابوالقاسم رضایی،علی لیمونادی،جلیل غدیری،خدابخشیان.از سال 54جمشید بیوکی،مهدی رجائیان،عوض مرادی،سیامک اعتمادی.خیابان بهار: کوچه سمنان.مدیر فنی: مهدی رجائیان.فعلا دفترخانه سینما است.
((ایران نو فیلم))(40-1323).هوشنگ کاوه،منصور و شاپور مبینی،اسدالله پیمان،حسین دهلوی،مجتبی بدیعی،علی اصغر کاشانی،دکتر میرسپاسی.ابتدا در خیابان روزولت،بعد خیابان شاهپور،سپس سه راه امین حضور جنب مدرسه دارایی،و آخر در خیابان آبان جنوبی. 
((ایفاء))(؟-1338).
((باستان فیلم))(اوایل دهه 30).خدابخشیان.بعد تبدیل به ((ایران فیلم)) شد. 
((بدیع))(71-1331).مهندس محسن بدیع.میدان هفتم تیر،کوچه بختیار.مدیر فنی: پیشداد.
((برناتون))(30-1330).ابوالقاسم رضایی،اسفندیار بزرگمهر.
((برنا فیلم))(30-1328).اسفندیار بزرگمهر.ابوالقاسم رضایی،انصاری.دروازه شمیران.مدیر فنی: نایمن.
((پارس فیلم))(57-1331).دکتر اسماعیل کوشان.ابتدا در محل فعلی سینما عصر جدید و بعد جاده قدیم کرج.
((پاسارگاد))(67-1338).عبدالحسین رحیمی،محمدعلی شاپوری،سعید یافه.از سال 51 ابوالحسن تهامی،پورنگ بهارلو.خیابان شهید مفتح.مدیران فنی: روبیک میرزایانس،فرهاد ارجمندی،مهدی رجائیان.
((پاسیفیک))(55-1346).عبدالحسین رحیمی.خیابان کوشک.مدیر فنی: اکبر محجوبی.
((پلازا))(49-1337).نصرت الله منتخب،روبیک منصوری،ناصر خداداد.ابتدا در خیابان لاله زار نو،سپس در ساختمان سینما پلازا.مدیر فنی: روبیک منصوری.
((تخت جمشید))(57-1342).جمشید شیبانی.سه راه تخت جمشید.مدیر فنی: خلیلی.
((تلویزیون فیلم))(اوایل دهه 40).سازمان تبلیغاتی آوازه(آرکادی).خیابان خاقانی.مدیر فنی: گوگو.
((تورنگ))(دهه 30).دکتر شاهرخ رفیع.خیابان استانبول،جنب سینما سهیلا.
((توژ))(59-1355).مهندس شبدیز.سه راه زندان.مدیر فنی: بهرام.
((حوزه هنری))(1365).حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.تقاطع حافظ و سمیه.مدیر استودیو: عباس رستگارپور.مدیر فنی: محسن روشن.
((خاورمیانه))(؟-1331).جواهری،میزانی،فره وشی،روان،میناسیان،سعید یافه.خیابان ارباب جمشید.مدیر فنی: حسین مصیبی.
((خزر))(دهه 40).
((دماوند))(56-1342).روبیک گریگوریانس،آرشام یسائیانس،ابتدا داودیه،بعد جاده قدیم شمیران.مدیر فنی: روبیک گریگوریانس.
((دیانا فیلم))(44-1338).ساناسار خاچاطوریان.جنب سینما دیانا.پس از آن به ((مهرگان فیلم)) تبدیل شد.
((D.C.I))(1339-44).ابوالقاسم رضایی،قدیری،دائمی،ثقفی،مزین الدوله.مدیر فنی: روبیک گریگوریانس.استودیوی صدابرداری ((شرکت سینما ایران)) بود.مخفف عنوان فرانسوی ((دوبلاژ سینمای ایران))
((راما))(57-1349).هوشنگ کاوه،مرتضی عسگراوغلی رضائیه،ابوالحسن تهامی نژاد.مدیران فنی: یورا یوسفی،فریدون خوشابافرد،فرهاد ارجمندی.
((رسالت))(1361).محمود قنبری،جعفر جوادی،هوشنگ کاوه.خیابان جمهوری،ساختمان امیری.مدیر فنی: یورا یوسفی.
((ره آورد))(1372).عطاءالله کاملی،رامین کاملی.دوبلاژ و امور فنی فیلمهای ویدئویی.
((زهره فیلم))(؟-1338).علی محمد نوربخش.
((ژورک فیلم))(1356).فریدون ژورک.خیابان ارباب جمشید.مدیر فنی: فریدون ژورک.
((ساند فیلم))(1350).تقی و مصطفی گل آور،مصطفی مصطفی زاده.سه راه زندان.مدیران فنی: مصطفی مصطفی زاده،محسن کلهر.
((سانترال))(37-1330).کامرانی.مدیر داخلی: تقوی.جنب سینما سانترال(مرکزی).
((سایه))(40-1337).هوشنگ لطیف پور،فرخ زاد.ابتدای خیابان هدایت.
((سبحان فیلم))(1370).محمدرضا عالی پیام.در همان محل و با تجهیزات استودیو ((نقش جهان)).
((سعدی))(دهه 30).نورالدین آشتیانی،اسدالله رشیدیان.جنب سینما تاج.مدیر فنی: سعید صبری.
((شاهرخ))(دهه 30).دکتر شاهرخ رفیع.
((شاهین فیلم))(45-1336).هانریک و وانیک.خیابان بهار شیراز.مدیر فنی: واروژ کاراپتیان.
((شهاب))(54-1333).آلبرت دومان،روبیک زادوریان،سیمون زادوریان.روبروی سینما ادئون.مدیر فنی: روبیک زادوریان.
((عصر طلایی))(38-1328).عزیزالله کردوانی.تهرانپارس،خیابان سمنگان.مدیر فنی: جلال مغازه ای.
((فیلمکار))(1350).روبیک منصوری.خیابان ویلای شمالی.مدیر فنی: روبیک منصوری.
((کاروان فیلم))(42-1331).عباس همایون،عزیز رفیعی،دهقان.لاله زار.مدیر فنی: روبیک منصوری.((کانون))(1349).کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.ابتدا در خیابان جم(فجر)،اکنون در خیابان خالد اسلامبولی.مدیران فنی: ابتدا هرایر آتشکار،اکنون محمد حقیقی.
((کنکاش))(1356).سعید صبری.خیابان نوفل لوشاتو،نبش کوچه پارس.مدیران فنی: یورا یوسفی،رضا اردلان،فریدون خوشابافرد،قدکچیان.
((گلستان))(45-1336).ابراهیم گلستان.پس از فروش استودیو به تلویزیون(در سال 55)،تا چندی پیش نیز فعال بود.
((مرکزی))(1372).عبدالحسین رحیمی،مرتضی عسگراوغلی رضائیه،فرامرز کاوه.خیابان ارباب جمشید.مدیر فنی: فریدون خوشابافرد.
((مهرگان))(60-1338).احمد شیرازی،عزیزالله رفیعی،شکر الله رفیعی،حشمت الله رفیعی،نعمت الله رفیعی،رضا کریمی،مجید محسنی،مهدی امیرقاسم خانی.شهرآرا.مدیر فنی: محمد محمدی.
((مولن روژ))(47-1338).مرتضی و مصطفی اخوان.ابتدا در طبقه بالا سینما مولن روژ،سپس کمی بالاتر در یک ساختمان مستقل.مدیران فنی: گالوست،مهدی رجائیان.استودیوی شماره یک: ایرج دوستدار.استودیوی شماره دو: علی کسمایی.
((نپتون))(41-1341).گارنیک،عبدالحسین رحیمی،هاراطون اسکندری.چند ماه بعد تعطیل و به جایش ((استودیو البرز)) تاسیس شد.
((نقش جهان))(دهه 40 تا سال 70).نصرت الله وحدت،عزت الله مقبلی،سعید شرافت.پس از انقلاب،مهران تاییدی.در سال 70 تبدیل به ((سبحان فیلم)) شد.
((وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی))(1342).سرپرست: شفاهی.
((ویلا فیلم))(؟-1339).
((هاملت فیلم))(57-1350).روبیک و سیمون زادوریان.خیابان هدایت.مدیر فنی: آرشام.
((یونیورسال))(35-1327).مارتین آبلیان.خیابان بهار.

منبع: ماهنامه سینمایی فیلم (145) ویژه پنجاه سال ((دوبله به فارسی))


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۶/۸ عصر ۰۹:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, بچه رزماری, john doe, بهزاد ستوده, kayser soze, موسيو وردو, اسکورپان شیردل, دشمن مردم, soheil, الیشا, رزا, دلشدگان, حمید هامون, زاپاتا, مگی گربه, ژنرال
سم اسپید آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 478
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 49


تشکرها : 2670
( 5058 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #12
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

استودیوهای دوبلاژ تلویزیون:

علاوه بر استودیوهای پراکنده بخش خصوصی و دولتی، در واقع بزرگترین و گسترده ترین استودیوی دوبلاژ کشور، متعلق به تلویزیون است که بنا به طبیعت کارش، نیاز به خوراک بیشتری دارد.از سال 1337 که ((تلویزیون ایران)) (معروف به تلویزیون ((ثابت پاسال)) ) در محل کنونی شبکه دوم سیما (میدان آرژانتین، انتهای خیابان الوند) افتتاح شد، فیلمهای تلویزیونی عمدتا در استودیوهای بخش خصوصی دوبله می شد و حتی گستردگی نیاز تلویزیون باعث شد یک استودیوی دوبلاژ با نام ((تلویزیون فیلم)) افتتاح شود که بتواند سفارشهای آن را جذب کند.

با تاسیس ((سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران)) در سال 1345، واحد دوبلاژ نیز در آن به وجود آمد.این واحد، تنها دارای یک استودیوی صدابرداری در ساختمان تلویزیون (ساختمان فعلی پخش در خیابان جام جم) بود. و بناچار، بیشتر نیازهای تلویزیون از طریق استودیوهای پخش خصوصی تامین می شد.به گفته جلال صفا، - که پس از کنی در اوایل کار تلویزیون، تا سالهای اولیه پس از انقلاب هم مدیر واحد دوبلاژ تلویزیون بود - به دلیل امکانات کم، اوایل فقط هفته ای چهار فیلم در این واحد دوبله می شد.پس از دو سال ساختمانی بزرگتر با دو سالن و امکانات بیشتر در اختیار این واحد قرار گرفت که تولید این واحد را به هفته ای دوازده تا سیزده ساعت افزایش داد.با آماده شدن ساختمان سیزده طبقه تلویزیون در سال 49،واحد دوبلاژ نیز به محل فعلی انتقال یافت و به شش سالن و امکانات مربوطه مجهز شد.بنا به گفته وی (مجله تماشا، شماره 286، پانزدهم آبان 55) در اواسط دهه 50، این واحد در هفته 30 تا 35 ساعت فیلم دوبله می کرد و مقداری هم کار به استودیوهای بخش خصوصی سفارش می داد.بیست مدیر دوبلاژ، 130 گوینده، بیست مدیر فنی و چند مترجم با این واحد همکاری داشتند.با این حال، افزایش مداوم فیلمها و سریالها باعث می شد که تلویزیون، همواره دوبله برخی از فیلمها را به استودیوهای خصوصی بسپارد.سریالها عموما در خود تلویزیون دوبله می شد، همچنین فیلمهایی که در عنوان بندی آن گفته می شد: ((دوبله شده در تلویزیون ملی ایران)).گویندگان و مدیران دوبلاژ تلویزیون، همانهایی بودند که در خارج از تلویزیون نیز کار می کردند و تنها معدودی از آنان، کار خود را فقط در تلویزیون متمرکز کرده بود.

در سالهای پس از انقلاب نیز، همین روال جریان دارد، ضمن آنکه در سال 64 مسئولان تلویزیون تصمیم گرفتند برای آموزش گویندگان جدید، اقدام به برگزاری کلاس دوبله کنند که از میان داوطلبان تعدادی انتخاب، و از میان هنرجویان این کلاسها، تعدادی انگشت شمار در این حرفه باقی ماندند.در طول دهه اخیر، پس از جلال صفا، جواد صغیرا، محمدرضا خالقی، محمدابراهیم سلطانی فر، عبدالمجید آهنگری و مهدی خوشنویس مدیر واحد دوبلاژ تلویزیون بوده اند و اینک عبدالمجید حسینی زاد این سمت را دارد.ناگفته نماند که شبکه دوم، واحد دوبلاژ مستقلی دارد که طبعا نسبت به شبکه اول کوچکتر است و کماکان همان گویندگان و مدیران دوبلاژی که با واحد دوبلاژ شبکه اول و استودیوهای دیگر دولتی و خصوصی همکاری دارند، فیلمها و سریالهای دیگر این شبکه را نیز دوبله می کنند.البته امکانات دوبله این شبکه، محدود به دو سالن ویژه ویدئو و فیلم 16 میلیمتری است و فیلمهای 35 میلیمتری آن در شبکه اول دوبله می شود.مدیر واحد دوبلاژ شبکه دوم، حسن بزرگی است.

منبع: ماهنامه سینمایی فیلم (145) ویژه پنجاه سال ((دوبله به فارسی))


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۶/۲۶ عصر ۱۱:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, john doe, اسکورپان شیردل, پدرام, بانو, ترومن بروینک, الیشا, رزا, سروان رنو, حمید هامون, زاپاتا, مگی گربه, ژنرال
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 688
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2095
( 9617 تشکر در 149 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

نام : مصطفي مصطفي زاده

تولد : 1319

مرگ : 1381

علت فوت : سكته مغزي

شغل : تاسيس استوديو ساندفيلم (1350) و صداگذاري فيلمهاي 35 ميليمتري و ويدئويي

شرح فعاليتها : صداگذاري آثاري چون دايي ناپلئون ، سربداران ، تنوره ديو ، بي بي چلچله و

دهها اثرسينمايي و ويدئويي ديگر

شركاي جرم !: علي كسمايي ، هوشنگ لطيف پور، خسروخسروشاهي ، محمود قنبري

سعيدمظفري ،عزت الله مقبلي و حدود 70  گوينده ديگر

سرانجام : تعطيلي يكي از بهترين استوديوهاي دوبلاژ ده سال پس  از فوت مؤسسش بعلت

وضعيت مبهم شبكه نمايش خانگي ...

روحش شاد

۱۳۹۱/۹/۱۱ عصر ۰۷:۵۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, حمید هامون, سروان رنو, پایک بیشاپ, پدرام, دلشدگان, دزیره, سناتور, مگی گربه, rahgozar_bineshan, زرد ابری, بانو, گولاگ
Chance آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 35
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 2


تشکرها : 10
( 89 تشکر در 31 ارسال )
شماره ارسال: #14
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

آیا استودیوها آرشیوی از کارهاشون روی نوار و ریل نگه می‌داشتند؟

دلیل داغون‌تر بودن نسخه‌های موجود از دوبله‌های استودیو مولن‌روژ به نسبت بقیه استودیوها اونه که مثل آرشیو رادیو در میدون ارگ به‌ش حمله کردن و/یا آتیش گرفته؟

فیلم‌های تاریخی/سیاسی زیادی از جام جم بیرون اومدن و در مستند‌های ‌من‌وتو بخصوص استفاده می‌شن ولی از اکثر قریب به اتفاق دوبله‌های درخشان فیلم‌ها و سریال‌های پخش شده از تلویزیون ملی نسخه‌ای موجود نیست. اگر درست یادم مونده باشه یه جایی خوند‌ه‌م که صداسیما در ۱۰-۱۲ سال اولش روی خیلی از نوارهای قدیمی اون‌ها چیزهای دیگه‌ای مثل سخنرانی امام ضبط کرده. این شایعه‌س یا واقعیت؟

بر اساس برنامه‌های هفتگی چاپ شده در مجله‌ی تماشا قبل این چهل سال علاوه بر سریال‌هایی که دوبله‌ی هر کدوم‌شون هنوز بخاطر صداها و تیپ‌سازی‌های عالی‌شون سر زبان یک نسل‌ن خیلی از آثار سینمایی کلاسیک که اکران عمومی نداشتند زیر نظر کسانی مثل نجف دریابندری ترجمه و دوبله و پخش تلویزیونی دو زبانه(اصلی از FM) شدند. آیا همه‌ی این‌ها از بین رفته‌ن؟

۱۳۹۸/۱/۱۸ صبح ۰۸:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, سروان رنو, زرد ابری
سناتور آنلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 609
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 32


تشکرها : 3504
( 3896 تشکر در 169 ارسال )
شماره ارسال: #15
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

سالهای 78یا79 یکی از دوستان از طریق یک نفر دیگه با یک نفر آشنا شد به نام دکتر حسام الدین خُرومی .اون موقع حدود80سالشون بود.ایشون زمان شاه وزیز بهداشت و چشم پزشک شخص شاه بود.ایشون دارنده بزرگترین آرشیو کتابهای خطی اشیا عتیق و نسخه های دست نویس ... بود ضمن اینکه صاحب سینما ایران بود که در دهه شصت گفتن به جرم تکثیر فیلم های مبتذل (البته از نظر ارشاد مبتذل)تعطیل شد.ایشون از هر کتاب که فکر کنید مثل دیوان حافظ سعدی شاهنامه هرچی فکرش رو بکنید نسخه اصلی و خطی در اختیار داشت .دوست من تعریف می کرد می گفت تو خونه این بنده خدا نوار ریلی خیلی از فیلمها مثل ده فرمان بن هور و خیلی از فیلم هایی که فکرش رو بکنید به صورت اورجینال در اختیار داشت. افسوس که دوست ما زود ارتباطش با ایشون قطع شد و این بنده خدا هم سال های 82و83 به رحمت خدا رفتند حیف که فقط هم 1دختر داشتند و اون هم آمریکا زندگی میکرد و گرنه اگر این میراث عظیم فرهنگی در اختیار شون بود و میامدن این فیلم ها رو در اختیار ادم اهلش قرار میدادن شاید خیلی از فیلم هایی که آرزوی دوبله دیدن اون رو داریم در اختیارمون بود.

۱۳۹۸/۱/۱۹ عصر ۰۶:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Chance, زرد ابری
Chance آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 35
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 2


تشکرها : 10
( 89 تشکر در 31 ارسال )
شماره ارسال: #16
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

(۱۳۹۸/۱/۱۹ عصر ۰۶:۳۰)سناتور نوشته شده:  

سالهای 78یا79 یکی از دوستان از طریق یک نفر دیگه با یک نفر آشنا شد به نام دکتر حسام الدین خُرومی .اون موقع حدود80سالشون بود.ایشون زمان شاه وزیز بهداشت و چشم پزشک شخص شاه بود.ایشون دارنده بزرگترین آرشیو کتابهای خطی اشیا عتیق و نسخه های دست نویس ... بود ضمن اینکه صاحب سینما ایران بود که در دهه شصت گفتن به جرم تکثیر فیلم های مبتذل (البته از نظر ارشاد مبتذل)تعطیل شد.ایشون از هر کتاب که فکر کنید مثل دیوان حافظ سعدی شاهنامه هرچی فکرش رو بکنید نسخه اصلی و خطی در اختیار داشت .دوست من تعریف می کرد می گفت تو خونه این بنده خدا نوار ریلی خیلی از فیلمها مثل ده فرمان بن هور و خیلی از فیلم هایی که فکرش رو بکنید به صورت اورجینال در اختیار داشت. افسوس که دوست ما زود ارتباطش با ایشون قطع شد و این بنده خدا هم سال های 82و83 به رحمت خدا رفتند حیف که فقط هم 1دختر داشتند و اون هم آمریکا زندگی میکرد و گرنه اگر این میراث عظیم فرهنگی در اختیار شون بود و میامدن این فیلم ها رو در اختیار ادم اهلش قرار میدادن شاید خیلی از فیلم هایی که آرزوی دوبله دیدن اون رو داریم در اختیارمون بود.

یکی از بزرگ‌ترین این جور آرشیوها را شخصی به نام احمد جورقانیان داشته که تو این چهل سال و بخصوص بعد مرگش به معنی واقعی بر باد رفته.

۱۳۹۸/۱/۱۹ عصر ۰۸:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, جیمز باند
سناتور آنلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 609
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 32


تشکرها : 3504
( 3896 تشکر در 169 ارسال )
شماره ارسال: #17
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

(۱۳۹۸/۱/۱۹ عصر ۰۸:۰۷)Chance نوشته شده:  

(۱۳۹۸/۱/۱۹ عصر ۰۶:۳۰)سناتور نوشته شده:  

سالهای 78یا79 یکی از دوستان از طریق یک نفر دیگه با یک نفر آشنا شد به نام دکتر حسام الدین خُرومی .اون موقع حدود80سالشون بود.ایشون زمان شاه وزیز بهداشت و چشم پزشک شخص شاه بود.ایشون دارنده بزرگترین آرشیو کتابهای خطی اشیا عتیق و نسخه های دست نویس ... بود ضمن اینکه صاحب سینما ایران بود که در دهه شصت گفتن به جرم تکثیر فیلم های مبتذل (البته از نظر ارشاد مبتذل)تعطیل شد.ایشون از هر کتاب که فکر کنید مثل دیوان حافظ سعدی شاهنامه هرچی فکرش رو بکنید نسخه اصلی و خطی در اختیار داشت .دوست من تعریف می کرد می گفت تو خونه این بنده خدا نوار ریلی خیلی از فیلمها مثل ده فرمان بن هور و خیلی از فیلم هایی که فکرش رو بکنید به صورت اورجینال در اختیار داشت. افسوس که دوست ما زود ارتباطش با ایشون قطع شد و این بنده خدا هم سال های 82و83 به رحمت خدا رفتند حیف که فقط هم 1دختر داشتند و اون هم آمریکا زندگی میکرد و گرنه اگر این میراث عظیم فرهنگی در اختیار شون بود و میامدن این فیلم ها رو در اختیار ادم اهلش قرار میدادن شاید خیلی از فیلم هایی که آرزوی دوبله دیدن اون رو داریم در اختیارمون بود.

یکی از بزرگ‌ترین این جور آرشیوها را شخصی به نام احمد جورقانیان داشته که تو این چهل سال و بخصوص بعد مرگش به معنی واقعی بر باد رفته.

سالهای 73و74 یه بنده خدایی یه آرشیو داشت 18هزار تا فیلم vhs قشنگ یادمه اون سال فیلم پاپیون شین و موبی دی رو اولین بار که کانال 3 پخش کرد از طریق یکی از دوستان شنیدم که این بابا یه سری فیلم داده بود به صدا و سیما برای پخش هرشب که پخش میشد 10000تومن اجاره می گرفت.

خیلی از این افراد بودن که گذاشتن کنار  ولی همین عباس مطمئن زاده که بعضی وقتها میاد شبکه نمایش یا شبکه خبر به عنوان مهمون در کنار دوبلورها جزو بزرگترین کلکسیونردارهای آثار دوبله هست یه سری فیلمهایی که ما حسرتشون رو می کشیم ایشون تو آرشیوش داره.

۱۳۹۸/۱/۲۰ عصر ۱۰:۱۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : نیومن, Chance, سروان رنو, شارینگهام, جیمز باند, زرد ابری
Chance آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 35
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 2


تشکرها : 10
( 89 تشکر در 31 ارسال )
شماره ارسال: #18
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

(۱۳۹۸/۱/۲۰ عصر ۱۰:۱۵)سناتور نوشته شده:  

سالهای 73و74 یه بنده خدایی یه آرشیو داشت 18هزار تا فیلم vhs قشنگ یادمه اون سال فیلم پاپیون شین و موبی دی رو اولین بار که کانال 3 پخش کرد از طریق یکی از دوستان شنیدم که این بابا یه سری فیلم داده بود به صدا و سیما برای پخش هرشب که پخش میشد 10000تومن اجاره می گرفت.

خیلی از این افراد بودن که گذاشتن کنار  ولی همین عباس مطمئن زاده که بعضی وقتها میاد شبکه نمایش یا شبکه خبر به عنوان مهمون در کنار دوبلورها جزو بزرگترین کلکسیونردارهای آثار دوبله هست یه سری فیلمهایی که ما حسرتشون رو می کشیم ایشون تو آرشیوش داره.

مزیت آرشیو جورقانیان دست اول و نسخه‌ی ۳۵ یا ۷۰ یا ۱۶ میلیمتری فیلم‌ها با باند آپتیک یا مغناطیسی صداشونه که اگر کسی بخواد به طور حرفه‌ای دوبله‌ها را احیا کنه بهترین منبع‌ن بعد ریل‌های استودیوی دوبلاژ. فیلم‌هایی را که قدیم سینما ریولی (صحرا) هفته‌ای یک سئانس با عنوان فیلمخانه نمایش می‌داد معمولن از او می‌گرفتند. اسمش را جستجو کنید اطلاعات خیلی جالبی ازش هست. می‌گن تنها کپی موجود دوبله‌ی اول سرگیجه و تنها پرده‌های باقی‌مونده از نسخه‌ی دوبله‌ی بعضی‌ها داغشو دوست دارن را او داشته.

پی‌نوشت: یکی از بزرگ‌ترین کلکسیون‌های دوبله رو اگه در دوران طلایی امام از بین نبرده باشن خود همون صداسیما داره چون تمام فیلم‌هایی که بر اساس برنامه‌های هفتگی مجله‌ی تماشا شامل بسیاری از آثار اکران شده در سینماهای تهران و صدها فیلم کلاسیک از بونوئل و برگمان و آنتونیونی و ... با دوبله‌ی اختصاصی تلویزیون ملی هستن و از سال ۴۹ تا ۵۷ به روی آنتن رفتن ۲۲ بهمن چهل سال پیش در اختیار و کنترلش قرار گرفتن.

۱۳۹۸/۱/۲۱ صبح ۱۱:۴۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, جیمز باند, زرد ابری
Chance آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 35
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 2


تشکرها : 10
( 89 تشکر در 31 ارسال )
شماره ارسال: #19
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

(۱۳۹۸/۱/۱۸ صبح ۰۸:۵۰)Chance نوشته شده:  

فیلم‌های تاریخی/سیاسی زیادی از جام جم بیرون اومدن و در مستند‌های ‌من‌وتو بخصوص استفاده می‌شن ولی از اکثر قریب به اتفاق دوبله‌های درخشان فیلم‌ها و سریال‌های پخش شده از تلویزیون ملی نسخه‌ای موجود نیست. اگر درست یادم مونده باشه یه جایی خوند‌ه‌م که صداسیما در ۱۰-۱۲ سال اولش روی خیلی از نوارهای قدیمی اون‌ها چیزهای دیگه‌ای مثل سخنرانی امام ضبط کرده. این شایعه‌س یا واقعیت؟

بر اساس برنامه‌های هفتگی چاپ شده در مجله‌ی تماشا قبل این چهل سال علاوه بر سریال‌هایی که دوبله‌ی هر کدوم‌شون هنوز بخاطر صداها و تیپ‌سازی‌های عالی‌شون سر زبان یک نسل‌ن خیلی از آثار سینمایی کلاسیک که اکران عمومی نداشتند زیر نظر کسانی مثل نجف دریابندری ترجمه و دوبله و پخش تلویزیونی دو زبانه(اصلی از FM) شدند. آیا همه‌ی این‌ها از بین رفته‌ن؟

مجری برنامه سینما و دوبله در مصاحبه با هوشنگ لطیف‌پور به دوبله‌ی سریال Peyton Place اشاره و چند دقیقه ازش تعریف می‌کنن و می‌گن ۵۰۰ قسمت بوده و الخ ولی حتی یک دقیقه ازش پخش نمی‌شه به عنوان نمونه. عجیب نیست؟ یعنی به کل نابودش کردن توی ۱۰-۱۵ سال اول؟

دوبله‌ی دون کیشوت هم از تلویزیون ملی پخش شده ولی از اون هم نمونه‌ای ندارن.

چه بلایی سر آرشیو جام جم اومده؟ کسی خبر داره؟

۱۳۹۸/۱/۲۴ صبح ۰۴:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
soheil آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 503
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 27


تشکرها : 973
( 2246 تشکر در 106 ارسال )
شماره ارسال: #20
RE: استودیو های دوبلاژ در ایران

(۱۳۹۸/۱/۲۴ صبح ۰۴:۱۲)Chance نوشته شده:  

(۱۳۹۸/۱/۱۸ صبح ۰۸:۵۰)Chance نوشته شده:  

فیلم‌های تاریخی/سیاسی زیادی از جام جم بیرون اومدن و در مستند‌های ‌من‌وتو بخصوص استفاده می‌شن ولی از اکثر قریب به اتفاق دوبله‌های درخشان فیلم‌ها و سریال‌های پخش شده از تلویزیون ملی نسخه‌ای موجود نیست. اگر درست یادم مونده باشه یه جایی خوند‌ه‌م که صداسیما در ۱۰-۱۲ سال اولش روی خیلی از نوارهای قدیمی اون‌ها چیزهای دیگه‌ای مثل سخنرانی امام ضبط کرده. این شایعه‌س یا واقعیت؟

بر اساس برنامه‌های هفتگی چاپ شده در مجله‌ی تماشا قبل این چهل سال علاوه بر سریال‌هایی که دوبله‌ی هر کدوم‌شون هنوز بخاطر صداها و تیپ‌سازی‌های عالی‌شون سر زبان یک نسل‌ن خیلی از آثار سینمایی کلاسیک که اکران عمومی نداشتند زیر نظر کسانی مثل نجف دریابندری ترجمه و دوبله و پخش تلویزیونی دو زبانه(اصلی از FM) شدند. آیا همه‌ی این‌ها از بین رفته‌ن؟

مجری برنامه سینما و دوبله در مصاحبه با هوشنگ لطیف‌پور به دوبله‌ی سریال Peyton Place اشاره و چند دقیقه ازش تعریف می‌کنن و می‌گن ۵۰۰ قسمت بوده و الخ ولی حتی یک دقیقه ازش پخش نمی‌شه به عنوان نمونه. عجیب نیست؟ یعنی به کل نابودش کردن توی ۱۰-۱۵ سال اول؟

دوبله‌ی دون کیشوت هم از تلویزیون ملی پخش شده ولی از اون هم نمونه‌ای ندارن.

چه بلایی سر آرشیو جام جم اومده؟ کسی خبر داره؟

این مسئله قطعیت نداره.

مشخص نیست به طور دقبق.

ضمن اینکه ارشیو صدا و سیما بخش های مختلفی داره که افراد مشخصی بهش دسترسی دارن.

۱۳۹۸/۱/۲۹ عصر ۰۲:۴۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زرد ابری
ارسال پاسخ