[-]
جعبه پيام
» <شارینگهام> دانلود مجموعه کامل کارتون پینوکیو با دوبله ی نوستالوژیک از دانلود اسپید
» <شارینگهام> سلام به همه ی دوستان...درود بر سروان رنو و سپاس از زحمات ایشان در امر ورود و خروج اعضا!
» <جناب سرگرد> سلام .ممنونم پرنسس آنا وخوشحالم که خوشتون اومد صدای عبدالحلیم یکی از معدود صداهای زیبا و ماندگاره با سبک و سیاقی که هرگزتکرار نشد
» <پرنسس آنا> سلام به همه دوستان، جناب سرگرد مطلبتون در آهنگ و ترانه های خارجی در مورد موسیقی شرق و عبدالحلیم حافظ بسیار خاطره انگیز بود. عبدالحلیم با اجرای سمیر سرور عالیه :)
» <سروان رنو> رایش سوم مدافع اشتغال و کارآفرینانی مانند آلبر بود. سربازان آلمانی برای فرانسوی ها و بلژیکی ها توریست های شایسته و ارز آوری بودند.
» <کاپیتان اسکای> این ساختمان مرکز عملیات گروه نجات در سری دوم و سوم سریال است.
» <کاپیتان اسکای> این بعد از پولدار شدن آلبر با پول های انگلیسی و لفت و لیس با گشتاپو و سران و سربازان نازی است.
» <سروان رنو> این مکان اولیه کافه کاندید هست کاپیتان ؟... چون کافه نخست کوچکتر بود و سپس به یک جای بزرگتر رفتند .
» <کاپیتان اسکای> کافه کاندید ارتش سری http://www.survivorstvseries.com/Candide.htm
» <سناتور> اکران فیلم فارغ التحصیل دوشنبه 14 مرداد ساعت 18:30 اثری از مایک نیکولز نامزد 7 اسکار بازی داستین هافمن و آن بنکرافت لینک خرید بلیت: https://www.tiwall.com/p/the-gr
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 10 رای - 4.3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیالوگهای ماندگار
نویسنده پیام
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 72


تشکرها : 389
( 7671 تشکر در 171 ارسال )
شماره ارسال: #341
RE: دیالوگهای ماندگار

آنونس های فیلمهای پیش از انقلاب عموما توسط ابوالحسن تهامی نژاد و براساس نوشته های مرحوم ایرج گلفشان اجرا میشد.. اکثرا از فیلمهائی بی ارزش آنچنان تبلیغی صورت میگرفت که بیننده آنونس با دیدنش اشتیاقی وافر به دیدن فیلم پیدا میکرد ... هیجانی که تهامی در صدای خود ایجاد میکرد همراه با صحنه های زدو خورد و حتی دراماتیک فیلم در واقع پدید آوردن یک فیلم جدید بود که نویسنده ای جدید داشت و تدوین بس هنری تر...

دیشب که از میان 500 آنونسی که در اختیار دارم بشکل تصادفی چند مورد را مرور کردم به یک آنونس برخوردم که با بقیه تفاوت داشت... گفتگوی بازیگران را از متن این آنونس حذف میکنم و صرفا متن گویش های راوی آنونس(تهامی نژاد) را در اینجا قید میکنم... اسم فیلم را هم نمیبرم تا دقت بیشتری روی این نوشته های منحصر به فرد صورت گیرد

در محفل مردان هرگز سخنی شیرین تر از سخن زن نیست

 در زندگی مردان شادترین لحظات همصحبتی ست با یک زن ... یا آن لحظاتی که با فکر یک زن سپری شود

در زندگی مردان هیچ مشکلی چون مشکل زن نیست ... از آغاز تا پایان همیشه زن چون سوالی بی جواب در اندیشه مرد باقی میماند

و براستی تو چه هستی ای زن؟ که  چون ترا دیر ببینم آتشی طوفان زا در وجودم برمی خیزد و با نیم نگاه محبت آمیز تو ، طوفانهای درون فرو می نشیند

خنده ات زیبا ، گریه ات دلپسند ، خشمت باشکوه و عشقت آسمانیست ، آنزمان که با من اندیشه مهر داری

 خنده ات زشت ، گریه ات کریه ، خشمت نفرت آور و عشقت پلید است ، آنزمان که در بستر من خفته به رویائی دیگر می اندیشی.. دست در دست من داری و فکر با دیگری.

در همین کوچه من بودم ، به کمین نشسته ، با قلبی لبریز از عشق ، در انتظار دیدار سایه ات و استشمام نسیمی که عطر ترا بسوی من آورد

و امروز درهمین کوی منم ، به کمین نشسته با قلبی مملو از نفرت در انتظار دیدار خیانتت و تشنه ی خون تو

از یاد برده ای که گفتیم : چون تو باشی من نیز باشم... تا در قلب من آتش عشق بسوزد ... از آن من باشی ... و پیمانی که بستیم جز با نفس سرد مرگ منفصل نشود .. تو چرا نظر به دیگری بستی بهنگامی که من هستم و آتش عشق و زندگی در قلب دارم ...

 من ترا گران خریدم. ترا به جان خریدم . لیکن باید صبر میکردم ، تا شاید سررسد آن لحظه شوم ، ان خلوت ننگ ، که تو ، متاع پر بها را ، به پشیزی بخرم

تو چه هستی ای زن؟

در همین فیلم بود که ترانه معروف " من نیازم ... " از فریدون فروغی و با آهنگی از منفرد زاده برای اولین بار پخش شد.

 

۱۳۹۲/۱۱/۲ عصر ۰۸:۲۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, سناتور, BATMAN, اکتورز, ژان والژان, پرشیا, سروان رنو, زبل خان, Papillon, مکس دی وینتر, کارآگاه علوی, هانا اشمیت, گولاگ, مگی گربه, هایدی
ناخدا خورشيد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 76
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۵/۱۳
اعتبار: 19


تشکرها : 645
( 671 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #342
RE: دیالوگهای ماندگار

برد پیت(تایلر داردن در فیلم باشگاه مبارزه) =ما نسلی هستیم که با مادرهامون بزرگ شدیم،نمی دونم چه جور زنی می تونه مارو تحمل کنه.


در آن زمان که خرد را سودی نیست ،خردمندی دردمندی ست.سوفوکل
۱۳۹۲/۱۱/۲۸ عصر ۱۲:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, برو بیکر, زبل خان, BATMAN, جیسون بورن, اکتورز, خانم لمپرت, ژان والژان, بانو, حمید هامون, مکس دی وینتر, کارآگاه علوی, هایدی
ناخدا خورشيد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 76
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۵/۱۳
اعتبار: 19


تشکرها : 645
( 671 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #343
RE: دیالوگهای ماندگار

((پشت این نقاب یه عقیده ست و عقیده ها ضد گلوله اند))

v for vendetta

 


در آن زمان که خرد را سودی نیست ،خردمندی دردمندی ست.سوفوکل
۱۳۹۲/۱۲/۱۴ عصر ۱۱:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, پرشیا, سی.سی. باکستر, برو بیکر, ژان والژان, خانم لمپرت, نیومن, بانو, اکتورز, Papillon, حمید هامون, سروان رنو, کارآگاه علوی, Memento
نسیم بیگ آفلاین
(تنها در فانوس دریایی)
*

ارسال ها: 74
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۱/۹
اعتبار: 5


تشکرها : 49
( 326 تشکر در 47 ارسال )
شماره ارسال: #344
RE: دیالوگهای ماندگار

یه مدتیه به دلیل برخی اتفاقاتی که دور و برم افتاده و یک سری حقایقی که فهمیدم (درون گرا) شدم. دو تا دیالوگ از سریال روزی روزگاری خیلی روم تأثیر میذاره : یکیش سکانس مرگ قلی خانه و این جملش :

... دوستت رفت ؟... دوست خوبی بود؟

و یکی دیگش جمله نسیم بیگ در سکانس های پایانی سریال :

... من جنگلی شدم مراد...

این حالتها برای هر کسی تو یه شرایط و مکانهای خاصی میتونه اتفاق بیافته ولی من تقریبا هر وقت سکانس های پایانی روزی روزگاری رو میبینم گریه میکنم.

یه دیالوگ دیگه :

الان یادم نیست ولی یه فیلم علمی تخیلی طنز بود که آدمها تو زمان سیر میکردن. یه جا دکتر مخترع با یه تفنگ که یه دوربین بزرگ ( ساخت خودش ) روش نصب بود، اومده بود کمک آرتیست فیلم و خطاب به رئیس هفت تیر کش هایی که میخواستند آرتیست رو دار بزنن گفت :

(( با این تفنگ دوربین داری که دستمه ، می تونم شیپیش یه سگ رو از فاصله 500 متری بزنم ، الانم مخ پوک تو رو نشونه گرفتم.))


من جنگلی شدم مراد
۱۳۹۲/۱۲/۲۳ عصر ۰۴:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, BATMAN, بانو, خانم لمپرت, حمید هامون, کارآگاه علوی, مراد بیگ
Papillon آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 139
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۳۱
اعتبار: 27


تشکرها : 5648
( 1231 تشکر در 43 ارسال )
شماره ارسال: #345
RE: دیالوگهای ماندگار

یکی از ماندگار ترین دیالوگ ها به نظرم در فیلم (بیلیاردباز ، رابرت راسن ، 1961) گفتگوی بین ادی فلسون (پل نیومن) و برت گوردون (جرج سی اسکات) میباشد . ادی تند دست ، بیلیاردبازی ماهر اما نه چندان موفق و برت گوردون قمارباز ، در یک بار با هم درباره مسایلی صحبت میکنند که روی ادی خیلی تاثیر گذاره . هر چند که برت گوردون دارای نقش نسبتا منفی فیلم هست اما حرفهاش حقیقتی رو بیان میکنند که میشه گفت مشکل اصلی ادی [و تمامی کسانی که در زندگی تلاش میکنند ولی نتیجه ای نمیگیرند] هستش. دوبله کامل و با کیفیت فیلم همچنین ترجمه دقیق دیالوگ ها و بازی زیبای پل نیومن ، جرج سی اسکات ، پایپرلوری و جکی گلیسون در نقش " بشکه " همگی از نقاط قوت این فیلم دیدنی و ماندگار هستند.

_ یه بوربون جی تی اس براون

_دو تا ، مهمون منی

_فکر میکردم تو فقط شیر میخوری ؟

_سر کار آره

_راستی ! چرا ؟

_دوست دارم برای مزاج هم خوبه

_تازه سر بازی که آدم مشروب بخوره برای باختنش بهانه داره ، چیزی که تو بهش احتیاج نداری

_توی بازی پوکر چیکار کردی ؟

_هی... بیست تا باختم

_معلومه پوکر بازی تو نیست

_پس چی هست ؟

_بیلیارد

_دست انداختیم ؟

_نه من فکر نمی کنم هیچ بیلیارد بازی بتونه به خوبی تو بازی کنه ، خیلی استعداد داری

_خب اگه اینطوره پس چرا شکست خوردم ؟

_شخصیت

_آره میفهمم میفهمم

_من هیچ وقت اشتباه نکردم ، همه استعداد دارن ، منم دارم . ولی کی ممکنه بتونه چهل ساعت یک نفس فقط به پشتوانه استعدادش بیلیارد بازی بکنه ؟ خیال میکنی اگه همه میگن " بشکه " نظیر نداره فقط بخاطر استعدادشه ؟ نه ، شخصیتی که " بشکه " توی هر انگشتش داره ، بیشتر از شخصیتیه که در تمام وجود توئه

_من مست بودم

_اونم به اندازه تو ویسکی خورد

_شاید راه خوردنش رو بلده !!!

_معلومه که بلده ، فکر میکنی این کار هم احتیاج به استعداد مخصوصی داره ، خیال میکنی " بشکه " از بدو تولدش مشروب خور بوده ؟

_خیلی خب باشه باشه ، حالا چیکار کنم ؟ بیافتم رو پاهات و بهت تعظیم کنم ؟ یا میخوای برگردم خونم ؟

_دیگه به خودت مربوطه

_پس میمونم ، میمونم اینقدر بازی میکنم تا نوبت " بشکه " بشه ، شاید تا اون موقع یه خورده شخصیتم پیدا کنم

_به شرطی که تا اون موقع از پیری نمیری ! خب حالا چقدر پول لازم داری ؟

_هزار تا

_نه سه هزار تا لااقل ، چون هر دست " بشکه " پونصد دلاره و اولش هم خوب حسابت رو میرسه ، هر وقت سبک بازی حریفش رو بدونه همین روش رو پیش میگیره . چهار پنج دفعه آنن شکستش میده ، شایدم بیشتر ، بسته به این که اعصاب طرف در چه حال باشه  ضمنا ممکنه ، فقط ممکنه یکمی ازت بترسه که من زیاد روش حساب نمی کنم

_بگو ببینم تو ازکجا اینقدر خوب میشناسیش ؟

_وقتی داشتی میومدی تو اون ماشین بزرگی که جلوی در دیدی مال منه ، خیلی هم دوستش دارم ، ولی هر سال یه ماشین نو میخرم ، چون حرفه ام شده این که بفهمم آدم هایی مثل تو چکاره ان و چکار میکنن ؟ همون شب از قبل تو پول دو تا ماشینو درآوردم

_در این صورت یه مشروب دیگه بهم بده

_بیا

_ادی ؟ بدت نمیاد باهات رک حرف بزنم ؟

_مگه تا حالا اینطور نبوده ؟

_ادی ، تو بازنده به دنیا اومدی

_منظورت از این حرف چیه ؟

_بعد از ده سال که بشکه رو میشناسم اولین باری بود که دیدم به قلاب افتاده ولی تو ولش کردی

_گفتم که مست بودم

_آره مست بودی ، بهترین بهانه دنیا رو برای باختن داشتی ، بهانه که باشه باختن کاری نداره ، ولی بردن اصلا به مزاجت سازگار نیست ، تو مثل میمونی ! بهانه که پیدا میکنی هر چی دستت باشه میندازی زمین ، فقط هم بلدی به حال خودت تاسف بخوری ، نشستن و تاسف خودرن هم یکی از بهترین ورزش های دنیاست ، خیلی ها طرفدارشن ، به خصوص بازنده هایی مثل تو ادی

_از مشروبت مچکرم

_صبر کن صبر کن شاید بتونم کمکت کنم

_که چیکار کنم ؟

_که سه هزار تا گیر بیاری و با " بشکه " بازی کنی

_چرا ؟

_به ده دلیل ، شایدم پونزده دلیل ، تازه برای خودم هم استفاده داره

_فکرشو می کردم ، چقدر ؟

_% 75

_برای کی ؟

_خب برای من

_این سهم بزرگیه ، خیال میکنی کی هستی ؟ صاحب کمپانی جنرال موتور؟

_خیال میکنی ارزش خودت چقدره ؟ من دارم روت سرمایه گذاری میکنم ، باید 75% استفاده کنم ، تازه اگه ببری !

_یعنی فکر میکنی میبازم ؟

_تا حالا که این طور بوده

_خوبه که به چشم خودت دیدی هیجده هزار دلار از " بشکه " بردم

_تو میخوای بیلیارد بازی کنی درسته ؟ بیلیارد مثل فوتبال نیست ، برای دویدن پول نمیدن . توی بیلیارد امتیازه که به حساب میاد . آخر بازی هم باید پولهات رو بشماری . این جوری میفهمی کی بهتره ، جز این هم راهی نداره

_پس چرا حمایتم میکنی ؟ چرا نمیری پی یه کار دیگه ، برو یه بازی پوکر حسابی پیدا کن و پولدار شو ، راهش رو که بلدی

_من پول دارم ، ولی ماجراجو ام ، به نظر من تو هم بدرد ماجراجویی میخوری ، تازه گفتم که استعداد داری

_آره اینو بهم گفته بودی ، تو اگه یه خورده تو نرخت کوتاه بیای شاید بتونیم صحبت کنیم

_نه ما حرفی نداریم ، من ریسک نمیکنم 75 به 25

_به جهنم

_صبر کن صبر کن ، از کجا میخوای پول تهیه کنی ؟

_جاش هست ، یه کاریش میکنم

_همه تو رو شناختن ادی ، اگه راهت رو عوضی بری زنده زنده قورتت میدن پسرم

_از کی تا حالا پدرم شدی آقا جان

_خودمم درست نمیدونم


بنگر ز صبا دامن گل چاک شده / بلبل ز جمال گل طربناک شده / در سایه گل نشین که بسیار این گل / در خاک فرو ریزد و ما خاک شده
۱۳۹۳/۱/۲۰ عصر ۰۴:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, Classic, مگی گربه, terme, پرشیا, پایک بیشاپ, جیسون بورن, soheil, خانم لمپرت, اسکورپان شیردل, BATMAN, برت گوردون, حمید هامون, مکس دی وینتر, اکتورز, سرهنگ آلن فاکنر, ژان والژان, بانو, کنتس پابرهنه, سروان رنو, کارآگاه علوی, Memento, هایدی
soheil آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 503
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 27


تشکرها : 973
( 2246 تشکر در 106 ارسال )
شماره ارسال: #346
RE: دیالوگهای ماندگار

نمی توان این دیالوگ های زیبا را خواند و یادی نکرد از پرویز ربیعی که بسیار زیبا این جملات را در دهان جرج سی اسکات به نقش برت گوردون گذاشت.

۱۳۹۳/۱/۲۱ صبح ۰۱:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, پرشیا, Classic, اسکورپان شیردل, Papillon, سناتور, برت گوردون, BATMAN, حمید هامون, مکس دی وینتر, اکتورز, بانو, سروان رنو, کارآگاه علوی, ژان والژان, گولاگ
برت گوردون آفلاین
کمیسیون بگیر کافه
***

ارسال ها: 32
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۲/۱۲
اعتبار: 11


تشکرها : 529
( 512 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #347
دیالوگهای ماندگار - برت حقه باز

PERVERTED, TWISTED, CRIPPLED

منحرف – گیج - عاجز

این سه کلمه آخرین کلماتیه که سارا، اون دختره ی بازنده با ماتیک روی آینه دستشویی توی یه هتل تو لویی ویل قبل از خودکشیش که با شانتاژ غیر اخلاقی خودم انجام شد، نوشت. البته من نمی دونستم واقعا می خواد خودشو بکشه وگرنه حتما ماتیکش رو ازش می گرفتم. این کلمات رو تو حافظم ثبت کردم که هر وقت خواستم رو یه بازیکن دیگه سرمایه گذاری کنم هیچوقت دوست دخترش رو با خودمون نبریم یا حداقل منم یکی دیگه رو با خودم ببرم که مواظب دختره باشه!

سارا

۱۳۹۳/۱/۲۶ عصر ۰۱:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, برو بیکر, سناتور, BATMAN, اکتورز, سرهنگ آلن فاکنر, ژان والژان, بانو, حمید هامون, خانم لمپرت, کارآگاه علوی, Memento, هایدی
سرهنگ آلن فاکنر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 58
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۳


تشکرها : 1574
( 813 تشکر در 17 ارسال )
شماره ارسال: #348
RE: دیالوگهای ماندگار

مامان خوب هستی؟
رو براهی ؟
جات خوبه؟
مامان بهت گفتم من کشتی رو باختم؟
من همه چی رو باختم مامان …
قبلا بودی ، یه دستی سر من میکشیدی ….
یه مهربانی با من میکردی الان که …
مامان جان یه دعا کن یه فرجی بشه ، شبه عیدی من و زن و بچه من ، من شرمنده نشن مادر جان ….
مادر اگر زحمتی نبود یه شب یه تک پا هم بیا به خواب بابا یه صحبتی باهاش بکنین عشق تو دیوانه کرده …
مادر جان من پیش پیش عید تو هم تبریک میگم ، من معذرت میخوام من دیر به دیر میام مادر جان ..


[img]http://www.uplod98.ir/images/o7v4j3cfmng99a8ev4w.jpg[/img]

بیهوده عجب می تازیم
۱۳۹۳/۱/۲۶ عصر ۱۱:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, برو بیکر, بانو, BATMAN, سناتور, حمید هامون, ژان والژان, اینگرید, Flirtacia, شیخ حسن جوری, مکس دی وینتر, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان, Memento
سناتور آنلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 606
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 31


تشکرها : 3496
( 3884 تشکر در 167 ارسال )
شماره ارسال: #349
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۹۳/۱/۲۶ عصر ۱۱:۳۲)سرهنگ آلن فاکنر نوشته شده:  

مامان خوب هستی؟
رو براهی ؟
جات خوبه؟
مامان بهت گفتم من کشتی رو باختم؟
من همه چی رو باختم مامان …
قبلا بودی ، یه دستی سر من میکشیدی ….
یه مهربانی با من میکردی الان که …
مامان جان یه دعا کن یه فرجی بشه ، شبه عیدی من و زن و بچه من ، من شرمنده نشن مادر جان ….
مادر اگر زحمتی نبود یه شب یه تک پا هم بیا به خواب بابا یه صحبتی باهاش بکنین عشق تو دیوانه کرده …
مادر جان من پیش پیش عید تو هم تبریک میگم ، من معذرت میخوام من دیر به دیر میام مادر جان ..


این سریال اصلا به جذابیت دو قسمت قبل نبود.

اما این قسمت که نقی رفت سر خاک مادرش من رو حسابی تکون داد.داشتم تنها این سریال رو میدیدم وقتی گریه نقی رو دیدم انگار که آوار روی سرم خراب شده با خودم گفتم خدایا من هیچ وقت همچین صحنه ای برام تکرار نشه چون پدرم چند سال قبل فوت کرده و  تنها مادرم رو دارم.باور می کنید کلی گریه کردم سر این سکانس.

۱۳۹۳/۱/۲۷ عصر ۰۸:۲۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, برو بیکر, ژان والژان, MELANIE HAMILTON, سرهنگ آلن فاکنر, اینگرید, بانو, Flirtacia, حمید هامون, توشیرومیفونه, فورست, کارآگاه علوی
اکتورز آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 347
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۴/۲۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1785
( 3450 تشکر در 55 ارسال )
شماره ارسال: #350
RE: دیالوگهای ماندگار

شکوه و جادوی تصویر . فیلمی با روایتی پیچیده و درهم تنیده ، با تدوینی بی نظیر .

[تصویر: 1398130034_3053_cf965ab893.jpg]


همه چیز گویی از آن دیالوگ میان " یی یی کوچک " و پدرش آغاز می شود :

یی یی : بابا ، من نمی تونم پشت سرم رو ببینم ، اینطوری همیشه فقط نیمی از حقیقت رو می تونم درک کنم .

**********

پ ن : من این فیلم رو ندیدم بلکه این پست رو یکی از دوستانم در صفحهء ف ی س ب و ک ( فیلمهایی که باید دید ) گذاشته بود و به نظرم زیبا آمد. 

۱۳۹۳/۲/۲ صبح ۰۴:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, برو بیکر, خانم لمپرت, مگی گربه, بانو, BATMAN, سناتور, Flirtacia, حمید هامون, سرهنگ آلن فاکنر, شیخ حسن جوری, فورست, مکس دی وینتر, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان, ژان والژان, Memento
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6797 تشکر در 124 ارسال )
شماره ارسال: #351
RE: دیالوگهای ماندگار

پرواز بر فراز آشیانه فاخته

مک مورفی: اونا به من میگن دیوونه چون نمی تونم مثل یه چوب سفید بی حرکت بشینم سر جام... من که هیچ سر در نمیارم دکتر چون اگه دیوونگی یعنی این؛ پس تمام آدمای دنیا دیوونه اند و باید دائم به زنجیر کشیده بشن... این حرف آخر منه... تمام

********************************************

دکتر اسپیوی: شما حداقل پنج بار به خاطر تجاوز کردن دستگیر شدین! در این مورد چی میتونین بگین؟
مک مورفی: پنج بار، ها؟ "راکی مارسیانو" تا حالا یه پرونده 40 تایی داشته و الان میلیونره!

۱۳۹۳/۲/۲۶ عصر ۰۹:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, پرشیا, بولیت, جیسون بورن, خانم لمپرت, Papillon, سرهنگ آلن فاکنر, حمید هامون, بانو, شیخ حسن جوری, سروان رنو, oceanic, شهردار پپونه, مگی گربه, فورست, مکس دی وینتر, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان, ژان والژان, Memento
شهردار پپونه آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 24
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۲/۲۷
اعتبار: 1


تشکرها : 55
( 103 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #352
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۶/۱۱ عصر ۰۵:۴۶)Savezva نوشته شده:  

سکانس مورد نظر هم زمانی است که یک جوان پادو با صدای زیبای محمد بهره مندی  برای گرفتن پول به خانه آمده و ویوین لی که نقش بلانش دوبوا را بازی می کند می خواهد او را ارعاب نماید...

چه حضور ذهنی! احتمالا منظورتان هم "اغوا" بود.

۱۳۹۳/۳/۱۰ صبح ۰۱:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
شهردار پپونه آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 24
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۲/۲۷
اعتبار: 1


تشکرها : 55
( 103 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #353
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۷/۹ عصر ۰۶:۳۹)سروان رنو نوشته شده:  

.... لا اله الا الله .... برو کنار آبجی ....  (جان وین با صدای ایرج دوستدار )

 این جمله رو وقتی میگه که می خواد از یه راهرو تنگ رد بشه اما یه زن عشوه گر نیمه برهنه عمدا" سر راهش وایساده تا جان وین بهش بخوره !

احتمالا شما هم مثل من از دوستداران جان وین و همین تیکه پرونی هاش هستید. اما یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که جان وین تقریبا اصلا چنین تیکه‌هایی نمی‌پروند و همهء این‌ها ساخته و پرداختهء ایرج دوستدار بود. معمولا هم وقتی این جملات رو می‌شنویم که جان وین پشتش به دوربینه و یا حداقل نمای کلوزاپی از صورت و دهنش دیده نمی‌شه.

در دنیای دوبلاژ آن دوران، این شیوه به دوبلهء پشت گردنی معروف بود، و انجامش بین برخی دوبلور‌ها، خیلی رایج بود. اما بودند مدیران دوبلاژی که نه تنها با این کار مخالف بودند، بلکه آن را خیانت به دوبله و نفرت انگیز می‌دانستند. مثل منوچهر اسماعیلی.

اما با وجود اینکه حق با این بزرگان است، اما من هم چنان دوست دارم که وقتی جان وین از کنار زنی می‌گذرد زیر لبی بگوید: جیگرتو بخورم!

۱۳۹۳/۳/۱۰ صبح ۰۱:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, سناتور, مکس دی وینتر, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6797 تشکر در 124 ارسال )
شماره ارسال: #354
RE: دیالوگهای ماندگار

ای ایران ای مرز پر گوهر

ای مهد اندیشه و هنر

صدای خواندن سرودی آشنا توسط  دانش آموزان کلاس مدرسه ای در روستای ماسوله که معلمشان آقای سرودی با بازی زنده یاد حسین سرشار با تغییری جزئی نه تنها بیننده را از این تغییر متعجب می سازد بلکه ناظم مدرسه را که سراینده این شعر معروف یعنی استاد گل گلاب را سرورِ خود می داند وادار به واکنش می دارد و وارد کلاس می شود و به آقای سرودی تذکر می دهد که:

ای ایران ای مرز پر گوهر

ای خاکت سر چشمه هنر

صحیح می باشد. چهره حسین سرشار بیانگر عصبانیت ناشی از دخالت ناظم مدرسه می باشد:

- مخصوصا عوض کردم آقا – خاک که سرچشمه نمیشه – سر چشمه تو کوهه- در ثانی از چشمه آب در میاد نه هنر – هنر که چشمه نداره – ثالثا شعر اصلی با آهنگش جور نیست

دیالوگ دیگر فیلم در زمانی رخ می دهد که اینبار برعکس ناظم مدرسه دست به قلم برده است و تصمیم دارد بخشی از سرود را که ایراد دارد عوض کند:

ناظم :

یافتم بلاخره یافتم بیا تا برات بگم این مصرع جان من فدای خاک پاک میهنم باید عوض بشه چنگی به دل نمی زنه

اقای سرودی:

مرد حسابی این بهترین بیت این سروده می خوای عوضش کنی وقتی من دست میبرم تو شعر مثل خروس جنگی میشی اما الان خودت میخوای بهترین بیت شعر رو عوض کنی

ناظم :

- جان من فدای خاک یه چیزیش ناجوره جان به آسمون میره چه ربطی داره به خاک خاک خشکه تشنه س عطش داره

آقای سرودی:

 اصلا عقل هست تو کلت بده ببینم چه بلایی سر شعر اوردی

ناظم :

- هیچی فقط دو کلمشو عوض کردم  .... خون من نثار خاک پاک میهنم

و بدینوسیله برای اولین بار سروده شادروان گل گلاب با روایتی جدید توسط ناصر تقوایی در فیلم ای ایران در سال 1368 به روی پرده سینما می رود.

۱۳۹۳/۳/۱۲ صبح ۱۱:۴۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, پرشیا, BATMAN, بانو, شهردار پپونه, خانم لمپرت, سرهنگ آلن فاکنر, شیخ حسن جوری, سروان رنو, مگی گربه, مکس دی وینتر, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان, ژان والژان, پیرمرد
شهردار پپونه آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 24
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۲/۲۷
اعتبار: 1


تشکرها : 55
( 103 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #355
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۹/۳/۶ صبح ۱۲:۱۳)سروان رنو نوشته شده:  

حالا وسط این جمعیت هزار نفره ، پایک  می خواد بره تو بانک اما یه نفر از افرادش رو می ذاره بیرون و یه نگاهی به جمعیت می کنه و میگه " هر کی جم خورد بکشش "

واقعاً سکانس کم نظیریه. اما یک نکتهٔ ظریف اما تاریخی رو فراموش کردید که بگید. یک لحظه قبل از اینکه ویلیام هولدن (پایک) این‌رو بگه، گلنگدن میزنه. صدای گلنگدن تو تصویر می‌پیچه، صدایی خطاناپذیر، یک جور هشدار، یک جور اعلام.

بعد این جملهٔ تاریخی رو میگه، اگر کسی جم خورد بکشش.

و بعد شاهکارش اینجاست. بلافاصله تصویر ثابت میشه و یک نوشته رو تصویر میاد:

کارگردان سام پکینپا

درواقع اولین کسی که این جمله رو امضای خودش کرد، خود پکین‌پا بود چه نابغه‌ای

<!--[if gte mso 9]>

پکینپا STARmeter

STARmeter

Up 503 this week

View rank on IMDbPro »

 

<!--[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
۱۳۹۳/۳/۱۲ عصر ۱۲:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, خانم لمپرت, حمید هامون, سروان رنو, بانو, مکس دی وینتر, کارآگاه علوی, نایب تیمور خان
نسیم بیگ آفلاین
(تنها در فانوس دریایی)
*

ارسال ها: 74
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۱/۹
اعتبار: 5


تشکرها : 49
( 326 تشکر در 47 ارسال )
شماره ارسال: #356
RE: دیالوگهای ماندگار

((جماعت خواب ! اجتماع خواب زده ! جامعه چُرتی ! ... چه ملتّی ...))

اگه گفتی مال کجاس ؟!


من جنگلی شدم مراد
۱۳۹۳/۳/۳۰ صبح ۰۱:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, خانم لمپرت, پرشیا, حمید هامون, بانو, مکس دی وینتر, برو بیکر, کارآگاه علوی
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,999
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 70


تشکرها : 8625
( 14560 تشکر در 636 ارسال )
شماره ارسال: #357
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۹۳/۳/۳۰ صبح ۰۱:۰۵)نسیم بیگ نوشته شده:  

اگه گفتی مال کجاس ؟! 

معلومه دیگه . مال هزاردستان

همونجایی که مفتش در قهوه خانه داره از مردم بازجویی می کنه .

اکثرا هم می گن زمان وقوع ترور خواب بودن !


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۳/۳/۳۰ صبح ۰۱:۴۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, نسیم بیگ, خانم لمپرت, پرشیا, حمید هامون, برو بیکر, بانو, مکس دی وینتر, سناتور, Flirtacia, کارآگاه علوی, ژان والژان, پیرمرد
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 729
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 71


تشکرها : 10072
( 11171 تشکر در 308 ارسال )
شماره ارسال: #358
RE: دیالوگهای ماندگار

The Crow 1994


سکانس ابتدایی

مردم گاهی اعتقاد داشتند، هنگامی که شخصی بمیرد کلاغی روح او را به سرزمین مردگان میبرد
اما گاهی اوقات حادثه تلخی اتقاق میافتد،
اینکه شخص بدبختی وحشتناکی را همراه خود به آن دنیا میبرد
بنابراین روح او نمیتواند در آرامش باشد، سپس بعضی وقتها، تنها بعضی وقتها
کلاغ میتواند روح او را بازگرداند تا آن کار اشتباه را اصلاح کند

سکانس پایانی

اگر کسانی را که دوستشان داریم از ما بدزدند
راهی که آنها را از دست ندهی این است که برای همیشه دوستشان داشته باشی
ساختمانها آتش میگیرند، انسانها میمیرند، اما عشق واقعی جاودان است



من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۳/۴/۱ عصر ۰۸:۲۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, پرشیا, Papillon, برو بیکر, بانو, حمید هامون, مکس دی وینتر, خانم لمپرت, کارآگاه علوی, ژان والژان, Memento, هایدی
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 729
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 71


تشکرها : 10072
( 11171 تشکر در 308 ارسال )
شماره ارسال: #359
RE: دیالوگهای ماندگار

Prisoners 2013


گذشته، دليلی که چرا ما بايد خيلی صبور باشيم / آينده، دليلی که چرا ما بايد خيلی پشيمان باشيم
وقتی ما مصيبت زده هستیم



من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۳/۴/۱۳ صبح ۰۲:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, اکتورز, مکس دی وینتر, برو بیکر, سناتور, حمید هامون, خانم لمپرت, بانو, Flirtacia, کارآگاه علوی, ژان والژان, Memento, هایدی
اکتورز آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 347
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۴/۲۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1785
( 3450 تشکر در 55 ارسال )
شماره ارسال: #360
RE: دیالوگهای ماندگار

[تصویر: 1405080579_3053_bb6fa3fff0.jpg]

( جان تراولتا ) امیل کواچ : به خدا اعتقاد داری ، بنجامین ؟

( رابرت دنیرو )سرهنگ بنجامین فورد : نه .

شنیدی چی گفتم لعنتی ؟

( اصل جمله یه چیز دیگه ست که من با یه " نه " و یه " لعنتی " مختصرش کردم ).

امیل کواچ : من بهش اعتقاد دارم ! میدونم که وجود داره و دلیلش رو بهت میگم ؛

داشتم از کارخونه تو " لوکمیر " ( صربستان ) میرفتم خونه و جمعی از مردم رو تو میدون شهر دیدم .

سربازها داشتن صرب ها رو از خونه هاشون میکشیدن بیرون ، به مادر و خواهرم تجاوز کردن و روی همهء بدن های زخمی بنزین ریختن .

مردها هم زیاد خوش شانس نبودن ، با تبر فرق سرشون رو شکافتن و گذاشتن تو میدون بمیرن .

و

از خودم پرسیدم ، اگه خدا واقعآ وجود داره ، چطور اجازه میده یه همچین اتفاق های وحشتناکی بیوفته ؟

و بعدش وقتی به همهء چیزهایی که تو زندگیم اتفاق افتاد فکر میکنم ، متوجه میشم که این نشونهء نبودن خدا نیست ، این نشونهء وجودش هست .

چون انسان به تنهایی قادر به انجام همچین اعمال شیطانی نیست .

[تصویر: 1405080781_3053_9cc9ea9289.jpg]

( Killing.Season.2013 /// فصل شکار 2013 ) 

۱۳۹۳/۴/۲۰ عصر ۰۳:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, BATMAN, Flirtacia, کارآگاه علوی, ژان والژان, Memento
ارسال پاسخ