[-]
جعبه پيام
» <بانو الیزا> برای ورود به عشق و جنگ هیچ قانونی وجود نداره .Its a wonderful Life
» <کاپیتان اسکای> گشتاپو دم بجنباند با نیم بوت سروان رنو راهی اقیانوس منجمد شمالی اشان خواهیم کرد!
» <KESSLER> گشتاپو استخدام میکند! جهت اطلاعات بیشتر به محله چینی ها مراجعه کنید. http://cafeclassic5.ir/thread-268-post-3...l#pid38970
» <کاپیتان اسکای> بانوی ارجمند، الیزای عزیز، دعای شما همیشه پشتیبان ما و مبارزان راه آزادی در نبرد با فاشیسم بوده و هست. پایدار باشید.
» <بانو الیزا> خدارو شکر من هرروز برای پیروزی کاپیتان دعا و نیایش میکردم ^_^
» <سروان رنو> درود .... بین ما و کاپیتان مدتهاست که صلح برقرار است ... اگر جنگ بود که الان کل منظومه شمسی نابود شده بود ..
» <کاپیتان اسکای> درود بر شارینگهام عزیز... سروان رنو خوب می داند که جنگ بهانه است. موضوعات مهمتری در بین است.
» <شارینگهام> درود بر همگی...جنگ جهانی دوم تموم شده،ولی جنگ سرد سروان رنو و کاپیتان اسکای تموم نمیشه!
» <کاپیتان اسکای> بانوی کازابلانکا، الیزای عزیز، پاییز شما هم سرشار از خوشی و شادی، ... .
» <بانو الیزا> به به تصویر فردین عزیز ما هم در سردر کافه چه زیباست ^_^
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 10 رای - 4.3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیالوگهای ماندگار
نویسنده پیام
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,005
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 70


تشکرها : 8668
( 14585 تشکر در 640 ارسال )
شماره ارسال: #181
RE: دیالوگهای ماندگار

" چطور میتونی به مردی اعتماد کنی که هم کمربند میزنه و هم بند شلوار میپوشه ؟ این مرد حتی به شلوار خودش هم اطمینان نداره " 

فرانک (هنری فوندا با صدای احمد رسول زاده ) - روزی روزگاری در غرب (1968)



اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۰/۳/۲۷ صبح ۱۱:۱۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پایک بیشاپ, اسکورپان شیردل, رامین_جلیلوند, راسل کرو, بانو, دزیره, Classic, میثم, roolplack, ژان والژان, بهروز, دلشدگان, رزا, اکتورز, دایی جان ناپلئون
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 27


تشکرها : 1178
( 2268 تشکر در 66 ارسال )
شماره ارسال: #182
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۹۰/۳/۲۷ صبح ۱۱:۱۱)سروان رنو نوشته شده:  

" چطور میتونی به مردی اعتماد کنی که هم کمربند میزنه و هم بند شلوار میپوشه ؟ این مرد حتی به شلوار خودش هم اطمینان نداره " 

فرانک (هنری فوندا ) - روزی روزگاری در غرب (1968)

خواهش می کنم در قسمت دیالوگ های ماندگار نام دوبلورهای گوینده دیالوگ را حتی الامکن ذکر کنید.

۱۳۹۰/۳/۲۷ عصر ۰۶:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : میثم, رزا
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,005
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 70


تشکرها : 8668
( 14585 تشکر در 640 ارسال )
شماره ارسال: #183
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۹۰/۳/۲۷ عصر ۰۶:۳۵)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

خواهش می کنم در قسمت دیالوگ های ماندگار نام دوبلورهای گوینده دیالوگ را حتی الامکان ذکر کنید.

احمد رسول زاده رو اضافه کردم. ::ok:


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۰/۳/۳۰ عصر ۱۱:۲۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رامین_جلیلوند, میثم, رزا
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 72


تشکرها : 389
( 7672 تشکر در 170 ارسال )
شماره ارسال: #184
RE: دیالوگهای ماندگار

درست بخاطر ندارم این دیالوگ را در کدام فیلم شنیده ام اما هرچه بود یک فیلم قدیمی ژاپنی بود چراکه براساس یک ضرب المثل ژاپنی است

کسی که پول می دزدد اعدام میشود اما کسی که زمین می دزدد پادشاه میشود

۱۳۹۰/۳/۳۱ عصر ۰۵:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : همشهری_میثاق, دزیره, میثم, Classic, دلشدگان, رزا, دایی جان ناپلئون, هایدی
ماری آفلاین
"ماری آنتوانت"
*

ارسال ها: 15
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۵
اعتبار: 0


تشکرها : 63
( 84 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #185
RE: دیالوگهای ماندگار

دیالوگ هایی که ماری دوسشون داره
دیالوگ های فراموش نشدنی ...
حامد: چيه برادر؟! جشن تولده. ممنوعه؟
زن بي‌حجاب نداريم. زن با حجابم نداريم
مرد بي‌غيرت نداريم. مرد با غيرتم نداريم
نوار مبتذل نداريم. ماهواره نداريم. صور قبيحه نداريم
حشيش، گرس، ترياك، ذغال خوب و رفيق ناباب نداريم
رقص، آواز، خوشي، خنده، بشكن و بالابنداز نداريم
شرمنده‌تونم هيچ چيز ممنوعه كلاً نداريم.. نداريم
مهمونيه ولي مهمون هم نداريم
جشن تولد يه بچه‌س ولي بچه هم نداريم.
(شب يلدا.كيومرث پور احمد)


قیصر: فکر کردی چی ننه؟
کسی از مردن ما ناراحت میشه؟
نه ننه... سه دفه که آفتاب بیفته لب این دیفار و سه دفه که اذون مغربو بگن،
همه یادشون میره ما کی بودیم و واسه چی مردیم، همون جوری که ما یادمون رفته
این دوره زمونه کسی حوصله قصه شنفتن نداره
(قیصر.مسعود کیمیایی)

 

وقتی که خدا داشت خوشبختی رو تقسیم می کرد
اون خدا بیامرزا منو تو کدوم سوراخی قایم کرده بودن
که حالا کارم شده گند و گه تمیز کردن اونم به اذن شازده
(نسل سوخته.ملاقلی پور)

 


هی گفتی می گیرمت
ای تف به این لغت می گیرمت
کی رو می گیری؟ چی رو می گیری؟
من اگه بخوام شوهر کنم، من می گیرمت
**اونکه شتر رو برده بالای بوم، می دونه چه جوری اونو بیاره پایین**
**به اين رستوران نمي ياد آخور داشته باشه، اون هم با اين همه يابو**
**اسلحه كه داشته باشی همه چیز ساده تر می شه**
**آقا رضای معروفی!معروفی با شیطون تو یه چاله می شاشیدی**
**ای تف تو مرده و زنده ت جلال**
**من دیگه کارای کوچیک واسه آدمای کوچیک نمی کنم**
(حکم.مسعود کیمیایی)


"ماری آنتوانت" حکايتگر زندگی ملکه معروف فرانسه تا پيش از وقوع انقلاب اين کشور است.
۱۳۹۰/۴/۱۵ عصر ۱۲:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترومن بروینک, حمید هامون, کاپیتان اسکای, دزیره, دن ویتو کورلئونه, میثم, ژان والژان, بهروز, ممل آمریکایی, رزا
کاپیتان اسکای آنلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 288
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1609
( 3241 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #186
RE: دیالوگهای ماندگار

بانوی زیبای من!

این جمله نگاه منو به آدم ها دگرگون کرد.

خیلی بهش فکر کنین.shakkk!

به آدم ها درست نگاه کنین:

"می دونین خانم هیگینز!

فرق یک بانوی محترم با یک دختر گل فروش در این نیست که اونها چه رفتاری دارند بلکه در اینه که  چطور با اونها رفتار می کنن!

من برای پروفسور هیگینز همیشه یک دختر گل فروشم چون همیشه با من مثل یک دختر گل فروش رفتار کرده و بعد از اینم خواهد کرد!

ولی برای کلنل پیکرینگ یک بانوی محترمم چون همیشه با من مثل یک بانو رفتار خواهد کرد!"

دانلود صدا

گوینده:"مهین کسمایی"



ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۳ عصر ۰۶:۲۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, Classic, سروان رنو, دزیره, میثم, رامین_جلیلوند, بهروز, مگی گربه, ممل آمریکایی, دلشدگان, رزا, دایی جان ناپلئون
سناتور آنلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 611
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 32


تشکرها : 3511
( 3901 تشکر در 165 ارسال )
شماره ارسال: #187
RE: دیالوگهای ماندگار

چند روز پیش فیلم کرامول رو دیدم یک دیالوگ خیلی قشنگی داشت.

<هر کسی وارد جنگ میشه معتقده که خدا با اونه  اما خدا خودش مونده که کی طرف اونه>

۱۳۹۰/۵/۳ عصر ۰۶:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, بانو, Classic, دزیره, میثم, بهروز, دلشدگان, رزا, دایی جان ناپلئون
کاپیتان اسکای آنلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 288
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1609
( 3241 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #188
RE: دیالوگهای ماندگار

از آخرین دیالوگ های مجید جوب چی (ظروف چی) در سوته دلان که تا مغز استخون می سوزه:

-: "بلا روزگاریه عاشقیٌت!"


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۱۰ عصر ۰۹:۱۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, همشهری_میثاق, میثم, حمید هامون, رزا
همشهری_میثاق آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 71
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۶/۱۵
اعتبار: 7


تشکرها : 295
( 395 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #189
RE: دیالوگهای ماندگار

من همیشه با ناز و نعمت شوخی کردم،شاید موقع مرگم پولدارتر از زمان تولّدم باشم.اگه پولدار نبودم شخصیّت بزرگی میشدم،به نظرم با توجّه به زیرکی و هوشم وضعم خیلی بهتر میشد...

"چارلز فاستر کین" در دوران میانسالی



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

زندگی کوتاه است و فانی،امّا هنر طولانی و ماندگار...
سقراط
۱۳۹۰/۵/۱۱ عصر ۰۹:۱۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, بانو, میثم, بهروز, رزا
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2457 تشکر در 36 ارسال )
شماره ارسال: #190
RE: دیالوگهای ماندگار

http://s1.picofile.com/file/6719187122/Haji_Washington3.jpg


يكي از مونولوگ هاي درخشان حاجي :


مملکت رو تعطیل کنید دارالایتام دایر کنید، درست تره! مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می آید! قحطی است ، مرض بیداد می کند ، نفوس حق النَفَس می دهند. باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است؛ سیل و زلزله از معصیت مردم! میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی؛ سربریدن از ختنه سهل تر ! ریخت مردم از آدمیزاد برگشته. سالک بر پیشانی همه مهر نکبت زده. چشم ها خمار از تراخم است، چهره ها تکیده از تریاک. اون چهارتا آب انبار عهد شاه عباس هم آبش کرم گذاشته. ملیجک در گلدان نقره می شاشد! چه انتظاری از این دودمان با آن سرسلسله ی اخته؟! خلق خدا به چه روزی افتاده اند از تدبیر ما! دلال، فاحشه، لوطی، یله، قاب باز، کف زن، رمال، معرکه گیر،... گدایی که خودش شغلی است!

 



سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۹۰/۶/۱ عصر ۰۹:۰۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پایک بیشاپ, اسکورپان شیردل, soheil, حمید هامون, ژان والژان, رزا, ناخدا خورشيد, پایتون 357
کاپیتان اسکای آنلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 288
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1609
( 3241 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #191
شیشلول بند کیه؟ (لی ماروین در "کت بالو")

لی ماروین (Lee Marvin) در نقش شیلین در کت بالو:

بشنوید (حجم بسیار پایین 94 کیلوبایت، کیفیت خوب)

ببینید (حجم 2 مگابایت، کیفیت خوب)



وقتی  می بینی یه مردی چشاشو زل می کنه

کله شو محکم رو گردنش نیگر می داره و دندوناشو مث مادیون به هم می سابه

بدونین که خیال ناجوری داره!

تا تکون بخوری بدنتو سوراخ سوراخ می کنه!

اینو بهش می گن شیشلول بند!

نه ترس سرش می شه نه چاپلوسی

چون رو زمین خدا کسی وجود نداره که یه همچین مردی ازش بترسه و واسش تعظیم بکنه

جایی وجود نداره که ازش استقبال نشه و واسه ش احترام قایل نباشن!

تمام بروبچه ها او رو می شناسن!
پاش به هر جایی که برسه، سر و صداها خود به خود می خوابه!

بهش می گن:

سام و لیک کید!

حالت چطوره کید؟

هرجا که می ره بهش بفرما می زنن و دعوتش می کنن!

هر چیز خوبی هم هرجا وجود داشته باشه اول به او تعارف می کنن!

هیشکی نمی تونه بهش دروغ بگه و دستش بندازه!

به دوستاشم کسی نمی تونه چپ نیگاه کنه!

خانومِ بالو! حالا من در خدمت شمام!

***

راستی، کسی می دونه، این صدای ارزشمندِ نقش شیلین، کدوم هنرمند ایرانیه؟ با سپاس!


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۶/۲ عصر ۱۲:۵۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, اسکورپان شیردل, رامین_جلیلوند, Classic, بهروز, ممل آمریکایی, رزا, دایی جان ناپلئون
کاپیتان اسکای آنلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 288
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1609
( 3241 تشکر در 86 ارسال )
شماره ارسال: #192
Music RE: شش دقیقه از دیالوگ های بانوی زیبای من!

... من یکی از اون کسانی ام که آرزو دارم یک بار توی سالن سینما با همون کیفیتی که مردم اون روزگار، این اثر هنرمندانه و دوبله ی ارزشمند را شنیدند، آن را ببینم و بشنوم!


آن چه به دوستان کافه هدیه می کنم، شش دقیقه از دوبله ی این فیلم با حجم 750 کیلوبایت،   از صدای یکی از دوست داشتنی ترین دوبلورهای سینماست:

بانو مهین کسمایی

این شش دقیقه، صدای بهبود یافته و برش خورده ای از دیالوگ های ایشان در گوشه گوشه ی فیلم است که بدون شک  برای تک تک شما خاطره انگیز خواهد بود!


  بانوی زیبای من، سند خورده به نام آدُری هپ برن!

  شک نیست که گوی سبقت را از همه ی بازیگران سرآمد این فیلم ربوده   است.

  سیر تکاملی شخصیت اصلی این فیلم که در گذر این طیف از دختر عامی گل فروش تا بانوی اشراف زاده، نه تنها توی ذوق نمی زند که بسیار روان و قابل قبول و دل نشین است!



اما دوبله ی فیلم سند خورده به نام بانو مهین کسمایی!

بانو، پا به پای کاراکتر اصلی فیلم پیش رفته و ذره ای در برابر نقش کم نیاورده است و این به فیلم رونق و جلایی تازه، با حس و حال ایرانی بخشیده است.

در طی این شش دقیقه، بهتر به این روند پی خواهید برد:

دریافت نمایید! 6 دقیقه، 750کیلوبایت

این فایل صوتی با نرم افزار Adobe Audition ویرایش شده و بهبود یافته!



فایل های ضمیمه بند انگشتی
           

ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۶/۲ عصر ۰۶:۴۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رامین_جلیلوند, سناتور, دن ویتو کورلئونه, مگی گربه, دزیره, بهروز, نرمن, بانو, ممل آمریکایی, رزا
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 27


تشکرها : 1178
( 2268 تشکر در 66 ارسال )
شماره ارسال: #193
RE: شیشلول بند کیه؟ (لی ماروین در "کت بالو")

(۱۳۹۰/۶/۲ عصر ۱۲:۵۵)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

ل

***

راستی، کسی می دونه، این صدای ارزشمندِ نقش شیلین، کدوم هنرمند ایرانیه؟ با سپاس!

منوچهر اسماعیلی

۱۳۹۰/۶/۲ عصر ۰۹:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, دن ویتو کورلئونه, میثم, رزا
FONDA آفلاین
Hank Fonda
***

ارسال ها: 58
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۳
اعتبار: 7


تشکرها : 100
( 521 تشکر در 6 ارسال )
شماره ارسال: #194
RE: دیالوگهای ماندگار

از فیلم به یاد ماندنی رستگاری از شاوشنگ:

رد (با بازی مورگان فریمن) : "این دیوارا یه جورایی مسخره ان. اول از اونا بدت میاد. بعدا بهشون عادت می‌کنی. بعد یه مدتی هم جوری میشه که به اونا وابسته میشی. این قانونشه..."

"اونا برای زندگی میارن اینجا و این دقیقا همون چیزیه که ازت میگیرن."

۱۳۹۰/۶/۳ عصر ۰۷:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, دزیره, بهروز, ممل آمریکایی, رزا, فورست, دایی جان ناپلئون
حمید هامون آفلاین
مرد آرام!
***

ارسال ها: 122
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳
اعتبار: 49


تشکرها : 9428
( 2101 تشکر در 21 ارسال )
شماره ارسال: #195
RE: دیالوگهای ماندگار

محاوره نویسی یا گفتگو نویسی روزمره

این یک مطلب بسیار شخصی است و نمی دانم چند نفر با مطلبی که مینوسیم موافقند

مدتی پیش جایی نوشتم که بهترین دیالوگهای سینمای ایران در کارهای این چهار نفر دیده می شود : علی حاتمی – مسعود کیمیایی – بهرام بیضایی و داود میرباقری  که از این بین، دیالوگهای علی حاتمی برای من و خیلی های دیگر ماندگارتر است ودر اولویت اول قرار می گیرد.

در این تاپیک هم دوستانی که دیالوگهای ماندگار سینمای ایران را قید کرده اند اکثرا دیالوگهای مرحوم حاتمی و کیمیایی را به عنوان دیالوگهای ماندگار ذکر کرده اند و من هم کاملا با نظرشان موافقم.

کلا از نظر من دیالوگ نویسان ایرانی را میتوان به 4 دسته تقسیم کرد :

1:افرادی که نامشان را در بالا ذکر کردم و کارشان دارای تشخص است و منحصر به فرد.

2:حضرات مقلد ایشان که کارشان به پای نسخه اصلشان نمیرسد و تقلیدشان هم باعث خنده است و هم باعث عصبانیت!

3:کسانی که محاوره ای می نویسند:دیالوگ هایشان به جامعه بسیار نزدیک است و جنس کارشان به واسطه صحیح و روان نوشته شدن،نه تنها احساس تکراری بودن را به شخص منتقل نمی کند بلکه حس لذت را نیز به شخص منتقل می کند

4:کسانی که حتی محاوره نویسی را نیز بلد نیستند و کارشان معجون عجیب  و غریبی است که هیچ کس از آن لذتی نمی برد ومتاسفانه حدود 90 درصد از کارهای کنونی سینمای ما جزو این دسته هستند.

می خواهم کمی در مورد دسته سوم تقسیم بندی ام بیشتر توضیح بدهم:

ما در زبان محاوره ای مان چند خصوصیت را به نمایش می گذاریم : توی حرف هم زیاد می پریم – اصطلاحات بی ادبانه در گفتگو هایمان به وفور دیده می شود . همچنین ضرب المثل و کلمات قصار را نیز در صحبتهایمان زیاد استفاده می کنیم.

مواردی که ذکر کردم خصوصیات گفتگوهایمان است و فی نفسه نه خوب است و نه بد.

در سینمای ما تعداد بسیار کمی را سراغ دارم که این موارد را در بعضی فیلمهایشان ( و نه همه شان) رعایت کرده اند و حاصل کارشان لااقل برای شخص من پذیرفتنی و بسیار دوست داشتنی است  و حتی مدعی هستم که اگر کسی بتواند با قدرت، این نوع نوع دیالوگ نویسی را در کارش اجرا کند، شایسته است بعنوان یک دیالوگ نویس برجسته از او یاد شود.

من این شاخصه را در بعضی کارهای داریوش مهرجویی – بهروز افخمی – علیرضا داوود نژاد – پیمان قاسم خانی و اصغر فرهادی دیده ام.

نمونه های که می خواهم از این نوع دیالوک نویسی بیاورم از فیلم محبوبم هامون است که مهرجویی در آن با قدرت تمام ، دیالوگ های قشری که تا حدودی مرفه است و روشنفکر، در اثر خود بیان کرده است.با این توضیح واضحات که به دلیل احتمال سانسور شدن دیالوگها، مهرجویی آن قدرها هم که در زبان محاوره ای ما جاری است، پا را از حیطه ادب بیرون نگذاشته است! اما همین میزان هم در سینمای ما جزو استثنا هاست و اکثرا در نمایش تلویزیونی فیلم حذف شدند.

زیاد پر حرفی نمیکنم و بعضی دیالوگهای نمونه را که به نظرم شاخص است را در زیر می آورم :

هامون خطاب به خودش در آینه : چیه؟ چه خبره هششششه! مرتیکه گ.....!

دبیری خطاب به هامون پس از یک دعوای مفصل با این مضمون: منم احساسات دارم. میدونم که به قلبت ر.... شده اما باید واقعیتو قبول کنی......

دعوای مفصل حمید و مهشید : مهشید :نه نه من دیگه این شررررو ورای تو رو گوش نمیکنم : در باب وصل و یگانگی و استحاله در دیگری  و با معبود یکی شدن و این مزخرفا . صد و هشتاد درجه حرفتو عملت با هم فرق میکنه. کلتو کردی تو اون کتابای لعنتی. میخوای همه خفه خون بگیرن؟ نمی تونم دیگه تحملت کنم ..........

هامون خطاب به روان پزشک مهشید : چهل و خورده ای ازم رفته ولی هنوز به هیچ جایی نرسیدم دکتر. من فکر میکردم یه گ...ی میشم ولی هیچ پخی نشدم ..... آویزونم آویزون...ما آویخته ها به کجای این شب تیره بیاویزیم قبای ژنده و کپک زده خودمون رو؟!

احوالپرسی هامون با پسر خاله اش : الو چطوری جانور؟! ..........

پسر خاله ی هامون در مورد رابطه مادر مهشید با عظیمی (خطاب به هامون) : اینا با هم رابطه غیر افلاطونی دارن الاغ!

هامون خطاب به مهشید(هنگامی که قصد کشتنش را دارد) : لاکردار! اگه بدونی هنوز چقدر دوستت دارم....

.

.

.

و همینطور دیالوگهای محاوره ای مودبانه و غیر مودبانه را در فیلم میشنوید تا آخر.

اما شاه بیت این دیالوگها برای من این درد دل هامون است با حضرت حق (با این مضمون):

خدایا!برا منم یه معجزه بفرست. شاید معجزه من یه اشاره کوچیک بیشتر نباشه.یه چرخش، یه جهش، یه اینطرفی، یه اون طرفی.....

امیدوارم که نظرات بسیارشخصی من مورد توجهتان قرار گرفته باشد و سرتان را به درد نیاورده باشم.

تا بعد.....


من غرقِ غرق زاده شدم
دریا به قدر خاطره هایم عمیق بود
۱۳۹۰/۶/۴ عصر ۰۱:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, دن ویتو کورلئونه, میثم, اسکورپان شیردل, ژان والژان, بانو, بهروز, رزا, Memento
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 72


تشکرها : 389
( 7672 تشکر در 170 ارسال )
شماره ارسال: #196
RE: دیالوگهای ماندگار

واژه عشق از دهان مش قاسم

- مش قاسم من میخوام یه چیزی از شما بپرسم

- بگو بابام جان

- من یک همکلاسی دارم که خیال میکند عاشق شده... اما چطور بگویم؟ ... خاطر جمع نیست ... رویش هم نمیشود از کسی بپرسد... شما میدانید آدم چطور می فهمد عاشق شده است؟

مش قاسم نزدیک بود از روی چارپایه بیفتد:

با حالتی نزدیک حیرت گفت:

- چی؟ ... چطور؟... عاشق شده؟یعنی خاطرخواه شده؟ همکلاسی تو؟

من با نگرانی فراوان پرسیدم:

- چطور مگر مش قاسم؟ خیلی خطرناک است؟

مش قاسم درحالیکه چشم به قیچی باغبانی دوخته بود با آرامش گفت:

- والله بابام جان دروغ چرا؟ تا قبر آآ... ما خودمان که خاطرخواه نشدیم... یعنی اونهم شدیم!خلاصه میدانیم چه بلائی است! خدا برای هیچ بنده ای نخواهد!خدا انشالله بحق پنج تن هیچکس را به درد و مرض خاطرخواهی دچار نکند! آدم بزرگش از عاشقی جان سالم بدر نمی برد چه برسد به بچه اش بابام جان!

پاهایم تاب تحمل بدنم را نداشت سخت ترسیده بودم...

- ولی مش قاسم این همکلاسی من که خیال میکند عاشق شده است اول میخواهد بداند راستی عاشق شده است یا نه  آنوقت اگر عاشق شده باشد یک جوری این دردش را دوا کند.

- اما بابام جان مگه خاطرخواهی به این آسانیها علاج میشه؟ بی پدر از هر درد و ناخوشی بدتره. دور از جون از حصبه و قلنج بدتره ...

با شجاعت گفتم:

- مش قاسم اینها جای خود ... اما آدم چطور می فهمد که عاشق شده است؟

- والله بابام جان... دروغ چرا؟ ... اونکه ما دیدیم اینجوری است که وقتی خاطر یکی را میخواهی... آنوقتی که نمی بینیش توی دلت پنداری یخ می بنده... وقتی می بینیش یک شوری توی این دلت بلند میشه پنداری تنور نانوائی را روشن کردند... همه چیز دنیا را ، همه مال و منال دنیا را برای اون میخواهی، پنداری حاتم طائی شدی... خلاصه آرام نمیگیری مگر اینکه آن دختر را برات شیرینی بخورند... اما اینهم هست اگه خدای نکرده اون دختر را به یکی شوهرش بدهند آنوقت دیگه واویلا... ما یک همشهری داشتیم خاطرخواه شده بود ... یک شب آن دختره را برای یکی شیرینی خوردند صبح ، آن همشهری ما زد به بیابان تا حالا که بیست سال گذشته هنوز هیچکش نفهمیده چی شده... پنداری دود شد رفت آسمان...

(از کتاب دائی جان ناپلئون نوشته ایرج پزشکزاد. دیالوگها عینا در سریالی به همین نام ساخته ناصر تقوائی از دهان مرحوم پرویز فنی زاده در نقش مش قاسم به شکلی منحصر بفرد و تکرار ناشدنی بیرون آمدند. بخشهائی که قرمز رنگند تکیه کلام مش قاسم بود چنانکه اصلی ترین تکیه کلامش روی سنگ قبر مرحوم فنی زاده نیز حک شده است : وقتی هنر بخش جدانشدنی انسان میشود)

۱۳۹۰/۶/۴ عصر ۰۶:۰۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, دزیره, سروان رنو, ژان والژان, بانو, Classic, بهروز, میثم, ممل آمریکایی, دلشدگان, رزا, دایی جان ناپلئون, هایدی
بهزاد ستوده آفلاین
متولد اصفهان
***

ارسال ها: 901
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۶/۶
اعتبار: 37


تشکرها : 2215
( 5287 تشکر در 114 ارسال )
شماره ارسال: #197
RE: دیالوگهای ماندگار

یک سوال فنی هست که همیشه در ذهن داشتم و الان هم دارم.

مش قاسم واقعاً صدای خودشه یا دوبله شده ? قکر میکنم که صدای  هوشنگ لطیف پور باشه چون شباهت عجیبی داره و متاسفانه صدای مرحوم پرویز فنی زاده را جای دیگه نشنیده ام همیشه دوبله بوده  منوچهر اسماعیلی  یا مرحوم حسن عباسی...


هر جا سخن از دوبله است نام "بهزاد ستوده "میدرخشد
۱۳۹۰/۶/۵ صبح ۰۹:۴۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : میثم, رزا, زرد ابری
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 72


تشکرها : 389
( 7672 تشکر در 170 ارسال )
شماره ارسال: #198
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۹۰/۶/۵ صبح ۰۹:۴۹)بهزاد کازابلانکا نوشته شده:  

یک سوال فنی هست که همیشه در ذهن داشتم و الان هم دارم

مش قاسم واقعاً صدای خودشه یا دوبله شده قکر میکنم که صدای  هوشنگ لطیف پور باشه چون شباهت عجیبی داره و متاسفانه صدای مرحوم پرویز فنی زاده را جای دیگه نشنیده ام همیشه دوبله بوده  منوچهر اسماعیلی  یا مرحوم حسن عباسی...

مومنت! ... فنی زاده در این سریال جای خودش صحبت کرده است و صدا ، صدای خود اوست. متاسفانه و علیرغم ادای احترام به هنر بازیگری وی باید گفت فنی زاده گوینده خوبی نبود. با وجودی که در هر صحنه  بازیی خاص ارائه میدهد اما تن و لحن و شدت صدایش در تمام سریال یکسان است و حالت روخوانی از روی نوشته را دارد... صدا اندکی زمخت است اما شیرینی و طنزی که در آن پنهان است بخشی از این نقیصه را جبران میکند . شاید اگر کسی چون مرحوم نوذری (با آن سابقه حیرت انگیز بجای طنازان تاریخ سینما : باب هوپ و جک لمون ) جای او صحبت میکرد امروز چیزی دیگر در تاریخ هنر ماندگار ثبت شده بود... لطیف پور در این سریال صرفا در نقش راوی ، نریشن سریال را گفته است. دقیقا بیاد ندارم اما فکر میکنم فنی زاده در تنگسیر هم جای خودش صحبت کرده باشد (در آن صحنه کوتاه و پایانی و یک بازی شاهکار که بازی بازیگر مقابلش بهروز وثوقی را به چالش می کشد)

۱۳۹۰/۶/۵ صبح ۱۰:۳۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, بهزاد ستوده, بانو, بهروز, میثم, دلشدگان, رزا, هایدی
نرمن آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 17
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۶/۵
اعتبار: 0


تشکرها : 16
( 76 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #199
RE: دیالوگهای ماندگار

من عاشق دیالوگ استاد منوچهر اسماعیلی در نقش آنتونیو کوئین در نقش حمزه در فیلم محمد رسول الله هستم به خصوص بخشی که از پیامبر دفاع می کنه ،فایل صوتیشو میزارم براتون و نظر بدید mmmm:

آنتونی کوئین: خیلی شجاعی....اون شجاع ترین مرد صحراست... البته در برخورد با اشخاص غیر مسلح ...

نقش دوم نمیدونم کیه : محمد یه دروغ گو

حمزه:دروغگو .. تو حتی نمی ذاری اون حرف بزنه ... دروغ کجاست ، حقیقت کجاست در حالی که اون هنوز حرفشو نزده

نقش دوم: محمد یه متقلبه

حمله حمزه به نقش دوم: بلند شو (فریاد)بلندشو منو بزن اگه جرئت داری، من به دین برادر زاده ام درومدم   و همونی رو میگم که اون میگه ... هرکسی که جرعت جنگیدن رو داره بامن بجنگه

نرمن ویزدام: دوست دارم تا پایان عمرم مردم را بخندانم ولی خودم با قلبی پر از غم خواهم مرد

۱۳۹۰/۶/۹ عصر ۰۱:۴۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, حمید هامون, دزیره, رزا, فیلیپ ژربیه
نرمن آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 17
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۶/۵
اعتبار: 0


تشکرها : 16
( 76 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #200
RE: دیالوگهای ماندگار

من عاشق دیالوگ استاد منوچهر اسماعیلی در نقش آنتونیو کوئین در نقش حمزه در فیلم محمد رسول الله هستم به خصوص بخشی که از پیامبر دفاع می کنه ،فایل صوتیشو میزارم براتون و نظر بدید mmmm:

آنتونی کوئین: خیلی شجاعی....اون شجاع ترین مرد صحراست... البته در برخورد با اشخاص غیر مسلح ...

نقش دوم نمیدونم کیه : محمد یه دروغ گو

حمزه:دروغگو .. تو حتی نمی ذاری اون حرف بزنه ... دروغ کجاست ، حقیقت کجاست در حالی که اون هنوز حرفشو نزده

نقش دوم: محمد یه متقلبه

حمله حمزه به نقش دوم: بلند شو (فریاد)بلندشو منو بزن اگه جرئت داری، من به دین برادر زاده ام درومدم   و همونی رو میگم که اون میگه ... هرکسی که جرعت جنگیدن رو داره بامن بجنگه

http://www.4shared.com/folder/N1Yx61kD/_online.html


نرمن ویزدام: دوست دارم تا پایان عمرم مردم را بخندانم ولی خودم با قلبی پر از غم خواهم مرد
۱۳۹۰/۶/۱۰ صبح ۰۱:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, میثم, رزا
ارسال پاسخ