[-]
جعبه پيام
» <لوک مک گرگور> جناب مامفی که کمک بزرگی بودند. امیدوارم ایشان را بیشتر ببینیم و گمشده های خودشان نیز پیدا شود.
» <لوک مک گرگور> نقد زیبایی بود دن دیه گوی گرامی. از خوشحالی تان خوشحالم. مردم بیشتر یا به سینمای کلاسیک علاقه مند هستند و یا مدرن. ولی من انگار به سینمای گمنام علاقه بیشتری دارم!!
» <دون دیه‌گو دلاوگا> یه نقد خوب هم اینجا دیدم که "جیکوب" را با پسر نابخردِ انجیل لوقا مقایسه کرده : https://www.amazon.com/Jacobs-Harvest-Re...B000FTSPEO
» <دون دیه‌گو دلاوگا> یادمه در فیلمِ درو دوبلور نقش "مَدی" صدای زیبایی داشت مثل ژاله کاظمی/نگین کیانفر؛
» <دون دیه‌گو دلاوگا> ارادتمند "لوک" عزیز! آقا راستی این گمشده‌های شما که پیدا شدن چقدر خوشحال شدم؛ مخصوصاً با فیلم "درو" یا Harvest for the Heart خودم هم خاطره داشتم. دم "مامفی" گرامی هم گرم!
» <لوک مک گرگور> جناب دون دیه گو. خبر نداشتم چنین وبلاگ زیبا و پرباری دارید! دارم از خواندن مطالبتان لذت می برم.
» <دون دیه‌گو دلاوگا> به یاد خسرو سینایی که امروز بعدازظهر در اثر کرونا درگذشت؛ مطلبی که مرداد 97 نوشته بودم؛ مرثیه‌ی گمشده: https://asha.blogsky.com/1397/05/24/post...st-Requiem
» <سروان رنو> مگه میشه فیلمی بوگارت و لورن باکال رو داشته باشه و ازش لذت نبریم ؟ مگه میشه ؟ مگه داریم ؟!
» <کنتس پابرهنه> از توجه تون ممنونم جناب سروان عزیز... راستی بالاخره "داشتن و نداشتن" رو دیدم و حسابی لذت بردم، شاید باورتون نشه ولی حتی از "کازابلانکا" هم بیشتر دوستش داشتم...
» <سروان رنو> کتاب های قدیمی ژول ورن ..... http://cafeclassic5.ir/thread-1127-post-...l#pid40620
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تصور یک نوجوان ایرانی-سوئدی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
نویسنده پیام
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6806 تشکر در 128 ارسال )
شماره ارسال: #1
تصور یک نوجوان ایرانی-سوئدی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

ارسال از سوئد:


یکی از چیزهایی که این طرفها (سوئد)به وفور یافت می شود، بچه‌های کم سن و سالی هستند که متولد و مقیم خارج از ایرانند، به ظاهر ایرانی اند، اما هیچ شباهتی به ایران و ایرانی ندارند. بسیاری از آنها حتی زبان فارسی را هم بلد نیستند و برخی از آنان که می توانند دست و پا شکسته منظورشان را برسانند، چیز زیادی از ایران نمی دانند.

چند وقت پیش به همراه دوستی که خیلی برای مترقی نشان دادن سیمای جمهوری اسلامی احساس وظیفه می‌کند، منزل یکی از دوستان بودیم که یک فرزند ۱۶ ساله داشت با همان تفاسیری که ذکر شد. گویا این هموطن ۱۶ ساله به دیدن یکی از مسابقات ورزشی در سوئد رفته بود که بانوان ایرانی هم در آن شرکت داشتند. نوع پوشش بانوان ایرانی سوالاتی را در ذهن این هموطن ۱۶ ساله و دیگر دوستان وی ایجاد کرده بود که وی را بر آن داشت تا آن سوالات را با یک ایران شناس متبحر!! در میان بگذارد.

از آنجایی که بنده اعتقاد دارم ملاقه فرو کردن در بعضی چیزها اصلا خوب نیست و باعث می‌شود تا بوی بد آن به مشام همه برسد، سعی کردم تا موضوع بحث را عوض کنم اما این دوست ما با نادیده گرفتن توصیه‌های ایمنی و به قصد تنویر افکار عمومی، به جنگ نوجوان ۱۶ ساله‌ای رفت که با سوالات ساده و بی‌آلایش خود به ما فهماند که بایدها و نبایدهای امروز ایران از چنان منطق بی‌پشتوانه‌ای برخوردارند که حتی از قانع کردن یک نوجوان ۱۶ سالهء سوئدی هم ناتوان است. توجه شما را به این سوال و جواب جلب می‌کنم:





پسر سوئدی ایرانی:- میگم خانومای ایرانی تو ایران هم مجبورن با همین لباسا ورزش کنن یا فقط وقتی که از ایران میان بیرون باید اینا رو بپوشن؟
دوست مترقی من :نه – تو ایران مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن.

پسر سوئدی ایرانی:- یعنی اگه شما اونا رو بدون این لباسا ببینین اشکال نداره؟

دوست مترقی من :- من این رو گفتم؟

پسر سوئدی ایرانی:- آره دیگه، خودت گفتی تو ایران مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن.

دوست مترقی من :- اونا مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن واسه اینکه آقایون اصلا نمی‌تونن ورزش کردن خانوما رو ببینن، چون دیدن ورزش اونا با این لباسا هم اشکال داره.

پسر سوئدی ایرانی:- ولی اینجا که اشکال نداره.

دوست مترقی من :- خب، اونجا داره.

پسر سوئدی ایرانی:- چرا؟

دوست مترقی من :- چون ما می‌خواهیم خانوم‌هامون در مسابقات جهانی شرکت کنن، ما که نمی‌تونیم به اینا بگیم آقایون نگاه نکنن ولی تو کشور خودمون می‌تونیم بگیم.

پسر سوئدی ایرانی:- اینکه آقایون ورزش خانوما رو ببینن، اشکالش واسه خانوماست یا آقایون؟

- واسه هر دو.

پسر سوئدی ایرانی:- اگه واسه خانوما هم اشکال داره، پس چرا خانوما میان اینجا تا آقایون خارجی نگاشون کنن؟

دوست مترقی من :- واسه اینکه اشکالش این قدر نیست که ما خانوم‌هامون رو از مسابقات جهانی محروم کنیم.

پسر سوئدی ایرانی:- اشکالش چقدره؟

- نمی دونم .

پسر سوئدی ایرانی:- پس فقط آقایون ایرانی نباید ورزش کردن خانومای ایرانی رو ببینن؟

- احتمالا.

پسر سوئدی ایرانی:
- ولی اینجا آقایون ایرانی میان ورزش خانومای ایرانی رو می‌‌بینن.
- کیا؟

پسر سوئدی ایرانی:- ورزشکاران مرد ایرانی و اعضای سفارت.

- خب اینا میان تا تیم بانوان رو تشویق کنن.

پسر سوئدی ایرانی:- مگه تو ایران آقایون واسه چه کاری میرن ورزشگاه؟

- خب اونجا به اندازهء کافی خانم هست که تشویق کنن.

پسر سوئدی ایرانی:- یعنی اگه خانم‌ها برای تشویق به اندازهء کافی نبودن، آقایون می‌تونن برن تشویق کنن؟

- نه.

پسر سوئدی ایرانی:- یعنی فقط آقایون ایرانی که تو ایران زندگی می‌کنن نمی‌تونن برن ورزش خانوم‌های ایرانی رو ببینن؟

- ولش کن بابا. راستی می‌خواهی چی کاره بشی؟


اما از آنجایی که این هموطن ۱۶ ساله، دوست ما را با سفیر ایران عوضی گرفته بود، اصلا ول کن معامله نبود.


پسر سوئدی ایرانی:- میشه بگی اشکاله دیدن ورزش خانوما چیه؟
- مشکل شرعی داره.

پسر سوئدی ایرانی:- شرعی یعنی چی؟

- شرعی یعنی دینی.

پسر سوئدی ایرانی:- چرا؟

- ببین عزیزم، شاید تو این کشور این چیزا عادی باشه اما تو ایران عادی نیست. به همین خاطر ممکنه آقایون با دیدن این چیزا به مشکل بیافتن.

پسر سوئدی ایرانی:- چه مشکلی؟

- ممکنه به گناه بیافتن.

پسر سوئدی ایرانی:- یعنی شما هم ممکنه با دیدن مامان من به گناه بیافتی؟

- مگه مامان تو ورزشکاره؟

پسر سوئدی ایرانی: آره.

- جدی؟ نه خب.منظورم اونا بود.

پسر سوئدی ایرانی:- اونا کی هستن؟

- اونایی که این قانون رو گذاشتن منظورشون این بوده که ممکنه بعضی از مردا به گناه بیافتن نه همه شون.

پسر سوئدی ایرانی:- تو کشور شما واسه اینکه بعضی از مردا به گناه نیافتن، جلوی همهء مردا رو می گیرن؟

- آره.

پسر سوئدی ایرانی:- خب دیدن ورزش خانوما از تلوزیون که بیشتر می‌تونه آقایون رو به گناه بندازه، چون تلوزیون تصویر بسته‌تری نشون میده.

- من گفتم که ورزش خانوما از تلوزیون پخش میشه؟

پسر سوئدی ایرانی:- مگه نمیشه؟

- نه.

پسر سوئدی ایرانی:- پس اون خانومی که نمی‌تونه بره ورزشگاه چه جوری ورزش خانوما رو می‌بینه؟

- احتمالا نمی‌بینه.

پسر سوئدی ایرانی:- این جوری که هیچ تبلیغی برای ورزش خانوما نمی‌شه و بتدریج خانومای کشور علاقه‌مندی خودشون رو به ورزش از دست میدن.

- نه بابا، این طورا هم نیست.

پسر سوئدی ایرانی:- من اگه جای خانوم‌های کشورتون بودم در اعتراض به این مسأله دیدن مسابقات ورزشی آقایون رو تحر.یم می‌کردم.

- کی به تو گفته که خانوما می تونن برن ورزش کردن آقایون رو ببینن؟

پسر سوئدی ایرانی:- مگه نمی تونن؟

- نه.

پسر سوئدی ایرانی:- چرا؟

- چون اون هم مشکل شرعی داره.

پسر سوئدی ایرانی:- یعنی تلوزیون شما اصلا ورزش رو پخش نمی کنه؟

- چرا ورزش آقایون رو پخش می کنه.

پسر سوئدی ایرانی:- این که خانوم‌ها ورزش آقایون رو از تلوزیون ببینن که بدتره.

- چرا؟

پسر سوئدی ایرانی:- وقتی که من به استادیوم میرم با خودم یک دوربین هم میبرم چون از اون بالا چیزی پیدا نیست ولی از تلوزیون همه چیز پیدا است.

- خب، آره …. راستی بابات کجاست؟

پسر سوئدی ایرانی:- اگه خانوم‌ها نباید ورزش کردن آقایون رو ببینن، پس چرا خانوم‌های ورزشکار شما وقتی میان اینجا، ورزش کردن آقایون رو میبینن.

- ببین! یه چیزایی هست که شاید خودش بد نباشه ولی اشاعهء اون اشکال داره.

پسر سوئدی ایرانی:- اشاعه یعنی چی؟

- اشاعه یعنی ترویج و همگانی کردن اون.

پسر سوئدی ایرانی:- یعنی اگه همه بیان و ورزش رو ببینن خوب نیست؟ من قبلا فکر می‌کردم که دولت‌ها کلی پول خرج می‌کنن تا همه بیان سراغ ورزش

- نه! ترویج بی بند و باری اشکال داره.

پسر سوئدی ایرانی:- مگه دیدن ورزش بی بند و باریه.

- ببین! این حرفا واسه اینه که تو دلیل حجاب رو نفهمیدی. ما اعتقاد داریم که حجاب یک محدودیت نیست بلکه مصونیت هست.

پسر سوئدی ایرانی:- معنی این جمله که الان گفتی چیه؟

- یعنی اینکه من غلط بکنم دیگه بیام خونه شما

۱۳۹۲/۹/۳ صبح ۰۱:۰۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, سناتور, فرانک لوکاس, سرهنگ آلن فاکنر, نسیم بیگ, rahgozar_bineshan, ojahed007, Blanche, هانا اشمیت, jen yu, هایدی, مراد بیگ, مهرشاد آریامنش
نسیم بیگ آنلاین
(تنها در فانوس دریایی)
*

ارسال ها: 94
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۱/۱۰
اعتبار: 6


تشکرها : 59
( 382 تشکر در 67 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: تصور یک نوجوان ایرانی-سوئدی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

جالب و کمی خنده دار بود . پیش اومدن مشکل اینچنینی برای اینه که افراد بر سر مصادیق با هم بحث میکنن و نه مفاهیم. منم با نظر شما موافقم . کسی که ته مایه یک بحثی رو نداشته باشه و اصلا تو باغ نباشه اصلا نباید سر صحبت رو باهاش باز کرد. ادامه صحبتم ممکنه سیاسی بشه ، پس همین جا ... کات...


من جنگلی شدم مراد
۱۳۹۲/۱۲/۲۳ عصر ۰۵:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, Mr. V
ارسال پاسخ