[-]
جعبه پيام
» <شارینگهام> درود...یاد و خاطره ی استاد اخلاق سینمای ایران،مرحوم جمشید مشایخی را گرامی می داریم.
» <لرد پدینگتون> ممنون کاپیتان اسکای عزیز...انشالله برای شما و همه دوستان سال خوبی باشه.
» <کاپیتان اسکای> زنده باد لرد پدینگتون، ... سال خوبی داشته باشید.
» <لرد پدینگتونhttp://bandmoviez3.club/category/films/%...%8c%da%a9/
» <لرد پدینگتون> دانلود رایگان فیلمهای قدیمی امریکایی.ایتالیایی و ...در لینک بالا:
» <مموله> درود خدمت سروان رنوی عزیز وسپاس فراوان از بانو کنتس
» <کاپیتان اسکای> درود سروان ارجمند، از دیدارتان خوشحالیم. با از کار افتادن سیستم دفاعی بدن شما در نبرد استالینگراد خیلی نگران بودیم اولین شهید کرونا در کافه شما باشید.
» <کنتس پابرهنه> مموله عزیز کتاب صوتی بابا لنگ دراز رو فقط از طریق اپلیکیشن های کتاب مثل واوخوان میتونید دانلود کنید. لینکش رو در همون پست قرار دادم.
» <سروان رنو> ما در کازابلانکا حسابی درگیر بودیم !! ... http://cafeclassic5.ir/thread-161-post-3...l#pid39605
» <شارینگهام> توضیح:در حین عمل استخوان،روند تنفس ایشان به سختی انجام می شد.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4.13 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قهوه خانه ی کافه کلاسیک
نویسنده پیام
زرد ابری آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 809
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۲/۳۰
اعتبار: 56


تشکرها : 8316
( 6970 تشکر در 354 ارسال )
شماره ارسال: #621
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک


چرا خدایی را نپرستم که مرا آفریده است و بازگشت همه به سوی اوست؟ (آیه 22 ، سوره یس)
۱۳۹۸/۹/۲۷ عصر ۰۹:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرنسس آنا, کاپیتان اسکای, Classic, سروان رنو, KESSLER, Flirtacia, مراد بیگ
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,021
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 73


تشکرها : 8871
( 14769 تشکر در 676 ارسال )
شماره ارسال: #622
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

درود بر همه دوستان !

درود بر کاپیتان اسکای تیزپرواز که این روزها شانس آورده و به خاطر ابری و بارانی بودن آسمان از بمباران های روزمره رایش سوم در امان است !:ccco

درباره فیلم دنده ی آدم ؛ فیلم های کاترین هپبورن واقعا همگی تماشایی هستن و فقط فیلم نیست که دیدنی هست بلکه ادا  و اطوارهای خود کتی , لباس های بازیگران و استایل اون زمان  خودش یک عیش کامل است. خود هپبورن ده تا مرد رو می ذاره توی جیب اش !

پ.ن : راستی تصویر لینک زیر ظاهرا خراب شده کاپیتان :

http://cafeclassic5.ir/thread-282-post-3...l#pid38954

.

و سپاس از دون دیه گو که کارتون زیبای سوزی رو یادآوری کردن. کارتون زیبا و ساده ای که با یک سری خطوط , هنرمندانه رویاهای زیبایی می ساخت. اصلا برنامه  کودکان باید ساده باشه چون خیلی بهتر باهاش ارتباط برقرار می کنن. من که از این کارتون های پیچیده و شلوغ امروز حالم به هم می خوره. معلوم نیست چه اثری بر مغز بچه می ذاره و خب نتیجه اش رو در نسل های دهه 80 و 90 داریم می بینیم.:dodgy:

راستی کسی خبری از کورت اشتاینر عزیز نداره ؟

و اما بعد ...

 از بین دوستان کیا این فیلم جدید تارانتینو - روزی روزگاری در هالیوود - رو دیدن ؟ shakkk!


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۸/۱۱/۴ صبح ۱۲:۱۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, Classic, دون دیه‌گو دلاوگا, زرد ابری, پرنسس آنا
دون دیه‌گو دلاوگا آفلاین
مسافر سبزـپوش کافه
***

ارسال ها: 208
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۲/۶
اعتبار: 21


تشکرها : 780
( 1696 تشکر در 193 ارسال )
شماره ارسال: #623
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

(۱۳۹۸/۱۱/۴ صبح ۱۲:۱۰)سروان رنو نوشته شده:  

... و سپاس از دون دیه گو که کارتون زیبای سوزی رو یادآوری کردن....

راستی کسی خبری از کورت اشتاینر عزیز نداره ؟

ارادت سروان رنوی عزیز. امیدوارم "کورت اشتاینر" گرامی هم دوباره به جمع دوستان بپیوندند. مطالب ایشان در خصوص انیمیشن‌های کلاسیک، بسیار عالی و محققانه است؛ و یکی از طرح‌هایی که همانزمانِ حضورشان، به ایشان ارائه داده بودم و امیدوارم روزی در پی اجرایش باشند، جمع‌آوری این حجم مطالعات و ترجمه‌ی متون و داده‌های صوتی و تصویری درباره‌ی انیمیشن‌ها، و ارائه‌ی آن‌ها بصورت یک نرم‌افزار چندرسانه‌ای در یک عدد دی.وی.دی است.

من، چند کتاب پُربار و کمیاب در خصوص انیمیشن‌های کلاسیک دارم، که می‌شود از مطالب آن‌ها هم در ارجاعات این نرم‌افزار سود جُست.

البته همه گرفتار امور زندگی و معیشت هستیم، و پرداختن به علایق اینچنینی را کمتر مجالی فراهم می‌شود.

به هر رو، هرجا هستند سلامت و در عافیت باشند. چشم‌انتظار بازگشت‌شان هستیم ...


اگر قرار باشد سر یک سامورایی به ناگاه قطع شود، او باید بتواند یک کار دیگر را هم به انجام برساند با موفقیّت.
۱۳۹۸/۱۱/۵ صبح ۱۲:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, کاپیتان اسکای, سروان رنو, ژنرال, زرد ابری, پرنسس آنا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,021
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 73


تشکرها : 8871
( 14769 تشکر در 676 ارسال )
شماره ارسال: #624
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

(۱۳۹۸/۱۱/۵ صبح ۱۲:۵۳)دون دیه&zwnj;گو دلاوگا نوشته شده:  

... جمع‌آوری این حجم مطالعات و ترجمه‌ی متون و داده‌های صوتی و تصویری درباره‌ی انیمیشن‌ها، و ارائه‌ی آن‌ها بصورت یک نرم‌افزار چندرسانه‌ای در یک عدد دی.وی.دی است...

درود بر دون دیه گو  عزیز که اگر دلاوری هایش نبود از دست گروهبان گارسیا  ملعون آسایش نداشتیم.

 با شتاب فزاینده ای که من می بینم شاید دیگر DVD و اینگونه مدیاها تا دو سه سال آینده کاملا از گردونه رساناها حذف شوند. الان من خودم یک خروار DVD فیلم و نرم افزار و بازی (!) دارم که شاید در شش ماه گذشته یکبار هم روی دستگاه استفاده نکرده ام. تقریبا همه کارها از اینترنت انجام می شود و آنلاین. بیشترین مخاطب ها هم در این رسانه هستند.

مثلا همین تاپیکِ بینظیر  کارتون های ماندگار کورت اشتاینر (حفظ الله پیشواهه ) تا الان بیش از دو میلیون بازدید داشته که نسبت به مخاطبِ محدود فارسی زبان شگفت انگیز است.

شاید بتوان ایده زیبای شما را به صورت یک نرم افزار آنلاین یا یک سایت هوشمند  پیاده کرد. shakkk!


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۸/۱۱/۹ عصر ۰۲:۴۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, دون دیه‌گو دلاوگا, Savezva, زرد ابری, Classic, شارینگهام, پرنسس آنا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,021
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 73


تشکرها : 8871
( 14769 تشکر در 676 ارسال )
شماره ارسال: #625
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

گرفت کام، دلم ز او، به صدهزار الحاح ...

:heart: 

خب کرک داگلاس نازنین هم رفت.

اندوه و غمی نیست چون عمر طولانی ای داشت و خوب زندگی کرد.

ستاره هایی چون داگلاس در واقع هنگامی که از تیتراژ فیلم ها و ذهن ها خارج میشن دیگه انگار رفتن . حتی اگه زنده باشن و زندگی خودشون رو ادامه بدن ... در اصل دو بار می میرن ... یک بار مرگ هنری و بار دوم مرگ فیزیکی.

گرچه پیش ما و حافظه تاریخ همیشه زنده هستن و با فیلم ها و آثاری که به جا گذاشتن تا ابد ازشون یاد میشه.

باید همینطور زندگی کرد ... مثل کرک داگلاس ... مثل لورن باکال ... و مثل الیویا دهاویلند 

:heart:


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۸/۱۱/۱۸ عصر ۱۱:۴۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Flirtacia, زرد ابری, مراد بیگ, بانو الیزا, Savezva, کاپیتان اسکای, Classic, شارینگهام, pari persona, دون دیه‌گو دلاوگا, پرنسس آنا
دون دیه‌گو دلاوگا آفلاین
مسافر سبزـپوش کافه
***

ارسال ها: 208
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۲/۶
اعتبار: 21


تشکرها : 780
( 1696 تشکر در 193 ارسال )
شماره ارسال: #626
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک

ویروس کرونا در کشور، شیوع پیدا کرده است. اکثر دولت‌ها، مراودات عادی خود با ایران را قطع کرده‌اند و هر آمد و شدی از/به ایران را ممنوع کرده و در شرایط قرنطینه‌ای سخت قرار داده‌اند. دانشگاه‌ها و مدارس کشور، تعطیل شده است و از مردم خواسته‌اند تا در خانه‌های خود بمانند و از حضور در فضاهای جمعی و شلوغ بپرهیزند.

پیش‌تر، هربار که سرماخوردگی شدیدی پیدا می‌کردم  ــ با تب و سرفه و گلودرد و خستگیِ بدن و کوفتگی عضلات، می‌گفتم که «آنفولانزا» گرفته‌ام! پزشکان هم غالباً مخالفتی با کثرت استعمالِ این واژه نشان نمی‌دادند و همین هم این نامگذاریِ کذایی را موجّه جلو می‌داد!

امّا تازه امروز دانستم که هیچوقت گرفتار «آنفولانزای واقعی» نشده بودم!

... داشتم تلفنی با خواهرم [که پزشک است] درباره‌ی «کرونا» صحبت می‌کردم و با همان تصوّرات پیشین و تحلیل‌های رایج تلویزیونیِ این ایّام، می‌گفتم که حالا اگر هم کسی کرونا بگیره، ظاهراً زیاد خطرناک نیست و میگن ضعیف‌تر از آنفولانزاـست ... ما که این همه آنفولانزا گرفته‌ایم و از سر گذرانده‌ایم .... 

با توضیحات خواهرم امّا فهمیدم که آنچه این همه‌سال اشتباهاً آن را "آنفولانزا" می‌نامیدم/می‌پنداشتم، در واقع از جنس همان سرماخوردگی‌های شدیدی‌ بوده که مردم را در زمستان گرفتار می‌کند و می‌گذرد؛ ولی «آنفولانزای واقعی» می‌تواند کُشنده باشد و مرگبار! همانطور که «ویروس کرونا» می‌تواند کُشنده باشد و کل بافت ریه را از بین برده و به قلب بزند!

این را نوشتم که هُشیار باشیم جلوی این بی‌خیالیِ عمومی‌ که گمانِ باطل بر کم‌بودنِ خطر ویروس کرونا نسبت به آن آنفولانزای کذایی دارد!

--------------

در این روزهای تعطیلی مدارس و شوخی‌شوخی، جدّی شدنِ مرگ و میر، یاد یک داستان از محمدرضا کاتب در "کیهان‌بچه‌ها"ی دوران نوجوانی‌ام افتادم. گشتم پیدای‌اش کردم و کل-اش را اسکن‌شده در اینجا  گذاشتم. نسل نوجوانِ امروزی، شاید باورش نیاید و غلو بپندارد؛ ولی احوال خیلی از ماها در دهه‌ی شصت واقعاً همینطوری بود؛ با همین بدبختی [و البته دلخوشی] که این داستان یک گوشه‌اش را به طنز گفته! 


چند فیلم خوب هم دیدم که یکی‌ش "گذرگاه کاساندرا" (1976) [+] بود. از چندسال پیش، در برنامه‌ی دیدن داشتم-اش ولی رغبت و فرصتی دست نمی‌داد. تا این ایّام که داستانِ آن قطارِ مرگ با مسافرانی که گرفتار شیوع یک بیماری ناشناخته بودند برایم جالب شد. به تماشا نشستم و هم‌ذات‌پنداری کردم با ترس و دلهره‌‌ و فداکاری کاراکترهایش! بخش‌هایی از آن را در آپارات گذاشته‌ام؛ با همان موسیقی تیتراژ معروف از جری گولداسمیت ــ که گویی پایان محتوم یک جامعه (یک قطار با مسافران-اش) را یادآوری می‌کند!





اگر قرار باشد سر یک سامورایی به ناگاه قطع شود، او باید بتواند یک کار دیگر را هم به انجام برساند با موفقیّت.
۱۳۹۸/۱۲/۹ صبح ۰۵:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شارینگهام, Classic, کاپیتان اسکای, مراد بیگ, Flirtacia, سروان رنو, زرد ابری, پرنسس آنا, لوک مک گرگور
ارسال پاسخ