[-]
جعبه پيام
» <کاوه> درود، دوستان التماس دعا داریم
» <کاوهhttp://cafeclassic5.ir/thread-32-post-39...l#pid39059
» <KESSLER> سپاسگزارم از لطف و مرحمت شما بانوالیزی گرامی
» <بانو الیزا> دست مریزاد جناب کسلر
» <Classic> میزگردی جالب و زنده درباره دوبله با شرکت آقای مطمئن زاده و والی زاده هم اکنون شبکه خبر
» <سناتور> متاسفانه استاد رضا عبدی بعد از یه دوره بیماری امروز صبح دار فانی رو وداع گفت - عبدالله دهه شصت - .خدا بیامرزدش
» <سروان رنو> فیلم های کوتاه آخر هفته ... کاری شایسته از افسر خوب رایش کسلر ... http://cafeclassic5.ir/thread-1109.html
» <بانو الیزا> ای کاش صدای استاد مقامی و بانو ناظریان مثل استاد والی زاده با کیفیت باقی می موند
» <سناتور> کانال سینه فیلم یک فیلم داره پخش می کنه با اسم lucky باور نمی کنید استاد مقامی با صدای خیلی پیر و در اصل صدای خودش فیلم رو دوبله کرده
» <ماهی گیر> نسخه اصلاح شده فیلم "آدم برفی" امشب ساعت 21 شبکه نمایش
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4.13 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قهوه خانه ی کافه کلاسیک
نویسنده پیام
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1614
( 3261 تشکر در 88 ارسال )
شماره ارسال: #121
هواپیما و سینما 2

بانو، به جمع دوست داران هواپیما و سینما خوش آمدید!

اطلاعات خوبی را در اختیار گذاشتید. تنها این نکته می ماند که برخلاف نظر معمول، کامیکازه ها kamikaze خلبان های حرفه ای نبودند.       

آن ها سربازان تازه کاری بودند که یک روزه آموزش می دیدند و پس از این آموزش کوتاه راهی آسمان می شدند.



در یکی از نبردها یکی از خلبانان ژاپنی متوجه نقطه ضعف ناوشکن های آمریکایی، یعنی دودکش های آن ها شد و با هواپیمایش به درون آن پرید. از آن پس این ایده رواج گرفت و از نهضت تبدیل به نهاد شد. سربازانی که یک روزه آموزش می دیدند و پس از یک شب خوش گذرانی، روز بعد به آسمان می رفتند. بسیاری از آن ها هرگز به مقصد نمی رسیدند. کسانی که به نزدیکی ناوگان ها می رسیدند به راحتی به دست تیربارچی ها شکار می شدند. در پایان جنگ سهم بسیار اندکی از تلفات ناوگان آمریکایی به کامیکازه ها بر می گشت.

به همین دلیل در فیلم "پرواز عقاب ها" هرگز نامی از کامیکازه نمی شنویم، البته به شکل یک نهاد سازمان یافته و دولتی! بلکه در چند صحنه از فیلم به ابتکار خود خلبان چنین صحنه هایی چیده شده است. این فیلم صد در صد سیاسی است و در صدد پاک کردن جنایت سوء استفاده از احساسات ملی و اعتقادی مردم ژاپن!

در هر حال ایده ی کامیکازه، پایه گذار تروریست نوین شد و در هر جای جهان آدم هایی پیدا شدند که با تن سپردن به مرگ، دیگران را به خاک و خون کشیدند.

کوبیدن هواپیماها به ساختمان های تجارت جهانی نیز،  ادامه ی روند کامیکازه بود.

شیفتگان بازی های کامپیوتری، Call Of Duty5، که بازسازی صحنه هایی از جنگ جهانی دوم است را می شناسند. بسیاری از سکانس های معروف فیلم های سینمایی همچون "دشمن پشت دروازه ها" در این بازی گنجانده شده است. در این بازی شما با هواپیمای خود، با حجم انبوهی از کامیکازه ها روبرو می شوید که باید آن ها را از روی ناوشکن های خودی، دفع کنید.

می ماند آخرین نکته: آیین مردم ژاپن "شینتو" است. در آیین شینتو هر شیء و جسمی جاندار است. برای همین ژاپنی ها به دست ساخته های خود نیز به عنوان موجود زنده نگاه می کردند.

یک هواپیمای زیرو، همانند صاحبش یک موجود زنده بود و خلبان به راحتی با هواپیمایش انس می گرفت و با آن همدم می شد و تا آخرین نفس می تاخت!

******

بانو! این جمله ی آخری شما جای اندیشه ی بسیار دارد:

"ایثار، شجاعت یا .... نیاز به نقد بیشتر آئین مورد پذیرش؟! نمی دانم! اما ماجرایی ساده نیست...."

******

دوست و برادر گرامی ام سروان رنو، پلیس کافه! حالا که فکر می کنم، می بینم فیلم های بسیاری با حضور هواپیما حتی به عنوان یک کاراکتر صاحب نقش، ساخته شده است! شاید بتوانیم یک بخش تازه به نام "هواپیما و سینما" را بازگشایی کنیم! دیدگاه شما چیست؟ چایی سرد نشه!  اسکورپان! قربون دستت! اون پر پیازو بده این ور سفره! ها والٌا، ...گوش کوب کجاست؟ کی می خواد بابا بشه و گوشت ها رو بکوبه!


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۱۹ عصر ۰۴:۱۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, اسکورپان شیردل, ژان والژان, دزیره, Classic
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 52


تشکرها : 1834
( 10632 تشکر در 62 ارسال )
شماره ارسال: #122
RE: هواپیما و سینما

(۱۳۹۰/۵/۱۸ صبح ۰۷:۵۹)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

یه فیلمی بود توی دوران نوجوانی دو سه بار رفتم دیدنش. ژاپنی ها ساخته بودن! درباره ی هواپیماهای زیرو، کسی اسمش رو یادش هست؟ اگه هست یه خبر به ما بده!

درود ...

همونطور که دوستان فرمودن فیلم نمایش داده شده در ایران با نام (( پرواز عقاب ها )) برگرفته از ماجرای واقعی زندگی خلبان ژاپنی (( شوئیچی یامادا )) ...

سرنگون کننده هفتاد هواپیمای جناح خصم به تنهایی و مشارکت در سرنگون کردن قریب به 40 هواپیمای دیگر ...

متوفی در سوم اوت سال 1945 در حین نبرد ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۵/۱۹ عصر ۱۱:۱۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, کاپیتان اسکای, بانو, اسکارلت اُهارا
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,009
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 71


تشکرها : 8695
( 14612 تشکر در 645 ارسال )
شماره ارسال: #123
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

"اگر من سروان رنو نبودم , اگر اینجا نبودم , شاید خلبان می شدم  ! "

- خلبانی هواپیماهای جنگ دوم هم عالمی داشته. هواپیماهای امروزی به دلیل اینکه همه چیزشون پیچیده و کامپیوتری شده , دیگه اون حس و حال قدیمی رو نداره.  حتی دیگه نیازی به نشونه گیری و دنبال کردن هواپیمای دشمن ( که هیجان انگیزترین بخش نبرد هوایی بود ) نیست. کافیه دکمه قفل شدن موشک رو بزنی و بعد همه چیز رو می سپاری دست حضرت کامپیوتر و جناب رادار . خلاصه اگر بنده در زمان جنگ جهانی در اروپا حضور داشتم احتمال اینکه خلبان بشم زیاد بود. از دوران نوجوانی کلی مجله در مورد هواپیما و پرواز و این خیالات باطل دارم ! [تصویر: www_MyEmoticons_com__fishing.gif]

و اما بعد ...

زیرو  اولش که اومد بر هواپیماهای حریف برتری قابل توجی داشت . هم از نظر سرعت و هر بُرد و هم چالاکی. اما بعد از چند سال آمریکایی تونستن هواپیماهایی مثل P-47 و P-51 بسازن و زیرو ها رو قتل عام کنن. ژاپن هم به دلیل کمبود مواد اولیه و پایین تر بودن تکنولوژی , تا آخر جنگ نتونست هواپیمای جدیدتر و بهتری به میدان بیاره. قدرت تیربار زیرو هم دیگه حریف بمب افکن های غول پیکری مانند B-17 ( ملقب به دژ پرنده ) نمی شد تا جاییکه خلبانان ژاپنی اینقدر عصبانی می شدن که این اواخر دیگه با کله می رفتن تو سینه بمب افکن ها و کشتی ها ! خلاصه مبتکر اولین عملیات انتحاری همین ژاپنی های چشم بادامی دوست داشتنی بودن.

داستان معنی کلمه کامیکازه که بانوی عزیز گفتن دقیقا همون باد الهی است که کشور ژاپن رو از حمله بزرگ قوبلای خان نجات دارد. قوبلای خان که مقتدرترین بازمانده چنگیز بود ( حتما اسمش رو در کارتون مارکوپولو شنیدید ! ) قصد داشت با بزرگترین ناوگان دریایی , کشور ژاپن رو فتح کنه اما وزش باد و طوفانی عظیم , کل ناوگانش رو نابود کرد و کشور ژاپن رو از شکست قطعی نجات داد. ژاپنی ها هم قصد داشتن با الهام از همون باد الهی جلو پیشروی ارتش آمریکا رو بگیرن که دیدن ای بابا این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست !

آقا بحث همینجا خوبه. بعدا که به نتیجه رسید می تونیم جداش کنیم و در تاپیک علم و دانش ببریمش . فعلا قهوه خونه رو همینجوری ادامه می دیم.  راستی اولین فیلم بزرگ جنگ هوایی فرشتگان جهنم نیست ؟ همونی که در فیلم هوانورد ( داستان زندگی هاوارد هیوز ) در موردش بحث میشه.

 


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۰/۵/۱۹ عصر ۱۱:۲۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, اسکورپان شیردل, کاپیتان اسکای, بانو, دزیره, Classic, اسکارلت اُهارا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1614
( 3261 تشکر در 88 ارسال )
شماره ارسال: #124
هواپیما و سینما 3

(۱۳۹۰/۵/۱۹ عصر ۱۱:۲۴)سروان رنو نوشته شده:  

"اگر من سروان رنو نبودم , اگر اینجا نبودم , شاید خلبان می شدم  ! "

سروان!!! کوتاه بیا!

(۱۳۹۰/۵/۱۹ عصر ۱۱:۲۴)سروان رنو نوشته شده:  

راستی اولین فیلم بزرگ جنگ هوایی فرشتگان جهنم نیست ؟ همونی که در فیلم هوانورد ( داستان زندگی هاوارد هیوز ) در موردش بحث میشه.

آقا، آدم پولدار، فقط هوارد هیوز، ... یه زندگی پر از هیجان و شور و حادثه و عاطفه و ...! بی ناز  و ادا و اطوارای آدمای پولدار، ...!

وقتی به هوارد نگاه می کنی، می فهمی زندگی یعنی چه!

اگه خیام هوارد رو می دید می گفت:

ها! همین! انگار که نیستی چو هستی مثل همین بابا، خوش باش!


تازه شروع کرده ام به مطالعه ی زندگی این بابا!

اهل اختراع، شور و حال، عشق و صفا، جنغولک بازی، شلوغ کاری... فکر می کنم یه جورایی شبیه استاد بی همتای خودم ارنست همینگوی! (رفع مقامه و عز کلامه)

هنوز حتی فیلم هوانورد را هم ندیده ام ولی راستش از زندگی اش خوشم آمد. فیلم بسازی، بیمارستان بسازی، ...، هواپیما بسازی، بعد باهاش، با دست پرورده ی خودت،  پربکشی به آسمون! این یکیش! هواپیمای XF-11 توش نشسته و حال دنیا رو می بره!

البته بعدش هم با مخ بیای روی زمین! راستش این هم با حاله! یه جورایی!

این حادثه ای است که موجب آسیب دیدگی شدید هوارد شد!

این آدم ها وقتی می میرن می گن:

"خوب این هم دنیا! ته اش را در آوردیم! حالا بریم دنیای بعدی!"

جخ! خیال می کنی بازیه که مرحله به مرحله پیش برن!

*****************************

سروان گرامی و والا مقام! (دام ظله العالی فی راس الکافه الکلاسیکیه، فی الدنیا و الآخره!)

اولین نبرد هوایی واقعی در جنگ جهانی اول بین دو تا هواپیمای انگلیسی و آلمانی رخ داد.

وقتی به هم رسیدند دیدن نمی شه به همین راحتی از کنار هم بگذرن.

نه مسلسلی داشتند و نه بمبی!

رولوراشون رو کشیدن و به هم شلیک کردن!

بنگ بنگ!

فکر کن!!! هواپیما و رولور!!!؟

با مزه اینجاست که دوست گرامی آلمانی شما پا به فرار گذاشت و رفت که رفت!

دست خوش!

داشته باشین سروان تا بعد... ! کافه چی! این آش جوش بره ی ما چی شد؟ دوغ تلمی یادت نره وا!!! بفرما سروان، یخ کرد! از دهن افتاد. حالا فرار کرده که فرار کرده! فدای یه تار موی شما! بخور بابا! ...


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۲۱ عصر ۰۳:۴۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, اسکارلت اُهارا
دزیره آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۴
اعتبار: 34


تشکرها : 3112
( 2369 تشکر در 40 ارسال )
شماره ارسال: #125
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

باتشکر از جناب کاپیتان اسکای که بحث جالب و پر هیجان "هواپیما و سینما" را مطرح کردند.

یکی از بی نظیرترین و سخت ترین عملیاتهای جنگی وهوایی دنیا،عملیات اچ3 بوده است.عملیاتی که در فروردین 1360 از سوی نیروی هوایی ایران بر روی پایگاه هوایی الولید عراق در مرز اردن انجام شد.

در این عملیات 8 فانتوم ایرانی با پرواز طولانی مدت بر روی خاک عراق، کلیه هواپیماهای موجود در اچ 3 را نابود کردند.در این راه مشکلات بسیاری وجود داشته یکی رادارهای عراقی، که هواپیما هارا مجبور می کرده در ارتفاع پایین حرکت کنند و دیگری مسافت طولانی که نیاز به سوخت گیری چند باره فانتومها را موجب می شده ان هم از یک بوئینگ ، که امکان همراهی با انها را نداشته .

به هر حال نیروی هوایی ایران به نحو فوق العاده ای از پس این مشکلات برامد و نام این عملیات در زمره خارق العاده ترین عملیات های هوایی دنیا ثبت شد.

درسال 1373 ، فیلم حمله به اچ3 به کارگردانی شهریار بحرانی ، ساخته شد و از جشنواره فیلم فجر ان سال ، جوایزی را دریافت کرد.

اطلاعات کاملتر راجع به این عملیات را  اینجا ، حتما بخوانید.

                                                                                 



فایل های ضمیمه بند انگشتی
       

] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۱۳۹۰/۵/۲۲ صبح ۱۱:۳۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, ژان والژان, بانو, Classic, سروان رنو, الیشا, اسکورپان شیردل, اسکارلت اُهارا, ترومن بروینک, زرد ابری
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1614
( 3261 تشکر در 88 ارسال )
شماره ارسال: #126
v1 و کل کل با اسپیدفایر

اولین موشک های بالستیک جهان V1 - اگر بخواهیم موشک های سه هزار سال پیش چینی ها را ندیده بگیریم-.

بر خلاف زیروها، این ها  هواپیماهای کوچک و بی سرنشینی بودند که برای رسیدن به مقصد برنامه ریزی شده بودند. چه چیزی می توانست جلوی این مهاجمان بی سرنشین را بگیرد؟ پرنده ای خشمناک و با قابلیت انفجار و با سرعت بالا!

اولین بار برای مبارزه با V1 ها و V2 ها بود که تکنولوژی سایبرنتیک یا همان پیشگویی علمی شکل گرفت. این که با سرعت بتوانیم محاسبه کنیم که چنین پرنده ای با چنین سرعتی کی و کجا به زمین خواهد خورد و برای آن آماده باشیم.

سایبرنتیک و سایکو سایبرنتیک دنیای بزرگی است و جای بحث و گفتگو زیاد دارد ولی برنده ی واقعی این مبارزه Spitfire است، هواپیمای دوست داشتنی من!


آیا اسپید فایرها مثل زیرو خودشان را به این موشک ها می کوبیدند؟ نه!

جایی که خِرَد هست نیازی به بی باکی نیست! (این جمله سند بخورد به نام کاپیتان)

اول بار یک خلبان باسواد اسپیدفایر با یک V1 رودررو شد. خوب می دانست که این پرنده ی بی سوار به زودی به زمین می خورد و خساراتی به بار می آورد. او خودش را به V1 رساند و به آرامی به موازات آن پرواز کرد. آن گاه بال خودش را زیر بال V1 با فاصله کمی قرار داد و یک اختلاف فشار زیر بال موشک بوجود آورد. به همین سادگی و به همین خوشمزگی موشک از مسیر خودش منحرف و سرنگون شد!

نمی دانم چه تعداد موشک به این شکل سرنگون شد فقط همین قدر می دانم که سواد چیز خوبی است!


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۲۵ عصر ۰۴:۲۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, بانو, دزیره, کاپیتان هادوک, الیشا, اسکارلت اُهارا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1614
( 3261 تشکر در 88 ارسال )
شماره ارسال: #127
آیا "بال ها" اولین فیلم سینمایی نبرد هوایی است؟

(۱۳۹۰/۵/۱۹ عصر ۱۱:۲۴)سروان رنو نوشته شده:  

راستی اولین فیلم بزرگ جنگ هوایی فرشتگان جهنم نیست ؟

با درود به سروان گرامی، هر چند که مدتی است از ایشان جز، دکمه ی تشکر اثری در دست نیست!

اگر فیلم سفر به ماه ژرژ ملی یس را اولین فیلم پرواز به آسمان، در نظر نگیریم، "wings" بال ها، 1927 به کارگردانی ویلیام ولمن، شاید اولین فیلم در ارتباط با پرواز و هواپیما آن هم از نوع جنگی  باشد.


لینک مرتبط در سینما کلاسیک طلایی

این، از آن فیلم های با ارزش تاریخ سینماست



این هم نظر IMDB

دو خلبان  که به دختری دل بسته اند در نبرد هوایی، رقابتشان بدل به دوستی می شود. با رسیدن خبر کشته شدن یکی دیگری با هواپیما به دشمن هجوم می برد در حالی که این دوست اوست که هواپیمای دشمن را غنیمت گرفته و باز می گردد ... .



این، از مشهورترین و جریان سازترین فیلم های صامت است. صحنه های هوایی خوب و گاهی تکان دهنده اند و کارگردان ویلیام ولمن برای برخی صحنه ها تا پنجاه بار برداشت داشته است.

 نام گری کوپر هم در پوستر تبلیغی هست!

فیلم "فرشتگان دوزخ" در همین سال 1927 به شکل صامت رقم خورد. اما ساخت این فیلم تا  1930 طول کشید و بسیاری از صحنه ها بازسازی و صداگذاری  شد.


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۵/۲۵ عصر ۰۷:۱۸
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, Classic, کاپیتان هادوک, بانو, الیشا, اسکورپان شیردل, اسکارلت اُهارا
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 49


تشکرها : 5286
( 6327 تشکر در 137 ارسال )
شماره ارسال: #128
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

یکی دیگر از فیلمهایی که در مورد هواپیما ساخته شده ، فیلمی است با عنوان Reach for the Sky-1956 با بازی کنت مور و موریل پاولوف و به کارگردانی لوئیس گیلبرت (همان کارگردان معروف فیلمهای جیمز باندی مون ریکر و جاسوسی که دوستم داشت). این فیلم که چندین بار از تلویزیون خودمان هم پخش شد ( و یادم نیست به چه اسمی) ، به زندگی و خاطرات خلبان معروف و بدون پای انگلیسی – داگلاس بدر – و شرح عملیات متهورانه او در جنگ جهانی دوم می پردازد. مردی که به تنهایی آلمانها را به ستوه درآورد و در بسیاری از نبردهای هوایی بر علیه آلمانها پیروز شد و به تنهایی 11 فروند از هواپیماهای آلمانی را منهدم کرد.

Reach for the Sky (1956)

 

داگلاس بدر که بود؟

 

سر داگلاس رابرت استوارت بَدِر Douglas Robert Steuart Bader در سال 1910 در لندن به دنیا آمد. در سال 1928 در سن 18 سالگی به نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (RAF) پیوست و در سال 1931 گواهینامه خلبانی را دریافت کرد. در دسامبر همین سال وقتی با هواپیمای آموزشی و ظاهرا به دلیل کری خواندن با دوستانش مشغول شیرنکاری و حرکات آکروباتیک بود کنترل هواپیمایش را از دست داد و به زمین برخورد کرد. او سریعا به بیمارستان سلطنتی برکشایر منتقل شد . هر دو پای او بدلیل مصدومیت شدید –یکی از بالای زانو و دیگری از پائین زانو- قطع شدند. تا مدتها امیدی به بهبودی او نمیرفت و برای تسکین درد شدید به او مورفین تزریق میشد . اما سرانجام حالش رو به بهبودی رفت و برای ادامه معالجات به بیمارستان نیروی هوایی سلطنتی در آکس بریج منتقل شد. در آنجا کم کم توانائیهای خود را بدست آورد و همچنین برایش یک جفت پای مصنوعی مخصوص درست کردند تا بتواند به کمک آنها راه برود . البته در آن دوران تکنولوژی تولید پای مصنوعی به خوبی امروز نبود و او ناچار بود هربار برای پوشیدن این دو پا ، کلی بند و ریسمان و سگگ را به خود وصل کند. بطوریکه نصف شبها رفتن به دستشویی برای او عذاب محسوب میشد! اما کم کم با تمرین و ممارست فراوان به این دو پا عادت کرد و توانست با آنها راه برود ، رانندگی کند ، گلف بازی کند و حتی برقصد!

در طی دوره نقاهت او با دختری آشنا شده که در یک کافه به عنوان پیشخدمت مشغول بکار بود. این آشنایی خیلی زود رنگ عشق به خود گرفت و بَدر تصیم گرفت با این دختر که تلما ادواردز نام داشت ازدواج کند.

بعد از بهبود حالش او تصمیم گرفت دوباره به نیروی هوایی سلطنتی برگردد و بدین منظور درخواستی نوشت. در ابتدا درخواست او پذیرفته شد و صلاحیت او مورد تایید قرار گرفت اما در آوریل 1933 تاییدیه او در موقع تجدید نظر نقض شد و به او اطلاع دادند که نمی تواند به عنوان خلبان به نیروی هوایی سلطنتی برگردد.

بعد از اینکه بدر جواب رد شنید از نیروی هوایی سلطنتی بیرون آمد و در شرکت نفتی Asiatic Petroleum  (کمپانی "شل" امروز) یک شغل دفتری بدست آورد و در اکتبر 1933 با تلما ازدواج کرد.

6 سال بعد و با آغاز جنگ جهانی دوم ، بدر جزو معدود کسانی بود که از شروع جنگ خوشحال بود! بریتانیا به تمام خلبانانش نیاز داشت و اینبار دیگر درخواست بدر رد نشد. او دوباره شروع به پرواز کرد و چون 8 سال بود که پرواز نکرده بود و در این مدت هواپیماهای جدیدتری به صحنه آمده بودند ، به کمی زمان نیاز داشت تا بتواند دوباره پرواز کند . در آن زمان هواپیماهای معمول نیروی هوایی سلطنتی ، هواپیماهای هریکن و اسپیت فایر بودند و بدر خیلی زود توانست در پرواز با اسپیت فایر و هریکن مهارت خود را بدست آورد. او در موقع نبردهای هوایی ، دست به حرکات آکروباتیک و خطرناک میزد و با این حرکات نام خود را در بین خلبانان خودی و ترس خود را در دل خلبانان آلمانی جای داد. در سال 1940 او موفق به دریافت نشان "صلیب پرواز" شد. اسکادران او تا آن زمان در 62 نبرد هوایی پیروز شده بود. او موقع پرواز همانند گلادیاتورها نواری بلند به دم هواپیمای خود می بست  تا خلبانان دشمن بدانند با که طرفند و در واقع با این کار روحیه آلمانها را خراب میکرد.

 اسپیت فایر

در 9 اوت 1941 ، بدر با هواپیمای اسپیت فایر خود جهت انجام یکی از عملیاتهای (عملیاتها اشتباه است چون عملیات خودش جمع است اما این کلمه در همه جا مصطلح شده و به خاطر همین من هم از آن استفاده کردم)  هجومی خود بر فراز ساحل فرانسه به پرواز درآمد تا هواپیماهای دشمن را پیدا و شکار کند. درست موقعی که اسکادران او آرایش چهارتایی (صلیبی) به خود می گرفتند ، 12 فروند هواپیمای مسراشمیت Bf 109 تقریبا در 3-2 هزار پایی پایینتر از آنها مشاهده  شد که در همان جهت آنها پرواز می کردند. بدر خیلی سریع به سمت آنها شیرجه رفت و در همان حالت شیرجه ، به سرعت تیربار خود را بسوی آنها نشانه گرفت.  در همان حال متوجه شد از دوستانش جدا مناده و در حال حاضر تنهاست و دودل بود که آیا به پایگاه برگردد یا برای مواجهه با سه جفت هواپیمایی که در دو مایلی او قرار داشتند آماده شود. سرانجام به سمتشان هجوم برد و یکی از آنها را با شلیک رگبار از فاصله ای نزدیک از بین برد. در حالیکه آماده میشد به سمت دومین مسراشمیت هجوم ببرد ، دود سفیدی را از هواپیمایش مشاهده کرد و فهمید که مورد اصابت واقع شده است.

 مسراشمیت

او معتقد بود که موقعی که مشغول حمله به دو هواپیما بوده از دو هواپیمای دیگر غافل مانده و آندو از سمت دیگر به او حمله کرده اند اما خیلیها معتقدند که او اشتباها مورد اصابت آتش یک هواپیمای خودی قرار گرفته است. بهرحال او متوجه شد که هواپیمایش در حال کم کردن ارتفاع است و عنقریب است که با زمین برخورد کند و منفجر شود. او به سرعت دریچه کابین خلبان را باز کرد ، کمربندش را هم آزاد ساخت و آمادۀ پرش شد. اما متاسفانه در این هنگام بند یکی از پاهایش داخل کابین به جایی گیر کرد و او هرچه زور میزد نمیتوانست خود را رها سازد. بدر که مرگ را نزدیک میدید با تقلای فراوان بالاخره توانست بندهای پای مصنوعیش را باز کند و با جا گذاشتن آن در کابین خود را رها سازد . بلافاصله از هواپیما بیرون پرید و بعد از چند ثانیه چترش را باز کرد. ناگهان متوجه شد که با چه خطری مواجه است یک پایش در کابین جا مانده بود و او باید روی یک پا فرود میامد که کاری بود بسیار خطرناک و حتی احتمال مرگ را برای او در بر داشت. وقتی به زمین برخورد کرد او از هوش رفت و در بیمارستان آلمانها به هوش آمد. آلمانها با بدر با احترام برخورد کردند و او را تحت درمان قرار دادند و حتی به او اجازه دادند از یونیفرم نظامیش استفاده کند و هر روز افسران و خلبانان آلمانی به ملاقات او می آمدند و با او صحبت می کردند.

پای مصنوعی او بعدها در یک مزرعه پیدا شد که از بین رفته بود و قابل استفاده یا تعمیر نبود. از این رو آلمانیها به انگلیسیها پیغام دادند که یک پای مصنوعی دیگر برای بدر بفرستند. هرمان گورینگ شخصا چراغ سبز این عملیات را صادر کرد. انگلیسیها پای مصنوعی جدید بدر را با یک بمب افکن ، فرستادند و آن را در محل از پیش تعیین شده با چتر نجات پایین فرستادند.

در دورانیکه بدر در بیمارستان بود یکبار اقدام به فرار کرد. یک خدمتکار فرانسوی که در بیمارستان سنت اُمر کار میکرد سعی کرد با نیروهای انگلیسی تماس بگیرد تا تمهیدات لازم را برای فرار بدر آماده کنند. یک زن و شوهر محلی نیز قول دادهبودند که بعد از فرار بدر از بیمارستان ، برای او مامنی فراهم آورند تا موقعی که بدر بتواند از خط مرزی عبور کند. آنها هرشب پسرشان را میفرستادند تا پشت دیوار بیمارستان کشیک بکشد. نقشه فرار موفقیت آمیز بود و بدر توانست به کمک ملحفه برای خود طنابی درست کند و از پنجره اتاقش بگریزد و به کمک پسر آن زوج روستایی خود را به پناهگاه برساند. اما متاسفانه زن دیگری در بیمارستان آنها را لو دادو آلمانها بدر را که در باغی پنهان شده بود پیدا کردند و او را دستگیر کردند. آن زوج پیر و خدمتکار بیمارستان را هم برای کار اجباری به آلمان فرستادند. پس از پایان جنگ آن زن خبرچین توسط نیروهای فرانسوی دستگیر و به 20 سال زندان محکوم شد. پس از دستگیری بدر ، آلمانها پاهای مصنوعی و لباس بدر را از او گرفتند اما پس از مدتی بدلیل فشار مقامات بالاتر و همچنین اعتراض افکار عمومی آنها را پس دادند.

بدر پس از مداوا در بیمارستان به قلعه کلدیتز منتقل شد و تا پایان جنگ چون خاری در چشم آلمانها بود. او چندین بار اقدام به فرار کرد و همواره باعث دردسر برای آلمانها بود.

سرانجام در 15 آوریل 1945 ، داگلاس بدر توسط ارتش آمریکا آزاد شد و به انگلستان برگشت. در آنجا مورد تقدیر فراوان قرار گرفت و شغل و رتبه ای برای او در نیروی هوایی سلطنتی در نظر گرفته شد. در دهه 1950 یک کتاب و یک فیلم از زندگی او ساخته شد. او همچنان به پرواز ادامه داد و در سال 1976 به لقب "سر" مفتخر گشت. او تا سال 1979 که بیماری مانع او شد به پرواز خود ادامه داد و سه سال بعد در سپتامبر 1982 بر اثر سکته ناگهانی درگذشت.

پ ن : منبع من برای نوشتن این مطلب ویکی پدیای انگلیسی و همچنین آنچه که از کتابی که سالها پیش در این مورد خوانده ام به یادم مانده ، می باشد. نام این کتاب سرگذشت یک خلبان بدون پا نوشته آلن سرداگ انگلیسی و با ترجمۀ زنده یاد ذبیح الله منصوری است.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۰/۵/۲۸ صبح ۱۰:۱۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کاپیتان اسکای, دن ویتو کورلئونه, Classic, ژان والژان, بانو, سروان رنو, پایک بیشاپ, دزیره, واترلو, کاپیتان هادوک, الیشا, اسکارلت اُهارا, ترومن بروینک
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1614
( 3261 تشکر در 88 ارسال )
شماره ارسال: #129
امروز دوازده تا بیشتر نکشتیم!

(۱۳۹۰/۵/۱۹ عصر ۱۱:۲۴)سروان رنو نوشته شده:  

هواپیماهای امروزی به دلیل اینکه همه چیزشون پیچیده و کامپیوتری شده , دیگه اون حس و حال قدیمی رو نداره.

... صبح از خانه بیرون می آد، با خانوم بچه ها خداحافظی می کنه، می ره اداره! پای کامپیوتر می شینه و دکمه ی استارت رو می زنه! ... ظهر خوش تیپ و سرحال بر می گرده خونه!

خانوم می پرسه

-: "ها! چه خبر؟"

-:" هیچ چی! امروز دوازده تا بیشتر نکشتیم!"

-:"دیروز که بیشتر کشته بودید؟"

-:"دیروز غافل گیرشون کردیم!"

همین!

کو اون شور و حال یکه و تنها توی اسپیدفایر نشستن و مثل یکه سوار غرب به دل دشمن زدن!؟

****

اگه می خواهید حس و حال پرواز رو با زیرو توی پرل هاربر داشته باشید و با هواپیمای دلخواه خودتون توی بسیاری از هواپیماهای جنگی جنگ جهانی دوم مبارزه کنید و یا با ناوشکن و زیردریایی به دل دشمن بزنید و حماسه بیافرینید و اگه اهل بازی هستید، بازیBATTLESTATIONS PACIFIC رو پیشنهاد می کنم! این گیم، بر اساس صحنه های واقعی جنگ جهانی دوم طراحی شده و برای علاقمندان به WWII، یه جور تجربه ی رودرروست!

یه بازی که با روحیه جنگنده بازهای WWII خیلی سازگاره!

باز یکی نگه اینجا کافه کلاسیکه،... ها! می دونم! تجربه ی شبیه سازی فیلم های "پرواز عقاب ها" و "پرل هاربر" و ... خودش یه حس و حال کلاسیک به آدم می ده!


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۶/۲ عصر ۰۱:۰۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, اسکورپان شیردل, Classic, ژان والژان, سروان رنو, بانو, الیشا, اسکارلت اُهارا
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,009
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 71


تشکرها : 8695
( 14612 تشکر در 645 ارسال )
شماره ارسال: #130
RE: امروز دوازده تا بیشتر نکشتیم!

(۱۳۹۰/۶/۲ عصر ۰۱:۰۲)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

... صبح از خانه بیرون می آد، با خانوم بچه ها خداحافظی می کنه، می ره اداره! پای کامپیوتر می شینه و دکمه ی استارت رو می زنه! ... ظهر خوش تیپ و سرحال بر می گرده خونه!

آره . جنگ های امروزی هم حسابی بچه بازی شده ها . پس معلوم شد که پشت پرده ساخت بازیهایی مانند هواپیمایی آتاری چه بوده ؟  پس اینا یواشکی  داشتن بچه های خودشون رو برای همچین روزهایی آماده می کردن.   ای امپریالیست های جهانخوار !

(۱۳۹۰/۵/۲۵ عصر ۰۷:۱۸)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

... مدتی است از ایشان جز، دکمه ی تشکر اثری در دست نیست! ...

ای بابا مگه شما از اوضاع حساس شمال آفریقا خبر ندارید. این روزها حسابی درگیر هستیم . اینجا  هم قبلا گفته بودم .  رفاقت قدیمی و خلاصه خودتون واردین که .... ادای دین ... فعلا هم که چند روزه ما رو توی این تونل های زیر زمینی اش حسابی در به در کرده .متاسفانه خیلی کله شقه. بار قبل بهش گفتم ول کن برو ؛ اما گوشش بدهکار نیست . می خواد ادای عمر مختار رو در بیاره  اما مشکل اش اینه که مصطفی عقادی در کار نیست که درست هدایتش کنه !

(۱۳۹۰/۵/۲۵ عصر ۰۴:۲۳)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

... ولی برنده ی واقعی این مبارزه Spitfire است، هواپیمای دوست داشتنی من!

آخه شما با اسپیت فایر چه شانسی در برابر مسراشمیت Me-262 داشتید ؟ حیف که آخر جنگ همه کارخونه های ما نابود شد و دیگه بنزینی برای هواپیماها نداشتیم.  


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۰/۶/۵ صبح ۱۲:۰۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, کاپیتان اسکای, بهزاد ستوده, Classic, کاپیتان هادوک, اسکورپان شیردل, اسکارلت اُهارا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1614
( 3261 تشکر در 88 ارسال )
شماره ارسال: #131
خوش آمدگویی به سروان!

سروان گرامی و بلند مرتبه! (دامت کَل کَلُه)

مراتب تاسف ما را از بابت سرنگون شدن دوست و رفقای گرامی اتان بپذیرید. taeed

راستش گمان بردیم که رایش سوم سَقَط شده و ویشی رو پیشی برده و شما هم رفته اید به دنبال نخود سیاه. 

دوست عزیز

گاهی به نگاهی دل ما شاد نما

ما که غریبه ایم و جرات خوش و بش با هیچکس جز شما رو نداریم. یکی دوباری آمدیم با دوستان کل بریم که چنان برجکمان را زدند که کابین و مابین مان یکی شد و اسپید فایرمان در فایر سوخت و جاتون خالی اگه دو سه تا از بروبچ مثل اسکورپان و بانو و دن ویتو و دزیره و... نبودند سَقَط شده بودیم و آمده بودیم خدمت جنابعالی دنبال همان نخود سیاه!

بعدشم مثل یک بچه مثبت نشستیم و کارای ارزشمند بچه ها رو خونیدیم و جیک نزدیم.:eee43

حالا...

یکُم: باید بگم کلی صفا کردیم با خوندن جعبه ی پیام صفحه های یک تا پنج!

چه ذوقی توی بال های شما جمع شده بود! این صفحه ها مثل یه جور قانون اساسی، ساختار و پیکره بندی کافه رو به خوبی نشون می ده! می شه بگین مال چند وقت پیشه؟


....<سروان رنو> آزمایش صفحه چت ....یک دو سه آزمایش!!!....

نقل از جعبه ی پیام

********

دوم: مسراشمیت ME-262؟؟؟khandekhandekhandekhandekhandeنکنه همون جت ام ئی جنگی آلمانی ها رو می گید؟ نکنه شوخی می کنید؟ دروغ اول آوریل! هنوز که آوریل نشده!

این جوجه جنگنده ی جت! با وجود اول بودن در بسیاری از موارد به دلیل مشکلات زیاد فنی و مهندسی، سال ها گوشه ای خاک خورد تا 1944 ، مشکل موتورها در این سال ها حل نشد و آخرش هم کمترین تاثیری در WWII نداشت! این جت بی ترمز فرصت زیادی برای عرض اندام پیدا نکرد و بیشتر فرصتی برای پیروزمندان جنگ بود تا آن را کارشناسی کنند و مدل های بی عیب خود را با الگوبرداری از آن بسازند. رایش سوم پس از مدتی کوتاه، صد تا از این جوجه جت های مدعی  را از دست داد! شک ندارم که اگر فرصتی پیدا می کردند و مدل ME 262B را توسعه می دادند و ترمز هوایی را برایش طراحی می کردند، به خاطر پروازهای شبانه اش و دونفره بودنش ایده آل می شد، اما آخرش کار به جایی رسید که اون رو کنار گذاشتن و یه هواپیمای چوبی جاش ساختن! گرفتید؟ رایش سوم و هواپیمای جنگنده ی چوبی! شاید هم به خاطر جیره بندی بنزین!


این هواپیمای چوبیِ آلمانی از سکو به سمت هواپیماهای دشمن شلیک!!! می شد (خلبانِ بدبخت!!!) و بعد دماغه اش کنده می شد و بیست و چهار گلوله از جای دماغ شلیک می کرد و سپس هواپیما به زمین می افتاد! (گودبای!) خلبان باید با چتر می پرید بیرون، هر بار!!! حالا چه جوری؟ ... معلومه! با مخ! صدها رحمت به زیرو! رایش به چه فلاکتی افتاده بوده!

(چقدر خوب می شد برای ماشین ها هم همچی فکری بکنن! به خاطر جیره بندی بنزین! )

این گلایدر، ضدهوایی، اُپل تمپو لکنته، خلبان کِش، خلبان کُش، هواپیمای جنگی یک جور ناسزا به صنعت آلمانه! یکی از بدترین ساخته های دست بشر! اما رایش سوم تصمیم گرفت اون رو جایگزین ME-262 کنه! گرفتین! جایگزین!!!

اما

اسپید فایر عقاب آسمان انگلستانه! خوشگل، کارایی بالا، بی ادعا، پرکار و عاشق!!! ها والٌا...

از شوخی گذشته، چون کافه کلاسیکه، یه هدیه ی کلاسیک، مجموعه ی فیلم توپ و عالی از جنگ جهانی دوم! به راستی بی هماننده، یادگاری از کاپیتان به سروان و بر و بچ کافه! خدا کنه اینترنتتون زغالی نباشه!

 Critical Past

با نصب Internet Download Manager بسیاری از فیلم ها رو می تونید زمان پخش دانلود کنید ولی در اصل دانلودش پولیه!

راستی سروان! جای فیلم های مستند کلاسیک، توی کافه خیلی خالیه! ما فیلم های کلاسیک خیلی مهمی داریم که می شه راجع بهش تو کافه حرف زد.


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۶/۵ عصر ۰۳:۱۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, بانو, Classic, کاپیتان هادوک, الیشا, اسکورپان شیردل, اسکارلت اُهارا, سروان رنو
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1614
( 3261 تشکر در 88 ارسال )
شماره ارسال: #132
آشنایی با ناتر، اوج تکنولوژی رایش سوم

نقل این هواپیمای چوبی شد، دلم نیامد با این عفریت:eee2 آشنا نشید.

Bachem Ba 349B-1 Natter

Bachem Ba 349B-1 Natter

یک مثلی بین ما خلبان ها هست که:

"هواپیمایی که نمای خوبی داره، خوب می پره!"

این هواپیما نیست، یک کابوس شبانه است.tajob

به چهار گام پرواز با این عفریت توجه کنید:

حالا هی گیر بدین به زیرو!asabi

حالا هی پز ME 262 رو بدین!khande

این چهره ی واقعی رایش سوم و آرزوهای برباد رفته ی یک دیکتاتورِ نژادپرست خودکامه است.

چنین دیکتاتوری می تواند توانمندترین مردم دنیا را با شعار و توهم و بزرگ نمایی به روزگار سیاه بنشاند و با خاک برابر کند.

این هم سکوی پرتاب، شاید هم سکوی اعدام

جالب اینجاست که هرگز فرصت استفاده از این عفریت دست نداد و قبل از پرتاب این عجوزه، رایش سَقَط شد و فاشیست به گورستان تاریخ سپرده شد.


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۶/۹ صبح ۱۱:۰۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دزیره, کاپیتان هادوک, اسکورپان شیردل, بانو, ترومن بروینک, Classic, الیشا, اسکارلت اُهارا, سروان رنو, پرنسس آنا
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,009
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 71


تشکرها : 8695
( 14612 تشکر در 645 ارسال )
شماره ارسال: #133
RE: خوش آمدگویی به سروان!

(۱۳۹۰/۶/۵ عصر ۰۳:۱۶)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

راستش گمان بردیم که رایش سوم سَقَط شده ......یکی دوباری آمدیم با دوستان کل بریم که چنان برجکمان را زدند که کابین و مابین مان یکی شد و اسپید فایرمان در فایر سوخت ... 

اول که رایش سوم (رحمه الله فاتحه الصلوات ) سقط نشده بلکه به ملکوت اعلی پیوسته .

دوم که شانس آوردی که بر و بچ پدافند هوایی رایش , فقط قصد شوخی داشتن وگرنه طوری با توپ 88 میلیومتری , اسپیت فایر ( نه اسپید فایر ! ) شما رو می زدن که هر قطعه ایش توی یه قاره پیدا می شد. برو خدا رو شکر کن که فقط قصد هشدار داشتن و برجک ات رو زدن.

سوم که Me-262 ( حفظ الله توربینه ) مثل هر هواپیمایی که تازه عملیاتی میشه دارای نقاط ضعف و قوت است. اما این هواپیما با دو توپ 30 میلیمتری و سرعت حدود 900 کیلومتر چنان رعب و وحشتنی به جان شما انگلیسی ها انداخته بود که در تصمیمی اضطراری همه کارخانه های تولید اونو با صدها بمب افکن بمباران استراتژیک کردید چون ترس داشتید که روند برتری هوایی رو از دست بدید. آخه برخورد 5 تا گلوله از توپ های قدرتمند me-262 کافی بود که یک بمب افکن عظیم B-17 ملقب به دژ پرنده رو سرنگون کنه. سرعتش هم اینقدر زیاد بود که هیچ هواپیمای شکاری نمی تونست اونو تعقیب کنه. خلاصه مسراشمیت 262 می اومد و می زد و می رفت و شما هم فقط مات و مبهوت نگاش می کردید ! آمار سقوط این هواپیما بیشتر به خاطر نقص فنی بود تا اینکه توسط متفقین زده شده باشه !

(۱۳۹۰/۶/۵ عصر ۰۳:۱۶)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

اسپید فایر عقاب آسمان انگلستانه! خوشگل، کارایی بالا، بی ادعا، پرکار و عاشق!!! ها والٌا...

خب پس چرا اول جنگ که ما هنوز درگیر جبهه شرق نشده بودیم این جنگنده دوایی نبود ؟ هان ؟ صدای چرچیل که در اومده بود که " نیروی هوایی سلطنتی در حال نابودی است "  تازه آخرهای جنگ این P-51 موستانگ آمریکایی ها بود که به دادتون رسید و گرنه این اسپیت فایر یک قارقارک پر ادعا بود. 8 تا مسلسل روش گذاشته بودید که چی ؟ می خواستید بچه رو بترسونید ؟

پ.ن: اون لینک فیلم های مستند خوب بود


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۰/۶/۱۲ عصر ۰۳:۲۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, ژان والژان, اسکورپان شیردل, Classic, الیشا, اسکارلت اُهارا, کاپیتان اسکای
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,009
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 71


تشکرها : 8695
( 14612 تشکر در 645 ارسال )
شماره ارسال: #134
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

کاپیتان که اسکای * می گرفتی همه عمر ..... دیدی که چگونه اسکای کاپیتان گرفت ؟!

* : اسکای : آسمان

------------------------------------

اوست پایدار

متاسفانه با خبر شدیم که کاپیتان اسکای ( دوست تازه کافه ) هنگام گشت زنی  بر فراز آسمان رایش مورد اصابت پدافند ضد هوایی قرار گرفته و هواپیمای ایشان با کله به خاک مقدس آلمان برخورد نموده است. ما بارها به ایشان هشدار داده بودیم که قدرت پدافند رایش را به بازی نگیرند اما ایشان سر پر سودایی داشتند و بالاخره جان شیرین خویش را در این راه از دست دادند . امیدواریم که بتوانیم در اسرع وقت که از مراسم سالروز اینگرید فارغ شدیم , یک مراسم باشکوه هم برای ایشان ترتیب بدهیم. و الله مع الصابرین

تصویر هواپیمای کاپیتان اسکای

آخرین عکسی که از کاپیتان کشف شده است ...


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۰/۶/۱۶ عصر ۱۱:۰۸
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, ژان والژان, اسکورپان شیردل, بانو, الیشا, Classic, اسکارلت اُهارا, کاپیتان اسکای
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1614
( 3261 تشکر در 88 ارسال )
شماره ارسال: #135
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

(۱۳۹۰/۶/۱۶ عصر ۱۱:۰۸)سروان رنو نوشته شده:  

کاپیتان که اسکای * می گرفتی همه عمر ..... دیدی که چگونه اسکای کاپیتان گرفت ؟!

* : اسکای : آسمان

------------------------------------

اوست پایدار

متاسفانه با خبر شدیم که کاپیتان اسکای ( دوست تازه کافه ) هنگام گشت زنی  بر فراز آسمان رایش مورد اصابت پدافند ضد هوایی قرار گرفته و ...

درود به همگی! دوستتان دارم، در سفرم!

دوچرخه، کیف سفری، نت بوک، دوربین عکاسی کانون،....

به نیشابور رسیده ام! الان کنار تنها پیر و مراد زندگی ام عمر خیام هستم.

به سختی یه اینترنت درپیتی پیدا کرده ام تا چند کلمه بنویسم و احوال پرسی کنم

"انگار که نیستی چو هستی خوش باش!"

این هم عکسی که دیشب گرفتم.

راستش نمی توانم از خیام دل بکنم. سیحون، هنرمند بزرگ، شگفت بنایی برپا کرده که بی همانند است. هر جا هست زنده و سربلند باشد.

سروان گرامی و بزرگوار!

به زودی بر می گردم و پاسخ خواهم داد اما،

تا زمانی که رایش سوم ناتر و ME262khandekhandekhandeدارد، حلوای ما را نخواهی خورد.

****

در شگفتم! چرا پاسخ هواپیمای عجوزه ی ناتر را نمی دهید!

همگی خوش باشید!


(۱۳۹۰/۶/۱۶ عصر ۱۱:۰۸)سروان رنو نوشته شده:  

... بالاخره جان شیرین خویش را در این راه از دست دادند . امیدواریم که بتوانیم در اسرع وقت که از مراسم سالروز اینگرید فارغ شدیم , یک مراسم باشکوه هم برای ایشان ترتیب بدهیم.

از دوستان گرامی که بابت از دست دادن جان شیرین ما از سروان تشکر نموده اند هم متشکریم!


(۱۳۹۰/۶/۱۶ عصر ۱۱:۰۸)سروان رنو نوشته شده:  

اسپیت فایر ( نه اسپید فایر ! )

از نکته سنجی سروان هم متشکریم Supermarine Spitfire یک پرنده کوتاه برد شکاری و تنها هواپیمایی بود که در برابر موج حمله به انگلستان مقاومت کرد.  رقیب اصلی مسراشمیت، چابک و تیز و مانورپذیر با هشت تیربار کالیبر 308 هزارم اینچ  که در فاصله نزدیک در 1 ثانیه تمام هواپیمای دشمن را آبکش می کرد.

تلفظ T و D در زبان انگلیسی بسیار نزدیک است به همین دلیل به هر دو شکل اسپید و اسپیت آن را می یابید اما درست آن اسپیت فایر است.


(۱۳۹۰/۶/۱۶ عصر ۱۱:۰۸)سروان رنو نوشته شده:  

 Me-262 ... سرعت حدود 900 کیلومتر

با نبود ترمز هوایی، مثل این می ماند که با گلوله پشه را بکشی!( یا مثل کارگردان Wanted خیال بافی کنی!) هر جنگنده ای باید بتواند با کنترل سرعت، تغییر جهت و چرخش مناسب، حریف خود را در تیررس قرار داده آن وقت شلیک کند. فرض کن با سرعت 900 کیلومتر  بدون کم کردن سرعت بخواهی پشت هواپیمای دشمن قرار بگیری! ...


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۶/۱۷ صبح ۱۰:۱۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, اسکورپان شیردل, دن ویتو کورلئونه, ژان والژان, الیشا, Classic, اسکارلت اُهارا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1614
( 3261 تشکر در 88 ارسال )
شماره ارسال: #136
Rainbow انگار که نیستی، چو هستی خوش باش!

درود به همگی

آقا جای ما رو خالی کنید!

من این روزها کنار مرد بزرگی هستم که بیشتر از همه ی مردم روی زمین معنی زندگی را می فهمد.

باورش سخته،

نسیم خوش گل های شب بو و پنجره ای که رو به آرامگاه خیام باز می شود! 

صبح زود با صدای خوش حکیم بیدار می شوم

هنگام سپیده دم خروس سحری

دانی زچه رو همی کند نوحه گری

یعنی که نمودند در آیینه ی صبح 

کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری

و شباهنگام که سر بر بستر می گذارم از پشت پرده آواز می دهد:

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من 

وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو 

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من

جای دوستان خیلی خالی است

جای ما رو خالی کنین!

بودن در کنار بزرگ مرد و دانایی همچون حکیم عمر خیام، روحیه مرا دگرگون کرده!

درود به همگی!

بیچارگی ما اینه که:

اعراب و فرنگی ها باید درباره ی این بزرگوار فیلم بسازن و حرف بزنن و ما که، هم دم او  و هم نفس اوییم و او را بهتر از همه می فهمیم، خاموشیم.

چقدر بزرگان ما تنها و تنها و تنهایند، چقدر....!!!

کافه چی! یه چیزی برامون بریز که خیلی خرابیم، خیلی!


خیام اگر زباده مستی، خوش باش!

با ماه رخی اگر نشستی خوش باش!

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی، چو هستی، خوش باش!

***

******


--------------------------------*****************************-----------------------------------
یک نکته ی شگفت آور

"نگار من به لهاورد و من به نیشابور"

کاپیتان که اسکای می گرفتی همه عمر ..... دیدی که چگونه اسکای کاپیتان گرفت ؟!

آن قصر که بهرام در او جام گرفت 

آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

بهرام که گور می گرفتی همه عمر

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

"حکیم عمر خیام"


 در همان لحظه ای که سروان این نوشته را ارسال نموده، من پای آرامگاه خیام، با حکیم خلوت کرده بودم.

سروان، یا اهل تله پاتی هستی، یا با حکیم سر و سری داری و ازش خبر گرفته ای، یا از عوامل انگلیسا هستی، اما فکر می کنم دست نشانده ی هیتلر و رایش سوم باشی!

از آب گوشت بزباش چه خبر؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------------

سروان رنو گفته: 

آخرین عکسی که از کاپیتان کشف شده است ..-----------------------------------------------

سروان گرامی!

شما هم که جاعل شده ای و عکس جعلی می گذاری!

این عکسی است که پاولی پرکینزِ خبرنگار در کنار آرامگاه حکیم از کاپیتان گرفته است:


با گذاشتن تصویر جعلی یک هواپیمای ساقط شده و یک خلبان ناشناس، نمی توانید تبلیغات کنید و دیدگاه دوستان را نسبت به کاپیتان و اسپیت فایر تغییر دهید.

دوران تبلیغات مسموم شما دیگر گذشته است و شبهه افکنی و سیاه نمایی دیگر کاربردی ندارد. رایش سوم و دستگاه تبلیغاتی گوبلز در عصر روشنفکری و انفجار اطلاعات باید به دنبال راه کار دیگری همانند سوراخ موش باشند.

اسپیت فایر هنوز بر فراز آسمان ها می غرد و با هشت مسلسل خود هر متجاوزی از لوفت وافه را به آرامگاه ابدی اش راهنمایی می کند.


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۶/۱۹ عصر ۰۸:۰۸
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, اسکورپان شیردل, اسکارلت اُهارا, Classic, سروان رنو, گرتا
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,009
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 71


تشکرها : 8695
( 14612 تشکر در 645 ارسال )
شماره ارسال: #137
RE: انگار که نیستی، چو هستی خوش باش!

آقا جدا ما خوشحال شدیم که خبر مرگ شما نادرست بود. [تصویر: rainbowf.gif]

 البته من به گروه شناسایی هم گفته بودم که خلبانی در کابین نیست ( در عکس هم معلومه )  و احتمالا با چتر پریده بیرون اما گوبلز گفت که بذار بگیم خلبان مرده تا یه پروپاگاندای خوب بشه و روحیه خلبانان دشمن تضعیف بشه !

(۱۳۹۰/۶/۱۹ عصر ۰۸:۰۸)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

 

 در همان لحظه ای که سروان این نوشته را ارسال نموده، من پای آرامگاه خیام، با حکیم خلوت کرده بودم. سروان، یا اهل تله پاتی هستی، یا با حکیم سر و سری داری و ازش خبر گرفته ای، .....

قدرت  پلیس مخفی رایش ( گشتاپو )  را دست کم نگیر. ما حتی می دونیم که امشب چرچیل با پیژامه چه رنگی خوابیده . [تصویر: hippie7.gif]

و اما بعد ...

فکر نمی کنم هیچ شاعر ایرانی به اندازه خیام در جهان شناخته شده باشد. افکارش و معنی شعرهاش حتی در قرن 21 هم همچنان تر و تازه است. بعضی شعرهاش  ...

در کارگه کوزه گری بودم دوش  ....  دیدم دو هزار کوزه , گویا و خموش

 ناگاه یکی کوزه برآورد خروش  ....  کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش

. .... خداست ...


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۰/۶/۲۴ عصر ۱۱:۴۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترومن بروینک, کاپیتان اسکای, میثم, Classic, گرتا, ژان والژان
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 52


تشکرها : 1834
( 10632 تشکر در 62 ارسال )
شماره ارسال: #138
RE: قهوه خانه ی کافه کلاسیک ( احوال پرسی دوستان )

در گذشته های خیلی دور ، پشت تپه ای در اون دور دورها سیزده آدم برفی کوچولو با هم زندگی می کردن ! ( نه اشتباه شد ! اینکه اول یک برنامه زیبای تلوزیونی عروسکی پخش شده در برنامه کودک اوایل دهه شصت بود  که شاید هری لایم عزیز بتونه به کمک دوستان برای شناسایی بیشتر و یادآوری خاطرات بیشتری از اون سرنخ هایی رو به دست آورده و جمع بندی کنه ! )

بله می گفتیم در گذشته های خیلی دور یعنی اون هنگام که هنوز کاپیتان نیروهای متفق با سروان نیروهای محور ، اسپید فایر و مسراشمیت هاشون رو به رخ هم نمی کشیدن بودند مردانی بی ادعا که فقط و فقط به یک چیز می اندیشیدند : آیا بشر می تواند روزی و روزگاری پرواز را تجربه کند ؟!

اگه گفتین اسم ای دو برادر بی ادعا چی بود دوستان من ؟!

نه دیگه شما ها حتما می دونین ! چون اکثرتون از دورانی میایین  که هنوز شعر زیبای آرش کمانگیر و حکایت آلبرت شوارتزر و داستان پرواز و ... از کتابهای فارسی شما Delete !  نشده بودن !

میدونم که همگی شما (( اخوان رایت )) رو به یاد دارین ! همون (( ارویل )) و (( ویلبر )) رو !

شاید برای تماشای چهره این دو مرد بزرگ علاقمند باشین ، خوب این هم تصویر این برادران که  به برآوردن آرزوی خیلی از انسان ها پایان دادن : آرزوی پرواز  ....

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۷/۲ عصر ۰۷:۴۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : گرتا, سروان رنو, ژان والژان, کاپیتان اسکای, بانو, اسکارلت اُهارا
کاپیتان اسکای آفلاین
کاپیتان
*

ارسال ها: 290
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۳۱
اعتبار: 40


تشکرها : 1614
( 3261 تشکر در 88 ارسال )
شماره ارسال: #139
دن ویتو و کل کل هوایی؟

(۱۳۹۰/۷/۲ عصر ۰۷:۴۹)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

بودند مردانی بی ادعا...

دن بزرگوار! مقدمتان گل باران

می گفتین گاوی، گوسفندی، مستراشمیتی، حداقل ناتری پیش پاتون قربانی می کردیم.

سروان رنو هر چه زور زد نتونستkhande khandekhandeME262 و ناتر و مستراشمیت رو قالب کنه و مدت هاست به شکل پنهان سرک می کشه و بی گفت و گو، از کافه می ره بیرون!

یه نامه هم براش نوشتم که هنوز جوابی نرسیده!

هرچی زار زدیم که بابا این مبحث "هواپیما و سینما" رو ببرید به یک فضای مستقل، خبری نشد.

معلوم نیست چه بلایی سر سیاستمداران کافه و برنامه ریزان اون آمده!

گمان می کنم سروان در غم اینگرید پس از سال مرگش دست به هاراگیری زده!zzzz:

سروان که نشسته بود بر ساحل عشق     جان و تنش از جاری آب و گل عشق

در پای قمار عشق جان از کف داد              آخر نشدی که حل کند مشکل عشق

 

سروان که کبوتری خوش و خرم بود      با دلبرکان این جهان محرم بود

پر زد که رسد به خوب رویان بهشت   بی حور و پری جهان او ماتم بود

روانش شاد!


دن گرامی! پرواز همیشه زیبا بوده، همیشه ...!

من از کودکی به عشقی که پرستوها به ویراژ دادن توی بی کران آسمان داشتن غبطه می خوردم. 

این که خودت باشی و بی کران آسمان و تنهایی، زیباست!

بعد دوتا برادر پیدا بشن و راه تو رو به آسمون ها باز کنن!

پر بکشی به اوج آسمون ها! به آن اوج هزاران پایی! 

یادتون باشه که این دو، دو سال پیش از اختراع هواپیما، کتابی نوشته بودند و در آن ثابت کرده بودند که پرواز غیر ممکن است! دو سال پس از آن، خودشان هواپیما را اختراع کردند.shakkk!

برادران رایت! متشکریم

هر چند که هر دو امروز نیستند، روان هر دو شاد و در بی کران آسمان ها، پرهاشان گشوده و جان هاشان پر شادی باد!

داستان "سفر در رویا" و کارخانه ی رویاپردازی را در آرمان شهر دانش و فرهنگ نوشته ام. (اینجا)  تا بدانید که پشت پرواز چه رویاهایی بوده است. بیشتر بزرگداشت استادی بزرگوار همانند ژرژ ملی یس است که پیوندی استوار میان ژول ورن و نیل آرمسترانگ و پانصدهزار عاشق پرواز که در سفر به ماه نقش داشتند، برپا نمود.


ارادتمند: کاپیتان اسکای
۱۳۹۰/۷/۲ عصر ۱۰:۲۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : گرتا, سروان رنو, اسکورپان شیردل, ژان والژان, دن ویتو کورلئونه, بانو
سروان رنو آنلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,009
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 71


تشکرها : 8695
( 14612 تشکر در 645 ارسال )
شماره ارسال: #140
RE: دن ویتو و کل کل هوایی؟

(۱۳۹۰/۷/۲ عصر ۰۷:۴۹)دن ویتو کورلئونه نوشته شده:  

اگه گفتین اسم ای دو برادر بی ادعا چی بود دوستان من ؟!

البته قبل از این دو برادرِ پرتلاش , در چند صفحه قبل تر کتاب فارسی آن زمان , نامی از یک جوان ماجراجوی آلمانی به نام اُتو آورده شده بود که با ساختن بالهایی , اولین رویای پرواز بشر را جامه عمل پوشانید و صدها بار پرواز کرد تا اینکه یک روز در اثر باد شدید و طوفان .... narahat ... بعدها برادران رایت از نوشته های اُتو به خوبی استفاده کردند و با ترکیب اون با دانش مکانیکی خود که به دلیل سابقه ساختن دوچرخه و ... داشتند بال ثابت هواپیما را طراحی کردند .

(۱۳۹۰/۷/۲ عصر ۱۰:۲۰)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

 

سروان رنو هر چه زور زد نتونستkhande khandekhandeME262 و ناتر و مستراشمیت رو قالب کنه و مدت هاست به شکل پنهان سرک می کشه و بی گفت و گو، از کافه می ره بیرون!

اتفاقا من چند بار تک و تنها با Me-262 خودم اومدم روی لندن و هی مانور دادم اما یه دونه اسپیت فایر هم جرات نکرد بیاد بالا با من روبرو بشه. من هم چند بار دیوار صوتی رو بر فراز کاخ واکینگهام و ساعت بیگ بنگ شکستم و برگشتم پایگاه.

(۱۳۹۰/۷/۲ عصر ۱۰:۲۰)کاپیتان اسکای نوشته شده:  

  

 

 

من از کودکی به عشقی که پرستوها به ویراژ دادن توی بی کران آسمان داشتن غبطه می خوردم. 

اما من بیشتر از گنجشکها خوشم می اومد . آخه من یه تفنگ بادی 5/5 داشتم و پرستوها چون خیلی ویراژ و جاخالی می دادن زدنشون خیلی سخت بود اما گنجیشکها معمولا در یک مسیر مستقیم پرواز می کردن و می شد با هدفگیری خاصی اونا رو در هوا زد !  :D


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۰/۷/۲ عصر ۱۱:۵۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, ژان والژان, کاپیتان اسکای, الیشا
ارسال پاسخ