[-]
جعبه پيام
» <کاپیتان اسکای> به نظر من دوبله کارتون "سفر به مرکز زمین" از خود فیلم جذاب‌تر است.
» <کاپیتان اسکای> چکیده‌ای از کارتون قدیمی "سفر به مرکز زمین" با دوبله خاطره‌انگیز https://tamasha.com/v/N2z3D
» <rahgozar_bineshan> درود بر جناب شارینگهام
» <کاپیتان اسکای> 560 پوستر خاطره انگیز سینمای کلاسیک در پینترست https://www.pinterest.com/Filmnegar/cine...%8C%DB%8C/
» <شارینگهام> درست7سال پیش بود که در جستجوی جزیره اسرارآمیز و سفر به مرکز زمین بودم که کافه کلاسیک را یافتم.
» <مارک واتنی> رهگذر جان ... از اینجا این کارتون زیبا و قدیمی رو بصورت دوبله تماشا و دانلود کنید : https://www.namasha.com/v/jRu6hbaN
» <rahgozar_bineshan> ای کاش لینک دانلود کارتون جزیره اسرار آمیز هم پیدا می شد.
» <Kathy Day> موسیقی متن زیبا: https://hw6.cdn.asset.aparat.com/aparat-...5-360p.mp4
» <مراد بیگ> نوستالژی "سینمای دیگر" معرفی و پخش آثار کوتاه برگزیده ی ایران و جهان http://cafeclassic5.ir/thread-669-post-3...l#pid37310
» <دون دیه‌گو دلاوگا> سالها بود که این همه وهم و خیال در یک اثر موسیقایی ندیده بودم؛ توانستم ثانیه‌ها را بشمرم تا زمانِ پایان-اش: http://cafeclassic5.ir/thread-493-post-4...l#pid40939
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 10 رای - 4.1 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آخرین فیلم کلاسیک که دیدم ...
نویسنده پیام
شرلوك آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 126
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۹/۳۰
اعتبار: 21


تشکرها : 677
( 816 تشکر در 98 ارسال )
شماره ارسال: #101
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

اگر سریالهای خارجی که جدیدا پخش می شه رو دنبال کرده باشید (مثل nikita، person of interest و ...) حتما دیدید که توش یک بد و بیراهی به کشورمون ایران (در مقوله ساخت سلاح هسته ای یا کمک به تروریست) گفتند.

اما ایندفعه ی تو یکی از سریالها بنام supernatural اتفاق جالبی افتاد که هنوز مشکوکم منظور اینا چی بوده. اگر قسمت قبل این سریال رو کسی دیده می دونه که دیک رهبر لاوایاتانها یک محموله مهم از ایران می یاره. این هفته تقریبا مطمئن بودم که می خواد بگه مظهر شر که همین محموله بوده تو ایران مخفی بوده ولی اتفاق عجیبی افتاد. محموله سخن خدا بود که به زبان میخی بر روی یک سنگ حک شده بود و در داخل ایران قرار داشت. به هر حال برای من عجیب بود. شاید مذاکرات رو سریالها هم تاثیر مثبت داشته. :D

به هر حال این سریال بنی اسراییلی خیلی جذابه . پیشنهاد می کنم دوستان ببینند.

۱۳۹۱/۲/۱۶ عصر ۰۵:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, سروان رنو, اسکارلت اُهارا, دزیره, زرد ابری, dered, آماندا, خانم لمپرت, ماتیلدا
شرلوك آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 126
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۹/۳۰
اعتبار: 21


تشکرها : 677
( 816 تشکر در 98 ارسال )
شماره ارسال: #102
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

Act of Valor (2012)


محصول 2012 آمریکا

کارگردانی فیلم بر عهده Mike McCoy, Scott Waugh می باشد که ظاهرا اولین فیلم بلند سینمایی ایندو نفر است.

بپشتر ایندو نفر در قسمتهای بدلکاری فیلمها مشارکت داشتند. این فیلم یک فیلم

تماما اکشن می باشد و حتی بازیگرهای فیلم از سربازان نیروی دریایی آمریکا انتخاب شده اند. 

موضوع فیلم درباره یک دسته از نیروی دریایی آمریکا ست که ماموریتشان در ابتدا

آزادی یک مامور سیا از دست یک گروه قاچاقچی مواد و اسلحه است و در ادامه جلوگیری 

از یک عملیات تروریستی در خاک آمریکا است. 

صحنه های اکشن فیلم بسیار هنرمندانه و پر هیجان طراحی شده ولی در بعضی جاها

شبیه بازیهای کامپیوتری شخص اول می شود.

از آنجاییکه فیلم بر علیه مسلمانان می باشد بعید می دونم تو ایران دوبله و پخش بشه. 


۱۳۹۱/۳/۳ عصر ۰۲:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, Classic, سروان رنو, دزیره, زرد ابری, dered, خانم لمپرت, واتسون
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 2,042
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 76


تشکرها : 9372
( 15119 تشکر در 726 ارسال )
شماره ارسال: #103
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

(۱۳۹۱/۳/۳ عصر ۰۲:۳۹)شرلوك نوشته شده:  

از آنجاییکه فیلم بر علیه مسلمانان می باشد بعید می دونم تو ایران دوبله و پخش بشه. 

اتفاقا میشه. فقط در دوبلاژ میان همه چیز رو گردن اسراییل و صهیونیسم می اندازن :D


رویاهای ما زندگی واقعی ما هستند .
۱۳۹۱/۳/۴ صبح ۱۲:۵۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, شرلوك, سناتور, زرد ابری, alef, dered, فورست, خانم لمپرت
جو گیلیس آفلاین
فیلمنامه نویس
***

ارسال ها: 107
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۴/۱۷
اعتبار: 23


تشکرها : 726
( 1215 تشکر در 36 ارسال )
شماره ارسال: #104
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

بعضی فیلم ها هستند که ارزششون در چیزی است بالاتر از یک نمایش سینمایی. داستان توکیو از این دست فیلم هاست. فیلم نکاتی رو گوشزد می کرد که واقعا احساسات منو برانگیخت و در بعضی صحنه های فیلم چنان حس عجیبی پیدا می کردم که خودم رو واقعا شرمنده می دیدم. فیلم داستان زوج سالخورده ای رو به تصویر می کشه که برای دیدن فرزندانشون به توکیو سفر می کنند، اما بچه های این زوج که هم اکنون زندگی خوبی رو دارند، کار را ارجح تر از پدر و مادر می دانند.
به نظر من از فیلم برداشت های زیادی میشه کرد و من هم برای خودم برداشتی شاید متفاوت از صدها نظر موجود بکنم . فقط نکته ای که از آن درس گرفتم آن بود که :

تاج از فرق فلك برداشتن

جاودان آن تاج بر سر داشتن

در بهشت آرزو ره يافتن

هر نفس شهدي به ساغر داشتن

روز در انواع نعمت ها و ناز

شب بتي چون ماه دربر داشتن

صبح، از بام جهان چون آفتاب

روي گيتي را منور داشتن

شامگه ، چون ماه رويا آفرين

ناز بر افلاك و اختر داشتن

چون صبا در مزرع سبز فلك

بال در بال كبوتر داشتن

حشمت و جاه سليمان يافتن

شوكت و فر سكندر داشتن

تا ابد در اوج قدرت زيستن

ملك هستي را مسخر داشتن

بر تو ارزاني كه ما را خوشتر است

لذت يك لحظه مادر داشتن


من بزرگم... این فیلم ها هستند که کوچک می شوند
۱۳۹۱/۴/۲۰ عصر ۰۷:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شرلوك, اسکارلت اُهارا, دلشدگان, بانو, دزیره, Papillon, کنتس پابرهنه, حمید هامون, زرد ابری, مگی گربه, dered, ژان والژان, هانا اشمیت, خانم لمپرت
کنتس پابرهنه آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 149
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۶/۵
اعتبار: 43


تشکرها : 2682
( 2381 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #105
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

 فیلمی که اخیرا دیدم و به شدت از دیدنش لذت بردم آخرین فیلم از سه گانه ی آنتونیونی یعنی فیلم کسوف(خورشید گرفتگی)بود.فیلم از جایی شروع میشه که دختر جوانی(مونیکا ویتی)رابطه اش رو با معشوق خود به هم میزنه و ما در ابتدای فیلم دلیل به هم خوردن این رابطه رو نمیفهمیم.وقتی فیلم جلوتر میره و ما با روحیه ی دختر جوان بیشتر آشنا میشیم کم کم دلیل به هم خوردن رابطه ی او و معشوق اولش رو متوجه میشیم.در این فیلم مونیکا ویتی و آلن دلون هم بازی هستند.بعد از فیلم ماجرا این دومین فیلمی بود که از مونیکا ویتی دیدم و  بازیش رو خیلی دوست داشتم.

ناگفته نمونه که فیلم ریتم کندی داره و اگر به فیلمهای خاص علاقه ای ندارید فیلم واسه تون خسته کننده به نظر میرسه اما اگر شما هم طرفدار فیلمهای خاص مثل ماجرا هستید لذت تماشای این فیلم رو از دست ندید.

مونیکا ویتی و آلن دلون در صحنه ای از فیلم کسوف


کمین بگیر جهانت را ، سپس شکارچیانت را
به تیرِ معجزه آهو کن
۱۳۹۱/۷/۲۹ عصر ۰۴:۳۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, بانو, راتسو ریــزو, زرد ابری, دزیره, مگی گربه, dered, آماندا, پرشیا, ژان والژان, سروان رنو, هانا اشمیت, خانم لمپرت, واتسون, Memento
راتسو ریــزو آفلاین
پیانیست کافـه
***

ارسال ها: 107
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۲۶
اعتبار: 25


تشکرها : 977
( 1535 تشکر در 14 ارسال )
شماره ارسال: #106
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

Max and the Junkmen

ماکس و آهن پاره فروش ها / ماکس و آدم های جدلی

 

کارگردان : کلود سوته

بازیگران : میشل پیکولی . رومی اشنایدر

فرانسه - 1971

 

ماکس ( پیکولی ) پلیسی است به دنبال به دام انداختن عده ای تبهکار. سردسته تبهکاران با زنی به نام لیلی ( اشنایدر ) دوست است . لیلی برخی اوقات برای درآمد بیشتر در خانه ای بدنام کار میکند. ماکس به سراغ لیلی رفته و با او طرح دوستی ریخته و مشتری ثابت او می شود. ماکس خود را بانکدار جا می زند و به دروغ زمان تحویل پول در بانک را به لیلی لو می دهد. لیلی ماجرا را برای دوستان خلافکارش تعریف می کند. گروه به بانک دستبرد می زنند غافل از اینکه پلیس ها در بانک انتظار آنها را می کشند. گروه دستگیر می شوند ولی برخلاف وعده رئیس پلیس به ماکس مبنی بر بخشش لیلی، کمیسر پلیس می خواهد لیلی را بازداشت کند. ماکس با کمیسر درگیر می شود و او را با تیر می زند. پس از چندی ماکس را در جلوی چشمان لیلی به بازداشتگاه می برند.

 

قبل از هر چیز سلام به همه دوستان قدیمی و جدیدم در کافه کلاسیک که برای مدتی طولاتی از خوندن مطالب خسته کننده بنده راحت بودند، این دوری دلایل زیادی داشت که مهمترینش مشکل بسیار بزرگ کاری بود که برای من پیش اومده بود که خدا رو شکر مدتی است برطرف شده.


اما سینمای کلود سوته یک گنجینه است که شاید کمتر کسی اون طوری که لایق بوده به اون پرداخته. آدم های نازنین فیلم های کلود سوته نازنین ، گویی دوست داشتنی ترین آدم های روی زمین هستند. آدم هایی که عاشق شدن، غصه خوردن، خندیدن و در کل زندگی کردن اون با تمام وجود قابل درکه. از سزار و رزالی تا ونسان ، فرانسوا ، پل در ( ونسان، فرانسوا ، پل و دیگران ) تا نلی ( نلی و آقای آرنو ) تا دیگر شخصیتهای دوست داشتنی اش در همه خطرها را طبقه بندی کن یا چیزهای زندگی یا یک قلب در زمستان ، مادو و گارسون و ... با همه آن ها می توان زندگی و همذات پنداری کرد. ماکس و آهن پاره فروش ها یک عاشقانه غم انگیز و گیرا است. فیلمی که تا دقایقی بعد از تمام شدن هنوز باور آنچه دیده اید برای شما سخت است و توان بلند شدن از جلوی صفحه تلویزیون را از شما می گیرد. بعد از این همه وقت که دوباره سر و کله ام پیدا شده سعی کردم با یک پیشنهاد خوب اینجا باشم: تماشای آثار کلود سوته با بازیگران درجه یک اش. میشل پیکولی سرد ، رومی اشنایدر با جادوی چهره سحرانگیزش در این فیلم و فیلم چیزهای زندگی یا در کنار ایو مونتان در سزار و رزالی یا به تنهایی در بسیاری دیگر از آثار سوته یا دیگر ستارگان سینمای فرانسه.

در این چند خط سعی کردم بگویم سینمای کلود سوته یک سینمای دوست داشتنی به معنای واقعی کلمه است. سینمایی که در هیاهوی موج نو فرانسه کمتر دیده شد. سینمایی که احساسات واقعی در آن حرف اول را می زند.

از همین امشب شروع کنید تا در لذت حضور در این دنیای شگفت انگیز با هم سهیم باشیم.


تکرار می کرد: نمی شود کاری اش کرد... نمی شود کاری اش کرد...
خیلی خنده ام گرفت، انگار چیزی هست که بشود کاری اش کرد
. زندگی در پیش رو - رومن گاری
۱۳۹۱/۹/۹ عصر ۰۹:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, مگی گربه, سروان رنو, دانتس, رزا, دزیره, دلشدگان, بانو, کنتس پابرهنه, dered, زرد ابری, پرشیا, ژان والژان
دزیره آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۴
اعتبار: 34


تشکرها : 3112
( 2378 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #107
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

the kid with the bike     کودک و یک دوچرخه 

کارگردان:برادران داردان

بازیگران: thomas doret (سیریل) - cecile de france (سامانتا)

محصول سه کشور بلژیک ،فرانسه و ایتالیا -2011  

فیلمنامه:برادران داردان

ژان پیر و لوک داردان دو فیلمساز مطرح در سینمای امروز اروپا با فیلمی ساده و روان که یاد اور 400 ضربه فرانسوا تروفو است. دوربین همه جا دنبال پسرکی 11-12 ساله به نام سیریل است و فراز و فرود روحی وی را نشان میدهد.

در صحنه ی اغازین فیلم سیریل را میبینیم که گوشی تلفن را محکم چسبیده است و اصرار دارد که با خانه شان با پدرش تماس گرفته و سراغ دوچرخه اش را بگیرد.او چندی است که به خانه پسران بی سرپرست نقل مکان کرده.

در نیمه ی ابتدایی فیلم شاهد تلاش و دست و پا زدن های سیریل برای یافتن پدر و دوچرخه اش هستیم. او به هیچ عنوان نمی پذیرد، نمیخواهد که بپذیرد،پدرش او را رها کرده.

  او دوچرخه را به کمک زنی ارایشگر به نام سامانتا،بازمی یابد.سیریل از سامانتا میخواهد که اخر هفته ها را با او بگذراند.انها دچار مشکلاتی میشوند اما بالاخره بینشان محبت شکل میگیرد.محبتی که فقط در رفتارشان محسوس است.....

فیلم ، فیلم مهربانی های گاها کوچکی است که تاثیرات عمیقی بر جای می گذارد.هرچند همه جا در مورد این فیلم ، سخن از این مهربانی هاست اما به نظرم از تنها نامهربانی بزرگ فیلم نباید اسان گذشت.پدری که به راحتی، پسرش را نمی خواهد. حتی تمایلی به دیدار وی در پایان هفته ها هم ندارد زیرا مضطربش میکند!!

 به هر حال برادران داردان به اثار و عواقب این پدیده اجتماعی پرداخته اند و نشان داده اند که هنوز هم باید در این دنیای اشفته بازار، به مهربانی و اثرات ان ایمان داشت!

ونمیدانم چرا در تمام مدتی که این مطلب را درباره ی فیلم داردان ها مینوشتم ، به   میشائیل هانکه هم فکر میکردم.شاید به تفاوتهاشان و فاصله بین مهربانی و بی رحمی.

قطعات موسیقی که در برخی لحظات فیلم  کودک و یک دوچرخه شنیده میشود از اثار بتهوون است .کاملا با فیلم هماهمنگ بوده و  جزئی ازساختار ان محسوب میشود.گویی که فیلم با ان لحظات  نقطه گذاری شده است.

 این فیلم رقیب جدایی نادر از سیمین بوده است.

 



فایل های ضمیمه بند انگشتی
               

] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۱۳۹۱/۱۰/۶ عصر ۰۵:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, رزا, بانو, حمید هامون, دلشدگان, پرشیا, سروان رنو, dered, زرد ابری, راتسو ریــزو, ژان والژان, مگی گربه, خانم لمپرت, واتسون
دزیره آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۴
اعتبار: 34


تشکرها : 3112
( 2378 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #108
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

hitchcock - 2012

کارگردان: ساشا گرواسی

بازیگران : انتونی هاپکینز - هلن میرن - اسکارلت جوهانسون - جسیکا بل - جیمز دارسی

فیلمنامه : j.mclaughlin

هیچکاک فیلمی است که اساس ان را کتاب "الفرد هیچکاک و ساختن روانی" نوشته ی استفان ربلو تشکیل داده است.اما علاوه بر ماجرا ی ساخته شدن این فیلم معروف اقای دلهره ،به زندگی خصوصیش با الما نیز پرداخته است.

   فیلم با رونمایی موفقیت امیز از فیلم شمال ازشمالغربی اغاز میشود.هیچکاک که مصمم به ساخت فیلمی بهتر در خور شان و اعتبار خویش است در گیر کتابی از رابرت بلاچ میشود به نام "روانی" ، بر مبنای زندگی اد گین ،قاتل زنجیره ای.....

   انتونی هاپکینز این فیلم از هیچکاک هم هیچکاک تر شده است و این برای فیلمی که بیوگرافی است امتیازی مثبت تلقی میشود.

   انچه ما همیشه از هیچکاک همیشه استاد حس کرده ایم، هیچکاکی قوی، با جذبه و کاملا اتو کشیده بوده است اما در این فیلم میبینیم که اوهم مثل خیلی ادمهای معمولی است و حتی شیطنتهایی هم دارد. صبح ها در وان دراز میکشد و نیویورک تایمز میخواند و به لباس زیری که تن همسرش است نیم نگاهی می اندازد و البته یادش می ماند همان مدل را تن ماریون فیلم روانی کند. در دیوار اتاقش حفره ای پنهانی به اتاق تعویض لباس هنرپیشه های زن دارد و گاهی از انجا دید میزند! او هم لحظاتی را دارد که کم می اورد.مشکلات بیرونی ، مشکلات مالی ساختن فیلم و مشکلات درونی و البته غیر منصفانه، از المای مو قرمز خسته است و به او بی توجهی میکند. و المای باهوش ، توانا و صبور، صبور ، صبور که جاذبه داستان فیلم را هم بر عهده دارد و از همان ابتدای فیلم توجه هیچکاک به مو بلوند ها را می بیند.

  در فیلم سکانس هایی هست که هیچکاک در خیالش اد گین قاتل را می بیند و با او حرف میزند. عده ای که دائم این فیلم را با فیلم بانوی اهنین مقایسه میکنند و منتظر اسکار برای انتونی هاپکینزند ، معتقدند این صحنه ها مانند صحنه های حضور روح همسر مار گارت تاچر در بانوی اهنین زائد و اضافی اند.اما به نظرم این سکانسها بازتاب افکار هیچکاک است و چه بسا ادم را یاد فیلمهایی که از زندگی بیماران شیزوفرنی ساخته اند میاندازد!!!

 و در اخر این که نقشهای فرعی تر این فیلم مثل بازی اسکارلت جوهانسون در نقش جانت لی ،جسیکابل در نقش ورا مایلز و جیمز دارسی در نقش انتونی پرکینز ابدا چنگی به دل نمی زند. 

 

   



فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

] استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد . بالزاک
۱۳۹۱/۱۱/۹ صبح ۱۱:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آماندا, مریم, پرشیا, اسکورپان شیردل, حمید هامون, راتسو ریــزو, بانو, رزا, ژان والژان, سروان رنو, سی.سی. باکستر, کنتس پابرهنه, مگی گربه, فورست, Classic, اسکارلت اُهارا, دلشدگان, سم اسپید, واتسون
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1637
( 1200 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #109
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

كاملاً رونوشت از مجله دانستنيهـا ( شماره٧٢ ) - صرفا براي آگاه سازي دوستان

" فيلم ريدلي اسكات چقدر دقيق و مطابق با واقعيت است ؟

٦ دروغ بزرگ فيلم گلادياتورها

اگر چه فيلم مشهور گلادياتورها از بعضي جهات مثل تصوير كردن مدرسه گلادياتورها با واقعيت مطابقت دارد ولي در بسياري از صحنه ها آن چيزي را نشان نمي دهد كه واقعاً در تاريخ اتفاق افتاده است . البته دور شدن از حقايق بيشتر به اين دليل بوده كه فيلم هر چه جذاب تر و تماشايي تر شود .

    مثلاً يكي از دروغ هاي بزرگ فيلم اين است كه " ماركوس آرليوس توسط پسرش ، كومودوس در كلوسئوم به قتل رسيد ؛ در حالي كه او به علت طاعون و نه در روم بلكه در نزديكي شهر وين كه امروز در اتريش است از دنيا رفت .

دومين دروغ بزرگ اين فيلم اين است كه خود كومودوس در كلوسئوم كشته مي شود ؛ در حالي كه او را در حال استحمام به قتل مي رسانند .

و سومين دروغ بزرگ اين فيلم آن است كه كومودوس سال ها پيش از آنكه به قتل برسد امپراتور است ؛ در حالي كه [ در فيلم ] اين مدت بسيار كوتاه بوده است .

دروغ چهارم درباره اسم كلوسئوم است كه در فيلم به اين نام خوانده مي شود ؛ درحالي كه كلوسئوم در آن زمان به نام (( آمفي تئاتريوم فلاويوم )) شهرت داشت .

پنجم اينكه در فيلم گلادياتورها با رقبايي رقابت مي كنند كه از نظر قد و وزن از آنها بسيار متفاوت هستند ؛ در حالي كه در روم باستان جنگجوهايي را در مقابل هم قرار مي دادند كه قد و وزن نسبتاً مشابه داشته باشند .

و آخر اينكه هيچ گلادياتوري مثل ماكسيموس ، شخصيت اصلي فيلم به اين شكل در دنياي واقعي وجود نداشته است .



يك عكسي هم از راسل كرو گذاشته اند كه من نميتوانم آپلود كنم . 


Life Is Beautiful
۱۳۹۱/۱۱/۱۴ صبح ۱۲:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, ژان والژان, دزیره
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1637
( 1200 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #110
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

(۱۳۹۱/۱۱/۱۴ صبح ۰۲:۲۳)BATMAN نوشته شده:  

 نمیشه اسمش دروغ گذاشت


فیلمها معمولا بر اساس واقعیت ساخته میشن نه عینا واقعیت


البته آثاری مثل لینکلن تا حد امکان واقعیت بیان کردن با این حال ممکنه از حقیقت تاریخی دور باشه!


(این برداشت شخصیه)

با فرمايشتون موافقم ، و من در اين زمينه نسبت به سينما به شدت بي اعتماد هستم !

    به نظر من هيچوقت نميشود به موضوعات تاريخي كه در يك فيلم به آنها اشاره ميشود و يا فيلم بر اساس آنها ساخته شده است ، بصورت علمي نگريست ويا سنخيت و اعتبار تاريخي برايش قائل شد ! چون اين واقعيت انكار ناپذير است كه همه فيلمسازان ( از كارگردان گرفته تا عوامل پشت پرده =\= پشت صحنه ) از به تصوير كشيدن و بازگويي رخدادهاي تاريخي هدفي غير از آگاهسازي دارند و در پوست فيلم و در لواي سينما ، ميخواهند واقعيت را آنگونه كه تمايل دارند نمايش دهند . در اين ميان تحريفهاي تاريخي ، بصورتهاي مختلف روي ميدهد ، و بعضي از فيلمها و سريالها فقط جزئياتي با درجه كمتري از اهميّت را تغيير ميدهند( همين اسپارتاكوس ، يا بسياري از سريالهاي مذهبي ) ؛ و در عوض فيلمهايي هستند كه بالكل يك واقعه را از سويي به سويي ديگر سوق ميدهند و روايت ميكنند( مثال واضح و آشكار ، اكثر فيلمهايي كه از جنگ ويتنام توسط هاليوود تهيه شده است ، را مي توان اشاره كرد )!

     از اين دست نمونه ها ، قطعا سروران موارد زيادي را بخاطر مياورند ؛ بنده بدليل محدوديت دايره اطلاعات توضيح بيشتري نميتوانم به صورت علمي بيان كنم ! اما به طور قطع فيلمهايي چون : ٣٠٠ / آرگو / لينكلن و … از اين قاعده مستثني نيستند !

    اين ديگر شايد زياده روي باشد ، اما به عقيده من يكي از عوامل رونق يافتن و حتي بوجود آمدن صنعت سينما ، همين است . و از آنجايي كه سينما نسبت به كتب تاريخي براي مردم ( بخصوص جوانان و نوجوانان) ملموستر و قابل فهم و در دسترستر ميباشد ، سرمايه گذاري در زمينه هاي مختلف روي اين صنعت ، به شدّت افزايش يافته و البته تاثير بسزايي نيز بهمراه داشته است !


Life Is Beautiful
۱۳۹۱/۱۱/۱۴ صبح ۰۴:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 498
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 74


تشکرها : 391
( 7749 تشکر در 188 ارسال )
شماره ارسال: #111
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

(۱۳۹۱/۱۱/۱۴ صبح ۰۴:۵۳)فورست نوشته شده:  

    به نظر من هيچوقت نميشود به موضوعات تاريخي كه در يك فيلم به آنها اشاره ميشود و يا فيلم بر اساس آنها ساخته شده است ، بصورت علمي نگريست ويا سنخيت و اعتبار تاريخي برايش قائل شد !

دوست گرامی فورست (یا بعبارت صحیحتر: فارست) عزیز

شما بفرمائید در بین مقولاتی که به تاریخ پرداخته اند (اعم از کتاب ، سخنرانی ، رادیو ، تلویزیون ، روزنامه و ... و همه آنچه که ما اصطلاح اصحاب رسانه را بدانها اطلاق میکنیم) کدامیک در بیان تاریخ واقعا بی طرف و راستگو بوده اند که حال ما چنین توقعی را از سینما داشته باشم؟ آنهم سینمایی که در انتهای جدول هنر جا خشک کرده است !

سینما همواره (تاکید میکنم همواره) برداشت آزاد خود را از تاریخ (و حتی از منابع دیگر هچون ادبیات) به منثه ظهور گذاشته است چون : هرکسی ذائقه ای دارد و مسلما آنچه بنمودنی کار است همانی نیست که آن یک نفر قکر میکند. حتی در فیلمهای مستند تاریخی هم واقعیت مطابق با خواسته های سازنده به بیننده منتقل میشود و نه لزوما چنانکه رخ داده است (من پیش از این و سالهای قبل در مورد فیلمهای متعددی در این خصوص نوشتم که شاید مهمترینشان فیلم پیروزی اراده ساخته خانم لنی ریفنشتال باشد)

۱۳۹۱/۱۱/۱۴ صبح ۰۹:۳۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, پرشیا, راتسو ریــزو, BATMAN, بانو, ژان والژان, مگی گربه, سروان رنو, هایدی
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1637
( 1200 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #112
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

(۱۳۹۱/۱۱/۱۴ صبح ۰۹:۳۶)منصور نوشته شده:  

(۱۳۹۱/۱۱/۱۴ صبح ۰۴:۵۳)فورست نوشته شده:  

    به نظر من هيچوقت نميشود به موضوعات تاريخي كه در يك فيلم به آنها اشاره ميشود و يا فيلم بر اساس آنها ساخته شده است ، بصورت علمي نگريست ويا سنخيت و اعتبار تاريخي برايش قائل شد !

دوست گرامی فورست (یا بعبارت صحیحتر: فارست) عزیز

شما بفرمائید در بین مقولاتی که به تاریخ پرداخته اند (اعم از کتاب ، سخنرانی ، رادیو ، تلویزیون ، روزنامه و ... و همه آنچه که ما اصطلاح اصحاب رسانه را بدانها اطلاق میکنیم) کدامیک در بیان تاریخ واقعا بی طرف و راستگو بوده اند که حال ما چنین توقعی را از سینما داشته باشم؟ آنهم سینمایی که در انتهای جدول هنر جا خشک کرده است !

    حق با شماست ؛ اما من عرضم اين است كه تاثيري كه فيلم و رسانه نمايشي بر روي اذهان عمومي ( عموم در اينجا منظور قشري است كه از منابع مطالعاتي معتبرتر و بخصوص كتاب ، بي خبر است و اكثر جوامع را همين قشر تشكيل ميدهند ) ميگذارد ، بسيار بيشتر از منابع معتبر است ! يك فرد نا آگاه در هرجاي دنيا كه باشد ، وقتي فيلم ٣٠٠ را مي بيند بلافاصله آنرا به ذهن مي سپارد و ديگر بدنبال كسب دانش بيشتر در مورد وقايع نمايش داده شده نيست !

   بحث دقيقا اينجاست كه نقش سينما بسيار پر رنگ است ، و تحريفهاي تاريخي آن به شدت تاثيرگذارتر از كتب و روايات معتبر تاريخيست ! مثلا در امريكا هرچقدر هم كه منابع مطالعاتي گسترده اي در مورد گروگانگيري اول انقلاب ايران در آكادميهاي تخصصي وجود دارد، اما عمده ي اقشار جامعه واقعيت را آنچيزي ميدانند كه آرگو بيان ميكند ! و به آن اكتفا ميكنند( البته تبعات خاص خود را بهمراه مياورد كه نفرت و فاصله فرهنگي و  پيامدهاي بيشماري در گذر زمان ببار مي آورد )…

    خلاصه كلام ؛ واقعيات تاريخي براي افرادي كه خواهان آن هستند با تلاشي درخورِ حق موضوع، قابل حصول است .و با علم به اينكه هر منبع گوشه اي از واقعيات را در خود نهان كرده به كسب آگاهي ميپردازند .  اين افراد با مطالعه منابع گوناگون به حقايق ( تا حدود زيادي) دست ميابند و توانايي استنباط را نيز دارند ! … اما آيا همه اين چنين اند !؟ مطمئناً خير . وسينما دقيقا هدفش در بيان مسائل تاريخي ، تغذيه كردن اين افراد[ اذهان ] است . 



پي نوشت : دوستان ببخشيد كه اين بحث ، از موضوع جستار مربوطه دور شد . 


Life Is Beautiful
۱۳۹۱/۱۱/۱۴ عصر ۱۲:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, BATMAN, ژان والژان, مگی گربه, اسکارلت اُهارا
آماندا آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 104
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۵/۲۲
اعتبار: 8


تشکرها : 574
( 959 تشکر در 11 ارسال )
شماره ارسال: #113
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

اخيرا فيلم " خوابم مي آد " به كارگرداني رضا عطاران و بازي آقاي اكبر عبدي در نقش يك خانم مسن را نگاه كردم ، فيلمي كه شايد به دليل حضور اكبر عبدي و حركات زنانه اش  فروش خوبي داشته ولي فيلم از لحاظ فيلمنامه و محتوا در درجه پاييني قرار گرفته .

پرداختن به موضوع هاي كليشه اي در سينماي ايران اپيدمي شده است و ديدن رضا عطاران در دو فيلم " خوابم مي آد " و " ورود آقايان ممنوع " در نقش مردي تنها و دست و پا چلفتي كمي تكراري و خسته كننده شده است ، كاش كمي جانانه تر بازي مي كردند .


من چه میدانستم دل هرکس دل نیست

حمید مصدق
۱۳۹۱/۱۱/۱۷ عصر ۰۱:۱۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, ژان والژان, دزیره, BATMAN
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1637
( 1200 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #114
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

    مرثيه اي بر يك رؤيا - Requiem For A Dream

فيلمي كه قبل از ديدن خيلي تعريفش را شنيده بودم ؛ فيلمي از آرونوفسكي كه مثلِ چند كارِ ديگري كه قبلا ازش ديده بودم ، بازهم موضوع روان شناسي داشت . بدون هيچ اغراقي اين يكي از Black Swan و Wrestler و Pi خيلي بهتر بود ؛ يعني خوش ساخت تر و جذاب تر بود .

   فيلم در مورد مواد مخدر و اعتياد است. كارگردان به هيچ وجه سعي در منفور كردن يا بد جلوه دادن مقوله مذكور ندارد ، و اثبات اين مدعا را مي توان در سكانس هاي مختلف ديد . اما جريان به همين ختم نمي شود و پاياني درخورحق مطلب ، همانگونه كه انتظار ميرود صورت ميگيرد .

   توصيف :

فيلم از آنجا شروع ميشود كه هري ميخواهد تلويزيون خانه مادرش (سارا) را بدزدد و با پولش مواد مخدر بخرد و با دوستش بكشد . تلويزيون را ميبرد و در سمساري مي فروشد . بعد سارا باز همان تلويزيون را براي بار چندم (!) مي خرد . سارا كه تنهاست و علاقه خاصي به تلويزيونش دارد ، تصميم ميگيرد كه براي شركت در برنامه مورد علاقه اش وزن كم كند و بعد از امتحان كردن روشهاي گوناگون و بي نتيجه ، به پيشنهاد پيرزنهاي محل پيش دكترمي رود و داروهايي دريافت ميكند كه نه تنها تاثير زيادي روي كاهش وزنش دارد ، انرژي زيادي هم به او مي بخشد ! [ غير ارادي معتاد شدن ] • هري نيز كه از كشيدن مواد با دوستش لذت ميبرد [ اعتياد آگاهانه ] و هر دو در فكر كسب درآمد از همين راه هستند . و دوست دختر هري( ماريون) نيز در اين راه كمكشان ميكند و با پول حاصله قصد دارد شغل خود را توسعه دهد . او هم معتاد است و از كشيدن هروئين با هري لذت زيادي مي برد .[ اعتياد آگاهانه و تحت تاثير اطرافيان ] • دوست هري (تای ) نيز براي فرار از شرايط روحي به مصرف مواد روي آورده و لذت آن و توهمش را دوست دارد [ اعتياد تحت شرايط]

    كار وبار هري و تاي رونق ميگيرد و پول زيادي پس انداز ميكنند و هميشه مواد براي مصرف در اختيار دارند . هري در همين مدت به مادرش سر ميزند و تصميم ميگيرد هديه اي براي او ببرد ! و خوب ميداند كه هيچ چيزي به اندازه ي تلويزيون براي سارا با ارزش نيست . وقتي كه با سارا صحبت ميكند و سارا خبر لاغريش را در اثر مصرف داروها به او مي دهد ؛مادر در لحظه اي كه صحبت نمي كند ، صداي دندانهايش توجه هري را جلب ميكند و بعد از اينكه دليل را ميپرسد عصباني و ناراحت ميشود . او خود مي داند كه داروهاي مادرش حاوي مواد اعتياد آور زيادي است و از عواقبش بخوبس آگاه است . در اين سكانس بهترين ديالوگ سارا به چشم مي آيد و از دلتنگي ها و تنهاييهايش براي هري تعريف ميكند . و ميگويد كه براي فرار از پوچي و بي هدفي حضور در برنامه و پوشيدن لباس قرمزش را بهانه كرده و ميخواهد به اين بهانه از بي هدفي فرار كند .[ ديالوگي كه به نظرم او را كانديد دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر زن سال ٢٠٠٠ كرد ].

   بنا به دلايلي كار و كاسبي هري و تای بهم ميريزد و حوادثي يكي پشت ديگري زندگي هر سه يشان را تغيير ميدهد . هري كارش به تزريق ميكشد و دستش را قطع ميكنند . كايل زنداني شده و كار اجباري ميكند . ماريون ؛ ماريون براي رسيدن به مواد ، فاحشه ميشود . و اما سارا ؛ سارايي كه مهربان و دوست داشتني بود ، در اثر توهم ديوانه ميشود .

   اعتياد ؛ عشق ميان هري و ماريون را كاملا نابود كرد .

    تای ِ سر زنده و پر انرژي را افسرده مي كند .

   و سارا را به يك رواني مطلق تبديل مي كند !


پ . ن : موسيقي متن را بسيار پسنديدم ، اما بنظرم در چند صحنه هماهنگي آن با موضوع ضعيف است و بعضا اشكالاتي در آن حس ميكنم . نكته اي كه بسيار قدرتمند بود به نظرم ،  يك موسيقي دو بار تكرار ميشود و هر بار اثري كاملا متضاد با ديگري دارد ! در آغاز نويد بخش آرامشي زيباست ولي در پايان خشمي همراه با تنفر را دامن ميزند . و به شدت متحير كننده است .

http://cafeclassic4.ir/thread-73-post-15...l#pid15527

   روايت داستان ، عاليست ... ٤شخصيت با ٤ داستان متفاوت و سرنوشتي خاص ، هنرمندانه معرفي و پرداخت شده اند . و هيچ ابهامي را بر جاي نميگذارد.

   ديد بسيار استادانه آرونوفسكي به مسائل ، باعث شده كه فيلمي علمي و مطابق با واقعيتهاي اجتماعي و روانشناسي اعتياد از آب در بيايد . كه حس انزجار از اعتياد را به خوبي بوجود مي آورد .




فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

Life Is Beautiful
۱۳۹۱/۱۱/۱۸ عصر ۱۱:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دانتس, ژان والژان, حمید هامون, دزیره, مگی گربه, اسکارلت اُهارا, راتسو ریــزو, بانو, آماندا, BATMAN
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1637
( 1200 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #115
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

   پــرواز   /    Flight

باز هم فيلمي ديگر كه گوشه هايي از روان شناسي دارد . فيلمي دراماتيك كه در كمال تعجب نمره خوبي از منتقدين گرفته است !!! كارگردان فيلم كسي نيست كه قبلا تجربه اي اينچنين داشته باشد ، اما از پس همچنين موضوعي كه تقريباً فيلمهايي خسته كننده از آن درمي آيد ، خوب برآمده است .

     زمه كيس فيلم هاي موفقي همچون Forrest Gump و Cast Away در كارنامه دارد ، كارگردان ناشناسي نيست . و توانايي خاصي در درام سازي و پرداخت نقشهاي فراموش نشدني دارد . دنزل واشنگتن هم بخوبي از پس يك ستاره ي تمام عيار بازي كردن برآمده و نقشش را كاملا بدون نقص مثلِ هميشه بازي كرده است .

    توصيف :

فيلم را كامل باز نمي كنم تا در حق دوستاني كه نديده اند ظلم نشود .

بعد از سقوط يك هواپيما كه ١٠٢مسافر دارد ، ٦نفركشته مي شوند كه ٢نفرشان از خدمه و بقيه مسافر بودند . هواپيما توسط خلبان به بهترين نحو فرود آورده مي شود ، اما با اين حال به دليل مست بودن متهم شناخته مي شود ؛ خلبان ( ويپ ) يك الكلي است كه قبل از وقوع حادثه بخاطر الكلي بودنش خانواده اش را از دست داده است . بعد از سانحه سقوط ويپ چندين بار مي خواهد الكل و مصرف مواد را ترك كند ، اما هر بار به بهانه اي به سراغ آن باز مي گردد . تا جايي كه روز قبل از دادگاه هم با وجود توصيه وكيل به نخوردن مشروب ، او به شدت الكلي جات مي خورد . او در دادگاه سعي مي كند دروغ بگويد و الكلي بودنش را انكار كند ، همه ي مدارك به نفع اوست و كافيست كه دروغ بگويد . ولي ويپ در كمال تعجب همه چيز را اعتراف مي كند .

   قهرمان به جرم خيانت به اعتماد مردم مجرم شناخته مي شود و حبس مي شود !

••••

چون فيلم در ٢٠١٢ توليد شده ، جزئيات ضروري را بازگو نكردم .

فيلمي بسيار خوش ساخت با ايفاي نقشهاي عالي ، صحنه پردازي و موسيقي خوب . مطمئنا در ميان فيلمهاي اين سالها ارزش ديدن را دارد و وقتي كه براي ديدن آن گذاشته مي شود هدر نمي رود .


Life Is Beautiful
۱۳۹۱/۱۱/۲۲ عصر ۰۷:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : راتسو ریــزو, اسکورپان شیردل, پرشیا, دزیره, حمید هامون, BATMAN, مگی گربه, ژان والژان
سم اسپید آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 485
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 51


تشکرها : 2697
( 5151 تشکر در 125 ارسال )
شماره ارسال: #116
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

آرگو، ساخته بن افلک، 2012

آرگو سومین فیلم بلند بن افلک در مقام کارگردان است از آن دسته بازیگران بی استعداد متکی بر جذابیت چهره همچون تام کروز (البته کمی با استعدادتر از تام کروز) که پس از سالها بازیگری هوس کارگردانی کرده است. افلک از آن دسته بازیگرانیست که مانند جودی فاستر از کودکی و از سن 9 سالگی وارد سینما شده است ولی سیری که فاستر تا به امروز طی کرده و استعدادی که از خود نشان داده است هیچگاه در افلک دیده نشد. پیش از دیدن فیلم تصور آنچنانی از ساختار و کیفیت فیلم نداشتم هر چند که هیچوقت اعتقادی به انواع و اقسام جایزه و تعریف و تمجید جشنواره ها نداشتم و ندارم ولی از آنجا که هالیوود دست روی حساس ترین نطقه در روابط ایران و آمریکا و شاید بزرگترین اتفاق در سیاست خارجی ایران گذاشته بود تا حدودی خوشبین بودم ولی پس از دیدن فیلم کاملا نا امید شدم و به این نکته پی بردم که 100% با پشتیبانی محافل دست راستی و رادیکال آمریکا برای لطمه بیشتر به روابط دو کشور و جلوگیری از مذاکره مستقیم ساخته شده است. ای کاش اگر قرار بود چنین فیلمی ساخته شود از استیون اسپیلبرگ استفاده می شد. اسپیلبرگ فیلم های خوبی در این ژانر همچون فهرست شیندلر و مونیخ را در کارنامه خود دارد و در حال حاضر تنها کارگردانی که به نظر من می توانست فیلمی آبرومند و دارای استانداردهای جهانی از این داستان بسازد فقط خود اوست.

فیلم با وقایع نگاری کوتاهی از تاریخ ایران، روابط ایران و آمریکا و اتفاقاتی که از دید سازنده منجر به تسخیر سفارت آمریکا در سال 58 شده است می پردازد. با اینکه سکانس ابتدایی فیلم و محاصره سفارت تا حدودی خوب از کار درآمده است اما لهجه آمریکایی خلبان ایرانی هلیکوپتر از همان ابتدای فیلم تو ذوق بیننده ایرانی می زنه (و حتی در جائی دیگر لهجه افغانی) و به این نتیجه می رسیم که توجه چندانی به جزئیات نشده است. چنانکه در سکانس های بعدی نیز این چنین بی دقتی هایی کاملا مشهود است که به آنها هم خواهم پرداخت.

یکی از صحنه های مضحک فیلم پس از اشغال سفارت عکسی از آیت الله خمینی هست که با دارت هدفگیری شده است.

تا جائیکه من می دونم اصولا سفارت هر کشوری کارهای مهمتری از دارت بازی داره مضاف بر اینکه روابط ایران و آمریکا تا قبل از اشغال سفارت آنچنان تیره و تار نبوده و هیچیک از مقامات بلند پایه حکومت موافق اشغال سفارت نبودند. ایالات متحده آمریکا همانقدر که در سرنگونی دولت مصدق تأثیرگذار بود در به روی کار آمدن مذهبیون در ایران هم تأثیرگذار بود.

تدوین فیلم کیفیت خوبی نداره و با ضرباهنگ کلی فیلم همخوانی نداره، خصوصا در صحنه اشغال سفارت ترس و استیصال آنچنانی در کارمندان سفارت و بخصوص در مورد مراجعه کنندگانی که برای دریافت ویزا آمده اند دیده نمیشه. اصولا تدوین این چنین فیلم هایی که وقایع نگاری تاریخی رو نشان می دهند بسیار سخت و دشوار است و در مواردی که اساس داستان هم بر تعقیب و گریز و فرار استوار است تدوین باید آنقدر کیفیت مطلوب داشته باشد که حس همذات پنداری بیننده را تا آخر فیلم حفظ کند.

در بین سکانس ها تا حد ممکن باید از میان نویس استفاده میشد در حالیکه اصلا استفاده نشده است. در مورد فیلم هایی از این دست به دلیل اینکه جابجایی بین صحنه زیاد و تعداد لوکوشین ها هم زیاد هست، مضاف بر اینکه نمای معرف هم به بیننده نشون داده نمیشه حتما باید از میان نویس استفاده بشه وگرنه بیننده رو گیج و سردرگم می کنه.به عنوان مثال اولین نمای بعد از فرار از سفارت کات میشه به یک مکان نامعلوم در یک کشور نامعلوم:

و بلافاصله پشت سر هم دیالوگ های طولانی که اصلا به بیننده فرصت نمیده بفهمه کجا هست. اگه درگیر دیالوگ بشه لوکیشن رو از دست میده و اگه درگیر لوکیشن بشه دیالوگ رو از دست میده. کارگردان به خیال خودش تصور کرده حرکت پای کارمندان سفارت رو به حرکت پای کارمندان سیا کات بده تا هیجان فیلم حفظ بشه. ولی مشکل اینجا هست که ما با کارمندان سفارت آشنا هستیم با لوکیشن اونها آشنا هستیم ولی از نفرات بعد هیچ اطلاعی نداریم، مضاف بر اینکه هیچ ارتباط معنادار و زیباشناختی هم در کاتی که بین دو صحنه داده شده وجود نداره و بیش از یک تقلید کاملا ناشیانه از تدوین نیست. تدوین عصای دست کارگردان هست، هیچ فیلم خوبی نیست که تدوین خوبی نداشته باشه به همین کارگردان های بزرگ دنیا همیشه در کنار تدوینگران فیلم هاشون می شینند تا حاصل کار کاملا یکدست در بیاد.

نماهای کلیشه ای تو فیلم خیلی زیاد هست، بازیگر خونی که کف خیابون هست رو لگد می کنه برای اینکه ترس و اضطرابش به بیننده منتقل بشه، دائم آرم سپاه پاسداران رو در و دیوار نشون داده میشه، بازیگر هنگام فرار از سفارت دستش رو عکسی از نیویورک با برج های دو قلو میذاره که مثلا نشون داده بشه آرزوی آزادی و رسیدن به کشورش رو داره.

در بعضی از قسمت های فیلم وقایعی که در اون زمان اتفاق میفتاده بدرستی نشون داده شده و کاملا واقعی هست مثل صحنه ای که عده ای رو بطور فرضی تیرباران می کنن:

ولی در کل اینکه آیا با گروگان های آمریکایی هم اینچنین رفتاری شده یا نه خودش جای ابهام داره و بیشتر بخاطر ایجاد حس تنفر از انقلابیون در فیلم گنجانده شده.

یا مثلا صحنه اعدام خیابانی شخصی که معلوم نیست کی هست و به چه علت به اون شلیک میشه باعث تنفر مستخدمه سفارت کانادا از انقلابیون و کمک به فرار کارمندان سفارت میشه.

یه صحنه جالب دیگه که تو فیلم دیدم آرم بالای تاکسی های تو خیابون بود که در جهت عکس قرار داده شده بود و آدم رو یاد کرگدن مینداخت تا تاکسی، سن من که اونقدر قد نمیده ولی اگر از دوستان کافه همچین چیزی تا بحال دیده خوشحال میشیم ما رو هم مطلع کنه.

صحنه فرار انتهای فیلم هم کاملا کلیشه ای و بسیار بد ساخته شده و تعلیق آنچنانی به بیننده منتقل نمیکنه. در کل اینقدر که به معادل سازی و گریم اهمیت داده شده به فیلمنامه، کارگردانی و بسیاری مسائل دیگه هیچ توجهی نشده. در نوشته های انتهای فیلم کاملا زحمتی که برای شبیه سازی کشیده شده مشخص هست ولی صد افسوس که به اصل داستان، شخصیت پردازی و بسیاری حقایق تاریخی اهمیت داده نشده است. در واقع هدف اصلی فیلم همون مسائلی بود که ابتدای نوشته هام گفتم و چیزی بیشتر از اون نیست. از تمام اینها که بگذریم جالبترین صحنه برای من در این فیلم این صحنه بود:

صحنه پرواز هواپیمای حامل کارمندان سفارت بر فراز تهران و مشاهده 3 عدد موتور اسپلیت با مارک آرچلیک (ساخت ترکیه) در حد فاصل سال های 1979 تا 1980 پیش از اونکه اسپلیت اختراع بشه هست. خوشحال میشم دوستان دیگر کافه هم نظر خودشون رو در مورد این فیلم بیان کنند شاید من زیادی بدبینانه به فیلم نگاه کرده ام.


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۹۱/۱۱/۲۴ صبح ۰۱:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, پرشیا, BATMAN, اسکورپان شیردل, دزیره, فورست, راتسو ریــزو, جو گیلیس, بهزاد ستوده, حمید هامون, بانو, پدرام, مگی گربه, سناتور, Papillon, اسکارلت اُهارا, آماندا, دلشدگان, ژان والژان, کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, واتسون
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 729
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 72


تشکرها : 10072
( 11339 تشکر در 341 ارسال )
شماره ارسال: #117
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

سم اسپید گرامی چون خواسته بودین بقیه هم نظرشون بگن من هم اینکارو میکنم امیدوارم دیگر کاربران هم نظرشون بیان کنن

حس میکردم آرگو اتقاقات و حوادث و نکات مهم تری به تصویر کشیده اما تمرکز فیلم بیشتر بر شرح حال اون 6 نفر به همراه منجی اونهاست
 فیلم با فضای دلهره آور همراه یاس آغاز  میشه و در همون ابتدا مردی خشمگین که با حالتی سادیستی چیزی شبیه به عروسک با کارد! تکه تکه میکنه توجه بیننده به خودش جلب میکنه!  همین حالت در صحنه ای دیگر هم میشه دید که زنی با چهره ای دیوانه وار در میان تظاهرکنندگان به دوربین خیره شده و شعار سر میده! نمیدونم این مسئاله (تنفر شدید و در حد جنون ایرانی از آمریکایی) واقعیت داشته یا نه چون من در اون دوران حاضر نبودم پس برام تاریکه!
بعد از حدود 20 دقیقه فضای فیلم حالت آثار کمدی به خودش میگیره و کلا سبک و فضا تغییر میکنه حتی موسیقی! مثل اینکه فیلم دیگه ای شروع شده که اصلا با سبک این فیلم تاریخی سازگاری نداره! تکه کلامی هم که چندین بار تکرار میشه و نمیشه اینجا گفت! به درد همچین فیلمی نمیخوره!شاید فیلمساز با اینها خواسته اون فضای سیاسی و نامیدکننده رو جبران کنه اما من نمیپسندم
البته بعد همون 20 دقیقه از دیدن فیلم خسته شدم و از حوصلم خارج شد اما همچنان تماشا کردم و عقیده دارم فیلمی که انتخاب کردی بهتره تا آخرش بشینی پاش
بخش هیجان انگیز در اواخر فیلم جلب توجه میکنه و اضطراب خاصی داره البته چون از قبل میدونی قراره چه اتفاقی بیافته هیجانت فروکش میکنه!
کلا آرگو فیلم معمولی بود و شخصا خوشم نیومد فقط صحنه پایانی هواپیما که رهایی و آزادی نوید میداد برام جالب بود____________
فضای ایران هم جز تعدادی محدود نتونستن خوب در بیارن
صحنه های اکشن هم در مقایسه با دیگر فیلمهای اکران 2012 حرفی برای گفتن نداره!

در مورد بیان حقیقت تاریخی اون زمان از هر دو طرف انتقاد شده اما اگه در مورد اوضاع ایران بزرگنمایی کرده این موضوع غیر عادی نیست چون در اکثر آثار مشابه وجود داشته و هست

فیلم دیالوگها و کنایه های جالبی داره که از نقاط قوت فیلمه مثلا در صحنه ای هنرپیشه مشهور جایزه جشنواره های سینمایی رو با یه مورد بی ادبی قیاس میکنه! (یعنی گرفتن جایزه براش بی اهمیته) در جایی دیگه گلدن گلاب رو هم غیر مستقیم مورد تمسخر قرار میده (البته من اینطور حس کردم)نکات ریزی تو فیلم هست که شاید با یکبار دیدن نشه متوجه شد اما بخشهایی همون بار اول به چشم میاد به عنوان مثال

 روبان زرد که شاید نشانه امیدواری مردم آمریکا برای بازگشت گروگانهاست

یا در صحنه فرودگاه مهرآباد پرنده ای که در قفسه (طوطی آمریکایی! (ماکائوی اسکارلت) که از زیباترین پرندگان جهان محسوب میشه)

در صحنه ای هم تصویری از هنرپیشگان مشهور و کلاسیک روی دیوار دیده میشه



به نظر من خوش ساخت ترین فیلم از این دسته تا به الان خانه ای از مه و شن بوده

(در مورد آرم تاکسی به اون شکل به نظر گویای یه نماده! که در صحنه ای دیگر هم به نوعی دیگه میشد دید!)


آرگو میتونست با توجه به مبحث تاریخی مهمی که داره به اثری بزرگ و ماندگار تبدیل شه______


من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۱/۱۱/۲۴ عصر ۰۷:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, بانو, سم اسپید, پرشیا, اسکورپان شیردل, دزیره, راتسو ریــزو, مگی گربه, حمید هامون, اسکارلت اُهارا, فورست, ژان والژان, کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, هانا اشمیت, واتسون
سم اسپید آفلاین
پیشکسوت
*

ارسال ها: 485
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 51


تشکرها : 2697
( 5151 تشکر در 125 ارسال )
شماره ارسال: #118
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

(۱۳۹۱/۱۱/۲۴ عصر ۰۷:۵۸)BATMAN نوشته شده:  

(در مورد آرم تاکسی به اون شکل به نظر گویای یه نماده! که در صحنه ای دیگر هم به نوعی دیگه میشد دید!)

ضمن تشکر از دوست عزیز در مورد آرم تاکسی یه نکته رو اضافه کنم که کارگردان همیشه نمی تونه فضای رئال فیلم رو بهم بزنه، یعنی چیزی که در جامعه عرف هست رو به دلخواه خودش تغییر بده، درست هست که سینما زبان تصویر و هدف نهایی رسوندن مفاهیم مورد نظر کارگردان هست، ولی تغییرات اینچنینی باعث واکنش سخت منتقدین و بینندگان خواهد شد. یکی از مشهورترین این اتفاقات در سینما نمای داخلی هتل در فیلم غرامت مضاعف بیلی وایلدر هست:

منتقدین بیلی وایلدر رو مورد انتقاد و تمسخر قرار دادند و گفتند هیچ هتلی وجود نداره که درش به بیرون باز بشه، درست هست که وایلدر هیچ چاره ای نداشته ولی همین صحنه باعث ایجاد یکی از جنجال برانگیزترین صحنه ها در تاریخ سینما شده و همیشه از اون به عنوان یک خطای آشکار یاد میشه. اگرچه وایلدر نه تنها از دید من، بلکه از دید تمام منتقدین، کارگردان ها و بسیاری دیگر یکی از قابل احترام ترین و بزرگترین کارگردانان و فیلمنامه نویسان تاریخ سینماست.


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۹۱/۱۱/۲۵ صبح ۰۱:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, پرشیا, اسکورپان شیردل, دزیره, رزا, راتسو ریــزو, بانو, مگی گربه, حمید هامون, اسکارلت اُهارا, آماندا, ژان والژان, خانم لمپرت
سناتور آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 627
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 33


تشکرها : 3594
( 3998 تشکر در 187 ارسال )
شماره ارسال: #119
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

(۱۳۹۱/۱۱/۲۴ صبح ۰۱:۳۵)سم اسپید نوشته شده:  

آرگو، ساخته بن افلک، 2012

آ

شاید بشه گفت اکثر ما ازاین حکومت دل چندان خوشی نداریم اما نمی دونم چرا ازاینجور فیلم ها اصلا خوشم نمیاد وهیچ دوست ندارم برم سراغ دانلود و دیدنشون. مثل 300

۱۳۹۱/۱۱/۲۵ عصر ۰۹:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, نوستالژیکا
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1637
( 1200 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #120
RE: توصیف آخرین فیلمی که دیدم ...

اسكاى فال  /  Skyfall

فيلمي جديد از سري فيلمهاي جيمز باند 007 كه پايان بخش اين مجموعه فيلم ها مي باشد .

   هيچ نيازي به توصيف فيلم نيست. زيرا اينگونه فيلم ها كلاً يك موضوع هستند . و اين يكي نيز از اين قاعده مستثني نمي باشد . و تنها دليلي كه اين موضوع را مطرح كردم ، بيان نكاتي در موردآن است كه به نظرم خالي از لطف نيست !

    اصولا اين فيلم ها براي شخص بنده هيچ جذبه اي ندارد و تنها دليلي كه باعث شد ١٤٧ دقيقه وقتم را برايش تلف كنم ، بودن در جمعي بود كه آنرا تماشا مي كردند ؛ و من هم ناچار … • تمامي اين فيلمها قبل از ساختشان(!) به وضوح قابل پيش بيني و معلوم هستند . و تنها توصيفي كه مي شود از آن نمود ، اين است : يكي از ابر فيلمهاي سينماي popcornي و ديگر هيچ !! قصد كوبيدن فيلم را ندارم ، شايد عده اي آن را دوست داشته باشند ، اما با ديدن اين فيلم ها آدم هرچه بيشـتر به اين سخن ازعان مي يابد "مرگ سينمـــا " فرا رسيده و اين كارها اثبات اين مدعا مي باشد .

••• جناب سم اسپيد در مورد فيلم آرگو Argo تا حدودي نظراتشان را بيان كردند ، من هم ترجيح ميدهم در مورد اسكايفال اين كار را انجام دهم اما به شيوه اي خلاصه ! 

اسكاي فال فيلمي است كه جدا از فيلمنامه قوي و قابل تمجيد در نوع خود ، هيچ خصوصيت بارزي ندارد كه بتوان آنرا بيان كرد . بازيگري و نقشها قابليت برجسته شدن ندارد و روال معمول را جلو مي برد . فيلمبرداري اين فيلم در مقايسه با Master مرشد حرفي براي گفتن ندارد ! كارگردان فقط كار - گردان است و من كار خاصي از وي به چشمم نيامد . موسيقي معمولي ، تدوين خوب و صحنه سازي مناسب مي باشد . در كل فضا و موضوع اينگونه فيلمها جايي براي برجسته شدن ندارد و فرصت خود نمايي و بهتر بودن را به ركن هاي مختلف خود نمي دهد ! 

   فيلمنامه را پسنديدم ، چون واقعا بدون نقص است و بهترين شكل ممكن را دارد ! هيچ چيز اضافه اي ندارد و پيوستگي موضوعي و مفهومي با ساير فيلمهاي اين مجموعه را بخوبي رعايت كرده است . علاوه بر اين بهترين پايان ممكن براي جيمز باند را فراهم كرده است . 


Life Is Beautiful
۱۳۹۱/۱۱/۲۹ عصر ۰۴:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, زرد ابری, مگی گربه, آماندا, ژان والژان
ارسال پاسخ