[-]
جعبه پيام
» <کاپیتان اسکای> برگه ای ارزشمند در اینستا برای نمونه های کلاسیک دوبله instagram.com/persian.dubbing
» <Hari> به امیدرفع مشکلات بتمن عزیزوهمه دوستان دعا مکنیم
» <rahgozar_bineshan> بتمن عزیز! از صمیم دل برایت آرزوی موفقیت و بهروزی دارم
» <دون دیه‌گو دلاوگا> اشتباه دوبله‌ی "گربه‌های اشرافی"؛ تقدیم به بتمن گرامی و دیگر دوستان: http://cafeclassic5.ir/thread-94-post-37...l#pid37756
» <ژنرال> سلام دوست عزیز.امیدوارم مشکل جنابعالی هرچه زودتر حل شود
» <سناتور> بتمن عزیز درود.امیدوارم تنت همیشه سلامت باشه به ناز طبیبان نیازمند نباشه
» <مراد بیگ> دوست عزیزم جناب بتمن نمونه ی یک انسان خوش قلب ،متواضع و البته بلند نظر هستند من هم مثل دوستان برای ایشان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم.
» <BATMAN> یک دنیا تشکر از محبت همه دوستان، من هم برای همگی آرزوی سلامتی و نشاط میکنم، امیدوارم در آینده بتونم این لطف و محبتهارو تلافی کنم
» <کنتس پابرهنه> بتمن مهربون و عزیز از اعماق قلبم براتون دعا می کنم و یقین دارم که مشکلتون حل می شه...
» <سروان رنو> بتمن عزیز همانگونه که شخصیت "بتمن" مشکلات را حل می کرد حتما قهرمانانه بر مشکلات پیروز خواهد شد
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سایت های سینمایی
نویسنده پیام
ژیگا ورتوف آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 97
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 20


تشکرها : 474
( 1109 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: سایت های سینمایی

زاپاتای عزیز ، متاسفانه با تحریف بخشی از نوشته من شمشیر را کشیده و به من حمله ور شده اید . شاید هم این حمله ناشی از بد فهمی آن بعلت زبان کج و معوج من باشد. به اعتقاد من بیشتر برخوردها و درگیری ها در تمام دنیا علتش نارسایی زبان و الکن بودن گفته هاست .من هرگز نگفته ام کسانی که این فیلمها را جمع آوری و یا نگاه می کنند روانی اند.مشکل روانی داشتن با روانی بودن دو چیز متفاوت است . در دنیا علی الخصوص در کشور خودمان هیچ کس نمی تواند مدعی داشتن روانی کاملن سالم و بدون مسئله باشد ، یعنی از نظر روح و روان صد در صد سالم باشد. در کنار روانی کلمه تاریخی را هم آورده ام به این علت که بعد از انقلاب و سرخوردگی های وسیع توده های مردم ، گذشته برایشان حسرتی شده است که از کف رفته و چیز بهتری جایگزین در زندگی این روزگارشان نشده .این مسائل نیاز به مطالعاتی گسترده و در سطوح آکادمیک دارد . حتمن در جریان هستید چندی پیش استاد یوسف اباذری بعد از مرگ مرتضی پاشایی در دانشگاه بحث که نه جدلی در حد دشنام و ناسزا داشتند با هواداران پاشایی ، ایشان که استاد جامعه شناسی هستند به بدترین نحوی با مخالفانش برخورد کرد . توقعی که به هیچ نحو منطقی نیست و انتظار داشته باشی مردم همه به موتسارت و بتهون گوش کنند نه صدای فالش پاشایی!!! /جایی که عقاب پر بریزد / از پشه لاغری چه خیزد./ بله هر کس حق دارد هرچرا دوست دارد بشنود یا ببیند . و کسی هم حق ندارد به خاطر این شنیده ها و دیده ها به کسی توهین کند.من با تمام اختلاف سلیقه ای که با بسیاری از مردم دارم این اجازه را بخود نمی دهم که به آن ها توهین کنم . زاپاتا جان ، با این نوشته نمی خواهم بگویم من از سلامت روان برخوردارم . من هم مشکلات خاص خودم را دارم سال هاست بصورت دیوانه واری فیلم وموسیقی جمع می کنم چند ده هزارتا فیلم و ده ها هزار آلبوم موسیقی ، برای چه ؟ برای دیدن و شنیدن آن ها عمر نوح هم کفایت نمی کند.علت برای من روشن است و همه بر می گردد به محرومیت هایی که در دهه شصت بما تحمیل شد. همیشه نگران از دست رفتن فرصت های موجودم . همیشه نگران فردایی هستم که دهه شصتی دیگر شروع شود....مشکلات روانی که نوشتم از این دست درد هاست عزیز جان.
نوشته اید :

شما که علاقه ای به دیدن یکی از مهمترین فیلمهای موج نو نداشته اید چگونه 10000هزارتومان پرداخته اید؟


بصراحت نوشته ام علت خرید آن فیلم چه بوده . اگر روزی روزگاری جناب عالی هم از من چنین در خواستی کنید حتمن آن را اجابت خواهم کرد. هرچند معتقد باشم آن فیلم مبتذل است .
یک بار دیگر باید اظهار تاسف کنم از بدفهمی آن نوشته کوتاه . مبتذل بودن مربوط نمی شود به رقص فلان ستاره مکش مرگ ما و جاده اخلاق و عفت مورد نظر شما جاده ای نیست که من آن را ورود ممنوع کرده باشم . فیلم های A Clockwork Orange-Eyes Wide Shut-Lolita استانلی کوبریک به هیچ وجه مبتذل نیستند . چند سال پیش یکی از دوستان به علت مشکلاتی که داشت پزشک برایش نسخه دیدن فیلم پـــــــــــــــــــــــــــــورنــــــــــــو را نوشته بود.خب حالا من بیایم برای ایشان روضه خوانی کنم که داری از جاده عفت و اخلاق منحرف میشوی و به کج راهه افتاده ای ؟ نه زاپاتا جان ابتذال فقط به رقص و خواندن آواز و...نیست البته هر کدام این عناصر بصورت بی ربط فضای فیلم را اشغال کند به فیلم صدمه می زند . وقتی خوانندگی مهــــــــــوش بی دلیل فقط برای تضمین فروش فیلمی در آن گنجانده می شود وقتی ازصدای ایرج چپ و راست در طول یک فیلم استفاده می شود این ها به فیلم آسیب می زنند .اصلن این جا هدف سینما ، هدف فیلم گم می شود .درواقع فیلم ها به برآورد کردن نیازهای دیگر مردم که هیچ ربطی هم به سینما ندارد پرداخته اند.این قصه هنوز هم ادامه دارد . سینما را هم همه می دانند هنر هفتمش می خوانند . آیا به بالای 90 در صد فیلم های قبل از انقلاب می توان هنر اطلاق کرد. ارضای حس نوستالژی هم ربطی به هنر ندارد . هنر آن گوهر والایی است که در فیلم های عصرجدید و جویندگان طلای چاپلین تلالو دارد هنر آن جواهر درخشانی است که در تعداد زیادی از آثار هیچکاک چشم را خیره می کند. با وجود غنای تاریخ سینما از هزاران فیلم ارزشمند خود را بی نیاز می بینم از دیدن فیلم هایی امثال قیصر. از فیلم های بعد از انقلاب هم بطور مطلق من دفاع نکردم ، اصلن در مورد آن حرفی نزدم . آن کتاب چهار جلدی جمال امید را هم "تورق" کرده ام  باضافه یکی دو تا کتاب دیگر در این زمینه .با دیدن اسامی فیلم ها و اطلاعات مربوط به آن ها چه چیزی را می بایست متوجه شوم؟
هیج کس دوست ندارد در لیوان های کاغذی و پلاستیکی نوشابه و آب بنوشد .این را زندگی مدرن امروزی به مردم تحمیل کرده است . اگر گفتم جام سفالین دوهزار ساله برای نوشیدن آب نیست منظور دیگری داشتم که ظاهرن نگرفتید.در پایان خواهش می کنم شمشیرتان را غلاف کنید و تلاش کنیم اجاق دوستی ها و رفاقت ها را شعله ورتر کنیم .

۱۳۹۴/۳/۱۲ عصر ۱۰:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, سرهنگ آلن فاکنر, سروان رنو, خانم لمپرت, BATMAN, برو بیکر, فورست, ژان والژان, واتسون
زاپاتا آنلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 688
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2094
( 9569 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: سایت های سینمایی

(۱۳۹۴/۳/۱۲ عصر ۱۰:۲۴)ژیگا ورتوف نوشته شده:  

زاپاتای عزیز ، متاسفانه با تحریف بخشی از نوشته من شمشیر را کشیده و به من حمله ور شده اید .

ژیگای عزیز، من شمشیر را از غلاف نکشیده بودم که آن را در غلاف کنم ، شما باحکمی قاطع یکی از جریان سازترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران را مبتذل می نامید بدون اینکه با مصداق نظریه خود را بیان کنید. حتی استاد هوشنگ کاووسی که در زمان اکران قیصر با نقدهای منفی به آن تاخته بود ،19 سال بعد در جلسه انجمن منتقدان از مواضع گذشته خود کوتاه آمد.عناد استاد با گوشه ای از سینمای مبتذل موجب این نقدها شده بود. شما وقتی با صراحت آمار می دهید که 90درصد فیلمهای آن دوره بی ارزشند کاملا مشخص می کند که آشنایی شما با سینمای گذشته در حد بسیار ناچیزی است و اطلاعاتتان در حد همان چند فیلمی است که دیده یا در موردشان شنیده اید.

قیاس سینمای فقیر - چه از حیث محتوا و چه فنی - قبل از انقلاب با آثار چاپلین و هیچکاک نامنصفانه است.مگر تمام فیلمهای هیچکاک شاهکار هستند؟ از بین 58 فیلمی که استاد ساخته چندتای آنها شاهکارند؟با کلی گویی نمی توان حکم صادر کرد؟ شما اگر قیصر را کامل دیده اید علاقمندم دلائل مبتذل بودن آن را تشریح کنید .ما هرگز حق نداریم به سلائق متفاوت با خودمان با عباراتی چون روانی برخورد کنیم . بنده بهترین فیلمهای تاریخ سینمای جهان را دیده ام و در کنار آن هم فیلم به زعم شما مبتذل قیصر و قهرمان قهرمانان و ... کسی که خوره سینماست هم همشهری کین را می بیند و هم چیچو فرانکو و هم کج کلاه خان مرحوم بیک ایمانوردی را . حالا ممکن است چند دقیقه از هرکدام را بیشتر تحمل نکند و دوست نداشته باشد که آن بحث دیگری است.

من الان در سلامت روح و روان هرگز حاضر نیستم فیلم کسالت بار پرتقال کوکی مرحوم کوبریک را ببینم و کاری که متاسفانه روشنفکران بر سر سینما آورده اند ناشی از دیکته همین حرفهاست. ما گونه ای در سینمای ایران و شاید دنیا داریم بعنوان سینمای عامه پسند. بسیاری از فیلمهای ایرانی در زیر مجموعه آن قراردارند . حالا کسی مانند کمال تبریزی پیدا می شود و فیلمی استاندارد در این گونه می سازد و یکی هم مانند قدرت ا... صلح میرزایی ، شاخه گلی برای عروس را که از بدیهیترین اصول ساخت یک فیلم حرفه ای فرسنگها فاصله دارد.این تفاوت ناشی از نگرش دو فیلمساز است. در گنج قارون رقص یک بازیگر را داریم و در قیصر دیگری را . اما باید دید کدام فیلمساز از این سکانس چه بهره ای در روند داستان گرفته است.

چند هفته پیش سفری یک روزه به تهران داشتم که پس از انجام کارم ،یکی از دوستان عزیز کافه با توجه به وقت محدودم تور فشرده ای برایم تدارک دید که از ایشان خواستم من را به قطعه هنرمندان ببرد. بعد از ظهر پنجشنبه بود. از خیل سنگ قبور 4 قبر شسته شده بود و افرادی بر سرآنها فاتحه می خواندند. مرحوم فردین ،خسروشکیبایی ،پوپک گلدره و مرتضی پاشایی .

براستی اگر سینمای آن دوره به زعم شما اینقدر بی ارزش است چرا مزار فردین مملو از فاتحه خوان بود؟بیشتر کسانی که بر سر مزار او بودند متولدان دهه 60 و 70 بودند.جوانانی که اکثرشان عصر وی اچ اس را بیاد نمی آوردند یا خاطره ای مبهم از آن دوره داشتند.درباره مرحوم مرتضی پاشایی مطلبی را نمی گویم که سوء تفاهم نشود.(با بخشهایی از نظریات دکتر اباذری موافقم). پس آن جوان متولد اوایل دهه 70 سال 1344 فیلم گنج قارون را درسینما ندیده و حس نوستالوژیکی نسبت به آن دوران ندارد چرا در آنجا حاضر شده است ؟

ژیگای عزیز بهتر است به علاقه انسانها احترام بگذاریم و به ضرب و زور از آنها نخواهیم مثلا روشنایی های شهر چاپلین را ببینند. شما یک تحقیق کوچک در درب خروجی یک سینما انجام دهید و ببینید چند نفر از تماشاگران بلبت تهیه کرده اند که از هنر هفتم پند و اندرز بگیرند و در زندگی شخصی اشان از آن استفاده کنند؟!قطعا آنها آمده اند لحظاتی را فارغ از دغدغه های زندگی روزمره سپری کنند و فیلم ببینند. والا نیازی به این کار نداشتند و موارد حقیقی را در عالم واقعیت می بینند و برایشان کاملا ملموس است.

قصد من دفاع از سینمای نازل فارسی نیست . اما بر این عقیده استوارم که سینما یعنی سرگرمی و اگر این سرگرمی با ظرافتهای هنری تنیده باشد که دیگر ناب ناب است .اما درباره کتابهای جمال امید احتمالا منظورتان فرهنگ چهارجلدی سینمای ایران است که به مشخصات فیلمهای تولیدی از ابتدا تا کنون پرداخته است . اما کتابی را نام بردم تاریخ سینمای ایران است که به تفصیل به تاریخ سینمای ایران از بدو تولد تا سال 1369 پرداخته و شاید تنها کتابی باشد که برای شناخت سینمای ایران می توان به آن رجوع کرد و با اطمینان خاطر نظریاتش را پذیرفت.

۱۳۹۴/۳/۱۳ صبح ۰۹:۱۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پدرام, اتان ادواردز, حمید هامون, ژیگا ورتوف, سروان رنو, خانم لمپرت, BATMAN, پیرمرد, هایدی, سرهنگ آلن فاکنر, Jacques Clouseau, برو بیکر, rahgozar_bineshan, زبل خان, واتسون, L.B.Jefferies
ژیگا ورتوف آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 97
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 20


تشکرها : 474
( 1109 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: سایت های سینمایی

زاپاتا جان ! متاسفانه این دیالوگ دارد به مجرای تکرار برخی مفاهیم می افتد.شما می گویید من علاقمندان فیلمفارسی را روانی خطاب کرده ام و من می گویم فرق است بین روانی خطاب کردن و مشکل روانی داشتن . که مورد دوم را عرض کردم کمتر کسی را می توان مبرا از آن دانست . خودم را مثال زدم و بعد گفتم این گونه برخوردها راغیر اصولی می دانم و یوسف اباذری را برایتان مثال زدم و توهین به  دیگران را بخاطر علاقه به مرتضی پاشایی و فلان هنرپیشه بهمان فیلمفارسی غیر اخلاقی و بدور از یک تعامل متمدنانه دانستم .آن سه فیلم کوبریک را هم نه به عنوان شاهکار بل که به عنوان فیلم هایی که علیرغم استفاده از برهنــــــــگی  فاقد عنصر ابتذال و سوء استفاده های بصریند مطرح کرده بودم. ما عمر محدودی داریم که بیشتر آن صرف تلاش برای معاش درمان بیماری ها و حل گره های زندگی می شود.مهلت کمی می ماند تا بهانه های دل را پاسخ گوییم . گفتم ترجیح می دهم این مهلت اندک را به نحو احسن استفاده کنم . به جای دیدن فیلم قیصر و نظایر آن ، از میراث ارزشمند سینمای جهان استفاده کنم اصلن قصدم مقایسه سینمای بی بضاعت  و بقول شما بی محتوا یا کم محتوای ایران با سینمای جهان نبود.سینما هنر است . هنر هم زبان خاص خود را دارد . اکثر کسانی که در تولید فیلمفارسی ها مشارکت داشته اند حتی الفبای این زبان را هم نمی دانستند.کاسب بودند نه هنرمند.فردین هنرمند نبود .ولی روابط اجتماعی خوبی داشت و بمردم احترام می گذاشت آن کس که بالای سر قبر وی می رود برای هنر نمی رود.همین طور مرتضی پاشایی ، عوامل دیگری غیر از هنر ، مردم را به سرخاکش می کشاند. تشییع جنازه مهوش ، فردین و پاشایی  هیچ کدام برای هنر نبوده است. علت این تشییع جنازه های با شکوه را آدم هایی مثل اباذری باید بیابند که ایشان هم با آن برخورد مفتضحشان ، فحش و فحش کاری با مردم ، این تعامل را بگند می کشد. سینما هنر است . فیلم های عامه پسند ربطی به هنر ندارند. این ها از قماش همان چیزی است که پاشایی عرضه کرده است . 20 سال دیگر هیچ نشانی از این ها نخواهد ماند.فیلم های عامه پسند تاریخ مصرف کوتاه مدت دارد خیلی زود فاسد می شود.و بویش غیر قابل تحمل . همان گونه که سری فیلم های چیچو و فرانکو . همان گونه که فیلم های سه نفره گرشا سپهرنیا و متوسلانی . در صورتی که فیلم های د سیکا ، روسلینی و ...بهرام بیضایی و برخی فیلم های کوتاه گلستان و.. هنوز طراوت و تازگی خود را حفظ کرده اند و دارند نفس می کشند.این دسته از فیلم ها علاوه بر این که اوقات فراغت را اعتلا می بخشند به بیننده این امکان را می دهند تا با گام هایی استوارتر و محکم تر بسوی روشنی حرکت کند.
زاپاتای عزیز ، متاسفانه نمی دانم از کجا این تصور برای شما ایجاد شده من به عقاید دیگران احترام نمی گذارم . شاید ما دو تعریف متفاوت از احترام داریم .فقط در نوشته اول یک بار نوشتم "خود من چندان علاقه ای به این قبیل فیلم ها ندارم " آیا این بی احترامی به عقاید دیگران است؟ اگر چنین است حتمن کسی هم که بگوید من فیلم قیصر را دوست دارم ، بی احترامی به عقیده من خواهد بود؟در ضمن گمان نمی کنم وظیفه هنر پند و اندرز دادن باشد.این تنزل منزلت هنر است تحقیر آن و کاهش و حذف وظیفه آن.
" تاریخ سینمای ایران " نوشته جمال امید را نخوانده ام با همین نام کتابی سراغ دارم از مسعود مهرابی صاحب امتیاز مجله فیلم .
روزهایتان پربار و دلنشین

۱۳۹۴/۳/۱۳ عصر ۰۲:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, زاپاتا, پیرمرد, خانم لمپرت, سرهنگ آلن فاکنر, برو بیکر, فورست, ژان والژان, واتسون, L.B.Jefferies
ایرج آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 520
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 35


تشکرها : 963
( 6990 تشکر در 146 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: سایت های سینمایی

(۱۳۹۴/۳/۱۳ عصر ۰۲:۵۸)ژیگا ورتوف نوشته شده:  

اکثر کسانی که در تولید فیلمفارسی ها مشارکت داشته اند حتی الفبای این زبان را هم نمی دانستند.کاسب بودند نه هنرمند.فردین هنرمند نبود .

 بنده نمیخواستم این بحث را که پایان یافته دوباره ادامه دهم ولی با توهینی که به زنده یاد فردین شد وظیفه خود دانستم که از ایشان دفاع کنم .

دوست عزیز به نظر شما فردین هنرمند نبود؟ اگر فردین هنرمند نیست از دید شما کدام بازیگران هنرمند هستند؟ بازیگران حال حاضر ایران بی هنر و کاسب هستند که سینما را رو به نابودی برده اند. نام فردین با این بی احترامی ها  خدشه دار نمی شود چرا که در دل میلیون ها نفر جای دارد و بسیاری از مردم با فیلمهای وی خاطره دارند.

در مورد هنر فردین همین بس که تماشاگران را با سینما آشتی داد و سینمای مرده آن زمان را دوباره زنده کرد. از قرار معلوم شما دو سه تا فیلم مشابه از فردین بیشتر ندیدید که این طور پیش داوری می کنید؟ وی در کارنامه خود بازیهای متفاوتی در فیلمهای غزل – برزخیها – جبار سرجوخه فراری – زمین تلخ – گرگهای گرسنه – دهکده طلایی - زنها فرشته اند - جهنم زیر پای من – ناجورها – مردانه بکش و ... دارد. بهتر است اول کارنامه هنری یک بازیگر را خوب بررسی کنید و بعد مورد انتقاد قرار دهید.

آیا شما تمام کارهای فردین و بازیگران قدیمی دیگر را دیدید که آنها را بی هنر دانستید و این طور به سینمای قدیم ایران تاختید؟ مگر یک بازیگر در کارنامه هنری خود چند نقش متفاوت دارد؟ بزرگترین بازیگران جهان هم نقشهای مشابه زیادی دارند و در تعداد کمی نقش متفاوت ظاهر شدند. فردین در بازیگری هنرمندی شایسته بوده و هست.

فرمودید که فیلمهای عامه پسند تاریخ مصرف کوتاه دارند و زود فاسد میشوند. آیا بعد از گذشت پنجاه سال فیلم گنج قارون از یادها رفته و دیگر کسی نگاهی به این فیلم نمی کند؟

در مورد فردین اینکه مردم با عشق و علاقه ای که به وی داشتند در تشییع پیکرش شرکت کردند و بعد از گذشت سالها همچنان با شور و شوق به مزارش می روند ولی در مورد مرتضی پاشایی آن عده از مردم به دلیل مسائلی و از جمله جوگیر شدن به سر مزار وی رفته و آن ازدحام را ایجاد کردند در صورتی که او را اصلا نمی شناختند. تا قبل از فوت پاشایی خیلی ها نمی دانستند خواننده ای با این نام وجود دارد.

فیلمهای خوب فردین و امثال وی را بعد از گذشت سالهای طولانی بارها می توان دید اما فیلمهای بیضایی و گلستان و بازیگرانی که در فیلمهای اینها بازی کردند و به قول شما تازگی دارند همان یکبار دیدنش تا آخر عمر بس است.

.

 

۱۳۹۴/۳/۱۴ صبح ۱۲:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, برو بیکر, BATMAN, پیرمرد, سروان رنو, ژیگا ورتوف, هایدی, سرهنگ آلن فاکنر, فرانکنشتاین, اتان ادواردز, حمید هامون, rahgozar_bineshan, محمد, زبل خان, واتسون, L.B.Jefferies
پیرمرد آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 221
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۶/۶
اعتبار: 40


تشکرها : 4011
( 3924 تشکر در 59 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: سایت های سینمایی

آنچه که شخصاً به عنوان یک ناظر غیر حرفه ای و صرفاً  علاقه مند در نقطه نظرات اساتید مشاهده کردم، از نوعی قضاوت دارای پیش فرض بهره مند است که قدری بحث را از حالت حرفه ای خارج می کند.

در ابتدا هم عرض می کنم، چنانچه جناب فرانکنشتاین در جعبۀ پیام فرمودند، بنده هم فیلم های کوبریک را فاقد ارزش انسانی و هنری می دانم.

برای پیشگیری از جریحه دار شدن علایق دوستان، به مثال هایی خارج از سینمای ایران و خارج از سینما اشاره می کنم.

زنده یاد تختی برای ما نماد یک پهلوان و بلکه حقیقتاً جهان پهلوان است. امّا او در 8 بار ورود به رقابت نهایی در جهان، تنها سه بار به نشان طلا دست یافت. در مقابل ما موحّد را داریم که همدورۀ تختی است و 6 بار به نشان طلای جهانی دست یافته است امّا کمتر کسی حتّی نام او را هم به خاطر می آورد. خب آنچه که پرواضح است از لحاظ فنّی در جهان قهرمانانی برتر از تختی بوده اند و او را نمی توان قوی ترین مرد دنیا نامید اما در حیطۀ مردمداری و اخلاق انسانی او توانسته خود را جاودانه کند.

در زمینۀ بازیگری نیز جان وین را مثال می زنم که در بین تودۀ مردم آمریکا، شخصیتی محبوب بوده و هست. امّا همین شخص تنها یک بار از ساختار شناخته شدۀ خود خارج شد و در نقش چنگیزخان بازی کرد که اصلاً مورد توجّه قرار نگرفت.

در مورد اقبال مردم پس از مرگ یک انسان نیز عرض می کنم، اگر به کشورهای آسیای میانه تشریف ببرید ملاحظه می فرمایید ایشان بر سر قبر تیمور لنگ و امیر اسماعیل سامانی و بسیاری پادشاهان آن خطّّه می روند و حتّی به ایشان تبرّک می جویند،  امّا یک مورّخ حرفه ای هیچگاه بر اساس باورهای مردم، در مورد اعمال و افعال این پادشاهان در زمان سلطنتشان قضاوت نمی کند.

اینجا دو مسأله مطرح است یکی بعد هنری اثر و دیگری اقبال عامّه. شاید بتوان برای مقایسۀ آثار هنری این دو جنبه را در واژه برد اثر جای داد که البتّه هم از لحاظ مکانی و هم زمانی قابل بررسی است. بسیاری از آثار هنری در چارچوب همان مملکتی که در آن تولید شده اند، جایگاه مردمی دارند امّا برای بقیۀ مردم دنیا مفهوم چندانی ندارند. عرض بنده این است که در کشور ما حداقل می توان این واقعیت را پذیرفت که برد آثار هنری سینمایی ما به لحاظ مکانی معمولاً کوتاه است و تنها در جامعۀ خودمان مورد توجّه قرا می گیرد. در صورتی که ما زمانی سینما را آغاز کردیم که حدود نیم قرن از پیدایش آن و ربع قرن از پیدایش ماندگارترین آثار سینمایی جهان می گذشت. پس حداقل می توانیم قبول کنیم که امکان شروعی حرفه ای تر و بهتر هم بود.

چاپلین زمانی فیلمسازی را آغاز کرد که عمر سینما و خود او به 30 سال نمی رسید امّا آثار او چنان جاودانه است که بعد از قریب به صدسال هنوز هم تازگی دارد. چاپلین هنر را با فطرت آدمی در آمیخت. او واقعاً در صحنه زندگی می کرد. او دغدغه های تمامی انسانها را در قالب فیلم ارائه می داد و این کاری است که از یک ایرانی هم می توانست برآید.

۱۳۹۴/۳/۱۴ صبح ۰۸:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, زینال بندری, سروان رنو, ژیگا ورتوف, Keyser, هایدی, BATMAN, زاپاتا, سرهنگ آلن فاکنر, فرانکنشتاین, ایرج, Jacques Clouseau, برو بیکر, فورست, rahgozar_bineshan, زبل خان, واتسون, Memento
ژیگا ورتوف آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 97
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 20


تشکرها : 474
( 1109 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: سایت های سینمایی

پس حسین را ببردند تا بر دارد کنند. صدهزار آدمی گرد آمدند... درویشی در آن میان  پرسید که عشق چیست؟ گفت: امروز، فردا و پس فردا بینی!
آن روز بکشتند و دیگر روز بسوختند و سوم روزش برباد دادند، یعنی عشق این است.
پس در راه که می‌رفت می‌خرامید، دست اندازان و عیار وار می‌رفت با سیزده بند گران. گفتند: این خرامیدن چیست؟ گفت: زیرا به قربانگاه می‌روم.
چون به زیر دارش بردند بوسه‌ای بر دار زد و پا بر نردبان نهاد. گفتند: حال چیست؟ گفت: معراج مَردان سرِ دار است.
پس جماعت مریدان گفتند: چه گویی در ما که مریدانیم و اینها منکرند و ترا سنگ خواهند زد؟ گفت: ایشان را دو ثواب است و شما را یکی؛ از آن که شما را به من حُسن ظنی بیش نیست و ایشان از قوت توحید، به صلابت شریعت می‌جنبند و توحید در شرع اصل بُود و حُسن ظن فرع.
هر کس سنگی می‌انداخت؛ شبلی را گلی انداخت،  حسین منصور  آهی کرد. گفتند: از این همه سنگ هیچ آه نکردی؛ از گلی آه کردن چه معنی است؟ گفت: از آن که آنها نمی‌دانند، معذورند؛ از او سختیم می‌آید که او می‌داند که نمی‌باید انداخت.
                                                                      تذکره الاولیا

و ما همچنان
        دوره می کنیم
                   شب را و روز را
                                     هنوز را...
                                                         شاملو

با تشکر از پیرمرد عزیز و دوست داشتنی بخاطر مشارکتشان در این بحث و نکته های روشنگرشان.
پدیده های اجتماعی اصولن دارای یک پروسه بلند تولید تا مرحله ایجاد هستند. هیچ یک خلق الساعه نبوده و خود به خودی پدید نمی آیند.این پروسه شامل حرکت های اجتماعی همچون نمونه هایی که در تشیع جنازه های یاد شده بروز پیدا کردند و هم تولید آثاری همانند قیصر و گنج قارون می شود.مثال زیاد است شما در صحنه سیاست هم نمونه های بسیاری را می توانید همچون انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد سال 76 مشاهده کنید.ماهیت ، درستی و نادرستی ، اصالت این پدیده ها محل مطالعه و پژوهش های اهل فن باید باشد و زمان هم قاضی و داوری است که به تدریج پرده از ابهامات برداشته و بر واقعیت نور خواهد تاباند .گرچه روشن شدن واقعیت هم ، همیشه مورد دعوا و مناقشه علمای ذی ربط بوده است .ولی در مجموع این تحرکات در مسیر تاریخ حرکتی رو بجلو بوده است .فی المثل در سینما ما را از سفر به ماه  ژرژ مه لیس به سفر بین سیاره ای کریستف نولان رسانده است .ما پله پله بالا آمده ایم . اکنون از روی پله ای که ایستاده ایم وقتی به پائین نگاه می کنم می بینیم چقدر از گنج قارون فاصله گرفته ایم . خوب برخی خوش دارند همچنان روی آن پله های اولیه اطراق کنند آن ها را زمان به جلو هلشان خواهد داد.نمی توانند روی یک پله در جا بزنند.
ای کاش این فرصت را داشتم این فیلم را لحظه به لحظه اش را بررسی می کردم . از کارگردانی گرفته تا فیلم برداری و سناریو و آن ترانه هایی که اصلن در آنها کوچک ترین نشانه ای از ذوق و هنر نمی توان یافت. بازیگری تقی ظهوری " حسن جغجغه " با محمدعلی فردین با هم فرقی ندارد . حالا اگر فردین همچنان محبوب است و اسمی از ظهوری برده نمی شود این برمی گردد به همان نکته ای که پیر مرد عزیز در مثال تختی و موحد به آن اشاره داشتند.اگر بخواهیم حرکت های توده های مردم را به هر سمت و سویی نشان اصالت هر موضوعی بدانیم به بیراهه رفته ایم . روزگاری اکثر مردم آلمان فریاد هایل هیتلر می کشیدند.الان از آن مقطع تاریخی چه مانده است . جز ننگ و نفرت و هولا کاستی تلخ و سوزان بوسعت تمام اذهان ملتی که به بیراهه رفت.باری ...باری دیگر از حق اظهار نظر دیگران دفاع کنیم.بگذاریم راحت گفته شود بالای چشم ابروست.از شاملو بخوانیم :
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که رافضی ام دانستند
نماز گزاردم و قتل عام شدم
که قرمطی ام دانستند.
آن گاه قرار نهادند که ما و برادرانمان یکدیگر را بکشیم و
این
    کوتاهترین طریق وصول به بهشت بود!

۱۳۹۴/۳/۱۴ عصر ۰۱:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, سرهنگ آلن فاکنر, سروان رنو, برو بیکر, rahgozar_bineshan, ژان والژان, واتسون, Memento
ژیگا ورتوف آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 97
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 20


تشکرها : 474
( 1109 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: سایت های سینمایی

در این#18پست من اشاره ای داشتم به وبلاگ های فروش فیلم و کلاه برداری های اکثر فروشندگان.یک نکته را باید اضافه کنم در میان فروشندگان اینترنتی فیلم برخی را من همیشه سپاسگزارشان بوده ام . کارهای فوق العاده خوبی را با کمک این عزیزان توانسته ام ببینم . از جمله Reza_D که زیرنویس های خوب و خاطره انگیزی به عاشقان فیلم و سینما عرضه کرده و ظاهرن دیگر فعالیت نمی کنند .دیگری پدیده عزیز هستند که هرگز کارهای پر ارزش ایشان را فراموش نمی کنم و طعم شیرین تمام آن چه ایشان ارائه کرده است پیوسته زیردندان بیننده گان فیلم های با ارزش سینما خواهد ماند . هر کجا هست خدایش بسلامت دارد.

۱۳۹۴/۳/۱۴ عصر ۰۱:۵۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, خانم لمپرت, سرهنگ آلن فاکنر, BATMAN, حمید هامون, برو بیکر, واتسون, Memento, سروان رنو
زاپاتا آنلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 688
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2094
( 9569 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: سایت های سینمایی

ژیگای عزیز

شما دائما در توجیه مبتذل بودن قیصر و گنج قارون و... به سیاست هم پهلو می زنید. چه ارتباطی بین آنها می بینید؟ اما حتی یک دلیل برای توجیه نظریات خود نمی آورید . به گفته خودتان وقت دیدن گنج قارون را ندارید پس چگونه محکم بر سر عقیده خود ایستاده اید در حالی که این فیلم را ندیده اید؟! چرا به حرفهای منتقدانی که با پزهای روشنفکرانه خود سالها به سینمای ایران تاختند استناد می کنید؟

ظهوری و فردین را در یک کفه ترازو می نشانید و با دیگران مقایسه می کنید . کجای تاریخ سینمای جهان هنرپیشه نقش دوم بایستی همتراز نقش اول محبوبیت داشته باشد و در یک رده قرار بگیرد؟ اگر اینگونه باشد که نقش اولها در طول تاریخ سینما حق نقش دوم ها را خورده اند و دوم ها از سوم ها و الی آخر ...! جوری می گویید که انگار آدم و عالم جمع شدند که حق مرحوم ظهوری را پایمال کنند. اصلا کاراکتر تقی ظهوری مناسب نقش اول نبوده و تنها در فیلم در فیلم بده در راه خدا نقش اول را داشت که آن هم بخاطر سناریویی بود که زنده یاد مهدی سهیلی برایش نوشته بود. تقی ظهوری یک هنرپیشه نقش مکمل بود که با بازی در کنار فردین و کاراکتر علی بی غم به شهرت زیاد رسید . ظهوری قبل از گنج قارون 14 سال در سینمای ایران فعال بود همانگونه که مرحوم آرمان هم فعال بود.اما این گنج قارون بود که تقی ظهوری را به سینما روها بعنوان یک وردست بامزه شناساند. کسی مدعی نشده گنج قارون یک فیلم هنری است اما از لحاظ استقبال بی حد مردم طی این 5 دهه یک پدیده است . منتقدان بسیاری طی این 50 سال کوشیدند گنج قارون را نادیده بگیرند اما نه تنها موفق نشدند بلکه بالاخره معترف شدند که گنج قارون یک پدیده است . با تمام نقطه ضعفهای ساختاری اش.

شما می خواهید فردین را نفی کنید اما تاریخ سینمای ایران چیز دیگری را گواهی می کند . فیلم غزل مسعود کیمیایی فردین دیگری را به نمایش می گذارد که نشان از یک بازیگر توانا دارد.ما که نمی توانیم پز روشنفکرانه بدهیم و در نفی سینمای او و بازی هایش بکوشیم در حالی که فیلم غزل همین جا کنار دستمان است و به توانائی های او شهادت می دهد. می گویید گنج قارون مبتذل است خب با مصداق بگویید . کلی گویی که دردی را دوا نمی کند و بیشتر بر ابهامات می افزاید. می گویید قیصر بنجل است .اما نمی گویید چرا ؟  اما بنظر من این یک بازی تکراری با رویه روشنفکری است که سالها سینمای ما را آزار داده است . هر چیزی در جای خود باید بررسی شود . هیچکاک در جایگاه خود و فیلمفارسی هم در جای خود.

همان ابراهیم گلستان که مد نظر شماست اخیرا از نمایش فیلمهایش در جشنواره تورنتو خودداری کرد و اعلام کرد که باید فیلمهای کلاسیک ایرانی را در این جشنواره شرکت دهند . فیلمهای خاچیکیان و سیامک یاسمی و قیصر کیمیایی. می بینید ابراهیم گلستان هم معترف به این قضیه است . بنده این دو روز تعطیل با کمال افتخار فیلم خداحافظ تهران خاچیکیان را دیده ام و در کنار آن هم دو فیلم کمدی از لویی دوفونس . امروز هم و اینک آخرالزمان فرانسیس فورد کاپولا را . همان لذتی را که از خداحافظ تهران بردم از فیلم کاپولا هم بردم . اما نمی توانم فیلم خاچیکیان را نفی کنم و بنجل بنامم و به آن بتازم که خدای نکرده جناب کاپولا ناراحت نشوند!حداقل با خودم روراستم!

۱۳۹۴/۳/۱۴ عصر ۱۱:۴۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : فرانکنشتاین, خانم لمپرت, سروان رنو, پیرمرد, هایدی, BATMAN, Princess Anne, حمید هامون, برو بیکر, rahgozar_bineshan, واتسون
ژیگا ورتوف آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 97
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 20


تشکرها : 474
( 1109 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #29
RE: سایت های سینمایی

زاپاتا جان ! در این که گنج قارون و قیصر پدیده بوده اند با شما اختلاف نظر ندارم و عرض کردم پدیده های اجتماعی و هنری طی قانونمندی خاصی به منصه ظهور می رسند.عوامل سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی و شرایط تاریخی و گسترش رابطه با جهان و بسیاری دیگر عوامل در خلق این دو اثر تاثیرگذار بوده اند.گفتم ظهور پدیده ها خلق الساعه نبوده و طی یک پروسه بعضن طولانی بوجود می آیند.خود این پدیده ها بی تردید بستر را برای ظهور پدیده یا پدیده های دیگر فراهم می کنند.بررسی و تحقیق این موضوع ، اگر تا کنون نشده باشد ، کار من نیست چرا که توانایی آن را نداشته و احاطه لازم برای موشکافی کلیه عواملی که برشمردم در آن مقطع تاریخی را ندارم.
برای اطلاعتان عرض می کنم این دو فیلم را بیش از یک بار دیده ام و شکاف عمیقی بین این دو برای ارزشگذاری می بینم .گنج قارون را در ژانر فیلم های آبگوشتی ارزیابی می کنم . قیصر با فاصله زیادی از گنج قارون قرار دارد.مسعود کیمیایی کسی است که به کارش مسلط است و ابزار فیلم سازی را بخوبی می شناسد.گوزن های وی فیلم درخشانی است.اگر به غزل هم بخواهم ستاره بدهم از 5 ستاره دو ستاره بیشتر نمی دهم که این دو ستاره هم یک علتش قصه کوتاه مزاحم نوشته بورخس است که مبنای سناریوی فیلم قرار گرفته است.از فیلم های قبل از انقلاب کیمیایی فقط بلوچ را ندیده ام و فیلم های بعد از انقلابش سرب قابل تحمل تر است و متروپل هم که آخرین فیلمش باشد علیرغم شروعی خوب بتدریج تبدیل به فیلمفارسی می شود.کلن ایشان را بخاطر در اختیار گذاشتن استعدادش برای اهداف یکی از نیروهای نطام آدم .... می دانم.
نوشته اید " ظهوری و فردین را در یک کفه ترازو می نشانید و با دیگران مقایسه می کنید ...اصلا کاراکتر تقی ظهوری مناسب نقش اول نبوده..." می گویم خیر این دو را در دو کفه ترازو قرار دادم از نظر بازیگری با هم مقایسه کردم نه هیچ چیز دیگر .کاراکتر را یک بازیگر توانا باید بسازد . هیچ کاراکتری ذاتا در وجود هیچ کس نیست .اغلب نقش هایی که این دو بازی کرده اند شبیه هم است
نوشته اید :"همان ابراهیم گلستان که مد نظر شماست..." من به چند تا فیلم کوتاه ایشان اشاره داشتم . هر عملکرد و هر گفته ایشان را نمی پسندم . در کتاب نوشتن با دوربین که چهار مصاحبه پرویز جاهد با ایشان است . اولا اشک بدبخت جاهد را با اهانت هایش در می آورد و در ثانی به اکثر شاعران و نویسندگان از احمد شاملو گرفته تا نجف دریابندری با تحقیر کردن و اهانت های بی ادبانه برخورد می کند. ایشان بشدت رفیق باز و باند باز است .به گمان ایشان ذکریا هاشمی بهترین نویسنده و کارگردان است و شاعران هم پیاله اش بهترین شاعران عالم .آخرین کتابی که از ایشان خواندم ( بنام نامه به سیمین ) در جای جای آن تحجر و فرقه گرایی وی مشهود است . سن زیاد هم گاهی موجب انحطاط افکار بعضی ها می شود !!!

۱۳۹۴/۳/۱۵ صبح ۱۰:۲۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, برو بیکر, سروان رنو, rahgozar_bineshan, واتسون
منصور آنلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 388
( 7614 تشکر در 133 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: سایت های سینمایی

(۱۳۹۴/۳/۱۲ عصر ۱۲:۳۶)ژیگا ورتوف نوشته شده:  

الباقی فیلم ها هم یک مشت آشغال و تصاویر مستهجن و دل بهم زن هستند که فقط بدرد موزه می خورند . تا آیندگان ببینند چه بنجل هایی را بنام هنر در مقطعی از تاریخ بخورد مردم می دادند و همه می دانیم کسانی که به موزه می روند هرگز با ظرف های سفالی دوهزار ساله آب نمی نوشند . ظرف سفالی دو هزار ساله امروزه برای هدف های دیگری نگهداری می شود .

لزومی ندارد هر کس آثار مبتذل آن دوره را برای دیدن و داشتن تهیه کند.اگر گرایشی برای دیدن این قبیل فیلم ها مشاهده می شود ناشی از هزار مشکل روانی و روحی و تاریخی مردمی است که راه را عوضی می روند.

دوست گرامی

باید اعتراف کرد شما مغلطه گر قهاری هستید.

ابتدای امر و در لفافه ، بینندگان آثار پیش از انقلاب را "راه عوضی رو" خطاب میکنید و وقتی به لحن شما اعتراضی صورت میگیرد سخن خود را به نوعی تطهیر کرده و آنرا با مشکلات روحی روانی عمومی همه مردم پیوند میزنید!

لحن شما مرا یاد عده ای از متعصبین اوایل انقلاب انداخت که میگفتند باید لودر و بولدوزر به تخت جمشید برد و تمام بقایای شاهان را از بین برد چون شاهان هرچند بودند مبتذل بودند ، راه عوضی رو بودند ، بنجل بودند و دل بهم زن.

به درست به موزه اشاره کرده اید اما مفهوم را به غلط و با لقمه ای خاص از پشت سر به دهان میگذارید. طبیعی است هر هنری حشویات و زوائد نیز داشته باشد. البته تا زوائد را از دید چه کسانی ببینیم. چیزی که در عالم سینما من خوشم نمی آید (یا جامعه روشنفکر و منتقد خوشش نمی آید) نامش زوائد نیست. این خط کش لوده را از هیچوقت و تکرار میکنم هیچوقت بکار نگیرید تا با کم کردن از کسی یا چیزی بر قدر خود بیفزائید. عوامل بیشماری در این تمییزها دخیلند. از اقبال عمومی مردم و مقتضیات زمانی و مکانی بگیرید تا داشته ها و نداشته ها.زوائد هنری پایه های هنر اصیلند. درهر برهه  و زمانی که باشند. اینها ساخته میشوند تا بهتر از اینها ساخته شود. بنابراین هیچوقت تیشه بر ریشه این پایه ها نزنید (حتی در قالب سفسطه و مغلطه). نصرت اله وحدت در یک مصاحبه گفت : پایه های سینمای ایران را را امثال ما گذاشتند اما سالها بعد کسی از ما یاد که نکرد هیچ ، قلم هم برداشت تا روی ما را سیاه هم کند ... و من متاسفم که شخص شما یکی از مصداقهای بارز صحبت ایشانید...

آثاری که در قالب هنر (در مفهوم خاص) تولید میشوند (از نقاشی بگیرید تا سینما) هرچه باشند باید نگهداری و بدقت مراقبت شوند. هرچه که باشند. یک فیلم با یک آشغال فرق دارد. آشغال را باید دور انداخت . چرا؟ چون یک زباله قابلیت خود را در قالب مصرفی که از آن میشود پس داده است و مجددا قابل در همان شکل قابلیت استفاده نیست (بازیابی ها را کنار بگذارید) ، اما یک اثر هنری را نه. هرچه که باشد. هرکدام ازینها بیانگر ذائقه های مردم در دوره ای خاصند. هریک از اینها مبین بخشی از فرهنگ (مرده یا زنده ، ابدی یا مقطعی) یک ملتند ، هریک از اینها حکم آجرهائی را دارند که بنای یک ساختمان به اسم سینما را ساخته و پرداخته کرده اند. شما حق ندارید آجرهائی را از این ساختمان بیرون بکشید که از رنگ و جنس آنها خوشتان نمی آید. حق دارید خود نپسندید  اما حق ندارید به دیگران هم دیکته کنید که نپسندند و آرشیو آنها را جمع آوری نکنند و در مورد آنها صحبت نکنند و از آنها دفاع نکنند.

مردم ما ذائقه های کم و بیش ثابتی دارد. این ذائقه ها زمانی خود را در قالب فردین و ناصر ملک مطیعی نشان میداد. آرزوی رسیدن به آرزوها ، یک شبه پولدار شدن ، داشتن چهره ای زیبا که جنس مخالف در برابرش کرنش کند ، مردانگی و صلابت در برابر ظلم ، وفای به عهد ، خوشبختی و ... مردم ما تمام این خصلتهای ستوده را زمانی در هیبت فردین می دید. مردی که تمام اینها را یکجا داشت. در قالب یک فیلم. آرزوهای مردم روی پرده سینماها بود. مردم از سینما (با تمام نقصها و نداشته هایش) تا عمق جان لذت می بردند. توجهی نمیکردند که کارگردانی و موسیقی و چهره پردازی و فیلمبرداری و دکوپاژ یعنی چه. آنچه بود سینمای دل ها بود. مردم دوست داشتند علی بی غمی را ستایش کنند که واقعا گنج قارون نمیخواست . کسی که برده ثروت باشد در دیدگاه مردم محکوم به فناست. مردم دوست داشتند در پرده سینما ثروتمندان متکبر را کوچک و کوچکهای جامعه را بزرگ ببینند چراکه عامه مردم از جنس همین کوچک ها بودند. شما با تحقیر آنگونه سینما در واقع خط بطلان بر آرزوهای مردمی میکشید که خود بخشی از آنید. درست است که از لحاظ هنر سینما این فیلمها عمدتا ضعیف بودند اما هرچه بودند مبین آمال این ملت بودند. مردم ما با این فیلمها و قهرمانانشان زندگی کرده اند. و شما از این آمال و آرزوهای مردم تعبیر به مشکلات روانی ایشان میکنید و سرخود را بالاتر هم میگیرید تا مبادا بر تک تک جملات شما خدشه ای وارد شود.

چه قدر دور میدان چرخیدن خوبست
چه قدر روی پشت بام خوابیدن خوبست
چه قدر باغ ملی رفتن خوبست
چه قدر مزهٔ پپسی خوبست
چه قدر سینمای فردین خوبست
و من چه قدر از همهٔ چیزهای خوب خوشم می آید
....

از میان پچ و پچ گلهای اطلسی
کسی از آسمان توپخانه در شب آتش بازی می آید
و سفره را می اندازد
و نان را قسمت می کند
و پپسی را قسمت می کند
و باغ ملی را قسمت می کند
و شربت سیاه سرفه را قسمت می کند
و روز اسم نویسی را قسمت می کند
و نمرهٔ مریضخانه را قسمت می کند
و چکمه های لاستیکی را قسمت می کند
و سینمای فردین را قسمت می کند
درخت های دختر سید جواد را قسمت می کند
و هر چه را که باد کرده باشد قسمت می کند
و سهم ما را هم می دهد
من خواب دیده ام ...

(فروغ فرخزاد)

درمورد چشمان باز بسته و کوبریک صحبت زیاد دارم که اینجا جایگاه مناسبی نیست. از کلمه رمز این فیلم (فیدیلیو) بگیرید تا 40 برداشت برای برخی صحنه ها در این فیلم توسط کارگردان و تببین این واقعیت که  همیشه : " نتیجه خیانت ، خیانت نیست" و ما عادت داریم که فکر کنیم همیشه "مرغ همسایه غاز است" ...

۱۳۹۴/۳/۱۶ صبح ۰۸:۰۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : seyed, هایدی, Princess Anne, حمید هامون, فرانکنشتاین, خانم لمپرت, Jacques Clouseau, Keyser, پدرام, برو بیکر, سروان رنو, rahgozar_bineshan, محمد, زبل خان
seyed آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 133
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۲/۸
اعتبار: 14


تشکرها : 241
( 787 تشکر در 22 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: سایت های سینمایی

(۱۳۹۴/۳/۱۶ صبح ۰۸:۰۹)منصور نوشته شده:  

(۱۳۹۴/۳/۱۲ عصر ۱۲:۳۶)ژیگا ورتوف نوشته شده:  

الباقی فیلم ها هم یک مشت آشغال و تصاویر مستهجن و دل بهم زن هستند که فقط بدرد موزه می خورند . تا آیندگان ببینند چه بنجل هایی را بنام هنر در مقطعی از تاریخ بخورد مردم می دادند و همه می دانیم کسانی که به موزه می روند هرگز با ظرف های سفالی دوهزار ساله آب نمی نوشند . ظرف سفالی دو هزار ساله امروزه برای هدف های دیگری نگهداری می شود .

لزومی ندارد هر کس آثار مبتذل آن دوره را برای دیدن و داشتن تهیه کند.اگر گرایشی برای دیدن این قبیل فیلم ها مشاهده می شود ناشی از هزار مشکل روانی و روحی و تاریخی مردمی است که راه را عوضی می روند.

دوست گرامی

باید اعتراف کرد شما مغلطه گر قهاری هستید.

ابتدای امر و در لفافه ، بینندگان آثار پیش از انقلاب را "راه عوضی رو" خطاب میکنید و وقتی به لحن شما اعتراضی صورت میگیرد سخن خود را به نوعی تطهیر کرده و آنرا با مشکلات روحی روانی عمومی همه مردم پیوند میزنید!

لحن شما مرا یاد عده ای از متعصبین اوایل انقلاب انداخت که میگفتند باید لودر و بولدوزر به تخت جمشید برد و تمام بقایای شاهان را از بین برد چون شاهان هرچند بودند مبتذل بودند ، راه عوضی رو بودند ، بنجل بودند و دل بهم زن.

.

.

.

درمورد چشمان باز بسته و کوبریک صحبت زیاد دارم که اینجا جایگاه مناسبی نیست. از کلمه رمز این فیلم (فیدیلیو) بگیرید تا 40 برداشت برای برخی صحنه ها در این فیلم توسط کارگردان و تببین این واقعیت که  همیشه : " نتیجه خیانت ، خیانت نیست" و ما عادت داریم که فکر کنیم همیشه "مرغ همسایه غاز است" ...

بسیار عالی و  متین... mmmm:


http://www.dvddoub.persianblog.ir
۱۳۹۴/۳/۱۶ صبح ۱۰:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, منصور, rahgozar_bineshan, زبل خان
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 49


تشکرها : 5286
( 6289 تشکر در 111 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: سایت های سینمایی

اگر اشتباه نکنم بهزاد عشقی بود که در مقاله ای با نام "مضحکه جهان پهلوان" که در مجله فیلم منتشر شد ، کل هنر بازیگری فردین را به زیر سوال برد و نادیده گرفت. ایشان دلیل موفقیت و عامه پسندی فردین را در سه چیز خلاصه کرد: ایرج ، جلیلوند و سیامک یاسمی (اگر حافظه ام اشتباه نکند) . او معتقد بود که فردین حتی لب خوان خوبی هم نیست و موقع آواز خواندن حرکات دهانش با آواز ایرج سینک نیست! او شعر فروغ را نه به منزله تاییدیه  بلکه به مثابه هجویه ای بر سینمای فردین و سینمای آبگوشتی آن دوران میدانست.

با این حال اینکه مردم آن دوره عاشق فردین و فیلم های فردینی بودند (و هنوز هم کمابیش هستند) چیز عجیبی نیست. مگر امروز در هالیوود هم سینمای قهرمان پرور همچنان پرطرفدار نیست؟ بتمن ها و سوپرمن ها و آیرون من ها چه فرقی با فردین دارند؟ مگر نه اینست که هر دویشان دنبال گرفتن حق مظلوم از ظالم هستند؟ بنابراین طبیعی است که مردم خسته از ظلم و ستم آن دوران (و باقی دوران ها) به این قهرمان دل ببندند و از او تقلید کنند و عکسش را بالای تختشان بچسبانند. اما واقعیت اینست که از نظر سینمایی و هنری گنج قارون هم فرق چندانی با فیلم های کاباره ای آن دوره ندارد. همان فرمول تکراری و مهوع عشق بین پسر فقیر و دختر پولدار ( و البته گاهی هم دختر فقیر و پسر پولدار) ، همان کاراکترهای کاملا مثبت و کاملا منفی (اصولا در اینجور فیلم ها همه یا سیاه سیاهند یا سفید سفید. خاکستری در این فیلم ها وجود ندارد) همان آوازها و رقص های مکش مرگ ما و همان پایان خوش از پیش معلوم ، این فیلم را شبیه فیلم های دیگر آن دهه میکند ، شاید کمی خوش ساخت تر و خوش آب و رنگ تر.

همه اینها را که گفتم باید این را هم بگویم که من هم این فیلم را دوست دارم (هرچند نه به اندازه قیصر و نه به اندازه گوزنها) و تابحال چند بار دیده ام و همین الان هم داخل رایانه ام دارم. اما بیشتر به این خاطر که خاطرات دوران جوانی را زنده می کند.

و نکته ای دیگر . هرچند در آن دوران فیلم های کاباره ای و چرت و پرت زیادی ساخته شد (که البته باید شرایط اجتماعی و سیاسی آن زمان را هم در نظر گرفت که اجازه ساخت فیلم های هنری و سنگینتر داده نمیشد و همینطور مردم هم استقبال نمی کردند. کدام فیلم هنری بود که میگفتند در زمان پخش آن در سینما مردم شیشه های سینمای نمایش دهنده را شکستند؟) با این حال در همان زمان هم فیلم هایی ساخته میشد که نشان از تولد نسلی جدید بود. خشت و آئینه ، گاو ، شوهر آهو خانم ، آرامش در حضور دیگران ، رگبار ، بیتا ، مغول ها ، خداحافظ رفیق ، تنگنا ، صبح روز چهارم ، پستچی ، دایره مینا ، آقای هالو ، قیصر ، گوزنها ، پنجره ، رضا موتوری ، سفر ، دایره مینا و و و ... تنها نمونه ای از این فیلم ها هستند . ولی واقعیت همان بود که تعداد فیلم های مبتذل و کاباره ای بسیار بیشتر از فیلم های هنری و روشنفکری بود.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۴/۳/۱۶ عصر ۱۲:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, ژیگا ورتوف, برو بیکر, سروان رنو, منصور, rahgozar_bineshan, خانم لمپرت, زبل خان, BATMAN, واتسون, کنتس پابرهنه
ژیگا ورتوف آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 97
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 20


تشکرها : 474
( 1109 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #33
RE: سایت های سینمایی

دوست ارجمند ، منصور عزیز

من هرچه هستم ، هتاک نیستم ، از ابتدا سعی کردم این گفت و گو ها در یک قالب دوستانه و رفیقانه مطرح شود . با توپ و تشر کلامی کسی را مرعوب نکنیم ، که گمان نمی کنم اصلن جایش این جا باشد.به آن چه که نوشته اید وقتی نگاه می کنم می بینم تمام مسائلی که مطرح کرده اید قبلن در موردش صحبت شده است و حرف تازه ای نزده اید . فقط آتشش را بیشتر کرده اید و از سس خوشمزه شعار هم بهره گرفته اید تا دیگران برایتان کف بزنند.من چه چیز بیشتری می توانم برای شما که تاریخ را منجمد و ذهن و ذوق مردم را مردابی راکد که هیچ آب زلال و شیرینی به آن سرریز نمی شود تصور می کنید.دینامیسم و پویایی تاریخ را منکر می شوید و گمان می کنید همه چیز در سال 1344 میخ کوب شده و بی تحرک باقی مانده است.هرچه بگویم تکرار مکررات است . احتمال آن می رود چنانچه جزء به جزء به نوشته تان به پردازم باز فردا کسی دیگر از نو این آواز را در ابوعطا آغاز  کند.دیدگاه من و پاسخ به بدفهمی هایی که از آنها شد در نوشته های قبل داده شده . چه فایده دارد بیایم بگویم منظور من از آن سه فیلم کوبریک نه تایید آن ها بلکه قائل بودن به فرقی که آن ها با فیلم های مستهجن و پـــــــــــــــورنــــــــــــــــــــــو دارند بوده و اگر می خواستم به تحسین کارهای وی به پردازم از اسپارتاکوس و ادیسه فضایی (که سالیان سال انتخاب اول از ده انتخاب منتقدین بود) سخن می گفتم . قسمتی از یک شعر فروغ فرخ زاد را خودشیفته وار برای مصداق نوشته خود آورده اید بدون این که تحلیل درستی از آن شعر داشته باشید.بدون اشاره به سوء استفاده ناجوانمردانه ای که از پستهای من کرده اید . این بحث را در همین جا خاتمه می دهم و ترجیح می دهم اوقاتم را بنحو بهتری هزینه کنم .


با چشم‌ها


            ز حیرتِ این صبحِ نابجای
خشکیده بر دریچه‌ی خورشیدِ چارتاق
بر تارکِ سپیده‌ی این روزِ پابه‌زای،

دستانِ بسته‌ام را
آزاد کردم از
زنجیرهای خواب.


فریاد برکشیدم:
«ــ اینک
    چراغ معجزه
    مَردُم!
    تشخیصِ نیم‌شب را از فجر
    در چشم‌های کوردلی‌تان
    سویی به جای اگر
    مانده‌ست آن‌قدر،
    تا
     از
      کیسه‌تان نرفته تماشا کنید خوب
    در آسمانِ شب
    پروازِ آفتاب را !
 
    با گوش‌های ناشنوایی‌تان
    این طُرفه بشنوید:
    در نیم‌پرده‌ی شب
    آوازِ آفتاب را!»


«ــ دیدیم
           (گفتند خلق، نیمی)
    پروازِ روشنش را. آری!»


نیمی به شادی از دل
فریاد برکشیدند:

 
«ــ با گوشِ جان شنیدیم
    آوازِ روشنش را!»


باری
من با دهانِ حیرت گفتم:


«ــ ای یاوه
              یاوه
                   یاوه،
                         خلایق!
    مستید و منگ؟
                         یا به تظاهر
    تزویر می‌کنید؟
    از شب هنوز مانده دو دانگی.
    ور تایبید و پاک و مسلمان
                                       نماز را
    از چاوشان نیامده بانگی!»



هر گاوگَندچاله دهانی
آتشفشانِ روشنِ خشمی شد:


«ــ این گول بین که روشنیِ آفتاب را
    از ما دلیل می‌طلبد.»


توفانِ خنده‌ها…


«ــ خورشید را گذاشته،
                               می‌خواهد
    با اتکا به ساعتِ شماطه‌دارِ خویش
    بیچاره خلق را متقاعد کند
                                        که شب
    از نیمه نیز برنگذشته‌ست.»

توفانِ خنده‌ها…


من
درد در رگانم
حسرت در استخوانم
چیزی نظیرِ آتش در جانم
                             پیچید.


سرتاسرِ وجودِ مرا
                     گویی
چیزی به هم فشرد
تا قطره‌یی به تفتگیِ خورشید
جوشید از دو چشمم.
از تلخیِ تمامیِ دریاها
در اشکِ ناتوانیِ خود ساغری زدم.

آنان به آفتاب شیفته بودند
زیرا که آفتاب
تنهاترین حقیقتِشان بود
احساسِ واقعیتِشان بود.
با نور و گرمی‌اش
مفهومِ بی‌ریای رفاقت بود
با تابناکی‌اش
مفهومِ بی‌فریبِ صداقت بود.



(ای کاش می‌توانستند
از آفتاب یاد بگیرند
که بی‌دریغ باشند
در دردها و شادی‌هاشان
حتا
   با نانِ خشکِشان. ــ
و کاردهایشان را
جز از برایِ قسمت کردن
بیرون نیاورند.)



افسوس!
           آفتاب
مفهومِ بی‌دریغِ عدالت بود و
آنان به عدل شیفته بودند و
اکنون
      با آفتاب‌گونه‌یی
                        آنان را
اینگونه
      دل
         فریفته بودند!


 
ای کاش می‌توانستم
خونِ رگانِ خود را
من
   قطره
   قطره
   قطره
   بگریم
تا باورم کنند.

ای کاش می‌توانستم
                         ــ یک لحظه می‌توانستم ای کاش ــ
بر شانه‌های خود بنشانم
این خلقِ بی‌شمار را،
گردِ حبابِ خاک بگردانم
تا با دو چشمِ خویش ببینند که خورشیدِشان کجاست
و باورم کنند.

ای کاش
می‌توانستم!

 

۱۳۴۶
احمد شاملو

۱۳۹۴/۳/۱۶ عصر ۰۲:۴۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, زاپاتا, حمید هامون, برو بیکر, فورست, سروان رنو, rahgozar_bineshan, خانم لمپرت, ژان والژان, واتسون, کنتس پابرهنه
زاپاتا آنلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 688
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2094
( 9569 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #34
RE: سایت های سینمایی

ژیگای عزیز،شما مرا زاپاتاجان خطاب کردی و بنده شما را عزیز

برادر عزیز، بحث ما داشت در این وانفسای یکنواختی های کافه به جاهای گرم و گیرا و نفس گیر می رسید . تازه رسیده بودیم سرپیچ اول . بعد از مدتها دوستان بزرگوار کافه نیز وارد بحث شدند ، حالا شاید ناخواسته در این میان رنجشی حاصل شده باشد اما جای دلگیری نیست و مطمئن باشید تعمدی نبوده است. امروز گشتم تا کتاب فیلمفارسی چیست نوشته محسن آزرم را پیدا کنم و با هم ببینیم و بخوانیم که بزرگان عرصه نقد ، درباره فیلمفارسی چه گفته و چه می گویند...

از متانت و ادب شما طی این چند پست تشکر می کنم . علی رغم اینکه می توانستید بحث را به جنجال بکشید اما با متانتی که گفتم سر عقیده خود ایستادید ،شاید من با نظرات شما موافق نباشم ،اما سعه صدر شما در پست هایتان را ارج می نهم . امیدوارم بازهم بنویسید و اگرچه نتوانیم همدیگر را قانع کنیم اما همین فضای بحث و تبادل نظر ، از یکنواختی و رخوتها می کاهد...

پیروز باشید...

۱۳۹۴/۳/۱۶ عصر ۰۵:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, حمید هامون, برو بیکر, فورست, سروان رنو, rahgozar_bineshan, Princess Anne, خانم لمپرت, ژیگا ورتوف, زبل خان, واتسون, کنتس پابرهنه
منصور آنلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 494
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 71


تشکرها : 388
( 7614 تشکر در 133 ارسال )
شماره ارسال: #35
RE: سایت های سینمایی

گاهی میتوان تضادها و پارادوکس ها را دید و معانی دیگری از این تعارف ها فهمید

توجه کنید :

(۱۳۹۴/۳/۱۶ عصر ۰۵:۰۵)زاپاتا نوشته شده:  از متانت و ادب شما تشکر می کنم . علی رغم اینکه می توانستید بحث را به جنجال بکشید اما با متانتی که گفتم سر عقیده خود ایستادید..

سعه صدر شما در پست هایتان را ارج می نهم...

ظاهرا منظور زاپاتای عزیز از متانت و ادب! ، چنین نوشته هائی است :

(۱۳۹۴/۳/۱۲ عصر ۱۲:۳۶)ژیگا ورتوف نوشته شده:  الباقی فیلم ها هم یک مشت آشغال و تصاویر مستهجن و دل بهم زن هستند که فقط بدرد موزه می خورند . تا آیندگان ببینند چه بنجل هایی را بنام هنر در مقطعی از تاریخ بخورد مردم می دادند و همه می دانیم کسانی که به موزه می روند هرگز با ظرف های سفالی دوهزار ساله آب نمی نوشند . ظرف سفالی دو هزار ساله امروزه برای هدف های دیگری نگهداری می شود .

لزومی ندارد هر کس آثار مبتذل آن دوره را برای دیدن و داشتن تهیه کند.اگر گرایشی برای دیدن این قبیل فیلم ها مشاهده می شود ناشی از هزار مشکل روانی و روحی و تاریخی مردمی است که راه را عوضی می روند.

و همینطور :

(۱۳۹۴/۳/۱۶ عصر ۰۲:۴۶)ژیگا ورتوف نوشته شده:  

با توپ و تشر (آمده اید) 

 فقط آتشش را بیشتر کرده اید

از سس خوشمزه شعار هم بهره گرفته اید

 تا دیگران برایتان کف بزنند.

شما تاریخ را منجمد و ذهن و ذوق مردم را مردابی راکد که هیچ آب زلال و شیرینی به آن سرریز نمی شود تصور می کنید. دینامیسم و پویایی تاریخ را منکر می شوید و گمان می کنید همه چیز در سال 1344 میخ کوب شده و بی تحرک باقی مانده است.

 احتمال آن می رود چنانچه جزء به جزء به نوشته تان به پردازم باز فردا کسی دیگر از نو این آواز را در ابوعطا آغاز  کند.

 قسمتی از یک شعر فروغ فرخ زاد را خودشیفته وار برای مصداق نوشته خود آورده اید بدون این که تحلیل درستی از آن شعر داشته باشید.بدون اشاره به سوء استفاده ناجوانمردانه ای که از پستهای من کرده اید .

دوستان گرامی کافه بنشینند و نوشته مرا در تقابل با چنین نوشته هائی بخوانند و خود قضاوت کنند که چه کسی حرمت نگه نمیدارد. یک کلام گفتم مخاطبم مغلطه گر قهاری است و دلیل هم داشتم که چنین اصطلاحی را بکار بردم. کسی که از شعر استفاده میکند اما طاقت اشعاری که دیگران ارائه میکنند را برنمی تابد و یا شعری از شاعر محبوبش ارائه میکند (که هماره از زمین و زمان شاکی بود) و آنرا بعنوان شکایت خود از من حقیر بکار میگیرد و جائی دیگر میگوید فقط شما از سس خوشمزه شعار استفاده میکنید و یا اینکه صحبتهای سایر اعضا را با عنوان آواز ابوعطا یاد میکند و به نوعی دیگران را برنمی تابد  به نظر شما اگر مغلطه گر نیست پس چیست؟  اصطلاح مغلطه گر در مفهوم هتاکی نیست که میگویید چون به من گفتید مغلطه گر پس توهین کردید. نمودهای مغلطه و سفسطه چنین رویکردها و چنین صحبتهائی است که دائما در تضاد با یکدیگر است و همچون روشنائی روز در صحبتهای شما جاری و ساریست. تجربه طولانی به من یاد داده است که با هرکس به چه سان باید صحبت کرد. من مثل زاپاتا نیستم که با شنیدن یک کلمه ی "عزیزم" از طرف مقابل، زیر و رو شوم.

ادب نگه دارید تا عزیز باشید.

در مورد زاپاتای گرامی هم ظاهرا ایشان عادت دارد که بشکلی آتشین وارد گود مباحثه با تازه واردین شود و پس از آنکه دیگران به حمایت از ایشان برمی خیزند ، یا میدان را با قهر ترک کند و یا اینکه نوشته ها و خود کسانی که در تایید صحبتهایش سخن رانده اند را بدین شکل سبک نماید ( قصه ورود فرانکنشتاین عزیز را که حتما بیاد دارید)

۱۳۹۴/۳/۱۷ صبح ۰۹:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پدرام, محمد, سرهنگ آلن فاکنر, زبل خان
ژیگا ورتوف آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 97
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 20


تشکرها : 474
( 1109 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #36
RE: سایت های سینمایی

شروه خوانی

1

گرامی در خاک خفتهٌ من
چندی پیش که به مزارت آمدم دیدم یک بار دیگر سنگ قبرت را شکسته اند . میدانیم مشکل از کجا ناشی می شود. همه از بوی عطری است که پراکنده ای .این بوی عطر مانع رسیدن بوی تعفن اندیشه و افکار قرون وسطایی گروهی خاص به مشام آنان که خوب می اندیشند می شود.این تعفن تا هست سنگ قبر تو هر روز و هر روز شکسته خواهد شد.تا بودی برای میوه هایت سنگ می پراندند و از تناور بودن و پر بار بودن درختی چون تو عصبی بودند. دوست نداشتند میوه هایت را کسی ببیند. دوست نداشتند آواز گنجشکان پرگوی آثارت را بر این درخت کسی بشنود.اکنون هم که نیستی هنوز آنان را هراس وانمی نهد.

2

کسی نوشته است:
محبوبیت او
کفرم را درمی‌آورد
با این که مرده است
هم کتاب‌هایش تجدید چاپ می‌شود
هم سنگ قبرش !

3

توی یوتیــــــــــــوب دنبال چیزی می گردی می رسی به آدرس:
https://www.y.o.u.t.ube.com/watch?v=Dau1...yz_1rZnstH
مجموعه ای از 161 کلیپ قرکمر و رقص و لاتی خوانی ، مجموعه ای از آن چه برخی برای دیدن آن ها مجبورند یک ساعت و نیم فیلم سینمایی آن را تحمل کنند . کار را ساده کرده اند مستقیم بزن بهدف.

4

«خبـــــرگزاری مهر گزارشی را ارائه داده است که در آن به اختـــــــــلال روانی چهار میلیون نفر از تــــــــهرانی‌ها اشاره شده است.» سئوال پیش می‌آید. اصلا تهران چند میلیون جمعیت دارد. دقیقاً. آیا تهرانی بودن خوب چیزی است. از این پس آن آقای خوشتیپی که تنه بهمان زد و چپ‌چپ هم نگاه کرد و زیر لبی فحشی غرولند کرد را دارای اختلالات روانی فرض کنیم ؟! راننده تاکسی که در مرامش بقیه پول دادن تعریف نشده و در جواب بقیه پول فحش هم می‌دهد که مگر اینم پوله که بقیه اش را طلب می‌کنی گدا، او هم روانی‌ست. آن مسئولی که جرات ندارد بگوید ببخشید که نردبام ماشین اتش نشانی خراب بود آیا او هم اختلالات روانی دارد؟! یا ما روانی هستیم که چنین انتظاراتی داریم ؟!  همسایه‌ای که ساعت سه نیمه شب تووی کریدور سر اولادش داد می‌زند او هم ؟! یا وقتی اشتباها در ساختمان باز می‌ماند و تا ناموس جاکفشی را دزد جارو می‌کشد و کول می‌کند و می‎برد، این‌ برادران دزد که انشاالله خدا از برادری بندازتشان این‌ها هم روانی‌اند. خدایا ترافیک ! خدایا شلوغی مترو. بی آر تی‌ها. گرانی. عدم احترام به هم‌نوع. بدون زدن راهنما تووی فرعی پیچیدن لکسوس جلویی. لایی در لایی رفتن ، پارک دوبل وسط خیابان چهارمتری. یک طرفه آمدن راننده‌های متخلف، گران بودن تسمه تایم و تخم مرغ. لغو نشدن تحریم‌ها. پس گرفتن دعوت ایران از ژنو2. نشان دادن ساز در شبکه یک و عذرخواهی تهیه کننده‌اش.  طعنه گروه پالت با آن ادا اطوارها به این تصمیم نشان ندادن ساز در سیما  در رادیو هفت. فیلتر شدن وی‌چت. زاییدن خاله شادونه. مثل آب، زلال بودن هوا، همان آب بدون نیترات، تیراندازی مداح اهل بیت. دور بودن از احمدی نژاد و مشایی! چطور می‌توان اختلالات روانی نداشت و امید رهایی داشت وقتی همه دیواریم !؟ وقتی :
رخش، گاري‌كشي مي‌كند
رستم، كنار پياده‌رو سيگار مي‌فروشد
سهراب، ته جوب به خود می‌پيچيد
گردآفريد، از خانه زده بيرون
مردان خياباني براي تهمينه بوق مي‌زنند
ابوالقاسم براي شبكه سه، سريال جنگي مي‌سازد
واي ...که بود که می ترسید روزی موریانه ها بیداد کرده باشند
موريانه‌ ها ، موریانه ها
از سوراخ گوش آن که از فاضل فقط فضله اش را دارد
از بینی آن که جز بوی گند هر بویی دیگر حالش را بد می کند.
موریانه ها ، موریانه ها

5


شعر که افتد قبول خاطر عام
خاص داند سست باشد و خام
***
به مقبولي کسي را دسترس نيست
قبول خاطر اندر دست کس نيست
 بســا زيبا رخ نيــکو شــمايل
که سويش طبع مردم نيست مایل

۱۳۹۴/۳/۱۷ عصر ۰۲:۴۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, پیرمرد, واتسون, سروان رنو
ژیگا ورتوف آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 97
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۷/۱۷
اعتبار: 20


تشکرها : 474
( 1109 تشکر در 12 ارسال )
شماره ارسال: #37
RE: سایت های سینمایی

6

می خواستم چیزی بنویسم برای شعر " کسی که مثل هیچ کس نیست " فروغ فرخزاد در حدی که فهم خودم اجازه می دهد ، نه به عنوان تحلیلی که دیگران بپذیرندش بل که به عنوان آن چیزی که من از شعر می فهم .گفتم شاید دیگران این کار را کرده باشند با گشتی کوچک به یک مطلب 5 صفحه در فرمت pdf بر خوردم .گرچه برای خودم این تحلیل تازگی داشت ولی دربست هم نمی توان آنرا پذیرفت . یکی از خصوصیات شعر چندوجهی بودن آن است . چنان چه قالبی شعر گونه انتخاب کنیم و گفتاری که بیشتر در حوزه وظایف نثر است در آن بگنجانیم این دیگر شعر نمی شود.بهر حال امیدوارم این نوشته مانع سهل اندیشی و پرت اندیشی برخی  و مانع افتادن آنها با سر درون چاله خودشیفتگی نارتسیس وار شود.
لینک دانلود  - ای کاش مشکلی در دانلود پیش نیاید.

۱۳۹۴/۳/۱۷ عصر ۰۵:۴۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, پیرمرد, واتسون, سروان رنو
زاپاتا آنلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 688
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2094
( 9569 تشکر در 104 ارسال )
شماره ارسال: #38
RE: سایت های سینمایی

(۱۳۹۴/۳/۱۷ صبح ۰۹:۰۷)منصور نوشته شده:  

 من مثل زاپاتا نیستم که با شنیدن یک کلمه ی "عزیزم" از طرف مقابل، زیر و رو شوم.

ادب نگه دارید تا عزیز باشید.

جناب منصور،بنده مدتهاست از بحثهای جنجالی دوری می کنم و علاقه ای به وارد شدن در مباحث به زعم شما آتشین ندارم . از توهین شما به خودم می گذرم ،اگرچه حرفهای بسیاری در دل دارم که می گذارم باز هم در نهانخانه دل بماند و قضاوت درباره نوشته شما و خودم را به دوستان گرانمایه کافه می سپارم .

آن کس که ز شهرآشنایی است

                                               داند که متاع او کجایی است...

مستدام باشید.

۱۳۹۴/۳/۱۸ عصر ۰۱:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, ژیگا ورتوف, فورست, حمید هامون, Princess Anne, ژان والژان, واتسون, سروان رنو
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8127 تشکر در 189 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: سایت های سینمایی

درود گرامیان

سایت سینمایی CMH یا کاملتر عرض کنم Classic Movie Hub سایتی بسیار شکیل، معتبر و مختص سینمای کلاسیک با مطالب جذاب و خواندنی است که به معرفی فیلمهای کلاسیک، هنرپیشه ها و کتابهای مربوطه پرداخته است. این سایت همچنین یک وبلاگ اختصاصی هم دارد که مطالب جالب آن هم همگی در رابطه با فیلمهای عصر طلایی هالیوود و عوامل دست اندرکار تولید آن هاست. شما بدون لاگین شدن در آنجا می توانید از اکثر مطالب و بخشها به راحتی استفاده بفرمایید.

یکی از جذابیتهای دیگر این سایت نمایش تولد هنرپیشه های سینمای کلاسیک در روز حاضر با ذکر بیوگرافی کامل آنان است.

دوستان فرزانه کافه که دستی در ترجمه دارند و لطفشان همیشه شامل حال کافه کلاسیک بوده است، می توانند در اوقات فراغت خود، مطالب زیبای CMH را برای درج در کافه به فارسی برگردان نموده و همکافه ای ها را مستفیض نمایند.

سپاس


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۵/۱/۲۵ صبح ۱۱:۱۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, اسکورپان شیردل, سروان رنو, Memento, BATMAN, حمید هامون, ایـده آلـیـسـت, ویگو مورتنسن, کالاهان, دزیره, Princess Anne, واتسون, مکس دی وینتر
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,941
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 69


تشکرها : 8320
( 14313 تشکر در 562 ارسال )
شماره ارسال: #40
RE: سایت های سینمایی

با سپاس از خانم لمپرت برای معرفی آن سایت مفید ؛

یکی از سایت های خوب و سرراست درباره سینمای کلاسیک سایت دوران طلایی هالیوود است. سایتی ساده و بی پیرایه که برای گرفتن سریع اطلاعات درباره فیلم ها و دست اندرکاران آن دوره هالیوود بسیار  ایده آل است. مطالب این سایت مانند یک فرهنگ نامه فهرست شده اند و توضیحات هم به صورت مختصر و مفید است:

http://www.hollywoodsgoldenage.com/

لورن باکال - بازیگری با صدایی کلفت و زمخت و چهره ای جذاب و فتوژنیک ! (نقل از همین سایت)

..


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۵/۳/۱۷ عصر ۰۶:۵۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مکس دی وینتر, BATMAN
ارسال پاسخ