[-]
جعبه پيام
» <مارک واتنی> دانلود کارتون قدیمی آزمایشگاه دریایی 2020 با کیفیت عالی و بدون حذفیات بصورت دوبله http://cafeclassic5.ir/thread-509-post-4...l#pid40982
» <سزارکوچک> جان وین با صدای یک ایرج دیگر/جان وین و ایرج ناظریان از زبان استاد غلامعلی افشاریه https://www.aparat.com/v/DgfmC
» <مارک واتنی> رهگذر جان ... خواهش می کنم دوست عزیز و گرامی
» <rahgozar_bineshan> سپاس ویژه دارم خدمت دوست عزیز مارک واتنی
» <شارینگهام> ستاره‌های کوچک سینما؛کسانی که درخشیدند و آنها که زود خاموش شدند - خبرآنلاین https://www.khabaronline.ir/news/1435400
» <دون دیه‌گو دلاوگا> کارتون کلاسیک داگ-فادر با دوبله‌ی قدیمی فارسی، برای نخستین‌بار در فضای مجازی، تقدیم به بچه‌های کافه کلاسیک: http://cafeclassic5.ir/thread-149-post-4...l#pid40964
» <مراد بیگ> کشف موسیقی " تیتراژ اخبار علمی ، فرهنگی و هنریِ شبکه دو " توسط دوست کاردانمان جناب لرد پدینگتون http://cafeclassic5.ir/thread-493-post-4...l#pid40960
» <آدمیرال گلوبال> یکی از دلایلی که کارتون های قدیمی برای ما جذابه دوبله خیلی خوبشون هست
» <کاپیتان اسکای> به نظر من دوبله کارتون "سفر به مرکز زمین" از خود فیلم جذاب‌تر است.
» <کاپیتان اسکای> چکیده‌ای از کارتون قدیمی "سفر به مرکز زمین" با دوبله خاطره‌انگیز https://tamasha.com/v/N2z3D
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 7 رای - 3.29 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
برترین نقشهای منفی تاریخ سینما
نویسنده پیام
KESSLER آفلاین
Schlächter von Brüssel
***

ارسال ها: 53
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۱/۱۷
اعتبار: 9


تشکرها : 138
( 377 تشکر در 45 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

سربازرس

---------------------
قسمت دوم : ژاور رئیس پلیس " مونتروی_سوور_مر "



" مونتروی_سوور_مر " شهری در شمال فرانسه میباشد که پس از گذشت حدود دو قرن از اتفاقات داستان بینوایان چهره قدیمی اش را با اندک تغییراتی حفظ کرده است .
 
مونتروی سور مر

شهری کوچک و آرام در کرانه رود کآنش و در نزدیکی دریا و همسایگی " پا دو کاله " . برای ژاور حدودا چهل ساله ، پشت سر گذاردن سال های سختی و دور شدن از محیط خشن زندان خود موهبتی ست و دریافت عنوان " رئیس پلیس " از آن هم بالاتر و شیرین تر .

با ورود به شهر ژاور یکراست به اداره پلیس رفته و حکم خویش را به همتای قبلی خود ارائه میکند . اکنون اداره نظم و امنیت شهر بدست اوست . ژاور سریع و بی معطلی به اوضاع رسیدگی میکند . بزودی نظم و امنیت بر شهر سایه می افکند . دزدان ، جانیان و اراذل و اوباش ، منکوب و مرعوب هر کدام به گوشه ای تاریک میخزند و خود را مخفی میکنند .   
امنیت ، شادی مردم شهر را تکمیل میکند . مردم " مونتروی_سوور_مر "  که با داشتن شهرداری مهربان و باکفایت به نام " موسیو مادلن " خود را خوشبخت میدانستند اکنون با داشتن رئیس پلیس جدید از شر دزدان و جنایت کاران رهایی یافته و در امنیت کامل به سر می برند . تنها به زبان راندن نامش کافیست تا خون هر مجرمی را در رگهایش منجمد کند ، نامی که همه ما آنرا می شناسیم ، شکارچی مجرمان " ژاور " .

ژاور

 

ظاهرا همه چیز بخوبی پیش می رود اما ملاقات اول " رئیس پلیس " با شهردار مادلن او را بفکر فرو میبرد.
یک ملاقات رسمی و نچندان طولانی. دست پاچگی آقای شهردار و اضطرابی که بر وی مستولی میشود ژاور را تحریک می کند. ندایی درونی به او میگوید شهردار چیزی را از او پنهان می کند ، اما او نمیداند که چیست . برای اولین بار در زندگی ، ژاور خود را سردرگم میابد. او نمیداند که موسیو مادلن واقعی نیست ، تنها نقشی ست که ماهرانه توسط  یک بازیگر ایفا می شود . آنهم با سنگین ترین گریم تاریخ ، ثروت ، محبوبیت و عنوان شهردار.

طوفانی در درون ژاور برپاست ، طوفانی که بزودی آرامش " مونتروی_سوور_مر "  را برهم خواهد زد.


                                                                        ادامه دارد ...

 

قسمت بعد
" فانتین "

 


فقط یه چیز میتونه منو زنده نگهداره اونم صدای گرم ناصر طهماسبه و.
فقط یه چیز میتونه منو بترسونه اونم سرما و یخبندان روسیه است
لودویگ کسلر
۱۳۹۱/۱/۴ عصر ۰۳:۲۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, سناتور, ژان والژان, گرتا, حمید هامون, Classic, راتسو ریــزو, بانو, BATMAN, کاپیتان اسکای, ولگرد کوچک, دزیره, زرد ابری, لمون, بیلی لو
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 729
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 72


تشکرها : 10072
( 11344 تشکر در 344 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما
نورمن و ژاور که گفتین و اینهام جاشون خالیه

جوکر-شوالیه تاریکی

فردی - کابوس خیابان الم

آنتوان-جایی برای پیرمردها نیست


من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۱/۳/۲۴ عصر ۰۷:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, ولگرد کوچک, فورست, حمید هامون, اکتورز, زرد ابری, لمون, خانم لمپرت, Kathy Day, ایـده آلـیـسـت, بیلی لو, کنتس پابرهنه
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 729
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 72


تشکرها : 10072
( 11344 تشکر در 344 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

خانومه هاویشام هم نمیشه فراموشش کرد!

یه سری نقشه منفی با اینکه مشهورم نباشن اما تو ذهن باقی میمونه اسمه این فیلمها یادم نیست اما همیشه تو ذهنمه یه مردی اختراعی میکنه که باهاش مجریهای تلویزیونی رو از توی خونه به قتل میرسونه یه قاتل دنباله دختری هست و همیشه اونو تعقیب میکنه و دختره با اینکه تغییر چهره میده اما بازم نمیتونه فرار کنه دختری بیماره و به تزریقه خون احتیاج داره تا زنده بمونه اما پدرش (نقشه منفی) اجازه نمیده بهش خون تزریق کنن!به خاطره تعصبات و عقایده شخصی همه اینا قدیما پخش شده


من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۱/۳/۲۵ صبح ۱۲:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, سروان رنو, Classic, ولگرد کوچک, دزیره, سی.سی. باکستر, زرد ابری, لمون, خانم لمپرت, هانا اشمیت, پروفسور, کنتس پابرهنه
dered آفلاین
من قانونم
*

ارسال ها: 49
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۱۲
اعتبار: 6


تشکرها : 2683
( 278 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

با سلام

من در یک برنامه ای که درباره شخصیت های کمیک استریپ بود

و به گفته کارشناسان خارجی این برنامه شخصیت منفی سری فیلم های چهار شگفت انگیز

منفی ترین شخصیت کمیک استریپ تاریخ سینماست

البته اسم این شخصیت را فراموش کردم

ضمن تشکر از اطلاعات سایر دوستان


با آرزوی موفقیت روز افزون برای شما
۱۳۹۱/۴/۲۰ عصر ۱۱:۳۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ولگرد کوچک, حمید هامون, لمون
ولگرد کوچک آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 8
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۷/۱
اعتبار: 1


تشکرها : 110
( 39 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

سلام

از نظرات نوشته شده تو این تاپیک خیلی خوشم اومد چند مورد درباره مطالب دوستان  به نظرم رسید که میگم

اول از کسلر  که کسلر رو به عنوان شخصیت منفی معرفی کردن ممنونم  اینجور موقع ها کمتر آدم یاد سریال ها می افته و بیشتر به فیلم ها فکر می کنه، نکته بسیار درد ناک این سریال اون بود که بعد از اون همه حرصی که کسلر به همه ما داد به راحتی بعد از ورود متفقین زمانیکه به نظر می رسید او اولین کسی است که باید به مجازات برسد با یک رشوه به راحتی فرار کرد . این درحالی بود که آلمانی های معتدل مجموعه برانت و راینهارت دیگه زنده نبودند و مابه جای اینکه حس خوشی از ریشه کن شدن شر داشته باشیم نگران ظهور مجدد او در جایی دیگر می شویم احساسی که شبیه اونو پایان  سکوت بره ها داریم جایی که هانیبال لکتر در یک کشور دیگه گم می شود و ما نگران میشویم که او در محیط جدید که نسبت به آمریکا بسیار بدوی تر به نظر می رسد چه امکانات بیشتری برای جنایت  خواهد داشت؟

دوم هم تجلیل از تجلیل بجایی است که در چند پست از بازی آتیلا پسیانی شد باید بگم او برای سینما و تلویزیون ما مردی برای تمام فصول است و نه تنها نقش منفی را خوب بازی می کند بلکه بازیگر درجه یکی برای نقش های کمدی هم هست و حتی نقش های میانه که دارای لحظات جدی و شوخی هستند جاندار می کند درست است که شاید جایگاه او به نظر ما در سینما و تلویزیون به اندازه شایستگی اش نیست اما شاید این وضع  تا حدی به اننتخاب خودش بر می گردد که خواسته هنرش را بین سینما و تئاتر تقسیم کند مثل باطری که خودش را در تلویزیون و سینما شارژ می کند تا بتواند آنچه خود می پسندد را بر صحنه تئاتر اجرا کند.

نکته سوم هم یه نظر کوچک درباره اختلاف نظر هایی است که درباره مصادیق نقش های منفی پیش اومده بود :

در بعضی از انواع ملودرام که عامیانه بگم ملودرام خالص هستند مرز بندی بین خیر و شر کاملا مشخص است مثل اغلب  وسترن های کلاسیک ،مثلا شین، طرف خوب ، هم جنتلمن است و هم زیبا هست و هم واجدتمامی ایده آل های اخلاقی رایج در زمان خودش است که شاید همه زمانی و همه مکانی هم باشند. اما در باره تمامی قهرمان ها و تمامی داستان ها چنین مرز بندی مشخصی وجود ندارد به ویژه ،در مقابل گونه های ملودرام که واجدبافت واضح خیر و شر هستند شخصیت تراژدی را داریم که خو ب و بد در وجود او آمیخته است و هر چند مخاطب او را دوست دارد و با او همدلی می کند اما او را مبرا از خطا نمی بیند.

 اگه دروغ نگم سام اسمایلی ملودرام و تراژدی را دو سر یک خط می داند که بین این دو ، طیف های متفاوتی از داستان و شخصیت وجود دارد .

اینا رو گفتم تا بگم کسی مثل مایکل کورلئونه تو یه بافت داستانی قرار نگرفته که در اون بشه مثل فیلم شین مرز پررنگی بین خیر و شر کشید او در جایگاهی قرار می گیره که باید نام و خانوادگی و خانواده اش رو حفظ کنه . حالا پروسه تبدیل شدن خودش به یک ماشین آدمکشی رو هم اضاف کنید.

چیزی که درباره این این شخصیت مهمه فقط زاویه داشتنش با اخلاقیات ما نیست. پست و دون بودن آدم های اطرافش و خیانت های بزرگ تری  است که از اونا سر میزنه مثلا شخصیت فردو به عنوان یک برادر خیلی پست است و داماد خانواده نیز خواهر مایکل رو میزنه و باعث مرگ سانی هم میشه این قانون درباره خیلی از طرف حساب های مایکل صدق می کنه که بسیار پست و مبتذل هستند حتی همسر مایکل هم بی گناه نیست و بخشش مایکل  به راحتی شامل حالش نمی شه

مایکل کورلئونه ، هم دارای جاذبه یک نقش مثبت است و هم دارای دافعه یک نقش منفی برای همین هم هست که میتونه بار سنگین یکی از بهترین درام های تاریخ سینما رو به دوش بکشه .... و اون حسرت ویتو کورلئونه بزرگ رو رو هر گز از یاد نبریم که اصلا دوست نداشت مایکل وارد کار های خانواده بشه و قرار بوده که  سیاستمدار خلبان یا یه چیز دیگه ای که الان یادم نیست بشه

۱۳۹۱/۷/۳ عصر ۰۳:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, بانو, شرلوك, Classic, ژان والژان, دزیره, مگی گربه, سروان رنو, فورست, حمید هامون, لمون, ایـده آلـیـسـت
فورست آفلاین
سرباز کافه
***

ارسال ها: 119
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۱۰/۲۰
اعتبار: 21


تشکرها : 1637
( 1201 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

(۱۳۹۰/۹/۱۴ صبح ۰۲:۱۰)چاپلین نوشته شده:  

دوستان عذر می خوام ولی من هنوز دقیقا نفهمیدم منظورتون از نقش منفی یا همون شرور و ابر شرور و .... چی هست ؟

آیا منظور نقش منفور فیلم هست؟

یا کاراکتری دوست داشتنی که کار های بد میکنه ؟

یا همون ضد قهرمان ؟

یا کسی که کار های خلاف یکنه ولی مخاطب طرفدارشه ؟

مثلا دکتر لکتر یا نورمن بیتس تو سکوت بره ها و روانی هر دو از بهترین نقش منفی ها هستند اما هر دو در بین مخاطبیت و بینندگان فیلم محبوبیت زیادی دارند ولی خوب هر چی باشه آدم میکشند اما ریکی تو کازابلانکا هم آدم میکشه میزاره بعضی آدم ها بمیرند ، رشوه میده ، تقلب میکنه با زن مردم رو هم میریزه و در کل خلافکار هست ولی جزو هیرو ها با همون قهرمان ها هست . چرا؟

اين سوال را من هم داشته ام ، و پاسخش را اينگونه يافتم( كه عرض خواهد شد ) ! براي روشنتر شدن پرسش مربوطه ، چند مورد عرض ميكنم كه مثالهايي واضح و شناخته شده هستند ، و به راحتي ميتوان به ساير مسائل. تعميمش داد :

      ١- سكوت برّه ها / Silence Of The Lambs

دكتر هانيبال برجسته ترين شخصيت اين فيلم هستش ، شخصيتي داراي اطلاعات و دانش روانشناسي بسيار بالا ، روحياتي لطيف ( نقاشي ) ، ديالوگهاي عالي ؛ اما در عوض قاتل خونخوار و بسيار شروري است كه به محض به وجود آمدن فرصت دو مامور را به فجيعترين شكل به قتل ميرساند و بسيار زيركانه فرار ميكند .

    دكتر در جريان پرونده جناييِ كلاريس به او كمكهاي زيادي كرد و با او رابطه خوبي برقرار نمود. 

     ٢- نجات سرباز رايان / Saving Private Ryan. 

 اين فيلم شخصيتي را معرفي ميكند كه با وجود حضور در كنار كاپيتان ميلر ، همچنان ترس و بزدلي و بي كفايتي در او موج ميزند . شخصيتي كه از همان اول كه به چشم آمد ، در مسير منفور شدن قدم برداشت ، تا جايي كه در آخر فيلم ، وقتي كه همقطاران او از نبود مهمّات و سلاح با چنگ و دندان ميجنگيدند و براي حفظ جان خود از كلاه و خمپاره هاي نيمه خنثي و انواع و اقسام بد بختي بهره ميگرفتند ، او چند رديف گلوله به گردن داشته و پنهان ميشد و در آنجا كه در راهرو قايم شده بود و فريادهاي دوستش را كه در چند قدمي او در حال مرگ به دست سرباز آلماني بود ، ميشنيد اما قادر به كاري نبود . همان شخصيت بزدل و منفور اوليه با رسيدن به سكانسهاي پاياني ، حس تنفر و انزجار را در ما بوجود آورد؛

اما چرا ، دليل چيست ؟

   • نقشهاي اينچنين بسيارند ... تفاوت قتل و كشتار ، ترس و احتياط و…  در موقعيتهاي متفاوت بر اساس هدف تعيين ميشود ، اگر ريك را دوست ميداريم و قتلي كه انجام ميدهد به چشم نمي آيد ، به دليل اين است كه مقتول ميخواست از رفتن و فرار معشوقش جلوگيري كند ، در نتيجه قتل او خود خوبي و مثبت بودن است.  هانيبال اگر ميكشت ، ذات كشتارش اشتباه بود ، او براي هيچ و صرفا به دليل خواسته ي شخصي يا مشكلات ريز و قابل چشم پوشي جنايت ميكرد كه باعث ميشود همواره نقش منفي باشد .

     • اگر كاپيتان رايان اسير را نكشت ، عين قهرنان پروري و نقش مثبتي بود ( اسير كشي جايز نيست ) ؛ اما وقتي آن كاراكترِ منفور نميجنگيد و نميكشت ، دليلش بزدلي و شهامت نداشتن بود ؛ كه تفاوت زيادي دارد .

 ميبينيم كه تفاوت نقش منفي و مثبت در فيلمهاي شاخص و اينگونه ، به همان سادگي كه در فيلمي مانند آپوكاليپتو/apocalypto واضح و قابل تمييز است( آنهايي كه قتل و غارت كردند ، منفي ؛ آن دسته كه از دستشان فرار ميكردند و به دنبال نجات جان خود بودند ، مثبت !) نميباشد و نياز به تحليل بيشتري دارد •
پس ميتوان گفت پرسشهاي شما همگي ميتواند در فيلمي خاص مصداق پيدا كند [ اميدوارم پاسختان را تا حدودي داده باشم ] !
 


Life Is Beautiful
۱۳۹۱/۱۱/۴ عصر ۰۵:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسپونز, ژان والژان, ناخدا خورشيد, پرشیا, مگی گربه, زرد ابری, BATMAN, لمون, ولگرد کوچک, ایـده آلـیـسـت
کمیسر ناوارو آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 21
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۶/۲۴
اعتبار: 0


تشکرها : 7
( 59 تشکر در 17 ارسال )
شماره ارسال: #27
[split] دوست داشتنی ترین ضد قهرمان ها

سلام همیشه یک فیلم با قهرمانش شناخته میشه بخصوص برای ما ایرانی ها که گاهی به جای اسم فیلم اسم قهرمان اون فیلم رو به یاد میسپاریم برای مثال سریال جنگجویان کوهستان به سختی یاد کسی هست(اسمش) ولی لینچان رو همه میشناسن یا اوشین که اسم اصلی اون فکر میکنم سالهای دور از خانه باشه اما این وسط یک شخصیت دیگر هم هست که تاثیر گذاره و اگه اون نباشه اصلا قهرمان معنایی نداره من می خوام اینجا اسم و مشخصات ضد قهرمان یا بقولی نقش منفی هایی گفته بشه که شخصیتشون کاریزماتیکه پس لطفا اگر فکر میکنید شخصیت منفی دوست داشتنی ای رو میشناسید این جا بگینmmmm:


چراغ اول رو خودم روشن میکنم بازرس ژاور کسی که تمام زندگیش رو برای دستگیر کردن یک فرد می گذاره و بقدری روی این  نکته مصمم هست که وقتی می بینه که دیگه توجیهی برای گرفتن ژانواژان نداره هیچ انگیزه ای برای زنده بودن نداره نکته دوستداشتنی شدنش اینه که یک توضیح فلسفی درباره این شخصیتش هست و اون این که دچار سرخوردگی است چرا که پدرش هم یک زندانی بود و مادرش اون رو تو زندان بدنیا اورد و اون در واقع با تعقیب والژان دنبال مقصر زندگی رقت انگیز خودشه اما خیلی ها نقش او را بازی کردند مثل فیلیپ خرسند  مالکویچ پرکینز یکی از جالبترین قیافه ها برای این نقش چهره یانتونی پرکینزه

g

*******************************************************************************

یادداشت مدیر: دوست گرامی آقای کمیسر ناواروی عزیز، به دلیل عدم جابجایی ارسال توسط خود شما، به ناچار پست شما توسط مدیریت به این صفحه منتقل گردید. درصورت تمایل، جمله بندی ابتدای مطلبِ خود را با فضای فعلی تطابق دهید. با تشکر


آیا برابرند آن هایی که می دانند با آن هایی که نمی خواهند بدانند
۱۳۹۱/۱۱/۱۰ صبح ۰۳:۲۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, BATMAN, لمون
Jacques Clouseau آفلاین
بازرس کلوزو
***

ارسال ها: 94
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۶/۱۴
اعتبار: 10


تشکرها : 440
( 1001 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

بدمن؟! چه کسی بهتر از بدمن بتمن! (جان چی سرودم!taeed)

"جوکر" با بازی مرحوم "هیث لجر" یکی از بهترین بدمن های تاریخ سینماست. حتی تحقیقات پلیسی من نشون میده :!z564b اعضای هیأت ژوری اسکار، اینقدر از بازی دلنشین، بدون نقص و زیبای مرحوم  "لجر" در فیلم "بتمن؛ شوالیه تاریکی" ساخته "کریستوفر نولان" خوششون اومده بود که بدون درنگ و با چشمانی کاملا باز tajob2 جایزه بهترین نقش مکمل مرد رو به این بدمن دوست داشتنی دادند.


من به همه مظنونم و در عین حال به هیچکس مظنون نیستم
۱۳۹۲/۲/۲۳ عصر ۰۶:۰۸
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, کنتس پابرهنه, ژان والژان, پرشیا, اکتورز, دزیره, زرد ابری, لمون, ولگرد کوچک, آماندا, پروفسور
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 729
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 72


تشکرها : 10072
( 11344 تشکر در 344 ارسال )
شماره ارسال: #29
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

لجر به بهترین شکل ممکن نقش یه جوکر روانی بازی کرد!


این صحنه در تریلر و نسخه اصلی تفاوت داره!


(به دلیل خشونت و ایجاد تعادل در رتبه سنی جایگزین شد)

 تو صحنه مربوط  به تریلر جوکر در اوج حس روانی بودنه!


_______________________________________


تریلر


_______________________________________


 فیلم




من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۲/۲/۲۴ صبح ۱۲:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, اکتورز, ژان والژان, آماندا, Jacques Clouseau, زرد ابری, لمون, ولگرد کوچک, خانم لمپرت, هانا اشمیت, Kathy Day, مگی گربه, ایـده آلـیـسـت, پروفسور
Jacques Clouseau آفلاین
بازرس کلوزو
***

ارسال ها: 94
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۶/۱۴
اعتبار: 10


تشکرها : 440
( 1001 تشکر در 30 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

بدمن خوشگلتر از اين سراغ دارين آخه؟idont منظورم همين جناب روبرت پاتريك هست كه در فيلم جاودانه "نابودگر2؛ روز داوري" حسابي در نقش T-1000 تركونده بود؟

يادم مياد اون دوران يعني سالهاي 69-70 وقتي تو مدرسه با دوستان قرار بود مسابقه دو برگزار كنيم، اكثريت به شكل همين T-1000 ميدويديم! (آخر جوگيريkhande)


من به همه مظنونم و در عین حال به هیچکس مظنون نیستم
۱۳۹۲/۲/۲۴ صبح ۱۰:۲۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آماندا, BATMAN, زرد ابری, ژان والژان, لمون, ولگرد کوچک, اکتورز, Classic, سروان رنو
اکتورز آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 347
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۴/۲۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1785
( 3463 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

[تصویر: 1388972103_3053_c3fc362182.jpg]

کوین بیکن در ( تسویه حساب یا خوابیدگان / (Sleepers (1996 / ساختهء بری لوینسون/ نویسنده : لورنزو کالکاترا " که ادعای حقیقی بودن داستانش را داشت " )

(آخرش تکلیف اسم این فیلم تو دوبلهء فارسیش برام روشن نشد ).

[تصویر: 1372456457_3053_4661cf9439.JPG]

بیکن در این فیلم کاراکترمسئول یک دارالتادیب پسرانه به نام ویلکنسون که خیلی بی وجدان است رابازی میکند و آخرسرهم دونفر آدم حرفه ای در هفت تیرکشی و آدم کشی دخلش رو میارن و انتقام خود و دوستانشان را میگیرند.

[تصویر: 1372458069_3053_e3e8408ece.jpg]

اما : آخرین جمله ای که شون نکس ( بیکن ) خطاب به جان رایلی و تامس مایکانا ، میگه : شماعوضیا ، شما عوضیای آشغال ، من مواظب شما بودم .

بعدشم  /// بنگ ... بنگ ... بنگ ..................

دخلش اومد ، اما واقعآ به خاطر طنزی که ازابتدا تا انتها در کلام و شخصیتش بود ، مخاطب برای مرگش ناراحت میشه.

شاید میشد یه جوردیگه ، یه جور بهترش ، مثلآ مثل بقیهء دوستاش دادگاهی بشه و شخصیت اجتماعیش خورد بشه تا اینکه در خلوت کشته بشه و مسئولیت مرگش بیفته گردن کسایی که ازش دلخونن.

ضمن اینکه فساد در جامعه ( دراین فیلم ) بیداد میکنه و شون نوکس تنها یک ذره از این پهناست.

[تصویر: 1372458231_3053_8c5169921b.jpg]

سواستفادهء جنسی از کودکان در مقابل سواستفادهء موقیتی کودکان و شرکت دادنشان در قاچاق مواد و .... و فضای ناهنجار خانوادگی و همچنین شرایط تارمویی سیاسی و اعتراضات خیابانی جوانانی که در راه هدفشان گلوله باران میشوند ، قرار دارد.

پس موشکافی جرم نکس باید در شرایطی انجام گیرد که همهء موارد مذکور اصلاح و رفع شده باشد.

[تصویر: 1372458670_3053_589b57ef2e.jpg]

۱۳۹۲/۴/۸ صبح ۰۳:۰۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, اسکورپان شیردل, پرشیا, ژان والژان, خانم لمپرت, هایدی, مگی گربه
اکتورز آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 347
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۴/۲۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1785
( 3463 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

معروفترین ( جوکر ) های تاریخ فیلم و انیمیشن 

بازیگران و یا صداپیشگان

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سزار رومرو – سریال تلویزیونی بتمن – 1960

[تصویر: 1380413503_3053_1f051ab17f.jpg]

لنی وینریب – سریال ماجراهای جدید بتمن – 1977

[تصویر: 1380413595_3053_de674493a9.jpg]

جک نیکلسون – بتمن – 1989

[تصویر: 1380413701_3053_2ec6f4a448.jpg]

مارک همیل – سریال بتمن – 1992 تا 1994

[تصویر: 1380413806_3053_0875cd8448.jpg]

کوین مایکل ریچاردسون سریال بتمن – 2004

[تصویر: 1380413970_3053_3d8e099083.jpg]

هیث لجر – شوالیه تاریکی – 2008

[تصویر: 1380414082_3053_e65bc2b222.jpg]

جف بنتسریال بتمن شجاع و پرقدرت – 2009 تا 2011

[تصویر: 1380414143_3053_f598c3465b.jpg]

۱۳۹۲/۷/۷ صبح ۰۴:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, ژان والژان, خانم لمپرت, بانو, BATMAN, مگی گربه, آماندا, هانا اشمیت, ایـده آلـیـسـت
اکتورز آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 347
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۴/۲۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1785
( 3463 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #33
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

ماندگارترین نقشهای کودکان عجیب و ترسناک در تاریخ سینما

[تصویر: 1382999660_3053_968590ad77.jpg]

به انتخاب نشريه معتبرامپایر .

تاريخ سينما سرشار از شخصيت‌های کودک دوست‌داشتنی است و در کمتر فيلمی میبینیم نشانی از کودکان معصوم نباشد، اما برخی شخصيت‌های کودک به دليل عجيب و غريب بودن بيش از اندازه همواره در ذهن سينمادوستان باقی ميمانند و به همين راحتيها فراموش نمی ‌شوند.

شايد در نگاه اول انتخاب شخصيت‌های چندش‌آور و عجيب از ميان کودکان معصوم چندان منطقی نباشد اما کدام علاقمند تاريخ سينما ميتواند فيلم‌هايی چون "جن‌گير" و "طالع نحس" و حضور آن دو کودک عجيب و غريب را نادیده بگیرد؟

10 شخصيت کودک عجيب تاريخ سينما به انتخاب باب مک‌ کيب نويسنده نشريه سينمايی امپايرعبارتند از:

1 مايلز و فلورا در فيلم سينمايی "بيگناهان" به کارگردانی جک کليتن محصول 1961 آمريکا. فيلم داستان مالک خانه‌ای بزرگ در اواخر قرن 19 است که زنی را برای مراقبت از برادرزاده‌هايش استخدام می ‌کند. همه چيز ابتدا طبيعی به نظر میرسد، اما زن متوجه می ‌شود جسم کودکان به تسخير ارواح خانه درآمده است.

2 شان در فيلم سينمايی "تولد" به کارگردانی جاناتان گليزر محصول 2004 آمريکا و آلمان. فيلم داستان زنی (با بازی نيکول کيدمن) است که پسرکی 10 ساله در روز ازدواج او ناگهان ظاهر میشود و ادعا میکند روح همسر مرحوم زن در بدن او حلول کرده است.

3 تمام کودکان فيلم سينمايی "دهکده نفرين‌شدگان" به کارگردانی وولف ريلا محصول 1960 انگلستان. 9 ماه پس از هجوم يک بيگانه به دهکده‌ای کوچک، کودکانی به دنيا می آيند که با داشتن قدرت‌های غير عادی با هم متحد مي‌شوند. اين اتحاد شوم پدران و مادران کودکان را به فکر قتل آنها می اندازد. سال 1995 هم جان کارپنتر فيلمي به همين نام ساخت.

4 ديمين تورن در فيلم سينمايی "طالع نحس" به کارگردانی ريچارد دانر محصول 1976 آمريکا. فيلم داستان يک ديپلمات آمريکايی است که به جای فرزند مرده خود کودکی را از بيمارستان می ‌آورد و به تدريج درمی ‌يابد کودک نيروهايی غير عادی دارد و ضد مسيح است.

[تصویر: 1383000310_3053_9d30179892.jpg]

5 دو دختر دوقلوی فيلم سينمايی "تلالو" به کارگردانی استنلی کوبريک محصول 1980 انگلستان. فيلم داستان نويسنده‌ای است که استخدام می ‌شود در زمستان از هتلی دورافتاده و خالی مراقبت کند. او در حالتی تسخيرشده همسر و فرزندش را تهديد مي‌کند. نکته جالب اينکه ليزا و لوئيس بازيگران نقش خواهران دو قلو به ترتيب هشت و 10 ساله بودند.

[تصویر: 1383000170_3053_391905a0dd.jpg]

6 ريگان در فيلم سينمايی "جن‌گير" به کارگردانی ويليام فريدکين محصول 1973 آمريکا. دختر 12 ساله يکی از بازيگران زن مشهور سينما دچار حالت‌هايی غريب می ‌شود و تلاش پزشکان برای معالجه او ناکام می ‌ماند. تنها راه اجرای مراسم جن‌گيری است.

7 ونزدی آدامز در فيلم سينمايی "خانواده آدامز" به کارگردانی بری سوننفلد محصول 1991 آمريکا. کريستينا ريچی با آن صورت خالی از احساس خود شخصيتی عجيب خلق ميکند.

8 نوزادی که نمیدانست دارد فیلم بازی میکند ، فيلم سينمايی "قطاربازی" به کارگردانی دنی بويل محصول 1996 انگليس.

9 کارول آن فريلينگ در فيلم سينمايی "ارواح خبيثه" به کارگردانی توبی هوپر محصول 1982 آمريکا. وقتی هيتر اورورکی بازيگر نقش کارول در سن 12 سالگی از دنيا رفت، بسياری او را قربانی ارواح فيلم دانستند. دردناکتر اينکه بازيگر نقش خواهر بزرگتر کارول هم اندکی پس از اکران فيلم درگذشت و هر دو را در گورستانی در لس آنجلس به خاک سپردند.

10 سيد در انيميشن سينمايی "داستان اسباب‌بازی" به کارگردانی جان لستر‌ محصول 1995 آمريکا. سيد تمام آن چيزهایی را نابود ميکند که در واقع بايد آنها را دوست داشته باشد. ضمن اينکه با نابود کردن اسباب‌بازی ‌هايش موجوداتی تازه و البته عجيب و غريب مثل خودش می سازد.

البته در این لیست جای کودکان فیلمهای ( تنها در خانه / بچه رز ماری / کینه / دیگران / پروندهء 39 و... خالیست) .

۱۳۹۲/۸/۷ صبح ۰۳:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, خانم لمپرت, پایک بیشاپ, پرشیا, بانو, مگی گربه, آماندا, سی.سی. باکستر, نایب تیمور خان, سرهنگ آلن فاکنر, زبل خان, ایـده آلـیـسـت
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6814 تشکر در 128 ارسال )
شماره ارسال: #34
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

لحظات انزجار و افتخار از پنج شخصیت منفور در چهار فیلم مشهور (قافیه خودش جور شد!!!)

    

ناخدا بلای با بازی ترور هاوارد فرمانده کشتی بونتی یکی از منفورترین شخصیتهای سینمایی نزد من می باشد. کافیست شورش در کشتی بونتی را با حوصله ببینید تا پی به رذالت این شخص ببرید. اوج انزجار از این شخصیت وقتی شکل میگره که مانع آب خوردن یکی از خدمه های ییمار کشتی می گردد . وقتی فلیچر با بازی ماندگار مارلون براندو پس از در دست گرفتن کشتی دستور به نابودی گلدانهای دوست داشتنی او را می دهد دل هر مخاطبی خنک می گردد:


    

هیچوقت از برونو آنتونی با بازی رابرت والکر خوشم نیامد. برونو بدجوری موی دماغ گای هینز شده بود. برونو یکی از اعصاب خرد کن ترین شخصیتهایی است که هیچکاک خلق نمود. هر چه فیلم جلوتر میره برونو بیشتر اعصاب مخاطبین فیلم بیگانگان در ترن را خرد میکنه. اوج انزجار و دل خنکی فیلم در چند ثانیه پایانی فیلم به وقوع می پیوندد. اونجا که وقتی برونو داره نفسهای آخر زندگیش رو میکشه و هر بیننده ای فکر میکنه الآن وجدان درد میگره و حقیقت رو میگه اما اون در حضور پلیس و در حالیکه داره نفس آخرشو میکشه لبخندی به گای میزنه و میگه اومدی فندکِ تُ از محل وقوع جرم برداری؟ و لبخندی میزنه و میمیره. درست در لحظه ای که بیننده به اوج نفرت رسیده و فکر میکنه گای دیگه هیچ مدرکی برای برائت از قتل نداره دستان برونو باز میشه و پلیس فندک رو تو دستهای برونو می بینه و دل همه خنک میشه (البته پیش تر از این هم به این شخصیت اشاره شده بود)


احتیاج به توضیح داره؟ کسی هست که از او خوشش بیاد. او رذالت را وقتی به اوج خودش میرسونه که در قهقرای کشتی در حال غرق شدن تایتانیک به جک و رز تیراندازی میکنه. و وقتی با بغل کردن کودکی خودش را تو آخرین قایق نجات که مخصوص زنها و کودکان بود جا میکنه و خدمه کشتی هم با نگاه معناداری بهش دستور به آب اندازی قایق رو میده اعصاب هر بیننده ای را به هم میریزه. اما همین شخصیت وقتی در صحنه های پایانی زیر باران بین بازمانده های کشتی بدنبال رز میگرده رز با معرفی خود بعنوان رز داوسون دل همه بینندگان تایتانیک رو خنک میکنه تا او هرگز دستش به رز نرسه.

    


چقدر از این پسرعموی ربکا بدم می اومد. اما وقتی در دادگاه شخصی که بعنوان شاهد اومد تا علیه آقای دوینتر شهادت بده را دیدم تازه فهمیدم از پسر عموی ربکا بدتر هم وجود داره. پیشخدمت مخصوص ربکا با اون چهره عبوسش از پسرعموی ربکا هم منفورتر بود. اوج رذالت پسر عموی ربکا را در سکانسی که آقا و خانم دوینتر در روز دادگاه در داخل ماشین مشغول صرف ناهار هستند را می توان در رفتارش هنگام بلعیدن یک ران مرغ از غذای آقای دوینتر دید اما وقتی در لحظات پایانی فیلم دکتر ربکا شهادت میده که ربکا حامله نبوده بلکه مبتلا به سرطان بوده دل هر مخاطبی از رِکَبی که ربکا به پسر عموش و پیشخدمتش زده حسابی خنک میشه.

   

۱۳۹۳/۶/۱۱ عصر ۰۵:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kurt Steiner, هانا اشمیت, terme, خانم لمپرت, سروان رنو, زینال بندری, Papillon, نایب تیمور خان, اسکورپان شیردل, اکتورز, کارآگاه علوی, Classic, سناتور, سرهنگ آلن فاکنر, شیخ حسن جوری, حمید هامون, مگی گربه, زبل خان, ایـده آلـیـسـت
نوبادی آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 33
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۲/۴
اعتبار: 6


تشکرها : 22
( 251 تشکر در 24 ارسال )
شماره ارسال: #35
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

نقش های منفی زیادی در فیلم های خارجی وجود داره اما در فیلم های ایرانی هم نمونه های خوبی پیدا می شه.یکی که همیشه یادم هست نقش سرهنگ در ناخدا خورشید با بازی فتحعلی اویسی هست .خباثت از همه جاش میزنه بیرون!(البته جسارت به دوست عزیزی که با این نام ثبت نام کرده نشه{#smilies.smile})

[تصویر: 1410025244_4920_99675464d4.jpg]


بیخیال .... اینجا محله چینی هاست.
۱۳۹۳/۶/۱۵ عصر ۱۰:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : فیلیپ ژربیه, سرهنگ, سرهنگ آلن فاکنر, سروان رنو, هانا اشمیت, شیخ حسن جوری, زاپاتا, زبل خان
هانا اشمیت آفلاین
مترسک فیلسوف
*

ارسال ها: 47
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۴/۱۹
اعتبار: 24


تشکرها : 2244
( 754 تشکر در 22 ارسال )
شماره ارسال: #36
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

                                                           سلام بر دوستان فرهیخته

    وقتی صحبت از نقشهای منفی میشود چهره های بسیاری در خاطرم جان میگیرند که در ماندگاری گاهی اوقات گوی سبقت را از قهرمانان نیز ربودند . بعضی از آنها آنچنان نقش خود را  پر قدرت ایفا کرده اند که حتی  باعث کمرنگ شدن قهرمان داستان شده است. اما پیش از شروع بحث میخواهم از دوستان به جهت مطرح کردن کاراکتری که قبلا هم در این تاپیک بحثش شده عذرخواهی کنم. و از دوستان عزیزم BATMAN ، Jacques Clouseau ، اکتورز رخصت بطلبم برای ادامه دادن بحث پیرامون این شخصیت بی نظیر که به اعتقاد بنده یکی از بهترین و جذابترین  کاراکترهای منفی است که تا کنون در عرصه سینما شاهد بودیم .

قصد من از پرداختن مجدد به جوکری که حیث لجر خالق آن بوده ، این است که بر اساس حسی که از بازی بی نظیر این بازیگر گرفتم در حد بضاعتم ابعاد روانشناسانه این کاراکتر را به بحث بگذارم و گمان میکنم اساسا مقصود از ایجاد این تاپیک هم ( اگر اشتباه نکرده باشم ) پرداختن به چنین بحث هایی است.

                                               

  

                                 

 و اما   جوکر!

مردی که همیشه میخندد و هیچ چیز برایش مهم نیست چرا که چیزی برای از دست دادن ندارد ! (و این واقعیتی ست که باید از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد ترسید! ) او درحقیقت موجودی ذبون و بی مقدار است و این فقر وجودی به نوعی از تمامی حرکات و سکناتش پیداست ، بهترین نمایش این وجه از شخصیتش وقتی ست که از بتمن کتک میخورد و مثل یک موجود بی دست و پا روی زمین میخزد و یا نزدیکترین فرد را سپر بلای خود میکند !

طی روند داستان او دلایل متفاوتی را برای زخمی که به شکل لبخند بر چهره اش نقش بسته ، عنوان میکند . اما سر آخر معلوم نمیشود علت این زخم چیست ؟ البته هیچ بعید به نظر نمیرسد ، او خودش این زخم را ایجاد کرده باشد . شاهد این مدعا چرخه ی سادیسمی ، مازوخیسمی است که در فیلم از جانب این کاراکتر به نمایش گذاشته میشود . چراکه در صحنه های مختلف ما شاهد آن هستیم که جوکر عمدا دیگران را بر علیه خود تحریک میکند و از این کار درست به اندازه آزار دادن آنها لذت میبرد! او یک تبهکار با اهداف مشخص نیست به عبارت دیگر جنایات او نه برای رسیدن به عواملی از قبیل پول و قدرت بلکه صرفا به جهت تفریح صورت میگیرند ! دریکی از سکانسها وی خطاب به یکی از مامورین پلیس ، صریحا این نکته را بیان میکند که :

میدونی چرا از چاقو استفاده میکنم !

تفنگها خیلی سریعند ، با تفنگ نمیتونی تمام اون حسش رو درک کنی !

و یا در سکانسی که در مقابل چشمان ناباورانه ی تبهکاری دیگر ، تلی از اسکناس را به آتش میکشد !!! باز به همین مضمون اشاره دارد .

و یا امتناع از کشتن بتمن ! صرفا به این جهت که بدون حضور او این بازی وحشتناک هیجان و در واقع لطفش را از دست میدهد !!!

 در سکانسی  آلفرد خطاب به بروس وین  ماهیت افراد شریری نظیر جوکر را چنین بیان میکند : 

بعضی آدما دنبال یه چیز منطقی مثل پول نیستند ، نمیشه خریدشون یا تهدیدشون کرد یا باهاشون مذاکره کرد یا باهاشون منطقی حرف زد ...

بعضی آدما فقط میخوان نابودی دنیارو ببینن !!!

در همین راستا جا دارد دیالوگی از جناب جوکر خطاب به بتمن را نقل کنیم :

تو هیچی نداری که منو باهاش تهدید کنی !

با همه قدرتت هیچ کاری نمیتونی بکنی !

 

با توجه به مطالب فوق میتوان گفت که جوکر یک سر و گردن از تبهکاران شهر گاتهام نیز بالاتر بوده ، بطوری که حتی آنها را هم در شگفتی فرو برده است . در یکی از سکانسها وقتی بتمن سراغ جوکر را از یکی از تبهکاران بزرگ میگیرد و او اضحار بی اطلاعی میکند بتمن میگوید که باید دوستانی داشته باشد و تبهکار با شنیدن این عبارت با تعجب تکرار میکند " دوست " ! تا حالا با این یارو روبرو شدی !!! بنابراین میبینیم که جوکر به هیچ وجه حتی تابع کوچکترین مناسبات انسانی نیست وی هیولایی ست در کسوت انسان که البته بویی از انسانیت نبرده است !!!

قانون او بی قانونی ست چنانکه در جایی هم این مطلب را بدین شکل مطرح میکند که :

تنها راه منطقی برای زنده موندن تو این دنیا بدون قانون بودنه !


او موجودی به شدت خونسرد ، بی تفاوت نسبت به درد و رنج دیگران و حتی خود ، بدون کوچک ترین حس ترحم و در مجموع تجلی اوج خباثت بشری ست ! جنایات او نه امری حساب شده برای رسیدن به اهدافی خاص بلکه در حقیقت بازی مضحک بیماری روانی است که از سر تفریح آدم میکشد یا از آدمها به عنوان ابزاری برای جنایاتش بهره میگیرد ! بسیار باهوش و البته بسیار حیله گر است ! و چقدر جالب ، که یکی از مشخصه های این دست افراد به واقع همین هوش و ذکاوت بی نظیرشان است که باعث میشود به دام انداختنشان به دشواری صورت بگیرد . در فیلم شوالیه تاریکی بارها شاهد نقشه های بی عیب و نقص جوکر هستیم به طوری که پلیس همیشه با تاخیر از آنها مطلع میشود یعنی درست وقتی که کار از کار گذشته است !

گذشته از ابعاد روانشناختی این کاراکتر حیفم آمد اشاره به گریم فوق العاده آن نکنم! همینطور لباس مضحک رنگارنگش که درکنار بازی بی نقص لجر منجر به خلق این کاراکتر جذاب شده است.

پ ن : شاید نتوانسته باشم حق مطلب را چنان که باید ادا کنم ، با این وجود این پست را به رغم تمام کاستی هایش تقدیم میکنم به دوست داران خبیث ترین جوکر تاریخ سینما ، جناب حیث لجر :heart:

                                                                                                          با درود

                                                                                                       هانا اشمیت


تنهایی خدای گونه استHuh
۱۳۹۳/۶/۲۲ صبح ۰۱:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : برو بیکر, زینال بندری, Kurt Steiner, خانم لمپرت, BATMAN, پیرمرد, حمید هامون, زبل خان, اکتورز, Kathy Day, Jacques Clouseau, ایـده آلـیـسـت, مگی گربه, Memento
هانا اشمیت آفلاین
مترسک فیلسوف
*

ارسال ها: 47
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۴/۱۹
اعتبار: 24


تشکرها : 2244
( 754 تشکر در 22 ارسال )
شماره ارسال: #37
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

  سلام بر دوستان فرهیخته

از آنجایی که بنده علاقه ای ویژه نسبت به کاراکترهای بی رحم و به شدت منفی دارم به این تاپیک هم که اختصاص به این نوع کاراکترها دارد ، علاقه ای خاص دارم .:eee2 و اعتقادم این است که هرچقدر کاراکتر منفی درصد خباثتش بیشتر بهتر:dodgy: همین امر باعث شده نسبت به برخی از کاراکترهای منفی در تاریخ سینما ارادت خاصی داشته باشم که از آن دست رئیس مقتدر راهزنها جناب جبارسینگ میباشد.به عبارت دیگر در این پست برآنم که یکی از منفورترین شخصیت های سینمایی را یعنی کاراکتری از فیلم به یاد ماندنی شعله مورد تجزیه و تحلیل قرار دهم.:eee43

                                                                 

اما چرا جبارسینگ تا این حد جذاب و البته به یاد ماندنی است؟شکی نیست که آنچه یک کاراکتر منفی را میتواند جاودانه کند به نمایش گذاشتن درصد بالایی از خباثت و البته قساوت است . و جبارسینگ در این فقره آنچنان استادانه ایفای نقش میکند که براستی بیننده از میزان بی رحمی این فرد متعجب میشود tajob برای نشان دادن سنگدلی این راهزن کافی ست توجهی ویژه به ابزار آلاتی داشته باشیم که وی از آنها برای زجرکش کردن طعمه هایش استفاده میکند : ابزارهایی نظیر دو شمشیر برنده که با آنها دستهای تاکور را قطع میکند در حالی که شاید اگر او را میکشت به مراتب بهتر از این موقعیتی بود که وی را در آن قرار داده استasabi

                                                         

و یا ساتوری که بر میدارد تا با آن ویرو را مثله مثله کند .

                                                   

اما اوج این قضیه زمانی است که احمد پسر آقا میرزا را پس از این که به جبار حمله میکند افرادش با تفنگ هدف میگیرند که جبار صریحا میگوید :

ولش کنید ، اگه با گلوله بکشیمش که زجر نمیکشه! این اول باید شکنجه بشه ، بعد نفس کشیدن از یادش بره ، یه شکنجه تدریجی!

                                                         

نقشهای منفی با این میزان از قساوت که درصد بالایی را شامل میشود عمدتا افرادی به غایت خونسرد هم هستند این موضوع در مورد جوکر که در پست قبل بدان اشاره کرده ام نیز صادق است جالب آنکه او هم صریحا اعلام میکند که برای لذت بردن بیشتر از چاقو استفاده میکند.

جا دارد در انتها پاره ای از دیالوگهای خاطره انگیز این کاراکتر را باهم مرور کنیم :

از خشم وغضب جبارسینگ فقط یه نفر میتونه شمارو نجات بده ، فقط یه نفر ، اونم خود جبار!

                                                                   

دیوار هیچ زندانی اونقدر بلند و محکم نیست که بتونه بیست سال جبار تو خودش نگه داره !

                                                             

 پ ن : در آخر جا دارد از جناب سناتور تشکر ویژه ای داشته باشم به جهت اینکه لینک این فیلم خاطره انگیز را با آن دوبله بی نظیرش برای دانلود قرار دادن که برای بنده بسیار تجدید خاطره شد.

                                                                                                 با درود

                                                                                              هانا اشمیت


تنهایی خدای گونه استHuh
۱۳۹۳/۷/۱۳ صبح ۰۷:۴۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, زاپاتا, Classic, حمید هامون, خانم لمپرت, مگی گربه, زبل خان, BATMAN, سروان رنو, اکتورز, فیلیپ ژربیه, زینال بندری, سرهنگ آلن فاکنر, بیلی لو
اکتورز آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 347
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۴/۲۱
اعتبار: 24


تشکرها : 1785
( 3463 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #38
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

اشباح گویا  2006

کاراکتر پدر لورنزو با بازی خاویر باردم در این فیلم یکی از منفورترین شخصیتهای تاریخ سینماست.

[تصویر: 1418606707_3053_ff68154a52.JPG]

او کلیسا را متقاعد میکند که با نفوذ اعضای انجمن تفتیش عقاید در میان مردم میبایست با متخلفین دینی برخورد شدید شود تا زهرچشمی از دیگران گرفته شود.

کارش را انجام میدهد اما بعنوان یک فرد روحانی خودش نابخشوده ترین جرم را در خفا مرتکب میشود و آن تجاوز به یک دختر جوان زندانی هیئت تفتیش است ؛ کسی که خود او حکم دستگیریش را داده و باز هم او در مقابل فرانسس گویای نقاش ( اسپانیایی ) زیباییش را غیر مستقیم ستوده بود و مشخصآ جذب تصاویر دلربای او شده بود بر در و دیوار کلیسا و هرمکان دیگری که گویا نقاشش بوده .

داستان گویا به حاشیه میرود و جریان فیلم در پس اتفاقاتیست که بر سر پدر لورنزو و اینس بیلباتوا ( دختر زندانی ) رخ میدهد و گویا تنها ناظریست برماجرا که این اتفاقات را به روایت نقاشیهایش ثبت مینماید.

پدر لورنزو بعد از بی آبرویی و فرار بعد از سالها اینبار در قالب یک افسر عالی رتبهء ارتش فرانسه به اسپانیا باز میگردد و این بار منکر بچهء خودش از اینس میشود و سر گویا و اینس که اکنون بعد از این همه سال درقالب یک دیوانه از زندان آزاد شده را شیره میمالد و از طرفی اقدام به تبعید دخترش از اینس را به آمریکا فراهم میاورد.

افسر لورنزو حکم اعدام اسقف اعظم را صادر میکند اما نیروهای بریتانیایی از راه میرسند و ارتش ناپلئون شکست میخورد و لورنزو در عاقبت با اینکه فرصتی به اوداده میشود که توبه کند اما او سخنی برای گفتن ندارد و اعدام میشود.

[تصویر: 1418607021_3053_345bc31619.JPG]

در جایی از فیلم خانوادهء بیلباتوا به زور و با شکنجه از لورنزو اعتراف میگیرند که او زادهء میمون است و در آخر داستان این تنها چهره ایست که از لورنزو در یاد تماشاگر میماند.

**************

خاویر باردم حقیقتآ در بیشترین نقشهای منفی بوده و خوب هم از پسشان برمی آید اما خارج ازاین چهرهء بدمن داشتنش و بخاطر نوع بازی بی نظیرش جزء هنرپیشه های مورد علاقه ام است و به نوعی در هرفیلمی باشد تضمین خوبی آن فیلم همین حضور اوست.

[تصویر: 1418607409_3053_a799c14ffd.jpg]


۱۳۹۳/۹/۲۴ صبح ۰۶:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, فیلیپ ژربیه, زینال بندری, هانا اشمیت, بلوندی غریبه, Kathy Day, سرهنگ آلن فاکنر, ایـده آلـیـسـت, مگی گربه
ایـده آلـیـسـت آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 33
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۴/۱۲
اعتبار: 18


تشکرها : 1017
( 485 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

?!Why So Serious

وقتی سخن از نقش منفی در سینما به میان می آید، اولین کاراکتری که جلوی چشمم نقش می بنند بدون شک آن دلقک باهوش و همیشه خندان و یا آن مامور هرج و مرج در فیلم شوالیه ی تاریکی یعنی جوکر است ...

با تشکر از هانا اشمیت عزیز که توضیحات جالبی راجع به نقش جوکر دادند، قصد دارم بنده نیز تا حدی که آگاهی دارم توضیحاتی راجع به این کاراکتر و هم چنین بازیگر توانایش، هیث لجر فقید ارائه دهم ....

هیث اندرو لجر :

او در 4 آوریل 1979 در پرث استرالیا چشم به جهان گشود، هیث اولین تجربه‌های بازیگری‌اش را در ۱۰ سالگی در مدرسهٔ گیلدفورد در نقش پیتر پن تجربه کرد، در فاصلهٔ سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵، لجر در فیلم‌های میهن پرست، ضیافت هیولا، قصهٔ یک شوالیه، چهار پر، ند کلی، فرمان، و برادران گریم نقش‌آفرینی کرد. در سال ۲۰۰۱، جایزهٔ ستارهٔ آیندهٔ شو وست را برای بازی در میهن پرست و به مناسبت اکران جهانی قصهٔ یک شوالیه به دست آورد و در سال ۲۰۰۳، یکی از مردان بازیگر سال استرالیا به انتخاب فصل‌نامهٔ آقایان استرالیایی (GQ Australia) شد. بازی لجر در سال ۲۰۰۵ در نقش انیس دل‌مار در یکی از مهم‌ترین فیلم‌های آن سال، کوهستان بروکبک، جوایز و نامزدی‌های زیادی برای او به ارمغان آورد. جایزهٔ حلقهٔ منتقدان نیویورک، حلقهٔ منتقدان سن‌فرنسیسکو، و نامزدی اسکار در رشتهٔ بهترین بازیگر نقش اول مرد و جایزه گلدن گلاب از آن جمله‌اند. در سال ۲۰۰۸، لجر نقش هیولای معروف داستان‌های کمیک، «جوکر» در فیلم شوالیه تاریکی (دنباله‌ای بر فیلم بت‌من شروع می‌کند) را بازی کرد. در این فیلم او در مقابل کریستین بیل، هم‌بازی‌اش در فیلم من آن‌جا نیستم نقش‌آفرینی کرده‌ است. در روز ۲۲ ژانویهٔ ۲۰۰۸، پیکر هیث در آپارتمانش در طبقهٔ چهارم ساختمانی در خیابان ۴۲۱ بروم در محلهٔ سوهوی نیویورک پیدا شد. دو هفته پس از مرگ لجر، مرگ او تصادفی، و بر اثر مسمومیت شدید دارویی در نتیجهٔ مصرف هم‌زمان چندین نوع قرص ضداضطراب و مسکن و خواب‌آور اعلام شد. ( از ویکی پدیا )


هیث لجر بازیگری توانا و در عین حال انسانی مهربان و قابل اعتماد بود، یکی از عواملی که باعث می شود علاقه ی من به هیث لجر چندین برابر شود این است که او نیز یک INFP بود (یکی از 16 تیپ شخصیتی بر اساس آزمون مایرز برگر) ، از مهمترین خصوصیات این تیپ شخصیتی ، درونگرایی، ایده آلیست بودن، رویا پردازی، مهربانی، هنرمندی و علاقه شدید به کمک به مردم است، این تیپ (که بنده نیز جزء آنها هستم) معمولا به تنهایی شدید علاقه داشته و بیشتر در افکار و رویاهای خود زندگی می کنند، احساسی و منعطف بوده و نویسندگان خوبی به شمار می روند (در یک فرصت بهتر اگر امکانش باشد بیشتر راجع به این تیپ شخصیتی و البته سایر تیپ های مایرز برگر توضیح خواهم داد)

اما برگردیم به هیث لجر و بازی تاریخی اش در نقش جوکر!

به عقیده من همه ی ما یک بخش مجرم و تاریک در وجود خودمان داریم و بسته به شخصیت هر کس این بخش تاریک ابعاد و انواع مختلفی پیدا می کند، به شخصه این من بی رحم و خلافکار را درون خود حس می کنم، البته گمان نکنم تا آخر عمر خود را نشان دهد و فقط در لا به لای روحم سرکشی خواهد کرد و با دیدن اشخاصی نظیر جوکر به اوج لذت و رضایت خواهد رسید. شاید لجر نیز این چنین حس طغیانگری را درون خود می دید و همین قضیه باعث شد تا بیشتر و بیشتر در نقش جوکر فرو رفته و اعماق شخصیت او را با تمام وجود خود درک کند و این بازی خاطره انگیز را از خود به جای بگذارد. نقل است که لجر حدود یک ماه قبل از شروع فیلم برداری خود را در اتاقی در هتل حبس کرده و کل اتاق را پر از عکس ها، لوازم و هر چه که به جوکر مربوط بود، کرده بود و هر روز سعی داشت تا بیشتر خودش را به این شخصیت نزدیک کند. نقشی که حتی جک نیکلسون (مرد شرور هالیوود) هم از آن هراس داشت و در موردش به هیث هشدار داده بود. آیا لجر واقعا بر حسب تصادف و در اثر مصرف هم زمان چند دارو درگذشت یا اینکه افکار، اخلاق ، دیوانگی ها و اعتقادات جوکر در هر سلول کوچک و در هر بخش وجودی اش رخنه کرده بود و همانند تاری سیاه خود را دور روح او گره زده بود و هر روز این مسئله را بیشتر به او گوشزد می کرد که من خود تو هستم ( I'm you ، آخرین جمله ی آهنگ Sad But True از متالیکا که بی ربط به این پاراگراف نیست) و سرانجام لجر طاقت نیاورده و خود را به کام مرگ می فرستد.


حتی در جرم و جنایت هم باید ایده آلیست بود و همه ی کارها را به نحو احسن و برای هدف بسیار بزرگ انجام داد! بله این اعتقاد بنده است و شاید اعتقاد جوکر و مرحوم هیث لجر! جوکر مامور هرج و مرج است، او هیچ چیز برای خود نمی خواهد، از پول متنفر است و آن را فقط وسیله ای برای رسیدن به هدفی بزرگتر قرار می دهد. اما این هدف بزرگ چیست؟ جوکر چه می خواهد؟

پاسخ این سوالها را می توان با دقت در چند سکانس تراژدی شوالیه تاریکی تا حدودی دریافت!

افتتاحیه فیلم، سکانس دزدی از یک بانک توسط گروهی از مجرمین است، هر کسی که سهم خود را انجام می دهد بلافاصله توسط دیگر عضو گروه کشته می شود تا اینکه فقط یک نفر که راس گروه است باقی می ماند، ما ابتدا خود را با یک صحنه بسیار عادی که در اکثر فیلم های اکشن هروویک دیده ایم رو به رو می بینیم ولی به محض اینکه جوکر داستان نقاب از چهره بر می دارد و در جواب توهین مامور بانک که او را متهم به بی اعتقادی نسبت به احترام و افتخار می کند، ضرب المثل عامیانه ای را شکل و فرمی جدید می بخشد و به گونه ای هنرمندانه تنها با تعویض یک حرف از یک کلمه سرگذشت خویش را بازگو می کند و به ما گوشزد می کند که با یک جنایتکار عادی طرف حساب نیستیم!

خلافکارهای بزرگ شهر جلسه ای برگزار کرده اند تا مسئله ی دزدی از بانک توسط جوکر و انتقال پولها را بررسی کنند، ناگهان صدای خنده ی دیوانه واری به گوش می رسد و دلقک داستان وارد می شود، او با انجام شعبده روی مداد و ناپدید کردن آن به شیوه ی خود به خلافکاران هشدار جدی می دهد. او پیشنهاد خود را در کمال خونسردی مطرح می کند و خواهان نیمی از پول در ازای کشتن بتمن است! آیا این دلقک دیوانه است؟ در این سکانس به خود می گوییم:" بله فهمیدم اون فقط دنبال پوله ". خب ما تا حدودی با کاراکتر جوکر آشنا می شویم و حتی دورنمایی از آنچه که قرار است اتفاق بیفتد در ذهنمان نقش می بندد.

به زودی در سکانس دیگری داستانی راجع به زخم های روی صورتش می شنویم و تحت تاثیر قرار گرفته و این دلقک جنایتکار را فردی آسیب دیده می بینیم که تنها هدف او انتقام از گذشته ی تاریک و ارضای نفس عصیانگر خویش است، طولی نمی کشد که دوباره داستانی دیگر در مورد زخمهایش می شنویم که به ریچل دانز می گوید! کاملا گیج می شویم و خود را در یافتن شخصیت حقیقی این دلقک ناتوان و فلج می یابیم و او مانند رازی سر به مهر در ذهنمان باقی می ماند، منتظر می مانیم تا با دستگیر شدن این جانی به حقیقت قضایا پی برده و او را نیز همچون جنایتکاران دیگر در گوشه ی زندان در حالت پشیمان و افسرده بیابیم. هنگامی که او کنار پنجره دست ریچل را رها می کند، ما را ناتوان تر در شناخت کاراکترش می کند و نشان می دهد او با هیچ کس شوخی ندارد و در هر مسیری قدم می گذارد تا به اهدافش برسد اگرچه مسیر غیر انسانی باشد.

فیلم جلوتر می رود و بعد از تعقیب و گریز در شهر جوکر در مرکز خیابان ایستاده و با شاتگان به اطراف شلیک می کند، دیوانگی عجیبی در چشمانش موج می زند، گویی با شلیک هر گلوله یک قطعه از پازل وجودی اش گم می شود و ما را در کامل کردن شناخت خود از حقیقت اصلی وی ناکام می گذارد، سپس با جرئت و یقین مثال زدنی می ایستد و داد می زند :"Hit Me" ، گویی که برق از کله مان پریده باشد، خود را با موجودی مواجه می بینیم که از کشته شدن هم نمی ترسد و با اعتماد به نفس خارق العاده ای از اعماق وجود خود داد می زند که مرا بکش.

چند لحظه بعد او دستگیر شده و به زندان منتقل می شود، با هیبت خاصی روی صندلی پشت میله های سرد زندان نشسته و به ریش ماموران می خندد، هنگامی که آنان را ناتوان در یافتن نشانه ای کوچک که سند وجودی او و متمایز کننده ی او در جامعه باشد، می یابد. بلاخره کمی آرام میگیریم و با خود می گوییم که کارش تمام است! این دلقک عجیب و غریب به اندازه ای که فکر می کردیم باهوش نبوده و به طرز بچگانه ای دستگیر می شود، بله او فقط یک روانی بوده که کارهای بی رحمانه ای را بدون تفکر انجام داده است و دیگر وقت آن رسیده است که مجازات شود!

دقایقی بعد، سکانسی به یاد ماندنی آغاز می شود و اولین رویارویی بتمن و جوکر شکل می گیرد، هنگامی که به گفتگوی این دو توجه می کنیم، متوجه می شویم که جوکر آن روانی که فکر می کردیم نیست، او پیرو ایدئولوژی خاص خودش است و حقایق تلخی را از زندگی روزمره بازگو می کند، او با اطمینان سخن می گوید و بیش از پیش به ما ثابت می کند که او یک جنایتکار عادی نیست بلکه او یک نابغه ی تمام عیار و پر از ایده های ناب بوده که هیچ قانونی نمی شناسد و هیچ هراسی ندارد، او آینه ی تمام نمای هرج و مرج است!

با مرگ ریچل شوکه می شویم و انتظار این چنین اتفاقی را در این قسمت داستان نداریم، ولی به ساختار بسیار مهمی از کاراکتر مبهم جوکر دست می یابیم، این که او فوق العاده باهوش است و نقشه هایش بی عیب و نقص و بدون کوچکترین اشتباهی طراحی شده اند! هنگامی که سر خود را از اتوموبیل پلیس بیرون می آورد و برای چند لحظه سکوت وحشتناکی حاکم می شود در حالی که او با لذت وصف نا شدنی به نمایش گذاشته می شود، گویی این دلقک دیووانه این بار روی صحنه چمباتمه زده و به کارهای تماشاگران خیره شده است و با صدای بی صدایی به آنان می خندد، او از هرج و مرج سیر نمی شود و هیچ کس جلودارش نیست!

در حالی که هنوز از شوک مرگ ریچل خارج نشده ایم، شوک دیگری به ما وارد می شود، جوکر تمام پولها را می سوزاند و ادعا می کند که برای او پول هیچ اهمیتی ندارد و تمام ابزاری که نیاز دارد بسیار ارزان هستند. او درصدد این است که جنایتکاری در خور این شهر باشد و به گونه ای رفتار کند که این مردم لایقش باشند! این سکانس به ما یک نمره ی منفی بسیار بزرگ در آزمون شناخت کاراکتر جوکر می دهد، زیرا ما در ابتدای فیلم او را جنایتکاری عادی قلمداد کرده بودیم که فقط به دنبال پول است اما در این سکانس درمی یابیم که این هیولای رام نشدنی را پول هم ارضا نمی کند!

اندکی بعد سراغ هاروی دنت داغدار در بیمارستان می رود، بدون هیچ هراسی به گونه ای با هاروی دنت گفتگو می کند و او را متقاعد می کند که در مسائل اخیر کمترین دخالت را داشته است که حتی ما نیز که از اول فیلم قدم به قدم با او بوده ایم، سخنانش را باور می کنیم! او می داند که برای پیروزی در این میدان و رسیدن به اهدافش نیاز به یک برگ برنده دارد و او این برگ برنده را با هوشیاری تمام انتخاب می کند، هاروی دنت، نماد عدالت و خوبی در گاتهام! او خود را مامور هرج و مرج معرفی می کند و در شغل خود یک حرفه ای تمام عیار است همانگونه که قبل از گفتگو با هاروی، در یک پیغام تلویزیونی کل شهر را به هرج و مرج می کشد. او به هاروی دنت می گوید که مثلا کشته شدن یک عضو گروه خیابانی یا منفجر شدن یک کامیون سربازان کسی را وحشت زده نمی کند زیرا همه ی اینها طبق نقشه هستند. بار دیگر در می یابیم که جوکر نگاه خاص و واقع گرایانه ی خود را به دنیا دارد که فساد و تباهی کل جامعه را فرا گرفته است و بوی تعفن اعمال انسانها آن چنان در فضا پخش شده که دیگر جایی برای نفس کشیدن وجود ندارد!

به لحظات پایانی فیلم نزدیک می شویم، جوکر تا به اینجای کار موفق بوده و هم اکنون نیز نقشه ی پایانی و اصلی خود را طرح می ریزد، دو کشتی مختلف که اگر تا زمان مقرر یکی از آنها توسط افراد ساکن در آن یکی منفجر نشود، او هر دو را منفجر خواد کرد. در یک کشتی شهروندان عادی و در کشتی دیگر مجرمین با سابقه قرار دارند. بروس وین (بتمن) او را در ساختمان می یابد و شروع به مبارزه با او می کند و سعی در نجات مردم دو کشتی دارد. در حین درگیری هنگامی که جوکر از بالای ساختمان پرتاب می شود و صدای قهقه ی بلند او را می شنویم دیوانگی مطلق او به حد اعلی می رسد و باز ما را غافلگیر و بهت زده می کند، او اشاره به این می کند که بتمن نمی تواند او را بکشد زیرا یک حس درستکاری ناشناخته در او مانع از این کار می شود و بتمن را فقط یک حریف قلمداد می کند که در داخل رینگ مبارزه زور آزمایی می کنند و مشخص می کند که برگ برنده ی اصلی او هاروی دنت است! گر چه او به آرمان اصلی خود نمی رسد زیرا هیچ کدام از آن کشتی ها منفجر نمی شود و جوکر در اثبات این که هر کسی پتانسیل جنایتکاری مثل او شدن را دارد، ناکام می ماند، ولی با این وجود باز هم او پیروز ماجراست زیرا هاروی دنت را دارد و معتقد است اگر مردم هاروی دنت واقعی را که نماد خوبی بود بشناسند روح آنها کاملا از هم می پاشد و آن من جنایتکار خود را نشان خواهند داد، این سکانس اختتامیه ی نمایش باشکوه جوکر در این فیلم بود ولی هم چنان ما را متعجب و انگشت به دهان در شناخت اسکلت بندی ابعاد شخصیت مبهم جوکر نگاه می دارد.

جایی که جوکر با بتمن در زندان گوردن گفتگو می کند که یکی از مهم ترین سکانس های فیلم است و دیالوگ های پرمفهوم و جالبی بین آن دو رد و بدل می شود... جوکر : "اونها تا جایی خوب هستن که دنیا بهشون اجازه می ده،من بهت نشون می دهم، زمانی که این مردم تو شرایط بحرانی قرار بگیرن حتی حاضرن گوشت همدیگرو بخورن"

سکانسی که جوکر با هاروی دنت در بیمارستان گفتگو می کند .... جوکر: "من مامور هرج و مرجم، یه چیزی رو راجع به هرج و مرج می دونی؟ اون عادلانه ست "

سکانسی که جوکر (معلق در هوا) با بتمن بحث می کند ..... جوکر: "من شوالیه سفید گاتهام رو گرفتم و اونو تا سطح خودمون پایین کشیدم، سخت نبود، همونطور که می دونی دیوونگی مثل جاذبه ست، تنها چیزی که لازمه یه هل کوچولوئه"

با بررسی این سکانسها و هم چنین سکانسهای دیگر می توان تا حدی به این قضیه پی برد که جوکر واقعا دنبال چیست؟

او مامور هرج و مرج است، همیشه می خندد، پول برایش ارزشی ندارد، نقشه هایش دقیق است، از هیچ چیز هراس ندارد و او غیر قابل پیش بینی است ....

با موشکافی صحنه های فیلم می توان تا حدی دریافت که در واقع هدف اصلی این دلقک ماورائی ، این بود که نشان دهد هر کسی پتانسیل مجرم شدن و تبدیل شدن به فردی مثل او را دارد، او در صدد بود به مردم بفهماند که آنها فقط یک دنیای ظاهری ساخته و در این دنیا با انجام دادن یک سری کارهای روتین و روزمره و رعایت اخلاقیاتی که خود اسم قانون روی آن گذاشته اند مشغول به تحمل همدیگر هستند، آنها فقط در ظاهر خوب هستند و اگر موقعیت مناسبی پیش بیاید می توانند حیوان صفت و قانون شکن باشند، او وقتی با هاروی دنت حرف میزد و سعی در آزاد کردن بخش تاریک روحش بود می توانست به خود بگوید: "حدسم درست بود، همه می تونن یه مجرم دیوونه بشن حتی کسی مثل هاروی دنت." بله او این قضیه را اثبات کرد که حتی هاروی هم می تواند به شخصی مثل خودش تبدیل شود و فقط به یک نیروی محرکه ی قوی مثل مرگ ریچل نیاز دارد. شیوه ی او برای بهتر کردن دنیا بی رحمانه ، بدون قانون و دیوانه وار بود و بوی خون و کشت و کشتار می داد، ولی گاهی لازم است برای بهبود یک عضو بدن قسمتی از آن را کامل قطع کرد تا اینکه هر لحظه با داروهای مختلف سعی در آرام کردن درد داشت. جوکر مطیع قانون نبود و نقطه مقابل آن یعنی هرج و مرج را اصل کار خود قرار داده بود، شاید قصد داشت قانونهایی که مردم برای خود وضع کرده بودند را مضحک خوانده و نشان دهد که هرج و مرج بسیار عادلانه تر از قانون است! او از هوس ها و طمع های مردم دنیا آگاه بود و سعی در احمقانه جلوه دادن آنها داشت، این را می توان در سکانس آتش زدن پول به خوبی دریافت، او نه تنها به آن خلافکار بلکه به کل مردم دنیا اثبات کرد که آنها در کل عمر خود برای چیزی می جنگند، همدگیر را می کشند، به هم خیانت می کنند و عمر خود را تباه می کنند که می تواند در عرض چند ثانیه تبدیل به خاکستر شود.

جوکر در دو سکانس فیلم داستانهای متفاوتی راجع به زخم صورتش بیان می کند که با شنیدن این داستانها ما کاملا گیج می شویم که کدام راست و کدام دروغ است، با توجه به شخصیت جوکر می شود حدس زد که هر دو دروغ است! او رنج هایی را در دوران کودکی کشیده و هم چنین در زندگی عشقی خود هم شکست خورده است و دلایل محکمی برای شروع جنایت و انتقام از دنیای پیرامون خود پیدا کرده است اما هیچ کدام عامل اصلی زخمهای روی صورتش نیستند، او خود این زخم ها را در صورتش ایجاد کرده تا در هر حالتی خنده ای تمسخرآمیز بر رفتارهای روزمره داشته باشد! از کودکی او با اتفاقات تلخ و ناگوار بسیاری رو به رو بوده است که پرده سفید روح او را لکه دار و پر از کینه کرده اند، تمایلات و امیال سرکوب شده بخش اعظمی از ضمیر ناخودآگاه او را تشکیل می دهند، امیالی که به جای درمان منفجر می شوند و دنیای پیرامون خود را هم نابود می کنند. او خاص بوده است، ولی رفته رفته و با طرد شدن از سوی جامعه ی غرق در تباهی شده آن پرنده سفید دوست داشتنی روحش تبدیل به اژدهایی بی رحم و دیوانه می شود. به راستی افراد پیرامون جوکر در کارهای او نقشی نداشته اند؟ هنگامی که در سکانس آغازین فیلم به مامور بانک می گوید : "من به این اعتقاد دارم که هر چیزی که تو رو نمی کشه، تو رو عجیب تر می کنه". با اندیشیدن پیرامون این دیالوگ متوجه می شویم که جوکر سختی های بسیار زیادی را در طول زندگی متحمل شده است و هر کدام از این سختی ها در روحیه ی او تاثیر بدی گذاشته و اندک اندک خشت های شکل گیری این موجود را روی هم گذاشته اند.

شخصیت جوکر بی نهایت پیچیده و مبهم است، در ادامه به بررسی چند صفت بارز کاراکتر جوکر می پردازیم :

1- جوکر باهوش و غیر قابل پیش بینی است.

از همان سکانس آغازین فیلم، هوش جوکر به نمایش گذاشته می شود، هنگامی که با دزدی از بانک خلافکارها به دنبال انجام معامله ای با آنها و در نهایت استفاده از آنها برای رسیدن به هدف اصلی خود است. او همواره یک قدم جلوتر از بتمن ، هاروی دنت و گوردون است گویی مثل عروسک های خیمه شب بازی نخ آنها را در دست گرفته و هر کجا و هر گونه که می خواهد آنها را جرکت می دهد، او در نقشه هایش، شخصیت و ابعاد روحی دیگر کاراکترها را در نظر گرفته و با ظرافت خاصی کارها را پیش می برد به طوری که تمام تصمیم گیری هایی که آنها انجام خواهند داد را دقیق پیش بینی می کند و با کنترل آنها و هدایت در مسیر دلخواهش لحظه به لحظه به هدفش نزدیک تر می شود. یکی  از نمونه های بارز این هوش را در سکانسی که توسط بتمن بازجویی می شود را می بینیم، او نشانی جاهایی که هاروی و ریچل هستند را جا به جا به بتمن می گوید چون از احساس درونی بروس وین آگاه است و می داند که او برای نجات ریچل خواهد رفت و با نقشه ای که او کشیده است، هاروی را در آن محل خواهد یافت . چه هوشمندانه هاروی را تحت تاثیر قرار داده و او را برگ برنده ی خود می کند و خیال خود را راحت می کند که هر اتفاقی بیفتد برنده ی واقعی داستان اوست و نه کس دیگر ....



2- جوکر همیشه می خندد.

مردی که در هر شرایطی (هنگامی که به صورتش مشت می خورد، هنگامی که از بالای ساختمان پرت می شود و ...) می خندد. خنده های او از روی تمسخر است، تمسخر دنیا و کسانی که در آن زندگی می کنند، او به مضحک بودن کارهای آنها و ضعف آنها در شناخت خودش می خندد. هر کدام از خنده های او پر از مفهوم و پیام است، کسی که همه ی کارهایش پیش بینی شده و حساب شده است غیر ممکن است بی دلیل و از سر دلخوشی بخندد ....


3- جوکر خواسته ی مادی ندارد و اسیر این زندگی نشده است.

به راستی توجه بیش از حد به دنیا و تمام متعلقاتش، انسان را کوچک تر و کوچک تر می کند، گاهی انسان ها به قدری در تمایلات، هوس ها و خواسته هایشان فرو می روند که حتی خود را هم فراموش می کنند. آنها پس از مدتی زندگی به این دنیا عادت کرده و از روی یک سری قوانین تعریف و تثبیت شده زندگی می کنند و هیچ لذت واقعی را تجربه نمی کنند، با گذشت زمان به موجودی مصرف کننده و بی ارزش تبدیل می شوند. جوکر این موضوع را متوجه شده و سعی در بیرون کشیدن خود از این باتلاق را دارد، او به دنبال زندگی عادی نیست، او خود را در مقابل همه یگنا ه ها و جرم های مردم دنیا مسئول دیده و قصد در برملا کردن گناهان و مجازات انسان ها دارد. او ذهن خود را از تمام امیال و هوس ها تهی کرده و هدف خود را والاتر و در خور شان انسان انتخاب کرده است، شاید راهی که برای رسیدن به این هدف برگزیده بی رحمانه باشد اما گاهی بی رحمی هم لازم است ...


4- پوشش و چهره ی جوکر منحصر به فرد است.

اگر بخواهید از زندگی معمولی رها شوید و برای هدف خود بجنگید، همه ی وجود خود را باید تغییر دهید و ارزش های خود را از نو تعریف کنید. جوکر لباسی به تن دارد که اگر در روز عادی کسی او را در حین قدن زدن در خیابان ببیند به او یک دل سیر می خندد، زیرا غیر عادی و بر خلاف عرف جامعه است. او حتی در پوشش خود هم متکی به هیچ قانون و عرفی نیست و بدون توجه به واکنش دیگران، لباسی انتخاب می کند که دلخواهش است و هر چه بیشتر ابعاد درونی شخصیت او را نمایان می سازد. او چهره اش را نقاشی کرده و در کنار لب هایش آثار زخمی به شکل خنده دیده می شود، او به ما می گوید برای خروج از گرداب سهمگین این زندگی و آزادی روح خود نیاز به هیچ چهره ی خاصی ندارید تنها باید یک خنده به لب داشته باشید و جلو بروید ....



5- جوکر از چاقو استفاده می کند.

دلیل این امر را خود در فیلم بازگو می کند، به عقیده ی او مردم هنگام مرگشان شخصیت اصلی خود را نشان می دهند. هنگامی که کسی مرگ را در یک قدمی خود ببیند و برایش مشکل باشد که از همه ی دلبستگی هایش دل بکند نا خودآگاه همه ی قوانین را کنار گذاشته و من واقعی خود را نشان می دهد. جوکر به دنبال کشف حقیقت واقعی هر کس و نمایاندن آن به خود آن فرد است، او حتی در کشتن افراد هم سلیقه به خرج می دهد و آن را با بی میلی انجام نمی دهد و قصد لذت بردن از آن را دارد.


6- جوکر از هیچ چیز نمی ترسد.

ترس عامل اصلی عدم موفقیت اکثر انسان هاست، هنگامی که ترس از دست دادن کسی یا چیزی را داریم، محدود می شویم و هدف های کوچکتری انتخاب می کنیم. جوکر خود را از ترس عاری ساخته و هیچ کسی نمی تواند او را با تهدید بترساند، با نگاه به سکانس بازجویی جوکر از این موضوع کاملا آگاه می شویم، هنگامی که می گوید :" تو هیچ چیز نداری که من رو باهاش بترسونی، با همه ی قدرتت کاری ازت برنمیاد." او حتی از مرگ و کشته شدن هم هراسی ندارد، آن گونه که هنگامی که از آن ساختمان بلند در لجظات پایانی فیلم پرت می شود، میخندد. کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بسیار خطرناک است و می تواند هر کاری انجام دهد بدون آنکه نیرویی مانع از کارهایش شود.


در پایان باید از هنر کارگردانی کریستوفر نولان هم کمال تشکر را داشته باشیم که با زیبایی هر چه تمام تر و بدون عیب و نقص کوچکی یک تراژدی به یاد ماندنی را آفرید.


غم قفس به کنار، آنچه عقاب را پیر می کند، پرواز زاغهای بی سر و پاست!
۱۳۹۴/۴/۲۷ عصر ۰۶:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, هانا اشمیت, BATMAN, برت گوردون, خانم لمپرت, دکــس, سرهنگ آلن فاکنر, Memento, اسپونز, جروشا, پروفسور, کنتس پابرهنه, مارک واتنی
پروفسور آفلاین
هفت خط
***

ارسال ها: 25
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۹/۲/۲۲
اعتبار: 11


تشکرها : 270
( 244 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #40
RE: برترین نقشهای منفی تاریخ سینما

لرد ولدمورت


تام مارولو ریدل دورگه ای که از ازدواج یک زن ساحره با یک انسان عادی متولد شد. از همون نوجوانی فهمید که می تونه با مارها صحبت کنه! کم کم توانایی های فوق بشریش زیادتر شد و او را به مدرسه هاگوآرتز دعوت کردند.

اما کمی بعد مدرسه رو ترک کرد و شوربختانه به جادوی سیاه آلوده شد و با نام جعلی لرد ولدمورت به دنیای جادو برگشت. ولدمورت لشکری از جادوگران راه انداخت تا به انسانها چیره بشه. اما کماکان او اصلی ترین شخصیت منفی و آنتاگونیست مجموعه داستان و فیلمهای هری پاتر بود.

 ولدمورت عدد هفت رو مقدس می دونست و از قضا نقش او در مجموعه هم توسط هفت بازیگر مختلف اجرا شد که بیشترین سهم رو رالف فینس داشت. وقتی خشم چهره مارگونه ش رو می پوشوند و هیس هیس کنان دشمن خونیش، هری پاتر رو نفرین می کرد، به سختی می شد باور کرد که هنرپیشه خوشرو و ماهر فینز زیر این گریم خوفناک قرار داره: "avada kedavra"

ولدمورت بالاخره از هری پاتر شکست خورد و مثل داستانهای کلیشه ای پریان خوبی بر بدی پیروز شد. اما این مار بدخط و خال هیچ وقت از مواضعش کوتاه نیومد:

"ای انسانها! زندگی خودتون رو با زندگی من مقایسه کنید، بعدش خودکشی کنید!"


گاهی اوقات آتش بس مهمترین بخش یک جنگ است
۱۳۹۹/۲/۳۰ عصر ۰۷:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, سروان رنو, مراد بیگ, مارک واتنی
ارسال پاسخ