[-]
جعبه پيام
» <سروان رنو> فیلم "بدنام" هیچکاک با نسخه دوبله ریل ! ... http://cafeclassic5.ir/thread-1101-post-...l#pid42847
» <شارینگهام> ارادتمندم جنابSavezva
» <Savezva> سپاس از جناب شارینگهام عزیز که به خوبی حق مطلب را ادا کردند. البته این قصه ها سر دراز دارد که اینجا مجال گفتنش نیست...
» <شارینگهام> ارادتمندم جناب آدمیرال
» <آدمیرال گلوبال> جناب شارینگهام،بنده هم با حرفهای شما موافقم احسنت...http://cafeclassic5.ir/thread-1125-post-...l#pid42826
» <سروان رنو> فیلم "جعبه موسیقی" لورل هاردی با صدای منوچهر نوذری .... http://cafeclassic5.ir/thread-1132-post-...l#pid42831
» <Kathy Day> همچنین... [تصویر: apple_person-with-folded-hands_464f_mysm...et_gfl.png]
» <مارک واتنی> شارینگهام گرامی ما خدمت شما درس پس می دیم ... کتی خانم عزیز ارادتمندم
» <شارینگهام> خواهش می کنم مارک واتنی عزیز،درسی رو که از محضر شما یاد گرفته ام،پس دادم.
» <Kathy Day> کارتون بلفی و لی لی بیت رو کامل دیدم، خصوصا دو قسمت پایانی که خیلی مهیج و جذاب بودن. ممنون از جناب مارک واتنی و مموله گرامی.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 3.88 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اینترنت گردی ...
نویسنده پیام
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 187
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 32


تشکرها : 1533
( 2202 تشکر در 120 ارسال )
شماره ارسال: #461
RE: اینترنت گردی ...

این اولین ارسال من پس از غیبت طولانی مدت است.
حدود یک هفته پیش از سایتی:

http://tehran-film.xyz/

دو فیلم خریدم. یک فیلم ایرانی به اسم "برهنه تا ظهر با سرعت" با قیمت 50 هزار تومان و فیلم دیگری با نام "هلن چشه" به قیمت 8 هزار تومان. پس از واریز مبلغ لینک دانلود فیلم را برایم فرستادند و پس از دانلود متوجه شدم فیلم ایرانی "آدمک" است و وقتی اعتراض کردم گفتند که از سایت دیگری خریده اند و این سایت این فیلم را به اسم "برهنه تا ظهر با سرعت" داده است و گفتند که 30 تومان پول را برگشت میزنند و لینک "هلن چشه" رو بعدا میفرستند. از هفته پیش تا الان هیچ پولی را واریز نکرده اند و لینک "هلن چشه" رو نفرستادند. هرچه هم ایمیل میزنم و نظر در سایت میگذارم جواب نمیدهند. در حالی که روزانه 10 الی 12 فیلم در سایت قرار میدهند. خواستم اگاه باشید که از این سایت به هیچ عنوان خرید نکنید و اشتراک نخرید. هرچند بسیاری از فیلمهایش را میتوان بدون خرید اشتراک دانلود کرد و امروز  این جمله را بر سر در سایتشان زدند:" قابل توجه دوستانی که میتونن هر چقدر تمایل دارندکمک کند"


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۷/۱۱/۱۸ صبح ۰۱:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, سناتور, زرد ابری, لوک مک گرگور, پرنسس آنا, Kathy Day, مسیو هالوت, آلبرت کمپیون, مورفیوس
Kathy Day آفلاین
کتی از خانواده دی
***

ارسال ها: 77
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۹/۱۳
اعتبار: 24


تشکرها : 2178
( 744 تشکر در 65 ارسال )
شماره ارسال: #462
RE: اینترنت گردی ...

روز همگی بخیر...

امروز در آلمان نمایشگاه سگهای زینتی برگزار شد. مناسب دیدم با سلیقه خودم عکسهایی را چیدمان کنم و به اشتراک بگذارم.


! These Are the Days ‍
عاشق این خانواده خوشحال، دوست داشتنی و صمیمی
http://s13.picofile.com/file/8400391692/lf.jpg
۱۳۹۸/۳/۱۳ عصر ۰۲:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, سناتور, زرد ابری, EDWIN, مسیو هالوت, آلبرت کمپیون
کنتس پابرهنه آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 162
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۶/۵
اعتبار: 44


تشکرها : 3099
( 2573 تشکر در 100 ارسال )
شماره ارسال: #463
RE: ماشین زمان

اگر آدم های مشهور تاریخ با یک ماشین زمان پیش ما می آمدند و آنها را با ظاهر و رخت و لباس کنونی میدیدیم...

همیشه بعد از دیدن یک فیلم یا سریال تاریخی و یا بعد از خواندن رمان های تاریخی، در اینترنت نام اشخاص را سرچ میکنم تا ببینم قهرمان  های داستان در واقعیت چه شکلی بودند. معمولن هم با دیدن نقاشی آن آدم ها توی ذوقم میخورد. اما اخیرن به این نتیجه رسیده بودم که نمیشود از روی نقاشی های آن زمان ظاهر آنها را قضاوت کرد و شاید مثلن نقاشان نمیتوانستند جذابیت آنها را در نقاشی ها به تصویر بکشند :) تا اینکه در سایت یک پزشک مطلب جالبی را دیدم که به من ثابت کرد حدسم اشتباه نبوده است. اگر آدم های مشهور تاریخی امروز زندگی میکردند و عکس آنها ثبت میشد شاید زیباتر از چیزی بودند که در پرتره های نقاشی دیده میشوند.

اولین تصویر مربوط به کاترین مدیچی ست. در سریال reign، مگان فالوز در نقش کاترین بازی می کرد. و به نظر من در عکس سمت راست کاترین، بی شباهت با مگان فالوز جذاب نیست.

کاترین مدیچی

و اما لویی چهاردهم و ماری آنتوانت (همسر لویی شانزدهم) در هر زمانی که باشند زیبا هستند. :lovve:

لویی چهاردهم

ماری آنتوانت

و این هم لویی پانزدهم و معشوقه مشهور و محبوبش مادام پمپادور:blush:

لویی پانزدهم
مادام پمپادور

و عکس بعدی تصویر الیزابت اول است. الیزابت اول هم اگر امروز بود جذاب تر جلوه میکرد.

هنری هشتم پدر الیزابت اول و خواهرش ماری یکم اما انگار در هر زمانی هم که باشند چهره شان جذاب نیست.

هنری هشتم

ماری یکم

و در ادامه گوشه ای از همسران بی شمار هنری هشتم :)

همسر اولش، کاترین آراگون ( ماری یکم دختر همین کاترین است و تنها فرزند کاترین آراگون و هنری هشتم است)

کاترین آراگون

همسر دومش آن بولین ( الیزابت اول هم دختر آن بولین و هنری هشتم است و او هم تنها فرزند آن و هنری هشتم است)

آن بولین

جین سیمور، سومین همسر هنری هشتم

جین سیمور

 و اما ناپلئون بناپارت، پرتره قدیمی ناپلئون به نظر من زیباتر از عکس امروزی اش هست.

ناپلئون بناپارت

کوروش کبیر هم  مثل ناپلئون، چهره خودش زیباتر است.

کوروش کبیر

نفرتیتی که زیبایی بی اندازه اش از مجسمه اش هم پیداست.

نفرتیتی

برای دیدن عکسهای بیشتر از افراد دیگر در سایت یک پزشک روی این لینک کلیک کنید. (در سایت یک پزشک اسم لویی چهاردهم به اشتباه لویی شانزدهم نوشته شده است)



کمین بگیر جهانت را ، سپس شکارچیانت را
به تیرِ معجزه آهو کن
۱۴۰۰/۲/۲ عصر ۰۵:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, Classic, آلبرت کمپیون, سروان رنو, پهلوان جواد, پروفسور, لوک مک گرگور, Kathy Day, جادوگر شهر اوز, پطرکبیر, زرد ابری
آلبرت کمپیون آفلاین
کارآگاه کافه
***

ارسال ها: 246
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۴
اعتبار: 30


تشکرها : 2620
( 2839 تشکر در 195 ارسال )
شماره ارسال: #464
سلبریتی های بیسواد و پولدار و سخنان تلخ دکتر بیژن عبدالکریمی

مصاحبه تلخ دکتر بیژن عبدالکریمی استاد فلسفه راجع به فوتبال ایران

من حالا باز اگر بخواهم صحبت بکنم، همواره زندگی خودم را با یک فوتبالیست مقایسه میکنم.

چند روز پیش نوشته شده بود یکی از فوتبالیست های مشهور پنت هاوسی دارد حدود 1750 متر

حداقل متری 25 میلیون. ولی من معلم فلسفه، هنوز دریغ از اینکه 2 متر جا در این کشور داشته باشم.

احساس می کنم این کشور بدون فوتبال کشور نخواهد بود. این کشور بدون برخی از چهره ها کشور 

نخواهد بود... این کشور بدون علی دایی کشور نخواهد بود... این کشور بدون علی پروین کشور نخواهد بود...

اما این کشور بدون عبدالکریمی میتواند کشور باشد. این کشور بدون اهل فلسفه اش میتواند کشور باشد.

من احساس میکنم... احساس طفیلی بودن میکنم در این ساختار. من زیادی ام، چرا ؟ چون این جامعه نیازی به تفکر ندارد

ولی برایش فوتبال مهم است !


از محبت خارها گل می شود Heart
۱۴۰۰/۴/۲۲ صبح ۰۷:۴۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, لپکی, oceanic, سروان رنو, Kathy Day, Classic, رابرت
Kathy Day آفلاین
کتی از خانواده دی
***

ارسال ها: 77
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۹/۱۳
اعتبار: 24


تشکرها : 2178
( 744 تشکر در 65 ارسال )
شماره ارسال: #465
RE: اینترنت گردی ...

این انیمیشن کوتاهُ بطور اتفاقی در یوتیوب دیدم و نظرم رو جلب کرد ، بنابراین تصمیم گرفتم در کانال آپارت قرار بدم تا دوستان هم براحتی تماشا کنن امیدوارم خوشتون بیاد .

عنوان: Gladius مدت زمان: 7 دقیقه


! These Are the Days ‍
عاشق این خانواده خوشحال، دوست داشتنی و صمیمی
http://s13.picofile.com/file/8400391692/lf.jpg
۱۴۰۰/۶/۱۸ صبح ۱۲:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, زرد ابری, آلبرت کمپیون, مارک واتنی, شارینگهام, Classic, کنتس پابرهنه
آلبرت کمپیون آفلاین
کارآگاه کافه
***

ارسال ها: 246
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۴
اعتبار: 30


تشکرها : 2620
( 2839 تشکر در 195 ارسال )
شماره ارسال: #466
یک مطلب خودمانی

سلام دوستان

این یک مطلب سینمایی نیست. مربوط به اینترنت گردی هم نمیشه. یه مطلب خودمونیه که خواستم با شما به اشتراک بذارم.

این عکسها مربوط میشه به حدود 5 سال پیش. زمانی که در خانه ویلایی زندگی می کردیم و هنوز اون رو به آپارتمان تبدیل نکرده بودیم. حیاط ما خیلی بزرگ بود و باغچه ای هم داشت که در تصاویر زیر می بینید.

نگهداری حیوانات اهلی خیلی کار جالب و سرگرم کننده ای هست و به آدم آرامش میده.

اینها جوجه بوقلمون هستن. یک روز رفتم به بازار پرندگان و هر کدوم رو دونه ای 15 هزار تومن خریدم. فروشنده که یک خانم مسنی بود می گفت 7 روزه ان. بوقلمون حیوان خیلی حساسی هست و میزان مرگ و میر بین نوزادان بوقلمون بسیار بالاست. به همین خاطر پرورش بوقلمون کار سخت و پرزحمتیه. بقول محلی ها بزرگ کردن بوقلمون از بچه بزرگ کردن هم سخت تره ! باید لانه بوقلمون ها مرتب تمیز بشه و کوچکترین آلودگی ای نداشته باشه. آبی که میخورن باید ترجیحاً آب تصفیه شده باشه. غذایی که میخورن شامل پلت و سبوس گندم میشه که باید اونها رو کمی خیس داد و نرم کرد که راحتتر از گلوی حیوان پایین بره. وقتی شانس بیارن و بزرگ بشن - یعنی اصطلاحاً از مرگ در برن - دیگه نیازی به غذای خیس داده شده ندارن هرچند که غذای خیس و نرم رو به غذای خشک ترجیح میدن. نوبت واکسنشون رو هم نباید فراموش کرد. صورت بوقلمون ها مخصوصاً دور چشمشون همیشه تبخال میزنه و این عفونتها اگر با خوردن قرص آنتی بیوتیک یا مالیدن پماد تتراسایکیلین به موضع درمان نشه، حتماً باعث مرگشون میشه.

سه تا از بوقلمون های من به خاطر زخمی که روی پاهاشون ایجاد شد فلج شدن و از بین رفتن. فقط دوتاشون زنده موندن که بزرگ شدن و به مرحله بلوغ رسیدن. می بینید که اونها خیلی آسیب پذیر هستن. اما گوشت بوقلمون بسیار باکیفیت، کم چرب و پرخاصیت می باشد. حتی از گوشت گوسفند هم بهتره.

توی عکس بالا 3 تا مرغ محلی هم بینید. این مرغها رو وقتی حدود 15 روز داشتن و جوجه بودن خریدم. مرغها بر خلاف بوقلمون ها زیاد حساس نیستن و بزرگ کردنشون راحت تره.

بعضی ها فکر میکنن که مرغ حتماً باید با خروس ارتباط داشته باشه تا تخم بذاره. اما این تصور اشتباهی هست. مرغها و اصولاً هر نوع پرنده ای میتونن بدون وجود جفت تخم بذارن اما تخمشون بدون نطفه خواهد بود و تبدیل به جوجه نخواهد شد. مرغهای من هم بعد از مدتی شروع به تخمگذاری کردن. هر کدوم از مرغها روزی یه دونه تخم میذاشتن و من هر روز جمعاً 3 تا تخم مرغ خوشرنگ محلی برداشت می کردم.

مرغها اینجا رو تبدیل به لونه خودشون کردن و همونطور که در تصویر می بینید در اینجا تخمگذاری کردن.

روزهای اولی که تخم میذاشتن تخم هاشون کوچیک بود. اما بعد از مدتی کم کم تخم مرغهای بزرگتری گذاشتن. یه نکته ای که باید بهش توجه کرد اینه که اگر از پرندگان خانگی توقع تخم گذاشتن دارید نباید آرامش اونها رو بهم بزنید. دستکاری کردن لونه و شلوغی و رفت و آمد، بخصوص در صبحها که وقت تخم گذاری اونهاست باعث میشه که بترسن و تخم نذارن. یک کار دیگه ای که بهتره انجام بدین اینه که هر روز در ظرف آب اونها چند قطره شربت ویتامین AD3E بریزید. این شربت خیلی ارزون هست. اینطوری تخمهای بزرگتر و بهتری میذارن.

مرغهای من گاهی اوقات تخم دوزرده هم میذاشتن. در تصویر بالا بزرگی یک تخم مرغ دوزرده رو در مقایسه با یک تخم مرغ عادی می بینید. تخم های دوزرده هیچوقت تبدیل به جوجه نمیشن حتی اگر نطفه هم داشته باشن.

این تصویر که در بالا می بینید مربوط به موقعی هست که بوقلمون ها تقریباً بالغ شده بودن. وزن یکی حدود 4 کیلو و دیگری 4.5 بود. البته هر دو بوقلمون ماده بودن. بوقلمون های ماده زیاد وزن نمی گیرن اما بوقلمون های نر معمولاً بعد از یک سال به وزن 13 الی 15 کیلو میرسن.

تصویر بالا رو خودم از بازار پرنده فروشها قسمت بوقلمون گرفتم. همونطور که می بینید این بوقلمون ها پروار شدن و آماده برای مصرف هستن.

---------------------------------------------------------------

حالا بریم سراغ اردک های اسراییلی

این اردک سیاه که در تصویر زیر می بینید نر بود و ما اسمش رو گذاشته بودیم امپراطور ! چون خیلی بزرگ بود و بر ماده ها فرمانروایی می کرد. 3 تا اردک ماده هم داشتیم که دوتاشون رو در تصویر می بینید.

اردک های اسراییلی که محلی ها بهش میگن "سیکا" ،سخت جانتر از بقیه پرندگان محلی هستن و پرورش اونها آسونتره.

غذای اونها سبزیجات و سبوس گندم می باشد. البته اونها دوست دارن که غذاشون کمی خیس و نرم شده باشه. سبوس برنج رو نمی خورن چون کمی زبر هست و گلوشون رو خراش میده. فقط باید بهشون سبوس گندم مرطوب یا پلت داد. اینها بهترین غذا برای پروار کردن اردک هاست.

اردکهای ما هم هر روز 3 تا تخم میذاشتن که معمولاً اونها رو مصرف می کردیم. اما یه روز گفتیم تخم ها رو دست نزنیم تا جوجه بشن. 11 تا تخم گذاشته بودن که یکی از اردکهای ماده رو از بقیه جدا کردیم و گذاشتیم تا روی تخم ها بخوابه. بعد از چند روز دیدیم که 10 تا جوجه اردک خوشگل و سرحال از تخم ها بیرون اومدن. اما تخم یازدهمی فاسد شد و تبدیل به جوجه نشد. بعداً فهمیدیم که یک اردک خارجی ماده، بیشتر از 10 تا تخم رو نمی تونه پوشش بده و یازدهمی از زیر پرهای مادر بیرون میمونه و خراب میشه.

یه چیز جالبی هم بهتون بگم اینه که یه روز که بارون میومد یکی از جوجه ها که شیطونتر بود رفته بود زیر بارون و از سرما می لرزید. گفتیم اگه کاری نکنیم این طفلکی حتماً می میره. جوجه مذکور رو گرفتم لای یه پارچه پیچیدم و گذاشتم روی بخاری خاموش. البته شمعک بخاری روشن بود و کمی گرم می کرد. خوشبختانه جوجه بعد از مدت کوتاهی پرهاش خشک شد و دیگه نلرزید. اون جوجه قهرمان زنده موند و بعد از چند ماه تبدیل به یک اردک رشید شد.

امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه.


از محبت خارها گل می شود Heart
۱۴۰۰/۹/۳ عصر ۰۴:۱۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, مارک واتنی, Kathy Day, نورما دزموند, آقای ماگو, پهلوان جواد, رابرت, کنتس پابرهنه, مورفیوس
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 566
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 18


تشکرها : 736
( 2735 تشکر در 550 ارسال )
شماره ارسال: #467
RE: یک مطلب خودمانی

(۱۴۰۰/۹/۳ عصر ۰۴:۱۵)آلبرت کمپیون نوشته شده:  

سلام دوستان

این یک مطلب سینمایی نیست. مربوط به اینترنت گردی هم نمیشه. یه مطلب خودمونیه که خواستم با شما به اشتراک بذارم.

این عکسها مربوط میشه به حدود 5 سال پیش. زمانی که در خانه ویلایی زندگی می کردیم و هنوز اون رو به آپارتمان تبدیل نکرده بودیم. حیاط ما خیلی بزرگ بود و باغچه ای هم داشت که در تصاویر زیر می بینید.

نگهداری حیوانات اهلی خیلی کار جالب و سرگرم کننده ای هست و به آدم آرامش میده.

اینها جوجه بوقلمون هستن. یک روز رفتم به بازار پرندگان و هر کدوم رو دونه ای 15 هزار تومن خریدم. فروشنده که یک خانم مسنی بود می گفت 7 روزه ان. بوقلمون حیوان خیلی حساسی هست و میزان مرگ و میر بین نوزادان بوقلمون بسیار بالاست. به همین خاطر پرورش بوقلمون کار سخت و پرزحمتیه. بقول محلی ها بزرگ کردن بوقلمون از بچه بزرگ کردن هم سخت تره ! باید لانه بوقلمون ها مرتب تمیز بشه و کوچکترین آلودگی ای نداشته باشه. آبی که میخورن باید ترجیحاً آب تصفیه شده باشه. غذایی که میخورن شامل پلت و سبوس گندم میشه که باید اونها رو کمی خیس داد و نرم کرد که راحتتر از گلوی حیوان پایین بره. وقتی شانس بیارن و بزرگ بشن - یعنی اصطلاحاً از مرگ در برن - دیگه نیازی به غذای خیس داده شده ندارن هرچند که غذای خیس و نرم رو به غذای خشک ترجیح میدن. نوبت واکسنشون رو هم نباید فراموش کرد. صورت بوقلمون ها مخصوصاً دور چشمشون همیشه تبخال میزنه و این عفونتها اگر با خوردن قرص آنتی بیوتیک یا مالیدن پماد تتراسایکیلین به موضع درمان نشه، حتماً باعث مرگشون میشه.

سه تا از بوقلمون های من به خاطر زخمی که روی پاهاشون ایجاد شد فلج شدن و از بین رفتن. فقط دوتاشون زنده موندن که بزرگ شدن و به مرحله بلوغ رسیدن. می بینید که اونها خیلی آسیب پذیر هستن. اما گوشت بوقلمون بسیار باکیفیت، کم چرب و پرخاصیت می باشد. حتی از گوشت گوسفند هم بهتره.

توی عکس بالا 3 تا مرغ محلی هم بینید. این مرغها رو وقتی حدود 15 روز داشتن و جوجه بودن خریدم. مرغها بر خلاف بوقلمون ها زیاد حساس نیستن و بزرگ کردنشون راحت تره.

بعضی ها فکر میکنن که مرغ حتماً باید با خروس ارتباط داشته باشه تا تخم بذاره. اما این تصور اشتباهی هست. مرغها و اصولاً هر نوع پرنده ای میتونن بدون وجود جفت تخم بذارن اما تخمشون بدون نطفه خواهد بود و تبدیل به جوجه نخواهد شد. مرغهای من هم بعد از مدتی شروع به تخمگذاری کردن. هر کدوم از مرغها روزی یه دونه تخم میذاشتن و من هر روز جمعاً 3 تا تخم مرغ خوشرنگ محلی برداشت می کردم.

مرغها اینجا رو تبدیل به لونه خودشون کردن و همونطور که در تصویر می بینید در اینجا تخمگذاری کردن.

روزهای اولی که تخم میذاشتن تخم هاشون کوچیک بود. اما بعد از مدتی کم کم تخم مرغهای بزرگتری گذاشتن. یه نکته ای که باید بهش توجه کرد اینه که اگر از پرندگان خانگی توقع تخم گذاشتن دارید نباید آرامش اونها رو بهم بزنید. دستکاری کردن لونه و شلوغی و رفت و آمد، بخصوص در صبحها که وقت تخم گذاری اونهاست باعث میشه که بترسن و تخم نذارن. یک کار دیگه ای که بهتره انجام بدین اینه که هر روز در ظرف آب اونها چند قطره شربت ویتامین AD3E بریزید. این شربت خیلی ارزون هست. اینطوری تخمهای بزرگتر و بهتری میذارن.

مرغهای من گاهی اوقات تخم دوزرده هم میذاشتن. در تصویر بالا بزرگی یک تخم مرغ دوزرده رو در مقایسه با یک تخم مرغ عادی می بینید. تخم های دوزرده هیچوقت تبدیل به جوجه نمیشن حتی اگر نطفه هم داشته باشن.

این تصویر که در بالا می بینید مربوط به موقعی هست که بوقلمون ها تقریباً بالغ شده بودن. وزن یکی حدود 4 کیلو و دیگری 4.5 بود. البته هر دو بوقلمون ماده بودن. بوقلمون های ماده زیاد وزن نمی گیرن اما بوقلمون های نر معمولاً بعد از یک سال به وزن 13 الی 15 کیلو میرسن.

تصویر بالا رو خودم از بازار پرنده فروشها قسمت بوقلمون گرفتم. همونطور که می بینید این بوقلمون ها پروار شدن و آماده برای مصرف هستن.

---------------------------------------------------------------

حالا بریم سراغ اردک های اسراییلی

این اردک سیاه که در تصویر زیر می بینید نر بود و ما اسمش رو گذاشته بودیم امپراطور ! چون خیلی بزرگ بود و بر ماده ها فرمانروایی می کرد. 3 تا اردک ماده هم داشتیم که دوتاشون رو در تصویر می بینید.

اردک های اسراییلی که محلی ها بهش میگن "سیکا" ،سخت جانتر از بقیه پرندگان محلی هستن و پرورش اونها آسونتره.

غذای اونها سبزیجات و سبوس گندم می باشد. البته اونها دوست دارن که غذاشون کمی خیس و نرم شده باشه. سبوس برنج رو نمی خورن چون کمی زبر هست و گلوشون رو خراش میده. فقط باید بهشون سبوس گندم مرطوب یا پلت داد. اینها بهترین غذا برای پروار کردن اردک هاست.

اردکهای ما هم هر روز 3 تا تخم میذاشتن که معمولاً اونها رو مصرف می کردیم. اما یه روز گفتیم تخم ها رو دست نزنیم تا جوجه بشن. 11 تا تخم گذاشته بودن که یکی از اردکهای ماده رو از بقیه جدا کردیم و گذاشتیم تا روی تخم ها بخوابه. بعد از چند روز دیدیم که 10 تا جوجه اردک خوشگل و سرحال از تخم ها بیرون اومدن. اما تخم یازدهمی فاسد شد و تبدیل به جوجه نشد. بعداً فهمیدیم که یک اردک خارجی ماده، بیشتر از 10 تا تخم رو نمی تونه پوشش بده و یازدهمی از زیر پرهای مادر بیرون میمونه و خراب میشه.

یه چیز جالبی هم بهتون بگم اینه که یه روز که بارون میومد یکی از جوجه ها که شیطونتر بود رفته بود زیر بارون و از سرما می لرزید. گفتیم اگه کاری نکنیم این طفلکی حتماً می میره. جوجه مذکور رو گرفتم لای یه پارچه پیچیدم و گذاشتم روی بخاری خاموش. البته شمعک بخاری روشن بود و کمی گرم می کرد. خوشبختانه جوجه بعد از مدت کوتاهی پرهاش خشک شد و دیگه نلرزید. اون جوجه قهرمان زنده موند و بعد از چند ماه تبدیل به یک اردک رشید شد.

امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه.

خیلی ممنون به خاطر پست زیبات منو بردی به 25 سال پیش منم تا وقتی حیاط ویلایی داشتیم همه مدل حیوون خانگی داشتم. ولی خداییش اینکارهایی که واسه پرورش بوقلمون گفتی من یکیش رو هم انجام نمیدادم و تلفاتم نزدیک صفر بود


زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۰/۹/۴ صبح ۱۱:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آلبرت کمپیون, مارک واتنی, رابرت, مورفیوس
آلبرت کمپیون آفلاین
کارآگاه کافه
***

ارسال ها: 246
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۴
اعتبار: 30


تشکرها : 2620
( 2839 تشکر در 195 ارسال )
شماره ارسال: #468
RE: یک مطلب خودمانی

(۱۴۰۰/۹/۴ صبح ۱۱:۳۰)پهلوان جواد نوشته شده:  

(۱۴۰۰/۹/۳ عصر ۰۴:۱۵)آلبرت کمپیون نوشته شده:  

امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه.

خیلی ممنون به خاطر پست زیبات منو بردی به 25 سال پیش منم تا وقتی حیاط ویلایی داشتیم همه مدل حیوون خانگی داشتم. ولی خداییش اینکارهایی که واسه پرورش بوقلمون گفتی من یکیش رو هم انجام نمیدادم و تلفاتم نزدیک صفر بود

تو کارت درسته پهلوون:cccoمن هم اولین تجربه ام در پرورش بوقلمون بود و هرچی که داروخانه دامپزشکی می گفت همون رو انجام میدادم. بعلاوه اینکه بوقلمون های من جنسشون زیاد خوب نبود و احتمالاً به خاطر همین هم زیاد مریض میشدن و خوب رشد نمی کردن. یکی از همین پرنده فروشها بهم گفت این جوجه هایی که روستایی ها میارن بازار میفروشن دستچین شده هستن. یعنی خوباش رو خودشون برمیدارن و آشغالاش رو میارن بازار میفروشن ! البته من برای بچه هام لونه نساخته بودم و اینا تو حیاط ولو بودن. به هرحال من فقط برای سرگرمی و تفریح جوجه بزرگ می کردم وگرنه از نظر اقتصادی این کار توی خونه اصلاً مقرون به صرفه نیست. باید اینا رو ببری توی باغ ولو کنی تا خودشون بچرن و بزرگ بشن. میدونی که غذای دام گرونه و صرف نمی کنه. راستی یه چیزی بگم. ما یه زمینی تو روستا داشتیم که این خانم همسایه ما بوقلمون هاش رو میاورد اونجا چرا میداد. بنده خدا خیلی فقیر بود و تمام زندگیش حدود 40 تا بوقلمون بود. یه روز وقتی کسی تو باغ نبود، یکی از محلی ها میاد تو باغ و ظرف 5 دقیقه تمام بوقلمون ها رو همونجا سر میبره و می بره ! idont این بنده خدا میاد میبینه همه جا خون ریخته و خبری از بوقلمون ها نیست. بیچاره داشت از ناراحتی دق میکرد narahat البته حدس می زدیم که دزد کی میتونه باشه. چون یه آدم معتاد تو محل هست که همه میشناسنش و میدونن که تمام دزدی ها زیر سر اون و دوستانشه. اما کسی تو محل بخار نداره که بره از دستش شکایت کنه یا لااقل چند نفر رو جمع کنه که برن خفتش کنن و حسابی گوشمالیش بدن. اینم از بدبختی های ما مازندرانی هاست که دست و پا نداریم...


از محبت خارها گل می شود Heart
۱۴۰۰/۹/۴ صبح ۱۱:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پهلوان جواد, مارک واتنی, رابرت, سروان رنو, مورفیوس
پهلوان جواد آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 566
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۴/۳۱
اعتبار: 18


تشکرها : 736
( 2735 تشکر در 550 ارسال )
شماره ارسال: #469
RE: یک مطلب خودمانی

(۱۴۰۰/۹/۴ صبح ۱۱:۵۳)آلبرت کمپیون نوشته شده:  

(۱۴۰۰/۹/۴ صبح ۱۱:۳۰)پهلوان جواد نوشته شده:  

(۱۴۰۰/۹/۳ عصر ۰۴:۱۵)آلبرت کمپیون نوشته شده:  

امیدوارم از این مطلب خوشتون اومده باشه.

خیلی ممنون به خاطر پست زیبات منو بردی به 25 سال پیش منم تا وقتی حیاط ویلایی داشتیم همه مدل حیوون خانگی داشتم. ولی خداییش اینکارهایی که واسه پرورش بوقلمون گفتی من یکیش رو هم انجام نمیدادم و تلفاتم نزدیک صفر بود

تو کارت درسته پهلوون:cccoمن هم اولین تجربه ام در پرورش بوقلمون بود و هرچی که داروخانه دامپزشکی می گفت همون رو انجام میدادم. بعلاوه اینکه بوقلمون های من جنسشون زیاد خوب نبود و احتمالاً به خاطر همین هم زیاد مریض میشدن و خوب رشد نمی کردن. یکی از همین پرنده فروشها بهم گفت این جوجه هایی که روستایی ها میارن بازار میفروشن دستچین شده هستن. یعنی خوباش رو خودشون برمیدارن و آشغالاش رو میارن بازار میفروشن ! البته من برای بچه هام لونه نساخته بودم و اینا تو حیاط ولو بودن. به هرحال من فقط برای سرگرمی و تفریح جوجه بزرگ می کردم وگرنه از نظر اقتصادی این کار توی خونه اصلاً مقرون به صرفه نیست. باید اینا رو ببری توی باغ ولو کنی تا خودشون بچرن و بزرگ بشن. میدونی که غذای دام گرونه و صرف نمی کنه. راستی یه چیزی بگم. ما یه زمینی تو روستا داشتیم که این خانم همسایه ما بوقلمون هاش رو میاورد اونجا چرا میداد. بنده خدا خیلی فقیر بود و تمام زندگیش حدود 40 تا بوقلمون بود. یه روز وقتی کسی تو باغ نبود، یکی از محلی ها میاد تو باغ و ظرف 5 دقیقه تمام بوقلمون ها رو همونجا سر میبره و می بره ! idont این بنده خدا میاد میبینه همه جا خون ریخته و خبری از بوقلمون ها نیست. بیچاره داشت از ناراحتی دق میکرد narahat البته حدس می زدیم که دزد کی میتونه باشه. چون یه آدم معتاد تو محل هست که همه میشناسنش و میدونن که تمام دزدی ها زیر سر اون و دوستانشه. اما کسی تو محل بخار نداره که بره از دستش شکایت کنه یا لااقل چند نفر رو جمع کنه که برن خفتش کنن و حسابی گوشمالیش بدن. اینم از بدبختی های ما مازندرانی هاست که دست و پا نداریم...

{#smilies.sad}{#smilies.sad}{#smilies.heart}


زخم زبان بدتر از زخم شمشیر است
۱۴۰۰/۹/۴ عصر ۱۲:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مارک واتنی, آلبرت کمپیون, مورفیوس
ارسال پاسخ