[-]
جعبه پيام
» <زرد ابری> البته نباید زنده یاد حمید قنبری را هم از یاد ببریم که با صدای جادویی خود شخصیتی ماندگار از این بازیگر ساخت.
» <زرد ابری> متاسفانه جری لوییس یکی از نخبگان طنز سینما امروز در 91 سالگی دار فانی را وداع گفت.روحش شاد
» <سروان رنو> عجب عکس زیبایی [تصویر: pinkglassesf.gif] http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...9#pid36139
» <منصور> واژه "ونجنس" در زبان اسپانیائی عمدتا در مفهوم خونخوار و در زبان انگلیسی بمعنی "منتقم (انتقام گیرنده)" بکار میرود
» <منصور> تشکر از شارینگهام عزیز بابت فیلم سگ ( سگی بنام ونجنس(خونخوار) ) که در ایران به اسم "گلوله ای برای دیکتاتور" هم نمایش داده شده
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شکلات
نویسنده پیام
جروشا آفلاین
جودی آبوت
***

ارسال ها: 79
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۱/۱۷
اعتبار: 27


تشکرها : 1821
( 1476 تشکر در 37 ارسال )
شماره ارسال: #1
شکلات

امروز چهارده فوریه برای اهالی فرنگستان روز ولنتاینه - روز عشاق و هدیه مرسوم این روز شکلاته

بهمین مناسبت من برای شما بسته ای آوردم. بیایید شکلات کادوپیچمون رو با هم باز کنیم :

باشد که پسندد آن که، باید و شاید بپسندد...

 جعبه شکلات ما روی سه پایه اصلی استواره؛ - بخشدار دیکتاتورمآب و خشکه مذهب - اهالی ساده و مطیع روستایی - زن تازه وارد انقلابی ( البته انقلاب خاص به سبک شکلاتی)

شکلات تقابل بخشدار و زن برای تحکیم یا برعکس تغییر باورهای آیینی ارتجاعی مردم روستاست. تم فرعی داستان «پرهیز»ه. تمام فیلم و سوژه ها کاملا نمادینه و میشه به هر زمان و هر مکان و هر موقعیت و هر شخصی بسطش داد. برای همین من هم از نام ها فاکتور گرفتم.

گفتم نماد، در شکلات فروشی ای که زن تازه وارد برپا میکنه یک چرخ گردون وجود داره که هرکس  با نگاه به چرخش نقشهای اون شکلی رو در نظرش مجسم میکنه و همون نوع شکلاتی رو که با طبعش جور درمیادتعیین میکنه.این چرخ که عده ای منتقد به غلط اون رو نماد خرافات میدونن به عقیده من کنایه ای از گردش روزگاره وقتی آدم در احوالاتش دقیق بشه به حقیقت وجودی خود و پیرامونش میرسه. مثل یک آیینه خاص که نه تنها نقش آدمو نشون میده بلکه از پس لایه های جیوه اندودش میتونی پیش روی خودت رو هم ببینی و آینه چون نقش تو بنمود راست...

قبل از شروع نقدم میخوام دهنتون رو شیرین کنید:) البته:

  - اگه سردمزاجید و بی حس وحال! شکلات خالص گوآتمالایی میل بفرمایید.

 - اگه از کمبود جذابیت رنج میبرید و از کلنجار رفتن با ناملایمات در عذابید، شکلات فلفلی تند سه گوش باب طبع شماست.

 - اگه بدبین و آیه یاس هستید و دنیا رو تیرو تار میپندارید، شکلات تلخ با ذائقه شما جور در میاد.

  - اگه احساس پیری و بی انگیزگی میکنید و از بی مهری نزدیکانتون زدین به طبل بیعاری، یک فنجان شکلات داغ با چاشنی فلفل چیلی بنوشید.

اما اگه از اهالی روستای ما هستید و میخواید از قید و بند مقررات ارتجاعی و قرون وسطایی حاکم رها بشید هر جور شکلاتی که نوشجون کنید، قبوله :) شکلات درهای تازه ای بسوی زندگی جدید براتون باز میکنه.

///////////  \\\\\\\\\\\\

تیتراژ فیلم با موسیقی زیبا و روح نواز، و در غبار پراکنده بادی وزان آغاز میشه؛ دهکده ای آرام، کلیسای ناقوس زنان و مرد متشخصی که در آستانه کلیسا مردم مقید و فرمانبر ده رو برای ادای مراسم مذهبی به داخل دعوت میکنه. ضمن انجام مراسم ما با نگاه شکارچی دوربین میتونیم به نقطه ضعفها و بد و خوب این مردم ساده دل پی ببریم. انتخاب این مکان برای آشنا شدن با مردم شاید نه فقط تاکیدی به نقش افراطی باورهای اعتقادی در فرهنگ عامه است بلکه نشون میده حضور در کلیسا مهمه  اگر تو در میان جمعی و دلت جای دیگرست مهم نیست:)

اینجاست که شما متوجه میشین مردم بی دغدغه دهکده ازتون چه انتظاری دارن و حواستون باشه چون کشیش جوون داره در خطابه اش با اشارات نظر جناب مرد متشخص که همون بخشدار باشه میگه:

«فصل پرهیز فرا رسیده.زمان خودداری، زمان استغفار خالصانه، فصل روزه...»

اما در این روز سرد زمستانی یک باد موذی از شمال وزیدن میگیره و مسافران شنل قرمزی ما رو با خودش به این دهکده میاره... همون موقع درحالیکه کشیش داره میگه ؛ حقیقت رو کجا پیدا کنید -دست پر قدرت باد شمال درهای بسته کلیسا رو باز میکنه... همه به بیرون خیره میشن و بخشدار متعصب با غضب میره و درهای کلیسا رو روی بوران حقیقت میبنده.

مسافرهای تازه وارد در خونه تنها کسی که به کلیسا نرفته رو میزنن تا ازش قنادی متروکه اش رو اجاره کنن. صاحبخونه دوشیزه ما و دخترش! رو با جامه های قرمز از نگاه تیزش میگذرونه. قرمز میتونه نماد عصیان و حتی رنگ شیطان باشه ولی خانم مسن صاحبخونه باکی نداره. البته اون کانگوروی نامرئی دختربچه رو که همیشه همراهشه، نمیتونه ببینه فقط میفهمه دخترک چقدر طالب یک رابطه ثابت و موندگاره ولی زندگی کولی واری این حق رو از اون گرفته.

قنادی با سلیقه و تلاش دوشیزه قصه باز میشه و اولین رویاروییش با بخشدار قلدر، اصرار مرد به دعوت او به حضور در مراسم کلیسا - باز نکردن قنادی در فصل روزه از یکسو و انکار و اجتناب محترمانه و زیرکانه زن در قبول خواسته های آمرانه او از سویی دیگه چالش برانگیز میشه... راند اول = یک هیچ به نفع دوشیزه:)

اما بخشدار صبوره چون مانند اجدادش که همیشه حاکمان برحق دهکده بودند! میدونه میتونه با کمی صبر و حوصله و سیاست این مشکل رو از سر راه برداره حالا چه به کمک منشی بیوه خودش که عاشق جناب بخشدار هم هست و اتفاقا دختر صاحب قنادی باشه،چه از راه درست کردن شایعات ناجور و تخریب شخصیت دوشیزه خانم تازه وارد و چه از راه سوءاستفاده از اعتقادات مردم و محکوم کردن زن به کفر و الحاد و چه بایکوت و قدغن کردن قنادی. تنها مشکل لاینحل بخشدار زن خودشه که ترکش کرده و حالا اون میخواد انتقامشو از زن سرکش دیگه ای بگیره. اما خوب قهرمان داستان هم دست بسته نیست با تمام وجود برای شکستن سدها و قید و بندهای سنتی و غیرمنطقی که بخشدار زورگو داره به اسم پرهیز دینی به خورد مردم میده معترض میشه.

با همت زن شکلات داغ در رگهای منجمد دهکده جاری میشه. مرد سرد مزاج به همسرش تمایل پیدا میکنه، زن درمونده ای که از فرط تحقیر شوهر مستش دزدی میکرده اعتماد به نفس خودشو بدست میاره و میشه کمک قناد!، پیرزن بدخلق و بی رمق صاحبخونه به زندگی امیدوار میشه و نوه اش رو ملاقات میکنه، نوه توسری خورش هم یاد میگیره روی پای خودش بایسته و حتی یک پیرزن پیرمرد که صد ساله همو میخوان ولی باورهای غلط که ابراز عشق به یک بیوه رو ممنوع میدونن تا اینجا مانعشون بوده بهم میرسن و ... همه و همه با معجزه شکلات محقق میشه.

*********************************************

اما راستی ولنتاینه و در پکیج ما جای اصل کاری خالیه؛ عشق

خوب علت اینه که هرجا صحبت ممنوعیت ها مطرح میشه فوری اولین تیر ترکش به دل عاشق عاشقا میخوره! اما با معجزه شکلات پایه فرعی چهارم داستان با قوت هرچه تمامتر بواسطه حضور این شاخ شمشاد شکل میگیره:)

جالبیش اینه که طرفین عاشق هر دو بنا به اصول اعتقادیشون آزاده اند و خودشون رو پابند اشخاص یا جا و مکان نمیکنند. هر دو مسافران باد شمالند! اما این بار که این باد موذی اونها رو به هم میرسونه دیگه قادر نیست دوباره از کنار هم جداشون کنه چون عشق ترمزی میشه که دو قهرمان ما رو درجا میخکوب میکنه، دمش گرم:) . مرد کولی از راه میرسه پر از گرد و غبار، تمومه انتظار میاد همراش بهار! جاییکه ورود کولی ها به مغازه ها قدغن شده با معجزه شکلات این کولی جذاب به بهانه قژ قژ در شکلات فروشی وارد میشه و در دل همه بخصوص دوشیزه عصیانگر داستان جا باز میکنه.


و حسن ختام اولین ارسال شکلاتی اولین تاپیکم رو با یک ضرب المثل شیرین پارسی بدون شرح اضافی، تموم میکنم:

چاه کن در ته چاه افتاد!:)

&&&&&&&&&&&&&

در پستهای بعدیم به عوامل فیلم و چگونگی شکل گیری فیلم شکلات اشاره میکنم. شما هم برام از فیلم موردعلاقه ام و شکلات محبوبمون بنویسید مرسی.

این پست هم تقدیم میشه به شما؛ مسافر باد شمال... :)


برای من تنها چیزهایی جالبند که به قلب مربوط می‌شوند. «آدری هیبورن»
۱۳۹۴/۱۱/۲۵ عصر ۰۷:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آمادئوس, خانم لمپرت, Memento, آلبرت کمپیون, Classic, هانا اشمیت, حمید هامون, شارینگهام, BATMAN, rahgozar_bineshan, اسکورپان شیردل, هایدی, دزیره, سروان رنو, ایـده آلـیـسـت, لو هارپر, واتسون, نکسوس, جیمز باند, بانو الیزا, کنتس پابرهنه, پیر چنگی, زرد ابری
جروشا آفلاین
جودی آبوت
***

ارسال ها: 79
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۱/۱۷
اعتبار: 27


تشکرها : 1821
( 1476 تشکر در 37 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: شکلات

عوامل فیلم شکلات


در سال 1999 خانم جوآن هریس نویسنده انگلیسی، نوول شکلات رو منتشر کرد. این کتاب خیلی زود محبوب شد و جایزه های معتبری نظیر Creative Freedom Award رو دریافت کرد. داستانش درباره زن مهاجری بود بنام وین روشه که با دخترش آنوک همراه باد شمال وارد شهری کوچیک و آروم و دورافتاده میشه که در اون یک کشیش متعصب بنام فرانسیس رینود بر افکار ارتجاعی مردم حکومت میکرده. وین که جد اندر جد جادوگر بوده عاشق آشپزی و شکلات سازیه و میخواد با کمک شکلاتهای مختلف مردم شهر رو از این سکون و رخوت نجات بده. ولی ایام روزه داری فرارسیده و کشیش رینود مخالفت میکنه و تمام تلاشش رو کار میگیره تا وین و دخترشو از شهر بیرون کنه ولی آخرش موفق نمیشه و وین در روز عیدپاک فستیوال شکلات خودشو برپا میکنه و همه هم استقبال میکنن...

خانم هریس درباره شخصیتهای جالب کتابش گفته که بسیاری از شخصیتهای داستانش رو از زندگی حقیقیش الهام گرفته؛ شخصیت  آنوک کوچولو رو از دختر خودش، پانتوفل کانگوروی خیالی رو از خرگوش خیالی دخترش!، وین روشه و همینطور خانم آرماند رو از مادربزرگ خودش که زنی محکم و آزاداندیش و جسور بود برداشت کرده.

خوب، امتیاز داستان خیلی زود بوسیله کمپانی میراماکس خریداری میشه و رابرت نلسون جاکوب سناریست آمریکایی اون رو تبدیل به فیلمنامه میکنه و برای فیلمنامه اقتباسی شکلات برنده جایزه اسکار هم میشه. فیلمبرداری توسط راجر پرات و به کارگردانی لَس هالسترم در یکی از روستاهای ایالت بورگاندی فرانسه طی دوماه جولای و آگوست انجام میگیره. موزیک دلنشین تم فیلم هم از خانم ریچل پورتمن هست که برای موسیقی زیباش نامزد اسکار میشه. در کل فیلم کاندید 5 اسکار و 8 تا بفتا و 4 تا گلدن گلوب میشه که نام ژولیت بینوش و جودی دنچ به عنوان هنرپیشه های اصلی و مکمل در لیست نامزدی هرسه جشنواره دیده میشه. خود فیلم هم کاندید بهترین فیلم اسکار و گلدن گلوبه.

یکی از نکات جالب حضور خودم (لسلی کارون)در این فیلمه :) tajob بعله بنده در نقش مادام اودل سالخورده، یک بانوی متشخص و کمرو که سالیان ساله شوهرش رو در جنگ از دست داده و بیوه است بازی میکنم البته پای یک عاشق بامزه و خواستگار پایه و دلخسته هم در میونه بنام گیلیام بلروت (جان وود) که هم خودش هم سگش عاشق من هستن! :) به به :lovve:

وقتی شکلات اکران شد هم نقدهای مثبت و هم نقدهای منفی گرفت. فیلم بدون داشتن صحنه های غیر اخلاقی خشونتبار، ج.ن.س.ی و هتاکی برای 13+ سال مجاز اعلام شد. واقعا هم شکلات یک فیلم پریانی کودکانه بود که به زبون بزرگا و برای بزرگترا نوشته شده ! اما خوب مطابق معمول کوچکترا هم بااجازه یا بی اجازه میتونن ببین و ازش لذت ببرن :) دست آقای جاکوب هم برای این برگردان روان و زیبا و تا حدودی وفادار به کتاب خانم هریس درد نکنه و جایزه اسکارش هم حلالش باشه :)

منتقدای سایت Rotten Tomatoes به فیلم شکلات 63 درصد نظر مثبت دادن و کلا هم به این تفاهم جمعی رسیدن که « شکلات یک افسانه جذاب و فروزان قلب هاست همراه بازی دوست داشتنی ژولیت بینوش...» البته عده ای منتقد میگن؛ فیلم میخواد برتری و غالب شدن پاگانیسم رو به میسحیت نشون بده و در این راه از حربه لذتبخش و خوش طعم شکلات برای چیرگی عقیده اش استفاده میکنه و به همین خاطر پیروز هم میشه. شکلات (کاکائو) در این رابطه کاملا یک شی نمادینه، همونطور که در خود فیلم هم برای پیدایش شکلات یک تاریخچه 2000 ساله ماندگار از تمدن مایاها بیان میشه (که پاگان بوده اند و چندین و چندتا خدا و الهه داشتن و همه شونو میپرستیدن ماشالا! ). در پست های بعدی اشاره میکنم که تا چه حد این نقدهای منفی دینی به فیلم زیبای شکلات وارده؟ راستی نظر شما چیه؟

آخر این پستم فقط یه جمله در وصف الوهیت شکلات! بگم که جالبیش اینه مایاها یک الهه داشتن بنام «الهه شکلات!» بفرمایید با ایشون آشنا بشید::ttt1


برای من تنها چیزهایی جالبند که به قلب مربوط می‌شوند. «آدری هیبورن»
۱۳۹۴/۱۲/۵ عصر ۱۰:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, آلبرت کمپیون, BATMAN, سروان رنو, آمادئوس, اسکورپان شیردل, هانا اشمیت, خانم لمپرت, Classic, لو هارپر, نکسوس, هایدی, حمید هامون, Princess Anne, واتسون, ایـده آلـیـسـت, rahgozar_bineshan, کنتس پابرهنه, پیر چنگی, دزیره, زرد ابری
جروشا آفلاین
جودی آبوت
***

ارسال ها: 79
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۱/۱۷
اعتبار: 27


تشکرها : 1821
( 1476 تشکر در 37 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: شکلات

سایت بازیگر دوست داشتنی و مشهور فرانسوی خانم ژولیت بینوش در صفحه ای به تعریف نقش وین روشه و بازی بینوش پرداخته که من ترجمه اش رو براتون مینویسم:

" ویترینی برای بینوش خارق العاده "

کیم نیومن - امپایر 

" یک آب نبات گناه آلود دلپذیر! "

پیتر تراورز - رولینگ استون 

" اثری هنری و خوش ساخت در بالاترین سطح "

کوین توماس - لوس آنجلس تایمز


فقط کافیست یک بار آن را بچشید... 

شکلات داستان یک زن زیبا با قدرتهای ویژه است. وین روشه (ژولیت بینوش) خارجی مرموزی است که وارد دهکده کوچک فرانسوی میشود تا با باز کردن یک مغازه شکلات فروشی و عرضه شکلاتهای لقمه ای لذیذ، حس چشایی را بوجد آورد، امیدهای از دست رفته را باز گرداند و احساسات خفته را بیدار نماید.


تاثیر وین فوری و شگرف است. پیرها یاد عشق ایام جوانی میکنند، در روابط سرد زوجهای مشکل دار جرقه میزند و همسایه های ناسازگار تبدیل به دوستان خوشحال میشوند.

اما شکلاتهای زرق وبرق دار وین، همینطور به نبرد بین امیال نفسانی و اخلاقیات خشک و متحجر دامن میزنند. چنانچه برخی در محله مشتاق پدیده نو میشوند و دیگران با رهبری کنت رینود (آلفرد مولینا) بخشدار مرتجع به سرکوب این تحول میپردازند.

درست زمانیکه وین میخواهد به نشانه تسلیم پرچم سفید بالا ببرد، عشقی غیر منتظره بین او و غریبه ای خوش تیپ وادارش میکند در سر دوراهی تصمیمش را بگیرد؛ فرار را بر قرار ترجیح دهد یا بماند و فرهنگ مردم را متحول کند.

شکلات به یک موفقیت بزرگ فرهنگی و تجاری دست یافت و نامزدی پنج اسکار را بدست آورد از جمله بهترین فیلم و بهترین بازیگر زن (ژولیت بینوش). فیلمی به کارگردانی لس هالستروم و اقتباسی از رمان جوآن هریس با بازی هنرمندانه بازیگرانی چون جودی دنچ، لنا اُلین و جانی دپ .

*************

و اما نکته جالب پشت صحنه رو از قول خانم بینوش بخونیم :

« راستشو بخواید مغازه پر از شکلاتهای قلابی بود! چون نور صحنه باعث میشد شکلاتهای واقعی دووم نیارن و توی گرما آب بشن. اما بالاخره ما مجبور بودیم مقداری شکلات بخوریم. کشف بزرگ من این بود که جانی دپ اصلا شکلات دوست نداره. اون در پایان هر صحنه باقی شکلات رو تف میکرد، آلفرد مولینا هم اونجور که نشون میده واقعا از شکلات خوشش نمیاد و این بامزه ترین تجربه بود که در کنار اونا باشی و ادا اطوارهایی که بعد خوردن شکلات در میاوردن ببینی!... »khhnddh




برای من تنها چیزهایی جالبند که به قلب مربوط می‌شوند. «آدری هیبورن»
۱۳۹۵/۲/۱۲ عصر ۰۸:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, خانم لمپرت, آمادئوس, ایـده آلـیـسـت, سروان رنو, اسکورپان شیردل, دزیره, واتسون, Classic, اسکارلت اُهارا, حمید هامون, زاپاتا, Schindler, جیمز باند, زرد ابری, BATMAN
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 60


تشکرها : 7981
( 8051 تشکر در 166 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: شکلات

...


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۵/۴/۳۰ صبح ۱۲:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, بانو الیزا, جیمز باند, سروان رنو, اسکورپان شیردل, Classic, آمادئوس, مراد بیگ
ارسال پاسخ