[-]
جعبه پيام
» <Classic> مستند زيباي "داستان سينما". هم اكنون از شبكه مستند.
» <سروان رنو> جمشید مشایخی - عزت الله انتظامی و باقی قضایا ... http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...9#pid36199
» <ال سید> اکثر ویدیو کلوپ ها اینکارو انجام میدن
» <رابین‌هود> دوستان گرامی کسی در مورد روش تبدیل فیلم ویدئو به فایل دیجیتال تجربه ای داره؟ چند سوال دارم
» <سروان رنو> اسنپ و ماشین دودی و چرخ روزگار .... http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...5#pid36205
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درخواست عضویت
نویسنده پیام
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,812
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 64


تشکرها : 7793
( 13629 تشکر در 402 ارسال )
شماره ارسال: #401
RE: درخواست عضویت

(۱۳۹۶/۵/۷ عصر ۰۲:۲۸)victoria نوشته شده:  

سلام .خسته نباشید. من عکس برای پروفایلم گذاشتم. لطفا عصویت منو تایید کنید خیلی وقته درخواست دادم. آخه میخوام در مورد یه فیلمی ازتون راهنمایی بگیرم. لطفا

سلام ویکتوریا ؛

متاسفانه پروفایل شما کامل نیست. عکس انتخابی نیز با نام کاربری شما تناسبی ندارد. پیام زیر برای همه کسانی که تازه عضو می شوند ارسال می شود و باید نکات نوشته شده در پیام رعایت شود چون در غیر اینصورت عضویت پذیرفته نمی شود:

---

به کافه کلاسیک خوش آمدید.

ما به دنبال پدیده های زیبا , هنری , خاطره انگیز و کلاسیک هستیم.

اعضای کافه با قوانین نسبتا خاص و سختگیرانه انتخاب می شوند. ما از حضور دوستان خلاق و خوش ذوق استقبال می کنیم. امیدواریم در جمع ما لحظات خوبی را سپری کنید و دوستان هم سلیقه با خود را بیابید.

لطفا برای تایید عضویت - طبق قوانین کافه - ضمن انتخاب یک اسم زیبا , عکس متناسب با نام کاربری ( avatar)  و همچنین یک امضای شخصی مناسب برای خود انتخاب کنید.  مشخصات کاربری (پروفایل ) را  با دقت و حوصله مانند بقیه کاربران کامل نمایید. انتخاب بازیگران و فیلم های محبوب و ... باعث می شود دوستان هم سلیقه با خود را بهتر پیدا کنید.

لطفا پس از انجام موارد فوق تقاضای عضویت را همراه با شرحی کوتاه از خود به صورت یک متن هنری در  تاپیک درخواست عضویت ( لینک زیر ) بنویسید تا عضویت شما انجام پذیرد:

http://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=918

چنانچه در مراحل عضویت مشکلی داشتید می توانید پیام خود را توسط ایمیل به آدرس ما

i r a n c l a s s i c @ y a h o o . c o m ارسال کنید.

"این می تونه شروع یک دوستی بسیار زیبا باشه"  ( دیالوگی از فیلم کازابلانکا)


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۶/۵/۸ عصر ۱۱:۰۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ماهی گیر
AUDRY آفلاین
منتظر تایید
*

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۴/۲۸


تشکرها : 0
( 0 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #402
RE: درخواست عضویت

سلام . خسته نباشید سروان رنو. من اسم و عکس پروفایلمو انتخاب کردم امضامم تغییر دادم لطفا تایید کنید دیگه..


.انسان به جایی که میخوابه نه، بلکه کنار کسی که میخوابه متعلقه
۱۳۹۶/۵/۹ عصر ۰۱:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
پرینسونه آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 2
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۵/۸
اعتبار: 0


تشکرها : 0
( 1 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #403
RE: درخواست عضویت

ضمن عرض سلام و درود فراوان، درخواست تأیید عضویت را دارم. با سپاس


بعضی وقت ها بعضی کارها را هرچه سریعتر انجام دهیم، نتیجه بهتری می گیریم.
۱۳۹۶/۵/۹ عصر ۰۳:۲۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
Reyhaneh آفلاین
منتظر تایید
*

ارسال ها: 1
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۵/۱۵


تشکرها : 1
( 0 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #404
RE: درخواست عضویت

سلام

ببخشید من نمیدونم این سوالو باید کدوم قسمت سایت بپرسم

من میخواستم توی این کافه عضو بشم به خاطر اینکه دنبال یه فیلمم که اسمشو نمیدونم فقط یه خلاصه ازش دارم. گفتم شاید اینجا بتونید کمکم کنید.

دو تا مرد هست یکی نابینا که شنواییش عالیه و یکی ناشنوا که بیناییش عالیه بعد این دو نفر درگیر یه جریانی میشن و افراد اونطرف جریان اینارو دنبال میکنن و این دو نفر برای اینکه گیر نیفتن از دست اونا فرار میکنن...

کمدی هم هست. نمیدونم چه سالی ساخته شده اما قدیمیه

بازیگراشم نمیشناسم. میتونید کمک کنید اسمشو پیدا کنم؟

۱۳۹۶/۵/۱۵ عصر ۰۹:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
dany36 آفلاین
منتظر تایید
*

ارسال ها: 2
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۱/۳۰


تشکرها : 7
( 0 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #405
RE: درخواست عضویت

لطفا با عضویت اینجانب جهت درخواست فیلم یا تبادل نظر با سایر اعضا موافقت نمایید

سپاس

۱۳۹۶/۵/۱۶ صبح ۰۵:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
مراد بیگ آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 141
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱/۱۰
اعتبار: 10


تشکرها : 1034
( 585 تشکر در 90 ارسال )
شماره ارسال: #406
RE: درخواست عضویت

(۱۳۹۶/۵/۱۵ عصر ۰۹:۵۱)Reyhaneh نوشته شده:  

سلام

ببخشید من نمیدونم این سوالو باید کدوم قسمت سایت بپرسم

من میخواستم توی این کافه عضو بشم به خاطر اینکه دنبال یه فیلمم که اسمشو نمیدونم فقط یه خلاصه ازش دارم. گفتم شاید اینجا بتونید کمکم کنید.

دو تا مرد هست یکی نابینا که شنواییش عالیه و یکی ناشنوا که بیناییش عالیه بعد این دو نفر درگیر یه جریانی میشن و افراد اونطرف جریان اینارو دنبال میکنن و این دو نفر برای اینکه گیر نیفتن از دست اونا فرار میکنن...

کمدی هم هست. نمیدونم چه سالی ساخته شده اما قدیمیه

بازیگراشم نمیشناسم. میتونید کمک کنید اسمشو پیدا کنم؟

با عرض سلام و خیرمقدم

 مورد درخواستی شما به احتمال فراوان، فیلم سینمایی شرنبین،شرنشنو میباشد فیلمی در ژانر کمدی - جنایی ، ساخته ی آرتور هیلر با بازی ریچارد پریور و جین وایلدر

See No Evil, Hear No Evil - 1989

http://www.imdb.com/title/tt0098282/


مراد بیگ:من ادعائی ندارم،خاله لیلا:ادعائی ندارم خودش کم ادعائی نیست
۱۳۹۶/۵/۱۶ عصر ۱۰:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, پرنسس آنا, دون دیه‌گو دلاوگا, BATMAN, ال سید, Reyhaneh, ماهی گیر
Good آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۵/۱۷
اعتبار: 0


تشکرها : 3
( 3 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #407
RE: درخواست عضویت

سلام

من علی هستم دانشجوی مهندسی مکانیک و کارمند شرکت ذوب آهن

خوشحالم که عضو این تالار شدم و با شما آشنا می شم

تفریحاتم ورزش (فوتبال کوهنوردی شنا) مطالعه رمان و بالاتر از همه دیدن فیلمه

گاهی وقتها آرامش و امیدی که یک فیلم دو ساعته بهم میده از خواندن یک رمان قطور یا چند روز ورزش کردن بالاتره فیلمهایی نظیر رهایی از شائوشینگ یا در جستجوی خوشبختی و ...

برای همه آرزوی لحظلات خوش و رضایتمندی از زندگی دارم{#smilies.blush}

ضمنا اگه کسی دوست داشت من رو در مورد این سوال راهنمایی کنه:

مدتهاست دنبال فیلمی می گردم که اسمش را یادم نیست ولی متن آن را به خوبی یادمه که عده ای سوار بر هواپیمایی می شوند که این هواپیما در بیابانی سقوط  می کند  چند نفرشان به اطراف می روند جهت یافتن کمک ولی هیچ کس برنمی گردد و در آخر مهندسی از گروه هواپیما را قدری تعمیر کرده و کاپیتان کهنه کاری با باروت گلوله  آن را روشن کرده و روی بال هواپیما دراز می کشند و تا نزدیک شهری می روند و ...  این فیلم قدیمیه و  یک بار بازسازی هم شده از نکات  جالب این فیلم این بود که یکی داشت در آن هول و ولا با ریش تراش ریشش را می تراشید که مسئولشان با عصبانیت ریش تراش را خرد کرد و گفت مگه اومدیم پیک نیک

تشکر


گاهی آرامش و امیدی که دیدن یک فیلم بهم می ده بیش ازخواندن یک رمان قطور یا ورزش کردن در پارکه
۱۳۹۶/۵/۱۹ صبح ۱۱:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
مراد بیگ آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 141
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱/۱۰
اعتبار: 10


تشکرها : 1034
( 585 تشکر در 90 ارسال )
شماره ارسال: #408
RE: درخواست عضویت

(۱۳۹۶/۵/۱۹ صبح ۱۱:۱۸)اسکار شیندلر نوشته شده:  

سلام

مدتهاست دنبال فیلمی می گردم که اسمش را یادم نیست ولی متن آن را به خوبی یادمه که عده ای سوار بر هواپیمایی می شوند که این هواپیما در بیابانی سقوط  می کند  چند نفرشان به اطراف می روند جهت یافتن کمک ولی هیچ کس برنمی گردد و در آخر مهندسی از گروه هواپیما را قدری تعمیر کرده و کاپیتان کهنه کاری با باروت گلوله  آن را روشن کرده و روی بال هواپیما دراز می کشند و تا نزدیک شهری می روند و ...  این فیلم قدیمیه و  یک بار بازسازی هم شده از نکات  جالب این فیلم این بود که یکی داشت در آن هول و ولا با ریش تراش ریشش را می تراشید که مسئولشان با عصبانیت ریش تراش را خرد کرد و گفت مگه اومدیم پیک نیک

تشکر

باسلام و عرض خیر مقدم

احتمالا منظور شما فیلم سینمایی پرواز فونیکس به کارگردانی رابرت آلدریچ محصول سال 1965 آمریکاست ،از بازیگران مطرح این فیلم میتوان به جیمز استیوارت ،ریچارد ساموئل آتنبورا و پیتر فینچ اشاره نمود...

the flight of the phoenix - 1965

http://www.imdb.com/title/tt0059183/



مراد بیگ:من ادعائی ندارم،خاله لیلا:ادعائی ندارم خودش کم ادعائی نیست
۱۳۹۶/۵/۱۹ عصر ۰۲:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Good, پرنسس آنا, دون دیه‌گو دلاوگا, ماهی گیر
Good آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۵/۱۷
اعتبار: 0


تشکرها : 3
( 3 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #409
RE: درخواست عضویت

(۱۳۹۶/۵/۱۹ عصر ۰۲:۵۷)مراد بیگ نوشته شده:  

(۱۳۹۶/۵/۱۹ صبح ۱۱:۱۸)اسکار شیندلر نوشته شده:  

سلام

مدتهاست دنبال فیلمی می گردم که اسمش را یادم نیست ولی متن آن را به خوبی یادمه که عده ای سوار بر هواپیمایی می شوند که این هواپیما در بیابانی سقوط  می کند  چند نفرشان به اطراف می روند جهت یافتن کمک ولی هیچ کس برنمی گردد و در آخر مهندسی از گروه هواپیما را قدری تعمیر کرده و کاپیتان کهنه کاری با باروت گلوله  آن را روشن کرده و روی بال هواپیما دراز می کشند و تا نزدیک شهری می روند و ...  این فیلم قدیمیه و  یک بار بازسازی هم شده از نکات  جالب این فیلم این بود که یکی داشت در آن هول و ولا با ریش تراش ریشش را می تراشید که مسئولشان با عصبانیت ریش تراش را خرد کرد و گفت مگه اومدیم پیک نیک

تشکر

باسلام و عرض خیر مقدم

احتمالا منظور شما فیلم سینمایی پرواز فونیکس به کارگردانی رابرت آلدریچ محصول سال 1965 آمریکاست ،از بازیگران مطرح این فیلم میتوان به جیمز استیوارت ،ریچارد ساموئل آتنبورا و پیتر فینچ اشاره نمود...

the flight of the phoenix - 1965

http://www.imdb.com/title/tt0059183/


خیلی خیلی متشکرم{#smilies.wink}{#smilies.blush}


گاهی آرامش و امیدی که دیدن یک فیلم بهم می ده بیش ازخواندن یک رمان قطور یا ورزش کردن در پارکه
۱۳۹۶/۵/۱۹ عصر ۰۳:۲۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ال سید, شارینگهام
Good آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۵/۱۷
اعتبار: 0


تشکرها : 3
( 3 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #410
RE: درخواست عضویت

با سلام مجدد به همه دوستان جدید و هنردوست

به خاطر راهنمایی راجع به نام فیلم پرواز فونیکس مجددا تشکر می کنم

بنده هنوز جواب عضویتم را نگرفتم چون می خواستم به آخرین پست در مورد جستجوی نام فیلم کمک کنم و نشد.

ولی مشتاقانه دنبال فیلم هایی هستم که در بچه گی از تلویزیونهای سیاه و سفید و لمسی مان {#smilies.biggrin}  دیدم که هم درس های زیادی گرفتم مثل مقاومت و امید و هم خاطرات زیادی دارم ازش

به همین خاطر با اجازه مدیر در مورد نام دو فیلم دیگه کمک می خوام

یکی که خیلی کوچک بودم و دیدم و راجع به گروه گویا نقشه بردار یا محققی بود که با یک ماشین شاسی بلند به صحرایی در آفریقا سفر می کنند و دبه هایی هم از بنزین پر می کنند که تا جای ممکن جلو بروند که  یکی از اعضا بعد چند رور پیشروی در یک توقف دوربین شکاری را وارونه در ماشین آویزان میکنه و آفتاب داغ صحرا و حالت عدسی پیدا کردن دوربین و تاباندن همگرای نور بر صندلی باعث آتش گرفتن ماشین و انفجار آن میشه و تقریبا تمام اعضای گروه مردند با آنکه روزها خوابیدند و شبها راه رفتند تا با پیگیری جای چرخها به مبدا برسند.

یک نکته فیلم هم این بود که یکی از اعضا شخصیتی شوخ و دوست داشتنی داشت و با مرگ او اکثر بیننده ها گریستند.

و فیلم دومم هم که خیلی قدیمی و گویا اسکاری بود راجع به زندگی پلیسی بود که از سازمان بیرون آمده بود و نمی دانم چه شده بود که مسئول عده ای از پسرهای نسبتا شرور در یک خوابگاه بود ولی با زیرکی و صبر و محبت توانست بر آنها کنترل پیدا کند با اینکه آن پسران جوان در اول کار خیلی اذیت او می کردند. نفر قبل از این مرد با دیکتاتوری و تنبیه های خشن توانسته بود اندکی آنها را کنترل کند ولی این پلیس قدیمی با صبر توانست چنان دل انها را به دست بیاورد که برایش  جان می دادند. این مرد با خواهر یکی از بچه ها هم آشنا شد و یکی دیگه از اعضای اداره کننده آن مدرسه یا خوابگاه که حسادت زیادی نسبت به این پلیس به خاطر موفقیتش داشت آن پسر را تحریک کرد که جلو او بایستد و پسر یک بار که مرد به منزل خواهرش رفت گول خورد و با یک هفت تیر او را در منزل گیر انداخت و باز هم پلیس بود که با صحبتهای خوب پسر را قانع کرد که کار خاصی ندارد و برای کمک به زندگی خواهرش و دلداری دادن آمده هرچند تیری در این وسط شلیک شد و به کسی هم نخورد ولی باز با حسادت آن همکار حسود، پاسبانی در منزل آمد و مرد مهربان با زیرکی کارت قدیمی اش را نشان داد و گفت داشتم با اسلحه خودم بازی می کردم و تیر اتفاقی شلیک شد و نزدیک بود پایم را زخمی کنم. یا در جایی دیگر شبها یواشکی بچه ها را به بیرون از خوابگاه برای تفریح یا ... می برد و در یکجا نزدیک بود لو برود و به سرعت بچه ها را برگرداند و مدیران با اطلاع  آن حسود برای بررسی موضوع آمدند و بچه ها سریع لباس خواب پوشیدند که یکی از هولش کفشش را در نیاورد که وقتی مسئولان دیدند همه خوابند آن حسود سراغ ان پسری که کفشش پایش بود رفت و آن را نشان مسئولان داد و مسئولان هم شک کردند ولی آن پسر هم با زیرکی که از استاد یاد گرفته بود گفت شما چتون شده من  از کودکی همیشه با کفش می خوابیدم تا کفشهام را ندزدند.

از  نکات بسیار جالب فیلم بلاخره پلیس قدیمی با آن حسود رو به رو می شود و همان صحنه معروف نبرد تن به تن در اتاق پیش می آید که به خانمش که بلاخره همان خواهر شاگردش بود می گوید ما دو تا می رویم داخل اتاق و شما هر صدایی که شنیدی اجازه نداری در را باز کنی تا بلاخره یکی مان که پیروز شده در را باز کند و بیاید بیرون طرف هم قلچماق بود و همه می ترسیدند از صداهایی که می آمد و طاقت نیاوردند و در را باز کردند که با موفقیت قهرمان روبه رو شدند.

ممنون میشم از کسی نام این دو فیلم را بگوید.{#smilies.huh}


گاهی آرامش و امیدی که دیدن یک فیلم بهم می ده بیش ازخواندن یک رمان قطور یا ورزش کردن در پارکه
۱۳۹۶/۵/۲۳ عصر ۰۶:۵۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : شارینگهام
شارینگهام آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 124
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۵
اعتبار: 10


تشکرها : 1622
( 480 تشکر در 66 ارسال )
شماره ارسال: #411
RE: درخواست عضویت

(۱۳۹۶/۵/۲۳ عصر ۰۶:۵۲)Good نوشته شده:  

{#smilies.huh}

سلام بلوندی!:cheshmak:خوش آمدی به کافه

گمانه زنی های  بنده راجع به گمشده های شما این است:

1_ بادسیاه :

https://www.y o u t u b e . c o m/watch?v=86eTYEapL5M

2_دارالتادیب :

https://filmlost.in/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D...rime-scho/


اونی که گفته "زندگی خالی از لذت و خوشحالی نیست."دروغ نگفته!
۱۳۹۶/۵/۲۴ صبح ۱۲:۴۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, دون دیه‌گو دلاوگا, Good, پرنسس آنا, BATMAN, سروان رنو, ماهی گیر
Good آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 4
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۵/۱۷
اعتبار: 0


تشکرها : 3
( 3 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #412
RE: درخواست عضویت

(۱۳۹۶/۵/۲۴ صبح ۱۲:۴۱)شارینگهام نوشته شده:  

(۱۳۹۶/۵/۲۳ عصر ۰۶:۵۲)Good نوشته شده:  

{#smilies.huh}

سلام بلوندی!:cheshmak:خوش آمدی به کافه

گمانه زنی های  بنده راجع به گمشده های شما این است:

1_ بادسیاه :

https://www.y o u t u b e . c o m/watch?v=86eTYEapL5M

2_دارالتادیب :

https://filmlost.in/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D...rime-scho/

سلام دوست عزیز شارینگهام

بابا شما دیگه کی هستی دمت گرم. خیلی خیلی ممنون. ولی متاسفانه هر چه دنبال فیلم باد سیاه در اینترنت گشتم پیدا نکردم{#smilies.biggrin}


گاهی آرامش و امیدی که دیدن یک فیلم بهم می ده بیش ازخواندن یک رمان قطور یا ورزش کردن در پارکه
۱۳۹۶/۵/۲۵ عصر ۱۱:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
رابین‌هود آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 11
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۱۲
اعتبار: 2


تشکرها : 10
( 37 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #413
RE: درخواست عضویت

سلام خواهشمندم عصویت من را تایید کنید با تشکر


بازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده
۱۳۹۶/۶/۱۲ صبح ۰۳:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,812
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 64


تشکرها : 7793
( 13629 تشکر در 402 ارسال )
شماره ارسال: #414
RE: درخواست عضویت

ضمن خوش آمد به دوستان جدید که عضویت آنها تایید شده است ( دارای علامت )

باید گفت که خوشبختانه یا بدبختانه بیشتر افرادی که  ثبت نام می کنند تایید عضویت نمی شوند. ( افراد منتظر تایید )

علت آن هم عدم رعایت قوانین عضویت کافه کلاسیک  است که متاسفانه آن را هم مطالعه نکرده اند.

استفاده از نام های نازیبا و مخفف که این رسم از برنامه های اینستاگرام و تلگرام سرچشمه گرفته ,  نداشتن حوصله برای تکمیل پروفایل که باعث نوشتن اطلاعات سرسری در فیلدهای مربوطه می شود , عدم انتخاب عکس آواتار و  ....  اینها باعث می شود که تقریبا 95 درصد کسانی که ثبت نام می کنند امکان تایید عضویت از طرف ما برایشان میسر نشود.

پس اگر مایل به مشارکت در بحث های کافه هستید و نمی خواهید صرفا بازدید کننده باشید حتما موارد خواسته شده را که حداکثر ربع ساعت وقت خواهد برد  , دقیق و کامل انجام دهید.

مسئول پذیرش کافه

سروان رنو


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۶/۶/۱۸ عصر ۱۱:۵۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ماهی گیر, زرد ابری
آلن لیون آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 1
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۲۴
اعتبار: 0


تشکرها : 0
( 2 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #415
RE: درخواست عضویت

سلام آهالی کافه

آلن لیون این کارگاه جسور و شجاع رو در جمع صمیمانتون میپذیرید؟


یک روز رسد غمی به اندازه ی کوه؛ یک روز رسد نشاط اندازه ی دشت؛ افسانه ی زندگی چنین است عزیز؛ در سایه ی کوه باید از دشت گذشت ...
۱۳۹۶/۶/۲۴ عصر ۰۸:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, شارینگهام
کلئوپاترا اصلی آفلاین
منتظر تایید
*

ارسال ها: 1
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۲۷


تشکرها : 0
( 0 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #416
درخواست نام فیلم

سلام و وقت بخیر

جسارتا من هدفم از عضویت توی سایت فقط پیدا کردن اسم فیلم مورد نظرم بود و طبق گفته خودتون سوالمو همینجا میپرسم، اگه زحمتی نیست توی فروم راهنمایی نام فیلم سوالمو بپرسین:

یه فیلمی بود با این موضوع ک یک پدر با دوتا دختر نوجوونش زندگی میکردن، مادرشون که نویسنده بود تازه فوت شده بود و به عنوان وصیت نامه یک داستان براشون نوشته بود، که همون شب بعد از خوندن اون داستان اتفاق های عجیبی براشون میوفته، یک کشتی میاد دنبالشون و میرن به یه سرزمینی که موجودات عجیبی داشت و بعدا یکی از دخترا سوار اسب تک شاخ میشه، و در آخرصبح از خواب بیدار میشن و فک میکنن که خواب دیدن ولی مادرشونو میبینن که سوار همون کشتی ازشون خداحافظی میکنه و میره... این فیلم جنبه نوستالژی داره برام و خیلی دوس دارم دوباره ببینمش، ممنون میشم راهنماییم کنین

۱۳۹۶/۶/۲۷ عصر ۱۱:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
مراد بیگ آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 141
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱/۱۰
اعتبار: 10


تشکرها : 1034
( 585 تشکر در 90 ارسال )
شماره ارسال: #417
RE: درخواست عضویت

(۱۳۹۶/۶/۲۷ عصر ۱۱:۵۰)کلئوپاترا اصلی نوشته شده:  

سلام و وقت بخیر

جسارتا من هدفم از عضویت توی سایت فقط پیدا کردن اسم فیلم مورد نظرم بود و طبق گفته خودتون سوالمو همینجا میپرسم، اگه زحمتی نیست توی فروم راهنمایی نام فیلم سوالمو بپرسین:

یه فیلمی بود با این موضوع ک یک پدر با دوتا دختر نوجوونش زندگی میکردن، مادرشون که نویسنده بود تازه فوت شده بود و به عنوان وصیت نامه یک داستان براشون نوشته بود، که همون شب بعد از خوندن اون داستان اتفاق های عجیبی براشون میوفته، یک کشتی میاد دنبالشون و میرن به یه سرزمینی که موجودات عجیبی داشت و بعدا یکی از دخترا سوار اسب تک شاخ میشه، و در آخرصبح از خواب بیدار میشن و فک میکنن که خواب دیدن ولی مادرشونو میبینن که سوار همون کشتی ازشون خداحافظی میکنه و میره... این فیلم جنبه نوستالژی داره برام و خیلی دوس دارم دوباره ببینمش، ممنون میشم راهنماییم کنین

با سلام خدمت شما دوست گرامی

گمشده ی شما به احتمال قوی فیلم تلویزیونی سفر تک شاخ با بازی بو بریجز محصول مشترک آمریکا- کانادا میباشد.

voyage of the unicorn - 2001

http://www.imdb.com/title/tt0249326/


مراد بیگ:من ادعائی ندارم،خاله لیلا:ادعائی ندارم خودش کم ادعائی نیست
۱۳۹۶/۶/۲۸ صبح ۰۳:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, BATMAN, پرنسس آنا
لوک مک گرگور آفلاین
منتظر تایید
*

ارسال ها: 2
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱


تشکرها : 0
( 0 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #418
RE: درخواست عضویت

با درود. من مدتی است که عضو شده اما تایید نشده ام. دنبال نام و لینک چند فیلم قدیمی هستم که اینجا مطرح می کنم.ممنون میشم کمک کنید.

اولی عید نوروز سال ۱۳۷۸ نشون دادند از شبکه دو.در مورد چند موجود فضایی که با ظاهر انسان به زمین اومده بودند تا نابودش کنند.یک خواهر و برادر سیزه چهارده ساله با یک نوع عینک مخصوص چهره واقعی اونارو میدیدند و به ماهیتشون اگاه شده بودند.

فیلم دیگری هم بود که حدودا سال ۱۳۷۰ نشون دادند در مورد دو بچه که باباشون الکلی و خلافکار بود. بچه ها با مردی دوست شده بودند که وقتی اسطبل اتش گرفت اسبهارو کشت.یکی از بچه ها اینو دید و وقتی باباش حبس بود و اونجا اتیش گرفت اونهم به باباش شلیک کرد تا نسوزه.

ممنون میشم کمک کنید. خیلی مهمه.


تا زمانی که صاحب خونه ای نباشم توش زندگی نمی کنم!
دیروز عصر ۰۹:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
لوک مک گرگور آفلاین
منتظر تایید
*

ارسال ها: 2
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۶/۳۱


تشکرها : 0
( 0 تشکر در 0 ارسال )
شماره ارسال: #419
RE: درخواست عضویت

سلام. دنبال چند فیلم دیگه هم هستم.

یک مرد خوشبخت با همسر و دختر نوجوانش ارامش زندگیشون به هم میریزه وقتی رازهایی از گذشته مرد نمایان میشه.در نهایت معلوم میشه بابا و برادراش که مردند توی مافیا بودند و دفترجه نام اعضای مافیا رو بش دادند که اگه گرفتار شد باهاش خودشو خلاص کنه.همسرش اسامی رو توی اینترنت منتشر می کنه و در نتیجه خودش ازاد و اونها دستگیر می شند.اوایل دهه هشتاد روز جمعه از شبکه یک نمایش داده شد.

فیلمی هم همون سالها از کانال سه نشون داده شد درباره نوجوانی که با نامادریش زندگی می کرد.باباش مخترع واکسن حصبه یا همچین چیزی بود که به تازگی مرده بود و یه عده ای دنبال اختراعش بودند.خلاصه تعقیب و گریزی بود بین اون جوان و نامادریش با مجرمان.

سال ۱۳۷۵ فیلمی سیاسی در دو قسمت نمایش داده شد درباره مردی با لکنت زبان که از اسب میوفته و خاطره یک زن و تصادف ماشین توی ذهنش میاد. تحقیق می کنه و کم کم می فهمه گویا خودش و همسرش خبرنگار بودند می خواستند یک رسوایی سیاسی را اعلام کنند.میخواستند با تصادف ساکتشون کنند.زنش می میره.خودش زنده می مونه. حافظه شو از بین می برند ولی بعد که یادش میاد خودشم می کشند.

خیلی دنبال اینها هستم.متشکرم.


تا زمانی که صاحب خونه ای نباشم توش زندگی نمی کنم!
دیروز عصر ۰۹:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ