[-]
جعبه پيام
» <مراد بیگhttp://s2.picofile.com/file/8287778076/O...lesman.jpg جایزه ی اسکار اصغر فرهادی در دستان انوشه انصاری و فیروز نادری (طبق فرموده ی سروان گرامی)
» <سروان رنو> جالب اینکه آقای فرهادی دو نماینده ای را که برای دریافت اسکار انتخاب کرده بود هر دو مرتبط با فضا و ناسا بودند
» <مراد بیگ> دومین جایزه ی اسکار سینمای ایران،باز هم اصغر فرهادی،این بار برای "فروشنده".
» <مراد بیگ> پخش سریال خاطره انگیز "هزاردستان" هر شب ساعت23 از شبکه ی آی فیلم،بازپخش آن ساعت هفت صبح و 15 بعداز ظهر روز بعد.
» <ال سیدhttp://s5.picofile.com/file/8287431792/%...F.mp4.html
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 9 رای - 4.22 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موسیقی اصیل
نویسنده پیام
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 53


تشکرها : 1834
( 10587 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: موسیقی اصیل

آباد اگر نمی کنی ، ویران مکن مرا ...*

دولتمند خلف(خال اف) در سال ۱۹۵۰ در روستای داغستان ناحیه شورآباد تاجیكستان در خانواده ای كشاورز و اهل فرهنگ به دنیا آمد. نخستین استادان او پدرش خان محمد و برادرش نظرعلی بودند. نخستین كنسرت دولتمند خال اف در سال ۱۹۶۳ در سن ۱۳ سالگی از تلویزیون سراسری شوروی سابق پخش شد. او از سال ۱۹۷۵ تاكنون كنسرت های موفقی را در كشورهای آسیایی و اروپایی اجرا كرده است. دولتمند، پژوهشگر موسیقی مردمی تاجیكستان است و در طول ۱۲ سال فعالیت مستمر، موسیقی مردمی تاجیكستان را جمع آوری كرده است و قصد دارد در آینده ای نزدیك آنها را منتشر كند. دولتمند از دیرباز از شعرهای مولوی در كارهای خود استفاده كرده و به این واسطه؛ مولوی را بیش از پیش به مردم كشور خود شناسانده است.موسیقی تاجیکستان شامل ۶ مقام و فلک سرایی است.
فلک موسیقی مردمی است که سال‌هاست آوازهای آن که قرن‌ها سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و اجرا می‌شود.
دولتمند بزرگترین فلک سرای تاجیکستان است که علم موسیقی را نیز در مدرسه موسیقی و دانشگاه هنر تاجیکستان آموخته و به همین دلیل با موسیقی جهان آشنایی دارد. او به واسطه همین آشنایی گاه دست به نوآوری‌هایی در اجراهایش می‌زند و با این کار سعی می‌کند توانایی‌های موسیقی تاجیکستان را نشان دهد.

با هم گوش می سپاریم به اجرای معروف و زیبای ایشان با نام (( دور مشو ، دور مشو ...)) که کلام آن بر اساس سروده های حضرات مولانا و صائب تبریزی می باشد و این هنرمند به ذوق خود کمی هم در آنها دست برده ... *

Dour Mashaw.wma - 3.7 MB

گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا ویران اگر نمی‌کنی آباد کن مرا
حیف است اگر چه کذب رود بر زبان تو از وعده‌ی دروغ، دلی شاد کن مرا
پیوسته است سلسله‌ی خاکیان به هم بر هر زمین که سایه کنی، یاد کن مرا
شاید به گرد قافله‌ی بیخودان رسم ای پیر دیر، همتی امداد کن مرا
گشته است خون مرده جهان ز آرمیدگی دیوانه‌ی قلمرو ایجاد کن مرا
بی حاصلی ز سنگ ملامت بود حصار چون سرو و بید ازثمر آزاد کن مرا
دارد به فکر صائب من گوش عالمی یک ره تو نیز گوش به فریاد کن مرا

و

ای شده غره در جهان دور مشو دور مشو        یار و نگار در برت دور مشو دور مشو

خلق منم خانه منم دام منم دانه منم             عاقل و دیوانه منم دور مشو دور مشو


كعبه اسرار منم جبه و دستار منم                 راهب و زنار منم دور مشو دور مشو

میر منم پیر منم بسته به زنجیر منم              صاحب تدبیر منم دور مشو دور مشو

شاد منم داد منم بنده و آزاد منم                   اندوه دل شاد منم دور مشو دور مشو

شام منم روز منم عشق جگر سوز منم          شمع دل افروز منم دور مشو دور مشو

روضه منم حور منم ناز منم نور منم               جنت معهود منم دور مشو دور مشو

قال منم حال منم دال منم ذال منم                مخبر احوال منم دور مشو دور مشو

راح منم روح منم مفلق و مفتوح منم              مطلع صبوح منم دور مشو دور مشو

قیر منم شیر منم رونق قنشیر منم                مهد تباشیر منم دور مشو دور مشو

نفخ منم صور منم قرب منم دور منم               واصل و مهجور منم دور مشو دور مشو

یار منم غار منم دلبر و دلدار منم                   غنچه منم خار منم دور مشو دور مشو

فصل منم وصل منم فرع منم اصل منم            عقل منم نقل منم دور مشو دور مشو

نام منم بام منم صبح منم شام منم              حاصل ایام منم دور مشو دور مشو

روز منم روزه منم آب منم كوزه منم                صاحب دریوزه منم دور مشو دور مشو

گنج منم رنج منم چار منم پنج منم               روز و شب آهنگ منم دور مشو دور مشو

شمس منم ماه منم حاجب و درگاه منم         غافل و آگاه منم دور مشو دور مشو

شیخ منم شاب منم ابر منم آب منم             بیخود و بیخواب منم دور مشو دور مشو

شمس شكرریز منم مفخر تبریز منم         خنجر خونریز منم دور مشو دور مشو





من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۱/۲۷ عصر ۰۳:۳۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, بانو, رزا, میثم, ژان والژان, سم اسپید, الیشا, مگی گربه, آقای همساده
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 53


تشکرها : 1834
( 10587 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: موسیقی اصیل

یکی از شاهکارهای راستین برنامه گل های رنگارنگ :

گل های رنگارنگ 
برنامه شماره 556


این برنامه با همکاری الهه و گلپایگانی و فرهنگ شریف تنظیم شده است ...
آهنگ و تنظیم برای ارکستر : فریدون شهبازیان
ترانه : تورج نگهبان
اشعار متن برنامه : علیرضا تبریزی و عبدالرحیم خانم
غزل آواز : مهرداد اوستا
گوینده : فیروزه امیر معز

تو هم دیگر وفا با ما نداری ...
با صدای سرکار خانم الهه
با من بگو تا کیستی ؟ مهری بگو ... ماهی بگو ...
خوابی ؟ خیالی ؟ چیستی ؟ اشکی بگو ، آهی بگو ...
با صدای جناب آقای گلپایگانی

[GR 556 ( Elahe - Golpa ).mp3 - 26.5 MB

شنیدن این اجرای فوق العاده زیبا رو به همه دوستداران موسیقی سنتی و اصیل ایرانی توصیه می کنم هرچند بعید میدونم برای خیلی از دوستان فرهیخته اجرای ناآشنایی باشه ...

برگ سبزیست تحفه درویش ...

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۱/۲۷ عصر ۰۵:۳۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, بانو, رزا, بهزاد ستوده, میثم, ژان والژان, سم اسپید, الیشا, بهمن مفید, آقای همساده
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3354 تشکر در 13 ارسال )
شماره ارسال: #23
سفری کوتاه...

چهارشنبه گذشته جهت ماموریتی کاری، راهی تهران شدم، و این... همین یک روز 5 شنبه اول اردیبهشت، برایم شد زیبا و خاطره آفرین...

با یکی از همکلاسیهای سابق که اینک تهران ساکن است تماس گرفتم و همراهم شد... راهی شمال شهر شدیم که مقصد بیشتر زیارت امام زاده صالح بود تا سیاحت... و حتی... از یاد برده بودم...خاطرۀ بدی بود از 4 سال قبل که مقابل دروازه ظهیر ایستاده بودم و راهم ندادند، 4 سال دلسرد شدم... دلسردی خونسردی می آفریند... هیچ امیدی در دل نداشتم...

و امسال! از امام زاده صالح که بازگشتیم، بی دلیل راهی ظهیرالدوله شدیم... هردو ایمان داشتیم که اینبار نیز دربها بسته اند و آرامگاه هم در قرق دراویش و یاحق و یاهویشان که گوش فلک را این جماعت کر کرده اند با شعار و نمایش و تظاهر و .... (که درخت هرچه پربار تر، سر به زیر تر....)

آمدیم و درب باز بود و آرام گفتم لعیا جان، باز است! خندیدیم، خنده که نه بال در آوردیم... نفهمیدم چند پله اول را و بعد راهرو را و بعد پیچیدن به چپ را چگونه دویدم.... می ترسیدم که بیایند و بیرونم کنند!

ظهیر... خوش آب و هوا بود... نه که سایر نواحی آنجا (شمال پایتخت) بد آب و هوا باشد نه... ظهیر جور دیگریست... شامۀ خیالبافم عطرها می بویید از گوشه لباس شاید مرتضی خان محجوبی که از خاک بیرون مانده بود، شاید رهی داشت با تهرانی نجوا می کرد... شاید ایرج یکی از غزلیات نابش را مقابل بهار نهاده بود... شاید قمر می خواند و آهنگش را مرحوم خالقی می نوشت می ساخت... دنیا زیباشده بود...

می ترسیدم جای پای آلوده ام ناآگاهانه، بی خردانه بر چهرۀ قبری بیفتد که بزرگواری ارزشمند به فاصلۀ چند متر خاک ناقابل زیر آن خفته بود و ... خدایا کاش نشناسمش تا کمتر خجالت بکشم... سر می گردانم... ایرج است! شبیه یک هرم ناقص مربع القاعده که بر تمامی وجوهش اشعار خود ایرج نقش بسته اند... مدفن عشق جهانست اینجا، یک جهان عشق؛ نهانست اینجا...

نگاهم پایینتر می آید.. خدایا... زانو می زنم، روی مدفن رضا محجوبی نازنین ایستاده بودم... در خاک هم مظلومست... زیر سیطره مقبره عظیم الجثۀ ایرج... لبخندی محو بر لبم می آید... زیر خاک کنار همند این دو... ایرج مست می کند و یاوه می بافد، رضا بهلول وار می گوید: مگس سگی دریای انزلی، بیا بریم دنبال ماه خانوم... (مگس سگی... جمله ای بود که رضا گاه در دنیای خیالی اش آن را با خود مجنون وار تکرار می کرد... و ماه خانوم هم نام معشوقه خیالی رضا بود...)

راه می افتم... رهی ... سمت چپ... پس چرا در شیشه محبوست کرده اند ((ای به قربان تو من....)) (رهی دوستانش را با جانم به قربانت یا ای به قربان تو من صدا می زد) شکر که درب مقبره کوتاه است تا ناخواسته هم تعظیم کنم... نمی توان تمام قامت ایستاد، آرامگاه نمونۀ مینیاتوری از مقبرۀ یکی از بزرگان شاید باباطاهر است با کمی تغییر ... روی دوزانو می نشینم، فاتحه را که می خوانم و پرهیز از گریه که مقابل دوستم معذبم و اشک هم پرده در... زیر دیوارۀ قبر کمرنگ می نویسم تا هرچه سریعتر پاک شود و برجا نماند... رهی جان... معذرت می خواهم... (رازیست میان من و او که عاشقی را وانهادم و آمدم داخل دنیای آدمها... آدم شدم!)

و باز با کمر خم خارج می شوم و دست چپم... فروغ است... این تنها ناغریب ظهیر که همیشه سنگ مزارش خیس است و شمعی به بالین دارد... دختران و پسران دورش حلقه زده اند و دود سیگار می بینی و لاک ناخن... خوش به سعادتت فروغ که اگر تلخ زیستی، در یادها ماندی.... شجاعتش را تحسین می کنم و از میان اشعارش این را دوست تر دارم که : ای شب از رویای تو، رنگین شده.....

و ... سر که می گردانم، آرامگاه مرحوم روح الله خالقیست... آن طرفتر داریوش رفیعی است و بانو قمرالملوک وزیری... و کنار اینان یک پیانوی سنگیست... کلیدهایش فرسوده اند به بارش باران و سنگ ترکی عمیق دارد... مرتضی محجوبیست.... آخخخخخخخ... روی سنگ نوشته اند... با ما بودی... بی ما رفتی... چو بوی گل به کجا رفتی...  و من نه... افسوس که من نه... رهی و مرتضی خود در فراق رضا نوشته بودند: تنها ماندم... تنها رفتی....

و قدم می زنم، سنگ غریب افتاده حسین تهرانی بزرگوار که می گفت: 9 تا اخلاق یکی هنر!

اینسوتر حسین صباست... حسین هنگ آفرین هم هست... از پله ای کوتاه بالا می روم... رشید یاسمی، و ...بهار است! مرحوم بهار که عجیب غافلگیر می شویم و .... در سکوت دلگیر که گاه با خندۀ دخترکی و یا صدای کلیک دوربینها در هم می شکند... چرخهای یک ویلچیر به ما نزدیک می شود، مردی با محاسن سپید همراه این صندلی چرخدار است... روی صندلی زنی نشسته، با لعیا می پرسیم ایشان که هستند؟ مرد می گوید: یادگار مرحوم بهار. امروز شصتمین سالروز فوت بهار است، هر ساله می آییم، بانو بهار، تجدید دیداری می کنند با پدر و بنده فیلم می گیرم از مراسم. آقای امینی نامی هستند که صدایشان بیش از چهره شان برایم آشنا بود... شبیه اینانلو... لعیا دم گوشم می پرسد: از اشعار بهار دم دست چه داری؟ خدا به دلم داد که "مرغ سحر ناله سر کن و ... " لعیا صدایش را بلند می کند: دوستان حاضر در آرامگاه، دختر بهار اینجایند! افرادی متفرق که می پنداشتی 5-6 نفر باشند حلقه که می زنند بر آرامگاه سر از 20-30 نفر در می آورند و جماعت با زمزمۀ ما، دم می گیرد... " مرغ سحر ناله سر کن... داغ مرا تازه تر کن...." گوشۀ شکسته که می رسد، صداها می شوند 2-3 نفر ، سخت است... سخت...که ناگهان بانویی زیباروی با جامه و چهره ای امروزی...در اوج می خواند که ((ظلم ظالم، جور صیاد، آشیانم داده بر باد...)) در دل می گویم ناز نفست، با ورود به دستگاه شورش چه می کند؟ و ادامه می دهد: نوبهار است... گل به بار است.... احسنت، آفرین....

جمعیت همراهش می شوند و اشکهای حضار و چهرۀ مبهوت بانو بهار... آقای امینی می گوید: همیشه کارهای بی برنامه زیباترند، امسال را متفاوت کردید... با روحی سربلند از بخشیدن ذره ای شادی به این یادگار نشسته بر صندلی چرخدار پدر، دوتایی غم و شادی باهم، از میان سنگها می گذریم، از کنار حبیب سماعی استاد مسلم سنتور که بدخلق بود اما استاد ( و چوب استاد به ز مهر پدر) از همان راه که آمده بودیم... خارج می شویم... خاطرۀ یک پنجشنبه ظهر از روز آغاز اردیبهشت سال 90...

شب... خسته ام اما خرسند... فردایش عازمم؛ کاش می شد دوباره بازگردم...

بامهر... بانو

*عکسهای دوربین حجیم بودند، پس از سایتهای دیگر دوستداران ارکان گلها، عکس ها را برداشتم و بزرگوارنه عفو کنید...

ظهیر الدوله


مریم هروی
۱۳۹۰/۲/۳ عصر ۰۵:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پایک بیشاپ, الیور, اسکورپان شیردل, سناتور, دن ویتو کورلئونه, بهزاد ستوده, منصور, دلشدگان, Classic, رزا, پدرام, john doe, میثم, ژان والژان, سم اسپید, حمید هامون, الیشا, بهمن مفید, مگی گربه, زرد ابری, فورست, خانم لمپرت, آقای همساده, Papillon
سناتور آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 556
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 32


تشکرها : 3285
( 3579 تشکر در 33 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: سفری کوتاه...

من میگم یعنی بعضی از این بزرگان هیچ کسی رو نداشتند که در تمام این مدت بیان یک سنگ قبر جدید برایشان درست کنند.

۱۳۹۰/۲/۳ عصر ۰۷:۴۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, زرد ابری
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 460
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷


تشکرها : 324
( 7210 تشکر در 35 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: سفری کوتاه...

(۱۳۹۰/۲/۳ عصر ۰۵:۳۳)بانو نوشته شده:  

آن قبر این قبر بوده است (1354). عکس از کتاب سایه عمر چاپ امیرکبیر (از آرشیو شخصی منصور)

الا ای رهگذر کز راه یاری / قدم بر تربت ما میگذاری

در اینجا شاعری غمناک خفته است / رهی در سینه این خاک خفته است

فرو خفته چو گل با سینه چاک / فروزان آتشی در سینه خاک

بنه مرهم ز اشکی داغ ما را / بزن آبی براین آتش خدارا

به شبها شمع بزم افروز بودیم / که از روشندلی چون روز بودیم

کنون شمع مزاری نیست ما را / چراغ شام تاری نیست ما را

سراغی کن ز جان دردناکی / برافکن پرتوی بر تیره خاکی

ز سوز سینه با ما همرهی کن / چو بینی عاشقی ، یاد رهی کن

(این شعر پس از فوت من بر سنگ مزارم حک شود و در پایان کتاب سایه عمر چاپ شود. رهی معیری)

(۱۳۹۰/۲/۳ عصر ۰۷:۴۵)senatore نوشته شده:  

من میگم یعنی بعضی از این بزرگان هیچ کسی رو نداشتند که در تمام این مدت بیان یک سنگ قبر جدید برایشان درست کنند.

اصولا طراحی و ساخت مقبره بزرگان و مفاخر کشور جزو وظایف بستگان یا دوستداران ایشان نیست. این وظیفه دولت یک کشور است که هم در جهت تکریم بزرگان خود که جزو لاینفک فرهنگ و ریشه آن کشور است و هم در راستای جذب و جلب توریست و معرفی آنان به جوامع جهانی اقدام کند. بعد از ایجاد "انجمن آثار ملی ایران" در اوایل دهه 20 هجری هرگز در ایران درخصوص این بزرگان کاری صورت نگرفته است. انجمن آثار ملی بنیادی بود که امروزه هرچه از مقبره ها می بینید از همت این انجمن است. آرامگاه های بوعلی سینا ، باباطاهر(همدان)،خیام،کمال الملک،نادرشاه،بازسازی فردوسی(خراسان) ، حافظ ،سعدی ، مرمت تخت جمشید(فارس)، میدان آزادی (تهران)، ... ساخت هرکدام ازین بناهای بی نظیر طی مسابقاتی که انجمن بین معماران و مهندسان زبده کشور برگزار میکرد و در نهایت بهترین طرح را انتخاب میکرد به انجام رسید (هرچند یک معمار فرانسوی که نامش را به عمد نمی برم در طراحی مقبره حافظ و آرامگاه اولیه فردوسی و همینطور باباطاهر دخالتهائی داشت اما غیر از اینها مابقی، کار معماران بزرگ ایران است)... امروزه حتی بر نگهداری خوب ازین بناها هم اهتمام نمیشود و حتی دخل آنها خرج مرمت نمیگردد. هوشنگ سیحون بعنوان زبده ترین معمار این انجمن (که طراح و سازنده آرامگاه های بوعلی،نادر،خیام،کمال الملک و ... بوده است) حاضر نیست به ایران بازگردد حتی برای مرمت ویرانه های ارگ بم اخیرا با وی رایزنیهایی بعمل آمد اما سیحون هشتاد ساله که مقیم کاناداست میگوید : من اگر برگردم به من خواهند گفت : مسجد بساز. من مثل لرزاده نیستم که 800 مسجد بسازم که فقط یکی گل کند (مسجد اعظم قم). تک تک ساخته های من گل اند... از سوئی دیگر کسانی چون مهندس حسین امانت (طراح و سازنده میدان آزادی تهران در دهه 50)

۱۳۹۰/۲/۳ عصر ۱۱:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, دلشدگان, اسکورپان شیردل, دن ویتو کورلئونه, بانو, رزا, بهزاد ستوده, الیور, میثم, ژان والژان, سم اسپید, الیشا, بهمن مفید, فورست, آقای همساده, Papillon, هایدی
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2426 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: موسیقی اصیل

http://www.up.iranblog.com/images/45hg81ii963ajxo0buy.jpg 

خواننده: استاد شهرام ناظری

شاعر: نورعلیشاه اصفهانی *

آهنگساز: کیخسرو پورناظری

نوارندگان: کیخسرو پورناظری (تنبور) حافظ ناظری (دف)

***********************************

من مست جام باقيم

دارم هواي عاشقي

 

حيران روي ساقيم

دارم هواي عاشقي

 

اي جان و اي جانان من

دارم هواي عاشقي

 

اي وصل و اي هجران من

دارم هواي عاشقي

 

جان در بر جانانه شد ،  دل بر سر   پيمانه شد  ،  تن ساكن ميخانه شد

دارم هواي عاشقي

 

گه نور  و گه نار آمدم ، گه گل گهي خار آمدم ، گه مست  و  هشيار آمدم

دارم هواي عاشقي

 

اي شاه درويشت منم  ،  درويش دل ريشت منم  ، بيگانه و خويشت منم ، ديوانه رويت   منم ، آشفته مويت منم

دارم هواي عاشقي 


***********************************

دانلود

***********************************

* : با تشکر از بانوی گرامی که اشتباه مرا اصلاح فرمودند.


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۹۰/۲/۳۱ صبح ۰۸:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, ژان والژان, بانو, سروان رنو, سم اسپید, الیشا, بهمن مفید, مگی گربه, رزا, فورست, آقای همساده
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 53


تشکرها : 1834
( 10587 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: موسیقی اصیل

به نقل از ویکی پدیا :

(( خانم سیما بینا در شهرستان بیرجند از استان خراسان به دنیا آمد. پدر او احمد بینا از اهالی تفرش و استاد موسیقی سنتی ایرانی بود. از همان کودکی و از سن ۹ سالگی خوانندگی را در رادیو ایران آغاز کرد. او ردیف موسیقی ایرانی و تکنیک‌های آوازی را نزد اساتید بزرگی چون موسی‌خان معروفی و نصرالله زرین‌پنجه فرا گرفت. بعد از فارغ‌التخصیل شدن از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۹ تحصیل دانش موسیقی ایرانی و ردیف را نزد معلم یگانهٔ آواز، استاد عبدالله دوامی ادامه داد. او بعد از سال۱۳۵۷ در کنار تدریس موسیقی کلاسیک ایرانی و آواز به تحقیق و جمع‌آوری ترانه‌های محلی ایرانی و بازنویسی آهنگ‌های مردمی و روستائی، به‌خصوص موسیقی‌های محلی زادگاهش، خراسان پرداخته است. او با سفر به دورافتاده‌ترین نواحی در سرتاسر این ناحیه توانسته است مجموعه‌ای از ترانه‌ها و آهنگ‌های کمیاب و تقریباً فراموش‌شده را جمع‌آوری کند. از سال ۱۳۷۲ خانم سیما بینا برای ارائهٔ گنجینهٔ یافته‌هایش در موسیقی محلی ایرانی به جشنواره‌های معتبر موسیقی در سراسر دنیا دعوت شده است. سیما بینا پس از اتمام تحصیل با عزیز میتویی ازدواج کرد و ۲ فرزند دختر و پسر به دنیا آورد، اما زندگی مشترکشان با خودکشی همسرش پایان یافت. پسرش آرش میتویی نیز به آواز (در سبک جاز) علاقمند شد. سیما بینا سالها بعد با حسن زارع ازدواج کرد و گاهی در کلن به سر می‌برد و به تهیه آوازهای محلی مشغول است.

او نخستین زنی است که پس از انقلاب  کلاس تعلیم آواز دایر کرد. او همچنین نخستین زنی بود که در تالار وحدت کنسرت برگزار کرد. از سال ۱۹۹۳ میلادی تا به امروز به جشنواره‌های جهانی دعوت شده و موسیقی مردمی ایران رابه گوش جهانیان رسانده‌است. سیما بینا اکنون، بعد از عمری تلاش در راه حفظ موسیقی محلی ایران، تجسم سی سال تلاش بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر برای جهانی شدن موسیقی‌اش را در پیش‌روی خویش نظاره‌گر است. ))

...................................................................

به نظر من سرکار خانم سیما بینای عزیز حق بزرگی بر گردن موسیقی فولکولر این سرزمین دارن .

بسیاری از نغمه های بخش های مختلف کشورمون با همت و احراهای خوب ایشونه که به گوش میرسه و در عین حال با فعالیت ها و کنسرت های خارج از کشور هم سعی بر معرفی هر چه بیشتر بخشی از فرهنگ ایران زمین در زمینه موسیقی بومی و نواحی اون داشتن ...

متاسفانه کسی به فکر اینگونه تلاش های ارزشمند نیست وگرنه بر این باورم که تلاش های این خانم هنرمند جا برای تقدیر به عنوان چهر های ماندگار و خدمتگزار به فرهنگ این مملکت داره ... البته هر چند که متولیان اشاعه فرهنگ از تلاش ها و زحمات این هنرمندان غافل هستند اما مهم جایگاه اونها در دل مردمه و فکر  میکنم که همه دوستان با من موافق باشند که جایگاهی از این مهمتر و با ارزشتر برای یک هنرمند متصور نیست ...

به ایشون به پاس همه زحمات و فعالیتهای ارزندشون خسته نباشید عرض  میکنم و از دوستان دعوت می کنم به اجرایی بسیار زیبا از آهنگ (( تا بهار دلنشین ... )) که اکثر ما این ملودی زیبا رو با صدای مرحوم استاد غلامحسین بنان شنیدیم که الحق هم زیبا بوده اما به سهم خودم معتقدم اجرای فوق العاده زیبای سرکار خانم سیما بینا هم زیبایی خاص و دلنشینی فوق العاده خودش رو داره و چقدر نوای ساز قانون همراهی کننده صدای ایشون خیال انگیزه ...

تقدیم به همه دوستان که عشق به هنر ایران زمین در همه وجودشون گسترده است :

Bahar-e Delneshin Simabina.mp3 - 3.7 MB

دریافت این آهنگ و شنیدنش رو به همه دوستان توصیه می کنم ...

با تشکر از یکی از دوستان عزیزم ( آقا مسعود ) که در امر پیگیری و شناسایی موسیقی های خوب و ارزشمند آموخته های زیادی رو به ایشون بدهکارم ...

(( تا بهار دلنشین آمده سوی چمن

ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر

تا که گلباران شود کلبه ی میران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان

تا نسیم از سوی گل با من بیا دامن کشان

چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی

چون سرشکم در کنار بنشین ، نشان سوز نهان

بازا ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم

چون لاله ی تنها ببین بر چهره داغ حسرتم

ای روی تو آئینه ام عشقت غم دیرینه ام

باز آ چو گل در این بهار ، سر را بنه بر سینه ام ... ))

شعر از جناب آقای بیژن ترقی و آهنگساز : جناب آقای روح ا... خالقی ...

و این هم اجرای ارزشمند استاد غلامحسین بنان :

http://www.4shared.com/audio/P1TuJXRw/01...-_Bana.htm

و اجرا توسط جناب آقای کاوه دیلمی :

http://www.4shared.com/audio/GHgpHRgY/Ta...eh_Dey.htm

و شنیدن این ملودی زیبا با اجرای خیال انگیز  توسط سازدهنی  فکر می کنم برای عموم دوستان خالی از لطف نباشه :

http://www.4shared.com/get/fbLGAzJs/Baha...onica.html

 یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۲/۳۱ عصر ۰۳:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, بانو, اسکورپان شیردل, سروان رنو, سم اسپید, حمید هامون, الیشا, بهمن مفید, رزا, آقای همساده
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3354 تشکر در 13 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: موسیقی اصیل

(۱۳۹۰/۲/۳۱ صبح ۰۸:۴۴)ميثم نوشته شده:  

http://www.up.iranblog.com/images/45hg81ii963ajxo0buy.jpg 

خواننده: استاد شهرام ناظری

شاعر: ابوسعید ابوالخیر

آهنگساز: کیخسرو پورناظری

نوارندگان: کیخسرو پورناظری (تنبور) حافظ ناظری (دف)

با تشکر از دوست بزرگوار میثم عزیز و اشاره زیبایشان به این اثر خاطره انگیز...

غزل تصنیف حیرانی از نورعلیشاه اصفهانی است (من مست جام باقی ام، دارم هوای عاشقی....)، حتما آغاز با شکوه و مسحورکنندۀ این برنامه را به خاطر دارید... همچون پیچ و تاب باد در میان نیزار است و بعد با این رباعی در بیات اصفهان آغاز می شود که:

تا آب شدم، سراب دیدم خودرا / دریا گشتم، حباب دیدم خودرا

آگاه شدم، غفلت خودرا دیدم... / بیدار شدم، به خواب دیدم خودرا....

این رباعی نخستین از ابوسعید ابوالخیر است.

اساس تصنیف حیرانی بر گوشۀ جامه دران نهاده شده (در آواز بیات اصفهان) و بعد در بیت "گه نور و گه نار آمدم؛ گه گل گهی خار آمدم / گه مست و هوشیار آمدم، دارم هوای عاشقی" ورود به گوشۀ بیات راجه است. بهتر است مثالی برای تشخیص آورده شود که چقدر این بیات راجه شنیدنی و دلنشین است... مثلا بیات راجه در یک بخش باشکوه از پیش درآمد اصفهان ساخته مرحوم مرتضی خان نی داوود (که به عنوان تیتراژ ابتدایی سریال زیبای هزاردستان مرحوم حاتمی توسط مرتضی حنانه تنظیم و استفاده شد)، به گوش می رسد:

پیش درآمد اصفهان مرحوم مرتضی خان نی داوود (تیتراژ سریال هزاردستان)

از آنجا که بر این پیش درآمد کلام نیز نهاده شده (شعر از مرحوم مشیری با صدای علیرضا افتخاری) با عنوان شور عاشقانه... می توان اشاره کرد که بیت " تا که از نگاه تو نور شادی می بارد / دل ز مهربانی ات شور و شادی ها دارد" گوشۀ بیات راجۀ این پیش درآمد است. (اگر دوستان تمایل داشته باشند می توان درمورد دستگاهها و گوشه های موسیقی اصیل و معانی این لغات و تعددشان نیز صحبت کرد تا با تبادل اطلاعات به مفاهیم جدیدتری نیز از این هنر گسترده وارد شویم.)

و دو بیت آخر تصنیف حیرانی؛

ای شاه، درویشت منم، درویش دل ریشت منم / بیگانه و خویشت منم، دارم هوای عاشقی (گوشۀ عشاق خوانده شده)

دیوانۀ رویت منم،آشفتۀ مویت منم /  سرگشتۀ کویت منم، دارم هوای عاشقی (مجددا بیات راجه است)

با مهر.... بانو


مریم هروی
۱۳۹۰/۲/۳۱ عصر ۱۱:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, میثم, ژان والژان, سروان رنو, دن ویتو کورلئونه, سم اسپید, الیشا, بهمن مفید, مگی گربه, زرد ابری, رزا, آقای همساده
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 53


تشکرها : 1834
( 10587 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #29
RE: موسیقی اصیل

به نقل از ویکی پدیا :

(( تاج اصفهانی در سال ۱۲۸۲در اصفهان متولد شد. پدرش شیخ اسماعیل معروف به تاج‌الواعظین بود که تا حدی با دستگاه‌هایموسیقی ایران آشنایی داشت. تاج در ده سالگی نزد پدر و استادانی چون سید عبدالرحیم اصفهانی، نایب اسدالله، میرزا حسین ساعت ساز (خضوعی)، میرزا حسین عندلیب، حبیب شاطرحاجی به دانش اندوزی پرداخت. وی به اشعار سعدی علاقه زیادی داشت و گزیده‌هایی از اشعار سعدی و دیگر شاعران را حفظ بود و در هنگام اجرای آواز به مناسبت زمان و محیط از آن اشعار استفاده می‌کرد. او از همان سال ۱۳۱۹ همکاری با رادیو را آغاز کرد و از ۱۳۲۸ به همکاری با رادیو اصفهان پرداخت. تاج ضمن خوانندگی، سرپرست نوازنندگان رادیو اصفهان گردید. وی در رادیو اصفهان به اجرای برنامه‌هایی با تار اکبرخان نوروزی و برنامه آموزش گوشه‌های دستگاه‌های موسیقی ایرانی پرداخت. از جمله شاگردان او محمدرضا شجریان، علی‌اصغر شاهزیدی، سید رضا طباطبایی کربکندی، علیرضا افتخاری، مرتضی شریف، ناصر یزدخواستی, رضا قرنیان اصفهانی و حمیدرضا نوربخش را می‌توان نام برد. تاج اصفهانی در ۱۳ آذر ماه ۱۳۶۰ بدرود حیات گفت. آرامگاه او در تخت فولاد قرار دارد.از ماندگارترین آثارش می توان به آتش دل اشاره کرد. ))

آتش دل به روایت مرحوم جلال تاج اصفهانی تقدیم به دوستان :

Atash-e Del Taj.MP3 - 5.0 MB

 (( دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد
دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد(2)
آفتاب عمر من فرو رفت و ماهم از افق چرا سر برون نکرد
هیچ صبحدم نشد فلک چون شفق زخون دل مرا لاله گون نکرد
ز روی مَهَت جانا پرده برگشا- در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند که دل به مهرت پابند به طره ات جان پیوند
فراق رویت یک چند قسم به زند و پازند به جانم آتش افکند(3)
بیا نگارا جمال خود بنما زِ رنگ و بویت خجل نما گل را
رو در طرف چمن بین بنشسته چو من دل خون بس زغم یاری غنچه دهن.
گل درخشنده، چهره تابنده، غنچه درخنده بلبل نعره زنان
هرکه جوینده باشد یابنده، دل دارد زنده بس کن آه و فغان
ز جور مهرویان شکوه گرسازی به ششدر محنت مهره اندازی
همچون سالک دست خودبازی همچون سالک دست خود بازی ))

مطلب جالبی در وب مشاهد کردم با این عنوان و این حقیر در مورد آن قضاوتی نمی توانم داشت :

(( آتش دل ترانه ای که 80 سال غلط خوانده شد! ))

(تصنیف "آتش دل" که سال ها پیش توسط استاد زنده یاد جلال تاج اصفهانی خوانده شده ،بی شک یکی از زیباترین تصانیفی است که تاریخ موسیقی ایران آن را تجربه کرده است. ناصر مجرد که هم اهل قلم است و هم اهل موسیقی درباره این تصنیف یادداشتی با رویکرد تاریخی نگاشته است که به یک اشتباه تاریخی اشاره می کند.


وقتی قرار باشد دیکته ای را همه از روی دست هم بنویسند و بدون هیچگونه تفکر و صرف وقتی، فقط نمره بگیرند، اگر املای اولی درست باشد، همه آنها که تقلب کرده اند نیز نمره 20 می گیرند که البته فقط دیکته نخستین، دیکته است و بقیه رونویسی مشق شب کرده اند و هیچکدام برای نوشتن آن فکر نکرده و زحمتی نکشیده اند. فقط احتمالاً دلشوره این را داشته اند که نکند دیکته اولی غلط باشد و آنها هم به تبع او غلط نوشته باشند و در نتیجه نمره 20 رایگان را از دست بدهند!
در مورد بسیاری از تصنیف ها و ترانه های سنتی ایران، متأسفانه این مثال صادق است که هرگاه خواننده ای تصنیف یا ترانه ای را خوانده و به اصطلاح گل کرده، دیر یا زود، دیگران هم بدون این که فکر کنند که آیا این سروده با ساختار حنجره و محدوده فرکانسی صدای آنها سازگار است یا نه، با کمی دستکاری سلیقه ای- ونه علمی- تصنیف را خوانده و زحمات شاعر و آهنگساز را نادیده گرفته و با گوش و هوش شنوندگان بازی کرده اند. از جمله این سرودها- که تعدادشان هم کم نیست- می توان از ترانه بسیار دلنشین «آتش دل» در ابوعطا یاد کرد که آهنگ زیبای آن یکی از 4هزار کار آهنگسازی زنده یاد عبدالحسین برازنده و شعر لطیف آن از سروده های ناب استاد حسن صدرسالک است که در 102 سالگی خوشبختانه زنده و سرحال است و انشاءا... که سال های سال عمر با عزت و سلامت داشته باشد.
شعر و آهنگ و مایه این تصنیف به حدی زیبا و جفت و جور است که نظیر آن را در موسیقی سنتی ایران کمتر می توان یافت. اما متأسفانه همین کار زیبا و دلنشین، از آغاز تا به امروز توسط چند خواننده صاحب نام و گاهی کمتر مشهور، با غلط هایی در شعر و ملودی خوانده شده و عجیب این که هر خواننده ای سعی کرده به جای رفع اشتباه های خواننده قبلی، اشتباه تازه ای به آن بیفزاید که مبادا تصور شود دانش او از بقیه کمتر است!
لطفاً اصل ترانه را- آن طور که مورد تایید استادحسن صدرسالک است- ملاحظه بفرمایید تا بعد راجع به نکات فنی آن مطالبی را به عرضتان برسانم:
در دل آتش غم رُخَت تا که خانه کرد (1)
دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد(2)
آفتاب عمر من فرو رفت و ماهم از افق چرا سر برون نکرد
هیچ صبحدم نشد فلک چون شفق زخون دل مرا لاله گون نکرد
ز روی مَهَت جانا پرده برگشا- در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند که دل به مهرت پابند به طره ات جان پیوند
فراق رویت یک چند قسم به زند و پازند به جانم آتش افکند(3)
بیا نگارا جمال خود بنما زِ رنگ و بویت خجل نما گل را
رو در طرف چمن بین بنشسته چو من دل خون بس زغم یاری غنچه دهن.
گل درخشنده، چهره تابنده، غنچه درخنده بلبل نعره زنان
هرکه جوینده باشد یابنده، دل دارد زنده بس کن آه و فغان
ز جور مهرویان شکوه گرسازی به ششدر محنت مهره اندازی
همچون سالک دست خودبازی همچون سالک دست خود بازی
نخستین خواننده ای که «آتش دل» را غلط خواند متأسفانه زنده‌یاد جلال تاج اصفهانی خواننده بزرگ و خوش صدا بود که هم در بیان کلمات و هم در اجرای ملودی اشتباهاتی داشت و چون از علم تلفیق کلام و آهنگ بی بهره بود استاد برازنده و استاد سالک را به شدت دلگیر کرد و بنا به قول مهندس جمشید برازنده فرزند مرحوم استاد برازنده- که خود وی، شاعر، نوازنده و آهنگساز و خواننده قابلی است- دلیل اشتباه در کار هم این بود که شاعر و آهنگساز در اصفهان بودند و صفحه این ترانه و آهنگ بدون هیچگونه احساس مسئولیتی در حلب سوریه تهیه شد!
بعدها، خانم پروین در برنامه گلهای 373- خانم سیما بینا و آقایان ایرج، علیرضا افتخاری، مصطفی محبی زاده، اصغر شاه‌زیدی، سالار عقیلی و چند خواننده کمتر شهرت یافته- اشتباهات تاج اصفهانی را بیشتر یا کمتر تکرار کرده و گاهی مدعی صحت و برتری کارشان بر دیگران شده اند! (4)
در دیدارهای متعددی که با استاد سالک داشتم، ایشان هم از غلط خوانی ترانه «آتش دل» توسط خواننده های مختلف ابراز تأسف می کرد و همه را از چشم تاج می دید!
پانوشت‌ها:
1- زنده یاد تاج اصفهانی، «در دل آتش غم رُخَت» را خوانده بود « دل در آتش غم رُخَت» که بعدها اصلاح شد ولی چه سود که همه از روی نخستین اجرا، غلط خواندند!
2- خوانندگان این ترانه، بدون استثنا ابتدا ملودی کلمه «دیده» را از درجه چهارم گام شروع کرده و روی درجه نخست تمام کرده اند: مثلاً خوانده اند « ر- سل- ر» یعنی نت اول چنگ نقطه دار « ر» که « دی» و نت دوم دولا چنگ « سل» که « ده» آخر چنگ « ر» که « سی» عبارت «دیده سی» را تشکیل می دهند در همان ضرب نخست میزان اجرا می شوند. در حالی که ملودی درست از درجه نخست گام شروع می شود و بعد به درجه چهارم می رود که در مثال بالا چنگ نقطه دار نخست می شود « سل» و دولا چنگ و چنگ بعدی ضرب نخست میزان، نت « ر» خواهد بود و تنها وقتی ملودی مسیر درست خود را طی کند، لحن ملودی با معنی شعر انطباق پیدا می کند. در این شعر، عبارت «دیده» اسم است ولی وقتی ملودی را از درجه چهارم به اول بخوانیم لحن ملودی عبارت «دیده» را به فعل تبدیل می کند که مطلقاً درست نیست چرا که منظور شاعر «چشم و بصر» بوده است نه دیدن و نگاه کردن.
3- این یک سطر را اغلب خوانندگان و از همه مهمتر، خود تاج اصفهانی جا انداخته و در هنگام اجرا، هیچیک متوجه سکته و خلاء کار نشده اند. چرا که همه سعی کرده اند عین اجرای غلط تاج را تکرار کنند! اما بعدها در مورد همین یک سطر اصلاحاتی صورت گرفت!
4- در میان جمع خوانندگان «آتش دل» آنان که علم تلفیق و درست خواندن را بیش از سایرین رعایت کرده اند یکی مصطفی محبی زاده از شاگردان خوب زنده یاد تاج است که گویا در مسابقه بهترین اجرای سال 1379 صدا وسیما، به خاطر خواندن این ترانه زیبا، حایز رتبه اول شده و در نهایت، سالار عقیلی با صوتی خوش به اجرای آن پرداخته که درست ترین کار ممکن را انجام داده است. )

 یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۳/۷ عصر ۱۲:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, اسکورپان شیردل, سناتور, میثم, سم اسپید, ژان والژان, الیشا, رزا, آقای همساده
میثم آفلاین
مشتری سابق
*

ارسال ها: 294
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۴


تشکرها : 2524
( 2426 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: موسیقی اصیل


عنوان تصنیف : گندم (از نوار کاست "مطرب مهتاب رو")

شاعر : مولانا (دیوان شمس)

آهنگساز : کیخسرو پورناظری

نوازندگان : گروه تنبور شمس به سرپرستی کیخسرو پورناظری

http://www.up.iranblog.com/images/obyl07l03iyp7ci3cf0g.jpg

ز خاک من اگر گندم بر آید                             از آن گر نان پزی مستی فزاید

خمیر و نانوا دیوانه گردد                                    تنورش بیت مستانه سراید

میا بی دف به گور من زیارت                           که در بزم خدا غمگین نشاید

بدری زآن کفن بر سینه بندی                              خراباتی ز جانت در گشاید

مرا حق از می عشق آفریدست                   همان عشقم اگر مرگم بساید

منم مستی و اصل من می عشق          بگو از می به جز مستی چه زاید؟

*******************

دانلود

*******************


سعادتمندانه ترین زندگی، زندگی بدون تفکر است. (سوفوکلس)
۱۳۹۰/۳/۱۴ عصر ۰۴:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, دن ویتو کورلئونه, ژان والژان, سم اسپید, الیشا, مگی گربه, رزا, آقای همساده
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 53


تشکرها : 1834
( 10587 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: موسیقی اصیل

یکی از زیباترین آهنگهای موسیقی اصیل ایرانی (( کعبه دلها )) با صدای سرکار خانم الهه است .

شعر آن را جناب آقای بیژن ترقی سروده و آهنگسازی آن بر عهده جناب آقای حبیب اله بدیعی بوده است و آواز آن در دستگاه موسیقی ایرانی دشتی اجرا شده ...

مرحوم استاد تجویدی به این آهنگ علاقه بسیار داشته اند و آنرا جزو کارهای تحسین برانگیز تمام عوامل پدیدآورنده اش دانسته اند ...

حسی خاص و عرفانی در این آهنگ آلوده به غم موج می زند ...

بعید است از دوستان فرهیخته کسی این آهنگ دلنشین را نشنیده باشد و لذا از دوستان برای با هم شنیدن مجدد آن دعوت می کنم :

http://www.4shared.com/audio/YdkgYdU5/_-...ACK__6.htm

(( چومجنون گیرم از عاشقان نشانه کعبه ...  دل بشکسته را   می‌برم به خانه کعبه ...
 شکایت می‌برم   ازتو برخدای تو ، زان همه بلای تو ، تا رسد او  به دردم
درآن آشفتگی  با دلی شکسته‌تر گریه‌ها کنم ‌که‌ در اشک خود غرقه‌گردم

 آنجا اگر، اشکی چکد بر دیده  غم دیده‌ای سیلی به پا نماید
 آنجا اگر، آهی کشد دلداده  افتاده‌ای دود از فلک برآید

درآن مدهوشی ، من ازخدا خواهم تو را ، عاشق‌کند عاشق رسوا

 چو درعاشقی ، دیدی بلا ... رو می‌کنی ، آنگه تو بر کعبه دلها

چومجنون گیرم از عاشقان نشانه کعبه ...  دل بشکسته را   می‌برم به خانه کعبه ...
 شکایت می‌برم   ازتو برخدای تو ، زان همه بلای تو ، تا رسد او  به دردم
درآن آشفتگی  با دلی شکسته‌تر گریه‌ها کنم ‌که‌ در اشک خود غرقه‌گردم ... ))

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۳/۱۵ عصر ۱۰:۴۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, میثم, سم اسپید, ژان والژان, بهمن مفید, الیشا, مگی گربه, حمید هامون, رزا, آقای همساده
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 53


تشکرها : 1834
( 10587 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: موسیقی اصیل

به نقل از ویکی پدیا :

(( از خون جوانان وطن لاله دمیده نام هفتمین و مشهورترین تصنیف از مجموعه سروده‌های عارف قزوینی است. این تصنیف با نام‌های «راز دل» و «هنگام می» نیز شناخته شده‌است.

مضمون این تصنیف اشاره به افسانه‌ای دارد که از قطرات خون سیاوش(یکی از قهرمانان شاهنامه)، گلهای لاله روئیده‌است.
عارف قزوینی در دیوان خود و در مقدمه‌ای بر این تصنیف، آورده‌است: (( این تصنیف در دوره دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شده‌است. بواسطه عشقی که حیدرخان عمواوغلی بدان داشت، میل دارم این تضنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد. این تصنیف در آغاز انقلاب مشروطه ایران بیاد اولین قربانیان آزادی سروده شده است .

نخستین اجرای این تصنیف، با صدای خود عارف بود. عارف این تصنیف را تنها با یک سه تار اجرا می‌کرده‌است. متاسفانه از اجراهای عارف هیچ نسخه صوتی وجود ندارد.))

متن کامل سروده و اجرای عارف چنین بوده :

هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
در بار بهاری خالی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم خطهٔ ری رشک ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

از خون جوانان وطن لاله دمیده
از ماتم سرو قدشان سرو خمیده
در سایه گل بلبل از این غصه خزیده
گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

خوابند وکیلان و خرابند وزیران
بردند به سرقت همه سیم و زر ایران
ما را نگذارند به یک خانهٔ ویران
یارب بستان داد فقیران ز امیران

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ


از اشک همه روی زمین زیر و زبر کن
مشتی گرت از خاک وطن هست به سر کن
غیرت کن و اندیشه ایام بتر کن
اندر جلو تیر عدو، سینه سپر کن

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

از دست عدو نالهٔ من از سر درد است
اندیشه هر آن‌کس کند از مرگ، نه مرد است
جان بازی عشاق، نه چون بازی نرد است
مردی اگرت هست، کنون وقت نبرد است

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ

عارف ز ازل تکیه بر ایام نداده است
جز جام، به کس‌دست، چو خیام نداده است
دل جز به سر زلف دلارام نداده است
صد زندگی ننگ به یک نام نداده است

چه کج‌رفتاری ای چرخ / چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ / نه دین داری، نه آیین داری ای چرخ ...

اجراهای معروف موجود از این تصنیف که البته بخش هایی از متن اصلی به ضروریات در آنها وجود نداشته عبارتند از :

اجرای زیبا و حماسی جناب آقای محمد رضا شجریان :

075- Az KHun E Javaanaan E Vatan .MP3 - 8.9 MB

اجرای این اثر ماندگار با صدای سرکار خانم الهه :

http://www.4shared.com/audio/tuFo8kIR/_-_____.htm

اجرای این تصنیف با صدای دلنشین سرکار خانم سیما مافی ها

http://www.4shared.com/audio/As313nwy/si...VAANAA.htm

و به دوستان دریافت و شنیدن این اجرای فوق العاده زیبای بی کلام رو توصیه می کنم . بسیار زیباست :

http://www.4shared.com/audio/sYiKqSH-/07...aan_e_.htm

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۳/۱۹ عصر ۰۲:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, میثم, ترومن بروینک, سم اسپید, اسکورپان شیردل, ژان والژان, الیشا, مگی گربه, حمید هامون, رزا, آقای همساده
ترومن بروینک آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 40
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۳/۷
اعتبار: 8


تشکرها : 702
( 348 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #33
Rainbow RE: موسیقی اصیل

برای اونایی که با موسیقی اصیل خراسان آشنایی ندارند چندتا ترانه خوب سراغ دارم که یکی شونو اینجا واسه دانلود گذاشتم نام این ترانه لـــــه یاره(گلناره) است که ترجمه اش رو تونستم پیدا کنم یکی از خوانندگان این ترانه بانویی است به نام یلدا عباسی گویا تازه کار هم  هستند که دلیل اصلی تمایل من به این ترانه هم محسوب میشه صدایی بی نهایت گوش نواز دارند و باید ادعا کنم که در ده سال گذشته ترانه ای به این زیبایی و خوش آوایی در موسیقی ایران ارائه نشده از هر کسی که این پست رو مطالعه میکنه درخواست میکنم که این ترانه رو و حتمآ گوش بده تا نصف زندگیشو از دست نداده باشه tajob2 البته بهترین کار خانوم یلدا عباسی ترانه ای دیگر است (البته به نظر من) که من نه متنشو و نه حتی اسمشو تونستم پیدا کنم که در صورت مشاهدهُ هرگونه علائمی اون رو سریعآ خفت کرده و مکتوبآ به نگارش پست در خواهم آورد:Dدر ضمن برای رعایت حّق مؤلف عرض کنم که ترجمه این کار رو از این وبلاگ http://khoosheh-chin.persianblog.ir / در آوردم


از کو ایرو پر غمگینم له یاره له یاره گلناره

چاو له رویان دگرینم له یاره له یاره هواله

نیشان ژه ته از ناوینم گلناره

نیشان ژه ته از ناوینم گلناره

Az ko eero per ghamginem le yare le yare golnare

Chav la rooyan dagarinem le yare le yare havale

Nishan zha ta az navinem golnare

Nishan zha ta az navinem golnare

من که امروز خیلی غمگینم ای یار من گلنار من

چشم به راه ها می دوزم ای یار من دوست من

نشانی از تو نمی بینم گلنار من

نشانی از تو نمی بینم گلنار من

_______________________________________

درد دل من کاریه له یاره له یاره گلناره

قصان جان من خاریه له یاره له یاره هواله

دیدار مایه قیامته گلناره

دیدار مایه قیامته گلناره

Dared dele men karia le yare le yare golnare

Ghossan jane men kharia le yare le yare havale

Didar maya ghyamate golnare

Didar maya ghyamate golnare

درد دل من کاریه ای یار من گلنار من

غصه ها جانم رو خورده ای یار من دوست من

دیدار مانده به قیامت گلنار من

دیدار مانده به قیامت گلنار من

_______________________________________

جایلان کشتن ژنان برن له یاره له یاره گلناره

گلنار من هیسیر کرن له یاره له یاره هواله

وان فریتن له کوچه و بازاره

وان فریتن له کوچه و بازاره

Jaylan koshten zhenan beren le yare le yare golnare

Golnare men hisir keren le yare le yare havale

Van feriten la kocha o bazare

Van feriten la kocha o bazare

جوانان رو کشتن زنان رو بردن ای یار من گلنار من

گلنار منو اسیر کردن ای یار من دوست من

اونا رو تو کوچه و بازار فروختن

اونا رو تو کوچه و بازار فروختن


از کو ایرو پر غمگینم له یاره له یاره گلناره

او له رویان دگرینم له یاره له یاره گلناره

نیشان ژه ته از ناوینم گلناره

نیشان ژه ته از ناوینم گلناره


http://www.4shared.com/audio/nWstzq-_/Mi...deh_1.html

۱۳۹۰/۳/۲۲ صبح ۰۶:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : دن ویتو کورلئونه, بانو, اسکورپان شیردل, سم اسپید, میثم, ژان والژان, الیشا, رزا, آقای همساده
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3354 تشکر در 13 ارسال )
شماره ارسال: #34
RE: موسیقی اصیل

(۱۳۹۰/۳/۲۲ صبح ۰۶:۰۷)ترومن بروینک نوشته شده:  برای اونایی که با موسیقی اصیل خراسان آشنایی ندارند چندتا ترانه خوب سراغ دارم که یکی شونو اینجا واسه دانلود گذاشتم نام این ترانه لـــــه یاره(گلناره) است...

ضمن تشکر از دوست عزیز ترومن گرامی و ابراز شادمانی از پیوستن ایشان به این تالار و امید فعالیتهای بیشتر و بیشترشان

قصدم از نوشتن این مطلب، پی بند نوشتۀ شما رد مطلب یا خرده گرفتن بر امری نیست و حمل بر مخالفت نشود... موسیقی نیز همچون دیگر شاخه های هنر سلیقه ایست و زیبایی اثری را روح مخاطب می سنجد نه عامل دیگر، اما در تعاریف کمی باید علمی و اصولی نگاه کرد.... اثری که معرفی نمودید، بسیار زیبا و شعر نیز به گویش محلی بود اما در دستۀ موسیقی اصیل؟ خراسان؟ جای نمی گرفت.... در تعاریف، برای لهجه های خاص موسیقی نواحی کشورمان، از تعابیری چون موسیقی نواحی، محلی، فولکلور استفاده می شود و عنوان اصیل را برای موسیقی علمی و قانونمند خاص کشور به کار می بریم که تعریف دقیقش نیز مستلزم مجالی بسیار و توضیحات بیشتر است.... قصدم یادآوری این نکته است که صرفا با اجرای کاری به لهجۀ خاص، وارد حیطۀ حتی فولکلور آن منطقه نخواهیم شد؛ با وجود اینکه آشنایی چندانی با منطقۀ شما (آنطور که در قسمت پروفایل شما اشاره شده است) خراسان و شهر مشهد ندارم، اما می دانم که هنرمندان قدرقدرتی چون مرحوم حاج قربان سلیمانی نوازندۀ بنام دوتار به سبک خراسانی، برخاسته از خطۀ شما بوده اند... دوتار نوازی خراسان به زیبایی بیانگر حال و هوای خاص منطقه است و عجیب لهجۀ ساز با وجود برخی تکنیکهای مشابه اجرا در تنبور کردستان و کرمانشاه فریاد خراسانی بودنش را سر می دهد... و یا ساز بادی قوشمه و حتی دایره و دهل و سرنای خاص خراسان، همه را تا با تکنیکهای خاص نوازندگی منطقه اجرا نکنیم نمی توانیم داعیۀ موسیقی نواحی داشته باشیم... حال آنکه در موسیقی ارائه شده، صدای ساز کمانچه و کمی دوتار بود و بیشترش به سمت پاپ گرایش داشت و سازهای الکترونیک و صدا سازی و حفظ ضرب با پرکاشن ... خواستم کمی در بکار گیری لغات محتاط تر باشیم چراکه فضای مجازی نت، کمی تعهدآفرین است....نوشته را می گذاریم اما، سالها بعد خدارا چه دیدید شاید مطلبمان به درد کسی خورد و حیف است تعاریف و تعابیر کمتر دقیق باشند...

مرحوم حاج قربان سلیمانی نوازنده ای که صدای دوتار را از دل خراسان به گوش کشورهای هلند، فرانسه، انگلستان، آمریکا و ... رسانید.

راستی از دن ویتو کورلئونه عزیز نیز متشکرم

تصنیف از خون جوانان وطن لاله دمیده را اکثرا به نام مرحوم بهار می شناسند که این صحیح نبوده و اشتباه رایجیست که با شناخت مرحوم عارف و آشنایی با روحیات و اشعار ایشان آزار دهنده می شود. بازهم از شما و اشاره به این تصنیف و نام عارف قزوینی سپاسگزارم.

بامهر... بانو


مریم هروی
۱۳۹۰/۳/۲۲ عصر ۰۶:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترومن بروینک, اسکورپان شیردل, دن ویتو کورلئونه, سم اسپید, میثم, ژان والژان, الیشا, مگی گربه, زرد ابری, رزا, آقای همساده
ترومن بروینک آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 40
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۳/۷
اعتبار: 8


تشکرها : 702
( 348 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #35
RE: موسیقی اصیل

من خودم مشهدی ام و به هیچ گویش و لهجه دیگه ای آشنایی ندارم  ولی کرمانجی اصالتآ مال خراسانه دیگه؟shakkk!

۱۳۹۰/۳/۲۲ عصر ۰۷:۳۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : میثم
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3354 تشکر در 13 ارسال )
شماره ارسال: #36
RE: موسیقی اصیل

(۱۳۹۰/۳/۲۲ عصر ۰۷:۳۴)ترومن بروینک نوشته شده:  

من خودم مشهدی ام و به هیچ گویش و لهجه دیگه ای آشنایی ندارم  ولی کرمانجی اصالتآ مال خراسانه دیگه؟

اصالتا مال خراسان که خیر.... دو سوم کرد زبانان جهان به کرمانجی صحبت می کنند... کرمانجی از گویشهای اصلی زبان کردی بوده که نه تنها در ایران که در کردستان ترکیه و سوریه و عراق نیز رایج است، و بعد در شهرهای ارومیه، خوی و ماکو و چالدران و همچنین در شمال شرق ایران و خراسان شمالی و رضوی، که در شهرهای بجنورد و قوچان و کلات نادری، این گویش، گویش رایج است. کاش لینکی از اطلس گویشهای زبانی ایران سراغ داشتم... پراکندگی این گویش در کشور به راحتی قابل رویت می شد. نمی دانم به جز کتاب و نرم افزار، وارد جهان مجازی هم شده یاخیر... به این سبب که یکی از آشنایان نزدیک روی تدوین این اطلس کار می کردند و خود مبدع آن بودند، تقریبا مطلعم چه پدیده ایست و چقدر کاربرد دارد، مثلا در این اطلس روی استان مربوطه کلیک می کردید، روی شهر خاص و حتی در پاره ای استانها تا دورافتاده ترین کوره دهات و بعد از آرشیو صوتی صدای مرد متکلم به این گویش، زن متکلم و یا کودک را می شنیدید و بعد آوانگاری این جملات و معادل فارسی اش....بسیار اثر ارزنده ایست.... یادم است آن آشنا تعریف می کردند که گویشی را یافته اند در یکی از دهات شمال کشور که تنها یک متکلم (یک پیرمرد) از آن باقی مانده که با فوت او، این گویش برای همیشه نابود خواهد شد....

و اما، دو مطلب خوب برای آشنایی بیشتر با گویش کرمانجی و پراکندگی آن در ایران....

کرمانجی

زبان کردی


مریم هروی
۱۳۹۰/۳/۲۲ عصر ۰۸:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترومن بروینک, اسکورپان شیردل, دن ویتو کورلئونه, بهزاد ستوده, سناتور, سم اسپید, رامین_جلیلوند, میثم, الیشا, حمید هامون, زرد ابری, رزا, فورست, آقای همساده
سناتور آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 556
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۲/۴
اعتبار: 32


تشکرها : 3285
( 3579 تشکر در 33 ارسال )
شماره ارسال: #37
RE: موسیقی اصیل

(۱۳۹۰/۳/۲۲ عصر ۰۸:۱۶)بانو نوشته شده:  

(۱۳۹۰/۳/۲۲ عصر ۰۷:۳۴)ترومن بروینک نوشته شده:  

من خودم مشهدی ام و به هیچ گویش و لهجه دیگه ای آشنایی ندارم  ولی کرمانجی اصالتآ مال خراسانه دیگه؟

اصالتا مال خراسان که خیر.... دو سوم کرد زبانان جهان به کرمانجی صحبت می کنند... کرمانجی از گویشهای اصلی زبان کردی بوده که نه تنها در ایران که در کردستان ترکیه و سوریه و عراق نیز رایج است، و بعد در شهرهای ارومیه، خوی و ماکو و چالدران و همچنین در شمال شرق ایران و خراسان شمالی و رضوی، که در شهرهای بجنورد و قوچان و کلات نادری، این گویش، گویش رایج است. کاش لینکی از اطلس گویشهای زبانی ایران سراغ داشتم... پراکندگی این گویش در کشور به راحتی قابل رویت می شد. نمی دانم به جز کتاب و نرم افزار، وارد جهان مجازی هم شده یاخیر... به این سبب که یکی از آشنایان نزدیک روی تدوین این اطلس کار می کردند و خود مبدع آن بودند، تقریبا مطلعم چه پدیده ایست و چقدر کاربرد دارد، مثلا در این اطلس روی استان مربوطه کلیک می کردید، روی شهر خاص و حتی در پاره ای استانها تا دورافتاده ترین کوره دهات و بعد از آرشیو صوتی صدای مرد متکلم به این گویش، زن متکلم و یا کودک را می شنیدید و بعد آوانگاری این جملات و معادل فارسی اش....بسیار اثر ارزنده ایست.... یادم است آن آشنا تعریف می کردند که گویشی را یافته اند در یکی از دهات شمال کشور که تنها یک متکلم (یک پیرمرد) از آن باقی مانده که با فوت او، این گویش برای همیشه نابود خواهد شد....

و اما، دو مطلب خوب برای آشنایی بیشتر با گویش کرمانجی و پراکندگی آن در ایران....

کرمانجی

زبان کردی

من سال 74 تو شهر شیروان یک ساعت این طرف تر از قوچان خدمت می کردم.لهجه کرمانجی لهجه ای هست کردی اما شبیه کردهای غرب ایران نیست یعنی اون چیزی که خودشون می گفتند تو بعضی از کلمات با کردها فرق داره .به قول معروف ماهم تو یک سالی که تو این شهر خدمت کردیم همین چهار تا کلمه رو یاد گرفتیم،چری،رندی،لورا چو

۱۳۹۰/۳/۲۳ عصر ۱۰:۱۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ترومن بروینک, میثم, اسکارلت اُهارا, زرد ابری, رزا, آقای همساده
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 53


تشکرها : 1834
( 10587 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #38
RE: موسیقی اصیل

به نقل از ویکی پدیا :

((خانم ملوک ضرابی (زاده ۱۲۸۹ خورشیدی در کاشان , درگذشته ۱۳۷۸ خورشیدی در تهران)

از سیزده سالگی فعالیت‌های هنری خود را آغاز کرد. وی مدتی نزد خواننده معروف، [اقبال آذر]] آواز را فراگرفت و صفحه‌هائی از او ضبط شد و از دیگر اساتیدش حسین طاهرزاده (دو سال)، حاجی‌خان ضربگیر (یک سال برای تنبک) بودند. با تأسیس رادیو، به آنجا رفت و در بعضی از برنامه‌ها شرکت می‌جست. ضرابی در نمایشنامه‌های جامعه باربد به‌سرپرستی مهرتاش همکاری داشت و در خواندن تصنیف و آهنگ‌های ضربی ماهر بود. از این بانوی خواننده صفحه‌های بسیاری باقی‌مانده که بهترین معرف هنری او است

ملوک ضرابی در سال ۱۳۷۸ در آپارتمان شخصی اش در سن ۸۹ سالگی زندگی را وداع گفت.))

همکاری ایشان با بزرگان موسیقی این سرزمین موجب شده تا از  ایشان اجراهای ماندگاری به یادگار بماند که میراث ارزشمندی برای موسیقی ایران محسوب میشود .

اولین اجرای تصنیف معروف (( مرغ سحر )) توسط این بانو اجرا شده و به دنبال محبوبیت آن توسط دیگر هنرمندان این مملکت نیز اجراهای متعددی را به دنبال داشت ...

یکی از ماندگارترین و معروفترین آثار اجرا شده توسط سرکار خانم قمرالملوک ضرابی (( آهوی وحشی )) ( چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را ... )) با شعر لسان الغیب حافظ شیرازی می باشد که بین علاقمندان به موسیقی اصیل ایرانی محبوبیت خاص خود را دارد . تقدیم به همه دوستان محترم کافه :

http://www.4shared.com/get/tzoZqxNW/Molo...ED8C.dc322

 (( چه خوش صيد دلم كردي بنازم چشم مستـت را

كه كس آهوي وحشي را ازاين خوش تر نمي گيرد


خدا را رحمي اي ليلي كه مجنون سر كويش

در ديگــــر نمي دانــد ره ديگــر نمـــي گيــــرد


با عاشقان بيدل تا چــند نـاز و عشـــوه

بر بيـدلان مسكيـن تا كـي جفـا و زاري


از عشقت اي نگارم در ســوز و التهـابم

گر حال من بداني دانم كه رحم آري


من هم به عشقت اي دل پابند و بيقرارم

 خـون شد دلم خدايا زين صبر و بيقراري ... ))

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۳/۲۴ عصر ۰۶:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, سناتور, میثم, ژان والژان, بانو, الیشا, مگی گربه, رزا, آقای همساده
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 53


تشکرها : 1834
( 10587 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: موسیقی اصیل

تجدید خاطره ای کنیم به اتفاق با یکی از دلنشین ترین تصنیف های موسیقی اصیل این سرزمین : (( امشب شب مهتابه ))

ساختهٔ مرحوم علی‌اکبر خان شیدا  آهنگساز دورهٔ قاجار  بوده و در آواز اصفهان اجرا ‌شده‌ است.

بشنویم یکی از زیباترین اجراهای این تصنیف را با صدای زیبای سرکار خانم سیما مافی ها که تا مدتها با اسم (( مرجان )) فعالیت می کرده اند اما پس از ورود دیگر خواننده و بازیگر سینما با نام (( مرجان )) به عرصه ها ،از آن پس ایشان با اسم اصلی خودشان آثارشان را ارائه کرده اند :

Shab-e mahtab Sima Mafiha.MP3 - 4.7 MB

(( امشب به بَرِ من است آن مایهٔ ناز یارب تو کلید صبح در چاه انداز
ای روشنی صبح به مشرق برگرد ای ظلمت شب با منِ بی‌چاره بساز

امشب شب مهتابه، حبیبم را می‌خوام حبیبم اگر خوابه، طبیبم را می‌خوام
خوابست و بیدارش کنید مست است و هشیارش کنید
گویید فلونی اومده آن یار جونی اومده
اومده حال تو، احوال تو، سیه خال تو سفید روی تو، سیه موی تو، ببیند برود
امشب شب مهتابه، حبیبم را می‌خوام حبیبم اگر خوابه، طبیبم را می‌خوام ... ))

حیف است که یادی بکنیم از این تصنیف زیبا و گوش نسپاریم به روایت آن توسط مرحوم علی اصغر زند وکیلی با آن پیش درآمد بسیار زیبا :

http://www.4shared.com/get/Z7kruJj0/_--_...5172.dc328

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۳/۲۸ عصر ۰۹:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, بانو, ژان والژان, الیشا, رزا, آقای همساده
دن ویتو کورلئونه آفلاین
استاد
*

ارسال ها: 1,074
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۸/۱۰
اعتبار: 53


تشکرها : 1834
( 10587 تشکر در 25 ارسال )
شماره ارسال: #40
RE: موسیقی اصیل

و یکی دیگر از جاودانه های موسیقی ایرانی :

(( برگ خزان ))

سروده مرحوم جناب آقای بیژن ترقی

به آهنگسازی مرحوم جناب آقای پرویز یاحقی

و با صدای بانو (( مرضیه )) :

http://www.4shared.com/audio/hYEJLvFs/20..._Zaman.htm

(( به رهی دیدم برگ خزان ،
پژمرده ز بیداد زمان
كز شاخه جدا شد
چو ز گلشن رو كرده نهان ،
در رهگذرش باد خزان
چون پیك بلا بود
ای برگِ ستمدیده پاییزی ، 
آخر تو زگلشن ز چه بگریزی
روزی تو هماغوش گلی بودی ، دلداده و مدهوش گلی بودی
ای عاشق شیدا ، دلدادهء رسوا ، گویمت چرا فسرده ام
در گل نه صفایی ، نی بوی وفایی جز ستم زِ وی نبرده ام
خار غمش در دل بنشاندم ، در ره او من جان بفشاندم
تا شد نو گلِ گلشن و زیب چمن
رفت آن گل من از دست ، با خار و خسی پیوست
من ماندم و صد خار ستم ، وین پیكر بی جان
ای تازه گلِ گلشن ، پژمرده شوی چون من
هر برگ تو افتد به رهی ، پژمرده و لرزان ...
به رهی دیدم برگ خزان ، 
پژمرده ز بیداد زمان ،
كز شاخه جدا شد
چو ز گلشن رو كرده نهان ،
در رهگذرش باد خزان ،
چون پیك بلا بود ...))

یا حق ...


من با این حرفی که می زنید کاملا مخالفم . ولی حاضرم جانم را بدهم تا شما حق داشته باشید این حرف را بزنید ... ولتر
۱۳۹۰/۴/۷ عصر ۱۱:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, سم اسپید, بانو, الیشا, مگی گربه, حمید هامون, رزا, آقای همساده
ارسال پاسخ