[-]
جعبه پيام
» <حسن شمس> محمد عبادی دوبلور پیشکسوت کشورمان شب گذشته دار فانی را وداع گفت روحش شاد
» <شارینگهام> سلام و تسلیت بابت درگذشت استاد عبادی.همین دیشب داشتم یک کارتون قدیمی را با صدای ایشان می دیدم و لذت می بردم، روحش شاد
» <کاپیتان اسکای> 23 امرداد زادروز مردی است... http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...7#pid37367
» <کاپیتان اسکای> که به تهیه کننده التماس می کند، به بازیگر التماس می کند، به موسیقی دان التماس می کند،
» <کاپیتان اسکای> به رادیو، تلویزیون التماس می‌کند، به مردم التماس می کند، به سرطان التماس می کند و پاسخ سرد و یخ همه‌ی آن‌ها او را خسته و خُرد نمی کند.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فیلمها و شهرها
نویسنده پیام
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 148
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 23


تشکرها : 554
( 1299 تشکر در 51 ارسال )
شماره ارسال: #1
فیلمها و شهرها

خیلیا میگن فکر کردن به گذشته ها و شخم زدن خاطرات قدیمی کاری است بیهوده و بی ثمر...

اما من عجیب حس نوستالژیکی به گذشته ها دارم ... حسی که بسیار قوی و در عین حال لذت بخش و دوست داشتنیه ... حس روزایی که حتی وجود نداشتی اما با دیدن یک فیلم یا عکس شدیدا باهاش عجین می شی و می ری به گذشته های دور... روزای قشنگ و دوست داشنی با آدمهای خاص ... و البته فضاهای سیاه و سفید و حتی ترسناک... یک حس همزیستی با قهرمان اول فیلم ها ...

فضای خاص شهرهای بزرگ امروزی در قاب تصاویر سیاه و سفید فیلمسازان بزرگ که به نوعی گوشه ای از تاریخ را به تصویر کشیده اند:

لندن مه آلود "چراغ گاز" و تلاش های گریگوری آنتون (شارل بوایه) که با ایجاد حقه و دسیسه برای رسیدن به مقصودش پائولا (اینگرید برگمن) را تا سرحد جنون می برد...

وین "مرد سوم" و فاضلاب عظیمی که هالی (جوزف کاتن) را وادار به رودر رویی با دوست قدیمی اش هری (اورسون ولز) می کند ...

ریو "بدنام" و سر گرفتن عشق میان آلیسیا (برگمن) و دولین (گرانت)....

و سانفراسیسکوی مرموز "سرگیجه" و تلاش های اسکاتی (جیمز استوارت) برای یافتن مادلن (کیم نواک) ...

و صدها نمونه دیگر ...

شهر ها برای  ما در همه فیلمها یادآور اتفاقاتی هستند که در آنها رخ داده ... اتفاقاتی تلخ و شیرین که هرکدامشان پر از خاطره های نوستالژیک در ذهن ماست...

پس بیایید از شهرها و فیلمها بیشتر بنویسیم و در این حس خاص و نوستالژیک سهیم شویم...


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۹۴/۶/۲۱ عصر ۰۱:۰۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, اسکورپان شیردل, حمید هامون, زینال بندری, کنتس پابرهنه, Classic, جیسون بورن, سروان رنو, خانم لمپرت, کاپیتان اسکای, واتسون, Papillon, مگی گربه, سی.سی. باکستر, جیمز باند, پیرمرد, نکسوس, زرد ابری
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,862
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 8192
( 14158 تشکر در 508 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: فیلمها و شهرها

اینهمه گفتی سعید عزیز اما اصل کاری را فراموش کردی ! :cheshmak:

کازابلانکا    :heart:

شهر کازابلانکا در ذهن خیلی‎ها خاطره عشق همفری بوگارت و اینگرید برگمن در فیلم کازابلانکا را زنده می‎کند. اصولا شاید اگر مایکل کورتیس این فیلم را نساخته بود، خیلی از ما اصلا اسم کازابلانکا هم به گوش‎مان نخورده بود. اما حالا حداقل ذهنیتی راجع به شهر کازابلانکا داریم و می‎دانیم شهری در مراکش است و از خیلی جهت‎ها از پایتخت این کشور هم معروف‎تر است...

... بوگی و برگی پایشان را یک بار هم در این شهر نگذاشتند. اما سالها بعد یک خانم خوش‎ذوق آمریکایی تصمیم گرفت روح فیلم را دوباره در شهر کازابلانکا بازسازی کند و موفق هم شد ...

ادامه مطلب در اینجا



اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۹۴/۶/۲۱ عصر ۱۱:۳۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, خانم لمپرت, زینال بندری, اسکورپان شیردل, Memento, کاپیتان اسکای, واتسون, کنتس پابرهنه, Papillon, Savezva, مگی گربه, BATMAN, Classic, سی.سی. باکستر, جیمز باند, پیرمرد, نکسوس, زرد ابری
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8100 تشکر در 184 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: فیلمها و شهرها

تقدیم به جناب Savezva ؛ برای افتتاح این تاپیک زیبای نوستالژیک

تعطیلات رُمی Roman Holiday

تعطیلات رمی، کمدی رومانتیک جذابی ساخته ویلیام وایلر محصول کمپانی پارامونت در سال 1953، فیلمی است که داستان آن تماما در شهر تاریخی رم می گذرد. آدری هپبورن در نقش پرنسس آنای دلزده و فراری از زندگی خشک و مقرراتی درباری مسافری است که می خواهد برای یک روز هم که شده خود را در ازدحام خیابانهای شلوغ در دل شهر گم و گور کند. در این بین گریگوری پک درنقش جو برادلی خبرگار ماجراجویی است که به یاری اومی شتابد و بتدریج غنچه عشق بین آنان شکوفا می شود. اما بیش از رومانسی که ما بین این دو شخصیت احساس می کنیم حس عاشقانه دختر به شهر پرهیاهو و زیبای رم است که شور و نشاط و اشتیاق وی را به بیننده منتقل می کند. از لحظه ای که آنا از ایوان به جنب و جوش شهر خیره می شود تا رقص و پایکوبی شبانه و شب زنده داری ها، رم برای او معجونی سرمست کننده است و به مصداق " مستی و راستی!" نه آنا و نه بیننده نمی خواهند این مستی از سرشان بپرد.

وقتی آنا موهایش را در سلمانی مجاور حوض- فواره تروی Trevi Fountain کوتاه می کند به این نیت که بطور ناشناس در رم افسانه ای گشتی بزند، شهر به او لذت آزادی و ماجراجویی را ارمغان می بخشد. رم، به دست پرنسس یک بستنی قیفی ایتالیایی gelato روی پله های اسپانیایی  Spanish Steps (طویل ترین و پهن ترین پله درکل اروپا) داده و او را با همراهی دوست جدیدش به نوشیدن شامپاین و قهوه سرد در کافه- پیاده روی روکا نزدیک معبد پانتئون Pantheon (آرامگاه نخبگان و هنرمندان مشهور ایتالیایی) و تماشای رهگذران درشتاب دعوت می کند.

آنگاه نوبت یک موتور سواری پرهیجان و شاد روی یک موتور گازی وسپا می رسد که آنا و جو را به طواف کولوزیوم  The Colosseum (آمفی تئاتر و ورزشگاه بزرگ از روم باستان) می برد. آنا و جو دستشان را درون  مجسمه دهان حقیقت می نمایند که در دیوار سرسرای کلیسای سانتا ماریا کازمدین قرار دارد یک بازی جسورانه هدیه رم به جوانان عاشق صادق...، در آخر هم دیوار نامه هاست که یادگار پایدار جنگ جهانی است و اسطوره مقاومت و برآورنده حاجت، مردم آرزومند با کاغذهای نامه شان بدان دخیل بسته اند... به این ترتیب روز درخشانی برای پرنسس آنا، جو برادلی و ما اینگونه در رم رقم می خورد...

و ... سپس رم در دل شب، چون دلبری غرق در حریر مه و نور خود را رقصان و پایکوبان به تماشاچی شیفته عرضه می کند. فیلم ما و زوج ماجراجویمان را به بزم و رقص باصفای مردم عامی در کرانه رود زیبای تیبر با پس زمینه باشکوه پل رومی فرشتگان Ponte Sant'Angelo می برد و از شب زنده داری گرم سرخوشانه لذت می بریم. شاید هیچ فیلمی تاکنون یک شهر را اینچنین زیبا و خواستنی  از دید توریستی به تصویر نکشیده باشد . با دیدن تعطیلات رمی عاشق رم می شوید چه شاهزاده باشید چه گدا ، چه فیلسوف چه عامی ، چه زشت چه زیبا ؛ می خواهید شما هم بازیگر فیلم تعطیلات در رم باشید. اما نه فقط بازیگر و نه فقط در تعطیلات... بازیگری را سراغ دارم که به قصد یک تعطیلات رمی رفت و بیست سال آزگار در رم ماندگار شد: آدری هپبورن


با الهام از http://www.theguardian.com/cities/2014/a...an-holiday


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۴/۶/۲۹ عصر ۰۲:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, Memento, کنتس پابرهنه, اسکورپان شیردل, سروان رنو, مگی گربه, Classic, Savezva, زینال بندری, سی.سی. باکستر, BATMAN, ژیگا ورتوف, Papillon, واتسون, جیمز باند, پیرمرد, لو هارپر, نکسوس, زرد ابری, rahgozar_bineshan
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8100 تشکر در 184 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: فیلمها و شهرها

The top 10 … cities on film


با درود

باز هم با سرکی به سایت جذاب نشریه گاردین مقاله ای را تحت عنوان ده فیلم برتر در نمایاندن شهرها، دیدم که از دو جهت برایم جالب بود هم با تاپیک خودمان در کافه جور در می آمد و هم یکی از این فیلمها ایرانی بود! من هفت عدد از شرح این فیلمها را ترجمه و با اندکی ویرایش و پیرایش! خدمت عزیزان تقدیم می کنم:

از لس آنجلس بی احساس و سرد در مخمصه ی مایکل مان، تا ونیز اسرار آمیز در حالا نگاه نکن ِ نیک روگ ... این فیلمها با نگاهی ورای منظر و شهرت عمومی شهرهایشان ،به این شهرها هویتی مستقل بخشیده اند: 

نیویورک درفیلم منهتن  Manhattan 1979

هیچ کلیشه ای به زیبایی این فیلم نمی تواند به مثابه نامه ای عاشقانه برای یک شهر باشد! در کمدی پرزرق و برق وودی آلن با شاهکار فیلم برداری مونوکروم  گوردون ویلیس منهتن دلبرانه شما را مسحور می کند. بر در و دیوار فیلم لکه های جرم و باندبازی از محله های نیویورک زدوده شده است تا منهتن را هنوز در اوج بدنامی، آرمان شهری پیچیده  نشان دهد. در آغاز سکانس ابتدایی فیلم با مونتاژی مشهور و همراهی موسیقی «راپسودی در بلو» ِ جورج گریشوین، صحنه های باشکوهی از روز و شب این محله زیبا خاطرات نوستالژیک فیلم را پیشاپیش در چشمان بیننده به نمایش می گذارد. دوربین آلن چهره نیویورک را که موطن اوست باشکوه هرچه تمامتر به تصویر می کشد. خودش در این باره درجایی گفته است:

"منهتن،محله زیبای رویاهای کودکی من بود. من در بروکلین بزرگ شدم که محله خوب دیگری است. اما منهتن همه خواستنیها را یکجا داراست: جاز، بیشتر سینماهای بزرگ، و سنترال پارک... از همان لحظه ای که توانستم خانه پدری را ترک کنم به منهتن رفتم و تاکنون نیز عمر خود را درآنجا سپری کرده ام."

لندن در همیشه یکشنبه ها بارانی است  It Always Rains on Sunday 1947

بسیاری از فیلم ها از جاذبه های توریستی لندن در صحنه های متعدد بهره می گیرند. تصویر هوایی از مجلس عوام در لندن یا این اواخر بنای خیار چنبری  Gherkin خیلی در این خصوص کاربردی بوده و هستند. اما در ملودرام عالی رابرت هَمر همیشه یکشنبه ها بارانی است 1947 قضیه کاملا متفاوت است. او گاهی ازعمارت های شاخص تصویری نشان می دهد اما لوکیشن اصلی فیلم نمایش محله های عامی شهر چون استرتفورد و چاک فارم است از این حیث با فیلم Les Enfants Du Paradis از مارسل کارنه مقایسه می شود که بازارهای پرتکاپوی شهر را به نمایش می گذارد. این یک استفاده هوشمندانه از «لندن» است.

بلفاست در جدا افتاده Odd Man Out 1947

کارول رید کارگردانی است که در نمایش شهرها در فیلمهایش کارنامه درخشانی دارد. در فیلم جدا افتاده بلفاست به خودی خود دارای یک شخصیت و هویت است. هیچکس وین فلاکتبار جنگ زده را در فیلم مرد سوم او از یاد نمی برد اما بلفاست در جدا افتاده به همان اندازه دارای طراحی صحنه های قوی و تنظیمی دقیق در نمایشی کاملا مستند گونه است. بلفاست قبل از حادث شدن مشکلاتش یک شهرستان پر رونق،شکوفا و سرشار از زندگی است  که یک تراموای جمع و جور راحت و بدون خطر می تواند سرتاسرش را طی کند بروز یک وضعیت خطرناک در فیلم در واقع پیش آگهی از حوادث وخیم آینده این شهر می دهد. جانی (جیمز میسون) یک شورشی ایرلند شمالی است که با آزادی از زندان برای تامین معاش اقدام به سرقت مسلحانه از بانک می کند و چهره شهر را به اضطراب می کشاند... یک فیلم عالیِ شهری...

پاریس در کلوئه از 5 تا 7  1962  Cléo De Cinq À Sept

فیلم سازان موج نوی فرانسه، پاریس درخشانی را که با فرهنگ مردمی از نو احیا شد به خبرگی به تصویر کشیده اند. هر چند شاید هنوز حق این مطلب بطور کامل ادا نشده باشد اما اشخاصی چون تروفو، گدار و ریوت درآثار برجسته شان به شهر پاریس یک هویت مجازی بخشیده اند. در این میان آنیس واردا در فیلم زیبایش کلوئه از 5 تا 7 با دیدی متفاوت غمناک، ظریف،شوخ و غمگین به همه جای شهر سرک می کشد. کلوئه خواننده جوان که می پندارد بیمار شده است در فاصله دو ساعته انتظار برای دریافت جواب آزمایشات پزشکی اش سرخوشانه در پاریس پرسه می زند، جوری که حتی بیننده عاشق امروزی هم هوس می کند پرسه های او را در پاریس تجربه کند. نگاه واردا هستگی گرایانه و پاریس واردا سرشار از شیفتگی است.

لس آنجلس در مخمصه  Heat 1995

در فیلم مخمصه ی مایکل مان آل پاچینوی پلیس در برابر دنیای تبهکارانه ای که دنیرو در رُل گانگستر ساخته است قد علم می کند...یک فیلم لس آنجلسی به تمام معنا. فیلم نمایانگر کلان شهری  بزرگ و پرآلایش و فاقد احساس است. مخمصه مجرمان لس آنجلس را بی مایه و حتی در بی وزنی نشان می دهد! آنها در لس آنجلس ریشه ندارند حتی وابستگی عاطفی هم در آن یا با آن ندارند. اگر اوضاع وخیم شود فلنگ را می بندند. لس آنجلس مایکل مان نمادی مدرن از شیشه و فولاد است مکانی که شهوت را به اوج می رساند و در زرق و برقش صحنه های پیاپی تیراندازی چشم را می زند. این نما بسیار از لس آنجلس تاریخی ای که الکس هولدریج با فیلم درجستجوی (بوسه) نیمه شب In Search of a Midnight Kiss  2007 به نمایش گذاشته متفاوت است. شراره های LA برانگیزاننده تحریکات جنسی است اما عشق؟ هرگز...

ونیز در حالا نگاه نکن! 1973  Don’t Look Now

یکی از برجسته ترین جلوه های شهری در این فیلم ترسناک نمایان است. دونالد شاترلند و جولی کریستی در نقش زن و شوهری که دخترکوچکشان را در اثر تصادف از دست داده اند برای تسکین خاطر به ونیز می آیند. اما بجای چشم اندازهای زیبای شهر در هرکجا تجلی روح دخترشان مایه عذاب می شود. ونیز در فیلم باشکوه نیکولاس روگ بسیار مرموز،مبهم و غریب است. جاذبه های توریستی شهر تظاهری ندارند . روگ از کلیشه ها استفاده نمی کند حتی پرداختن به میدان مشهور سن مارکو که شاخصه تمام فیلمهای ونیزی است در فیلم روگ جایی ندارد. او با آبراهه ها و گذرگاه های پیچ در پیچ نوعی حس گمگشتگی و هراس را به بیننده القا می کند و این مکانها در شب رعب آور ونفس گیر می شوند. انگار در پشت کانالهای  مازگونه شهر توطئه ای پنهان است که به مرگ منتهی می شود.

----------------------------------------------------------------

داکار در توکی بوکی 1973  Touki Bouki

-----------------------------------------------------

نانجینگ در تب بهاری  Spring Fever  2010

-----------------------------------------------------

رم در زیبایی بزرگ 2013  The Great Beauty

-----------------------------------------------------

و بالاخره:

تهران در چهارشنبه سوری 2006 Fireworks Wednesday

تهران در رسانه های غربی بصورت محدود،بسته و غریب به تصویر کشیده شده است. درنگاه اکثر تماشاچیان غربی نمای تهران با مناظر گروگان گیری یا تشییع جنازه آیت اله مجسم می شود. این فیلم اصغر فرهادی به ما نشان می دهد تهران هم شهری مانند یک شهر متمدن اروپایی است نه آنچه که بینندگان تصورش را دارند. تهرانی ها در تکاپوی معاش و سرگرم کار و استرسهای روزانه هستند و اثری از چهره نظامی-سیاسی که خبرگزاریها سعی دارند از تهران بسازند درفیلم نیست. چهارشنبه سوری فرهادی یک درام باشکوه است که حول یک سنت باستانی پیش ازعید نوروز یعنی آتش بازی در کوچه ها و خیابان ها می چرخد. تهران در چهارشنبه سوری به مانند یک کندوی عسل آکنده از مردمانی با رفاه نسبی است که گاه وز وز اسرار و دروغ هایشان از پس شش ضلعی ها، به گوش می رسد.

http://www.theguardian.com/cities/2014/a...-la-venice


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۴/۷/۲۸ عصر ۰۲:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Keyser, پیرمرد, واتسون, سروان رنو, لو هارپر, Memento, حمید هامون, اسکورپان شیردل, Princess Anne, ژیگا ورتوف, کنتس پابرهنه, BATMAN, نکسوس, بولیت, نیومن, پیر چنگی, ویگو مورتنسن, زرد ابری, لبخند ساوانا, Classic, دزیره, rahgozar_bineshan
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8100 تشکر در 184 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: فیلمها و شهرها

جروشای عزیز در جستار فیلمهای عاشقانه به زیبایی فیلم کمدی رومانتیک چگونه میتوان با یک میلیونر ازدواج کرد را توصیف کرد. ضمن تشکر از ایشان من هم قصد دارم از دیدی دیگر به این فیلم دیدنی بپردازم: 

فیلم برداری رنگی سینما اسکوپ و ماهرانه فیلم   How to Marry a Millionaire  توسط جوزف مک دونالد انجام شد او که اصالت مکزیکی دارد، دومین فیلمبردار مکزیکی بود که مجال یافت یک فیلم بزرگ هالیوودی را در دست گیرد . مک دونالد به زیبایی هرچه تمامتر در میان صحنه های مربوط به داستان اصلی نماهایی باشکوه از نقاط توریستی و دیدنی شهر نیویورک را گنجانید و از این رو فیلم را تبدیل به یک گالری بی نظیر از تصاویر نیویورک دهه پنجاه نمود. در زیر به نمایش این پرتره های چشم نواز نیویورکی از دید جوزف مک دونالد در فیلم  چگونه میتوان با یک میلیونر ازدواج کرد می پردازیم:

.

مرکز راکفلر Rockefeller Center

در همان سکانس ابتدایی فیلم به عنوان نماد ثروت به نمایش گذاشته می شود.

پارک مرکزی Central Park

Headquarters of the United Nations

پل بروکلین Brooklyn Bridge

آسمان خراش امپایر استیت Empire State Building

پل جرج واشنگتن George Washington Bridge

منطقه تجاری توریستی تایمز Times Square

نماهایی از این منطقه زیبا را که شاهراه حیات نیویورک است در روشنایی های شهر

در شب از پنجره اتوموبیل کرایه ای می بینم. البته زوج سوار درماشین بقدری جذابند که بیننده

شاید غیر از احوالات آندو متوجه چیز دیگری نباشد!...:cheshmak:

ولی از همه جالبتر شاهکاری عجیب است که زیرنویس گذار محترم از خودش در فیلم به یادگار گذاشته، وی که احتمالا بسیار از جمال بی بدیل مناظر نیویورکی به وجد آمده است

یک منطقه از این شهر را به نام بخشی از ایران باشکوه خودمان نامگذاری می فرماید!...:blush:


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۴/۹/۲۸ عصر ۰۴:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, Classic, آلبرت کمپیون, حمید هامون, کنتس پابرهنه, جروشا, سروان رنو, اسکورپان شیردل, زینال بندری, لو هارپر, BATMAN, واتسون, دزیره, rahgozar_bineshan, جیمز باند, Princess Anne, لورن
ارسال پاسخ