[-]
جعبه پيام
» <سناتور> متاسفانه یکی از بستگان برادرم جزو آتش نشانایی هست که داخل ساختمون گیر کردن و هیچ خبری ازشون نیست. دعا کنید دوستان برای همشون
» <سروان رنو> آسمانخراش جهنمی و ساختمان پلاسکو ... http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...5#pid34905
» <نسیم بیگ> آندریا: سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که قهرمانی نپرورد. گالیله: نه آندریا، سرزمین فلاکت بار سرزمینی است که در آنجا نیاز به قهرمان باشد.
» <هانا اشمیت> برای جواب سلااام هیچ وقت دیر نیست:)آقای شارینگهام سلام:)
» <شارینگهام> سلام ،سلااااااااام...هانا سلام...دنیا سلاااااام
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موسیقی فیلم
نویسنده پیام
دکــس آفلاین
رحمه الله علیه
*

ارسال ها: 103
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۱/۵


تشکرها : 735
( 1185 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #1
موسیقی فیلم

به نظر حقیر کمتر سینما دوستی است که علقه و دلبستگی ای به موسیقی های سینمایی نداشته باشد. یکی از جنبه های جذاب سینما برای مخاطب، موسیقی فیلم است. جای خالی جستاری دراین باره بنده را بر آن داشت که در حضور بزرگان و کارکشتگان موسیقی که در کافه حضور دارند، جسارت کرده و اقدام به نوشتن این یادداشت کنم و امید دارم دوستداران و پیش کسوتان در گسترش این موضوع یاری و همراهی بنمایند. معرفی موسیقی-فیلم های معروف و سازندگانشان از اهداف اصلی این جستار خواهد بود:

موسیقی فیلم (به انگلیسی: Film Score) به موسیقی‌ای اطلاق می‌شود که منحصراً برای یک فیلم سینمایی یا مجموعه تلویزیونی نوشته شده و بخشی از ساند ترک یا مجموعه صداهای ضبط شده بر روی یک فیلم است [ویکی پدیا فارسی]

اگر یکی از اهداف هر تیم فیلمسازی را القا و ایجاد حس و حالی خاص در بیننده بدانیم، از ابزار فوق العاده و مهم و کاربردی باید به موسیقی اشاره کرد. موسیقی فیلم به عنوان مکمل و کمک کار فیلمساز، نقش اساسی و تعیین کننده ای در جهت دهی به احساسات تماشاگران دارد. اهمیت این شاخه به حدی است که گهگاه موسیقی هایی برای فیلمها ساخته شده که به مرور زمان هویت و شخصیت مستقلی یافته اند و از فیلم متناظرشان به مراتب معروف تر و پر مخاطب تر شده اند. نمونه های این ادعا کم نیست و علاقمندان به موسیقی فیلم حتما مثالهایی را در ذهن دارند.

احتمالا تاریخ ساخت اولین موسیقی فیلم نباید فاصله زمانی زیادی با ساخت اولین فیلمهای سینمایی داشته باشد. در اوان پیدایش سینما، همزمان با نمایش فیلمهای صامت، ارکستر نوازندگان موسیقی های متناسب با فیلم را بصورت زنده اجرا میکردند. این ابداع احتمالا ریشه در تئاترهای موزیکال و اپرا داشته است. لذا موسیقیدانان فعال درین زمینه آشنایی و پیش زمینه ذهنی با این کار داشته اند. در آن سالها موسیقی های اجرا شده، بیشتر قطعات کلاسیک و آهنگهایی بود که مستقلا ساخته و اجرا میشده اند. لذا رگه های موسیقی کلاسیک تا سالهای بعد در موسیقی فیلم به وضوح دیده میشود.

نخستین بار موسیقی فیلم در سال 1895 میلادی در فیلم های برادران لومیر و با حضور یک نوازنده پیانو پا به عرصه گذاشت، آن هم نه فقط برای پر کردن سکوت ها، بلکه منظور دیگری هم داشت و آن پوشاندن صدای مزاحم پروژکتورها بود. شاید آنها تصورش را هم نمی کردند که همین اقدام سرآغاز یک اتفاق مهم در صنعت سینما شود. [جام جم آنلاین]

بعضی تحلیلگران هنر سینما معتقدند که سینما بطور کلی هنر صامتی نیست و نیاز سینما به صدا، اساسی است. سینما بازتاب زندگی است و زندگی در سکوت، کمتر تجربه شده است. لذا در سالهای سینمای صامت؛ موسیقی و بعدها گفتار و افکت تجمیعاً این نیاز را برطرف کردند.

عالمان و هنرمندان عرصه موسیقی در طول قرون و اعصار، به هدفی گاه مشترک می اندیشیده اند. بسیارند اهنگسازانی که با هنر موسیقی خود به سمت تصویر سازی و تجسم آن در ذهن مخاطب نزدیک شده اند. این آرزو و رقابت در بین اهنگسازان، با پیدایش سینما عرصه جدید و بکری به دست اورد. موسیقی با روح سر و کار دارد و از جمله انتزاعی ترین هنرهاست لذا سخت میتوان عنوان کرد که موسیقی چه میگوید. یا مثلا اهنگی که ادعای تصویر سازی دارد به دنیال مصور کردن چیست. اما مدیوم موسیقی در همکاری با سینما توانایی یافت تا بیشتر و بهتر از قبل بتواند احساسات بیننده را به شور آورد، حس تصویر را غنا بخشد و تجسم و خیال را در ذهن بیننده متعالی تر کند. کار بدانجا کشید که با شنیدن موسیقی فیلم، تصاویر آن فیلم به وضوح برای بیننده تداعی میشود. بسیاری از ملودی های یک اثر موسیقی فیلم به تنهایی قابل شنیدن نیست یا دستکم لذتی در پی ندارد اما همقدمی صدا و تصویر گاه اصواتی را لازم دارد که تا پیش از سینما به گوش کمتر کسی رسیده بود.

در دوران سینمای صامت نقش موسیقی پررنگ تر از دوران ناطق بود. گرچه نمیتوان ادعا کرد که با ناطق شدن سینما، از اهمیت موسیقی فیلم کاسته شده باشد. اما مطمئنا حجم استفاده از موسیقی تنزل یافت. موسیقی فیلم در دوران نطق، گزیده تر و حرفه ای تر شد. کارگردانها دیگر به هر نوع موسیقی و اهنگسازی راضی نمیشدند و انتظار خلاقیت، موقعیت شناسی و تطابق بیشتر موسیقی با سکانسهای فیلم... جزو خواسته های مسلم انان گردید.

.

.

در یک سکانس سینمایی انتظار ما این است که موسیقی همان چیزی را بگوید که فیلم می گوید. یا دستکم بر بخشی از آن انگشت بگذارد و توجه مارا بدان جلب کند. این کار از دید اهل سینما باید به شکلی صورت گیرد که گویی هر دو رشته هنری (موسیقی و فیلم) به یکدیگر پیوند خورده اند و یک کلیت جدید را شکل داده اند. از همین روست که بسیار شنیده می شود که میگویند: موسیقی متن خوب موسیقی ای است که شنیده نشود [گفتگوی هارمونیک]

البته این معیار، استثنائهای زیادی دارد و نویسنده زیاد با آن موافق نیست. موسیقی هایی که بسیار شنیده میشوند و تا مدتها ورد زبان مخاطبند فراوانند و نمیتوان شنیده نشدن را متر و ملاک اصلی ارزش موسیقی فیلم دانست. در سالهای اخیر موسیقی فیلم تبدیل به رشته ای بسیار تخصصی و وسیع شده که همگام با صنعت سینما به رشد روز افزون خود ادامه میدهد. فعالان موسیقی فیلم عمری بر این کار میگذارند و بعضی از آنان به زعم نویسنده به لحاظ معروفیت کمتر از ستارگان اسمان موسیقی کلاسیک نیستند.

گستردگی موسیقی فیلم به جایی رسیده که نویسنده معتقد است حتا می توان دسته هایی اساسی در موسیقی فیلم شناسایی کرد. موسیقی فیلم ورزشی، موسیقی فیلم عاشقانه، موسیقی فیلم جنگ، موسیقی فیلم وسترن، حتا موسیقی فیلم سیاسی. این دسته بندی گاه به فرم اشاره دارد و بیننده با دیدن و شنیدن فیلم و آهنگ می تواند آنرا تشخیص دهد. در مواردی نیز محتوایی است.

از نمونه های موسیقی فیلمهای ورزشی می توان به مجموعه فیلمهای راکی اشاره کرد که اولین قسمت آن توسط بیل کانتی ساخته شد. تم آشنای این فیلم شاید معروفترین اثر در قالب موسیقی فیلم ورزشی باشد. امروزه این گونه ی موسیقی در قالب برنامه های ورزشی تلویزیونی و حتی موسیقی های اختصاصی برای مسابقات و همایشهای ورزشی باز تولید شده و عرصه گسترده ای یافته است (مانند موسیقی جام جهانی فوتبال که هر دوره اثری اختصاصی ساخته میشود).

در دسته فیلمهای جنگی-تاریخی، می توان به آثاری همچون فرار بزرگ، پل رود کوای، توپهای ناوارون، زیر دریایی، قلعه عقابها، گلادیاتور.. اشاره کرد که موسیقی هایی به یاد ماندنی در ذهن مخطاب هستند. روح حماسی و ملودیهایی که منطبق با رژه و عملیات نظامی تصنیف شده اند به انتقال حس داستانهای جنگی کمک شایانی کرده اند.
در سینمای سیاسی قطب بی بدیل اهنگسازی میکیس تئودوراکیس است که با استفاده از موسیقی تماتیک زادگاهش یونان، سبک خاص و منحصر بفردی در موسیقی فیلمهای سیاسی بوجود آورد که بعدها موردتقلید برخی اهنگسازان قرار گرفت. موسیقی سینمای وسترن شاید بیش از همه وامدار آهنگساز بزرگ و بی نظیر موسیقی فیلم انیو موریکونه باشد. موریکونه اهنگساز قدرتمند و بسیار پرکار ایتالیایی سهم بسزایی در گسترش این هنر به مرزهای جدید و جلب ارتباط زیادتر با مخاطب داشته است. خواستگاه موریکونه موسیقی کلاسیک است. پدر اونوازنده موسیقی بوده و لذا انیو در محیطی موسیقایی رشد کرد.

.

.

به بهانه اولین یادداشت مایلم از اهنگسازان بزرگی یاد کنم که کارهای زیبایشان خاطره انگیز و هویت بخشند. دیدن فیلم به همراه شنیدن سروده های موسیقایی آنان لذتبخش تر و حتا زیست روزمره همراه با شنیدن آثار آنان بسی آسانتر است. نام این بزرگان در ذهن نگارنده با اثری خاص قرین و عجین است:
جان ویلیامز و جنگ ستارگان، موریس ژار و لورنس عربستان، جان باری و از درون آفریقا، میکیس تئودوراکیس و سه گانه کاستاگاوراس، مایکل لگراند و ماجرای توماس کراون، ریچل پورتمن و شکلات، انیو موریکونه و سه گانه سرجیو لئونه، هنری مانچینی و پلنگ صورتی، المر برنشتاین و فرار بزرگ، چاپلین و کنتسی از هنگ کنگ، فرهاد فخرالدینی و سربداران، جری گلد اسمیت و پاپیون، زبیگنیو پرایزنر و سه گانه کیشلوفسکی، مجید انتظامی و آژانس شیشه ای، نینو روتا و پدرخوانده، ولادمیر کوزما و میشل استروگف، فرانسیس لای و داستان عشق، برنارد هرمن و شمال از شمالغربی، بابک بیات و شکار، کریستوفر گانینگ و پوآرو ... و بسیار آثار دیگر

این مطلب پراکنده و کشدار را با نقل قولی از جان ویلیامز بزرگ به پایان می برم:
« شخصا دوست دارم فیلمنامه را نخوانم و از قبل داستان فیلم را ندانم. من علاقمند به اولین مواجهه با فیلم هستم. وقتی داستانی کلاسیک را می ‌خوانید تصویر ذهنی از اشیا و فضا و محیط می سازید. میدانم که اگر فیلمنامه را بخوانم موفق نخواهم شد. اولین واکنش من به تصویر بسیار اصیل تر خواهد بود. »

.

منابع: ویکی پدیا، جام جم آنلاین، گفتگوی هارمونیک، سوره سینما، مجله فرهنگ و اهنگ

۱۳۹۴/۵/۳۱ صبح ۱۱:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هایدی, Memento, حمید هامون, واتسون, برو بیکر, زینال بندری, هانا اشمیت, پیرمرد, Kurt Steiner, تارا, سارا, کنتس پابرهنه, Princess Anne, ویگو مورتنسن, ژیگا ورتوف, BATMAN, پیر چنگی, مگی گربه, جولیانو جما, Classic, جیسون بورن, نکسوس, جیمز باند, اشپیلمن, ایـده آلـیـسـت
Memento آفلاین
(2000)
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۷/۱۷
اعتبار: 42


تشکرها : 4500
( 3665 تشکر در 50 ارسال )
شماره ارسال: #2
Anna Karenina

تقدیم به یک انسان نازنین. بسیار نازنین.

به امید اینکه شاید روزی آن را بخواند.

==================

یکی از فیلم هایی که خیلی دوست دارم و می توانم بارها و بارها آن را ببینم آناکارنینا اثر جو رایت است.

قبل از افتتاح این تاپیک قصد داشتم در تاپیک فیلم های موزیکال راجع به این فیلم بنویسم. فیلمی که موزیکال نیست ولی از درصد قابل توجهی از موزیکال ها موزیکال تر است! یک فیلمی که تنها چیزی که از موزیکال بودن کم دارد این است که موزیکال نیست. (این جمله رو به سبک دانشگاهی که دانشگاه نباشد دانشگاه نیست بخونید.)

طراحی لباس، طراحی صحنه، حرکات دوربین و تغییر دکورهای وسط فیلم خارق العاده است. در کنار موسیقی فوق العاده فیلم که در اینجا چند خطی درموردش خواهم نوشت.

موسیقی فیلم اثر داریو ماریانلی ایتالیایی است.

ماریانلی را به خاطر موسیقی متن فیلم های آگورا ، برادران گریم و انتقامجو می شناسیم و البته همکاری های موفق اون با جو رایت در فیلم های آناکارنینا، غرور و تعصب، تاوان و سولوئیست.

ماریانلی به خاطر موسیقی زیبای فیلم زیبای تاوان برنده جایزه اسکار شده است. همچنین برای موسیقی فیلم های غرور و تعصب و آناکارنینا نامزد اسکار بوده است که هر دوبار به فیلم های انگ لی باخته است. کوهستان بروکبک و زندگی پی.

جو رایت - داریو ماریانلی

.

آنچه در ادامه می آید صرفا حسی است که بنده به این آهنگ ها پیدا می کنم. البته این را هم باید در نظر گرفت که چون بنده فیلم را دیده ام و داستان آن را می دانم مسلما ناخودآگاه چیزهایی را مطابق فیلم تصور می کنم. در واقع اگر فیلم را ندیده بودم و این آهنگ ها را می شنیدم احتمالا چیز دیگر حس می کردم.

مجموعه OST این فیلم شامل 24 ترک است. ترک های ابتدایی آن به خاطر فضای شاد فیلم ملودی بیشتری دارد درحالیکه ترک های پایانی بیشتر در خدمت فیلم است.

گزیده ای از این مجموعه:

http://s3.picofile.com/file/8209930950/D..._.rar.html

1- Overture

اگر کل قرآن در سوره حمد خلاصه شده و سوره حمد در بسم الله الرحمن الرحیم، کل این فیلم در چند دقیقه اول آن خلاصه شده و چند دقیقه اول در این آهنگ پیش درآمد...

داستان فیلم داستان یک وسوسه زیباست. یک سرازیری لذت بخش بدون فکر کردن به عاقبتش. و البته عاقبتش.

قبل از شروع داستان کل اتفاقاتی که قرار است رخ بدهد را به شکل آنچه در آینده خواهید دید روایت می شود. حتی خودکشی با قطار که اول فیلم با آن اصلا همذات پنداری ندارید ولی آخر فیلم کاملا درکش می کنید...

ابتدای موسیقی از دو صدا تشکیل شده است. صدای بم که اول شنیده می شود و صدای ریزی که جواب آن را عشوه گونه می دهد. هر دو صدا صادقانه از ته دل بیرون می آید ولی با وجود پاک بودن یک نوع شیطنت در دل خود دارد. یک جور حرکت پاورچین کودکانه که به دنبال کشف یک حقیقت است...

اگر موسیقی را در فیلم ببینید صداگذاری تیغ اصلاح نیز به ایجاد این حس کمک بزرگی می کند.

همه این ها تناسب خوبی دارد با شخصیت "از دور جذاب" استیوا ابلونسکی که متیو مک فایدن به خوبی در آن جا افتاده است. استیوا، برادر آناکارنینا به پرنسس دالی، همسر مهربان و مظلوم خود، خیانت می کند و طی نامه ای به آنا می گوید که برای طلب بخشش از سن پترزبورگ به مسکو بیاید و آنا این کار را می کند که در ابتدای ورودش با صحنه خودکشی قطار مواجه می شود. نقش دالی را کلی مک دونالد می کند با ته لهجه بامزه اسکاتلندی خودش که ما را به یاد انیمیشن شجاع می اندازد.

موسیقی پیش درآمد بعد از این قطعه اول، تبدیل می شود به همخوانی این دو صدا. این قسمت از آهنگ از آن حالت سوال و جواب و جواب جواب در می آید و به یک همراهی تبدیل میشه. حس یک رقص دونفره. یک رقص طولانی لذتبخش پا به پا که نه تنها خسته کننده نیست بلکه همراه است با یک آرزو. آرزوی انرژی بیشتر برای ادامه این حس زیبا. اینکه در دستان او بی اراده باشی و چند لحظه بعد او در اختیار تو باشد. حس ادامه رقص با وجود شل شدن دست و پا... حس از بین رفتن اراده و تصمیم... حس مراد بودن و مرید بودن... حس رو بودن و زیر بودن... حس کشتی گرفتن دو شیر...

در دقیقه 30 فیلم، کامل این قطعه را در مجلس رقص می شنویم که یکی از سکانس های به یاد ماندنی چند سال اخیر سینماست...

این پیش درآمد بعد از چند کش و قوس دیگر که متناسب با صحنه های فیلم است تبدیل به قطعه ای غمگین و نگران کننده می شود. حس و حال پایان فیلم که متناظر شده است با لحظه ای که پرنسس دالی متوجه خیانت استیوا شده است.

2- Clerks

شروع این آهنگ که رسما یک حرکت پاورچین است که در پس صدای قطار می آید. صحنه تبدیل قطار اسباب بازی فرزند آناکارنینا به قطاری که او را به مسکو می رساند نشان دهنده ذوق فوق العاده جو رایت است. این صحنه در فیلم نامه اورجینال تام استپارد به سادگی تمام روایت شده است اما این جو رایت است که از این جملات ساده این صحنه زیبا را خلق می کند. البته نباید از فیلم نامه قدرتمند تام استپارد نیز چشم پوشی کرد. کسی که قبلا با فیلم شکسپیر عاشق نشان داده بود عشق را خوب می شناسد.

در صحنه قطار، آناکارنینا ، مادر کنت ورونسکی را می بیند که نقش آن را اولیوا ویلیامزی بازی می کند که با وجود چین و چروک های فراوان صورتش، همچنان بسیار زیباست.

اما بعد از صحنه قطار، سکانسی را می بینم که فقط در فیلم های موزیکال می توان شبیهش را دید. سکانس منشی های استیوا. کوبیدن مهرها، برپا برجا و عوض کردن کت استیوا صحنه بسیار زیبایی است.

بعد از صدای قطار و اضافه شدن پاورچین موسیقی، آهنگ کمی نگران کننده می شود. حس دزدکی وارد جایی شدن در تاریکی... ترسیدن از سایه خود و پاییدن اطراف. بخصوص اگر موسیقی را در خود فیلم بشنوید صدای مهر زدن منشی ها این دلهره را زیادتر می کند.

3- She Is Of The Heavens

این آهنگ ترکیبی از دو آهنگ فیلم است. البته با ترتیب معکوس.

قطعه دوم آهنگ (که در فیلم آن را زودتر می شنویم) به خاطر داشتن صداهای بم سازهای بادی زیاد به عمق جان نفوذ نمی کند و صرفا یک حس خوشآیند سطحی به وجود می آورد. سکانس مربوط به این آهنگ نیز یک سکانس موزیکال به تمام معناست. سکانسی که استیوا و کنستانتین دفتر کار را به قصد یک قهوه خانه ترک می کنند و دکور فیلم به شکل آنلاین روی صحنه عوض می شود. بعلاوه منشی های استیوا نیز با تغییر لباس به پیشخدمت های قهوه خانه تبدیل می شوند. نوازنده های آهنگ را نیز با اسباب و آلات قدیمی و بامزه شان می توان روی سن دید.

این قطعه اولین باری است که در آن شعری نیز به گوش می رسد. شعری به زبان روسی که به سبک لالایی از طبیعت و درخت غان سخن می گوید. حسی که با شنیدن این لالایی دست می دهد دقیقا حس خوابیدن روی خاک نمناک جنگل و نگاه کردن به اشعه نوری است که از لابه لای درختان عبور می کند. مشت کردن برگ های خشک روی زمین و شل شدن. و طلب شل تر شدن. اینکه آرزوی حل شدن کنی... آرزوی تجزیه شدن و به طبیعت تبدیل شدن...

http://kodalysongweb.net/sites/default/f...ics)_0.pdf

اما قسمت اول این آهنگ (که در فیلم دیرتر شنیده می شود) حس متفاوتی دارد.

این موسیقی را در صحنه ای می شنویم که کنستانتین در قهوه خانه، ناگهان صدای کیتی را می شنود که او را صدا می زند و ناگهان لوکیشن عوض می شود و کیتی به سمت کنستانتین می دود. به سمت کنستانتینی که برای پیشنهاد ازدواج به آن جا رفته است. نقش این دو نفر را آلیشیا ویکاندر و دامنال گلیسون بازی می کنند که امسال یک همکاری موفقیت آمیز دیگر نیز در فیلم Ex-Machina داشتند.

حس این آهنگ حس سرعت است. مثل دویدن کیتی. مثل دوچرخه سواری در سراشیبی. در باران. در کوچه باغ هایی که بوی نعناع و چوب سوخته در آن ها پیچیده است...

حس خالی کردن رکاب های چرخی که سرعتش از حد گذشته است. حس مارپیچ رفتن و تلاش برای بیشتر کردن سرعت. حس خوب کج شدن سر پیچ ها... بستن چشم ها و فکر نکردن به عاقبت کار. به سر بالایی بعد از این سرپایینی... به نبودن. به نابودی. به عذاب. به کنده شدن قلب.

9- Unavoidable

اجتناب ناپذیر

ملودی همان ملودی قبل است اتفاقات همان اتفاقات گذشته. ولی این بار نگران کننده.

وقتی که تازه می فهمی دیگر کنترل از دستت خارج شده است. شروع شدن نگرانی به خاطر بی اراده بودن. بریده شدن ترمز. حس کردن فاجعه ای که با تمام سرعتت به سمت آن می روی. حس گول زدن خود. که اگر بخواهی می توانی توقف کنی ولی خودت نمی خواهی که توقف کنی... در حالیکه نمی توانی که بخواهی توقف کنی و ضعف و ناتوانی ات دقیقا همین است که نمی توانی بخواهی که نخواهی. حس اعتیاد. حس فهمیدن وحشی بودن امواجی که خودت را به دست آن سپرده ای.

12 - Time For Bed

یک لالایی. نه برای خواب بلکه برای مرگ.

به دوران کودکی پرت می شوی. از روی ضعف. او مادر تو نیست ولی او را به شکل مادرت می بینی.

که بالای سر تو نشسته است. و تو در رختخواب به صورت مهربانش خیره شده ای. می دانی که شب آخریست که در کنار توست و فردا به سفری بدون بازگشت می رود. می دانی که چقدر غمگین است ولی لبخند می زند. که مبادا تو را ناراحت کند. ولی تو نمی توانی این کار را بکنی و گریه می کنی... ولی او هنوز لبخند می زند.

نمی خواهی بخوابی. نمی خواهی یک لحظه را هم از دست بدهی. می دانی که دیگر نخواهد بود. به چشمانش خیره می شوی. به این فکر می کنی که آیا می داند که چقدر دوستش داری یا نه. ولی زود به خودت می آیی. چون وقت برای فکر کردن زیاد است. خیلی خیلی زیاد.

دوباره به چهره اش خیره می شوی. می خواهی خوب او را تماشا کنی... نبینی، بلکه تماشا کنی. محو او شوی. ولی از تو می خواهد که چشمانت را ببندی. دو دوزه می شوی. نمی دانی به حرفش گوش کنی یا به صورتش نگاه. حلقه اشک را در چشمانش می بینی و منظورش را می فهمی

و تازه معنی کلمه اجتناب ناپذیر را می فهمی.

چشمانت را می بندی ولی گرمی حضورش را هنوز حس می کنی. نمی خواهی چشمانت را باز کنی ولی اصلا نمی خواهی که بخوابی. مدام به او فکر می کنی... و به فکر های او فکر می کنی که مبادا خوابت ببرد. صدای اشک های او را می شنوی ولی می دانی که نباید چشمانت را باز کنی... می دانی که منتظر است که خوابت ببرد تا همه حرف هایش را بزند... این بار با صداقت کامل. حرف هایی که قرار نیست هیچ وقت بشنوی. حرف هایی که خودش می داند قرار نیست هیچ وقت بشنوی. و عمق درد او را حس می کنی... و چشمانت را باز می کنی و هوا روشن شده است. او حرف هایش را زده است و رفته است. بدون خداحافظی... و دوباره از شیر گرفته می شوی.

و به این فکر می کنی که تازه روز اول نبودن اوست.

تازه ساعت اول است.

تازه دقیقه اولیست که او کنار تو نیست... و بغض می کنی... و بغضت می ترکد... و زار می زنی.

و ساکت می شوی... و بغض می کنی... و بغضت می ترکد... و زار می زنی.

و ساکت می شوی... و بغضت می ترکد... و زار می زنی.

و ساکت می شوی... و زار می زنی...

و ساکت می شوی... و به یا او می افتی... و می بینی که هنوز داری به این آهنگ گوش می کنی...

و بغضت می ترکد... و زار می زنی...

و زار می زنی...

و زار می زنی...

ولی هیچ اتفاق تازه ای نمی افتد...

و این پست را می گذاری...

ولی هیچ اتفاق تازه ای نمی افتد........

و زار می زنی.................

۱۳۹۴/۶/۱۴ عصر ۰۸:۲۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, دکــس, خانم لمپرت, ژان والژان, حمید هامون, BATMAN, پیر چنگی, واتسون, آمادئوس, زاپاتا, آلبرت کمپیون, تارا, مگی گربه, کنتس پابرهنه, ژیگا ورتوف, Princess Anne, سروان رنو, جروشا, نکسوس, اشپیلمن, Schindler, ایـده آلـیـسـت, بیلی لو
Memento آفلاین
(2000)
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۷/۱۷
اعتبار: 42


تشکرها : 4500
( 3665 تشکر در 50 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: موسیقی فیلم

فیلم سرچشمه اثر آقا آرنوفسکی

موسیقی متن تمام فیلم های آرنوفسکی کار کلینت منسل است. تقریبا تنها کارهای شاخص منسل هم همین 6 آهنگی است که برای آرنوفسکی ساخته است. از دیگر کارهای او می توان به موسیقی متن فیلم های قطعا/شاید و استوکر اشاره کرد.

تمام این 6 موسیقی به تبعیت از این 6 فیلم تم غمگینی دارد که پرچم دار آنها موسیقی متن فیلم مرثیه ای برای یک رویاست که من اولین بار در برنامه هزار راه نرفته آن را شنیدم.

فیلم 96 دقیقه ای سرچشمه 6 سال بعد از فیلم قبلی آرنوفسکی ساخته شده است. البته او در این بازه فیلم نامه فیلم Below را (با بازی اولیوا ویلیامز خودمان) نوشته است. [فکر می کنم متاسفانه این فیلم زیرنویس نشده است. اگر کسی از دوبله یا زیرنویس این فیلم خبر دارد خوشحال میشم بشنوم...]

موسیقی متن فیلم سرچشمه عمدتا از یک ملودی کوتاه و تکرارشونده تشکیل شده است. چیزی که به خوبی حس درماندگی فیلم را منتقل می کند.

http://s1.picofile.com/file/8124355876/F...w.mp3.html

چیز دیگری که به انتقال حس بد موجود در فیلم کمک می کند دیدن چهره کلینت منسل است که انرژی منفی در آن موج می زند!:dodgy:

به بهانه موسیقی تاثیرگذار این فیلم کمی درباره سرچشمه می نویسم البته خود فیلم بسیار عمیق تر و پرمغز تر است و این نوشتار صرفا من باب تجدید خاطرات است...

داستان سرچشمه، داستان درماندگی است...

درماندگی موازی دو نفر - درماندگی متوالی دو نفر

داستان فیلم درمورد زنی است به نام ایزی (با بازی ریچل وایس) که به خاطر یک تومور در حال مرگ است. شوهر او تامی (با بازی هیو جکمن) پزشکی است که در حال تحقیق برای یافتن راه درمان این تومور است...

ایزی باور دارد که مرگ او نزدیک است و برای همین تنها توقعی که از تامی دارد این است که روزهای آخر را در کنار او سپری کند. کمی راجع به مرگ با او صحبت کند، با هم ستاره ای در حال مرگ را تماشا کنند و برف اول زمستان را از دست ندهند...

اما تامی به یافتن راه حل نزدیک است. می خواهد با تلاش بسیار ایزی را از مرگ نجات دهد و او را در زندگی خود حفظ کند تا مجبور نباشد سال های آینده برف اول زمستان را تنها ببیند...

البته نمی توان تامی را خودخواه دانست چون می داند که چه می کند. او واقعا می تواند این بیماری را درمان کند. او کسی نیست که به محض پیچیده شدن شرایط شکست را قبول کند.

تمومش کن!

این صدای ایزی است که مرتبا در گوش تامی می پیچد که این خودخواهی خودش را تمام کند...

ایزی که اواخر عمرش را می گذراند و نتوانسته تامی را به همراهی راضی کند از روی درماندگی دست به قلم می شود و کتابی می نویسد. و مطابق انتظار کتابی راجع به افسانه های قدیمی مایاها می نویسد. کتابی که نشانگر حسرت های ایزی است...

او خودش را به شکل یک ملکه تصور کرده است و شوهرش را به شکل سربازش. اما یک سرباز گوش به فرمان...

دشمن این ملکه سرزمین های او را غصب کرده و او را تضعیف کرده است و این سرباز به جنگ این دشمن رفته است ولی ملکه او را از این جنگ فرا می خواند و به دنبال یافتن درخت زندگی می فرستد.

البته ایزی فصل آخر داستان را نمی نویسد تا بعد از مرگش تامی آن را تکمیل کند. ایزی مرگش را باور دارد. (از روی ناچاری) عقیده مایاها را قبول کرده است که بعد از مرگ دوباره در ستاره مردگان متولد خواهد شد و زندگی جاودانه خواهد داشت...

تمومش کن!

این صدای ایزی است که مرتبا در گوش تامی می پیچد که داستان او را تمام کند...

و بالاخره ایزی می میرد. درست در لحظه ای که خبر موفقیت آمیز بودن تحقیقات می رسد. و حسرت بزرگ تامی. که آن همه تلاش ناگهان تبدیل به حماقت می شود. تبدیل به خودخواهی.

تامی در مراسم ختم ایزی بیشتر از اینکه ناراحت باشد عصبانی است. عصبانی از دست حماقت های خودش. به خانه می رود و از فرط ناراحتی با قلمی که ایزی به او داده است شروع می کند به خالکوبی کردن جای حلقه ازدواجش که در جریان تحقیقات گم کرده بود تا عشقش را جاودانه کند.

اینجاست که نوبت درماندگی تامی می رسد. دست به قلم می شود و حسرت های خودش را می نویسد.

اینکه در مسیر یافتن درخت جاودانگی زخم برمی دارد و وقتی به درخت می رسد طمع می کند و از آن برای التیام زخم خودش استفاده می کند و اول خودش از شیره درخت می خورد و جاودانه می شود.

در ادامه تصورات خودش را می نویسد از آینده. چون نگاهش همیشه به آینده بوده است.

از اینکه هزاران سال گذشته است و او هنوز زنده است و هنوز حلقه هایی دور دستش خالکوبی می کند به نشان از همسرش... هنوز خاطرات همسرش جلو چشمانش می آید و عذاب می کشد.

او در حبابی به سمت ستاره مردگان می رود اما تنهاست...

تمومش کن!

این صدای ایزی است که در گوش تامی می پیچد که غم و اندوه را تمام کند.

اما تامی حسرت تک تک لحظات را می خورد. به یاد ایزی که می گفت از تک تک لحظات لذت می برد. که می گفت من همین الان کنار تو هستم.

حسرت لحظاتی که صرف ساختن دارو برای درمان تومور کرد...

حسرت برف اولی که در آن همراه ایزی نشد...

تمومش کن!

این صدای ایزی است که در گوش تامی می پیچد که پروژه اش را تمام کند. که دارو را بسازد.

و تامی مشغول ساختن دارو می شود تا بقیه را کمی جاودانه تر کند...

و به ناچار مجبور است عقیده مایاها را قبول کند که وقتی می میرد دوباره در ستاره مردگان متولد می شود و با ایزی زندگی ابدی خواهند داشت.

۱۳۹۴/۶/۱۷ عصر ۰۲:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, ژان والژان, خانم لمپرت, دکــس, پیرمرد, حمید هامون, کنتس پابرهنه, زینال بندری, هانا اشمیت, اسکورپان شیردل, Princess Anne, Classic, BATMAN, واتسون, جروشا, ژیگا ورتوف, مگی گربه, تارا, نکسوس, پیر چنگی, اشپیلمن, ایـده آلـیـسـت, بیلی لو
Memento آفلاین
(2000)
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۷/۱۷
اعتبار: 42


تشکرها : 4500
( 3665 تشکر در 50 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: موسیقی فیلم

تقدیم به اکتورز عزیز

=============

محال است کسی فیلم مودیلیانی را دیده باشد و سکانس آماده شدن نقاش ها برای مسابقه را به خاطر نداشته باشد...

جایی که مودیلیانی (اندی گارسیا) ، پیکاسو (امید جلیلی) ، اتریلو و ... سعی در ارائه بهترین کار خود دارند. سکانسی که نشانگر تقابل احساسات نقاش های مختلف است بعلاوه تصوری از نحوه خلق شدن چند اثر هنری معروف...

برای من از بین نقاشی های مختلف، تابلو جنون اتریلو که وصفی از حال و روز خودش است به یاد ماندنی تر است... بویژه با خنده های دیوانه وارش حین کشیدن آن...

= = =

این سکانس مجهز(!) به یک موسیقی زیباست. موسیقی «قصیده ای بر بی گناهی» از ساشا لازارد...

حس درون این موسیقی یک جور اطمینان است درون یک دلهره و اضطراب. یک حس خوب ولی به ظاهر تلخ. یک بزرگی...

برای من حس راه رفتن با چشمان بسته روی لبه یک بام خیلی بلند... بدون ترس از افتادن. بدون اهمیت دادن به افتادن.

http://s6.picofile.com/file/8211604826/S..._.mp3.html

۱۳۹۴/۶/۲۱ صبح ۰۴:۱۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, واتسون, زینال بندری, جولیانو جما, حمید هامون, دکــس, اکتورز, مگی گربه, تارا, خانم لمپرت, BATMAN, نکسوس, جروشا, Princess Anne, اشپیلمن, ایـده آلـیـسـت, بیلی لو
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 400
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 56


تشکرها : 7899
( 7876 تشکر در 122 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: موسیقی فیلم

یک موسیقی خاص

در دو فیلم جان فوردی 

آنهایی که طرفدار فیلمهای جان فورد هستند می دانند که کارگردان وسترن ساز نابغه معمولا از پخش موسیقی تم در بیشتر سکانسهای فیلمهایش اجتناب می کند. این امر چیزی است که خودش نیز در مصاحبه با پیتر باگدانویچ  (منتقد مشهور و فیلمساز موج نوی هالیوودی) بدان اذعان نمود. وقتی در جریان گفتمان به موسیقی فیلم چه کسی لیبرتی والانس را کشت، اشاره شد؛

باگدانویچ از او پرسید:"در صحنه های آغازین فیلم مردی که لیبرتی والانس راکشـت، وقتی ورا مایلز به مزرعه و خانه  نیم سـوخته جان وین می آید، آیا موسـیقی همان تم آن راتلیج از فیلم آقای لینکلن جوان نیست؟"

جان فورد اینگونه پاسخ داد: "بله، همان است. ما موسیقی را از آلفرد نیومن خریداری کردیم. من از این تم خاص استفاده کردم تا برانگیزاننده حس تمنایی محال و عشقی فنا شده باشد... خیلی این آهنگ را دوست می دارم، یکی از آهنگ های مورد علاقه ی من است که می توانم آن را زمزمه کنم. من کلا از استفاده از موسیقی در سینما متنفرم. باید کمی موسیقی در اول و آخر فیلم باشد، و تمی مانند آهنگ آن راتلیج خیلی کاربرد دارد. دوست ندارم مردی را تنها در صحرا ببینم که در حال مردن از فرط تشنگی است و ارکستر فیلادلفیا هم پشت سرش در حال نواختن است!..."

اما این موسیقی خاص مورد علاقه و زمزمه فورد بزرگ چیست؟!

در فیلم چه کسی لیبرتی والانس را کشت زمانیکه هیلی با گاری لینک اپلیارد برای گشتی دور شهر به مزرعه سوخته تام دانفین می رود، کاکتوس های روییده بر اتاق نیمســوخته ای که می توانســت حجله ازدواج آن دو باشــد صحنه باشــکوه و حسرتباری می آفریند. لینک پیاده می شود و شاخه گل کاکتوسی برای هیلی می چیند و همزمان موزیک تم آن راتلج از آلفرد نیومن پخش می شود پیِسی با مضمون حسرتبار عشقی ازدست رفته... امواج احساسی تلخ و شیرین توامان مانند نسیم درهوا جاری می شوند.

محقق فیلم شناس کاترین کالیناک معتقد است موسیقی آن راتلج در این صحنه حسرت هیلی در فقدان تام دانافین را می رساند و عشقی که در گذشته بینشان بود و با آمدن وکیل جوان، علاقه هیلی ناخواسته دو شاخه شد و گرایشش به رنس استودارد او را از تام دور نمود. ضربه ای که هیلی از اجبارش در انتخاب یکی از دو مرد زندگیش خورد با هیچ کلامی قابل درک نبود ولی این موسیقی بخوبی مفهوم را به ذهن ما القا می کند.

آلفرد نیومن آهنگساز شهیر که در بسیاری از فیلمهای جان فورد موسیقی های او گوشمان را نوازش می دهد از معدود هنرمندانی است که 9 جایزه اسکار در کارنامه هنریش می درخشد.او در بسیاری از فیلمهای فورد مسئول موسیقی فیلم بوده است و اینجا هم با اینکه موسیقی فیلم مردی که لیبرتی والانس را کشت از سیریل جی مُکریج است اما استثنائا این پیِس خاص آن راتلجِ نیومن در یکی از تراژدی رومانتیک ترین سکانس های وسترنی گنجانده شده است.

این موسیقی در واقع پیش از این در فیلم لینکلن جوان 1939 برای صحنه هایی که آن راتلج در فیلم حضور داشـت توسـط آلفرد نیومن ساخته و گذاشته شده بود. در آن فیلم آن راتلج (پائولین مور)، اولین عشــق لینکلن جوان (هنری فوندا) دختر بیمار رو به مرگی است که حضور رومانتیک و تراژیک کوتاهش در فیلم همراه با این تم تلخ و سوزناک است.

موزیک تم آن راتلج شاهکاری با نسیم ویلون است که با شیفتگی گوش شما را نوازش می دهد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------

قسمتی از صدای فیلم لینکلن جوان را که تم آن راتلج در حال پخش است آپلود کرده ام. از دوستان فعال موسیقی کلاسیک خواهشمندم اگر لینکی از اجرای خالص و ارکسترال این موسیقی روح افزا سراغ دارند، آدرس را بفرمایند چون خودم در نت هرچه گشتم نیافتم...سپاس

منابع : کتاب زنان فیلمهای جان فورد از دیوید موئل- موسیقی در وسترنهای جان فورد از کاترین کولیناک- وبلاگ درخت دانش


تا شقایق هست، زندگی باید کرد
۱۳۹۴/۹/۹ صبح ۱۲:۴۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, سروان رنو, جروشا, اسکورپان شیردل, زینال بندری, دزیره, کنتس پابرهنه, آلبرت کمپیون, واتسون, Classic, لو هارپر, حمید هامون, هانا اشمیت, BATMAN, اسپونز, نکسوس, پیر چنگی, Princess Anne, جیمز باند, اشپیلمن, ایـده آلـیـسـت, هایدی, بیلی لو
جیمز باند آفلاین
در حال ماموریت!!
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۰
اعتبار: 14


تشکرها : 1004
( 1530 تشکر در 99 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: موسیقی فیلم

با تشکر از مطالب بسیار خواندنی دوستان عزیز بزرگوار،

موسیقی فیلم...

که گاهی از خود فیلم برای ما جذابتر میشه!

اجازه میخوام ابتدا احساس شخصی خودم را راجع به موسیقی فیلم بنویسم، فقط موسیقی فیلم...

پر احساس ترین موسیقی که شنیدم تم اصلی فیلم فهرست شیندلر است... بارها اشک ریختم... (خجالت نداره که)... خصوصا قطعه ای که با ویلن نواخته میشه... اثر جان ویلیامز

این متن را دارم به همراه همین موسیقی مینویسم

زمانی دور مشغول یک پروژه طراحی بودم... پر حجم بود... ندیم من در این پروژه موسیقی متن فیلم با گرگها میرقصد اثر جان باری بود... هنوز هم اگر دست به کاری مشابه بزنم این موسیقی را برای کار انتخاب میکنم... بهم انرژی میده... جایی که باید بیشتر دقت کنم را با موسیقی تنظیم میکنم یعنی خودم را میسپارم دست موسیقی و هروقت بهم انرژی بده پر انرژی کار میکنم هر وقت مرا به آرامش دعوت کنه آروم و با دقت بیشتر کار میکنم. جان باری همیشه یک امضاء در کارهای خود دارد... (انگار همیشه چند نت را باهم با سازهای مختلف اجرا میکنه... من زیاد از علم موسیقی سررشته ندارما... اما گوش من اینجور بهم میگه.)

برمیگرم به دهه 60... کاستهای موسیقی یکی پس از دیگری در اتاقم اضافه میشد... و مادر مرحومم (روحش شاد) شاکی بود ز اینکه حواسم زیادی پرت کاست شده... کاست پشت کاست... از مادونا و مایکل جکسون گرفته تا مدرن تاکینگ و ساندرا...

بعد دیدم یه چیزی کمه اونم یک کاور برای هر کاست بود... یه کاغذ سفید برداشتم و با گوش دادن به موسیقی هر کاست طرحی برای کاور کاست کشیدم... بین بچه ها خیلی جالب بود و چندتایی سفارش گرفتم البته مجانی. فقط ازشون خواستم کاست را بدن تا گوش کنم... برخی مقاومت میکردن! منم قسم و آیه که دو کاسته ندارم!!!

یادش بخیر

اما مجموعه کارهای هنری منچینی (یا مانچینی) هم بینظیرند... مجموعه پلنگ صورتی او همانند تمام کارهای انیو موریکونه پر از احساس و شور است...

انرژی اکشن بیشتر بخوام میرم سراغ کارهای کوینسی جونز یا لالو شیفرین که تم ماموریت غیر ممکن او معرف حضور میباشد.

بگذریم...

گاهی در رادیو و تلویزیون برای موسیقی متن چیزایی انتخاب میکنن که والا چه عرض کنم. میدونم که شما دوستان عزیز هم بهش برخورد کردین. چند نمونه فقط:

- انتخاب موسیقی 1492: Conquest of Paradise یا فتح بهشت اثر ونجلیس برای متنهای ضد آمریکایی! یا حتی مذهبی!!

- موسیقی عروسی غربی برای متن مسابقه فوتبال!!!!

- قسمتی از موسیقی پدر خوانده برای مستندی درباره آب انبارهای مسجد سلیمان!!!

- قسمتی از موسیقی غریضه اصلی برای مستندی راجع به صنایع دستی کرمان!!!!!!!!!!

آخه چه ربطی داره اینا!!!:ccco

تا متنی دیگر به پروردگار هنرمند میسپارمتان...


ارادتمند شما، جیمز باند
۱۳۹۴/۱۰/۱۸ عصر ۱۲:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Princess Anne, جروشا, Memento, آلبرت کمپیون, اشپیلمن, حمید هامون, اسکورپان شیردل, BATMAN, خانم لمپرت, لو هارپر, واتسون, سروان رنو, ایـده آلـیـسـت, نکسوس, بیلی لو
هستی گرا آفلاین
Fischer
*

ارسال ها: 11
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۱۰/۱۰
اعتبار: 2


تشکرها : 32
( 91 تشکر در 3 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: موسیقی فیلم

 

 

موسیقی فیلم داستان عشق(Love story)_فرانسیس لای

موسیقی این فیلم یکی از محبوب‌ترین آهنگ‌های چهار دهه گذشته است که تا کنون اجراهای مختلفی داشته است.

این موسیقی در سال ۱۹۷۱ میلادی برنده جایزه اسکار شد. بسیاری موسیقی داستان عشق را برترین موسیقی عاشقانه تمام ادوار میدانند.

 

فیلم داستان عشق_آرتور هیلر_6.9 IMDb

داستان عشق نام فیلمی است که در سال ۱۹۷۰ میلادی بر اساس رمانی از اریک سگال ساخته شد.

این فیلم ماجرای عشق پرشور دو جوان به نام‌های جنیفر و الیور را روایت می‌کند که پایانی دردناک دارد.


منبع: ویکی پدیا فارسی

 

 

(Love Story (1970 film

Love Story is a 1970 romantic drama  film written by Erich Segal, who was also the author of the best-selling novel of the same name. It was directed by Arthur Hiller and starred Ryan O'Neal, Ali MacGraw, John Marley, Ray Milland, and Tommy Lee Jones in his film debut in a minor role.

A tragedy, the film is considered one of the most romantic by the American Film Institute (#9 on the list) and one of the highest grossing films in U.S and Canada of all time. It was followed by a sequel, Oliver's Story (1978), starring O'Neal with Candice Bergen.

                     

Reference: en.wikipedia

 

 

Lyrics: 

where do I begin
To tell the story
Of how great a love can be
The sweet love story
that is older than the sea
The simple truth about
the love She brings to me
Where do I start
with her first hello
She gave a meaning
To this empty world of mine.
There is never be another love
Another time
She came into my life
And made the living fine
She fills my heart
With very special things
With angel songs
With wild imagining
She fills my soul
With so much Love
That everywhere I go
I am never lonely
With her along.
Who could be lonely
I reach for her hand
It's always there
How long does it last
can love be measure by the
hours in a day
I have no answers now
But this much I can say
I know I ll need her Till the stars.
All burn away
And she be there
How long does it last
Can be love measure
by the hours in a day
I have no answers
Now But this much I can say
I know I ll need her Till the
'til the stars all burn away
And S he'll be there
 
 
download link: http://s6.picofile.com/file/8237662418/l...y.mp3.html
 
 
 
 
 
.

کلام بر حقیقت برتری یافت؟_________________________________________هستی گرا
۱۳۹۴/۱۱/۱۹ صبح ۱۰:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هانا اشمیت, Memento, حمید هامون, BATMAN, نکسوس, بیلی لو
جیمز باند آفلاین
در حال ماموریت!!
***

ارسال ها: 196
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۰
اعتبار: 14


تشکرها : 1004
( 1530 تشکر در 99 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: موسیقی فیلم

با درودی دوباره...

یه وب سایت میخوام معرفی کنم.

همین.

دوستانی که خوره موسیقی فیلم هستن (مثل من) خوشحال میشن.

کاش تکراری نباشه فقط

خبرشو بهم بدین اگه خوشتون اومد

http://www.filmmusic.ru

بله سایتش روسیه :blush:

در یکی از ماموریتهام پیداش کردم... خدمت شما

دخلشو بیارین::ok:


ارادتمند شما، جیمز باند
۱۳۹۴/۱۱/۲۱ عصر ۰۵:۳۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آمادئوس, Memento, حمید هامون, دهقان فداکار, ایـده آلـیـسـت, BATMAN, سناتور, جروشا, نانگیولا, خانم لمپرت, L.B.Jefferies, واتسون, نکسوس
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 400
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 56


تشکرها : 7899
( 7876 تشکر در 122 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: موسیقی فیلم

بنیاد فیلم آمریکا در سال 2005 لیستی از 25 موسیقی فیلم را که به انتخاب اعضای بنیاد بهترین ها در صدسال اخیر بودند تحت عنوان 100Years of Film Scores منتشر نمود که در این میان بهترین موسیقی از فیلم جنگ ستارگان ساخته جان ویلیامز شناخته شده، همچنین جان ویلیامز رکورددار بهترین موسیقی متن در این فهرست با سه موسیقی فیلمهای جنگ ستارگان، آرواره ها و ای تی می باشد، که برای هر سه آنها موفق به دریافت اسکار گردید. دو اسکار دریافتی دیگر وی تا کنون برای فیلمهای ویولون زن روی بام و فهرست شیندلر است. همچنین وی سابقه 46 بار نامزدی اسکار بهترین موسیقی متن فیلم را داراست.

جان ویلیامز متولد 1932 میلادی است. وی آهنگساز،پیانیست و رهبر ارکستر، و از سرآمدان عالم موسیقی به ویژه در زیرگروه موسیقی فیلم است. سبک کاری وی نئورومانتیسم و قالب موسیقاییش ملهم از اجراهای ارکسترال سده نوزده خصوصا کارهای ویلهلم واگنر است.

موسیقی مجلل و باشکوه جنگ ستارگان یکی از بزرگترین دستاوردهای حرفه ای ویلیامز و پرفروش ترین موسیقی فیلم در کل دوران بوده است. این اثر جان ویلیامز با اجرای ارکستر سمفونیک لندن، شنوندگان را با گویایی هرچه تمامتر در جو حماسی- کهکشانی جنگ ستارگان غوطه ور می سازد.

جرج لوکاس کارگردان نامی و خالق اولین فیلم از سری جنگ ستارگان درباره اثر جان ویلیامز در فیلمش می گوید: " یک بار دیگر جان ویلیامز از انتظارات من پیشی گرفت و موسیقی ای این چنین سخاوتمندانه، غنی و در عین حال پر تحرک و هیجان انگیز خلق کرد. او نه فقط طرفداران جنگ ستارگان بلکه تمامی موسیقی دوستان را تا ابد وامدار خود نمود."

دانلود


تا شقایق هست، زندگی باید کرد
۱۳۹۴/۱۱/۲۵ صبح ۱۲:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هایدی, هانا اشمیت, جروشا, ایـده آلـیـسـت, BATMAN, آمادئوس, ویگو مورتنسن, L.B.Jefferies, بانو الیزا, دزیره, واتسون, Classic, Memento, تارا, حمید هامون, نکسوس, اسکورپان شیردل, سروان رنو, جیمز باند, کنتس پابرهنه, پیر چنگی, مراد بیگ, بیلی لو
بانو الیزا آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 59
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۷/۷
اعتبار: 6


تشکرها : 296
( 523 تشکر در 18 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: موسیقی فیلم

بتازگی فیلم مردی که زیاد می دانست استاد هیچکاک که در سال 1956 در هالیوود ساخته شده رو دیدم و علاوه بر جالب بودن این نکته که هیچکاک عزیز تو مراکش فیلم ساخته و همچنین ترانه زیبای Que sera sera  که توسط دوریس دی در اواخر فیلم اجرا شد ، سکانس هیجان انگیز پیدا کردن تروریست در دل سمفونی برنارد هرمان فقید بود .

bernard

اگه نام استیون اسپیلبرگ با جان ویلیامز ، فدریکو فلینی با نینو روتا ، کریستوفر نولان با هانس زیمر و سرجیو لئونه ( و البته جوزپه تورناتوره ) با انیو موریکونه همراه شده . بخشی از شهرت آلفرد هیچکاک هم به موزیک پر رمز و راز برنارد هرمان تعلق داره . این دو هنرمند در 9 فیلم زیر با هم همکاری داشتند .

دردسر هری 1955

مردی که زیاد می دانست 1956

مرد عوضی 1956

سرگیجه 1958

شمال از شمال غربی 1959

روانی 1960

پرندگان 1963

مارنی 1964

پرده پاره 1966

تصویر زیر برنارد هرمان رو در کنار آلفرد هیچکاک نشون میده

bernard

و در کنار اورسن ولز خالق آثاری همچون همشهری کین و امبرسون های باشکوه

bernard

برنارد هرمان تنها یکبار برای فیلم شیطان و دنیل وبستر (1941) موفق به کسب جایزه اسکار بهترین موسیقی شد !


هرگز فالگیر نبودم
فقط خواستم دستت را بگیرم
۱۳۹۵/۹/۱۱ عصر ۱۲:۳۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هانا اشمیت, مراد بیگ, جیمز باند, BATMAN, Savezva, سروان رنو, خانم لمپرت, بیلی لو
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 138
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 24


تشکرها : 536
( 1185 تشکر در 26 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: موسیقی فیلم

با تشکر از بانو الیزا

به راستی که موسیقی زیبای برنارد هرمان نقشی اساسی در موفقیت بزرگترین آثار هیچکاک دارد. در هر یک از این آثار شاهد ضرباهنگ های خاص و هماهنگ موزیک فیلم در راستای مفهوم داستان هستیم.

مثلا آغاز تیتراژ جالب و منحصر به فرد فیلم روانی، با ضرباهنگ های تند و تیز ویولن شبیه جیغ های ممتد روبرو می شویم که از همان ابتدا حس ترس و وحشت را به زیبایی در عمق و جان بیننده فرو می برد و این شدت در طول زمان پخش فیلم در راستای داستان پر هیجان آن پیش می رود.

در سرگیجه این بار مانند تیتراژ بسیار زیبایش، موسیقی مرموز و اسرارآمیز هرمان شنیده می شود که واقعا به جاودانگی فیلم کمک شایانی کرده است. فضای مرموز و معمایی فیلم همراه با موسیقی اسرارآمیز هرمان هر بیننده ای را مسخ می کند. این موسیقی به قدری زیبا و جاودانه است که بعدها حتی در فیلمهای قدیمی ایرانی هم قرار گرفته شد.

در شمال از شمال غربی با توجه به اینکه فیلم پر از صحنه های هیجان انگیز و تعقیب و زد و خورد است هرمان با استادی موزیکی همراه و همگام با فضای فیلم با ضرباهنگ تند و پر شور ارائه داده و هیجان و تحرک لازم را به بیننده برای همراهی با قهرمان داستان  القا می کند.

البته موفقیت و شهرت و توانایی هرمان فقط در همکاری با هیچکاک خلاص نمی شود. موسیقی فیلم های همشهری کین ساخته اورسون ولز، جین ایر ساخته رابرت استیونسون، برف های کلیمانجارو ساخته هنری کینگ و راننده تاکسی ساخته مارتین اسکورسیزی برخی از مشهورترین آثار ماندگار این آهنگسازبزرگ آمریکایی می باشد.   


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۹۵/۹/۱۸ عصر ۰۱:۱۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, BATMAN, مراد بیگ, جیمز باند, خانم لمپرت, Classic, بیلی لو
ارسال پاسخ