[-]
جعبه پيام
» <لوک مک گرگور> تکرار برنامه ها و سریال ها فقط مخصوص ایران نیست. فقط کشورهای دیگر برنامه هاشون قابل تحمل تره.
» <سناتور> جالبه سریال یوسف پیامبر قبل ماه محرم پخش شد.دوباره تکرار مکررات.حکایت صمد در راه اژدها شده که هر فیلم رو شیش بار میدید
» <بانو الیزا> جدا چه روزخاطره انگیزی بود برای مردم اون زمان ^_^
» <منصور> 30 آبان مصادف است با اکران فیلم دخترلر -نخستین فیلم ناطق ایران- در سینمامایاک تهران که مدت 5 ماه روی پرده بود
» <رابین‌هود> «مختارنامه»، «یوسف پیامبر» و «پایتخت» سالی یکبار باید پخش شوند. این بار نوبت «یوسف پیامبر» است و قرعه بنام شبکه تماشا افتاده :دی (هرشب ساعت 21)
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فیلمهای متشابه
نویسنده پیام
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 60


تشکرها : 7981
( 8067 تشکر در 171 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: فیلمهای متشابه

بیا در آغوشم و راننده اجباری !

===============

فیلم هندی بیا در آغوشم (Aa Gale Lag Jaa) محصول 1973 بالیوود است، فیلمی زیبا و رومانتیک که بسیاری از ما با آن خاطره داریم. فیلم را منموهان دسایی کارگردانی نموده و بر اساس داستانی از جیوان پرابها دسایی می باشد. ستارگان بازیگر آن هم شاشی کاپور، شرمیلا تاگور و شاتروگان سینها هستند. این فیلم محبوب در زمان خودش به موفقیت بزرگی در گیشه دست یافت.

داستان فیلم حول محور کلیشه ای دختر پولدار و پسر فقیر می گردد اما آنقدر جذاب هست که ارزش چندبار دیدن را داشته باشد، بخصوص ترانه های بسیار زیبایی در آن خوانده و اجرا شده که صحنه های چشم نواز و گوش نواز بوجود آورده اند.

پرتی (شرمیلا تاگور) همراه پدر پولدارش هیراچاند (اُم پراکاش) در بمبئی ساکن و دانشجوی پزشکی است. او در پیست اسکیت با یک اسکیت باز یک لاقبا بنام پرم (شاشی کاپور) آشنا و عاشق وی شده و رابطه آنها بر حسب یک اتفاق باعث بارداری پرتی می شود.

پرتی نامزدی پولدار و دکتر دارد بنام عمر (شاتروگان سینها) که برای گرفتن تخصص ارتوپدی به خارج رفته است . هیراچاند درصدد چیدن نقشه ای بر می آید که این دو را از هم جدا کند تا پرتی به نامزد پولدار دکترش برسد. بنابراین با خدعه و نامه ای جعلی پرم و پرتی را از هم جدا و منزجر می کند و فرزند پرتی را هم به شرطیکه پرم پایش را از زندگی آنان برای همیشه بیرون بکشد به پرم واگذار و به پرتی می گوید بچه مرده بدنیا آمد. اما کودک، راهول زنده است و فقط در اثر ابتلا به فلج اطفال در یک پا نقص حرکتی دارد و عصا بدست می شود.

سالها می گذرد پرم با مربی گری اسکیت امورات زندگی خود و پسرش را می گرداند. اما قادر نیست از پس هزینه عمل جراحی پای راهول برآید. ضمن کلاسهای درسش یکی از شاگردانش بنام تیکی به وی علاقه مند می شود. تیکی خواهر دکتر عمر است که حال قرار است به هند برگردد و جراح ارتوپد شده است. پس به پرم وعده می دهد که برادرش پای راهول را مداوا می کند.

در مهمانی استقبال دکتر عمر، پرم- پرتی و پدرش را می بیند. پرتی قرار است بعد از درمان پای راهول با دکتر عمر ازدواج کند. هیراچاند پرم را تهدید می کند و پرم هم قول می دهد پس از عمل راهول شهر را ترک کند. اما جرقه های عشق مجدد بین او و پرتی شعله ور می شود و پرتی خودش را به او و راهول بی آنکه بداند مادر اوست نزدیک می کند. نوه هم اندک اندک در دل پدربزرگ بداخلاق جا باز می کند.

پس از عمل راهول دکتر عمر حقیقت را درمی یابد. پرم تیکی را از چنگ اوباش نجات می دهد اما خودش بشدت مجروح شده پیش از عمل جراحی عکس مادر راهول را در کیفی به پسرش می سپارد و راهی اتاق عمل دکتر عمر می شود. راهول کیف را پرت کرده پرتی عکس خودش را درون کیف می بیند و عاقبت همه چیز به خیر و خوشی تمام می شود.

====================================

اما کپی ایرانی فیلم، راننده اجباری 1354 به کارگردانی ناصر محمدی و" نویسندگی!!! " محمدعلی بندانی" است. احتمالا نویسنده محترم که خودشان در فیلم هنرپیشه هم تشریف دارند یک شب نشسته بیا در آغوشم را دیده و نسخه ایرانیزه آن را با مشقت فراوان تهیه نموده است...

و اما خلاصه فیلم به نقل از سایت سوره سینما:

فرهاد (منوچهر وثوق)، كه با تاكسي دوستش اكبر آقا انبردست (سيدعلي ميري) كار مي كند، با دختري به نام پروانه (آرام) آشنا مي شود و با او به شمال مي رود. پروانه از فرهاد آبستن مي شود، و وقتي آن دو قرار ازدواج گذاشته اند سهراب خان (محمدعلي بنداني)، پدر پروانه از فرهاد قول مي گيرد كه براي سعادت پروانه از او دوري كند تا با نامزد پزشك اش (كامي كسروي) ازدواج كند. از طرف ديگر سهراب به پروانه مي گويد كه فرهاد او را با گرفتن مبلغي پول ترك كرده است. سهراب پس از به دنيا آمدن فرزند پروانه نوه اش را به فرهاد مي سپارد. فرهاد پسرش فريد (آتش) را كه معلول است بزرگ مي كند. سال ها بعد دختري به نام ليلا (شادي آفرين)، كه خواهر نامزد پروانه است، به فرهاد علاقمند مي شود. فرهاد و پروانه به واسطه ي فريد يكديگر را مي يابند، و نامزد پروانه متوجه علاقه آن دو به هم مي شود. او فريد را مداوا مي كند، و سهراب خان فاش مي كند كه دوركردن فرهاد از پروانه با نقشه ي او بوده است. سرانجام فرهاد با پروانه و فريد زندگي مشتركي را آغاز مي كنند.

همانگونه که عرض کردم این یک کپی است. اما برابر اصل نیست، بسیار ضعیف و مصنوعی است. طبق معمول سعی شده حتی در انتخاب هنرپیشه ها هم شباهت ها رعایت گردد! البته جهت سفارشی تر کار شدن کپی ایرانی  و شاید هم به دلیل عدم اعتماد جناب نویسنده و کارگردان از جذابیت بکر سوژه!، یک نمکدان اضافه هم به آن پیوسته و آن حضور مرحوم میری در نقش اکبر آقا دوست فرهاد است که با کمدی بازی هایش در تقابل با پدر پروانه مردم را بخنداند.

جز این دیالوگ ها و صحنه ها کاملا مشابه می باشند. البته باز از آنجا که هدف جلب نظر سینماروهای نظر پاک ایرانی بوده قهرمان داستان بجای  اسکیت بازی، مربی شنا در استخری مختلط است...

اما اوج خلاقیت ایرانی در یکی از دوست داشتنی ترین سکانس های فیلم هندی است. صحنه آشنایی و ارتباط نزدیک پدربزرگ و نوه.

در بیا در آغوشم یک بازی شیرین کودکانه ((تیله بازی)) ، پدربزرگ بد اخلاق را رام می کند . کودک درونش را به شوق می اندازد و با جوش و خروش و کُری خوانی به بازی با نوه اش می پردازد و موسیقی تم بسیار شیرینی هم ضمن این بازی شیرین پخش می شود و دست آخر پدربزرگ از نوه برنده می شود و تیله ها را از آن خود می کند، در حالیکه راهول دل پدربزرگ را بدست آورده است...

در نسخه ایرانیزه راننده اجباری ، پدربزرگ با نوه مشغول بازی می شود اما نویسنده خلاق از آنجا که هوش و ذکاوت از بچگی در نهاد ما فوران می کند بازی سنگین و سرد شطرنج را برای سکانس کپی اش به کار می گیرد. بازی ای که برای پسر کوچک برانگیزاننده "بزرگسال درونش" است! و ماهرانه پدربزرگ را کیش و مات می کند. جل الخالق

الباقی قضایا را به مشاهده و مقایسه شما گرامیان واگذار می کنم... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل... و...

بله این بود حکایت راننده کپی شده ی اجباری! که آمد و در آغوش فیلمفارسی جا خوش کرد...


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۴/۱۲/۵ عصر ۰۸:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, آمادئوس, BATMAN, آلبرت کمپیون, جروشا, سروان رنو, اسکورپان شیردل, هانا اشمیت, بانو الیزا, Classic, لو هارپر, نکسوس, حمید هامون, Princess Anne, rahgozar_bineshan, کنتس پابرهنه
ارسال پاسخ