[-]
جعبه پيام
» <بانو الیزا> ممنون آقای سهیل
» <soheil> تا جایی که میدئنم خواننده جاز
» <بانو الیزا> سلام دوستان یک سوال داشتم . اولین فیلم ناطق جهان ، خواننده جاز هست یا فیلم نگهبان گیج1923؟
» <BATMANhttp://uupload.ir/files/l8b4_istock_0000..._small.jpg
» <زرد ابری> سپاسBATMAN عزیز
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 3 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
هیچکاک - همیشه استاد
نویسنده پیام
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 779
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 36


تشکرها : 5334
( 5402 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #1
Heart هیچکاک - همیشه استاد

سینما برشی از زندگی نیست... سینما برشی از یک کیک است ![/b] : سر آلفرد هیچکاک امروز روز تولد هیچکاک بود و این کارگردان دوست داشتنی 110 ساله شد. نمی دونم چه در وجود این مرد هست که جدای از فیلم هاش باعث میشه شخصیت خودش اینقدر دوست داشتنی بشه. روحیه طنزی که داره؟ اینکه فیلم ها رو بی خودی پیچ نمیده که بخواد خودشون به رخ بکشه ؟ حضور سمبلیک اش در سکانسی از فیلماش ؟ کارنامه جالبه اش ؟ فیلم های عجیب و غریبش ؟ یا هیکل سینمایی ایش !!؟ هیچکدام یا همه موارد ؟! اینها مهم نیست. مهم اینست که وقتی شاهکاری از او را می بینیم و به یک سکانس خاص می رسیم انگار که تمام درس های تئوری سینما و کتاب های آموزشی آن را در چند ثانیه شسته و رفته تماشا می کنیم. هیچکاک خود سینماست. او خوب بلد است حرفش را چگونه در قالب تصویر به تماشاگر بزند. او از اینکه تماشاگر را چند ساعت سرکار بگذارد لذت می برد.

هیچکاک ! از اینکه ما را 54 بار سرکار گذاشتی ممنونیم ! تولدت مبارک .


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۵/۲۳ صبح ۱۲:۰۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, seyed, MunChy, بانو, الیشا, چارلز کین, Papillon, آوینا, جو گیلیس, فورست, خانم لمپرت
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 779
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 36


تشکرها : 5334
( 5402 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: هیچکاک - همیشه استاد

همانطور که یکی از منتقدان سینمایی در مجله فیلم شماره جدید 400 گفته : سخت ترین انتخاب در زندگی یک کارشناس سینمایی انتخاب 10 فیلم برتر زندگی اش از میان صدها فیلمی است که دوست دارد. در مورد هیچکاک با کارنامه طویل و عریض 54 فیلمی اش هم همینطور است. شاید تعداد شاهکارهای استاد به ده فیلم نرسد اما مگر سکانس های برتر هیچکاکی فقط در همین چند فیلم هستند؟ ممکن است من سکانسی از خبرنگار خارجی را بسیار دوست داشته باشم ، حتی بیشتر از کل فیلم پنجره عقبی ! اما کلیت فیلم پنجره عقبی باعث می شود که در انتخاب فیلم های برتر ، آن شاه سکانس خبرنگار خارجی فدای کل فیلم شود و به چشم نیاید. کلا سینمای هیچکاک همینطور است ، شما حتی در ضعیف ترین فیلم او ، حداقل یک سکانس بسیار زییا پیدا می کنید که به دل شما بچسبد:

سکانس از پله بالارفتن کری گرانت با لیوان شیر سمی  سوء ظن

سکانس رویای خواب سالوادر دالی طلسم شده

سکانس ترور در پله های کنفرانس خبرنگار خارجی

سکانس تک گویی بدون قطع 20 دقیقه ای هنریتا  در برج جدی

سکانس پیدا کردن  الماس در لوستر توطئه فامیلی

 


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۷/۲۶ صبح ۱۲:۰۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : seyed, سم اسپید, Papillon, الیشا, آوینا, جو گیلیس, simone
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,849
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 8095
( 14054 تشکر در 485 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: هیچکاک - همیشه استاد

"... به نظر من جنایت هم یک نوع هنره ... البته شاید از نوع هنرهای زیبا نباشه . .." : روبرت (جیمز استیوارت )

فیلم طناب هیچکاک رو خیلی دوست دارم. فیلمی ساده و بدون پیچیدگی مصنوعی که از شخصیت ها و فضای محدودی که در اختیار داره ، بهترین استفاده رو می کنه. هیچکاک برای اولین فیلم رنگی خودش از تکنیک برداشت طولانی استفاده کرد و دوربین در برخی صحنه ها بدون کات دادن تا 10 دقیقه در حال فیلمبرداری پیوسته است. این روش را هیچکاک خلاق برای بالابردن حس تعلیق استفاده کرد اما حسابی پدر بازیگران رو درآورد چون با یک اشتباه ، باید کل صحنه از اول گرفته می شد و برای بازیگر هم حفظ کردن دیالوگ برای 10 - 20 دقیقه  آسان نیست .

شخصیت براندون محشره. جیمز استیوارت هم در نقش فضولش ، خیلی خوب و جاافتاده بازی می کند و فارلی گرنجر کودن و ترسو هم درست کفر آدم را در می آورد. دیالوگ های فیلم زیبا هستند و سکانس های جالبی پشت سر هم به وقوع می پیوندند.


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۸/۸/۴ عصر ۱۱:۰۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, seyed, موسيو وردو, جيمز استوارت, الیشا, آوینا
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 779
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 36


تشکرها : 5334
( 5402 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: هیچکاک - همیشه استاد

(۱۳۸۸/۸/۴ عصر ۱۱:۰۷)سروان رنو نوشته شده:  

فیلم طناب هیچکاک رو خیلی دوست دارم.

چیزی که در مورد طناب می پسندم زمان فیلم است: 80 دقیقه. همیشه با فیلم هایی که زمان طولانی دارند مشکل داشته ام. حتی فیلم های شاهکاری همچون بربادرفته ، ژیواگو ، لورنس عربستان و ... را به ندرت بیش از 2 بار کامل تماشا کرده ام. در تماشای مجدد سعی می کنم با دور تندِ دستگاه پخش کننده ، صحنه ها و سکانس های عادی را رد کنم. در زندگی امروز ، تماشای پیوسته یک فیلم 3 ساعته حقیقتا مشکل است و حوصله می خواهد.

جالب است که زمان فیلم طناب از عصر شروع می شود و داستان در زمانی حقیقی و زنده به پیش می رود به طوری که به مرور نور آفتاب پشت پنجره آپارتمان کم فروغ می شود و در پایان فیلم به غروب می رسیم. تکنیک برداشت طولانی را هیچکاک در این فیلم و در فیلم در برج جدی به کار گرفت و با اینکه به تروفو می گوید که کار اشتباهی بوده  اما به نظر من یک آزمایش و تجربه جالب برای او بوده است. حداقل در مورد طناب ، این تکنیک با ساختار داستان بسیار تناسب دارد و آن را به یکی از غیرمعمولی ترین فیلم های او مبدل ساخته است.

بازی جذاب جان دال در کنار جیمز استیوارت این فیلم را بسیار تماشایی کرده است و جالب است که وقتی این فیلم را برای کسانی که فیلم بین حرفه ای نیستند پخش می کنم ، می بینم که تعلیق کوبنده ای برای تماشاگر به همراه دارد. داستان ساده و کم شخصیت این فیلم باعث می شود که تماشاگر عام نیز به راحتی با فیلم ارتباط برقرار کند. دوبله خوب و با کیفیت و تقریبا کاملی  از طناب در بازار موجود است و همین باعث می شود که این فیلمِ دیالوگ محور ،  با لذت دیده شود. برای کسانی که می خواهند بدانند چطور با حداقل امکانات میتوان یک فیلم گیرا ساخت ، طناب نمونه بسیار خوبی است.

 ... 


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۱۰/۱۴ صبح ۱۲:۲۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Savezva, seyed, موسيو وردو, رامین_جلیلوند, الیشا, آوینا
MunChy آفلاین
شوالیه تاریکی
***

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۸
اعتبار: 14


تشکرها : 157
( 785 تشکر در 10 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: هیچکاک - همیشه استاد

دیشب شبکه چهار سایه یک شک = Shadow Of a Doubt رو پخش کرد.
متاسفانه اطلاع رسانی ضعیف باعث میشه که خیلی ها نتونن فیلم رو ببین.
به طور اتفاقی زدم شبکه چهار و حدود 20 دقیقه ازش گذشته بود. جدای پرش های ثانیه ای (=سانسوری) نسبت به دفعه های قبلی که پخشش کرده بودن بهتر بود. نمیدونم چرا احساس می کنم کمتر ازش زده بودن.

به هر ترتیب, راجع به این فیلم خیلی حرف زده و شده و همه دیدنش. دیشب موقع تماشا یک قسمت از فیلم برام جلوه خاصی داشت. قبلا به این اندازه تو نخ این قسمت نرفته بودم و ازش لذت نبرده بودم :

[تصویر: b4c5cf7b93ce325cf414526c028fe21f.jpg]

دایی چارلی دوست داشتنی!

[تصویر: 75ad1cf66a444858df55a0452229a961.jpg]

- پنجاه سنت باهات شرط می بندم که داییت الان توی اتاقش نیست.
- میدونم که داییم اونجاست.
- با این وجود همچنان میگم که اونجا نیست.

[تصویر: 29dcb14517f90b92c39cc9799c81eaf1.jpg]

داری سعی می کنی بهم بگی که نباید فکر کنم دایی چارلی آدم فوق العاده ای هست؟

[تصویر: 5b49d599a56b8e01faa68923632cbc0c.jpg]

دایی وارد می شد.

[تصویر: bd9f5e9a548ba62c58ed9d29beafab98.jpg]

دوست ندارم ازم عکسی گرفته بشه.
باید ازتون بخوام که بدینش به من.


یه قطعه پیوسته کلاسیک و جذاب

۱۳۸۸/۱۰/۱۶ صبح ۱۱:۵۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, seyed, Savezva, Classic, بانو, موسيو وردو, الیشا, آوینا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,849
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 8095
( 14054 تشکر در 485 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: هیچکاک - همیشه استاد

(۱۳۸۸/۱۰/۱۶ صبح ۱۱:۵۵)MunChy نوشته شده:  

 نمیدونم چرا احساس می کنم کمتر ازش زده بودن.

دایی چارلی دوست داشتنی!

اتفاقا من هم همین احساس رو داشتم. به نظرم اومد که نسبت به قبل بیشتر از زوم استفاده شده بود و حذفیات کمتر بود idont البته شاید توهمات باشه ! مطمئن نیستم.

 دایی چارلی جزو  top 20 شخصیت های مورد علاقه من در تاریخ سینما ست. :rolleyes: اون جایی که سر سفره ، در مورد پیرزن های بیوه ای که پول مفت از شوهر بهشون رسیده صحبت می کنه عالیه. جوزف کاتن خصوصیات یک بازیگر کامل هیچکاکی رو داره و نقش آدم مرموزی مثل دایی چارلی را عالی در آورده. فکر می کنم فقط در 2 تا از فیلم های هیچکاک بازی کرده: یکی همین سایه یک شک و دیگری در برج جدی . فیلم دیگه ای یادم نمی آد . هیچکاک از اون کارگردان هایی بود که اگر از بازیگری خوشش می اومد سعی می کرد چندین فیلم دیگه هم با اون بسازه.


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۸/۱۰/۱۶ عصر ۱۲:۵۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Savezva, MunChy, Classic, الیشا, آوینا
MunChy آفلاین
شوالیه تاریکی
***

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۸
اعتبار: 14


تشکرها : 157
( 785 تشکر در 10 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: هیچکاک - همیشه استاد

جوزف کاتن یکی از بازیگران محبوب من هم هست. فیلمهای زیادی ازش دیدم و واقعا بازیش رو می پسندم. یک نقل قول خیلی جالب هم داره :

"اورسن ولز همشهری کین را بهترین فیلمش می داند. آلفرد هیچکاک به فیلم سایه یک شک رای می دهد و سر کارول رید فیلم مرد سوم را انتخاب می کند. و من در همه آنها حضور دارم"

آره توی همون دو فیلم به همراه 3 اپیزود از مجموعه تلویزیونی " هیچکاک تقدیم می کند " بازی کرده.

۱۳۸۸/۱۰/۱۶ عصر ۰۵:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, سروان رنو, بانو, الیشا, آوینا
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 779
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 36


تشکرها : 5334
( 5402 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: هیچکاک - همیشه استاد

جوزف کاتن در فیلم در برج جدی هم در نقش شوهر اینگرید برگمن خیلی خوب بازی می کنه.  این فیلم از فیلم های مهجور مانده و کمتر قدر دیده هیچکاک هست. اونجا جوزف کاتن ، یک مجرم سابقه دار است که با اینکه شخصیت اش در فیلم از نظر تماشاگر تنفرانگیز است اما بازی بسیار درخشانی  از خودش به نمایش می ذاره. البته من جوزف کاتن رو در فیلم هایی مانند سایه یک شک ، مرد سوم ، همشهری کین ، چراغ گاز و ... بیشتر دوست دارم  ولی بازی اش در نقشی متفاوت مانند فلاسکی عبوس و بد اخلاق ( در برج جدی ) ثابت می کنه که بازیگری تک بعدی نیست و می تونه حتی از عهده نقش های متفاوت هم بر بیاد. خوشبختانه  قراره زحمت زیرنویس کردن  این فیلم هیچکاک  رو برادر رضا بکشه.


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۱۰/۱۶ عصر ۰۹:۳۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو, MunChy, الیشا, آوینا
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 779
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 36


تشکرها : 5334
( 5402 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: هیچکاک - همیشه استاد

بخشی از بحث تروفو و هیچکاک درباره فیلم پنجره عقبی :

تروفو: اين مظمون در قسمت اخر فيلم القا شده آنجا كه يك دختر قصد خودكشي دارد ولي وقتي مي شنود آهنگساز آهنگ تمام شده را مي نوازد از اين قصد منصرف مي شود. در همين لحظه نيست كه جيمز استوارت با شنيدن اين اهنگ متوجه مي شود كه عاشق گريس كلي است؟
صحنه پر معني ديگر جايي است كه ان زوج بي فرزند پي ميبرند كه سگ كوچكشان كشته شده است نكته جالب در اين صحنه واكنش افراطي انهاست و سرو صداي شديدي كه به راه مي اندازند انگار بچه كوچكي از دنيا رفته است.

هيچكاك: مسلم است كه آن سگ تنها بچه آنها بود . در پايان اين صحنه ديديد كه همه پشت پنجره جمع شده اند و پايين را نگاه مي كنند ، غير از آن مردِ مظنون به قتل كه در تاريكي نشسته و سيگار مي كشد.

تروفو: از قضا اين تنها صحنه ايست از فيلم كه دوربين جايگاه خود را عوض مي كند. با بيرون رفتن دوربين از اتاق استوارت صحنه كاملا حالت عيني و خارجي پيدا ميكند.

هيچكاك: درست است اين تنها مورد بود.



تروفو: اين نمودار يكي ديگر از از قواعد كلي شما نيست؟ قاعده شما اين است كه تا صحنه به اوج درامي خود نرسيده تصوير و نماي كلي آن را نشان نمي دهيد . مثلا در قضيه پاراداين اوج ماجرا آنجاست كه پك با خفت از صحنه خارج مي شود .
تنها در اين لحظه است كه دوربين خروج او را از يك فاصله دور دنبال مي كند و شما تمام محوطه دادگاه را نشان مي دهيد. در پنجره عقبي هم اولين بار كه محوطه حياط را نشان مي دهيد مي بينيم كه زن به خاطر مرگ سگش شروع به داد و بيداد مي كند و همسايه ها به طرف پنجره هايشان مي روند كه ببيند چه اتفاقي افتاده.

هيچكاك: درست است اندازه تصوير در اينجا براي هدفي دراماتيك به كار رفته و نه صرفا براي نماياندن و تثبيت زمينه وقايع.
همين چند وقت پيش داشتم يك برنامه تلوزيوني را مي گرفتم و در آن صحنه اي بود كه مردي وارد كلانتري مي شود كه خود را به پليس تسليم كند . نماي درشتي از مرد را داشتم كه از در وارد و در پشت سرش بسته ميشود . و او به طرف يك ميز ميايد . تمام صحنه را نشان ندادم . از من پرسيدند خيال نداري تمام صحنه را نشان بدهي كه مردم بدانند قضيه در يك كلانتري مي گذرد؟
گفتم چه لزومي دارد؟ گروهبان كه پشت ميز نشسته و گوشه اي از بدنش در كنار تصوير پيداست سه تا نوار روي بازويش دارد و همين براي بيان منظور ما كافي است . چه احتياجي به نماي دور و عمومي داريم كه مي شود در يك لحظه دراماتيك از ان استفاده كرد ؟


 

ادامه دارد ...


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۱۱/۴ صبح ۱۲:۰۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Savezva, موسيو وردو, الیشا, آوینا, جو گیلیس, فورست
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,849
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 8095
( 14054 تشکر در 485 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: هیچکاک - همیشه استاد

 فیلم پنجره عقبی جزو Top 5 هیچکاکی های من است. حیف و دو صد افسوس که نسخه دوبله خوبی از آن در دسترس نیست. قبل از اینکه نسخه زیرنویس خوبی از این فیلم به بازار بیاید زیاد محبوب من نبود. دیدن فیلم با زبان غیر فارسی هر چقدر هر که زبانت خوب باشند اصلا چنگی به دل نمی زند. مگر اینکه بخواهی خودت را گول بزنه و اِفه بذاری بگی که نَه ! من فهمیدم که مفهوم این دیالوگ چی بود !

پنجره عقبی تا حد زیادی شبییه به طناب و قایق نجات است. البته شباهت بیشتری به طناب دارد. همان موضوع جنایی با شخصیت هایی کم تعداد و ثابت و مکان ها ( لوکیشن ) های معدود، یه طوری که کل فیلم در دو سه لوکیشن می گذرد. هیچکاک زمانی گفته که این فیلم ، سینمایی ترین فیلمش است. درست گفته ، چون اگر شما این فیلم را از رادیو تماشا کنید عمرا چیزی از آن نمی فهمید چون زبان تصویری بسیاری در فیلم به کار رفته. سکانس ابتدایی فیلم که دوربین از بیرون آپارتمان وارد خانه می شود و جیمز استیوارت پا شکسته را با پای گچ گرفته و امضاهای روی گچ نشان می دهد و سپس حرکت دوربین بر روی نشان ها و جوایزی که نشان می دهد او یک عکاس خبری است و ... از یک  عکس روی دیوار که نشان دهنده برخورد یک ماشین با لنز دوربین است هم می فهمیم که چطور صدمه دیده و چرا توی خانه نشسته است. از صورت عرق کرده اش و دماسنج روی دیوار هم می فهمیم که زمان فیلم ، تابستان و یک روز گرم است !

همه اینها را هیچکاک بدون یک کلمه دیالوگ ، در عرض یک دقیقه حرکت دوربین به ما می گوید. هنر یعنی همین. این فیلم از فیلم هایی هست که بعد از 50 سال هنوز تر و تازه مانده است چون موضوع آن در زندگی امروز هم کاربرد دارد. بازی جیمز استیوارت چشم چران هم دیدنی است.


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۸/۱۱/۶ عصر ۱۰:۲۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بچه رزماری, Classic, موسيو وردو, الیشا, آوینا, فورست
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 779
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 36


تشکرها : 5334
( 5402 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: هیچکاک - همیشه استاد

فيلم هاي هيچكاك  

آلفرد هيچكاك  Alfred Hitchcock  ويژگي هاي خاصي در فيلم سازيش داشت . او سر صحنه ي فيلم برداري به شدت وسواسي بود . تمامي اجزاي صحنه اش را به دقت كنار هم مي چيد . حتي با بازيگرانش مانند اشيا برخورد مي كرد ، آن ها بايد دقيقا همان كاري را مي كردند كه او مي خواست . هيچكاك بدش نمي آمد ، در هر فيلمش سبك هاي جديدي را تجربه كند . اين كارش باعث مي شد فيلم هايش همواره براي مردم و منتقدان جذاب باشد . مثلا فيلم پنجره ي عقبي داستان عكاسي بود كه با پاي گچ گرفته گوشه ي خانه اش نشسته بود و با دوربين شكاريش آپارتمان روبه رويي و تمام اتفاقاتي كه در آن رخ مي داد را ديد مي زد ! يا فيلم طناب را تماما درون فضاي داخلي يك خانه و بدن هيچ گونه برشي (cut) ساخته بود .

حركات دوربين فيلم هاي هيچكاك و قاب بندي هاي مخصوصش كه بر گرفته از علاقه اش به عكاسي بود و معمولا روي شيئي خاص تاكيد داشت ، از جمله ويژگي هاي شاخص فيلم هاي او بود . فيلم هاي هيچكاك معمولا فيلمنامه هاي قوي و داستان هاي شاخصي نداشت ، اما اين فيلم نامه ها به بهترين نحو ممكن به تصوير كشيده مي شدند . او معمولا شاهكارهاي ادبي را اقتباس نمي كرد زيرا عقيده داشت اگر يك رمان يا داستان ناب شكل قطعي خود را در قالب كتاب پيدا كرده ، او نمي تواند آن را در قالب فيلم به تصوير بكشد و اثري قوي خلق كند . او فقط كتاب هايي را اقتباس مي كرد كه مي توانست معاني تصويري از آنان برداشت كند . او از تغيير دادن اتفاقات و شخصيت هاي منبع اصلي هيچ ابايي نداشت ، تا جايي كه صداي چندين نفر از نويسندگانش را در مي آورد . شايد برايتان جالب باشد كه بهترين همكار هيچكاك همسرش آلما بود . او در سينما فعاليت هايي چون تدوين و منشي گري صحنه را در كارنامه داشت كه در كنار هيچكاك تازه كار قرار گرفت و هيچكاك همواره فيلم نامه هايش را به خانه مي آورد و با همسرش روي آن كار مي كرد و گاها نام آلما را در تيتراژ به عنوان نويسنده اضافه مي كرد .

 نكته ي مهم ديگري كه در فيلم ها او ديده مي شود ، ايجاد تعليق ، دلهره ، پريشاني و گاها ترس در ببينده است . وقتي نشسته ايد و فيلم هاي هيچكاك را مي بينيد قبل از آن كه اتفاقي رخ دهد ، از آن باخبر خواهيد شد ، يا به وسيله ي تاكيد دوربين يا به وسيله ي نواخته شدن موزيكي معمولا گوشخراش . نحوه ي پيش برد داستان در فيلم هايش به گونه ايست كه علاوه بر اين كه از جو دلهره آميزي كه در فيلم (و حتي در بعضي فيلم هايش مانند پرندگان تا مدتي بعد از فيلم) جريان دارد لذت مي بريد ، ناچاريد با شخصيت هاي فيلم هم ذات پنداري كنيد و براي آنان نگران باشيد . مثلا در همان فيلم پرندگان كافيست خود را به جاي خانواده ميچ برنر تصور كنيد ، در خانه اي حبس شده ايد ، اطراف خانه پرندگان وحشي كمين كرده اند و دهكده خالي از سكنه است چه حسي خواهيد داشت ؟! اما در ميان تمام اين مشخصات هيچكاك عناصري را در فيلم هايش به كار مي بست كه مخصوص فيلم هاي خودش بود :

دوشيزه ي موطلايي : شخصيت هاي زن اول فيلم هاي هيچكاك ، معمولا زناني بودند كه موهاي طلايي رنگي داشتند و در فيلم هايش يا به قتل مي رسيدند ، يا مورد اذيت و آزار بودند ، يا جاسوس از آب در مي آمدند و يا درگير يك نوع بيماري رواني خاص بودند (و در بعضي موارد همه ي اينها !) هيچكاك در اين باره مي گويد : «زنان موطلايى قربانيان خوبى هستند، آنها شبيه برف دست نخورده اى هستند كه رد خونى را نشان مى دهد ! »

 بسياري از فيلم هاي هيچكاك از زاويه ي ديد زن است یا قهرمان داستان یک زن است ، فيلم هايي مانند خرابكاري ، ربه كا ، طلسم شده ، سوءظن ، سايه ي يك شك ، مارني ، بدنام  و ... . و در فيلم هاي ديگر معمولا  زنان حريف مردان هستند . زنان فيلم هاي او مستقل ، خودراي ، قابل و غالبا واقف به جنسيت خويشند.

او معمولا از بازيگران شاخصي چون اينگريد برگمن در فيلم بدنام ، كيم نواك در فيلم سرگيجه و تيپي هدرن در فيلم مارني ، براي اين شخصيت ها استفاده مي كرد و  آنان نيز معمولا بازي هاي خوب و ماندگاري را ارائه مي كردند . بازي هايي كه خود يكي از مولفه هاي فيلم هاي هيچكاك بود .

تاكيد هيچكاك بر استفاده از اين نوع پرسوناژ به قدري زياد بود كه در تقريبا تمام فيلم هايش ، حتي فيلمي مانند طناب كه درباره ي قتل پسري جوان توسط دوستانش بود ، از آن استفاده مي كرد .

مك گافين : مك گافين (the macguffin) به شيء يا حادثه اي اسرار آميز اطلاق مي شد كه پيرنگ داستان فيلم هاي هيچكاك گرد آن مي چرخيد . اشيايي مانند دست كش جامانده ي يك زن كه پرده از خيانت او به شوهرش بر مي دارد ، يا گردن بند جواهر نشاني كه منجر به قتل و خونريزي مي شود و حوادثي چون ترور يك  مامور مخفي كه باعث درگيري يك خانواده در يك توطئه ي شبكه اي آدم ربايي مي شود و ...

اين اصطلاح توسط «انگس مك فيل» براي فيلم سي و نه پله ساخته شد و از آن پس به يكي از مولفه هاي سينماي هيچكاك تبديل شد.

نقش گذري : هيچكاك عادت داشت و گاهي اوقات مجبور بود ، در بخش كوتاهي از فيلم هايش بازي كند . واين بازي ها معمولا محدود مي شد به عبور كردن از پس زمينه ي تصوير ، ايستادن در گوشه اي از صحنه ، خواندن روزنامه و يا عكس گرفتن به عنوان عكاس و ... . پس از محبوبيت هيچكاك اين عادت ، تبديل به يكي از مهم ترين ويژگي هاي فيلم هاي هيچكاك شد كه از آن به بعد به عنوان امضاي هيچكاك از آن ياد مي شد .

هيچكاك در مورد حضورش در بخشي از فيلم مستاجر گفته بود :« آن ها احتیاج به کسی داشتند که فضای خالی را در گوشه ي تصوير پر کند و من هم به اندازه ي كافي چاق بودم ، به همين خاطر تصميم گرفتم خودم در آن صحنه بازي كنم !»

اين روند در فيلم هاي آخر هيچكاك ، جنبه ي كميك نيز به خود گرفته بود . مثلا در فيلم پرده ي پاره (1966) در حالي كه در لابي هتل مشغول ديدن برنامه ي تلويزيوني هيچكاك(!)است ، پسر بچه اي كه روي پايش نشانده است ، بر روي شلوارش خرابكاري مي كند . در فيلم توپاز (1969) هيچكاك از روي صندلي چرخداري كه روي آن نشسته ، بلند مي شود و با يكي از دوستانش دست مي دهد !

منبع متن:   hitchcock.blogfa.com با اندکی ویرایش


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۱۲/۱۵ عصر ۱۱:۱۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, موسيو وردو, الیشا, آوینا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,849
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 8095
( 14054 تشکر در 485 ارسال )
شماره ارسال: #12
RE: هیچکاک - همیشه استاد

عرض شود که ... قبل از مهاجرت کبری - که طی آن اکثر علماء از پرشین تولز هجرت کردند - ، در تاپیک هیچکاک آن ولایت ، با برادر خوب و ارزشی ، مونچی ( حفظ الله نوآره)  بحث های بسیار خوبی رو شروع کرده بودیم که ناتمام ماند. با هماهنگی ای که  با مونچی عزیز شد ، میل ملوکانه بر این استوار گردید که برخی از مطالب گلچین شده را به اینجا منتقل نموده و ادامه بحث را شروع نماییم . باشد که روح خبیث هیچ از ما راضی گردد. آمین . [تصویر: pop.gif]

و اما بعد ...

یک ناشناس :

سلام دوستان. من میخوام چند تا از بهترین فیلم های هیچکاک رو با کیفیت BD داونلود کنم. خودم این فیلم ها رو مدنظر دارم:
Rear Window
Psycho
Vertigo
North by Northwest
Notorious
Rebecca
The Birds
من در مورد هیچکاک مطالب زیادی خوندم اما تا به حال هیچ فیلمی ازش ندیدم! میخواستم اگه میشه راهنماییم کنید. این فیلم هایی که انتخاب کردم خوبن؟ آیا هیچکاک فیلم های بهتری هم داره که به داونلود کردن با کیفیت BD بیرزه؟
راستی, با توجه به این که شما از طرفدار های هیچکاک هستید فکر میکنم آرشیوش با کیفیت BD براتون جالب باشه. هر وقت این ها رو داونلود کردم بهتون خبر میدم تا اگه مایل بودید براتون بفرستم.

مونچی:

سلام
از بین اون 7 فیلم, سلیقه شخصی من به این ترتیب هست :

Vertigo
North By Northwest / Rebecca
Psycho / Notorious
The Birds

Rear Window رو توصیه می کنم آخر از همه اینها ببینی
برای دیدن کارهاش از آثار دهه 50 ایش شروع کن و بعد 40 ای. اگر خوشت اومد که میمونه اون 2 دهه آخر فیلمسازیش و دوران انگلیسی و دوران صامتش. توی همین تاپیک هم مطلب راجع به فیلمهای مختلفش زیاد پیدا میشه. فقط اکثر اینها HDTV -720 هستند اگر اشتباه نکنم. مدتی پیش یه BD استاندارد فقط برای North By Northwest اومد.

مونچی :

نميدونم اين غم ' نبود فيلم-هيچکاکي ' عموميت داره يا نه. نميدونم چطور توضيح بدم, يه وقتي ميرسه که ديگه نه " ترفند لوبيچ " ميتونه راضيت بکنه, نه " جادوي تصوير نولان ", نه " شاهکارهاي وايلدر " و نه " فيلمهاي هنري-اروپايي " که از بعضي از اونها به شدت تنفر داري!
هر چقدر هم که ميگذره باز دلت ميخواد برگردي و يه فيلمه گرم و خودموني از " هيچ " ببيني, حتي اگر چند بار هم ديده باشيش, باز هم دست و دلت به فيلم ديگه اي نميره. نميدونم جادوي کار کجاست که آثارش انقدر گرم و دوست داشتني از کار درومدن. براي بار چندم Sabotage ( خرابکاري ) رو ديدم و باز هم لذت بردم. شايد رومون نميشه که بگيم بهترين کار انگليسي هيچکاک هست. شايد هم واقعا نيست. نميدونم, فقط اين رو ميدونم که گاهي هيچ چيزي بيشتر از يه " کلاسيک-داستاني-هيچکاکي " آدم رو سر حال نمياره!

تین تین :

گرمای خاصی تو فیلمهاشه که حتی توی کلاسیک های دیگه نیست . الآن خیلی اتفاقی صحنه های سایه یک شک جلوی چشمامه که اومدند از خونه عکس بگیرند . من حدود 1 ماه پیش این کمبود رو حس کردم !!

هومان:

فیلم پرده پاره را بعد از سالها دوباره دیدم. اینبار با کیفیت عالی DVD و دوبله کامل تر.

با اینکه گفته می شود که از بهترین های هیچکاک نیست اما وقتی یک خروار فیلم متفرقه که به اصطلاح فیلم های
خوبی هم هستند دیده اید و ناگهان فیلمی از هیچکاک ببینید می فهمید که حتی ضعیف ترین فیلم های هیچکاک
هم یک سر و گردن از فیلم های دیگر سر است.

دیدن پل نیومن ( اینک اسطوره شده ) و جولی اندروی کم نظیر در داستانی جاسوسی از دوران جنگ
سرد لذت بخش بود. مخصوصا وقتی بی خیالی همیشگی پل نیومن را در تمسخر آنچه پرده آهنین می نامیدند
می بینید باید به هیچکاک آفرین بگویید. آیا کسی جز پل نیومن می توانست به این راحتی تمام جاسوس بازی های
شرق و غرب را به تمسخر بگیرد ؟

پل نیومن با اینکه نقش یک دانشمند فیزیک را بازی می کند اما آن لمپنی همیشگی اش را دارد و هیچکاک
خوب این را در وجود او کشف کرده است. اکثر فیلم های هیچکاک تمسخر همین چیزهای جدی جامعه مدرن بوده
است.

ادامه دارد ...

.


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۸/۱۲/۲۴ صبح ۱۲:۱۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : MunChy, موسيو وردو, الیشا, آوینا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,849
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 8095
( 14054 تشکر در 485 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: هیچکاک - همیشه استاد

بابا دلمون برای یه بحث هیچکاکی لک زده. یه آدم خیر پیدا نمیشه تا کل کل کنیم . بحث زرد هم قبوله ها ! می تونیم در مورد یکی از فیلماش صحبت کنیم و یا حتی در مورد سایز دور کمر اش بحث کنیم .   :rolleyes:

 

فیلم خیالی :  جنوب از جنوب شرقی


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۱/۲۶ صبح ۱۲:۰۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : dub-lover, Negar, موسيو وردو, الیشا, آوینا, فورست
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 779
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 36


تشکرها : 5334
( 5402 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #14
RE: هیچکاک - همیشه استاد

(۱۳۸۹/۱/۲۶ صبح ۱۲:۰۰)سروان رنو نوشته شده:  

... بحث زرد هم قبوله ها ! می تونیم در مورد یکی از فیلماش صحبت کنیم و یا حتی در مورد سایز دور کمر اش بحث کنیم .   :rolleyes:

 

در مورد دور کمر می تونیم شروع کنیم ... ! در این زمینه هم هیچکاک کارگردان شاخصی است. :!z564b

هیچکاک و سلزنیک . کسی که هیچکاک را به آمریکا آورد و او را از گمنامی بیرون آورد. سلزنیک به دلیل پیدا کردن استعدادهای ناب و معرفی آنها به سینما فرد مهمی است . او سر پرسودایی داشت و همیشه از کارهای خلاقانه و متهورانه استقبال می کرد. زمانی که او پول هنگفتی را صرف ساخت بربادرفته می کرد ، همه در هالیوود می گفتند که کسی از این فیلم استقبال نخواهد کرد و او ورشکست خواهد شد !


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۹/۱/۲۸ عصر ۱۱:۳۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, رائول والش, موسيو وردو, آوینا, الیشا
MunChy آفلاین
شوالیه تاریکی
***

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۸
اعتبار: 14


تشکرها : 157
( 785 تشکر در 10 ارسال )
شماره ارسال: #15
RE: هیچکاک - همیشه استاد

مسافرخانه جامائيکا, اقتباسي کمتر ديده شده از آلفرد هيچکاک
به بهانه 30 امين سالگرد فوتش



دافنه دوموريه نويسنده مطرح انگليسي رمان هاي کوتاه و بلند معروفي رو در بيش از پنجاه سال نويسندگي نوشته. سه مورد از بهترين نوشته هاش,يعني ربه کا, مسافرخانه جامائيکا و پرندگان از سوي آلفرد هيچکاک تبديل به فيلمهاي موندگار شدن. بين ما ايراني ها قاعدتا کتاب ربه کا معروف تر و شناخته شده تر از دو مورد ديگه هست.

آخرین فیلم انگلیسی هیچکاک همین مسافرخانه جامائیکاست. جدای دوران صامت سازی, انگلیسی های ناطقی مثل ربه کا, بانو ناپدید می شود , 39 پله , مامور مخفی و مردی که زیاد میدانست رو به همراه تعداد دیگه ای فیلم در انگلیس ساخته بود که هر کدوم به موفقیت هایی رسیدن. این فیلم هیچوقت در بین آثار برترش قرار نگرفت و اکثرا اعتقاد داشتن که هیچکاک کاراکترها و فضای اتمسفریک فیلم رو نتونسته دربیاره. با این وجود فیلم در سال 1939 که یکی از بزرگترین سالهای تاریخ سینما به حساب میاد به فروش خوبی دست پیدا کرد. طوری که حتی بعضی از فیلمهای آمریکایی و شناخته شده تر هیچکاک هم نتونستن بهش از نظر فروش برسن.

چارلز لاتون هنرپیشه محبوب کارگردان های بزرگ خودش علاوه بر ایفای نقش سِر هامفری تهیه کننده فیلم هم بود. نقش اصلی هم تقریبا به همین خاطر بهش رسید. از ابتدا قرار بود نقش شوهر خاله مری (او'هارا) رو داشته باشه اما در نهایت در نقش اول ظاهر شد. دخالت های لاتون در کاراکتر قصه و درگیری با هیچکاک مشخصا به فیلم ضربه زده. قطعا میشه از مسافرخانه جامائیکا به عنوان یکی از فیلمهای گرد و خاک گرفته هیچکاک یاد کرد. البته حضور مارین او'هارا در این فیلم که تقریبا اولین نقش آفرینی درست و حسابی سینماییش به حساب میومد رو شاید بشه تا حدودی مدیون لاتون بود. بعد از این فیلم در گوژپشت نوتردام هم دوباره با لاتون همبازی شد. میگن دوموريه از فیلم راضی نبوده و حتی به همین خاطر در دادن حق ساخت ربه کا به هیچکاک هم دچار شک شده بوده.

یه گروه سارق محلی که در مسافرخانه جامائیکا ساکن هستن به دستبرد و دزدی از کشتی هایی که به بندر اونجا میان مشغول هستن. افراد محلی و ساکنین اون منطقه از بدنامی این مسافرخانه باخبرن و از کنارش هم رد نمیشن. مری دختری ایرلندی که به تازگی مادرش رو از دست داده به اینجا میاد تا پیش خاله اش زندگی بکنه. در طی مسیر به طور اتفاقی با سر هامفری فردی به ظاهر خوش نیت و درستکار آشنا میشه. به مرور متوجه میشه که شوهر خاله اش در مسافرخانه رهبری این گروه سارقین رو به عهده داره و روی همین حساب به سر هامفری پناه میبره. بی خبر از اینکه هامفری خودش رئیس شوهرخاله اش هست و آمار کشتی هایی که به بندر میان رو اون بهش میده ...

//






این مراسمی که AFI برای هیچ برگزار کرد ارزش دیدن داره.
همه اون چهره های قدیمی,از فیلمهاش رو در سنین بالا میتونین ببینین. جیمز استوارت , کری گرانت, اینگرید برگمن, ترزا رایت, تونی پرکینز, ورا مایلز و خلاصه اکثر ستاره هایی که تو فیلمهاش بازی کردن. کلا این سری tribute های AFI از این نظر,یعنی دیدن چهره های قدیمی در سنین بالا خیلی جذاب هست. برای بیلی وایلدر هم همینطور. دیدن جینجر راجرز, فرد مک موری, آدری هپبورن و کلی ستاره دیگه توی سالهای آخر دوران زندگیشون هم جذاب و هم غم انگیز هست.



فایل های ضمیمه بند انگشتی
                           
۱۳۸۹/۲/۱۴ عصر ۱۰:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, سروان رنو, موسيو وردو, رائول والش, سم اسپید, الیشا, آوینا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,849
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 8095
( 14054 تشکر در 485 ارسال )
شماره ارسال: #16
RE: هیچکاک - همیشه استاد

چقدر دلم واسه یه فیلم هیچکاکی تنگ شده rrrr:. متاسفانه یا خوشبختانه همه فیلم های معروفش رو چندین بار دیدم و تماشای مجددشون اون حس غافلگیری خوشایند رو تکرار نمیکنه ( گرچه لذا سکانس های زیباشون پابرجاست) . درصدد هستم که برم سراغ فیلم های کمتر شناخته شده اش . مثلا همین موردی که مونچی گفت یعنی مهمانخانه جامائیکا ، خوشبختانه زیرنویس قایق نجات هم در اومده ، برادر رضا هم قول داده در برج جدی رو با زیرنویس آماده کنه. این مراسم تقدیر از هیچکاک AFI رو هم دوست عزیز ایران کلاسیک مثل اینکه درصدد تهیه دوبله مستند یا زیرنویس اش هست. خلاصه خبرهای خوش هَسـ ... ببخشید سینمایی در راه است .


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۲/۱۹ عصر ۰۸:۰۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آوینا, الیشا
Negar آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 60
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱۱/۲۳
اعتبار: 5


تشکرها : 129
( 633 تشکر در 11 ارسال )
شماره ارسال: #17
RE: هیچکاک - همیشه استاد


دوست دارم در مورد فیلم مارنی بنویسم. یکی از روانشناسانه ترین فیلمهای هیچکاک که

بعد از دیدنش، آدم به راستی احساس گناه می کند. احساسی که با ساختار هنرمندانه ی

هیچکاک و فیلمنامه نویس فیلم، انگار از ذهن شخصیت های روی پرده به دل تماشاگر می

افتد و در طول فیلم و تا مدتها و شاید هم تا ابد، تماشاگر را در مورد گذشته اش و رازهایی که

از آن نمی داند به شک و تردید می اندازد.

آیا در پس خودآگاه ذهن هریک از ما، یک مارنی با هیجانات و عقده های فروخفته پنهان نشده؟

وجودی که در لحظاتی خاص (مثل زمان دیدن رنگ قرمز یا صائقه توسط مارنی در فیلم) رخ،

آشکار می کند و پرده از حوادثی غریب برمی دارد؟


از آنجا که در فیلم از تعلیقی مثل تعلیق فیلم سرگیجه استفاده نشده و تا پایان فیلم گره از

راز مارنی گشوده نمی شود، کاشت ها و المانهایی بکار گرفته شده تا کم کم تماشاگر را

به نقطه ی نهایی و گره گشایی اصلی بکشاند.

مثلا استفاده ی هیچکاک از رنگها بخصوص رنگ زرد در فیلم (به عنوان مثال رجوع کنید

به سکانس ابتدایی فیلم) در راستای ایجاد حس خطر و به اصطلاح گوش به زنگ شدن

تماشاگر، هنرمندانه است.



یا زمانی که از زبان شون کانری پشت تلفن در مورد قتلی در گذشته می شنویم، برداشت

های متفاوتی به ذهن هر یک از ما می رسد که بر جاذبه ی فیلم می افزاید و تا لحظه ی

آخر همراهمان نگه می دارد.

اما جالب تر از همه در مورد این فیلم، اتفاقی ست که بر سر فیلمنامه ی آن افتاده.

طبق معمول آثار هیچکاک، فیلمنامه ی اثر، اقتباسی بوده (از نوول وینستون گراهام)

و قرار بوده تا ایوان هانتر، فیلمنامه نویس پرندگان، نویسنده ی فیلمنامه باشد.

هانتر برای سکانس شب ازدواج مارنی و مارک در قایق، ایده ای متفاوت با آنچه در نوول بوده

پیشنهاد می دهد و چون هیچکاک مخالفت کرده، دو نسخه از صفحات مربوط به این سکانس،

یکی مطابق با فیلمنامه و دیگری طبق ایده ی پیشنهادی خودش می نویسد و برای مقایسه 

و متقاعد کردن هیچکاک برای او می فرستد. اما همین کار او باعث خشم هیچ بزرگ شده

و او را از فیلم اخراج می کند!!tajob2

ایده ای که هانتر با آن مخالفت داشته، تجاوز مارک به مارنی بعد از مخالفت زن با همبستر

شدن با او بوده و هانتر ترجیح میداده درک عاطفی مرد را از همسرش به نمایش بگذارد

که از قضا هیچکاک تمایل زیادی به این سکانس داشته. در نهایت با استخدام خانم

جی پرسون الن در مقام فیلمنامه نویس، به ایده ای می رسند که تلفیقی از نظر کارگردان

و فیلمنامه نویس قبلی بوده است ( همان سکانسی که در فیلم میبینید.)



در آخر اینکه مادر معروف هیچکاکی در این فیلم، این بار در قالب مادر یک زن در می آید و

نسبت به آثاری مثل بدنام، همدردی بیشتری با او وجود دارد اما در نهایت این اوست

که باید بار گناهان فیلم را بدوش کشد و لحظه ای نمایشگر مادر سختگیر دوران کودکی خود

فیلمساز باشد.





این هم صحنه ی معمول آشکار شدن هیچکاک در قابی از فیلم:





فایل های ضمیمه بند انگشتی
   

کورها به راه حل فکر می کنند، من بینا هستم.
گدار
۱۳۸۹/۲/۱۹ عصر ۰۸:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, سروان رنو, بانو, رائول والش, موسيو وردو, سم اسپید, الیشا, آوینا
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 779
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 36


تشکرها : 5334
( 5402 تشکر در 109 ارسال )
شماره ارسال: #18
RE: هیچکاک - همیشه استاد

ادامه مطلب طلسم شده از تاپیک آخرین فیلمی که دیدم ...

نمی دانم جناب مسیو وردو نسخه زبان اصلی طلسم شده را دیده اند یا دوبله را. خوشبختانه نسخه بسیار عالی و با کیفیت و کاملی از دوبله زیبای این فیلم در بازار در دسترس است. شاید موضوع فیلم که تم روانشناسی خاصی است امروزه تا حدودی قدیمی به نظر برسد اما باید بدانید که در آن زمان ( 1945 ) رمان های روانشناسانه بسیار با اقبال روبرو بودند و به اصطلاح مد روز بودند و برای همین بود که دیوید سلزنیک شخصا تهیه کنندگی این فیلم را به عهده گرفت. جالب است بدانید که بعد از ربکا احتمالا این دومین فیلمی است که سلزنیک شخصا بر تهیه و ساخت فیلم دخالت کرد. نقل است که هیچکاک از دخالت های او دلخور بود و در کتاب خاطرات اینگرید برگمن نوشته شده:

" چندین بار که سلزنیک برای سرکشی به صحنه فیلمبرداری آمد دوربین خراب شد و فیلمبرداری متوقف گردید و سلزنیک مجبور  شد برود. وقتی چند بار این کار تکرار  شد ، سلزنیک شک کرد که هیچکاک پشت قضیه است ! " 

طلسم شده از جهاتی فیلمی خاص است. این اولین همکاری هیچکاک با نقاش معروف سورئالیست ، سالوادُر دالی است. سکانس معروف خواب را ، هیچکاک با کمک دالی طراحی کرد. اما طول سکانس بسیار طولانی تر از آنچه که در فیلم می بینیم بوده است ولی سلزنیک که طرح را بسیار عجیب و غریب دیده بود ، بیشتر آنرا حذف کرد ( رجوع کنید به کتاب های سینما به روایت هیچکاک و خاطرات اینگرید برگمن )

 آلفرد هیچکاک و اینگرید برگمن - این سکانس بعدا از فیلم حذف شد ...

اگه گرگوري پك رو نميشناختم و اين اولين فيلمي بود كه ازش ميديدم ميگفتم مطمينا اين يارو در آينده هيچي نميشه.

 آنچه از مصاحبه هیچکاک با تروفو بر می آید بسیار شبیه برداشت اولیه شماست. هیچ ، از پک راضی نبود و تروفو هم او را یک بازیگر هیچکاکی نمی دانست.

تو فيلم تقابل روانشناسا با هم خيلي باحال بود. درست مثل اينه كه چند تا آدم باهوش با هم پوكر بازي كنن و همش دست همو بخونن (البته نديد)

 به نکته جالبی اشاره کردید. وقتی تمام شخصیت های فیلم ( چه مثبت و چه منفی ) هوشمند باشند ، تماشای داستان فیلم جذاب تر است. همه ما فیلم های سردستی ساده انگارانه زیادی دیده ایم که در آنها دشمنان قهرمان فیلم ، کودن و ضعیف هستند اما قهرمان شکست ناپذیر و به طور غیر منطقی باهوش و برتر است. این فیلم ها بیشتر مناسب کودکان مهدکودک ( و نه حتی دبستانی ) است.

از بازي دكتر فلورو (دكتر سيبيلو)خيلي خوشم اومد و اگه بخوام يه كم هندي فكر كنم دوست داشتم خانم دكتر با اون ازدواج كنه"lllo اينم سليقه ماست ديگه

 منظورتان دکتر برولو ( استاد خانم دکتر ) است ؟ یا دکتر مورچیسون ( همکار خانم دکتر ، همونی که خیلی مزه پرانی می کرد و متلک به خانم دکتر می گفت ) چون هر دو سبیل داشتند . به خصوص دومی که شخصیت دوست داشتنی داشت. اتفاقا دیالوگ های جالب دکتر مورچیسون و همکارش دکتر کنستانتین ( برگمن ) برخی از جالب ترین گفتگوهای فیلم را رقم می زند. اگر دقت کنید می بینید که چهره این بازیگر ( لئو جی. کارول )  شباهت زیادی با سالوادر دالی داشت !

.

حقيقتا خيلي دوست داشتم اون صحنه اي كه برگمان وارد اتاق رييس ميشه و همه چي فاش ميشه ، رييس بزنه مغز خانم رو تو دهنش بياره:!55: ولي متاسفانه هيچكاك نظر منو در اين رابطه نداشتidont

 اولین بار که این سکانس را دیدم ، کنجکاو بودم که ببینم  دکتر کنستانتین چطور خواهد توانست از مرگ خودش را برهاند بدون اینکه منطق داستان خدشه ای ببیند. با توضیحات و دلایل قضایی که او برای قاتل می آورد ما را هم قانع می کند که اگر او را نکشیم احتمال دارد فقط به حبس محکوم شویم اما بعد که قاتل .... ( بقیه اش رو بهتره نگیم تا از لذت فیلم برای کسانی که تاکنون ندیده اند کاسته نشود ) باید قبول کرد که برای اولین تماشا ، این سکانس پایانی دلهره آور با تعلیق خاصی دارد.

فيلم اسكار بهترين موسيقي متن رو هم برده.

حقیقتا فیلم ، موسیقی متن زیبایی دارد که هنوز پس از سالها  خاص و منحصر به فرد به نظر می رسد.

رابطه دکتر کنستانت ( برگمن ) با استاد پیرش ( مایکل چخوف ) رابطه جالب و زیبایی است. او که زمانی استاد دکتر کنستانتین بوده می گوید" هر کس شوهر کنستانت باشد انگار شوهر من هم هست."

طلسم شده فیلمی است که باید فقط غرق بازیهای زیبای بازیگران و سکانس های زیبای کارگردان شد. نیازی نیست به داستان روانشناسانه آن زیاد اهمیت دهید. اینگونه بیشتر از آن لذت خواهید برد. در کنار اینها ، دوبله زیبا و با کیفیت آن ، لذت تماشای آنرا دوچندان می کند.



فایل های ضمیمه بند انگشتی
                   

اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۹/۲/۲۰ صبح ۰۱:۱۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Negar, موسيو وردو, dub-lover, رائول والش, سم اسپید, الیشا, آوینا
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,849
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 68


تشکرها : 8095
( 14054 تشکر در 485 ارسال )
شماره ارسال: #19
RE: هیچکاک - همیشه استاد

خب شاید طلسم شده در کارنامه هنری هیچکاک و در تاریخ سینما اون بالا بالا ها نباشه اما به همون دلایلی که کلاسیک جان گفتن فیلم دیدنی ای است. اولیش که وجود پر برکت اینگرید جون هست که هر جا باشه نور و تشعشع میده به اون فیلم ( با هاله نور اشتباهی نشود ! ) . دومی اش هم که وجود معظم حضرت هیچکاک هست که امضاش در لحظه به لحظه این فیلم مشاهده میشه. و سومی هم دیالوگ های جالبی است که در این فیلم شنیده میشه و میشه گفت جزو اون دسته از فیلم های هیچکاکه که دیالوگ شیرین زیاد داره مخصوصا که با دوبله شاهکارش لذت دیالوگ ها رو دوچندان می کنه.

من چند تا سکانس از فیلم رو مخصوصا بیشتر دوست دارم. نخست اونجایی که گریگوری پک و اینگرید برگمن شب اول در خونه دکتر فرولو ( برولو ؟ )  می خوابن و نصف شب پک بلند میشه تا صورتش رو اصلاح کنه ول با دیدن تیغ صورت تراشی و بعد چشم دوختن به چهره معصوم برگمن که آروم خوابیده دیوونه میشه و تیغ به دست میره طرفش تا .... آهنگ ترسناک این سکانس مخصوصا برای بار اول تماشای فیلم   آدم رو حسابی می ترسونه. سکانس تعریف خواب هم که با حرکت دوربین به سمت سر پک شروع میشه خیلی جالبه و اون آدمی که یه چیزی مثل چرخ توی دستشه و صورت نداره. :ccco

یه سکانس جالب هم هست اونجایی که برگمن توی سالن هتل نشسته و یه نفر مزاحم میاد پهلوش و هی خودشو می چسبونه بهش ... :!z564bبدترین سکانس فیلم هم صحنه اسکی کردن پک و برگمن است که هیچکاک خیلی تنبلی کرده و نتونسته طبیعی از کار دربیاره :dodgy:. در مورد پک هم هر چقدر در بزرگسالی خوشتیپ و تو دل برو بود در جوانی نچسب و تو دل نرو تشریف داشته. البته چهره اش مناسب یک شخصیت روانی بود اما مناسب یک دکتر نبود. اون پیرمرد ( استاد برگمن ) هم خیلی خوشمزه و جالب بود و خیلی به فیلم انرژی می داد. با اون عینک و سیبیلش بیشتر به پروفسور بالتازار شبیه بود تا انیشتین ! از جمله آغازین فیلم هم خیلی خیلی خوشم میاد :  " طالع ما در ستارگان نیست ، در درون خود ماست " : شکسپیر . راستی سر همین فیلم بوده که برگمن با هیچکاک بحث و درگیری داشته و برگمن می گفته من نمی تونم درک کنم چطور یک خانم دکتر به این زودی قلبش رو در اختیار یه تازه وارد می ذاره که هیچکاک اون جمله معروف اینگرید این فقط یه فیلمه رو میگه و همچنین اینکه اینگرید اگر نمی تونی بازیش کنی لااقل اداشو در بیار ! ...

 


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۲/۲۰ عصر ۱۱:۴۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, Savezva, رائول والش, Classic, الیشا, آوینا
رائول والش آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 68
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱۰/۲۱
اعتبار: 12


تشکرها : 270
( 475 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #20
RE: هیچکاک - همیشه استاد

(۱۳۸۹/۲/۱۴ عصر ۱۰:۰۳)MunChy نوشته شده:  

 
این مراسمی که AFI برای هیچ برگزار کرد ارزش دیدن داره.

اين مراسم نكات جذاب زيادي دارد يكيش نحوه جايزه گرفتن هيچكاك است كه در آن سن و سال و با وجود رنج بردن از بيماري سعي مي كند خيلي خودش را  كنترل كند و سرحال جلوه دهد. هيچكاك در آن لحظات نشان مي دهد كه يه نمايشگر تمام عيار است.  جايي كه جايزه را در دستهايش مي فشارد و همزمان با كف زدن شديد حضار سعي مي كند جايزه رو در كتش پنهان كند! نكته ديگر حضور همسر هيچكاك است كه در خاطرات او هميشه به نيكي ازش ياد شده است.

بودن فرانسوا تروفو هم آنجا ديدني است. تروفو كه خود يكي از بزرگترين فيلمسازان روزگار خود است و در عين حال بزرگترين خدمت را به هيچكاك كرد كه او را در اروپا به شكلي كه شايسته اش بود بازنگري و معرفي مجدد كرد. حالا هم در عين مريض احوالي در اين مراسم حضور دارد و به طرز ستايش آميزي به هيچكاك نگاه مي كند.

۱۳۸۹/۲/۲۱ عصر ۰۱:۴۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : MunChy, Classic, سم اسپید, آوینا, الیشا
ارسال پاسخ