[-]
جعبه پيام
» <مراد بیگ> موسیقی سریال روایت عشق http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...9#pid37549
» <ماهی گیر> پرویز تاییدی بازیگر سریال مسافر درگذشت روحش شاد
» <Savezva> یادنامه ای از واروژان به مناسبت 26 شهریور سالگرد درگذشتش http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...0#pid37550
» <سروان رنو> چون الان بیشتر با موبایل روی نت میان و صفحه کوچک موبایل انگیزه مطلب طولانی رو از آدم میگیره.
» <سناتور> درود. یادش بخیر 4-5 سال پیش چقدر حوصله داشتیم پست میگذاشتیم الان فقط نظاره گر شدیم.
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 10 رای - 4.3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیالوگهای ماندگار
نویسنده پیام
MunChy آفلاین
شوالیه تاریکی
***

ارسال ها: 145
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۸
اعتبار: 14


تشکرها : 157
( 786 تشکر در 10 ارسال )
شماره ارسال: #81
RE: دیالوگهای ماندگار

Marathon Man

امنه؟
با من بودي؟
امنه؟
چي امنه؟
امنه؟
منظورت رو نمي فهمم؟ نميتونم بگم امنه يا که امن نيست. مگر اينکه دقيقا بدونم راجع به چي حرف ميزني
امنه؟
اول بگو ببينم چي امنه؟
امنه؟
آره امنه, خيلي امنه, انقدر امنه که باورت نميشه
مطمئني امنه؟
نه نه اصلا امن نيست. خيلي خيلي هم خطرناکه. مواظب باش,مواظب باش

دانلود فایل صوتی

۱۳۸۸/۹/۲۴ صبح ۰۸:۰۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : zhivago, Surrealist, سروان رنو, Classic, بانو, رزا, ژان والژان, جیسون بورن, خانم لمپرت, دایی جان ناپلئون
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 524 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #82
RE: دیالوگهای ماندگار

تو نمی دونی عشق، زمان رو چقدر طولانی می کنه. در زمان عشق، دیر یعنی زود، غروب یعنی ظهر... بعلاوه یک سوار همیشه تابع اسبشه. اما اسب از دل سوارش خبر نداره.

از سوفیا لورن در فیلم السید


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۹/۲۴ عصر ۰۸:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : zhivago, Classic, سروان رنو, بانو, رزا, دن ویتو کورلئونه, parviz_xx, دایی جان ناپلئون
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 524 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #83
RE: دیالوگهای ماندگار

شما زندگی رو روی یک میز می خوابونید و تمام غده های بی عدالتیشو در میارید. عالیه... در آوردن غده های بی عدالتی عمل بسیار مشکلیه. یه نفر باید اونو زیر عمل زنده نگه داره. با زندگی کردن. این درست نیست؟

دکتر ژیواگو/ عمر شریف/ جلال مقامی

 


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۹/۲۵ عصر ۱۱:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : zhivago, سروان رنو, بانو, Classic, رزا, الیشا, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, Papillon
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,917
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 69


تشکرها : 8238
( 14200 تشکر در 516 ارسال )
شماره ارسال: #84
RE: دیالوگهای ماندگار

 

" پیچیده ترین جرائم ، جرائم بی هدف اند ، واتسون "

 

 شرلوک هلمز


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۸/۹/۲۸ صبح ۱۰:۵۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, Savezva, Classic, بانو, رزا, آوینا, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, فیلیپ ژربیه
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 524 تشکر در 19 ارسال )
شماره ارسال: #85
RE: دیالوگهای ماندگار

در تالار مجاور بحث از سریال روزی روزگاری بود و مرا واداشت تا به تماشای قسمتهایی از آن بنشینم. و در آن میان دو دیالوگ از مرحوم ایرج دوستدار که به جای برزو خان صداپیشگی می کرد نظرم را جلب ساخت:

  • تو چرا اینقدر بی دک و دهنی؟! همیشه اینطوری پشت سر مردم حرف می زنی؟

 

  • تو صحرا مرز نذار خوبیت نداره.نگو من نمی فهمم حالیم نیست. درسته که ما صحرامونو قسمت کردیم. ولی تا حالا کسی برای صحرا مرز درست نکرده. تو هم نکن. بلکه نوه نتیجه هامون نخوان صحرا دو بشه.دو نکن صحرا رو... سوار شو تاجر... روزمون شوم شد شکارمون معطل موند...

از سروان رنو خواهشمندم دیالوگ جمشید لایق ( قلی خان) با صداپیشگی ایرج رضایی را در اینجا نیز بیاورند.
پیشاپیش سپاسگزارم.

من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۹/۲۸ عصر ۰۸:۱۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رامین_جلیلوند, Classic, سروان رنو, بانو, رزا, ژان والژان, دایی جان ناپلئون
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 27


تشکرها : 1178
( 2247 تشکر در 47 ارسال )
شماره ارسال: #86
RE: دیالوگهای ماندگار

قيصر:

ناصر ملک مطيعی در نقش فرمان ، خان داداش ( چقدر اين کلمه فارسی را من دوست دارم به جای برادر گرماي خاصی دارد) بزرگه قیصر و با صدا پيشگی و فریاد ایرج ناظریان نازنین.

قيصر!!! کجايی که داشتو کششششتن!!!
گويند هيچکس مانند ايرج ناظريان فرياد نمی زده است! روحش شاد و جايش خالی.

۱۳۸۸/۹/۲۸ عصر ۰۹:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : zhivago, siyavash1357, shahrzad, soheil, بانو, Ario, رزا, الیشا, دایی جان ناپلئون, هایدی
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 27


تشکرها : 1178
( 2247 تشکر در 47 ارسال )
شماره ارسال: #87
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۹/۱۵ صبح ۱۲:۰۹)IranClassic نوشته شده:  

رت باتلر در توجیه دختربازی هایش در پاسخ به اسکارلت که از از او پرسید : چرا مثل مردهای دیگر الان در جبهه جنگ نیست ؟!

- احساس وظیفه نسبت به مردانی که در جبهه می جنگند به من حکم می کنه که دخترهایشان را که در پشت جبهه هستند همیشه شاد نگه دارم !

( بربادرفته - صدای با صلابت حسین عرفانی به جای کلارگ گیبل )

برباد رفته با صدای جلیلوند جای رت باتلر را دیده ام ولی حسین عرفانی با استادی نقش باتلر را ازآن خودش می کند.به نظر من شایسته و بایسته می باشد که تمام همفری بوگارت ها و کلارک گیبل ها با صدای با صلابت و مردانه  و کش دار حسین عرفانی تسخیر شود. با صدای حسین عرفانی: معذرت می خواهم که از حقیقت رنجیدید!!!!

۱۳۸۸/۹/۲۹ صبح ۰۱:۳۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, سروان رنو, Classic, رزا, دایی جان ناپلئون
soheil آنلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 499
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 26


تشکرها : 953
( 2227 تشکر در 93 ارسال )
شماره ارسال: #88
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۹/۲۸ عصر ۰۹:۲۷)رامین_جلیلوند نوشته شده:  

گويند هيچکس مانند ايرج ناظريان فرياد نمی زده است! روحش شاد و جايش خالی.

فرياد هايش در همشهري كين به جاي اورسن ولز عالي است.

آنجا كه مي گويد:

گينس،گينس،من مثل تو يه سياستمدار دزد و متقلب نيستم كه از چيزي بترسم.

گينس مي فرستمت پاي چوبه دار.

بهت قول ميدم.

۱۳۸۸/۹/۲۹ صبح ۱۰:۵۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : zhivago, رامین_جلیلوند, بانو, shahrzad, رزا, دایی جان ناپلئون, هایدی
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,917
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 69


تشکرها : 8238
( 14200 تشکر در 516 ارسال )
شماره ارسال: #89
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۹/۲۸ عصر ۰۸:۱۴)shahrzad نوشته شده:  از سروان رنو خواهشمندم دیالوگ جمشید لایق ( قلی خان) با صداپیشگی ایرج رضایی را در اینجا نیز بیاورند. پیشاپیش سپاسگزارم.

قلي خان دزد بود ، خان نبــود ... لابد تو هم اسمش رو شنیــدی.... وقتي سن و سال تو بود... به خودش گفت تا آخر عمرم... ببينم ميتــــونم... تنهايي... هزار تا قــافله رو... لخت كنم؟

با همين يه حرف پاي جونش وایساد و ... هـــزار تا قافله رو لخت كرد...آخر عمري پشت دستشو داغ زد و ... به خودش گفت... هزارتا تمــوم شد... حالا ببينم... عُرضه اش رو داري تنهــــايي... يه قافله رو ... سالم برسوني مقصد؟

.... نشـــد.... (با بغض) نشد  .... نتونست و مشق الضمه خودش شد... تقاص از اين بدتر ؟؟؟

با سپاس از seyyed ( البته قلی خان برخی کلمات رو به زبان محلی میگه که من اینجا تغییر دادم به زبان رسمی . اصل دیالوگ ها در تاپیک سکانس های به یادماندنی نوشته شده )

اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۸/۹/۲۹ عصر ۰۲:۴۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, seyed, بانو, رزا, ژان والژان, دایی جان ناپلئون, فیلیپ ژربیه
seyed آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 133
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۲/۸
اعتبار: 14


تشکرها : 241
( 787 تشکر در 21 ارسال )
شماره ارسال: #90
RE: دیالوگهای ماندگار

صحبت از قلي خان شد و روزي روزگاري و مرادبيگ... گفتم مراد بيگ، ياد مرحوم شكيبائي افتادم و دلم نيومد تعدادي از دوبله هاي ايشون رو در اينجا نيارم. هنرمندي كه در دوبله هم نقش هايي گفت و ماندگار ماند و رفت.

شعله

آقا ميرزا:
كي نميتونه اين بار سنگينو تحمل كنه برادر؟ ميدونين بزرگترين و سنگين ترين بار توي اين دنيا چيه؟ بار سنگين جنازه پسري رو دوش پدرش. هيچ باري سنگين تر از اين نيست. من پيرمرد ميتونم اين بار سنگينو تحمل كنم، اما شماها يه مصيبت كوچيك و ناچيزو نميتونين تحمل كنين؟ برادر؟ من فقط يه چيزو ميدونم، مرگ با عزت به مراتب بهتر از زندگي با خفت و خواريه.

غازهاي وحشي

ويتي: آرتور ويتي قربون، سن 43 سال، مامور بيمارستان نظامي

سرهنگ: لزومي نداره مشخصاتتو برام بگي، حالت چطوره ويتي؟

ويتي: خوبم قربون

سرهنگ: سرحال به نظر مياي

ويتي: مچكرم قربون، خب كارم اين بود كه تختاي بيمارستانو مرتب كنم و دنبال مريضا تو بخشهاي مختلف بدوم، ااا اينه كه بدنم تو فرم مونده قربون

سرهنگ: چرا ميخواي با ما بياي به جنگ؟

ويتي: جناب سرهنگ، 2 سال سنگ كليه جمع كردن تو بيمارستان هاي مختلف قلب منو سفت و جاهاي اصلي كاريمو شل كرده، حالا ميخوام وضعو برعكس كنم قربون

سرهنگ: ممكنه جنگ خونيني باشه

ويتي: مگه قبليا(قبلي ها) نبود؟ ميخوام سرم گرم باشه

سرهنگ: بسيار خب، تو استخدام شدي


ويتي: مچكرم قربون، وقت دارم برم يه نفرو طلاق بدم؟

سرهنگ: 36 ساعت

ويتي: كافيه قربان، موقع طلاق قيافش ديدنيه هاهاهاها...


http://www.dvddoub.persianblog.ir
۱۳۸۸/۹/۲۹ عصر ۱۰:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, Classic, سروان رنو, بانو, رزا, دایی جان ناپلئون
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 62


تشکرها : 7909
( 3373 تشکر در 29 ارسال )
شماره ارسال: #91
دیالوگهای ماندگار

سابرینا (1954-بیلی وایلدر)


پس از شیطنت لاینس لارابی(بوگارت) و نشاندن برادر چموشش دیوید (ویلیام هولدن) به روی گیلاسهایی که در شبهای رقص در جیبهای عقبش پنهان می کرد، دکتر  مشغول خارج کردن خرده شیشه ها از پشت دیوید لارابی است!

پدر:از کجا می تونیم مطمئن بشیم که همه خرده شیشه ها اومدن بیرون؟!
دکتر: خیلی ساده است! تیکه هاشونو میذاریم بغل هم، باید دوتا گیلاس کامل بشن!!

پدرWalter Hampden - دیوید William Holden- دکتر Paul Harvey


مریم هروی
۱۳۸۸/۹/۳۰ عصر ۰۷:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Surrealist, shahrzad, zhivago, Classic, Savezva, soheil, Negar, رزا, حمید هامون, دایی جان ناپلئون
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 783
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 37


تشکرها : 5389
( 5424 تشکر در 123 ارسال )
شماره ارسال: #92
RE: دیالوگهای ماندگار

اون پیرمرده ( لارابی بزرگ) هم  که پدر  لاینس ( بوگارت ) و دیوید ( هولدن ) بود  خیلی با نمک و جالب بود. دوبله بسیار زیبایی هم داشت. نماد سنت گرایی و پاسدار رسوم قدیمی بود. مخصوصا وقتی پسرهاش ، سرزنش اش می کردن که : پدر الان دیگه قرن بیستم است . می گفت: مگه اون 19 تای دیگه چه ایرادی داشتن ؟!

بعد هم که قضیه عشق و عاشقی بین بچه هاش و دختر شوفرشون (سابرینا ) رو فهمید گفت:

ای لعنت به قرن بیستم ...  لعنت به این ماشین ها ... به این شوفرها ... به این دختر شوفرها ... 


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۹/۳۰ عصر ۱۱:۳۷
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : zhivago, Savezva, بانو, سروان رنو, رزا, دایی جان ناپلئون, Princess Anne
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 149
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 23


تشکرها : 555
( 1304 تشکر در 53 ارسال )
شماره ارسال: #93
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۹/۳۰ عصر ۱۱:۳۷)IranClassic نوشته شده:  

اون پیرمرده ( لارابی بزرگ) هم  که پدر  لاینس ( بوگارت ) و دیوید ( هولدن ) بود  خیلی با نمک و جالب بود. دوبله بسیار زیبایی هم داشت.

دوبلور زیبای لارابی بزرگ یکی از کارهای ارزشمند مرحوم مقبلی است. با وجودی که لارابی بزرگ نقش نسبتا کوتاهی توی فیلم داشت اما صدای مرحوم مقبلی این نقش را تاثیر گذار کرده بود. روحش شاد.

یکی از بخشهی بامزه زمانی است که یک زیتون ته لیوان گیر کرده و لارابی بزرگ هرکاری می کنه نمی تونه اونو در بیاره. آخر سر هم لاینس (بوگارت) با عصبانیت لیوان را از پیرمرد گرفته و زیتون را برایش بیرون می آورد و ...


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۸۸/۱۰/۱ صبح ۰۹:۰۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, بانو, سروان رنو, zhivago, رزا, دایی جان ناپلئون
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,917
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 69


تشکرها : 8238
( 14200 تشکر در 516 ارسال )
شماره ارسال: #94
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۱۰/۱ صبح ۰۹:۰۵)Savezva نوشته شده:  

یکی از بخشهی بامزه زمانی است که یک زیتون ته لیوان گیر کرده و لارابی بزرگ هرکاری می کنه نمی تونه اونو در بیاره. آخر سر هم لاینس (بوگارت) با عصبانیت لیوان را از پیرمرد گرفته و زیتون را برایش بیرون می آورد و ...

آره. خیلی صحنه جالبیه.  آخرای فیلم هم  اعصاب پیرمرد از دست کارهای دو تا پسرش به هم میریزه و می گه:

آقایون ! فکر می کنم من تنها کسی در خانواده لارابی باشم که هنوز عقلش سرجاشه پس خودم جلسه رو اداره می کنم و بعد در حالیکه حواسش نیست که گیلاس مشروب توی جیب پشت اش است ، می شینه روی صندلی و .... :D

سابرینا پر از  دیالوگ و صحنه های زیباست. متاسفانه نسخه ای که الان در بازار در دسترس همگان است خیلی از صحنه های دوبله اش به زبان اصلی است. کسی نسخه ای دیده که کامل باشه ؟


"سه مرد ويك زن توی يك ساختمون گير افتادن . فوری كمك بفرستيد اگر نمی تونيد كمك
بفرستيد دو تا زن ديگه بفرستيد "

گروچو مارکس


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۸/۱۰/۲ صبح ۱۱:۱۳
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, بانو, Savezva, soheil, Classic, رزا, اکتورز, دایی جان ناپلئون, Princess Anne
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 783
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 37


تشکرها : 5389
( 5424 تشکر در 123 ارسال )
شماره ارسال: #95
RE:
 
" من ته قوطی اعتقاداتم سوراخه ، پدر "


جویندگان - جان وین خطاب به پدر کلایتن
 

اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۱۰/۴ صبح ۱۲:۱۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, بانو, سروان رنو, MunChy, zhivago, رزا, آماندا, parviz_xx, دایی جان ناپلئون
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,917
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 69


تشکرها : 8238
( 14200 تشکر در 516 ارسال )
شماره ارسال: #96
RE: دیالوگهای ماندگار

چند دیالوگ از گروچو مارکس در فیلمهایش:

+ بودن شما دراينجا واقعا سعادت بزرگيه 
- ممنون . ولي من نمی تونم زياد بمونم
+ خب اين سعادت بزرگتريه


+ شوهرت كجاست ؟
زن : اون مرده . تا آخر كنارش بودم
+ پس تعجبی نداره كه مرده

راستی ، دوبلور گروچو در فیلم های قدیم و همچنین در فیلم های جدیدش کیست ؟


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۸/۱۰/۱۰ عصر ۰۶:۰۱
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : soheil, shahrzad, بانو, zhivago, رزا, parviz_xx, دایی جان ناپلئون
soheil آنلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 499
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 26


تشکرها : 953
( 2227 تشکر در 93 ارسال )
شماره ارسال: #97
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۱۰/۱۰ عصر ۰۶:۰۱)سروان رنو نوشته شده:  

چند دیالوگ از گروچو مارکس در فیلمهایش:

+ بودن شما دراينجا واقعا سعادت بزرگيه 
- ممنون . ولي من نمی تونم زياد بمونم
+ خب اين سعادت بزرگتريه


+ شوهرت كجاست ؟
زن : اون مرده . تا آخر كنارش بودم
+ پس تعجبی نداره كه مرده

راستی ، دوبلور گروچو در فیلم های قدیم و همچنین در فیلم های جدیدش کیست ؟

از دوبله های قدیمی برادران مارکس تنها فروشگاه بزرگ در دسترس هست ( حداقل من همین یکی را دیده ام)

در این فیلم زنده یاد حسن عباسی به جای گروچو مارکس گویندگی کرده اند و می گویند دوبلور ثابت گروچو همین گوینده بوده است.

اما در دوبله های جدید منوچهر اسماعیلی و تورج مهرزادیان گویندگی کرده اند.

۱۳۸۸/۱۰/۱۰ عصر ۰۹:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, سروان رنو, بانو, zhivago, رزا, دایی جان ناپلئون
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,917
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 69


تشکرها : 8238
( 14200 تشکر در 516 ارسال )
شماره ارسال: #98
RE: دیالوگهای ماندگار

این دیالوگ از فیلم قدیمی کلاسیک نیست اما چون جالب بود گذاشتم. از فیلم Lucky Number Slevin هست که ترجمه شده : اسلوین خوش یمن:

" پدرم بهم گفت اگه یک نفر برای بار اول بهت گفت اسب ، بزن دهنشو سرویس کن اگه واسه بار دوم گفت اسب ، بهش بگو عوضی اما اگر برای بار سوم گفت اسب ، وقتشه که بری برای خودت یه زین بخری "

 


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۸/۱۰/۱۴ عصر ۰۱:۲۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : soheil, Ario, MunChy, shahrzad, بانو, Savezva, Classic, رزا, parviz_xx, دایی جان ناپلئون
soheil آنلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 499
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۲۰
اعتبار: 26


تشکرها : 953
( 2227 تشکر در 93 ارسال )
شماره ارسال: #99
RE: دیالوگهای ماندگار

فیلم باغ شیطان دیالوگ های خوبی داشت.بد ندیدم تعدادی از این دیالوگ ها را اینجا بیارم.

ناگفته نماند کار ناصر ممدوح در این فیلم یک سر و گردن بالاتر از استادانی مثل ناصر طهماسب و رعفت هاشم پور بود.

به همین دلیل اکثر دیالوگ ها مربوط به شخصیت فیسک با بازی ریچارد ویدمارک و صدا پیشگی ناصر ممدوح است.

----------------------------------------------

شانس خوبه منه.2 تا زبون خارجی بلدم اونوقت افتادم تو مملکتی که هیچ کدومش به درد نمی خوره.

----------------------------------

-شنیدی که میگن طرف سنگ رو به حرف در میاره؟

-آره

-این کاری که دارم در مورد تو انجام میدم.

--------------------------------

-به نظر من تمام زنای خوشگل دنیا به یه زبون حرف می زنن

-زنای بی ریخت چطور؟

-هیچ وقت دقت نکردم

-----------------------------

-یه نفر می گفت هیچوقت به حرف یه زن اعتماد نکن ولی چیزی رو که می خونه باور کن.

-اینو کی گفته؟

-خودم.

------------------------------

به اون بدمزگی که فکر می کردم نیست...بدتره!

----------------------------

-من که ازش خوشم نمیاد.به هیچ وجه از این مردک خوشم نمیاد می فهمی؟

-حرف به این سادگی رو چطور ممکنه نفهمم.

-ضمنا" از تو هم اصلا" خوشم نمیاد.

--------------------------

-راستی هوکر قبل از اینکه تبدیل به یه احمق بشی و دنبال طلا بیای چیکاره بودی؟

-بیکاره.یه احمق بیکاره!

---------------------------

هیچ کس تو دنیا پیدا نمیشه که 100% حقیقتو بگه.

---------------------------

-فکر نمی کردم اینقدر ازم متنفر باشه که نتونه جایی که من هستم بمونه.

-شاید متنفر نبود شاید تو رو دوست داشت.

-بعد از اون حرفایی که زد؟

-کار انسان مهمه نه حرفایی که می زنه.

---------------------------

حاضری شرط ببندی هوکر؟

-من چیزی ندارم

-خب منم همینطور.چطوره رو زندگیمون شرط ببندیم؟گو اینکه ارزشی نداره.

--------------------------

-هیچوقت به من اعتماد نداشتی

-به من گفتن همیشه ورقو بر بزن.ممکنه نبری ولی عمرت طولانی تر میشه!

-------------------------

این همیشه تنها چیزی بوده که توش شانس دارم . ورق!

۱۳۸۸/۱۰/۱۷ عصر ۰۸:۴۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : zhivago, Classic, سروان رنو, shahrzad, رزا, رامین_جلیلوند, دایی جان ناپلئون
رامین_جلیلوند آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 469
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۳۰
اعتبار: 27


تشکرها : 1178
( 2247 تشکر در 47 ارسال )
شماره ارسال: #100
RE: دیالوگهای ماندگار

يک ظرف پر ميوه يک باغ پرگل پرواز پروانه آواز بلبل .............اشک ها و لبخندها...

 فيلمي که به گواه منوچهر نوذری دوبله ايتاليا را درهم کوبيد و دوبله ايران را شماره يک جهان کرد!!!!

۱۳۸۸/۱۰/۱۹ صبح ۰۲:۲۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, سروان رنو, رزا, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, Princess Anne
ارسال پاسخ