[-]
جعبه پيام
» <کاپیتان اسکای> پیوند پیشنهادات http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...4#pid36314
» <کاپیتان اسکای> دوستان توانمند در این زمینه اعلام حضور کنند و نظراتشان را بیان نمایند و کسانی که توانایی و تخصص در این زمینه دارند آستین بالا بزنند.
» <سروان رنو> پیشنهاد کاپیتان اسکای عزیز برای ایجاد صفحات کافه در شبکه های اجتماعی http://cafeclassic5.ir/showthread.php?tid=477&page=12
» <کاپیتان اسکای> درود سروان والامقام و کلاسیک بزرگوار و دیگر دوستان.
» <دون دیه‌گو دلاوگا> موزه خانواده والت دیزنی: https://www.iranankara.com/walt-disney-family-museum/
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 10 رای - 4.3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیالوگهای ماندگار
نویسنده پیام
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 520 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: دیالوگهای ماندگار

بدون شرح:

وقتی که آفتاب تابان رو به مغرب می کند

زمانی که باد در کوهستان ها از وزش باز می ایستد

وقتی که نغمه های مرغزاران رو به خاموشی می گراید

هنگامی که ملخ های بیابانی از صدا می افتند و امواج کف آلود دریا چون دختران به خواب ناز فرو می روند

وقتی که انوار طلایی به روی زمین بوسه می زنند

من رو به سوی وطنم می کنم

از میان سایه های نیلگون و دشتهای ارغوانی رو به سوی وطنم می کنم، رو به سوی زادگاهم

به سوی مادرم که مرا به دنیا آورد و پدرم که همه چیز به من آموخت

ولی مدتها پیش، مدتها پیش، مدتها پیش

اکنون در این دنیای پهناور سرگردان و تنها هستم

ولی هنوز هم وقتی آفتاب تابان رو به مغرب می کند

زمانی که باد از وزش باز می ایستد و امواج کف آلود به خواب می روند

و انوار طلایی به زمین بوسه می زنند

من رو به سوی وطنم می کنم.

۱۳۸۸/۶/۲۱ عصر ۰۴:۴۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, ژان والژان, Papillon, dered, فیلیپ ژربیه, رامین_جلیلوند, ریچارد
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 63


تشکرها : 7909
( 3363 تشکر در 21 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: دیالوگهای ماندگار

 فقط از دو چیز این فیلم خوشم نمی آد. یکی قسمت هایی که شعر می خونن که روی اعصاب آدم راه میره ( و من همیشه اون قسمت هاشو با دور تند رد می کنم .........

راستی سروان رنوی عزیز، از ترانه های فیلم گفتید...کاش یادآوری نماییم که خواننده یکی از این ترانه های ملالت آور فعلی (و به حتم شیرین و پر خاطرۀ بینندگان دهه 60و50) جرمی برت (شرلوک هولمز فقید) است... همان جوان عاشق پیشه که پس از دیدار الیزا در مراسم اسب دوانی، در خیابان می رقصد و می خواند....!

در فیلم جنگ و صلح نیز این دو مقابل یکدیگرند، برادر ناتاشا (آدری) جرمی برت بود... برت فن بیان را در کلاسهای سر.لارنس اولیویر گذراند و بی شک یکی از صحیح ترین گویشها را در میان بازیگران انگلیسی زبان دارا بود...

و... یک دیالوگ از هولمز که امیدوارم درست در خاطرم مانده باشد: هوای ابری و مه گرفته، تاریکی... پس کجا هستند این دزدها و جنایتکاران لندن ؟!

روحش شاد...


مریم هروی
۱۳۸۸/۶/۲۱ عصر ۰۶:۱۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, shahrzad, سروان رنو, رزا, Papillon, dered, دایی جان ناپلئون, ریچارد
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 777
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 34


تشکرها : 5224
( 5377 تشکر در 99 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: دیالوگهای ماندگار

احتمالا منظور جناب سروان این نبوده که از صدای دوبلورها ( وقتی شعر می خونن ) خوشش نمی آد ، بلکه خراب شدن ریتم و وزن شعر هنگام ترجمه از انگلیسی به فارسی هست که جملات رو از زیبایی اصلی خارج می کنه. شما مثلا فکر کنید ترانه های زیبای فیلم های هندی را حذف کنند و به جایش شعر فارسی بگذارند. خب این  تا حدودی از زیبایی کار کم می کنه. به نظر من بهترین کار قرار دادن زیرنویس در قسمت های ترانه و شعر هست. لازم نیست همه چیز ( مخصوصا ترانه های فیلم ها ) دوبله شود مگر اینکه شعری واقعا در سبک و وزن شعر خود فیلم و با همان زیبایی بشود ساخت.

راستی تصنیفی که شهرزاد نوشته اند مربوط به کدام فیلم یا دوبلور است ؟


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۶/۲۱ عصر ۱۱:۱۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, رزا, ژان والژان, Papillon, dered, دایی جان ناپلئون, ریچارد
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 520 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۶/۲۱ عصر ۰۶:۱۹)بانو نوشته شده:  

راستی سروان رنوی عزیز، از ترانه های فیلم گفتید...کاش یادآوری نماییم که خواننده یکی از این ترانه های ملالت آور فعلی (و به حتم شیرین و پر خاطرۀ بینندگان دهه 60و50) جرمی برت (شرلوک هولمز فقید) است... همان جوان عاشق پیشه که پس از دیدار الیزا در مراسم اسب دوانی، در خیابان می رقصد و می خواند....!

روحش شاد...

چه خوب شد که یاد آوری کردید بانوی محبوب من. یادم هست که استاد کسمایی در مقام مدیر دوبلاژ این فیلم می گفتند که برای باز خوانی این ترانه ها از هنرجویان هنرستان استفاده کردند.( چه حال و هوایی داشته!)


(۱۳۸۸/۶/۲۱ عصر ۱۱:۱۲)IranClassic نوشته شده:  

راستی تصنیفی که شهرزاد نوشته اند مربوط به کدام فیلم یا دوبلور است ؟

از آنتونیوس( تونی کورتیس) در فیلم اسپارتاکوس با گویندگی کاووس دوستدار... این تصنیف مدتها بود که در اغلب فیلمها بر سر زبان ها بود.

۱۳۸۸/۶/۲۲ عصر ۰۶:۱۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, رزا, Papillon, dered
Savezva آفلاین
جک لمون
***

ارسال ها: 142
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۱۰
اعتبار: 24


تشکرها : 549
( 1238 تشکر در 38 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: دیالوگهای ماندگار

خدا رحمت کنه جرمی برت فقید را که اسطوره ای بزرگ در نقش شرلوک هولمز بود...

و خدا عمر طولانی به استاد بهرام زند اعطا کنه که با دوبله خارق العاده سریال شرلوک هولمز به بازی استثنایی جرمی برت روح تازه ای بخشید.


سفید پوشیده بودم با موی سیاه/ اکنون سیاه جامه ام با موی سفید
۱۳۸۸/۶/۲۳ صبح ۱۰:۲۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : soheil, بانو, رزا, Papillon, dered, parviz_xx
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,822
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 67


تشکرها : 7822
( 13739 تشکر در 424 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۶/۲۱ عصر ۰۶:۱۹)بانو نوشته شده:  

و... یک دیالوگ از هولمز که امیدوارم درست در خاطرم مانده باشد: هوای ابری و مه گرفته، تاریکی... پس کجا هستند این دزدها و جنایتکاران لندن ؟!

عاشق شخصیت هلمز هستم... به خصوص اینکه نوعی طنز در حرکات و کلامش همیشه قابل مشاهده است. کلا کارآگاه های خصوصی خیلی جذاب هستند نمونه هایی مانند: همین شرلوک هلمز - هرکول پوآرو - سام اسپید ( شاهین مالت) - جک نیکلسون ( محله چینی ها ) - و ...

هلمز بعد از اینکه متوجه خطای خود می شود:

هلمز:  واتسون ! تو در مقابل یکی از خنگ ترین انسان های روی کره زمین وایسادی. حقشه یه مشت محکم به چونه من بزنی.

واتسن: من برای این کار کاملا آماده ام ، هلمز !

۱۳۸۸/۶/۲۳ عصر ۱۱:۳۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : soheil, بانو, رزا, dered, parviz_xx, دایی جان ناپلئون
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 777
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 34


تشکرها : 5224
( 5377 تشکر در 99 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: دیالوگهای ماندگار

« سلام سوسیس ! »

حالا که در تاپیک دوبلورها بحث بر سر آقای عباسی و کارتون زیبای مورچه و مورچه خوار شد بد نیست چند دیالوگ ماندگار هم از این کارتون خاطره انگیز که دوبله ای عالی داشت ذکر کنیم:

 

مورچه‌خوار در حالی که یک اتوبوس بزرگ از روی او رد شده:

 «این اتوبوس جهانگردی فقط سالی یکبار از این‌جا رد می‌شه، اون هم باید همین الان باشه»

مورچه خوار در حالی که از گرفتن مورچه خسته و درمانده شده :

 «بیش از هفتاد هزار جور حشره توی این دنیا هست بعد من فقط باید مورچه بخورم»

مورچه خوار داره اسپاگتی می خوره که مورچه رو هم همراش می خوره ، اما مورچه از دهنش بیرون می آد و در میره :

 «کجا رفتی مورچه ؟ همه مزه شو بردی »


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۶/۲۴ عصر ۱۱:۵۵
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Savezva, بانو, سروان رنو, Surrealist, shahrzad, soheil, رزا, ترومن بروینک, Papillon, dered, Jacques Clouseau, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, rahgozar_bineshan, فیلیپ ژربیه, Princess Anne, هایدی, خانم لمپرت, ریچارد
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 520 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: دیالوگهای ماندگار

هیچ چیز با وقار تر از آخرین لحطات زندگی یک انسان نیست... خوب تماشا کن...

ریش قرمز


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۷/۳ صبح ۱۲:۰۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, soheil, سروان رنو, Negar, رزا, Papillon, dered, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, ریچارد
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,822
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 67


تشکرها : 7822
( 13739 تشکر در 424 ارسال )
شماره ارسال: #29
RE: دیالوگهای ماندگار

بجنگید ممکنه بمیرید، فرار کنید زنده میمونید. دست کم مدتی! ولی چند سال بعد توی رختخواب هاتون میمیرید. کدوم رو انتخاب می کنید ؟

شجاع دل

مل گیبسون در فیلم شجاع دل

۱۳۸۸/۷/۵ صبح ۱۱:۵۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, Classic, رزا, Papillon, dered, parviz_xx, دایی جان ناپلئون
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 520 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: دیالوگهای ماندگار

ولی من این احساسو ندارم که همسرتم. احساس می کنم سنگریزه ته کفشتم.

 

 

پدر هیچ گاه از خاطره آدم پاک نمی شه.

 

دو دیالوگ از فیلم چهره درون


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۷/۵ عصر ۰۴:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, رزا, Papillon, dered, دایی جان ناپلئون
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 520 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: دیالوگهای ماندگار

به! بنازم به این طبابت. واقعا که که عالیه دکتر جون :عالی. خوب عیب نداره. یه بار دیگه هم میاد سراغت.

دیالوگی از کاووس دوستدار( در مقام بازیگر) در فیلم زن دشمن خطرناکی است

کاووس دوستدار و فرانک میرقهاری در صحنه ای از فیلم

کاووس دوستدار و فرانک میر قهاری در صحنه ای از فیلم


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۷/۸ عصر ۱۰:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, سروان رنو, بانو, رزا, Papillon, dered, هایدی
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,822
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 67


تشکرها : 7822
( 13739 تشکر در 424 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: دیالوگهای ماندگار

.... لا اله الا الله .... برو کنار آبجی ....  (جان وین با صدای ایرج دوستدار )

 

این جمله رو وقتی میگه که می خواد از یه راهرو تنگ رد بشه اما یه زن عشوه گر نیمه برهنه عمدا" سر راهش وایساده تا جان وین بهش بخوره !

۱۳۸۸/۷/۹ عصر ۰۶:۳۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, shahrzad, رزا, Papillon, dered, خانم لمپرت, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, شهردار پپونه, فیلیپ ژربیه, ریچارد
بانو آفلاین
مدیر داخلی
*****

ارسال ها: 197
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۵/۳۱
اعتبار: 63


تشکرها : 7909
( 3363 تشکر در 21 ارسال )
شماره ارسال: #33
دیالوگهای ماندگار

چند دیالوگ از مرحوم تقی ظهوری...والتر برنان سینمای فارسی...مربوط به گنج قارون!

((پول از کجا آوردي سيگار خريدي بي کله؟!))

 ((آهاي شکم! امشب غذات آبرواِ.بخور تا سير شي .تا چشمت کور شه نیایی اینجور جاها مهمونی!))

((بگو چي گفت ؟ اگه مردي بگو چي گفت؟!من خودمم نفهميدم چي گفت...اينجا همه زبون همديگه رو مي فهن پس من اينجا چيکاره ام ؟ ))

((نترس اون با من ....اما نه نه نه اون نه با من ،اون نه با من !!من يه سناری ام پول ندارم ...))

((در هندوستان؛ کینگهه، کونگهه...گشنهه ه ه ه !!))

روحش شاد...


مریم هروی
۱۳۸۸/۷/۹ عصر ۰۷:۳۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, shahrzad, Classic, zhivago, رزا, dered, Jacques Clouseau, خانم لمپرت, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, ریچارد
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,822
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 67


تشکرها : 7822
( 13739 تشکر در 424 ارسال )
شماره ارسال: #34
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۷/۹ عصر ۰۷:۳۷)بانو نوشته شده:  

چند دیالوگ از مرحوم تقی ظهوری...والتر برنان سینمای فارسی...مربوط به گنج قارون!

((پول از کجا آوردي سيگار خريدي بي کله؟!))

((نترس اون با من .......))

واقعا وقتی آدم یه فیلم از تقی ظهوری می بینه کلی شارژ میشه. کلا انرژی میده به آدم. اون تیکه ای که تازه قارون رو از رودخونه گرفتن و آوردن توی خونه دیالوگ هاش محشره. آدم 100 بار ببینه باز سیر نمیشه :

" علی بزن تو سرش بیارش "

- ظهوری :  بابا بیا غذا بخور . آبگوشته. خوب چیزیه. ننه علی درست کرده.

-قارون : نمی تونم . آخه زخم معده دارم

علی (فردین) : زخم چی چی ؟!

ظهوری : علی این داره چی میگه ؟

علی: هیچی . میگه تیر خورده به معده ام سوراخ شده !!

علی و تقی :  ها ها ها ها ...  عجب آدم هالویی هست این . بابا بیا غذاتو  بخور اینقدر اراجیف نگو ...

قارون: آخه نمی تونم. قند دارم. اوره دارم . چربی دارم !

ظهوری : مرد حسابی تو که این همه چیز داری پس وضع ات باید خوب باشه. چرا می خواستی خود کشی کنی ؟!

[تصویر: 25r30wi.gif]

۱۳۸۸/۷/۹ عصر ۰۸:۳۰
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, بانو, Classic, رزا, Papillon, اکتورز, dered, خانم لمپرت, parviz_xx, دایی جان ناپلئون, ریچارد
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 520 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #35
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۷/۹ عصر ۰۶:۳۹)سروان رنو نوشته شده:  

.... لا اله الا الله .... برو کنار آبجی ....  (جان وین با صدای ایرج دوستدار )

 

این جمله رو وقتی میگه که می خواد از یه راهرو تنگ رد بشه اما یه زن عشوه گر نیمه برهنه عمدا" سر راهش وایساده تا جان وین بهش بخوره !

 

مربوط به کدام فیلم بود سروان؟

این دیالوگ مرا به یاد دیالوگی از او در فیلم آخرین تیر انداز انداخت که می گفت:

حرف نزن خانم. دستم تو ظریف کاریه!


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۷/۹ عصر ۰۹:۰۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Classic, رزا, Papillon, dered, ریچارد
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 777
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 34


تشکرها : 5224
( 5377 تشکر در 99 ارسال )
شماره ارسال: #36
RE: دیالوگهای ماندگار

.... لا اله الا الله .... برو کنار آبجی ....  (جان وین با صدای ایرج دوستدار )

.... حرف نزن خانم. دستم تو ظریف کاریه ! ......

واقعا به اینها می گن شاهکار دوبله ؛ شاهکار ترجمه . طوری که اون حسی که کارگردان یا بازیگر می خوان به بیننده منتقل کنن نه تنها در این دوبله کمرنگ نمیشه بلکه پررنگ تر هم میشه.

"... اگه تکون بخوری یه سوراخی وسط پیشونی ات درست  کنم که یه دلیجان از توش رد بشه ! .."


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۷/۱۰ صبح ۰۲:۲۴
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : shahrzad, سروان رنو, رزا, Papillon, dered, خانم لمپرت, دایی جان ناپلئون, ریچارد
shahrzad آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 57
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۳/۱۱
اعتبار: 9


تشکرها : 143
( 520 تشکر در 16 ارسال )
شماره ارسال: #37
RE: دیالوگهای ماندگار

زندگی مثل همین اقیانوسه که الان داریم نگاه می کنیم. واقعی و لذت بخش...

پدر من ( حدس می زنم جک لمون بود. به درستی به یاد ندارم)مرحوم منوچهر نوذری


من برای آن که بتوانم مهربانی کنم ناچارم که در ابتدا خشونت پیشه گیرم
۱۳۸۸/۷/۱۲ عصر ۰۸:۴۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, Classic, رزا, Papillon, dered, دایی جان ناپلئون, ریچارد
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,822
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 67


تشکرها : 7822
( 13739 تشکر در 424 ارسال )
شماره ارسال: #38
RE: دیالوگهای ماندگار

مربوط به کدام فیلم بود سروان؟

فکر کنم ریوبراوو یا دلیجان آتش بود idont


هاردی ( با صدای مقبلی ) :  استن ، تو به عشق در یک نگاه اعتقاد داری ؟

استن ( با صدای عباسی ) : آره خب ، لااقل وقت آدمو نمی گیره !

۱۳۸۸/۷/۱۲ عصر ۱۱:۲۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, shahrzad, رزا, Papillon, dered, دایی جان ناپلئون, ریچارد
Classic آفلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 777
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 34


تشکرها : 5224
( 5377 تشکر در 99 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: دیالوگهای ماندگار

سیّد : وقتی گریه‌ام می‌گیره، امیدوار می‌شم که هنوز جون دارم.

گوزن ها


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۸/۷/۱۳ عصر ۰۸:۳۶
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو, رزا, چارلز کین, Papillon, dered, دایی جان ناپلئون, ریچارد
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,822
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 67


تشکرها : 7822
( 13739 تشکر در 424 ارسال )
شماره ارسال: #40
RE: دیالوگهای ماندگار

(۱۳۸۸/۷/۱۳ عصر ۰۸:۳۶)IranClassic نوشته شده:  

سیّد : وقتی گریه‌ام می‌گیره، امیدوار می‌شم که هنوز جون دارم.

گوزن ها

 

چقدر کاراکتر بهروز وثوقی تو این فیلم کاراکتر نازی بود :ashk( با صدای تو دماغی یه معتاد باغیرت بخونید : )

- مام بنده خدا هستيم دیگه ... مگه بنده خدا نباس نعشه باشه ... چه عيبشه ؟ ... همه نعشه ان ، مام روش ...  نصف مردم ، شب كه ميشه فكر ميكنن خسته ان ... ولي همشون خمارن ...  بله ...

- نمردیم و گلوله هم خوردیم ... همیشه دوس داشتم یه جور خوب کلک ام کنده بشه ... با گلوله مردن از شب زیر پل توی جوب مردن که بهتره ...

۱۳۸۸/۷/۱۵ عصر ۰۷:۱۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Classic, soheil, رزا, چارلز کین, Papillon, اکتورز, dered, ریش قرمز, دایی جان ناپلئون, خانم لمپرت, ریچارد
ارسال پاسخ