[-]
جعبه پيام
» <ویگو مورتنسن> خوش آمدید منصور عزیز
» <سروان رنو> درود بر منصور ... به خانه قدیمی خود خوش آمدید ... [تصویر: happy_new_year1.gif]
» <منصور> پس از مدتها اول از همه سال نو را به دوستان قدیمی خودم در کافه کلاسیک تبریک و تحنیت میگویم و بعد اینکه خوشحالم که در کنار شما هستم
» <BATMAN> توماس میلان http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...1#pid35221
» <سروان رنو> مطلبی در باب "چرا به سینمای کلاسیک علاقمندیم ؟" http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...n=lastpost
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زنان افسانه ای تاریخ سینما
نویسنده پیام
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 155
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 27


تشکرها : 1162
( 1915 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #101
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

گرتا گاربو، چهره پر رمز و راز

یکی از بی عیب و نقص ترین چهره های تاریخ سینما، با صدایی خش دار و حالتی پر رمز و راز که در تک گویی اش در فیلم گراند هتل نمایان است: «میخواهم تنها باشم».

گرتا لوویسا گوستاوسون در 18 سپتامبر 1905 در استکهلم سوئد متولد شد. مادر او، آنا لوویسا، خانه دار بود و پدر او، کارل آلفرد گوستاوسون، یک کارگر بود. گرتا کوچکترین فرزند خانواده بود. او یک برادر بزرگتر از خود به نام سون آلفرد و یک خواهر بزرگتر از خود به نام آلوا ماریا داشت. گرتا دوران کودکی خود را در فقر گذرانید. بعدها او دوران کودکی خود را اینگونه توصیف میکرد: آن شب های زمستانی طولانی خاکستری و تیره بود. پدرم در گوشه ای از خانه روزنامه ای میخواند و مادرم در گوشه ای دیگر مشغول دوختن لباس های پاره بود. ما بچه ها با صدایی آرام در گوشه ای صحبت میکردیم و فضای سرد و تیره ای در خانه ما حکمفرما بود. گرتا از مدرسه بدش می آمد و ترجیح میداد تنها باشد. در دوران کودکی مجذوب تئاتر شد و رویای بازیگری را در ذهن میپروراند. او به شکل آماتور با دوستانش نمایش بازی میکرد. در سن 13 سالگی دبیرستان را تمام کرد و کالج نرفت. در زمستان سال 1919 آنفولانزای اسپانیایی سراسر استکهلم را فرا گرفت و پدر گاربو که خیلی به او نزدیک بود مریض شد. او کارش را از دست داد. گرتا خانه می ماند و از پدرش مراقبت میکرد ولی پدرش در سال 1920 زمانی که گرتا 14 ساله بود درگذشت. او ابتدا به عنوان کارگر در آرایشگاهی کار کرد و سپس یکی از کارگردانان تبلیغات تلویزیونی او را دید و از او خواست به عنوان مدل لباس زنان کار کند. اولین شوی مد لباس او در 12 دسامبر 1920 بود. او دو سال به عنوان مدل کار کرد تا اینکه در سال 1922 اریک آرتور پتشلر کارگردان از او خواست در فیلم کمدی کوتاهش به نام پیتر ولگرد بازی کند. او سال 1922 وارد مدرسه بازیگری رویال دراماتیک استکهلم شد و در سال 1924 فارغ التحصیل شد. سپس در فیلم حماسه گوستا برلینگ به کارگردانی موریتز استیلر نقش اول را در مقابل لارس هنسون، بازیگر مشهور سوئدی ایفا کرد. در حقیقت موریتز استیلر مربی او بود. سپس در مقابل آستا نیلسون  قرار گرفت و در فیلم خیابان سیاه به کارگردانی جی. دبلیو. پابست بازی کرد. سپس او قراردادی با لویی بی مایر، مدیر MGM  بست. داستان از این قرار بود که ویکتور سیستروم، کارگردان مشهور سوئدی دوست نزدیک استیلر بود، مایر را ترغیب کرد تا در سفری که به برلین دارد، استیلر را ملاقات کند. استیلر، گاربو را به مایر معرفی کرد و مایر مجذوب گاربو شد و بلافاصله قراردادی با گاربو و استیلر به عنوان کارفرمای او بست و گاربو وارد هالیوود شد. گاربو در هنگام ورود به زبان انگلیسی آشنایی نداشت ولی بعد از مدتی یاد گرفت. ایروینگ تالبرگ، تهیه کننده MGM  به او کمک کرد تا نقش اولی در فیلم سیل به کارگردانی مونتا بل در مقابل ریکاردو کورتز بازی کند که اولین فیلم آمریکایی او به حساب می آید. بازی گاربو در این فیلم مورد تحسین منتقدین قرار گرفت. موفقیت این فیلم باعث شد تا تالبرگ، نقش اصلی فیلم دیگری را به نام زن اغواگر به او بدهد. فیلم جسم و شیطان فیلم موفق بعدی او بود. او تا دهه 30 در تعدادی فیلم صامت دیگر هم بازی کرد. در سال 1930 اولین فیلم ناطق او، آنا کریستی به نمایش درآمد. در شب نمایش فیلم در نشریه های نیویورک منتشر شد که "گاربو حرف می زند" در پی موفقیت این فیلم او در نسخه آلمانی این فیلم نیز به ایفای نقش پرداخت. فیلم رابطه عاشقانه در سال 1930 او را برای اولین بار نامزد اسکار کرد. فیلم موفق بعدی او فیلم گراند هتل بود. او در این فیلم در نقش بالرینی روسی ظاهر شده که جمله معروفی را در این فیلم از زبان گاربو میشنویم که به عنوان دیالوگ مشهور این فیلم است، "میخواهم تنها باشم". او در این فیلم با ستارگان بزرگی نظیر جان بریمور ، جوان کرافورد و والاس بیری به ایفای نقش میپردازد. این فیلم اسکار بهترین فیلم آن سال را نیز برد. بعد از گراند هتل، او فیلم بسیار موفق ملکه کریستینا را به همراه جان گیلبرت بازی کرد. او در فیلم آناکارنینا بازی درخشانی از خود ارائه داد. این فیلم در حقیقت بازسازی نسخه صامت فیلم عشق است که گاربو در آن نیز نقش آناکارنینا را بازی کرده بود. در سال 1936 او موفق ترین فیلم کارنامه خود، کامیل را به همراه رابرت تیلور بازی کرد. او در این فیلم نقش زن خیابان گردی ظاهر شده که دل به جوانی به نام آرماند میبندد. او برای این فیلم نامزد اسکار بهترین بازیگر زن شد. فیلم نینوچکا نیز فیلم موفق بعدی او بود که او را مجددا نامزد اسکار کرد. روی پوستر فیلم نینوچکا نوشتند که "گاربو میخندد" ، انگار که در زندگیش و فیلم هایش هیچگاه نخندیده بود. آخرین فیلم او زن دو چهره بود. فیلم شکست سنگینی خورد و گاربو سعی کرد تا زمانی که فرصت مناسبی پیش نیامده در فیلمی بازی نکند ولی این فرصت هرگز پیش نیامد و او از عالم سینما کناره گرفت و خود را بازنشسته کرد و خود را در آپارتمان نیویورکی اش از دیدگان همه پنهان کرد و هر از گاهی در پیاده روی های تنهایش دیده میشد. گاربو هیچگاه ازدواج نکرد هرچند روابط  عاشقانه با جان گیلبرت داشت. گرتا گاربو در 15 اوریل سال 1990 در سن 84 سالگی بر اثر ذات الریه درگذشت و جسد او را در قبرستان اسکوسکایرکوگاردن سوئد به خاک سپردند.

فیلمشناسی او:

حماسه گوستا برلینگ 1924

خیابان سیاه 1925

سیل 1926

زن اغواگر 1926

جسم و شیطان 1926

عشق 1927

زن الهی 1928

بانوی مرموز 1928

زنی با روابط عاشقانه 1928

ارکیده های وحشی 1929

تنها معیار 1929

بوسه 1929

آنا کریستی (نسخه آمریکایی) 1930

رابطه عاشقانه 1930

 الهام 1931

سوزان لنوکس 1931

ماتا هاری 1931

گراند هتل 1932

همانگونه که مرا میخواهید 1932

ملکه کریستینا 1933

پرده رنگی 1934

آناکارنینا 1935

کامیل 1936

پیروزی 1937

نینوچکا 1939

زن دو چهره 1941

گرتا گاربو در نمایی از فیلم هایش

به همراه ملوین داگلاس در فیلم نینوچکا و به همراه گوین گوردون در فیلم رابطه عاشقانه

به همراه اریک فون اشتروهایم در فیلم جوری که مرا میخواهید و به همراه جان گیلبرت در فیلم جسم و شیطان

به همراه جان گیلبرت در فیلم عشق و به همراه فردریک مارچ در فیلم آناکارنینا

به همراه ریکاردو کورتز در فیلم سیل و به همراه لارس هنسون در فیلم حماسه گوستا برلینگ

به همراه جان گیلبرت در فیلم ملکه کریستینا و به همراه رامون نووارو در فیلم ماتا هاری

به همراه هربرت مارشال در فیلم پرده رنگی و به همراه نیلز آستر در فیلم ارکیده های وحشی

به همراه نیلز آستر در فیلم تنها معیار و به همراه شارل بوایه در فیلم پیروزی

به همراه لو آیرس و کنرد نیجل در فیلم بوسه و به همراه لارس هنسون در فیلم زن الهی

به همراه کنرد نیجل در فیلم بانوی مرموز و به همراه کلارک گیبل در فیلم سوزان لنوکس

به همراه جان گیلبرت در فیلم زنی با روابط عاشقانه و به همراه رابرت تیلور در فیلم کامیل

به همراه رابرت مونتگمری در فیلم وحی و به همراه جان بریمور در فیلم گراند هتل

به همراه ملوین داگلاس در فیلم زن دو چهره و به همراه چارلز بیکفورد در فیلم آنا کریستی

به همراه آنتونیو مورنو در فیلم زن اغواگر

گرتا گاربو در کهنسالی

آرامگاه گرتا گاربو در استکهلم، سوئد

منابع

https://en.wikipedia.org/wiki/Greta_Garbo

http://www.imdb.com/name/nm0001256/

مجله دنیای تصاویر (منتشر شده در تابستان 1386)


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۸/۴ عصر ۰۴:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, زبل خان, سروان رنو, Memento, پیرمرد, کنتس پابرهنه, حمید هامون, تارا, واتسون, ژیگا ورتوف, BATMAN, زرد ابری, ساسان, سوفیا, مکس دی وینتر, کاپیتان اسکای, L.B.Jefferies, بیلی لو
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 155
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 27


تشکرها : 1162
( 1915 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #102
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

جولی کریستی، موطلایی زیبا

با بازی در فیلم دکتر ژیواگو به شهرت جهانی دست پیدا کرد.

جولی فرانسیس کریستی در 14 اوریل 1940 در شهر چابوا در هند به دنیا آمد. مادر او نقاش بود و پدر او مزرعه چای را میگرداند. او یک برادر کوچکتر از خود به نام کلایو دارد و یک خواهر ناتنی بزرگتر از خود به نام جون دارد. پدر و مادر جولی وقتی او خیلی کوچک بود از یکدیگر جدا شدند.

جولی کریستی در کودکی

او در سن 6 سالگس به مدرسه شبانه روزی صومعه اور لیدی (بانوی ما) فرستاده شد ولی بعد از چند سال به خاطر شوخی خطرناکی که کرد از آنجا اخراج شد.او سپس به مدرسه حقوق وایکومب رفت و تحصیلاتش را در آنجا به اتمام رسانید. بعد از اتمام تحصیلاتش به دلیل علاقه او به هنرپیشگی وارد دانشکده هنر بازیگری شد.

جولی کریستی در نوجوانی

جولی کریستی در اواخر دهه 50 به شکل حرفه ای وارد دنیای بازیگری شد. اولین نقش او در یک سریال تلویزیونی بود و اولین نقش بزرگ او در سریال آ برای آندرومیدا بود. او خیلی مشتاق بود نقش هانی رایدر در دکتر نو را بگیرد ولی کارگردان فیلم به دلیل جثه کوچک او این نقش را به اورسلا آندرس داد. دو فیلم اولیه او که نقش مهمی را داشت فیلم های کلاهبرداران بی نام و نشان و بانوی خوشگذران بود. فیلم که باعث شهرت و موفقیت او شد نقش لیز در مقابل تام کورتنی در فیلم بیلی دروغگو بود که برای او نامزدی بفتا را به ارمغان آورد.

او در سال 1965 در سه فیلم بازی کرد که دوتای آن بسیار مشهور شد. فیلم اول او در سال 1965 فیلم دارلینگ بود که در این فیلم در نقش دایانا اسکات، مدل بدنامی ظاهر شده بود و در مقابل درک بوگارد و لارنس هاروی بازی درخشانی ارائه داد و اسکار بهترین بازیگر نقش اول را به دست آورد. فیلم دوم او در این سال دکتر ژیواگو بود که بر اساس رمانی از بوریس پاسترناک ساخته شد و از جولی، ستاره بین المللی ساخت و همه در ایران و جهان او را به خاطر بازی این فیلم میشناسد. او در این فیلم در نقش لارا آنتیپووا، معشوقه عمر شریف ظاهر شده است او را نامزد جایزه بفتا کرد. فیلم بعدی او در سال 1965 فیلم کسیدی جوان به کارگردانی جک کاردیف و جان فورد بود که جولی در این فیلم در مقابل راد تیلور بازی میکرد.

پس از این فیلم او در فیلم بسیار زیبای فارنهایت 451 ساخته فرانسوا تروفو در مقابل اسکار ورنر در دو نقش بازی کرد و نامزد جایزه بفتا شد  سپس او در نقش بتشیبا اوردین در فیلم دور از اجتماع خشمگین ساخته جان شلزینگر در مقابل ترنس استمپ بازی بسیار زیبایی ارائه داد. بسیاری از منتقدین عقیده داشتند که ونسا ردگریو میتوانست بازیگر مناسب تری برای ایفای نقش بتشیبا اوردین باشد. فیلم موفق بعدی او در نقش پتولیا دانر در فیلم پتولیا به کارگردانی ریچارد لستر و در مقابل جرج سی اسکات بود.

در سال 1967 مجله لایف (life)، لباس های حولی کریستی در فیلم هایش را مد روز ترین لباس های دنیا معرفی کرد که نمونه آن لباس قرمز بسیار زیبایی است که او در فیلم دکتر ژیواگو آن را پوشیده بود.

لباس زیبای جولی کریستی در فیلم دکتر ژیواگو

آخرین فیلم او در دهه 60 فیلم در جستجوی گریگوری به کارگردانی پیتر وود در مقابل مایکل سارازین بود.

او در دهه 70 نیز بسیار فعال بود و فیلم های بسیار خوبی بازی کرد. اولین فیلم او در دهه 70 فیلم واسطه به کارگردانی جوزف لوزی است که او در این فیلم در نقش زنی از خانواده بالا ظاهر شده که با همسایه کشاورز فقیر خود، از طریق پسربچه ای ارتباطات نامه ای دارد. جولی با بازی در این فیلم توانست جایزه نخل طلایی جشنواره کن را ببرد و همچنین نامزد جایزه بفتا شد.

فیلم موفق بعدی او فیلم مک کب و خانم میلر بود که اولین از سه فیلمی است در مقابل وارن بیتی بازی کرد و او را نامزد اسکار بهترین بازیگر زن کرد. او در این فیلم در نقش مدیر یک روسپی خانه ظاهر شده است. وارن بیتی، جولی را اینگونه توصیف میکند: زیباترین  زنی که تا به حال دیده ام. جولی بین سالهای 67 تا 74 با وارن بیتی روابط عاشقانه داشت.

فیلم بعدی بسیار موفق جولی فیلم حالا نگاه نکن به کارگردانی نیکولاس روگ در مقابل دونالد ساترلند بود که او را برای چندمین بار نامزد جایزه بفتا کرد. فیلم بسیار موفق شامپو به کارگردانی هال اشبی در مقابل وارن بیتی و گلدی هان فیلم بعدی او بود که نامزد چندین اسکار و برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن (لی گرانت) شد. فیلم موفق بعدی او فیلم بهشت میتواند منتظر بماند به کارگردانی وارن بیتی و باک هنری و در مقابل وارن بیتی بود که نامزد و برنده چندین اسکار شد. میتوان گفت که این آخرین فیلم موفق جولی کریستی بود در دهه 70 بود.

فیلم بعدی او در دهه 80 و اوایل دهه 90 نتوانست موفقیت دهه 60 و 70 او را تکرار کند تا اینکه نوبت به فیلم موفق بازتاب رسید که نام او را مجددا سر زبان ها انداخت و او را نامزد اسکار کرد. فیلم موفق بعدی او در سال 2004 به نام در جستجوی ناکجاآباد (نورلند) ساخته شد که نقش مادر کیت وینسلت را بازی میکرد. فیلم بسیار موفق آخر او به نام دور از او به کارگردانی سارا پولی ساخته شد که او را برنده گلدن گلوب و نامزد اسکار کرد. او در این فیلم نقش فیونا اندرسون، زنی که قربانی بیماری آلزایمر شده است را بازی کرده است. بعد از این فیلم از نقش او در دنیای بازیگری کاسته شد و آخرین کار او در 2012 فیلم سیاسی مهیج شراکتی که تو حفظ می‌کنی در نقش اصلی به کارگردانی و بازیگری رابرت ردفورد بود.

جولی کریستی در سال 2008 با دوست پسر دیرینه خود دانکن کمپبل ازدواج کرد.

جولی کریستی و شوهرش، دانکن کمپبل

جولی کریستی در دوران کلاسیک خود نقش های بسیار مهمی را در فیلم مهمی به دلایل مختلف رد کرد از جمله: بچه رزمری (نقش به میا فارو رسید) ، بانی و کلاید (نقش به فی داناوی رسید) ، ژیگول آمریکایی (نقش به لورن هاتون رسید) ، آگاتا (نقش به ونسا ردگریو رسید) ، سرخ ها (نقش به دایان کیتون رسید) ، آن ملکه هزار روزه (نقش به ژنویه بوژولد رسید) ، بخار (نقش به ونسا ردگریو رسید) ، نیکلاس و الکساندرا (نقش به جانت سوزمن رسید) ، غول یونانی (نقش به ژاکلین بیسه رسید) ، دانه های شن (نقش به کندیس برگن رسید) ، دو همسفر (نقش به ادری هپبورن رسید) ، رای نهایی (نقش به شارلوت رمپلینگ رسید) ، کلکسیونر (نقش به سامانتا ایگر رسید) ، گتسبی بزرگ (نقش به میا فارو رسید) ، محله چینی ها (نقش به فی داناوی رسید) ، دونده ماراتن (نقش به مارت کلر رسید) ، دختر رایان (نقش به سارا مایلز رسید) و ...

آل پاچینو همیشه از حولی کریستی به عنوان بازیگر محبوب خود یاد میکند و در مورد او گفته: با تنها بازیگر زنی که میخواستم همبازی بشوم جولی کریستی است.

فیلمشناسی او:

آ برای آندرومیدا (سریال) 1961

کلاهبرداران بی نام و نشان 1962

بانوی خوشگذران 1962

موفقیت آندرومیدا (سریال) 1962

بیلی دروغگو 1963

کسیدی جوان 1965

دارلینگ 1965

دکتر ژیواگو 1965

فارنهایت 451 1966

دور از اجتماع خشمگین 1967

پتولیا 1968

در جستجوی گریگوری 1969

واسطه 1971

مک کب و خانم میلر 1971

حالا نگاه نکن 1973

شامپو 1975

تخم شیطان 1977

بهشت میتواند منتظر بماند 1978

خاطرات یک بازمانده 1981

بازگشت سرباز 1982

چهل ساله های پر سر و صدا 1982

حرارت و خاک 1983

جویندگان طلا 1983

میزهای جداگانه (فیلم تلویزیونی) 1983

شامپاین تلخ 1986

قدرت 1986

دوشیزه مری 1986

گناهان پدران (مینی سریال) 1986

داروی مرگ (فیلم تلویزیونی) 1988

احمق های خوشبخت 1990

مرد ایستگاه راه آهن 1992

قلب اژدها 1996

هملت 1996

صفحه اصلی (سریال) 1996

بازتاب 1997

بلفگور، روح موزه لوور 2001

چنین چیزی وجود ندارد 2001

من با لوسی هستم 2002

عکس های فوری 2002

تروآ 2004

هری پاتر و زندانی آزکابان 2004

در جستجوی ناکجاآباد (نورلند) 2004

زندگی مرموز کلمات 2005

دور از او 2006

نیویورک دوستت دارم 2008

باشکوه شماره 39 2009

شنل قرمزی 2011

شراکتی که تو حفظ می‌کنی 2012

جولی کریستی در نمایی از فیلم های برگزیده اش

به همراه آلن بیتس در فیلم واسطه و به همراه راد تیلور در فیلم کسیدی جوان

به همراه جرج سی اسکات در فیلم پتولیا و به همراه تام کورتنی در فیلم بیلی دروغگو

به همراه استنلی باکستر در فیلم بانوی خوشگذران و به همراه فریتز ویور در فیلم تخم شیطان

به همراه درک بوگارد در فیلم دارلینگ و به همراه مایکل سارازین در فیلم در جستجوی گریگوری

به همراه دونالد ساترلند در فیلم حالا نگاه نکن و به همراه عمر شریف در فیلم شاهکار دکتر ژیواگو

به همراه اسکار ورنر در فیلم فارنهایت 451 و به همراه وارن بیتی در فیلم مک کب و خانم میلر

به همراه وارن بیتی در فیلم های شامپو و بهشت میتواند منتظر بماند

به همراه لزلی فیلیپس در فیلم کلاهبرداران بی نام و نشان و به همراه کیت وینسلت در فیلم در جستجوی ناکجاآباد(نورلند)

به همراه ریچارد گر در فیلم قدرت و به همراه کنث برانا در فیلم هملت

به همراه ذاکر حسین در فیلم حرارت و خاک و به همراه جونو تمپل در فیلم باشکوه شماره 39

به همراه براد پیت در فیلم تروآ و به همراه ویرجینیا مدسن و بیلی برک در فیلم شنل قرمزی

به همراه مگی اسمیت و رابرت هاردی در فیلم هری پاتر و زندانی آزکابان و به همراه نیک نولتی در فیلم بازتاب

به همراه سارا پولی در فیلم چنین چیزی وجود ندارد و به همراه ترنس استمپ در فیلم دور از اجتماع خشمگین

به همراه رابرت ردفورد در فیلم شراکتی که تو حفظ میکنی و به همراه گوردون پینسنت در فیلم دور از او

جولی کریستی و اسکاری که در سال 1965 برای فیلم دارلینگ گرفت

جولی کریستی در مراسم اسکار 2007

جولی کریستی در کهنسالی

منابع

https://en.wikipedia.org/wiki/Julie_Christie

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%...8%AA%DB%8C

http://www.imdb.com/name/nm0001046/


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۸/۱۰ صبح ۰۲:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, نکسوس, خانم لمپرت, بانو الیزا, Keyser, سوفیا, حمید هامون, سروان رنو, BATMAN, جروشا, زرد ابری, واتسون, ساسان, کنتس پابرهنه, مکس دی وینتر, کاپیتان اسکای, شارینگهام, بیلی لو
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 155
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 27


تشکرها : 1162
( 1915 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #103
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

جین فوندا، پر انرژی و پر شر و شور

با آن چهره کودکانه و پر شر و شور بودنش و گرفتن دو اسکار توانست در عالم بازیگری ماندگارشود.

جین سیمور فوندا در 21 دسامبر 1937 در نیویورک سیتی به دنیا آمد. پدر او هنری فوندا، اسطوره هالیوود بود و مادرش فرانسیس فورد بروکا که اشراف زاده بود.

 جین فوندا به همراه پدرش، هنری فوندا در دوران کودکی

نام جین سیمور از نام همسر شاه هنری هشتم گرفته شده که جد مادرش است. جین یک برادر کوچکتر از خود به نام پیتر دارد که او نیز بازیگر است.

جین فوندا به همراه پدرش، هنری فوندا و برادرش، پیتر فوندا در نوجوانی

او دو خواهر ناتنی به نام های فرانسیس دو ویلرز بروکا و امی فیشر نیز دارد. در 14 آوریل 1950 مادر جین وقتی جین 12 سال داشت در بیمارستان روانی خودکشی کرد. جین در 15 سالگی رقص را یاد گرفت. او به مدرسه هنر گرینویچ رفت. جین سپس به مدرسه ویلارد در نیویورک رفت و به کالج واسار در نیوریورک رفت. فوندا چندین سال مدل مجلات مختلف بود. علاقه او به بازیگری در سن 17 سالگی شکل گرفت زمانی که به همراه پدرش نمایش دختر دهاتی را برای خیریه اجرا کرد. او کالج واسار را ترک کرد و دو سال به پاریس رفت و به کالج هنرهای نمایشی رفت.

او در سال 1958 به آمریکا برگشت و طی اتفاقی با لی استراسبرگ، هنرپبشه معروف آشنا شد و همین آشنایی زندگی او را تغییر داد. جین فوندا میگوید: من به استودیو بازیگری رفتم و لی استراسبرگ به من گفت خیلی با استعداد هستم. این اولین بار بود که کسی غیر از پدرم این جمله را به میگفت. این نقطه عطفی در زندگی من بود. من با آرزوی بازیگری میخوابیدم. با آرزوی بازیگری بیدار میشدم و همیشه بازیگر شدن در ذهنم بود.

اولین نقش اصلی او در فیلم داسنان پسر قد بلند بود که به همراه آنتونی پرکینز بازی میکرد. سپس او در فیلم دوره عدالت با آنتونی فرانسوا همبازی بود و در فیلم راه رفتن در قسمت پرخطر با لورنس هاروی و باربارا استنویک همبازی بود. سپس او در فیلم یکشنبه در نیویورک به همراه راد تیلور بازی کرد. روزنامه نیوزدی او را زیباترین و با استعدادترین بازیگر نسل حاضر خطاب کرد. همان سال برای بازی در فیلم گزارش چپمن از سوی مجله هجویه هاروارد به عنوان بدترین بازیگر سال انتخاب شد البته او این ناموفقی را با فیلم کمدی وسترن کت بالو جبران کرد. او در این فیلم نقش زنی را بازی کرده که لی ماروین، ششلولبند مستی را استخدام میکند که انتقام قتل پدرش را از قاتلش بگیرد.

فیلم بعدی او فیلم جنایی تعقیب بود که به همراه مارلون براندو و رابرت ردفورد بازی کرد. او در این فیلم در نقش معشوقه یک فراری ظاهر شده است. سپس او در کمدی فقط چهارشتبه ها با دین جونز و جیسون روباردز همبازی شد. فیلم بعدی او کمدی بسیار موفق پابرهنه در پارک بود که با رابرت ردفورد همبازی بود. او سپس در فیلم تخیلی باربارلا بازی کرد که بعدها از سوی مجلات به عنوان سمبل سکس در این فیلم معرفی شد.

آخرین فیلم جین در دهه 60 فیلم بسیار موفق ولی غم انگیز آنها به اسب ها شلیک میکنند، مگه نه؟ بود که او را برای اولین بار نامزد اسکار کرد. فیلم دیگر او در دهه 60 فیلم های در خنکی روز، خانه لذت، دایره عشق، در انتظار غروب، بازی تمام شد و ارواح مردگان بود که همگی فیلم های چندان موفقی نبودند.

جین در دهه 60 دو اشتباه بزرگ کرد که دو نقش بسیار عالی را رد کرد. یکی نقش بانی پارکر در بانی و کلاید بود که به فی داناوی رسید و دیگری نقش رزمری وودهاوس در فیلم بچه رزمری بود که به میا فارو رسید. جین در دهه 70 بسیار موفق عمل کرد. او ابتدا نقش بیری دنیلز را در فیلم کلوت قبول کرد که او را برنده گلدن گلوب و اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن کرد. او در این فیلم در نقش زن خیابانگردی ظاهر شده که سعی میکند به پلیسی در پیدا شدن مردی گمشده کمک کند.

جین فوندا و اسکاری که برای بازی در فیلم کلوت گرفت

او سپس در سه فیلم ناموفق عمل کرد که اولی فیلم همه چیز رو به راه است به کارگردانی ژان لوک گدار است  فیلم ناموفق بعدی او پر رو و بی حیا به کارگردانی آلن مایرسون است و سومین فیلم ناموفق او فیلم پرنده آبی است که اجتماعی از دو ستاره بزرگ دیگر یعنی البزابت تیلور و آوا گاردنر بود.

فیلم بعدی جین یعنی فیلم کمدی شوخی با دیک و جین نسبت به سه فیلم قبلی او موفق تر بود. او و جرج سیگال در این فیلم در نقش زوجی ظاهر شده که ورشکست شده اند و سعی میکنند از راه دزدی زندگی خود را بگذرانند.

فیلم بعدی او فیلم جولیا به کارگردانی فرد زینه مان به یک موفقیت بسیار یزرگ تبدیل شد و جین را برنده گلدن گلوب و نامزد اسکار کرد.

فیلم بعدی او بازگشت به خانه او را برای دومین بار برنده اسکار و گلدن گلوب کرد. او در این فیلم در نقش زنی خانه دار و متاهل ظاهر شده که با رفتن شوهرش به جنگ عاشق همکلاسی دوران دبیرستان خود میشود.

جین فوندا و اسکاری که برای بازی در فیلم بازگشت به خانه گرفت

دو فیلم موفق بعدی او فیلم ورود سوارکار و سوئیت کالیفرنیا بود. فیلم سندروم چینی فیلم بسیاز موفق بعدی او بود. او در نقش خبرنگاری ظاهر شده که به کمک جک لمون سعی میکند مسائل پشت پرده یک نیروگاه هسته ای را کشف کند. او برای این فیلم نامزد اسکار و گلدن گلوب شد و برنده جایزه بفتا شد.

در دهه 80 لو چندین فیلم بسیار موفق داشت یکی از آنها فیلم بسیار موفق نه به پنج بود که در این فیلم او با دالی پارتون و لی لی تاملین همبازی بود. این فیلم چنان موفق بود که از روی آن یک سریال تلویزیونی ساخته شد. جین فوندا همیشه دوست داشت با پدرش در یک فیلم بازی کند و این موقعیت وقتی پیش آمد که مارک رایدل برای فیلم روی برکه طلایی به دنبال بازیگر نقش مکمل زن میگشت و جین حاضر شد این نقش را قبول کند. فیلم به مشکلات خانوادگی بین پدر و دختر میپردازد. این فیلم بسیار موفق بود فیلمی که هنری فوندا اولین اسکارش را برد و کاترین هپبورن چهارمین اسکارش را برد. جین فوندا نیز نامزد اسکار، گلدن گلوب و بفتا شد. پدر او یک سال پس از این فیلم در سن 77 سالگی درگذشت.

جین فوندا با پدرش، هنری فوندا و برادرش، پیتر فوندا

جین سپس در فیلم تلویزیونی بسیار موفق عروسک ساز بازی کرد که او را نامزد گلدن گلوب و برنده جایزه امی کرد.

فیلم اگنس الهی فیلم موفق بعدی او بود. جین در این فیلم نقش یک روانشناس را بازی میکند که سعی میکند موضوع قتل یک نوزاد در یک صومعه را کشف کند. او در این فیلم با آن بنکرافت بازی میکند. فیلم موفق بعدی او فیلم صبح روز بعد بود که با جف بریجز همبازی بود و جین را برای آخرین بار مازد اسکار کرد. آخرین فیلم جین استنلی و آیریس بود که با رابرت دنیرو همبازی بود.

او بعد از این فیلم از سینما کناره گیری کرد و خود را بازنشست کرد و 15 سال از عالم سینما دور بود اما در سال 2005 و در سن 68 سالگی با فیلم ناموفق مادرشوهر هیولا مجددا به عالم سینما بازگشت. او در این فیلم نقش زنی را بازی میکرد که سعی میکند رابطه پسرش با نامزدش را که از او متنفر است به هم بزند.

فیلم بعدی او قانون جرجیا بود که در این فیلم با فلیسیتی هافمن و لیندزی لوهان همبازی بود. فیلم های بعدی او فیلم های چندان موفقی نبودند. بازگشت جین به سینما یک بازگشت ناموفق بود تا موفق.

مدتی پیش جین فوندا به سرطان سینه دچار شد ولی مداوا شد چون سرطان پیشرفته نبود. بعد از درمان جین فوندا یک باشگاه بدنسازی پیشرفته دایر کرد و معتقد است که با ورزش میتوان بیماری ها را شکست داد.

جین یک فعال سیاسی نیز هست. او همیشه با سیاست های آمریکا مخالف است از جمله مخالفت با جنگ ویتنام، حمله آمریکا به عراق و ... او طرفدار کشورهای مظلوم و جنگ زده است و یک بشر دوست به تمام معنا است. او همچنین یک فمینیسم (طرفدار حقوق زنان) بسیار فعال و یک طرفدار محیط زیست نیز هست. جین فوندا نیز طرفدار حزب دموکرات است.

جین فوندا سه بار ازدواج کرده است.اولین شوهر او روژه وادیم بود که جین در چند فیلم به کارگردانی او بازی کرد. او در سال 1965 ازدواج کرد و در سال 1973 از او جدا شد. حاصل این ازدواج دختری به نام ونسا ودیم بود.

جین فوندا و شوهر اولش، روژه وادیم

جین فوندا و دخترش، ونسا وادیم

شوهر دوم او تام هیدن بود که در سال 1973 با او ازدواج کرد و در سال 1990 از او جدا شد و حاصل این ازدواج پسری به نام تروی گریتی بود.

جین فوندا و شوهر دومش، تام هیدن

جین فوندا به همراه پسرش، تروی گریتی

شوهر سوم جین، تد ترنر بود که در سال 1991 با او ازدواج کرد و در سال 2001 از او جدا شد.

جین فوندا به همراه شوهر سومش، تد ترنر

جین همچنین یک دختر 14 ساله به نام مری لوانا ویلیامز را که پدرش در زندان بود و مادرش یک معتاد به الکل بود را به فرزند خواندگی پذیرفت و او را مانند دختر و پسر خودش دوست دارد. همچنین تروی گریتی او را مانند خواهر ناتنی اش، ونسا ودیم دوست دارد.

جین فوندا به همراه دخترش، مری لوانا ویلیامز، که او را به فرزندی پذیرفت

پیتر فوندا بازیگر مشهور سینما برادر جین فوندا است و بریجیت فوندا بازیگر سینما دختر پیتر فوندا و برادرزاده جین فوندا است.

جین فوندا به همراه برادرش، پیتر فوندا در کهنسالی

جین قوندا به همراه پسرش، تروی گریتی و به همراه برادرش، پیتر فوندا و به همراه برادرزاده اش، بریجیت فوندا

جین همچنان در 77 سالگی بسیار فعال است و دو فیلم به نام جوانی و پدران و دختران را در نوبت نمایش دارد و سریال گریس و فرانکی با بازی او و لی لی تاملین هم اکنون از شبکه نتفلیکس پخش میشود.

جین فوندا و لی لی تاملین در مراسم گلدن گلوب 2015

فیلمشناسی او

داستان پسر قد بلند 1960

راه رفتنن در قسمت خطرناک 1962

گزارش چپمن 1962

دوره عدالت 1962

در خنکی روز 1963

یکشنبه در نیویورک 1963

خانه لذت 1964

دایره عشق 1964

کت بالو 1965

تعقیب 1966

بازی تمام شد 1966

فقط چهارشتبه ها 1966

در انتظار غروب 1967

پابرهنه در پارک 1967

ارواح مردگان 1968

باربارلا 1968

آنها به اسب ها شلیک میکنند، مگه نه؟ 1969

کلوت 1971

همه چیز رو به راه است 1972

پر رو و بی حیا 1973

خانه عروسک ها 1973

پرنده آبی 1976

شوخی با دیک و جین 1977

جولیا 1977

بازگشت به خانه 1978

ورود سوارکار 1978

کالیفرنیا سوئیت 1978

سندروم چینی 1979

سوارکار برقی 1979

نه به پنج 1980

روی برکه طلایی 1981

چرخش 1981

عروسک ساز (فیلم تلویزیونی) 1984

اگنس الهی 1985

صبح روز بعد 1986

گرینجوی قدیمی 1989

استنلی و آیریس 1990

مادرشوهر‌هیولا 2005

قانون جرجیا 2007

همه با هم 2011

صلح، عشق و سوء تفاهم 2011

پیشخدمت (لی دنیلز) 2013

بهتر است از راه شیمی زندگی کنی 2014

اینجا جایی است که تو را ترک میکنم 2014

جوانی 2015

پدران و دختران 2015

سریال تلویزیونی گریس و فرانکی 2015

جین فوندا در نماهایی از فیلم هایش

به همراه دین جونز در فیلم فقط چهارشنبه ها و به همراه راد تیلور در فیلم یکشنبه در نیویورک

به همراه میشل پیکولی در فیلم بازی تمام شد و به همراه مایکل کین در فیلم در انتظار غروب

به همراه ری دانتون در فیلم گزارش چپمن و به همراه آلن دلون در فیلم خانه لذت

به همراه آنتونی پرکینز در فیلم داستان مرد قد بلند و به همراه آنتونی فرانسیوا در فیلم دوره عدالت

به همراه لورنس هاروی در فیلم راه رفتن در قسمت خطرناک و به همراه هنری فوندا و کاترین هپبورن در فیلم روی برکه طلایی

به همراه پیتر فینچ در فیلم در خنکی روز و به همراه ایو مونتان در فیلم همه چیز رو به راه است

به همراه جان فیلیپ لاو در فیلم باربارلا و به همراه رابرت ردفورد در فیلم تعقیب

به همراه رابرت ردفورد در فیلم های پابرهنه در پارک و سوارکار برقی

به همراه لی ماروین در فیلم کت بالو و به همراه مایکل سارازین در فیلم آنها به اسب ها شلیک می‌کنند، مگه نه؟

به همراه ژان کلود بریالی در فیلم دایره عشق و به همراه پی یر ریچارد در فیلم همه با هم

به همراه دونالد ساترلند در فیلم های پر رو و بی حیا و کلوت

به همراه دیوید وارنر در فیلم خانه عروسک و به همراه جرج سیگال در فیلم شوخی با دیک و جین

به همراه جان وویت در فیلم بازگشت به خانه و به همراه سیسیلی تایسون در فیلم پرنده آبی

به همراه آلن آلدا در فیلم کالیفرنیا سوئیت و به همراه ونسا ردگریو در فیلم جولیا

به همراه جیمز کان در فیلم ورود سوارکار و به همراه گریگوری پک و جیمی اسمیتس در فیلم در گرینجوی قدیمی

به همراه دالی پارتون و لی لی تاملین در فیلم نه به پنج و به همراه جک لمون و مایکل داگلاس در فیلم سندروم چینی

به همراه جف بریجز در فیلم صبح روز بعد و به همراه مگ تیلی در فیلم اگنس الهی

به همراه رابرت دنیرو در فیلم استنلی و آیریس و به همراه کریس کریستوفرسون در فیلم چرخش

به همراه جنیفر لوپز در فیلم مادرشوهر هیولا و به همراه لیندزی لوهان و فلیسیتی هافمن در فیلم قانون جرجیا

به همراه حیسون بیتمن در فیلم اینجا جایی است که تو را ترک می‌کنم و به همراه سام راک ول در فیلم بهتر است از راه شیمی زندگی کنی

به همراه لی لی تاملین در سریال تلویزیونی گریس و فرانکی و به همراه کاترین کینر و الیزابت اولسن در فیلم صلح، عشق و سوءتفاهم

منابع

https://en.wikipedia.org/wiki/Jane_Fonda

http://www.imdb.com/name/nm0000404/

http://www.janefonda.com/


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۸/۱۹ صبح ۱۰:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : خانم لمپرت, واتسون, Memento, زرد ابری, اسکورپان شیردل, سروان رنو, جروشا, ریچارد, حمید هامون, Keyser, دزیره, کنتس پابرهنه, ژیگا ورتوف, BATMAN, سوفیا, مکس دی وینتر, L.B.Jefferies, کاپیتان اسکای, پیر چنگی, بیلی لو
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 155
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 27


تشکرها : 1162
( 1915 تشکر در 61 ارسال )
شماره ارسال: #104
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

الیزابت تیلور، از کودکی ستاره


حرفه بازیگری را از ده سالگی آغاز کرد و در نوجوانی با آن زیبایی خیره کننده‌اش، سینماروها را شگفت‌زده کرد. او نمونه‌ی «ستاره سینما» برای چند نسل بود.

الیزابت رزموند تیلور در 27 فوریه 1932 در لندن، انگلستان به دنیا آمد. پدر او، فرانسس لن تیلور، فروشنده آثار هنری بود و مادر او، سارا سوترن، بازیگر بازنشسته تئاتر بود. الیزابت در هنگام تولد تابعیت دوگانه انگلیسی و آمریکایی دریافت کرد چون پدر و مادرش مدت زیادی در آمریکا زندگی می‌کردند.

الیزابت تیلور در کودکی

الیزابت یک برادر بزرگتر از خود به نام هاوارد نیز دارد.

الیزابت تیلور در 14 سالگی به همراه برادرش هاوارد تیلور

  

در سال 1939 خانواده او تصمیم گرفتند که به دلیل شروع جنگ جهانی دوم در اروپا به ایالات متحده آمریکا برگردند. سارا سوترن ابتدا با کشتی به آمریکا رفت ولی فرانسس در لندن ماند تا با کشتی آثار هنری گالری خود را به آمریکا ببرد. در این سفر سرهنگ ویکتور کازالت که پدرخوانده الیزابت تیلور شده بود، الیزابت و برادرش و مادر او را همراهی می‌کرد. آنها به پاسادنا، کالیفرنیا در خانه پدربزرگشان ماندند. پدر الیزابت در دسامبر به کالیفرنیا رسید و در اوایل دهه 40 گالری نقاشی را در لس آنجلس دایر کرد. سپس پدر الیزابت در بورلی هیلز خانه ای خرید و آنها به آنجا نقل مکان کردند. الیزابت و برادرش هردو به مدرسه هاتورن رفتند.در لس آنجلس، مادر الیزابت دوست داشت که الیزابت بازیگر شود و فکر می‌کرد که زیبایی دخترش می‌تواند در بازیگریش‌اش موثر باشد. یکی از زیبایی‌های تیلور که در کودکی باعث موفقیتش شد و این زیبایی را در بزرگسالی حفظ کرد زیبایی چشم‌هایش بود. چشمهای آبی روشن با مژه های ضخیم مشکی.

هدا هاپر گزارشگر روزنامه که از دوستان کازالت نیز بود در مقاله اش می‌نوسید که یکی از دوستانش را به گالری نقاشی پدر الیزابت برد که این دوست نامزد مدیر موسسه فیلمسازی یونیورسال، جان چیور کاودین بود. او از تیلور خوشش آمد و خواست قراردادی با او ببندد ولی موسسه مترو گلدوین مه‌یر زودتر قراردادی هفت ساله با تیلور بست و ابتدا در نقش کوتاهی در فیلم هر دقیقه یک نفر متولد می‌شود در سال 1941 ظاهر شد. مترو گادوین مه یر از او خوشش نیامد و گفت چشم های او پیر به نظر می‌رسد و چهره ی کودکانه و معصومانه بچه بازیگر های هم دوره خود مانند شرلی تمپل و جودی گارلند را نداشت. الیزابت تیلور بعدا این حرف را باور می‌کند و می‌گوید: من در دوران کودکی چهره یک کودک را نداشتم و چهره‌ام به زنان سن بالاتر می‌خورد.

سپس او نقش کوتاهی در فیلم لسی به خانه بازمی‌گردد ایفا کرد. سپس الیزابت تیلور در بزرگترین و معروف ترین فیلم دوران کودکی خود یعنی اسب مسابقه بازی کرد. فیلمی که او را به قله شهرت رساند. او در این فیلم در نقش دختر بچه ای ظاهر شده که میکی رونی را استخدام می‌کند تا اسبش را برای مسابقات اسب سواری آماده کند. آن ریور نیز در این فیلم نقش مادر تیلور را بازی می‌کرد که او را برنده اسکار نقش مکمل زن کرد. تیلور می‌گوید: این فیلم هیجان انگیزترین فیلمی بود که بازی کرده‌ام.

مترو گادوین مه‌یر برای ادامه بازی تیلور در فیلمهایش مجبور شد که تغییراتی در چهره اش بدهد. دو تا از دندان های جلوی اورا کشیدند و دندانهایش را ارتودنسی کردند و ابروهایش را برداشتند و موهایش را رنگ کردند و از او خواستند که اسمش را به ویرجینیا تغییر دهد اما تیلور و خانواده اش با این خواسته مخالفت کردند. پس از موفقیت فیلم اسب مسابقه، تیلور قراردادی هفت ساله با حقوق هفتگی 750 دلار در هفته با مترو گلدوین مه‌یر بست. تیاور بعدها کمپانی مترو گادوین مه‌‌یر را شرکتی بزرگ می‌خواند که او را برای پر پول کردن جیب های خود می‌خواستند. او در بزرگسالی می‌گوید: من دوران کودکی مانند هم سن و سالهای خودم نداشتم و روزها که مدرسه می‌رفتم و سر صحنه های فیلمبرداری حاضر می‌شدم و عصر ها به کلاس رقص و موسیقی می‌رفتم.

او در دهه 40 در فیلمهای بسیار خوبی ظاهر شد.  فیلم های بعدی او سینتیا و زندگی با پدر بود، که فیلم زندگی با پدر را مدیون کمپانی وارنر براس است که در این فیلم با ویلیام پاول و آیرین دان همبازی بود و برای این فیلم حقوق هفتگی 3500 دلار در هفته را به او می‌دادند.  فیلم های بعدی او برای مترو گلدوین مه‌یر، ملاقات با جودی و رفتار بد جولیا، بودند.آخرین فیلم موفق او در دهه 40 فیلم بسیار موفق زنان کوچک ساخته مروین لیروی بود که بازسازی فیلم به همین نام محصول سال 1933 است.

  تیلور در دهه 50 در نقش زنان بالغ ظاهر شد. اولین فیلم او در این دهه فیلم خائن بود که تیلور نقش زنی را بازی می‌کرد که به شوهرش مظنون میشود که ممکن است جاسوس شوروی باشد. او در این فیلم همبازی رابرت تیلور بود. فیلم موفق بعدی او کمدی پدر عروس به کارگردانی وینسنت مینه لی و با بازی اسپنسر تریسی و جوان بنت بود. تیلور در این فیلم نقش دختری را بازی می‌کند که خود را آماده مراسم عروسی اش می‌کند. فیلم دنباله موفقیت آمیزی با نام سود کم پدر داشت. هر دو قسمت این فیلم بسیار موفق بودند.

الیزابت تیلور در نوجوانی

سپس تیلور در فیلم مکانی در آفتاب به کارگردانی جرج استیونس در مقابل مونتگمری کلیفت بازی کرد. او در فیلم نقش دختری از طبقه مرفه جامعه را بازی می‌کند که مونتگمری کلیفت کارگر را عاشق خود می‌کند. جرج استیونس می‌گوید فقط تیلور می‌توانست از عهده این نقش برآید برای همین او را انتخاب کردم. فیلم نامزد چندین اسکار و برنده چندین اسکار از جمله بهترین کارگردانی برای جرج استیونس شد. فیلم بسیار موفق شد و فروش خوبی در سینما داشت. سپس تیلور در فیلم تاریخی آیوانهو بازی کرد. او از فیلم زیاد خوشش نیامد چون فکر می‌کرد فیلم سطحی است و او در نقش ربکا زیاد به چشم نمی آید ولی فیلم بسیار موفق بود و فروش خوبی در گیشه داشت.

فیلم های نسبتا موفق بعدی او دختری که همه چیز داشت، موسیقی احساسی و گذرگاه فیلها بود. سپس او در فیلم برومل زیبا بازی کرد. تیلور از فیلم های تاریخی زیاد خوشش نمی‌آمد چون به علت گریم و کارهای زیاد مجبور بود صبح زود از خواب بیدار شود و سر صحنه فیلمبرداری ظاهر شود. سپس او در فیلم آخرین باری که پاریس را دیدم بازی زیبایی از خود ارائه داد. او می‌خواست نقش اصلی فیلم کنتس پابرهنه را از آن خود کند ولی کارگردان فیلم او را متقاعد کرد که زیاد مناسب این نقش نیست و آوا گاردنر جایگزین او شد.

الیزابت سپس در فیلم غول در کنار راک هادسون و جیمز دین بازی کرد. فیلم بسیار موفق شد و فروش خوبی کرد و جرج استیونس برای دومین بار برنده اسکار شد. فیلم درخت زندگی، فیلم بعدی او بود. فیلمی پرهزینه و پرخرج که عوامل فیلم انتظار داشتند که این فیلم موفقیت بر باد رفته را کسب کند ولی فیلم شکست سنگینی خورد و تنها بازی جذاب الیزابت تیلور بود که این فیلم را به یک فاجعه تبدیل نکرد و الیزابت را برای بار اول نامزد اسکار کرد.

سپس او در بزرگترین فیلم کارنامه هنری خود بازی کرد، گربه‌ای روی شیروانی داغ بر اساس نوشته‌ای از تنسی ویلیامز. الیزابت تیلور در این فیلم نقش مگی گربه را بازی می‌کرد که با برادر شوهر و جاری‌اش سر تصاحب اموال پدر رو به موت خانواده دعوا دارند. این فیلم بسیار موفق بود و او را به یک بازیگر بین المللی تبدیل ساخت. همه نیز در ایران او را به خاطر بازی در این فیلم به یاد دارند و الیزابت تیلور برای این فیلم نامزد جایزه اسکار شد.

ناگهان تابستان گذشته فیلم بعدی تیلور بود. او در این فیلم در نقش زنی روان‌پریش در یک آسایشگاه روانی در کنار مونتگمری کلیفت و کاترین هپبورن بازی می‌کند.این فیلم الیزابت را برنده گلدن گلوب و برای سومین بار نامزد اسکار کرد.

باترفیلد 8 فیلم موفق بعدی او بود که الیزابت را برای اولین بار برنده اسکار نقش اول زن کرد. او در این فیلم در نقش زن فاسدی ظاهر شده که با مردی متاهل رابطه‌ای عاشقانه شروع می‌کند.

 

الیزابت تیلور و اسکاری که برای فیلم باترفیلد 8 گرفت

پس از تمام شدن قرارداد تیلور با مترو گلدوین مه‌یر، او اولین فیلمش را با کمپانی فاکس قرن بیستم آغاز کرد فیلمی به نام کلئوپاترا. اگرچه منتقدان نقدهای منفی بسیاری بر فیلم نوشتند اما در گیشه فروشی معمولی داشت. هزینه های تولید فیلم بسیار بیشتر از سود آن بود و الیزابت تیلور اولین بازیگری شد که 1 میلیون دلار دستمزد برای بازی یک فیلم گرفت. فیلمبرداری فیلم در انگلستان شروع شد ولی به دلیل آب و هوای بد آن، الیزابت تیلور مبتلا به ذات الریه شد و حالش بسیار وخیم بود ولی با استراحت و داروهای بسیار قوی حال او بهتر شد و ادامه فیلمبرداری در شهر رم انجام شد. الیزابت تیلور با ریچارد برتون که همبازی او در این فیلم بود روابط عاشقانه برقرار کرد که منجر رسوایی بزرگی شد.

فیلم موفق بعدی تیلور فیلم محل اشخاص سرشناس بود که اجتماعی از ستارگان بود. تیلور در این فیلم نقش زن متاهلی را بازی کرده که قصد دارد شوهر میلیونرش را ترک کند و با مرد دیگری که عاشق اوست ازدواج کند. فیلم برنده اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای مارگارت راترفورد شد.

فیلم بعدی تیلور، فیلم مرغ دریایی بود که با ریچارد برتون و ایوا ماری سینت همبازی بود. اگرچه نقد های منفی بسیاری بر فیلم وارد شد اما در گیشه بسیار موفق بود و 14 میلیون دلار فروش کرد.

فیلم بعدی تیلور فیلم چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟ بود.  فیلم بسیار موفق بود. ابتدا قرار بود بت دیویس این نقش را ایفا کند ولی بعد الیزابت تیلور جایگزین او شد. او برای این فیلم خودش را چاق کرد و با آرایش و گریمی عجیب در نقش همسر زبان دراز یک استاد دانشگاه ظاهر شد. نقش مقابل او را ریچارد برتون بازی می‌کرد و الیزابت تیلور پیشنهاد داد که مایک نیکولز فیلم را کارگردانی کند که اولین تجربه کارگردانی نیکولز در سینما بود. تیلور برای این فیلم دومین اسکارش را گرفت. او در مراسم اسکار حضور نداشت و آن بنکرافت اسکار را از طرف او دریافت کرد.

تیلور در دو فیلم پشت سر هم با برتون همبازی بود اولی نقش بدون دیالوگ او در دکتر فاستوس بود که نسبتا موفق شد و دومی رام کردن زن سرکش بر اساس نمایشنامه ای از ویلیام شکسپیر بود که بسیار موفق بود. فیلم انعکاس در چشم طلایی، فیلم بعدی تیلور بود. فیلمی با سوژه ای عجیب. الیزابت تیلور می‌خواست که مونتگمری کلیفت نقش مقابل او را بازی کند اما با مرگ کلیفت در همان سال، مارلون براندو جایگزین او شد. فیلم شکست سنگینی در گیشه خورد.

در دهه 70 بازیگران جدیدی مانند جین فوندا و جولی کریستی جزو بازیگران پردرآمد بودند و الیزابت تیلور کم کم از فعالیتش کاسته شد و در تعدادی فیلم مانند تنها بازی در شهر، تماشای شبانه، چهارشنبه خاکستری و پرنده آبی بازی کرد که همگی شکست خوردند.

آخرین کار شاخص او آینه شکست در کنار ستارگان بزرگی چون آنجلا لنزبری، راک هادسون، کیم نوواک و تونی کرتیس بود که قسمتی از سری فیلم‌های خانم مارپل بود.

در دهه 80 و 90 او در تعدادی سریال و فیلم تلویزیونی و سینمایی ضعیف بازی کرد.

او در سال 1985 جایزه گلدن گلوب سیسیل ب دمیل دریافت کرد.

الیزابت تیلور و جایزه گلدن گلوب سیسیل ب دمیل که برای یک عمر دستاورد هنری دریافت کرد

او در سال 1992 برنده جایزه اسکار بشردوستانه جین هرشولت شد.

الیزابت تیلور و جایزه اسکار بشردوستانه جین هرشولت

او در سال 1997 جایزه افتخاری انجمن بازیگران سینما را برای یک عمر دستاورد هنری دریافت کرد.

او همچنین در سال 1999 جایزه بفتا افتخاری را دریافت کرد.

آخرین کار او فیلم تلویزیونی این پیرزنان هرزه در سال 2001 بود که با ستارگانی چون شرلی مک لین، دبی رینولدز و جوان کالینز همبازی بود. بعد از این فیلم او خود را بازنشسته کرد و به فعالیت‌های دیگر پرداخت.

او پس از مرگ دوستش، راک هادسون بر اثر ایدز موسسه ای را برای مبارزه با این بیماری بنا کرد و همچنین برند جدید عطر و جواهرات را با نام خودش ابداع کرد.

الیزابت تیلور 8 بار ازدواج کرد که همگی به طلاق ختم شد.

اولین شوهر او، کنرد هیلتون جونیور، وارث هتل های زنجیره ای هیلتون بود که در سال 1950 با او ازدواج کرد و در سال 1951 از او جدا شد.

 به همراه شوهر اولش، کنرد هیلتون جونیور

دومین شوهر او، مایکل وایلدینگ بود که در سال 1952 با او ازدواج کرد و در سال 1957 از او جدا شد. حاصل این ازدواج دو پسر به نام‌های کریستوفر ادوارد وایلدینگ و مایکل وایلدینگ جونیور بود.

به همراه شوهر دومش، مایکل وایلدینگ

شوهر سوم او، مایک تاد بود که در سال 1957 با او ازدواج کرد و این ازدواج با مرگ مایک تاد در سال 1958 بر اثر سقوط هواپیمای شخصی‌اش پایان یافت. حاصل این ازدواج یک ساله دختری به نام لیزا تاد بود.

به همراه شوهر سومش، مایک تاد

شوهر چهارم او، ادی فیشر بود که در سال 1959 با او ازدواج کرد و در سال 1964 از او جدا شد.

به همراه شوهر چهارمش، ادی فیشر

شوهر پنجم و ششم او، ریچارد برتون بودند که دوبار با او ازدواج کرد و هردو ازدواج به طلاق ختم شد. اولین ازدواج او با ریچارد برتون از سال 1964 تا 1974 بود و دومین ازدواج او با ریچارد برتون از سال 1975 تا 1976 بود. حاصل این ازدواج‌ها، دختری به نام‌ ماریا برتون بود.

به همراه شوهر پنجم و ششمش، ریچارد برتون

شوهر هفتم او، جان وارنر بود که در سال 1976 با او ازدواج کرد و در سال 1982 از او جدا شد.

به همراه شوهر هفتمش، جان وارنر

شوهر هشتم او، لاری فورتنسکی بود که در سال 1991 با او ازدواج کرد و در سال 1996 از او جدا شد.

به همراه شوهر هشتمش، لاری فورتنسکی

الیزابت تیلور در کهنسالی به همراه فرزندانش فرزندانش، از راست، لیزا تاد برتون، ماریا برتون، کریستوفر ادوارد وایلدینگ و مایکل وایلدینگ جونیور 

الیزابت تیلور توانست لقب dame (بانو) را از ملکه انگلستان دریافت کند.

سرانجام الیزابت تیلور در 23 مارس 2011 بر اثر بیماری قلبی که مدت‌ها بود با آن دست و پنجه نرم می‌کرد درگذشت

جسد او را در پارک یادبود فارست لاون که یک قبرستان خصوصی بود به خاک سپردند.

آرامگاه الیزابت تیلور در پارک یادبود فارست لاون

فیلمشناسی شاخص او:

هر دقیقه یک نفر متولد می‌شود 1942

لسی به خانه برمی‌گردد 1943

اسب مسابقه 1944

شهامت لسی 1946

زندگی با پدر 1947

سینتیا 1947

ملاقات با جودی 1948

رفتار بد جولیا 1948

زنان کوچک 1949

خائن 1949

خماری 1950

پدر عروس 1950

سهم کوچک پدر 1951

مکانی در آفتاب 1951

عشق بهتر از همیشه 1952

آیوانهو 1952

دختری که همه چیز داشت 1953

موسیقی احساسی 1954

گذرگاه فیل‌ها 1954

برومل زیبا 1954

آخرین باری که پاریس را دیدم 1954

غول 1956

درخت زندگی 1957

گربه‌ای روی شیروانی داغ 1958

ناگهان تابستان گذشته 1959

باترفیلد 8 1960

کلئوپاترا 1963

محل اشخاص سرشناس 1963

مرغ دریایی 1965

چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد 1966

دکتر فاستوس 1967

رام کردن زن سرکش 1967

انعکاس در چشم طلایی 1967

کمدین‌ها 1967

بوم! 1968

تشریفات پنهانی 1968

تنها بازی در شهر 1970

زی و شرکا 1972

زیر میلک وود 1972

همراسمیت بیرون است 1972

طلاق 1973

تماشای شبانه 1973

چهارشنبه خاکستری 1973

صندلی راننده 1974

پرنده آبی 1976

کمی موسیقی شبانه 1977

زمستان می‌کشد 1979

آینه شکست 1980

در میان دوستان 1983

سوء‌نیت در سرزمین عجایب 1985

آلیس پوکرباز 1987

توسانینی جوان 1988

پرنده شیرین جوانی (فیلم تلویزیونی) 1989

خانواده فلینت استونز 1994

این پیرزنان هرزه (فیلم تلویزیونی) 2001

الیزابت تیلور در نماهایی از فیلم‌هایش

به همراه جیمی لایدون در فیلم زندگی با پدر و به همراه کارل سوئیتزر در فیلم هر دقیقه بک نفر متولد می‌شود

به همراه رابرت استاک در فیلم ملاقات با جودی و به همراه پیتر لافورد در فیلم رفتار بد جولیا

به همراه ریچارد برتون در فیلم دکتر فاستوس و به همراه میکی رونی در فیلم اسب مسابقه

به همراه پیتر لافورد در فیلم زنان کوچک و به همراه تام اسکریت در فیلم آلیس پوکرباز

به همراه دانا اندروز در فیلم گذرگاه فیل‌ها و به همراه جیمی لایدون در فیلم سینتیا

به همراه اسپنسر تریسی در فیلم‌های پدر عروس و سهم کوچک پدر

به همراه پل نیومن در فیلم گربه‌ای روی شیروانی داغ و به همراه مونتگمری کلیفت در فیلم مکانی در آفتاب

به همراه ون جانسون در فیلم‌های آخرین باری که پاریس را دیدم و خماری بزرگ

به همراه لاری پارکس در فیلم عشق بهتر از همیشه و به همراه ویلیام پاول در فیلم دختری که همه چیز داشت

به همراه رابرت تیلور در فیلم‌های آیوانهو و خائن

به همراه مونتگمری کلیفت در فیلم درخت زندگی و به همراه راک هادسون در فیلم غول

به همراه هنری فوندا در فیلم چهارشنبه خاکستری و به همراه استوارت گرانجر در فیلم برومل زیبا

به همراه ویتوریو گاسمن در فیلم موسیقی احساسی و به همراه مایکل کین در فیلم زی و شرکا

به همراه ریچارد برتون و پیتر اتول در فیلم زیر میلک وود و به همراه کاترین هپبورن و مونتگمری کلیفت در فیلم ناگهان تابستان گذشته

به همراه لارنس هاروی در فیلم باترفیلد 8 و به همراه ریچارد برتون در فیلم کمدین‌ها

به همراه ریچارد برتون در فیلم‌های بوم! و کلئوپاترا

به همراه ریچارد برتون در فیلم‌های طلاق و محل اشخاص سرشناس

به همراه بیلی وایت لا و لارنس هاروی در فیلم تماشای شبانه و به همراه ریچارد برتون در فیلم مرغ دریایی

به همراه مارلون براندو در فیلم انعکاس در چشم طلایی و به همراه جین الکساندر در فیلم سوء‌نیت در سرزمین عجایب

به همراه ریچارد برتون در فیلم چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسد؟ و به همراه وارن بیتی در فیلم تنها بازی در شهر

به همراه مارک هارمون در فیلم تلویزیونی پرنده شیرین جوانی و به همراه ریچارد برتون در فیلم رام کردن زن سرکش

به همراه تاد لوکینلند در فیلم پرنده آبی و به همراه ریچارد برتون در فیلم همراسمیت بیرون است

به همراه کیم نوواک در فیلم آینه شکست و به همراه میا فارو در فیلم تشریفات پنهانی

 منابع

https://en.wikipedia.org/wiki/Elizabeth_Taylor

http://www.imdb.com/name/nm0000072/

مجله دنیای تصاویر (شماره 173، تایستان 1386)


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۸/۲۹ صبح ۰۲:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جروشا, BATMAN, اسکورپان شیردل, حمید هامون, سوفیا, خانم لمپرت, سروان رنو, کنتس پابرهنه, مکس دی وینتر, ویگو مورتنسن, زرد ابری, Princess Anne, دزیره, واتسون, Memento, L.B.Jefferies, کاپیتان اسکای, اشپیلمن, بیلی لو
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 406
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 56


تشکرها : 7981
( 7985 تشکر در 144 ارسال )
شماره ارسال: #105
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما
...

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۴/۹/۲۲ عصر ۰۷:۲۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Princess Anne, هانا اشمیت, لو هارپر, اسکورپان شیردل, L.B.Jefferies, Memento, سروان رنو, کنتس پابرهنه, نکسوس, جیمز باند, جروشا, BATMAN, اسکارلت اُهارا, دزیره, rahgozar_bineshan, واتسون, Classic, حمید هامون, کاپیتان اسکای, اشپیلمن, ایـده آلـیـسـت, کوین, زرد ابری, بیلی لو, رجینا
جروشا آفلاین
جودی آبوت
***

ارسال ها: 79
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۱/۱۷
اعتبار: 26


تشکرها : 1821
( 1466 تشکر در 32 ارسال )
شماره ارسال: #106
گوهرهای سینمایی در شاعرانگی روسری!

این عکس شاد همونطور که مشاهده میکنید؛مریلین مونروی دوست داشتنی جوونه میون دشت و دمن

فقط معلوم نیست در باد وزان، داره روسریشو میذاره یا برمیداره؟!

اما میتونیم خوش بینانه فرض کنیم داره روسریش رو میذاره سرش. به به آفرین!

چون شاعر املشی شیرین سخن میگه:

روسریسر کن و نگذار میان من و باد..... سر آشـفتگی موی تو دعوا بشـود

.

بعله برای جلوگیری از دعوای بیشتر بین شاعر و باد، بقیه ستاره های افسانه ای کلاسیک هم، روسری بسر گذاشتن

و البته از حق نگذریم، با حجاب خیلی خوشگل و برازنده هم شدن مثل جواهر توی قاب مخمل و ابریشم:)

میگید نه؟! نگاه کنید،

الیزابت تیلور-آدری هپبورن-ناتالی وود-بریژیت باردو-گریس کلی

دوریس دی-جین سیمونز-الکه زومر-سوفیا لورن- ویوین لی

.

حالا کاری نداریم که اکثر این بانوان محترمه برای این روسری سرشون گذاشتند که موهاشون نامرتب بوده!

البته سعدی علیه الرحمه یک رباعی داره که من نمیدونم مربوط به این قضیه میشه یا نه ولی میگم!:

آنانکه پریروی و شکر گفتارند ... حیف است که روی خوب پنهان دارند

فی الجمله نقاب نیز بیفایده نیست ... تا زشت بپوشند و نکو بگذارند!

بهرحال این ستاره های کلاسیک همه جوره حتی در قاب سیاه و سفید هم با حجاب زیبا هستند،

حتی یک حالت عرفانی هم دارند مثل هاله نور! مخصوصا اینگرید :) 

و درباره آخری اوا خانوم هم انگار به سبک خانومای ما چادر گیپور سیاه گذاشته و منو یاد تک بیت مورد علاقه م از شعر آقای آزادی میندازه:

چادرسیاه روی سرت،مثل اینكه … آه

 مهتاب می شوی وسط یك شب سیاه

اینگرید برگمن-لوسیل بال-راکول ولش-ریتا هیورث-کاترین دنو-آوا گاردنر

.

اما از همه قشنگتر و عارفانه تر تر عکس خودمه! -اینجانب لسلی کارون که فکر کنم کنار زیارتگاه یا معبدی انداخته باشم!

خداییش خیلی زیباست ژست معنوی و متفکرانه هم گرفتم تا حسابی شاعرانه و تاثیرگذار باشه:)

و  از قول آقای جواد مزنگی در وصف این حالت عرفانی (با کمی تلخیص و دخل و تصرف!) بخونم:

چشــم جـــــادویی و موهای برون از روســـــری

روی لب ها رنگ سرخ و نقش پیکر مرمری

مثل شمشیری که با یک ضـربه آدم می کشــد

قاتلـــی، آدمکشی ، اما به طــــــرز دیگـــــــری

تو بــدون شــک چنــان خوبی که در یک ثــانـیه

آبروی جمــع بت هــــای جهــــــان را می بــری

یـا بـه قـــول شـــــــاعران روزگــــــاران کـهــــن

پـرده ی ایمــــان اهـــــل ادعــــــــا را مـی دری

لایق نـام خدایـــــانـی تـو، زیــــرا گفـــتـــه انــد:

«قدر زر زرگـــــر شناسد، قــــدر گوهر گوهری»

:cheshmak:


برای من تنها چیزهایی جالبند که به قلب مربوط می‌شوند. «آدری هیبورن»
۱۳۹۴/۱۱/۱۲ عصر ۰۶:۵۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, Classic, شارینگهام, نکسوس, اسکورپان شیردل, سروان رنو, هانا اشمیت, اشپیلمن, ایـده آلـیـسـت, BATMAN, واتسون, rahgozar_bineshan, کاپیتان اسکای, آمادئوس, حمید هامون, Memento, Princess Anne, جیمز باند, L.B.Jefferies, جیم استارک, بانو الیزا, زرد ابری, بیلی لو, رجینا
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 406
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 56


تشکرها : 7981
( 7985 تشکر در 144 ارسال )
شماره ارسال: #107
جهش زیبا
...

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۵/۲/۶ صبح ۰۱:۱۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آمادئوس, اسکورپان شیردل, هانا اشمیت, نیومن, حمید هامون, Classic, کوین, Memento, جروشا, Princess Anne, سروان رنو, زینال بندری, BATMAN, واتسون, دزیره, جیمز باند, جیم استارک, مراد بیگ, L.B.Jefferies, بانو الیزا, زرد ابری, بیلی لو, رجینا
بانو الیزا آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 59
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۷/۷
اعتبار: 6


تشکرها : 296
( 528 تشکر در 20 ارسال )
شماره ارسال: #108
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

این هم پائولت گدارد بانوی پیشرو چارلی چاپلین در عصر مدرن

55555

با نام کامل  پائولین ماریون گودارد ، گوینده رادیو  و بازیگر سینما و تلویزیون در 3 ژوئن 1910 متولد شد . آغاز کار گدارد با نقش آفرینی در فیلم کوتاه اسکله از برث مارکس در سال  (1929) بود و همچنین در یکی از فیلم های لورل هاردی .( قبل از اون هم در سنین پایین به عنوان مدل کودک  فعالیت می کرد) . ولی با فیلم عصر جدید 1936 که  روبروی چارلی چاپلین معروف بازی می کرد به شهرت رسید . گدارد بانوی برجسته پر زرق و برق و همه کاره برای تصاویر پارامونت بود ودر  فیلم هایی همچون سربلندی سلام ، تنوع دختر  نقش آفرینی کرد. فیلم سربلندی سلام در سال1943  تنها نامزدی او اسکار او محسوب می شود که در آن برنده نشد. و پس از آن هم فیلم های  زن سبک و جلف (1945) و خاطرات یک خدمتکار (اثری دوست داشتنی از ژان رنوار در سال 1946) و فتح (1947) و...

12

نقطه عطف زندگی گدارد هم آشنایی با چارلی و همبازی شدن با اون  در سال 1936 در فیلم عصر جدید در نقش یک دختر یتیم و البته پر انرژی و یار و یاور ولگرد تا پایان راه بود . و فیلم بعدی او هم فیلم زنان (1939) بود که در اون با نورما شیرر، جوآن کرافورد و روزالیند راسل همبازی بود . تقریبا همون موقع بود که سلزینک از بازی گدارد خوشش اومد و اون رو برای نقش اسکارلت اوهارا در برباد رفته در نظر گرفت . و جورج کیوکر کارگردان وقت هم مجبور به انتخاب بین ویوین لی و پولت گدارد میشه و سرانجام ویون لی انتخاب میشه ( گفته میشه دلیل کنار گذاشتن گدارد از این فیلم روابط پنهان او و چارلی بود و گدارد نمیخواست این قضیه سر زبان ها بیفته  و منجر به رسوایی اون بشه ) . . " سلزنیک علاقه مند به گدارد باقی ماند و پس از انتخاب ویوین لی به همسر خود نوشت که لی "اسب سیاه" بود و انتخاب شد.  "تنگ به پولت، جین آرتور، جوآن بنت، و ویوین لی".

بعد ازجدایی از چاپلین هم در سال 1942 ( که منجر به تقسیم دوستانه اموال بین گدارد و چاپلین شده بود ) با بورگس مردیت در سال 1944 ازدواج کرد . بورگس مردیت که به عنوان یک افسر روابط عمومی در حمل و نقل هوایی ارتش ایالات متحده خدمت می کرد ، بعدها  ستاره ی سری فیلمهای راکی  بود. در نهایت بعد از حدود 5 سال از مردیت هم جدا شد و در سال 1958 با اریش ماریا رمارک ، نویسنده مشهور آلمانی ازدواج کرد.

33

پس از ازدواج با اریش ماریا رمارک ، گدارد تقریبا بازنشسته شد و به سوئیس نقل مکان کرد . ودر کمال بی تفاوتی در یک نقش مکمل در یک فیلم ایتالیایی بازی کرد و به عنوان آخرین نقش آفرینی هم یک نقش کوچک در یک قسمت از اسنوپ خواهران (1972) برای تلویزیون بازی کرد

پس از مرگ رمارک در سال 1970 ، گدارد که ثروت زیادی به ارث برده بود کم کم با تقویت مجموعه دیرینه ی خود تبدیل به یک شخص مقتدر در سال 1980در جامعه شهر نیویورک  شده بود . که این زمینه دوستی هایی با اشخاص مهم شناخته شده از جمله اندی وارهول تا پایان عمر وی در سال 1990  بود.

این هم یک کلیپ از تصاویر مشترک گدارد و چارلی چاپلین عزیز

http://s7.picofile.com/file/8258354500/c...e.mp4.html


هرگز فالگیر نبودم
فقط خواستم دستت را بگیرم
۱۳۹۵/۴/۱۵ عصر ۰۳:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, BATMAN, جیمز باند, مراد بیگ, اسکورپان شیردل, دهقان فداکار, آمادئوس, هانا اشمیت, زرد ابری, بیلی لو
بانو الیزا آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 59
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۷/۷
اعتبار: 6


تشکرها : 296
( 528 تشکر در 20 ارسال )
شماره ارسال: #109
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

خسته نباشید دوستان

در این چند روز گذشته یک ویدیوی بسیار زیبا دیدم که با خودم گفتم اون رو با شما به اشتراک بزارم . در این ویدیو مشهورترین بازیگران زن سینمای هالیوود از ابتدای سینمای صامت تا امروز مشاهده میشه

امیدوارم از دیدن این ویدیوی زیبا لذت ببرید ^_^

http://s6.picofile.com/file/8259306392/z...a.mp4.html


هرگز فالگیر نبودم
فقط خواستم دستت را بگیرم
۱۳۹۵/۴/۲۱ عصر ۰۳:۱۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیمز باند, مراد بیگ, سروان رنو, خانم لمپرت, BATMAN, زرد ابری, بیلی لو
بانو الیزا آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 59
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۷/۷
اعتبار: 6


تشکرها : 296
( 528 تشکر در 20 ارسال )
شماره ارسال: #110
[split] زنان افسانه ای تاریخ سینما - تاخیر زمانی

ohara

با اون شمایلی که بی شباهت به اینگرید برگمن بزرگ نیست ، و اصالت ایرلندی خودش تونست در دنیای خشن و مردانه ی جان  فورد کبیر(هموطن خودش ) و  در کنار جان وین مغرور و با هیبت بر ای خودش جایگاه ویژه ای دست و پا کنه .

مارین اوهارا در سال 1946 با حفظ تابعیت ایرلندی عنوان شهروند آمریکایی رو کسب کرد. نه تنها تابعیت ایرلندی بلکه اصالت یک زن سر سخت ایرلندی که همواره در مقابل هر گونه فساد در سینما ایستادگی کرد و تا پایان عمر بازیگری خودش نجابت خودش رو حفظ کرد. در سال 1938 با جورج هانلی براون ازوداج کرد تا سال 1941 و سپس با ویلیام پریس ازدواج کرد و از او صاحب دختر شد و سال 1953 هم جدا شدند.

jon

اوهارا در پنج فیلم ریو گرانده ، مرد آرام ، نشان عقاب، مکلینتاک و جیک بزرگ با دوک ( جان وین )  همبازی بود و شاید از معدود زن هایی بود که می تونست در سیمای خشن و با ابهت جان وین برای لحظاتی کوتاه هم که شده رگه های از عشق و عاطفه  و حس رمانتیک کامل کننده ی ویژگی های مردان رو بوجود بیاره. فقط کافیه یک بار دیگه به چهره ی جان وین در ریو گرانده دقت کنید  که در گیرو دار تنش مبارزه با سرخپوستان ناگهان با چهره ی موقر ماریون اوهارا  همسر خود ،  در حالی که از کالسکه پیاده میشه مواجه میشه و تمام اون ابهت ها و مردانگی ها جای خودش رو به احترام به همسر و نگاه عاشقانه ای میده که در وجود جان وین واقعا کمیابه

t

این تصویر هم مربوط به زمانی که در سن 94 سالگی تنها جایزه مهم زندگی خودش رو تحت عنوان اسکار افتخاری دریافت کرد . پشت سر اوهارا ،  لیام نیلسون و کلینت ایستوود رو ملاحظه می کنید.


هرگز فالگیر نبودم
فقط خواستم دستت را بگیرم
۱۳۹۵/۷/۱۱ عصر ۰۲:۳۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیمز باند, سروان رنو, خانم لمپرت, BATMAN, زرد ابری, بیلی لو
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 406
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 56


تشکرها : 7981
( 7985 تشکر در 144 ارسال )
شماره ارسال: #111
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما
...

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۵/۹/۱۰ صبح ۱۰:۵۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : جیمز باند, سروان رنو, اسکورپان شیردل, Papillon, Classic, بانو الیزا, BATMAN, Gavino, Savezva, مراد بیگ, زرد ابری, بیلی لو
ارسال پاسخ