[-]
جعبه پيام
» <دون دیه‌گو دلاوگا> درود به بتمن ِ بزرگ. انشالله بلا دور باشد و شما را همیشه سلامت و دلشاد ببینیم دوست گرامی. حضورتان، گرمی‌بخش جمع دوستان است در کافه؛ با نوشته‌های ارزشمندتان.
» <جیمز باند> بتمن عزیز امیدوارم مسئله حل بشه.
» <لرد پدینگتون> انشالله مشکلتون بر طرف میشه..
» <بانو الیزا> سلام جناب بتمن انشالله که خدا کمکتون کنه
» <BATMAN> دوستان از صمیم قلب برام کنید مشکلی پیش اومده و پای سلامتی در بینه، مچکر
» <Classic> سریال ارتش سری هر شب ساعت ۸ از شبکه Gem Classic ، تکرار ظهر ساعت ۴
» <حسن شمس> استن لی خالق ابرقهرمانان مصور در ۹۵ سالگی درگذشت یادش گرامی
» <بانو الیزا> جناب سناتور، صدای زیبای این عزیزانی که نام بردید همیشه اونها رو برای ما زنده نگه میداره^_^
» <سناتور> دوستان اطلاعاتی راجع به دوبلورهای فیلم گازبو دارید. فقط منوچهر نوذری رو تونستم بشناسم. (The Gazebo (1959
» <سناتور> امسال سال بدی دوبله بود اول که بهرام زند.بعد محمود عبادی.هنوز اون تموم نشده بود حسین عرفانی.کفن اون خشک نشده مهدی آرین نژاد.حالا هم علی اکبر هرانر
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زنان افسانه ای تاریخ سینما
نویسنده پیام
بولیت آفلاین
آنها از تاریکی آمده اند
***

ارسال ها: 131
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۶/۶
اعتبار: 15


تشکرها : 620
( 1287 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #81
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

Woman In Darkness                                                      زنی در تاریکی   

 

«گرتا گاربو» که با اسم اصلی «گرتا گوستاوسون» در استکهلم بدنیا آمد و در طی سالهای قبل از جنگ جهانی دوم یکی از درخشانترین ستارگان هالیوود محسوب میشد. در این مقاله خانم «سیمون فلیت» که دوست دیرین «گاربو» بشمار میرود درباره زندگی خصوصی این زن گفتگو میکند...

ببینیم چگونه میتوان پس از سالهاافتخار و روشنایی در ظلمت و تاریکی زیست و «فراموش شده» زندگی کرد؟

 

با جمعی از دوستان سوار بر اسب در ارتفاعات «ویلشایر» گردش میکردیم؛ یکی از سوارکاران با انگشت بسوی خانه صورتی رنگ در انتهای دره اشاره کرد و خطاب به پسرک مهتری که همراه ما بود گفت:

-«گرتا گاربو اینجا زندگی می کند..........»

پسرک پرسید :

-«گاربو کیست ؟ »

پاسخ شنید :

-« زنی که میل ندارد عکسش را بیاندازند.»

انسان گاهی از خودش میپرسد که چرا با این تمایل ساده یک زن گوشه نشین اغلب صورت تبلیغات و شایعه سازی داده میشود ؟ چرا هرکجا که این زن میرود مخبرین جراید وقیحانه و با سماجت دنبالش میکنند؛ مگر نه اینکه سه چهارم سینما روهای عصر ما هرگز چهره وی را روی پرده سینما مشاهده نکرده اند و مسلما نیمی از این گروه حتی اسم او را نیز نشنیده اند ؟

این اوخر چند مخبر عکاس برای اینکه بطور ناگهانی عکس «گاربو» را بگیرند در حوالی منزل ییلاقی وی خود را در میان پرچینها مخفی نمودند و منتظر فرا رسیدن او نشستند، تصادفا یکی از همسایگان متوجه موضوع گردید و «گاربو» را قبل از جریان مطلع نمود.

ماجرای کشمکش این زن با دنیای مطبوعات خاطره فانتزیهای «هانس کریستین اندرسون» را بیاد می آورد.

«گاربو» بامید آنکه خبرنگاران را از برداشتن عکس خود مایوس کند عینک سیاه میزند و مخبرین عکاس نیز باین دلیل که وی عینک سیاه می زند همچنان تعقیبش می کنند . این سلسله رقت بار و بیرحمانه ایست.

[تصویر: 1382545616_4321_9ef78f5dba.png]

گاربو در «مکافات گوستا برلینگ»(1923) یکی از فیلمهای اولیه خویش که در زادگاهش تهیه شده بود.........چهره این زن هنوز بزرگترین نمونه زیبایی آرام , عمیق و مرموز بشمار میرود.

فقط در «ویلشایر» انگلستان بود که گاربو میتوانست مدتی با فراغ بال بطور ناشناس گردش کند.چند سال پیش وی برای نخستین بار به این ناحیه آمد بود و او برای تماشای یکی از نمایشنامه های کمدی «نوئل کاوارد» به تئاتر «پاویلون» رفتیم.در آنجا هیچکس متوجه وی نشد و مزاحمتی پدید نیاورد. فقط موقع آنتراکت نمایشنامه جلوی بار تئاتر آقای «آنگوس مک بین» مخبر عکاس جراید ویرا شناخت و بزرگوارانه از گرفتن عکس او خودداری نمود.

من نخستین بار «گاربو» را در یک مهمانی که دوستان مشترک من و او ترتیب داده بودند ملاقات کردم؛ در آنوقت او در نیو یورک زندگی میکرد و من خیال داشتم بزودی این شهر را با یک کشتی بارکش ترک کنم.

نخستین کلمات او خطاب به من این بود؛

--بار کشتی شما چیست؟

با حیرت جواب دادم :

--گندم

--بسیار خوب اگر توی راه قدری آب دریا رویش بپاشد شروع به رشد می کند و تا کشتی بمقصد برسد بار شما هم دو سه برابر شده است .

در آنوقت او لباسی از تور سفید بر تن داشت و در اطراف اطاق با این لباس مثل روح سرگردانی میخرامید.

چند ماه بعد بار دیگر در یک مهمانی با او روبرو شدم و این بار توانستم چند دقیقه در باغ بتنهایی با او گردش کنم. مجددا متوجه شدم که این زن توجه زیادی به رشد نباتات غذایی از خود نشان میدهد؛ ضمن گردش او کوچکترین دقتی نسبت به گل و گیاه ابراز نمیداشت و تمام حواسش معطوف به میوه ها و سبزیهای خوراکی بود .....

این تصور بی اختیار در ذهن من پیدا شد که «گاربو» از گرسنگی میترسد.

ادامه دارد............


نامت را زمزمه می کنم ...تو پشت بهار خوابیدی. بیدار که شدی...........چه زمستانیم من!!!!!!!!
۱۳۹۲/۸/۱ عصر ۰۸:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Papillon, پرشیا, ژان والژان, خانم لمپرت, اسپونز, اکتورز, حمید هامون, oceanic, آقای همساده, مگی گربه, BATMAN, Blanche, terme, بانو, ملانى, Classic, ریچارد, Flirtacia, سارا, تارا, واتسون, شارینگهام
Blanche آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 55
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۲۷
اعتبار: 15


تشکرها : 311
( 662 تشکر در 6 ارسال )
شماره ارسال: #82
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

به یه نکته ی جالب تو اینترنت برخوردم که البته صحت ودرستیش را نمیدونم ولی به احتمال زیاد درسته گرتا گاربو چپ دست بوده


نمی خوام بهترین باشم فقط می خوام اونقدربالا برم که دست هیچکس بهم نرسه
۱۳۹۲/۸/۴ صبح ۱۲:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اکتورز, Papillon, BATMAN, terme, خانم لمپرت, زرد ابری, ژان والژان, ریچارد, Flirtacia, تارا
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8127 تشکر در 189 ارسال )
شماره ارسال: #83
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

اولین بار نام مارلین دیتریش را در سریال دایی جان ناپلئون شنیدم که شازده میگفت با مرحوم آقا بزرگ آبگوشت بزباش میخوره! بعد که ازمادرم پرسیدم گفت یک هنرپیشه خیلی مشهور وبزرگ بوده...تا الان که در نت برایش جستجو کردم نمیدانستم تا چه حد مشهور وتا چه حد بزرگ بوده است:

مارلین دیتریش Marlene Dietrich

الهه ، فرشته ، یا شیطان؟

ماری ماگدالنه دیتریش با نام اختصاری مارلین در 17 دسامبر 1901 دربرلین آلمان متولد شد. اوباوجودیکه پدرش را در11 سالگی ازدست داد ولی کودکی شاداب بودکه مجالس خانوادگی را با رقص و آوازش گرم می‌کرد،اما بعدها همین نوجوان جذاب آتشین به شاه‌چهره‌ی "خونسرد" سینمای آلمان و جهان بدل شد!

مارلین پیش از شروع حرفه هنریش در نوجوانی به آموختن ویولون ، وسپس به خوانندگی در گروههای کر وبازیگری در تئاترهای برلین پرداخت.هنرپیشگی مارلین با اولین فیلمش در سال 1923 آغاز وبا چندین فیلم کم اهمیت ادامه یافت...

 در سال 1929، در فیلم فرشته آبی Blue angelنقش نفس‌گیر لولا لولا را بازی کرد، یک خواننده کاباره که سبب سقوط مدیر مدرسه‌ای می‌شود. فیلم توسط یوزف فون اشتنبرگ کارگردانی شد ودیتریش علاوه بر ستاره شدن یک شبه، ترانه بسیار موفقی رادر آن فیلم ارائه داد که بعدها به امضای خوانندگی او بدل گشت:falling in love again

این فیلم وکارگردانش سکوی پرتاب مارلین به هالیوود شدند.کمپانی پرامونت باوی قراردادبست ودرسال 1930مارلین اولین فیلم آمریکاییش مراکش Morocco رابا همبازی بنامش گاری کوپر وباکارگردانی اشترنبرگ بازی نمود. اودراین فیلم نیز یک خواننده کاباره است . سکانس بحث برانگیز فیلم که در آن مارلین در لباس رسمی مردانه زنی را میبوسد بسیار مشهورشد. "مراکش" اولین وتنهانامزدی اسکار مارلین دیتریش را برایش به ارمغان آورد.

دومین فیلم هالیوودی مارلین دیتریش به نام رسواییdishonored درسال 1931 نیزبا کارگردان اتریشی آن، یوزف فن اشترنبرگ (Josef von Sternberg) نیز یک شبه به شهرت جهانی رسید."رسوایی" در زمینه‌ی نورپردازی، تبلیغات و بازاریابی، ‌موازین جدیدی به‌جا گذاشت.داستان جنجالی فیلم که از ساختار دراماتیک بسیار قوی‌یی برخوردار است ،هنوز هم جذابیت خاص خود را دارد. دیتریش در این فیلم نقش زن یک افسر ارتش را بازی می‌کند که پس از مرگ همسرش، ناگزیر به تن‌دادن به خودفروشی است، دراین کار از سر اجبار به جاسوسی می‌پردازد و پیش از پایان جنگ، هنگامی که جای دوست و دشمن تغییر می‌یابد، دستگیر و به اعدام محکوم می‌شود.

فیلمهای بعدی دیتریش با کارگردانی اشترنبرگ برای کمپانی پارامونت بین سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۵ ‎ ، قطار سریع‌السیر شانگهای، ونوس بلوند‎ ، ملکه اسکارلت و بالاخره شیطان یک زن است میباشند. 

"شیطان یک زن است" The Devil Is a Woman

مارلین دیتریش در سال ۱۹۳۵ فیلم مشهور "شیطان یک زن است" را بازی کرد که "رقصنده‌ی اسپانیایی" نیز عنوان دارد.

این فیلم که بر اساس رمانی از نویسنده‌ی فرانسوی پیر لویی تهیه شده، داستان یک رقصنده‌ی اسپانیایی به نام "کنُچا پرز" را به تصویر می‌کشد که دو دوست، آنتونیو و پاسکال، به او دل می‌بندند. پس از این فیلم، دیتریش به همکاری‌خود با اشترنبرگ پایان داد.

به تعبیر برخی از منقدان، شخصیت مارلین دیتریش پس از اشترنبرگ در فیلم‌ها، "زمینی‌‌تر" و "انسانی‌تر" می‌شود. این ویژگی را این ستاره‌ی مشهور مدیون کارگردان آلمانی، ارنست لوبیچ (Ernst Lubitsch) است. یکی از زیباترین‌فیلم‌هایی که لوبیچ با بازی مارلین دیتریش تهیه کرد، فیلم فرشته angel 1937 هنوز هم از دیدنی‌های عالم سینماست.دیتریش در این فیلم، بازی در نقش زن یک دیپلمات انگلیسی را به عهده دارد که در پی تنوع و عشق به خارج سفر می‌کند و پس از آشنایی با دو مرد، با مشکل گزینش یکی و رد دیگری روبرو می‌شود.

این فیلم کلاسیک عشقی، نه تنها به ‌خاطر صحنه‌های ملودرام، بلکه هم‌چنین به دلیل گفت‌وگوهای هوشمندانه، ارزش دیدن چندباره را دارد. مارلین دیتریش، در این فیلم فرصت می‌یابد، جنبه‌های دیگر استعداد هنری خود را به نمایش بگذارد.

بهرتقدیرستاره بخت  مارلین دیتریش بدون فون اشترنبرگ روبه افول نهاد و بعد از شکست مالی فیلم شوالیه بدون سلاح Knight Without Armour ‎ در سال 1937 اوعنوان زهر گیشه Box Office Poisonلقب گرفت( که البته بجز او هنرپیشگانی نظیر فردآستر،مای وست،دولورس دل ریو ،جون کرافورد وکاترین هیپبورن نیزدر مقاطعی کوتاه از بازیگریشان آن را یدک میکشند).

اما دوباره بازی اودرنقش دختر مشروب فروش کابوی، فرنچی در وسترن دستری دوباره می‌تازد Destry Rides Again در1939مقابل جیمز استوارت حرفه بازیگریش را نجات داد.او در این فیلم دوباره آهنگی دیگر را معرفی کرد See what the boys in the back room will have که بسیار محبوب شد. مارلین پس از این فیلم دوفیلم مشابه آن با شرکت جان وین بازی نمود.

مارلین در فیلم‌های کارگردانانی برجسته همانندبیلی وایلدر،آلفرد هیچکاک واورسن ولز  و فیلم‌های موفقی همانند «یک ماجرای خارجی»،، «تماس شیطان» ، «دادگاه نورنبرگ» ، «ترس از صحنه» و بالاخره شاهد تحت تعقیب Witness for the Prosecution 1957 نقش آفرینی نمود. این فیلم  آخری که بر اساس یکی از داستانهای آگاتا کریستی به کارگردانی بیلی وایلدرساخته شد مارلین راکاندید جایزه گلدن گلوب کرد.

دوران اوج مارلین گذشته بود ولی او همچنان به بازی در فیلم‌ها ادامه داد، آخرین حضور مارلین دیتریش جلوی دوربین درنقشی فرعی در فیلم فقط یک ژیگول Just a Gigolo 1979 , به کارگردانی دیوید همینگز بود که ترانه فیلم رانیز اوخواند وبه نوعی غزل خداحافظی مارلین از سینمابود...

مارلین دیتریش در طول دوران حرفه ایش علاوه بر بازیگری به خوانندگی در کاباره ها ،اجرای برنامه های زنده وحتی نگارش چند کتاب پرداخت. از اوایل دهه ۵۰ تا اواسط دهه ۷۰، به‌عنوان خواننده دستمزد بالای کاباره به شکل انحصاری کار کرد و در سالن‌های اصلی تئاتر شهرهای بزرگ در سراسر دنیا برنامه زنده اجرا کرد .دیتریش دوبار در برادوی در سال‌های ۱۹۶۷ و ۱۹۶۸ ظاهر شد که جایزه ویژه تونی را برای اجرایش دریافت کرد .اما بزرگترین افتخار شاید برای او احراز رتبه نهم برترین ستاره زن جهان در تمامی ادوار از طرف انستیتو فیلم آمریکا AFI باشد.

او یک سنبل منحصربفرد مد بود که طراحان برجسته برای مطرح شدن محصولاتشان همواره در پی اش بودند.اما با این وجود میگفت :من برای خودم لباس میپوشم نه برای عکس نه برای مردم ،نه  برای مد ونه حتی برای مردان"

http://cafeclassic4.ir/thread-413-post-1...l#pid19888

 مارلین درطول جنگ جهانی دوم ترانه های زیادی رابرای دلگرمی نظامیان ضبط کرد و در جبهه‌های الجزایر وفرانسه جلوی سربازان اجرانمود.بهمین مناسبت از دولت آمریکا مدال آزادی گرفت. همچنین از دولت فرانسه نشان باارزش لژیون دونور را دریافت کرد . او یک ضد نازی وفادار بود که مخالفت با یهودیان را محکوم می‌کرد. با اینحال رابطه‌ی مارلین  با آلمان، رابطه‌ای خالی از انتقاد و جنجال نبود. بسیاری معتقد بودند که او با ترک آلمان و نیز اجرای کنسرت‌های متعدد برای سربازان آمریکاییِ در حال جنگ با وطنش، به میهن خود خیانت کرده است. در حین اجرای کنسرتش در دهه 60 در برلین اعتراض کنندگان فریاد می‌زدند : مارلین برگرد به "خانه "‌ات !

مارلین دیتریش سرانجام در در ۶ می۱۹۹۲ بر اثر نارسایی کلیه در سن ۹۰ سالگی در پاریس درگذشت . پیکرش، پوشیده در پرچم آمریکا به برلین برگردانده شد و عاقبت در "خانه" اصلیش به خاک سپرده شد .

منابع:ویکی پدیای پارسی وانگلیسی وسایت imdb

http://en.wikipedia.org/wiki/Marlene_Dietrich

http://www.dw.de/%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%8.../a-6203332


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۲/۸/۱۶ عصر ۰۸:۴۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زرد ابری, اسکورپان شیردل, مگی گربه, terme, پرشیا, Blanche, BATMAN, اسپونز, کنتس پابرهنه, Classic, ژان والژان, سروان رنو, بانو, حمید هامون, ریچارد, Flirtacia, تارا, واتسون, لو هارپر
بولیت آفلاین
آنها از تاریکی آمده اند
***

ارسال ها: 131
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۶/۶
اعتبار: 15


تشکرها : 620
( 1287 تشکر در 9 ارسال )
شماره ارسال: #84
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

Woman In Darkness 2                                                      زنی در تاریکی   2

 بخش دوم و پایانی

«گرتا گاربو» که با اسم اصلی «گرتا گوستاوسون» در استکهلم بدنیا آمد و در طی سالهای قبل از جنگ جهانی دوم یکی از درخشانترین ستارگان هالیوود محسوب میشد. در این مقاله خانم «سیمون فلیت» که دوست دیرین «گاربو» بشمار میرود درباره زندگی خصوصی این زن گفتگو میکند...

ببینیم چگونه میتوان پس از سالهاافتخار و روشنایی در ظلمت و تاریکی زیست و «فراموش شده» زندگی کرد؟

الان باز خاطره نخستین سفر او به «ویلشایر» در مغز من زنده شده است؛در همان وقت بود که من ضمن ملاقات خود با او متوجه قدرت «دید» شگرف او و علاقه ای که نسبت به گردش های طویل پیاده از خود نشان میداد شدم.

یادم هست که وقتی می خندید و زیاد هم می خندید سرش را به نحو دلنشینی بعقب خم میکرد ، عصر همانروز کت پوستی خانم میزبانش را بعاریه گرفت و در تمام مدت اقامتش در «ویلشایر» این کت را همیشه با خود بهمراه داشت.

روز ورودش به این ناحیه فقط یک جفت کفش آنهم کفش باله با خود آورده بود و آنرا تا روز اخر بپا داشت و حتی در مزارع شخم زده نیز با همین کفش ها آمد و رفت می کرد و وقتیکه بالاخره این کفش ها فرسوده شد و از بین رفت برای خرید یک جفت کفش با دوام عازم «سالیسبوری» گردیدو در جستجوی جنس مورد پسند خود تمام مغازه ها و حتی بازار را زیر پا گذرانید تا بالاخره آنچه را که میخواست با قیمت مناسب پیدا کرد...

این نکات که هراس وی را از دنیا و مادیات نشان میداد بیش از خود وی  باعث عذاب آنهایی میشد که در اطراف او متوجه او متوجه این حقیقت دردناک میگشتند.

این اواخر « گاربو» بار دیگری سفری به «ویلشایر» کرد ، در این دیدار مجدد وی رنج سفر را بقصد تماشای باله بخود هموار کرده بود ؛ وقتیکه باو گفتند سفر قبلی وی ضمن انتخابات عمومی انگلستان صورت گرفته بوده است باور نمیکرد ، بعد از اینک از این مطلب مطمئن شد بما گفت:

«زمان چه زود میگذرد ؛ حوادث و جریانهای معمولی بنحوی زمان را اشغال کرده اند که برای وقوع حادثه های غیر عادیدیگر هیچ محل و فرصتی باقی نمانده است همین «صبح از خواب بیدار شدن» ها  هم خودش وقت میگیرد ... بهتر نبود اگر آدم میتوانست با همان سر و روی کثیف به خیابان برود؟»

بعد برقی درخشان در چشمهایش درخشید.

[تصویر: 1384866287_4321_0dd2ec290d.jpg]

«باید اقرار کنم که خود من بعضی روزها ریش نتراشیده به خیابان میروم!»

بدنبال این حرف خنده مفصلی  سر داد و این احساس در من ایجاد شد که وی بخود می خندد بعد جمله ای ادا کرد که ضمن آن یک غلط دستوری وجود داشت؛ یکی از اطرافیان او را متوجه اشتباه خویش کرد ؛ «گاربو»  پس از اندکی مکث بآرامی گفت :

من هنوز بلد نیستم بخوبی انگلیسی حرف بزنم. مفهموم ضمنی این این کلام را  همه بخوبی دریافتند:

دیگر دلم نمی خواهد به این زبان تکلم کنم.

زنی که  دنیای عصر خویش را بآن وضع بی سابقه و عجیب مسحور کرده بود اینک جزو یکی از افسانه های فراموش شده زمان، زندگی تهی و تیره ای را میگذراند.zzzz:

[تصویر: 1384866411_4321_ea82a132c0.jpg]

«کامیل»،«گراند هتل»،«ماتاهاری؛ملکه کریستین؛مکافات گوستاوبرلینک و نینوچکا» اینک جزو آثار جاودان سینمای آمریکا در آمده اند اما زنی که باین آثار جان بخشید پس از اتمام آخرین فیلم خود «زن دو چهره» در سال 1941 برای همیشه سینما را ترک گفت و در سایه فرو خزید .

زندگی او بالطبع از حسرت و ناکامی خالی نیست و گرچه خود او بدقت می کوشد تا در رفتار و سکناتش چیزی از این درد عمیق مشهور نگردد ، ولی جسته و گریخته میتوان دریافت که یاد گذشته تا چه حد مایه رنج و عذاب اوست......

آنروز که با او در باغ خانم میزبانمان قدم می زدیم یکدفعه و بی مقدمه چهره اش را در لابلای گل دیر شکوفای «ماگنولیا» فرو برد و در حالیکه صدایش اندکی میلرزید آهسته گفت:

- چه بوی شومی دارد...

در آنوقت مسلما یاد دسته گلهایی که یک زمان بیدریغ نثارش گشته بود بر روح وی سنگینی می کرد.

طی برخوردهایمان من با گاربو از هر دری صحبت کردم. یکبار موضوع گفتگوی ما یکی از دسیسه های بزرگ تاریخ انگلستان بود که در آن گروهی قصد انهدام پارلمان و از بین بردن نمایندگان مجلس را داشتند.

«گاربو» با تعمق و شمرده گفت: تا وقتیکه انسانها بدون اطلاع از خباثت عمل خود مرتکب گناه میشوند دنیا هرگز از دردسر و رنج فارغ نخواهد زیست.

بار دیگر ضمن صحبت اظهار داشت:

اختراعات جدید واقعا مفید و جالب است ، اما واقعا این اختراعات بخوشبختی یک فرد مجزای بشر کمکی کرده است؟shakkk!

نمیدانم این زن در نظر خود تا چه حد صائب است ولی مسلن اینستکه اگر سینما را بین اختراعات جدید و « گاربو» را از میان هنرمندان عصر گذشته در نظر بگیریم جواب بنظر من مثبت است ؛ یک وقت سینما این معجزه عصر جدید او را در خوشبختی و عظمت باوجی رسانده بود که هرگز تصورش برای هیچ کس امکان نداشت.

امروز زنی که در خیابان با کفش مندرس و جوراب ساقه کوتاه کثیف رفت و آمد می کند بزیبایی گذشته خویش حسرت میخورد در حالیکه شاید خود نمیداند که جاذبه پخته و رسیده کنونی او و شخصیتی که امروز پس از عمری تجربه احراز کرده است از هر وقت برجسته تر ، عمیقتر و قابل ملاحظه تر است و این ستاره دور و رنگ پریده که اینک آسمان زیبایی و شکوه را به نورسیدگان واگذاشته است هرگز در پرتو زودگذر این مهتاب های فروزنده و ستارگان درخشان از خاطره ها محو نخواهد گردید.

[تصویر: 1384866728_4321_9074e195e2.jpg]

mmmm:



نامت را زمزمه می کنم ...تو پشت بهار خوابیدی. بیدار که شدی...........چه زمستانیم من!!!!!!!!
۱۳۹۲/۸/۲۸ عصر ۰۴:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, Blanche, ژان والژان, پرشیا, BATMAN, بانو, حمید هامون, ملانى, خانم لمپرت, مگی گربه, Classic, ریچارد, هانا اشمیت, Flirtacia, جروشا, سارا, تارا, واتسون, لو هارپر
Blanche آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 55
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۴/۲۷
اعتبار: 15


تشکرها : 311
( 662 تشکر در 6 ارسال )
شماره ارسال: #85
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

<!--[if gte mso 9]>

<!--[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

روزهای مدرسه


<!--[if gte mso 9]>

<!--[if gte mso 9]> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

 

    درمدرسه ی ابتدایی کاتارینا سودرا(؟) سال 1919

گرتای 14 ساله نفرسوم ازسمت راست  در ردیف دوم از جلو

تمام نمرات گاربو درمدرسه(1912-1919)در بایگانی مدرسه  حفظ شده است. بالاترین نمره Aبوده است

وبعد به  ترتیب ABوaوBa

B یعنی پاس شدن

گرتا هیچ مردودی نداشته در آخرین ترمش یک نمره ی Aبرای  درس مسیحیت  وچندتا a

برای خواندن . نوشتن .جغرافی .تاریخ وعلم  داشته . در علم حسابBaگرفته نمرات در سه ستون اول برای رفتار.پشتکاروبلوغ  هستند  نمره یAدردودرس اول برای یه دانش آموز خوش رفتار عادی است

هفت موردبعدی درسمت راست عبارت اند از:خط.هنر.آوازخواندن.ورزش.اقتصاد منزل داری.گلدوزی ونگهداری از کتاب

دربهار1918 گرتا یک روز بدون اجازه از معلم یاوالدینش ازمدرسه غیبت داشته

درطول هفت سال مدرسه گرتا 11 روز کامل به خاطر بیماری از مدرسه غیبت داشته

...

ادامشو حتما میزارم

چرا یه تاپیک اختصاصی برای گاربو نداشته باشیم؟

منبعhttp://www.gretagarbo.de/

نمی خوام بهترین باشم فقط می خوام اونقدربالا برم که دست هیچکس بهم نرسه
۱۳۹۲/۸/۲۸ عصر ۰۸:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, سروان رنو, پرشیا, BATMAN, اسکارلت اُهارا, بانو, حمید هامون, خانم لمپرت, Classic, کنتس پابرهنه, Flirtacia, تارا, نکسوس, واتسون, مگی گربه
پینک فلوید آفلاین
Don
*

ارسال ها: 62
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۹/۲۳
اعتبار: 3


تشکرها : 204
( 544 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #86
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

میمسی فارمر - Mimsy Farmer

میمسی فارمر

شاید خیلیا اسمش رو نشنیده باشند. توصیه می کنم فیلم More رو ببینید. موسیقی متن این فیلم توسط گروه راک بریتانیایی، پینک فلوید ساخته شده. داستان تلخ و در عین حال عبرت آموزی داره


Nobody knows where you are
How near or how far
Shine on you crazy diamond
۱۳۹۲/۱۰/۸ صبح ۰۱:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, خانم لمپرت, ژان والژان, بولیت, تارا
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8127 تشکر در 189 ارسال )
شماره ارسال: #87
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

لورن باکال  Lauren Bacall

خانم لورن باکال به اعتقاد بنده از دوجهت اسطوره ای است هم از جنبه حرفه ای و هم در زندگی شخصی که ازدواج پایدارش با همفری بوگارت ، اسطوره های بی بدیل سینما جلب توجه مینماید.لذا برخلاف ارسالات قبلیم در این جستاراندکی به زندگی شخصی وی نیز خواهم پرداخت با امید رضایت شما عزیزان:

بتی جوان پِرسکه درخانواده ای متوسط ، سپتامبر 1924 در نیویورک زاده شد ودر شش سالگی پدر دائم الخمر بتی او ومادرش راترک گفت. مادر بیدرنگ نام خانوادگیشان را به نام فامیل مادریش (باکال) تغییر داد. بتی ازهمان کودکی درکلاسهای باله استعداد هنریش را بروز داد.درنوجوانی در کلاسهای تئاتر شرکت نمودو ضمن تحصیل در تئاترهای برادوی نقش هایی ایفا نمودولی چون نتوانست به دنیای سینما وارد شود ناگزیر به عنوان مدل درمجله هارپربازار مشغول کارشد وهمین کافی بود تا عکس روی جلدش در 1943 نظر نانسی ،همسر هاوارد هاوکس را جلب نموده واوبرای فیلم جدید همسرش بتی را پیشنهاد نماید.

کارگردان قدرتمند سینما از او تست بازیگری گرفت وسپس تحت تعالیم خاص قرارداد که یکی از آنها نحوه کنترل صدای خشدار قوی بتی بود.هاوکس بتی رامتقاعد نمود نسبت خانوادگی نزدیکش با شیمون پرز نخست وزیر اسبق اسراییل رامخفی نگاهداشته واز نام یهودی الاصل خود صرف نظر نماید ونام هنری (لورن باکال) اینگونه شکل گرفت. لورن باکال با هاوارد هاوکس بایک قرارداد هفت ساله به هالیوود آمد.

لورن در نخستین اجرایش درحالیکه تنها نوزده سال داشت، در فیلم داشتن و نداشتن to have and have not 1944 مقابل همفری بوگارت افسانه ای قرار گرفت.این فیلم برای او محبوبیت وموفقیتی همه جانبه به ارمغان آورد. لورن باکال  تحت تعالیم هاوکس با راه رفتن رقص گونه و نگاه دلفریب زیرچشمی خاصش،و صدایی بَم، اما مؤثر، شخصیتش را ساخت والگوی بسیاری زنان شد. بازی قوی اش اورا یک شبه ستاره فیلمهای نوار کرد منتقد نامدار امریکایی، جیمز ایجی، پس از تماشای فیلم داشتن و نداشتن گفت: " لورن باکال ذاتاً شخصیتی سینمایی دارد... نشاط یک ورزشکار را دارد. از نرمش یک رقاصه برخوردار است... هالیوود سال هاست که انتظار چنین بازیگری را داشت."

باکال فیلم نوآر داشتن ونداشتن را باحضور ودرخشش خود جلوه شکوهمند عاشقانه دادو چه در فیلم و چه بیرون آن، قهرمان مرد را از آن خود کرد .در زمان فیلمبرداری ، در 1945 با همفری بوگارت که25 سال ازخودش بزرگتر بودرابطه پیداکردو یک سال بعد با هم ازدواج کردند.ثمره ازدواج آنهایک پسر-استفان و یک دختر-لسلی است.این ازدواج گرچه باعث شد کاراکتر حرفه ای باکال زیر سایه همسرمشهورش قرار بگیرد وبه قول خودش " تعدادی از کارگردانها من را فقط به چشم همسر بوگی نگاه می کردند.. "اما او اصلا ناراضی نبود چنانچه سالها بعد گفت:"طی یازده سال زندگی زناشوییم با بوگارت چنان شادی نابی داشتم که پس از آن هرگز حس نکردم..."

باکال بلافاصله پس از موفقیت فیلم داشتن و نداشتن، درفیلم مأمور سرّی Confidential Agent 1945، با ایفای نقش ضعیف یک زن ساده پولدار انگلیسی، وتا حدودی بعلت عدم حضور هاوکز به عنوان راهنما، موقعیتش به شدت افت کرد و فیلم، هم از نظر تجاری و هم از نظر منتقدان شکست بزرگی خورد. اما جک وارنر – که قراردادش را از هاوکس خریده بود – بی درنگ کوشید در تولید پایان یافته خواب بزرگ The Big Sleep 1946، لورن را وارد فیلم نموده و از این موقعیت متزلزل نجات دهد و برای بازی مجدد، او را در مقابل بوگارت قرار داد.فیلمبرداری دوباره انجام و صحنه های تازه ای به آن افزوده شد. کیفیت بدیع فیلم وعواملش جایگاه حرفه ای باکال را مستحکم نمودومورد تحسین قرار داد.

لورن طی دوران قراردادش باکمپانی برادران وارنر، تنها در هفت فیلم ظاهر شد.زوج بوگارت در دو فیلم دیگر ( Dark Passage1946, Key Largo1948 )همبازی شدند.او مدام با جک وارنر بر سر بازی در فیلم های سفارشی بحث و گفتگو داشت و سخت گیرانه هر فیلمنامه ای را که برای موقعیتش مناسب نمی دید، رد می کرد.

پس از ترک کمپانی وارنربروس در ۱۹۵۰، فیلم های گوناگونی بازی کرد.یک درام زیبا باتفاق گاری کوپر در سال 1950 بنام Bright leaf ،یک فیلم جاز باتفاق کرک داگلاس در1950 بانام Young man with a horn ،و دو کمدی چگونه می توان با یک میلیونر ازدواج کرد 1953 ،همراه با مرلین مونرو و زن طراح 1957 همراه با گریگوری پک، که بازی های بسیار گیرا و متفاوتی ارائه داد. در ملودرام نوشته بر باد 1956نیز کنار راک هادسن خوش درخشید.


با شدت گرفتن بیماری بوگارت لورن عملابه پرستاری از او پرداخت که تا سال ۱۹۵۷ یعنی تا زمان مرگ بوگارت بر اثر سرطان ادامه یافت .پس از مرگ بوگارت، نقش آفرینی های سینمایی باکال کاهش و رو به نزول گذاشت و وی بیشتر به فعالیتهای تئاتری مشغول گردید.چنانچه در ۱۹۷۰ برای بازی در نمایش هلهله – اقتباسی موزیکال از همه چیز در باره ایو – برنده جایزه تونی (اسکار تآتر) شد .مدتی زمزمه رابطه باکال و فرانک سیناترا وحتی نامزدی آنها سرزبانها افتاد ولی این رابطه بسیار زودگذربود. لورن باکال در ۱۹۶۱ با جیسون روباردز، هنرپیشه آمریکایی ازدواج کرد. ثمره ازدواج یک پسر بنام سم است که اکنون هنرپیشه است.اما ازدواج لورن درسال ۱۹۶۹بعلت الکلیسم همسرش منجربه جدایی شد.لورن باکال تنها برنده اسکاری است که با دو مرد برنده اسکار دیگر ازدواج کرده است(بوگارت و روباردز).

در سال ۱۹۷۴ در فیلم پر ستار هٔ قتل در قطار سریع‌السیر شرق بازی کرد که اقتباسی از یکی از داستان‌های جنایی آگاتا کریستی بود.

وی در سال ۱۹۷۹ کتاب زندگینامه اش بانام لورن باکال نوشته خودم By Myself and Then Someرا منتشر کرد که با اقبال چشمگیر مواجه شدسپس کتابهای Now 1994 ، و By myself and then را درسال 2005 منتشرنمود.

از افتخارات او : در سال  1996برای بازی در فیلم The Mirror Has Two Faces برنده گلدن گلوب وکاندید اسکارنقش مکمل شد ودر سال 2009 اسکار افتخاری خودرا از آکادمی دریافت نمود.

فعالیتهای هنری این بازیگر توانا کماکان ادامه دارد ،دوبلاژ انیمیشنهای متعدد ، صداپیشگی آگهی های تجارتی و نقش آفرینی درسریالها وفیلمهای تلوزیونی ازآن جمله اند...خدا قوت لورن عزیز

http://www.biography.com/people/lauren-bacall-9194111

http://daneshgara-history.blogfa.com/cat-352.aspx

http://en.wikipedia.org/wiki/Lauren_Bacal

http://www.thefabuloustimes.com/film-lau...fe-mother/

http://www.tcm.com/tcmdb/person/7670|960...en-Bacall/


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۲/۱۰/۲۷ صبح ۱۱:۲۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ناخدا خورشيد, اسکورپان شیردل, حمید هامون, برو بیکر, کنتس پابرهنه, مگی گربه, BATMAN, زرد ابری, پرشیا, بانو, بولیت, ملانى, منصور, سروان رنو, الیزا دولیتل, Classic, ژان والژان, جو گیلیس, Flirtacia, تارا, واتسون, لو هارپر, Memento
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8127 تشکر در 189 ارسال )
شماره ارسال: #88
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

زنی که به بهای کودکی اش ، بزرگترین کمپانی هالیوودی را از ورشکستگی نجات داد


درآوریل 1928 در خانواده جین تمپل ، دختری شیرین به دنیا آمد .جرج مدیر بانک بود و گرترود خانه دار که زمانی رقصنده بود ومثل همه مادرها اکنون تمام رویا وآمال حرفه ای دست نیافته را در سیمای فرشته کوچکش، شرلی مجسم می دید. از این رو تحت تاثیر مادر،شرلی از خردسالی به این کانال هدایت شد. شرلی تمپل سه ساله با قراردادی دوساله باکمپانی Educational  برای بیست وشش فیلم کوتاه با هفته ای 50 دلار استخدام شدمتاسفانه هشت فیلم از این سری با جنبه های نژادپرستانه و سکسوآل معصومیت کودکی اورا خدشه دار نمود.بعلاوه این کمپانی برای تنبیه هنرپیشگان خردسال و وادار کردن آنها به ایفای صحیح نقش یک جعبه سیاه مجازات تعبیه کرده بود که درصورت هرگونه بی نظمی کودک را مدتی در آن محبوس می کردند ودرون این جعبه پر از یخ بود تا آتش شور وشر آنان را بخواباند! شرلی بارها در جعبه قرار گرفت .اوحتی فردای پس ازعمل جراحی روی گوشش وادار به کار شد ویا علیرغم صدمه جدی پایش وادار به رقص گردید.

شرلی تمپل 5ساله بودکه نظر کمپانی بزرگ فوکس را جلب و باقرارداد یک ساله هفته ای 150 دلار به استخدام فوکس درآمد . همانگونه که مادرش هموراه در گوشش زمزمه میکرد:بدرخش شرلی بدرخش ،با فیلم 1934 Stand Up And Cheer شرلی یک شبه راه صدساله را پیمود و ستاره شد فیلم به کارگردانی همیلتون مک فادن موزیکالی باسوژه بالابردن روحیه آمریکاییان با طرح های شاد رییس جمهور برای گذر ازرکودبزرگ اقتصادی ناشی ازجنگ بود.

شرلی پس ازایفای نقش کوتاهی در رل فرزند اسپنسر تریسی در فیلم1934  Now I'll Tell ،برای بازی در نقش اول فیلم Little Miss Marker 1934 به پارامونت قرض داده شد.بادستمزد هفته ای 1000 دلار یعنی حدود6برابر بیش از مقرری فوکس! دراین فیلم قماربازی دریک شرط بندی تبهکارانه زندگی وازجمله دختر کوچکش را به گانگسترها میبازد وخودکشی میکند ودخترک به یک دلال شرط بندی مسابقات اسب سواری بظاهرخشن ،جونز غمگین سپرده میشود.آدولف منژو(جونز) همبازی شرلی میگوید:"این کودک مرا می ترساند اوهمه ریزه کاری ها را بلد است!"... البته در سکانسی از این فیلم کارگردان الکساندر هال برای واقعی تر جلوه کردن گریه شرلی به او گفت مادرش توسط یک موجود شرورسبز رنگ با چشمهای خونبار دزدیده شده است وهمانموقع از شرلی فیلم گرفت!!!

با خاتمه فیلم پارامونت دانست شرلی یک فوق ستاره است برای خریدن قرارداد تمپل به فوکس 50000دلار پیشنهاد دادکه رد شد..فیلم سراسر آمریکا را مسحور کرد.درآمد خانواده تمپل به برکت شرلی چهاربرابرشد ومنشی ای استخدام کردند تا جواب 4000هزارنامه طرفداران او درهفته را بدهد!

با اکران فیلم بعدی شرلی Baby Take A Bow 1934 به کارگردانی هری لچمن - که درباره سرقت یک رشته مروارید گرانقیمت است که سارق آن رادرکادوی تولد شرلی کوچولوجاسازی میکند ... فیلم به موفقیتی بزرگ دست یافت .بعلاوه ترانه Baby Take A Bowبا اجرا ورقص او دراین فیلم بسیار محبوبیت یافت ، چنانچه پرزیدنت روزولت در مصاحبه ای گفت :"تا وقتی کشورمان شرلی تمپل را دارد اوضاعمان روبراه است." روزولت شرلی تمپل را برای روحیه دادن به مردم در زمان رکود اقتصادی "خانم معجزه کوچولو " لقب داد.

 پس از فیلم Now and forever باسوژه ای کاملا خانوادگی که با گاری گوپر همبازی شد، ،آخرین فیلم شرلی در سال 34،Bright Eyes  بود و برای اول بار نام شرلی تمپل در سرتیتر پوسترها وبنرهای فیلم قرارگرفت این فیلم به کارگردانی ونویسندگی دیویدباتلرخاص حضورشرلی پایه گزاری شد.مادرشرلی مستخدمه یک خانواده پولدار دراثرتصادف میمیردوخانواده قصددارد شرلی یتیم را به یتیمخانه بفرستد ولی عمو ند ویلچری وبداخلاق شیفته چشمان درخشان شرلی شده او را نگه میدارد ازطرفی خاله شرلی نیز قصد سرپرستی او رادارد... این فیلم برای شرلی تمپل اسکار افتخاری نوجوانان را به ارمغان آورد وتمپل تابه امروزجوان‌ترین فردی است که جایزه آکادمی علوم و هنرهای سینمایی را دریافت کرده است.

شرلی درمجموع درهشت فیلم موفق در 1934 بازی کرد که درهمه آنهاخوش درخشید ودرپایان آن سال در رده بندی ده هنرپیشه پولساز هالیوود در رتبه هشتم جای گرفت در سال بعد شرلی رتبه یک را در باکس آفیس تصاحب وبرای چهارسال متوالی درقله باقی ماندو کلارک گیبل را به رده دوم بردو بدین ترتیب  کمپانی فوکس قرن بیستم را از خطر ورزشکستگی نجات داد.کمپانی برای قدردانی دستمزد شرلی را به بالاترین حد رساند که هنوز هم در بین دستمزد هنرپیشگان خردسال رکوردشکن است.

اما درحالیکه تمام دنیا شیفته این عروسک رقاص وآوازه خوان با موهای فرفری و گونه های چال دارش شده بود، گراهام گرین نویسنده معروف بریتانیایی درنقدی درباره فیلم Captain January1936 شرلی تمپل را به باد انتقاد گرفت.فیلم درباره نجات دخترکی خردسال از دریا توسط یک محافظ فانوس دریایی وجریان فرزندخواندگی است ولی گرین فیلم را "تا حدی اغواکننده" خواند و گفت:"بسیاری از طرفداران شرلی بدن کوچک ولی بالغ اورا باهمان دید هیکل مارلین دیتریش در شلوار فلانل شهوانی مینگرند! "  گراهام گرین بعدتر با جسارت شرلی تمپل را"کوتوله پنجاه ساله"خواند. این اهانات پس از اکران فیلم Wee Willie Winkie1937 کماکان ازجانب گرین ونشریه  Night and Day ادامه یافت. این فیلم به کارگردانی جان فورد به زندگی صاحب منصب بریتانیا در هندوستان ومحبوبیت دختر کوچکش در بین سربازان وهندیان وحتی دشمنانش میپردازد که صلح و دوستی را به ارمغان می آورد. گرین اظهار کرد تحسین کنندگان تمپل مردان میان سال یا راهبانی هستند که نگاه بی خطر ولی پرتمنایشان رابر اندام کوچک ولی خوشفرم وهوس انگیزتمپل میدوزند وبا هوشمندی محتاطانه غرایزشان را ارضا میکنند...

فوکس قرن بیستم بالاخره به این بیانات واکنش نشان داد و از گرین ونشریه شکایت کرد ودردادگاه پیروز شد و گراهام گرین و مجله ملزم به پرداخت 3500 پوند غرامت به استودیو وشرلی تمپل که زمانی گرین او را "هرزه کوچولو" خطاب کرده بود شدند. ولی این غرامت نتوانست جبران خدشه ای که به هویت حرفه ای شرلی وارد آمده بود را بکند واعتراضات و واکنشهایی در گوشه کنار شنیده شد.مثلا فیلم Curly Top1935 باکارگردانی ایروینگ کامینگ ،به دلیل اینکه در یک صحنه شرلی کوچک سرتا پا در قالب رنگی طلایی فرورفته بودتا کوپید (نماد خدای عشق یونان باستان بانمای کودک برهنه بالدار) باشد درکشور دانمارک مایه فساد وممنوع الپخش شد.

بعلاوه درسال 1939 فوکس از واگذاری شرلی تمپل به متروگلدوین مایربرای ایفای نقش اول فیلم مترسک شهر اُز امتناع کرد و جودی گارلند جایگزین او شد و اینگونه روند موفقیت شرلی تمپل رو به نزول نهاد.فوکس بسرعت  تمپل را در پرنده آبی 1940 به کارگردانی والتر لنگ نمایان کرد ولی فیلم با شکست تجاری مواجه شد. شرلی تمپل به MGM  پیوست ولی با دوفیلم Kathleen 1941 و Miss Annie Rooney 1942چندان اقبالی نیافت. دیوید اُ سلزنیک با شرلی قراردادی هفت ساله بست ولی باسه فیلم اول Since You Went Away و I'll Be Seeing You درسال 1944و 1945Kiss And Tell او نقش کلیشه ای نوجوان هالیوودی را داشت واز آن شکوه و جذابیت ومحبوبیت کودکی خبری نبود و فیلمها هم چندان گل نکردند.

شرلی تمپل در مجموع در ۴٣ فیلم بلند سینمایی بازی کرد، اما در سن ٢٢ سالگی یعنی در سال ۱۹۵۰ فعالیت‌های سینمایی را کنار گذاشت و از آن پس بیشتر به کارهای خیریه پرداخت وپا به عرصه سیاست نهاد او سفیر آمریکا در غنا وچکسلواکی شد.ازدوبار ازدواج خود صاحب سه فرزند شد.

تمپل از معدود ستارگان کودک هالیوودی بود که اسیر اعتیاد والکلیسم و فساد نشد وبا صداقت و علاقه به مردم در تمامی مراحل زندگیش مورد توجه واحترام عام وخاص بود.در 1972 مبتلا به سرطان سینه شد ولی جزو اولین ستاره هایی بودکه از این بیماری مهلک جان به در برد ودرمراحل درمانی 50000 نامه حمایت آمیز از مردمی که هنوز دوستش داشتند دریافت کرد.

شرلی تمپل در سال ١٩٩٩ از سوی انستیتو فیلم آمریکا در رده هجدهم بزرگترین ستاره زن تاریخ سینما قرار گرفت.

او سرانجام در شامگاه دوشنبه ١٠ فوریه ٢٠١۴ در 85سالگی بامرگی طبیعی از جهان رخت بربست . لئونارد مالتین منتقد معروف سینما در اینباره نوشت: یکی از افسانه ای ترین و درخشان ترین ستاره های زمین به آسمان پیوست....

سیمای شرلی همواره در نظر ما تداعی همان چهره شیرین کودکانه با چشمان درخشان و موهای طلایی فرفری است...روحش شاد

منابع:ویکی پدیای فارسی و انگلیسی-imdb

http://www.dailymail.co.uk/tvshowbiz/art...z2tZF7s5vy

http://www.bbc.co.uk/news/entertainment-arts-26135627


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۲/۱۲/۱ صبح ۱۰:۴۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, بانو, Classic, اسکورپان شیردل, نیومن, اسپونز, حمید هامون, سناتور, برو بیکر, جو گیلیس, ناخدا خورشيد, مگی گربه, کنتس پابرهنه, BATMAN, terme, سروان رنو, Flirtacia, Kurt Steiner, زرد ابری, ریچارد, جروشا, کاپیتان اسکای, بولیت, تارا, هانا اشمیت, واتسون, لو هارپر, Memento
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8127 تشکر در 189 ارسال )
شماره ارسال: #89
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

در پی گشت و گذر در اینترنت درسایت جوانان 56به مطلب جالبی درباره ستارگان سینما و نقل قولشان درباره عشق و ازدواج،برخوردم که در مجله ستاره سینما - شماره 513 اردیبهشت 1345 به چاپ رسیده بود .بخشی از آن را ملاحظه بفرمایید و چنانچه علاقمند به پیگیری کامل مطلب بود لینک صفحه مورد نظر این است:

w  w  w . javanan56.com/13061/7005966,13061.html


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۳/۵/۶ عصر ۰۳:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, برو بیکر, Classic, کنتس پابرهنه, پرشیا, BATMAN, حمید هامون, سروان رنو, بانو, مگی گربه, Joe Bradley, Flirtacia, زرد ابری, ریچارد, Memento, اتان ادواردز, بولیت, تارا, نکسوس, واتسون, لو هارپر, شارینگهام
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8127 تشکر در 189 ارسال )
شماره ارسال: #90
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

بازماندگان جنگ جهنمی


در مسیر جاده دریاچه کومو، یک فیات سیاه رنگ با سرعت گذر میکرد که ناگهان با یک ترمز میخکوب کننده به بیرون جاده منحرف شد. مردی مسلح از آن بیرون پرید و دیگران را با خشونت و تهدید بیرون راند. یک پیرمرد 61 ساله طاس با چشمانی افسون کننده که حال غبار ترس و غم ماتشان کرده بود همراه معشوقه جوان و زیبارویش که اشکریزان و چسبیده به او سعی میکرد از گزند مرد مسلح به آغوش عاشقش پناه ببرد، پیاده شدند.
"شما نمیتوانید اینکار رابا ما بکنید. شما نمیتوانید به موسولینی شلیک کنید!"
فریاد زن مرد مسلح را واداربه واکنش کرد. پارتیزان ایتالیایی خواست زن را از موسولینی جدا کند اما زن بشدت امتناع کرد. او هم بیدرنگ ماشه را کشید. اما اتفاقی نیافتاد شلیکی نشد. اسلحه گیر کرده بود. پارتیزان سریع اسلحه دیگری بیرون کشید. بنیتو موسولینی قلدر که پس از هجوم ارتش متفقین با بزدلی سعی کرده بود با لباس مبدل فرارکند، ناگهان رگ شجاعتش بیرون زد و سینه اش را سپر کردو به مرد گفت: "بجنب! مرا بکش!"  زن جیغی کشید و متضرعانه به معشوقش آویزان شد.
اینبار تفنگ بی نقص عمل کرد. اولین گلوله به زن جوان اصابت نمود. کلارا پتاچی بر زمین افتاد و جان داد. موسولینی با اندوه بر جنازه او خم شد ولی پارتیزان فرصت عزاداری به او نداد و به او هم شلیک نمود. موسولینی در خون خود میغلتید که مرد از فاصله بسیار نزدیک تیر خلاص را زد. آنی تشنج مرگ بدن دیکتاتور را به لرزه انداخت وبعد همه چی تمام شد...و ... این خبر به سرعت مرزها را درنوردید...

در انگلستان وینستون چرچیل از مرگ موسولینی خوشحال شد. درآلمان هیتلر بدون هیچ اظهارنظری تکه کاغذ حاوی خبر را مچاله کردو در آتشدان انداخت. آلمان تحت محاصره روسها بود و او اعلام کرده بود به هیچ وجه نمیگذارد زنده به دست روسها اسیر شود.
در ایتالیا در بندر پوتزولی درنزدیکی ناپل، یک دختر ده ساله بنام سوفیا ویلانی اخبار را از رادیو شنید ولی برای او پیدا کردن یک لقمه غذا بیش از مرگ دیکتاتور اهمیت داشت. درپنج سال اخیر تنها چیزی که سوفیای کوچک دیده بود وباتمام وجود درک کرده بود جنگ جهنمی بود. پدرش او و خواهرش ماریا و مادرشان رومیلدا را رها کرده ومتواری شده بود. سوفیا از بالکن خانه خرابه شان سربازان آلمانی را که به ضرب و شتم مردم درخیابان مشغول بودند ویهودیها راداخل کامیونهایشان هل میدادند نظاره میکرد.

"چشمان جوان من شاهد وقایع هولناکی یکی پس از دیگری بودند"

اما این گفته نمیتوانست عمق درد سوفیا رابازگو کند. او در یک حمله هوایی از ناحیه چانه مورد اصابت گلوله قرار گرفت که اسکار زخم بصورت خط تیزی روی چانه اش ماندگار شد. جثه لاغر سوفیا باعث شده بود اطرافیانش به او لقب "خلال دندان" بدهند!  واین خلال داشت روزبروز نازکتر وتیزتر میشد. با مرگ موسولینی هیچ چیز برای سوفیا و خانواده اش عوض نشد تنها وهمیشه دغدغه شان سیر کردن شکم بود. خوشبختانه با رسیدن نیروهای متفقین به ایتالیا سربازان آمریکایی خانواده اورا با دادن جیره های غذایی خود از خطر مرگ دراثرگشنگی نجات دادند. اما هیچیک از سربازان نمیتوانست حدس بزند دختربچه ای که با جیره او زنده مانده بود چند سال بعد تبدیل به یک ستاره بین المللی سینما میشود. سوفیا در چهارده سالگی تحت نظر مربی خود که بعدها همسرش شد در مسابقه ملکه زیبایی ناپل شرکت نمود و همانجا نظر کارلو پونتی تهیه کننده سینما را بخود جلب نمود. "خلال دندان" از لای خاکسترهای جنگ سربرآورد و سینمای ایتالیا و دنیا را مسحور خود کرد: سوفیا لورن
سوفیا تنها کودک درمانده بازمانده از جهنم جنگ نبود. یکی دیگر از قربانیان بیگناه جنگ غیرانسانی که میلیونها اروپایی را به هلاکت رسانده بود، دختر جوان و متشخصی بود که آنزمان در آرنهم هلند داشت از قحطی جان میداد. در سپتامبر 1944 متفقین سعی کرده بودند که شهر را ازتصرف آلمانها درآورند اما عملیات مارکت گاردن با شکست مواجه شد. درآوریل 1945 هلندیها به قدری دچار فلاکت و قحطی بودند که پیاز های لاله های سرخ کرده غذای لوکسشان محسوب میشد! دربهار بسیاری از گشنگی جان دادند درحالیکه تابوت کافی برای دفن جنازه موجود نبود. آدری هپبورن راستون پانزده ساله قحطی زده، مبتلا به زردی و ورم دست وپا ناشی از سوء تغذیه در گوشه پناهگاه با عفریت مرگ کلنجار میرفت و او حتی توان حرکت هم نداشت. مادر آدری یک اشراف زاده هلندی بود اما پدرش انگلیسی بود و آنها تا پیش از وقوع جنگ ساکن انگلستان بودند. با طلاق والدین و آغاز جنگ آدری و مادرش به خیال اینکه هلند با اعلام بیطرفی از آتش جنگ در امان است به آنجا گریختند. او خانه پدربزرگ را بسیار دوست داشت. اما آلمانها در1940 هلند را اشغال کردند. آدری جوان به چشم خود میدید که همسایگان یهودیش به تفکیک زن و مرد و بچه داخل کامیونهای جداگانه انداخته و از آنجا برده میشدند. "ما آن زمان نمیدانستیم آنها رهسپار مرگ میشوند" آدری بعدها این حقیقت رادریافت اما آن زمان تنها هراس او ربوده شدن و فاحشه شدن در خانه های نظامی بود سرنوشتی که دیر یا زود انتظار دختران جوان هلندی را میکشید. آدری یک بار بازور توسط آلمانها برای کار درآشپزخانه اشغالگران برده شد. اما با چابکی توانسته بود بگریزد. سپس به نیروی مقاومت ملحق شد و به عنوان پیام رسان شروع به کار کرد. کفشهای آدری مخفی گاه خوبی برای پیغامهای پارتیزانی بودند. اما سایه هولناک جنگ روزبروز شهر را تاریکتر میکرد. دیگر آلمانها خانه به خانه در پی یافتن مقر نیروهای مقاومت بودند. آدری و خانواده اش ناگزیر به پناهگاه های زیرزمینی فراری شدند.

"وقتی از خانه تان رانده میشوید هرروز میخواهید بروید ببینید چه بلایی سرآن آمده است و چه مقدار از خانه تان برجامانده و این بسیار دردناک است..."

اما این تنها درد آدری نبود هلند گرسنه بود حتی، لاله ای هم دیگر باقی نمانده بود. سپس در صبح روز 29 آوریل گلوله بارانها متوقف شد. آدری صدای سربازهای بریتانیایی را که آواز فتح میخواندند شنید و بوی سیگارهای انگلیسی شامه اش را نوازش داد. خانواده او را با احتیاط از زیرزمین بیرون آوردند. دور وبرشان پر از سربازهای شادمان متفقین بود " من نیز وقتی آن سربازان مغرور و پیروز را باچهره های کثیف درخشانشان میدیدم که آوازخوان و پای کوبان بودند نیرو گرفتم و ازشادی فریاد زدم میخواهم یک دختر آزاد انگلیسی باشم" و او یک انگلیسی تمام عیار شد. بعد از جنگ به لندن بازگشت و به عنوان رقصنده مشغول آموزش باله گردید. اما هیکل باریک و ضعیفش سبب شد نتواند به اوج قله این هنر دست یابد. سپس به خوانندگان گروه کر پیوست همزمان یکسری نقشهای کوچک در فیلمهای انگلیسی گرفت اما استارت هالیوودی شدنش با شرکت در نمایشنامه "جی جی" بعنوان نقش اول و در برادوی زده شد. آنزمان او تنها 22 سال داشت و هالیوود خواهان این دخترک نازک اندام گشت که روزگاری درجهنم جنگ درون کفشهایش پیغامهای پارتیزانی جابجا مینمود: آدری هپبورن

 
*******************

این ترجمه اول بار توسط خانم لمپرت در مجله ایران فیلم منتشر شده است
http://www.dailymail.co.uk/femail/articl...s-WW2.html


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۳/۱۰/۹ صبح ۱۲:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زینال بندری, اسکورپان شیردل, BATMAN, اسپونز, هانا اشمیت, مگی گربه, پرشیا, L.B.Jefferies, Classic, پیر چنگی, Flirtacia, برو بیکر, Kurt Steiner, پیرمرد, سروان رنو, کنتس پابرهنه, زرد ابری, ریچارد, کاپیتان اسکای, برت گوردون, اتان ادواردز, بولیت, تارا, جروشا, نکسوس, حمید هامون, Memento, واتسون, لو هارپر, بانو الیزا, شارینگهام
Memento آفلاین
(2000)
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۷/۱۷
اعتبار: 43


تشکرها : 4500
( 3719 تشکر در 70 ارسال )
شماره ارسال: #91
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

SUCH A PRETTY ME  --- به بهانه 20 ژولای، تولد ناتالی وود

حرفی ندارم در وصف مرحوم ناتالی وود بگم. بجز اینکه توصیه کنم این سکانس فیلم West side story رو دوباره ببینید. خود مرحوم توی این شعر حجت را به همه تمام کرده است. و البته می تونم شما رو به دیدن چند عکس زیبا از ایشون دعوت کنم.

http://s6.picofile.com/file/8201191168/W...y.3gp.html

بیوگرافی مرحوم ناتالی وود رو هم می تونید توی این پست ناتالی وود ببینید!

http://cafeclassic4.ir/thread-364-post-1...l#pid12645

I feel pretty, 
Oh, so pretty, 
I feel pretty and witty and bright! 
And I pity 
Any girl who isn't me tonight. 

I feel charming, 
Oh, so charming 
It's alarming how charming I feel! 
And so pretty 
That I hardly can believe I'm real. 

See the pretty girl in that mirror there: 
Who can that attractive girl be? 
Such a pretty face, 
Such a pretty dress, 
Such a pretty smile, 

Such a pretty me! 

----------------------------

۱۳۹۴/۴/۲۹ عصر ۰۴:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هانا اشمیت, BATMAN, اتان ادواردز, بولیت, تارا, جروشا, خانم لمپرت, سارا, نکسوس, حمید هامون, مگی گربه, سناتور, لو هارپر, کنتس پابرهنه
Memento آفلاین
(2000)
***

ارسال ها: 216
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۷/۱۷
اعتبار: 43


تشکرها : 4500
( 3719 تشکر در 70 ارسال )
شماره ارسال: #92
[split] سینما و رقص

ورا-الن  Vera-Ellen

متولد سینسیناتی، 16 فوریه 1921

رقاص-بازیگری استثنایی در تاریخ سینما با قدی کوتاه، عمری کوتاه تر و عمر هنری خیلی کوتاه تر.

بازیگری ریزنقش، فرز، با بدنی فوق العاده ورزیده و انعطاف پذیر که شهرت [متاسفانه نچندانش] را مدیون اجراهای بی نظیرش در فیلم های موزیکال است.

ورا رقص را از سن 10 شروع کرد. خیلی زود به روی استیج رفت و در موزیکال های مختلف درخشید تا اینکه در سن 25 سالگی اولین فیلم خود تحت عنوان Wonder Man را بازی کرد.

در این فیلم در سکانسی نسبتا طولانی در نقش رقصنده تک، بازی کرد که ترکیبی از انواع حرکات ژیمناستیک و باله و تپ دنس بود.

بخصوص صحنه ای روی شصت پا شروع به رقصیدن می کند و لحظه بعد از آن که با نگاه نافذش در چشمان مخاطب خیره می شود، شانه بالا می اندازد و با فرکانس 5 هرتز (واقعا حساب کردم!) شصت پایش را به زمین می کوبد.

اولین فیلم ورا-الن با نام Wonder Man

بعد از این فیلم دوران اوج محبوبیت او فرا می رسد به طوریکه در فاصله سه سال سه فیلم مهم خود به نام های Words and Music ، On The Town و Three Little Words را در کنار بازیگران مطرحی همچون جین کلی، فرد آستیر، فرانک سیناترا، میکی رونی و جنت لی را بازی می کند.

در فیلم Three Little Words  پنج سکانس موزیکال با حضور مشترک فرد آستیر و ورا- الن دارد که البته 2 تای آنها فاقد ریتم کافی است و بیشتر به یک صحنه عاشقانه با موسیقی شبیه است. یکی دیگر از آنها سکانس افتتاحیه فیلم است که با کت و شلوار مشکی و کلاه شعبده بازی همراه با چوب دستی انجام می شود و بجز چند پلان طولانی که در آن چوب را به زمین می زنند و بعد از کمانه کردن آن را می گیرند، سکانس نسبتا معمولی است.

همکاری ورا-الن و فردآستیر در فیلم Three Little Words

سکانس بعدی که اوج هنرمندی این زوج است حوالی دقیقه بیست فیلم اتفاق می افتد. داستان زندگی یک زن و شوهر تماما به زبان رقص. بیان احساسات مختلف و متنوعی مثل انتظار، عشق، حسادت، گرسنگی، عشوه و کنجکاوی همگی با زبان بدن و در فاصله زمانی خیلی کم را در این سکانس می توانید ببینید.

لحظاتی از این سکانس بسیار شبیه به سکانس ما قبل آخر فیلم آرتیست است و چه حرکات آستیر و چه حرکات ورا-الن ما را به یاد زوج دوست داشتنی ژان دو ژاقداین و بقنیس بژو می اندازد.

بعد از این سال ورا-الن در چند فیلم دیگر هم بازی کرد تا اینکه در سال 1954 (12 سال بعد از فیلم کازابلانکا) در فیلم کریسمس سفید اثر مایکل کورتیس بازی کرد.

ورا-الن در این فیلم با اینکه همچنان از نظر بدنی با نشاط به نظر می رسد ولی کمتر نشانی از پشت و وارو های او می بینیم اما همچنان با ترکیب حرکات ساده و البته با انعطاف خاص بدن خودش صحنه های بسیار زیبایی خلق کرده است.

[متاسفانه عکس قابلیت بیان زیبایی هنر رقص او را ندارد و نشان دادن رقص در قالب عکس مثل این است که برای نشان دادن زیبایی یک موسیقی تنها یک نت از آن را پخش کنم.]

فیلم کریسمس سفید از مایکل کورتیس

ورا-الن کم کم با بالا رفتن سنش از سینما خداحافظی کرد به طوری که در طول 12 سال عمر هنری اش تنها 14 فیلم بازی کرد. (این عدد برای دهه 40 و 50 عدد نسبتا کمی است.)

در پایان برای حسن ختامی بر وصف این وروجک دوست داشتنی سینما چند خطی در مورد فیلم زیبای On The Town می نویسم.

On The Town که شاید معروف ترین فیلم ورا-الن باشد، اولین فیلم از سه شاهکاری است که حاصل همکاری استنلی دانن (دامت ظله) و مرحوم جین کلی است. داستان سه ملوان (که نقش آنها را جین کلی، فرانک سیناترا و جولز مانشین بازی می کنند) است که به مدت یک روز در شهر نیویورک هستند و در همین روز عاشق سه زن (که ورا-الن ، آن میلر و بتی گرت هستند) می شوند.

فیلم سرتاسر صحنه های موزیکال زیبا با شعرهای جالب (بخصوص شعر فرانک سیناترا با نام «تو افتضاحی!») است که با چاشنی کارگردانی خوب استنلی دانن صحنه های به یاد ماندنی خلق کرده است.

شاخص ترین سکانس این فیلم سکانس با نام Miss Turnstiles سکانس معرفی کاراکتر ورا-الن که یک دختر همه چیز تمام است، می باشد. این سکانس علاوه بر زیبایی مطابق انتظار حرکات ورا-الن از حرکات دوربین و ترفندهای سینمایی بسیار زیبایی بهره می برد که آن را تبدیل به شاخص ترین صحنه زندگی هنری او کرده است.

سکانس Miss Turnstiles در فیلم On The Town

او در 30 آگوست 1981  (دقیقا سه ماه قبل از فوت ناتالی وود!) در سن 60 سالگی بر اثر سرطان فوت کرد

روحش شاد.

-----------------------------------------

پی نوشت:

من کلا اهل گذاشتن پست طولانی نیستم و همیشه سعی می کنم با کمترین کلمات ممکن، منظورم را بیان کنم. اما انقدر این بانوی زیبا در تاریخ سینما مهجور بود که دلم نیومد من هم خیلی سریع از کنارش رد بشم.

بخصوص اینکه حتی خود من هم در پوستری که برای سردر کافه طراحی کرده بودم یادم رفته بود تصویر ایشون رو اضافه کنم. مسلما جای ایشان قبل از مرحوم ناتالی وود ولی کوچکتر از اوست. در کنار آن-مارگارت...

http://cafeclassic4.ir/thread-445-post-2...l#pid26794

۱۳۹۴/۵/۷ عصر ۰۹:۰۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, اسپونز, برو بیکر, خانم لمپرت, مگی گربه, BATMAN, Princess Anne, Classic, هانا اشمیت, جروشا, کارآگاه علوی, سرهنگ آلن فاکنر, گروهبان گارسیا, تارا, ژیگا ورتوف, سروان رنو, لو هارپر, شارینگهام
جروشا آفلاین
جودی آبوت
***

ارسال ها: 79
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۱۱/۱۷
اعتبار: 26


تشکرها : 1821
( 1493 تشکر در 46 ارسال )
شماره ارسال: #93
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

فرشتگان یونیسف


صندوق کودکان ملل متحد یا خلاصه بگیم یونیسف بعد جنگ جهانی دوم تشکیل شد. چون کودکان بسیاری بخاطر بدبختی های جنگ خونه و زندگی و خانواده شون رو از دست داده بودند و به آب و غذا وامکانات بهداشتی احتیاج داشتند. برای همین هم سازمان ملل در 11 دسامبر46 این نهاد رو بنیان گذاشت. اما کمکهای این سازمان کم کم گسترش پیدا کرد و به بچه های جنگ زده محدود نشد بلکه اومدند تو کشورهای جهان سومی و درحال توسعه و به داد بچه های فقیر وقحطی زده هم رسیدند. تازه مادراشون رو هم تحت حمایت قرار دادند. این سازمان برای استقلال مالی بیشتر احتیاج به اسپانسر داشت یکی از پیشقدم های این امرخیر باشگاه محبوب بارسلونا بود که اومد هفت دهم درصد درآمد سالانه شو تا 5سال به یونیسف اهداکرد.

اما برای جلب حمایت بیشتر مردم وهمینطور محبوبیت بیشتر یونیسف از خیلی پیشترها این ارگان از ستارگان مشهور سینما وموسیقی هم استفاده کرد. این ستارگان زیبا قسمتی از وقت و پول وزندگیشونو صرف سفربه مناطق بحرانی قحطی و جنگ کردند ترسی هم از بمب و بیماری وترور وسوانح طبیعی نداشتند. سرآمد همه این فرشتگان آدری هپبورن بود.
آدری عاشق بچه ها بود ولی خودش تا مدت زیادی باردار نمیشد وقتی پسرش شان به دنیا اومد آدری اونو لطف بزرگ خدا دونست واسه همین از کارهنریش کم کرد وشد سفیر مهربانی یونیسف. این فرشته مهربون به مناطق محروم زیادی سفر کرد مثل گواتمالا، هندوراس، ونزوئلا، السالوادور، ترکیه، تایلند، بنگلادش و سودان داشت وباعث جمع آوری کمکهای مالی  فراوون و تبلیغ وسیع برای یونیسف شد.آدری زبان گویای یونیسف بود درتمام مجامع بین المللی سخنرانی های تاثیرگذارش زبانزد بودوبه پاس همه فعالیتهای خیرخواهانه اش سال 92 از ریس جمهور مدال آزادی گرفت. این فرشته عزیز حتی بعد سرطان هم ازفعالیتش کم نکرد.

آدری در آخرین بازیش در فیلم” Always استیون اسپیلبرگ، نقش فرشته ای رو داشت که شخصیت اول داستان رو به بهشت هدایت می کنه؛ نقشی که درواقع پرتره قشنگی از زندگی حقیقی خودش درسالهای آخرعمرش رو تداعی میکنه....خدا بیامرزدش ازفرشته های مقرب خدا بود.

بعدِ آدری هپبورن کم کم پای بقیه ستاره های زیبای هالیوودی و غیرهالیوودی به بنیادها ونهادهای خیریه باز شد . سرآمد همه این خانوما ستاره محبوب من آنجلینا جولی است. این خانوم ازوقتی سفیر یونیسف شده نه فقط بخشی از سرمایه شو به پای این سازمان ریخته بلکه با قبول فرزندخوندگی پکس و زهرا و مدوکس از اقصی نقاط بدبخت دنیا اونا رو درکانون گرم زندگی خودش و بردپیت همراه بچه های واقعی خودش بزرگ می کنه. آنجی به هرمنطقه خطرناک و بحران زده ای که فکرشو بکنین رفته تا حمایت خودش و یونیسف رو از مادرها و بچه های فلک زده نشون بده مثل سوریه و عراق وافغانستان جنگ زده، سودان همیشه قحطی زده و کلا بیش از 40 ماموریت در سی کشور بحرانزده دنیا! واقعا که ماشالا به این همت و شجاعت و ایثارو مردونگی!

بعدی ها رو فقط خلاصه می کنم تا حوصلتونو سر نبرم و فقط از دیدن این فرشته های زیبای مهربون لذت ببرید:

شکیرا خانوم در اودای پور هند و کیتی پری در ماداگاسکار

لوسی لو در لبنان و سلنا گومز مامانی در غنا

 خانوم میا فارو در آفریقا- تارا موس در لبنان و اوا رز هنرپیشه مشهور سوئدی در هند

هیلاری سوآنک در اتیوپی و کایرا نایتلی در آفریقا

برای علاقه مندای سینمای هند اینم سفیر هندیها خانم پریانکا چوپرا در بنگال و خانوم خانوما طوبی بویکوشتون ترکیه ای در سوریه (همون لطیفه خانم خودمون)

و بالاخره از اونجاکه ما ایرانیها باید در همه جا سرو کله مون پیدا بشه سفیر خودمون رو هم نشون بدم خانم مهتاب کرامتی- فقط نمی دونم تا حالا به کدوم منطقه خطرناک بحران زده رفتند این عکسشون احتمالا یک پرورشگاه یا مهد کودک تو ایرانه!

اما همه رو گفتم شما هم تماشا کردین خداییش خداییش خداییش این زیری یک چیز دیگه بود فقط یک ستاره نبود خورشید عالمتاب بود فرشته الهی بود

*باتشکر از خانوم لمپرت عزیز که در سایزبندی و ویرایش عکسها کمکم کردندmmmm:

==============================================


برای من تنها چیزهایی جالبند که به قلب مربوط می‌شوند. «آدری هیبورن»
۱۳۹۴/۷/۸ عصر ۰۹:۰۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, خانم لمپرت, Memento, نکسوس, حمید هامون, اسکورپان شیردل, هانا اشمیت, Princess Anne, BATMAN, سروان رنو, زینال بندری, کنتس پابرهنه, مگی گربه, Classic, سناتور, لو هارپر, اسپونز, واتسون, شارینگهام
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 178
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 31


تشکرها : 1392
( 2082 تشکر در 97 ارسال )
شماره ارسال: #94
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

جولی اندروز ، بازیگری برای تمام فصول

زندگینامه

جولی اندروز با نام اصلی جولیا الیزابت ولز در 1 اکتبر 1935 در شهر والتون ان تامس در انگلستان در خانواده نسبتا فقیری به دنیا امد. پدر او استاد کار با چوب و فلزات بود و مادرش نوازنده پیانو بود. پدر و مادر جولی خیلی زود از یکدیگر طلاق گرفتند و مادر او با مردی به نام تد اندروز ازدواج کرد و جولی نیز به ناچار با آنها زندگی کرد و همین ناپدری او بود که راه او را به عرصه خوانندگی باز کرد و نام خانوادگی او به اندروز تغییر یافت و اولین حضور او برای خوانندگی در سن 10 سالگی در سال 1945 بود. خوانندگی او بسیار خوب از آب درآمد. او چندین اجرای خوانندگی دیگر داشت تا اینکه در سال 1957 با فیلم تلویزیونی سیندرلا به عرصه بازیگری قدم گذاشت ولی اولین حضور سینمایی او در سال 1964 با فیلم مری پاپینز  بود که برایش یک جایزه اسکار و گلدن گلوب (گوی طلایی) و بفتا به ارمغان آورد. او قبل ادری هپبورن برای ایفای نقش الیزا دولیتل در فیلم بانوی زیبای من انتخاب شد ولی فرصت بازی او در این فیلم پیش نیامد و ادری هپبورن جایگزین او شد. در سال 1965 او فیلم آوای موسیقی را که در ایران با نام اشک ها و لبخندها معروف شد بازی کرد که بهترین فیلم او و یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما است و موجب معروفیت او در ایران و جهان شد. این فیلم نیز یک گلدن گلوب و یک نامزدی اسکار برای او به ارمغان آورد. سپس او در فیلم پرده پاره بازی کرد که فیلم شکست سنگینی خورد. هاوایی ، دختر خیلی خیلی متجدد و ستاره فیلم های بعدی او در دهه 60 بودند که فروش نسبتا خوبی داشتند. در دهه 70 او به شدت کم کار شد و تنها در سه فیلم بازی کرد. جاسوسه ، دانه های وحشی و ده فیلم های او در دهه 70 بودند. دهه 80 با فیلم ویکتور ویکتوریا مجددا نام جولی اندروز بر سر زبان ها افتاد. فیلم ویکتور ویکتوریا فیلم موفق او در دهه 80 بود که برای او یک نامزدی اسکار و برنده شدن گلدن گلوب را به همراه داشت. فیلم های دیگر او در دهه 80 فیلم های اس او بی ، دونوازی برای یک نفر ، به این میگن زندگی  ، خانم مارکر کوچک و مردی که زنان را دوست داشت بود که فیلم متوسطی بودند.  دهه نود او چند فیلم متوسط دیگر مانند یک عشق خوب و پسران ما را بازی کرد. فیلم های موفق او در دهه 2000 فیلم های خاطرات پرنسس 1 و 2:نامزدی سلطنتی بودند. فیلم های ناموفق او در دهه 2000 فیلم های خویشاوندان با ارزش و فرشته دندان بود.  او تاکنون در سی فیلم سینمایی و سریال حضور داشته داشت. او دوبار ازدواج کرده است. همسر اول او تونی والتون نام داشت که در سال 1959 ازدواج کردند و در سال 1967 جدا شدند و جولی از او یک دختر به نام اما والتون همیلتون دارد. او در سال 1969 با بلیک ادوادز ازدواج کرد و ازدواج آنها تا زمان مرگ ادوادز ادامه داشت و از او دو دختر به نام های امی ادواردز و جوانا ادواردز دارد. او در طول دوران زندگی هنری خود موفق به دریافت لقب دیم (بانو) dame  از سوی ملکه انگلستان شد. او در سال 2006 جایزه یک عمر دستاورد هنری را از مراسم جایزه انجمن بازیگران سینما (screen actors guild awards) دریافت کرد. او در مراسم اسکار سال 2015 به مناسبت پنجاهمین سال اشک ها و لبخندها حضور داشت و جایزه اسکار بهترین موسیقی متن را اهدا کرد. جولی اندروز تاکنون سه بار نامزد جایزه اسکار شده که یکبار برنده آن شده است و سه بار برنده جایزه گلدن گلوب شده است. او همچنین در انیمیشن شرک در نقش ملکه لیلیان صداپیشگی کرده است.

فیلم شناسی جولی اندروز

سیندرلا (فیلم تلویزیونی) 1957

مری پاپینز 1964

آمریکایی شدن امیلی 1964

اشکها و لبخندها 1965

هاوایی 1966

پرده پاره 1966

دختر خیلی خیلی متجدد 1967

ستاره 1968

جاسوسه 1970

دانه های وحشی 1974

10 1979

خانم مارکر کوچک 1980

اس او بی 1981

ویکتور ویکتوریا 1982

مردی که زنان را دوست داشت 1983

دونوازی برای یک نفر 1986

به این میگن زندگی 1986

یک عشق خوب 1991

پسران ما 1991

یک شب ویژه ( فیلم تلویزیونی) 1999

خویشاوندان ارزشمند 2000

در برکه طلایی (فیلم تلویزیونی) 2001

خاطرات پرنسس 2001

الویز در پلازا 2003

الویز در دوران کریسمس 2003

خاطرات پرنسس 2 : نامزدی سلطنتی 2004

فرشته دندان 2010

جولی اندروز در نماهایی از فیلم هایش

به همراه دیک ون دایک در فیلم مری پاپینز و مری تایلر مور در فیلم دختر خیلی خیلی متجدد

به همراه ادری هپبورن در مراسم اسکار 1964 و برنده شدن اسکارش

به همراه مکس فون سیدو در فیلم هاوایی و پل نیومن در فیلم پرده پاره

به همراه جیمز گارنر در فیلم آمریکایی شدن امیلی

به همراه عمر شریف در فیلم دانه های وحشی و راک هادسون در فیلم جاسوسه

به همراه کریستوفر پلامر در فیلم اشکها و لبخندها و والتر ماتائو در فیلم خانم مارکر کوچک

به همراه آلن بیتس در فیلم دونوازی برای یک نفر و جیمز گارنر در فیلم ویکتور ویکتوریا

به همراه دادلی مور در فیلم 10 و جک لمون در فیلم به این میگن زندگی

به همراه برت رینولدز در فیلم مردی که زنان را دوست داشت و مارچلو ماسترویانی در فیلم یک عشق خوب

به همراه کریستوفر پلامر در فیلم تلویزیونی در برکه طلایی و جیمز گارنر در فیلم تلویزیونی یک شب ویژه

به همراه آن مارگرت در فیلم پسران ما و ریچارد کرنا در فیلم ستاره

به همراه آن هاتاوی در فیلم های خاطرات پرنسس 1 و 2 :نامزدی سلطنتی

به همراه کالین فرث در فیلم خویشاوندان ارزشمند و دواین جانسون در فیلم فرشته دندان

جولی اندروز و برنده شدن جایزه یک عمر دستاورد هنری انجمن بازیگران سینما

به همراه لیدی گاگا در مراسم اسکار 2015

منبع: ویکی پدیای فارسی


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۷/۱۰ صبح ۰۳:۲۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, پیرمرد, حمید هامون, خانم لمپرت, اسپونز, مگی گربه, BATMAN, Princess Anne, واتسون, جروشا, Savezva, کنتس پابرهنه, Jacques Clouseau, شارینگهام
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 178
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 31


تشکرها : 1392
( 2082 تشکر در 97 ارسال )
شماره ارسال: #95
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

دوریس دی ، بانوی مدرن

زندگی نامه

دوریس دی با نام اصلی دوریس مری آن کاپلهف در سال 1922 متولد شد. مادر او خانه دار و پدر او معلم موسیقی و رهبر گروه کر بود. دوریس سال تولد خود را 1924 ذکر کرده است. او در مدرسه باله اموزش دیده بود و در یک تصادف باعث شد پایش بشکند و رویای باله را برای همیشه از یاد ببرد و سپس به خوانندگی روی آورد و صدای خوب او باعث شد که  در 17 سالگی به خوانندگی روی آورد و شروع به اجرای محلی برنامه هایش کند. نام هنری اش از یکی از ترانه های بارنی رپ به نام day by day که برای او نوشته بود برگزید. او تا سال 1940 به عنوان یک خواننده محبوب و مشهور فعالیت میکرد. در سال  1939 و 1941 با سه نقش کوچک  در فیلم های حماسه دره مرگ ، بانوی خوش اخلاق و فراری های فدرال وارد سینما شد.  او تا سال1947 در هیچ فیلمی بازی نکرد تا اینکه در سال 1948 با فیلم عشق بر فراز دریا به عنوان نقش اول مورد توجه تماشاگران و تهیه کنندگان فیلم ها قرار گرفت. فیلم های دیگر او در دهه 40 فیلم های احساس خیلی خوبیه و رویاهای من مال توست است. او در دهه 50 تعدادی فیلم با نام های داستان وست پوینت ، در خلیج مهتاب ، استارلیفت ، نور ماه نقره ای و چای برای دو نفر را برای برادران وارنر بازی کرد ولی مشهورترین فیلم او در دهه 50 جین بلا بود که در ایران با نام آتشپاره زیبا نمایش داده شد  و آهنگ خیلی زیبایی را در این فیلم به نام secret love  خواند که برنده اسکار بهترین آواز شد. او در دهه 50 فیلم پر زرق برق دیگری به نام دوستم بدار یا ترکم کن را به همراه جیمز کاگنی بازی کرد که بعدها از آن به عنوان بهترین فیلمش یاد کرد و در سال 1958 فیلم مردی که زیاد میدانست را برای آلفرد هیچکاک بازی کرد و در آن فیلم ترانه Que sera sera  را خواند که برنده اسکار بهترین آواز شد و البته در چند فیلم دیگرش مانند جاسوسی با شلوار توری و لطفا گلهای داوودی را نخورید که در ایران با نام عشق در مرخصی نمایش داده شد این آهنگ را مجددا خواند. دوریس دی در دهه 60 در تعدادی فیلم مدرن دیگر به همراه کری گرانت ، راد تیلور ، جبمز گارنر و راک هادسون بازی کرد. او چهار بار ازدواج کرده است و یک پسر و یک نوه دارد.. اولین شوهر او آل جردن بود که پسری از او به نام تری دارد که در سال 2004 فوت شد. سپس او با جرج ریدلر ازدواج کرد که این ازدواج هم به طلاق ختم شد. شوهر سوم او مارتین ملچر است که ازدواج آنها تا او زمان مرگ ملچر در سال 1968 ادامه داشت. شوهر چهارم بری کامدن است که این ازدواج هم در سال 1981 به طلاق انجامید. او پس از مرگ شوهر سومش ، مارتین ملچر متوجه شد که ملچر بی انکه او را در جریان یگذارد از طرف او قراردادی با شبکه CBS  بسته و بیشتر ثروت او را به باد داده تا در یک سریال تلویزیونی به نام شوی دوریس دی بازی کند. او ابتدا نمیخواست در این شو بازی کند اما نهایت راضی شد و این شو به عنوان یکی از محبوب ترین و پر بیننده ترین شوهای تلویزیونی شد و ثروت زیادی برایش به ارمغان آورد پس از این شو دوریس دی بازنشست شد و بیشتر فعالیت خود را صرف فعالیت های محیط زیستی کرده و در سال 1987 انجمن حمایت از حیوانات را تشکیل داد. او در سال 1989  جایزه گلدن گلوب سیسیل ب دمیل را برای یک عمر فعالیت هنری دریافت کرد. او در مدت دوران بازیگری اش تنها یکبار موفق به نامزد اسکار برای فیلم حرف های اطاق خواب شد ولی توانست در دهه 50 و 60 تصویری از یک زن مدرن را ارائه دهد. او هم اکنون 91 سال دارد و در یکی از شهرهای ایالت کالیفرنیا زندگی میکند.

فیلم شناسی دوریس دی

حماسه دره مرگ 1939

فراری های فدرال 1941

بانوی خوش اخلاق 1941

عشق بر فراز دریاها 1948 (درایران: جادو است)

رویاهای من مال توست 1949

احساس خیلی خوبیه 1949

مرد جوانی با ترومپت 1950 (در ایران: مرد جوان موسیقی)

داستان وست پوینت 1950

چای برای دو نفر 1950

اعلام خطر 1951

استارلیفت 1951

 تو را در رویاهایم میبینم 1951

لالایی برادوی 1951

خلیج مون لایت 1951 (در ایران: خلیج مهتاب)

آوریل در پاریس 1952

تیم برنده 1952

جین بلا 1953 (در ایران: آتشپاره زیبا)

زیر نور ماه نقره ای 1953

قلب جوان 1954

خوش به حال من 1954

دوستم بدار یا ترکم کن 1955

مردی که زیاد میدانست 1956

جولی 1956

بازی پیژامه 1957 (در ایران: رقص در تاریکی)

عزیزدردانه معلم 1958 (در ایران: لج .و لجبازی)

تونل عشق 1958

برای جین اتفاق افتاد 1959

حرف های اطاق خواب 1959 (در ایران: مشکل اطاق خواب)

تور نیمه شب 1960 (در ایران: دام نیمه شب)

خواهش میکنم گل های داوودی را نخورید 1961 (در ایران: عشق در مرخصی)

عاشق بر میگردد 1961 (در ایران: عشق من برگرد)

تماس با پوست خز 1962 (در ایران: آن تماس جادویی)

فیل بیلی رز 1962

تمام دلهره آن 1963 (در ایران: دلهره عشق)

برو کنار عزیزم 1963

برای من گل نفرست 1964

مزاحم نشوید 1965

قایق کف شیشه ای 1966 (در ایران: جاسوسی با شلوار توری)

کاپریس 1967 (در ایران: بوالهوس)

حماسه جوزی 1967

رول تخم مرغ برای شش نفر 1968

وقتی برقها رفت کجا بودی؟ 1968

شوی دوریس دی 1968 تا 1973

دوریس دی در نماهایی از فیلم هایش

به همراه گوردون مکری در فیلم های در خلیج مهتاب ، زیر نور ماه نقره ای ، چای برای دو نفر ، داستان وست پوینت و استارلیفت

به همراه جیمز کاگنی در فیلم دوستم بدار یا ترکم کن و به همراه جینجر راجرز در فیلم اعلام  خطر

به همراه جیمز استوارت در فیلم مردی که زیاد میدانست و به همراه کلارک گیبل در فیلم لج و لجبازی

به همراه فرانک سیناترا در فیلم قلب جوان و به همراه جک لمون در فیلم برای جین اتفاق افتاد

به همراه ری بولجر در فیلم آوریل در پاریس  و به همراه جین نلسون در فیلم لالایی برادوی

به همراه ریچارد ویدمارک در فیلم تونل عشق و به همراه جان ریت در فیلم رقص در تاریکی

به همراه دنی توماس در فیلم تو را در رویاهایم میبینم و به همراه کرک داگلاس در فیلم مرد جوان موسیقی

به همراه لویی ژوردن در فیلم جولی و به همراه هاوارد کیل در فیلم آتشپاره زیبا

به همراه رونالد ریگان در فیلم تیم برنده و به همراه استیفن بوید در فیلم فیل بیلی رز

به همراه رکس هریسون در فیلم دام نیمه شب و به همراه دیوین نیون در فیلم عشق در مرخصی

به همراه جیمز گارنر در فیلم های هیجان عشق و برو کنار عزیزم

به همراه جک کارسون در فیلم های جادو است ، رویاهای من مال توست و احساس خیلی خوبیه

به همراه راک هادسون در فیلم های مشکل اطاق خواب ، عشق من برگرد و برایم گل نفرست

به همراه کری گرانت در فیلم آن تماس جادویی و به همراه ریچارد هریس در فیلم بوالهوس

به همراه برایان کیث در فیلم رول تخم مرغ برای شش نفر و به همراه پیتر گریوز در فیلم حماسه جوزی

به همراه راد تیلور در فیلم های جاسوسی با شلوار توری و مزاحم نشوید

به همراه رابرت مورس در فیلم وقتی برقها رفت کجا بودی و به همراه رابرت کامینگز در فیلم خوش به حال من

به همراه کلینت ایستوود در مراسم گلدن گلوب سال 1989 و گرفتن جایزه سیسیل ب دمیل برای یک عمر فعالیت هنری

آخرین عکس های دوریس دی در کهنسالی

منابع

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%...8%AF%DB%8C

http://forum.ghati.ir/thread3598.html

مجله دنیای تصاویر (منتشر شده در تابستان 1386)


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۷/۱۲ عصر ۰۵:۳۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, پیرمرد, حمید هامون, خانم لمپرت, واتسون, L.B.Jefferies, مگی گربه, BATMAN, کنتس پابرهنه, Jacques Clouseau
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 178
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 31


تشکرها : 1392
( 2082 تشکر در 97 ارسال )
شماره ارسال: #96
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

اینگرید برگمن ، چهره معصوم سینما

برای  ایفای نقش ایلسا لاند در کازابلانکا تا ابد در اذهان خواهد ماند.

زندگینامه

اینگرید برگمن 92 اوت سال  1915 در سوئد از پدری سوئدی و مادری آلمانی متولد شد وقتی دو سال داشت مادرش مرد. پدر او که نقاش و عکاس بود دوست داشت او ستاره اپرا شود ولی پدرش نیز وقتی اینگرید 13 سال داشت مرد. اینگرید از همان کودکی دوست داشت بازیگر سینما شود و حتی گاهی اوقات لباس های مادرش را میپوشید و با خودش نقشی را بازی میکرد.  پس از مرگ پدرش عمه اش سرپرستی او را بر عهده گرفت که شش ماه بعد از بیماری قلبی درگذشت سپس خاله او هولدا و شوهر خاله او اتو که پنج یچه داشتند سرپرسیتی او را بر عهده گرفتند. او موفق به گرفتن بورسیه از دانشکده تئاتر و سینما رویال شد و تحصیلات خود را به پایان رساند جایی که گرتا گاربو قبل از او در آنجا درس خوانده بود. در طی تعطیلات تابستانی او به استخدام یک استودیوی فیلم سوئدی درامد. او در چند فیلم سوئدی در نقش های کوتاهی ظاهر شد. سپس او به هالیوود راه پیدا کرد و در فیلم اینترمزو (نغمه عشق) نقش اول را در مقابل لزلی هاوارد بازی کرد. سپس او نقش ایلسا لاند در کازابلانکا را به کارگردانی مایکل کرتیز ایفا کرد. فیلمی که او را جاودانه کرد و فیلم کازابلانکا بزرگترین فیلم تاریخ سینما تبدیل شد هرچند خود اینگرید این فیلم را جزو محبوب ترین فیلم هایش نمیداند. فیلم بعدی او فیلم زنگ ها برای که به صدا در می ایند برگرفته از رمان ارنست همینگوی بود. برای ایفای این نقش اینگرید مجبور بود موهایش را کوتاه کند و پس از ملاقات با ارنست همینگوی ، ارنست همینگوی گفت برای تصاحب نقش موهایت را بزنی. اینگرید در جواب گفت برای ایفای این نقش حاضرم سرم را هم بزنم. کوتاهی موی برگمن در این فیلم معنای ویژه ای را به شخصیت او در این فیلم بخشید  که او را برای اولین بار نامزد اسکار کرد. فیلم بعدی او چراغ گاز بود که برای ایفای نقش زن معصومی که شوهر بی رحمش او را متقاعد میکند که دارد دیوانه میشود  ، اولین اسکارش را برد. فیلم بعدی او فیلم طلسم شده ساخته آلفرد هیچکاک بود. او در این فیلم نقش یک روانشناس را داشت و گریگوری پک نقش بیمار او را. فیلم بعدی او ناقوس های سنت ماری بود که او را نامزد اسکار و برنده گلدن گلوب کرد. آلفرد هیچکاک مجددا برای فیلم بعدی اش بدنام از او برای نقش اول استفاده کرد. اینگرید در این فیلم در نقش یک جاسوس آمریکایی ظاهر شد. این فیلم به موفقیت زیادی رسید و اینگرید را به شهرت جهانی رسانید.. فیلم بعدی که ژاندارک نام داشت او را مجددا نامزد اسکار کرد. این فیلم مجددا چندین سال بعد در ایتالیا توسط روبرتو روسلینی با نام ژاندارک در میان هیزم های آتش بازسازی شد. فیلم های موفق بعدی او استرومبولی ، النا و مردانش ، زیر برج جدی و سفر به ایتالیا بود. او در اواسط دهه 50 در فیلم زیبای آناستازیا نقش اول را در مقابل یول براینر ایفا کرد که اسکار دوم را برایش به ارمغان آورد. اینگرید برگمن در اسکار حضور نداشت و کری گرانت از طرف او اسکار را دریافت کرد. فیلم های موفق بعدی او ششمین منزلگاه خوشبختی ، دیدار ، رولز رویس زرد ، قدم زدن زیر باران بهاری و گل کاتوس بودند. فیلم قتل در قطار سریع السیر شرق سومین اسکار را برای او به ارمغان آورد. فیلم سونات پاییزی نیز فیلم موفقی بود که او را نامزد اسکار کرد. آخرین فیلم او که مینی سریالی برای تلویزیون بود زنی به نام گلدا بو. او در این فیلم با آرایش و گریمی عجیبی در نقش گلدا میر ، نخست وزیر اسرائیل ظاهر شد که برای این نقش گلدن گلوب و امی را برنده شد. اینگرید برگمن سه بار ازدواج کرده است. شوهر اول او آرون لینداشرون بود که سال 1937 ازدواج کردند و سال 1950 جدا شدند و از او دختری به نام پیا دارد. شوهر دوم او روبرتو روسلینی کارگردان سینما بود که اینگرید در بسیاری از فیلم های او نیز بازی کرد. این دو در سال 1950 ازدواج کردند و سال 1957 جدا شدند. حاصل این ازدواج دو دختر به نام های اینگرید روسلینی و ایزابلا روسلینی که بازیگر معروف سینما هم هست و یک پسر به نام رناتو روبرتو گیوستو گیوسپ روسلینی است. شوهر سوم او لارس اشمیت بود که در سال 1958 ازدواج کردند و در سال 1975 از هم جدا شدند. ایگرید برگمن که چهره معصومی هم داشت در اکثر فیلم هایش در نقش زنان جدی و قوی ای ظاهر میشد که مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند. او با ایفای این نقش ها سعی داشت نفرت خود را از جامعه مرد سالاری آن دوران نشان دهد که نمونه آن فیلم استرومبولی بود. اینگرید برگمن که مدت ها بود با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکرد سرانجام در روز تولدش 29 اوت سال 1982 در 67 سالگی درگذشت.

فیلم شناسی اینگرید برگمن

چهره یک زن 1938

اینترمزو (نغمه عشق) 1939

آدام چهار پسر داشت 1941

خشم در بهشت 1941

دکتر جکیل و آقای هاید 1941

کازابلانکا 1942

زنگ ها برای که به صدا در می آیند 1943

چراغ گاز 1944

صندوق ساراتوگا 1945

طلسم شده 1945

ناقوس های سنت ماری 1945

بدنام 1946

طاق نصرت 1948

ژاندارک 1948

زیر برج جدی 1949

استرومبولی 1950

اروپا 51 1952

سفر به ایتالیا 1954

ترس 1954

ژاندارک در میان هیزم های آتش 1954

النا و مردانش 1956

آناستازیا 1956

بی احتیاط 1958

ششمین منزلگاه خوشبختی 1958

24 ساعت از زندگی یک زن 1961

آیا برامس را دوست دارید 1961

هدا گیبلر 1963

دیدار 1964

رولز رویس زرد 1964

 محرک 1967

گل کاکتوس 1969

قدم زدن زیر باران بهاری 1970

از میان مدارک به هم ریخته خانم بیسیل ای فرانک ویلر 1973

قتل در قطار سریع السیر شرق 1974

مشکل زمان 1976

سونات پاییزی 1979

زنی به نام گلدا (مینی سریال تلویزیونی) 1982

ایتگرید برگمن در نماهایی از فیلمهایش

به همراه همفری بوگارت در فیلم جاودانه کازابلانکا

به همراه گری کوپر در فیلم های صندوق ساراتوگا و زنگ ها برای که به صدا در می آید

به همراه گریگوری پک در فیلم طلسم شده و به همراه مایکل وایلدینگ در فیلم زیر برج جدی

به همراه کری گرانت در فیلم های بی احتیاط و بدنام

به همراه آنتونی کویین در فیلم های قدم زدن زیر باران بهاری و دیدار

به همراه مایکل ردگریو در فیلم هدا گیبلر و به همراه ریپ تورن در فیلم 24 ساعت از زندگی یک زن

به همراه ماریو ویتاله در فیلم استرومبولی و به همراه لزلی هاوارد در فیلم نغمه عشق

به همراه بینگ کرازبی در فیلم ناقوس های سنت ماری و به همراه جرج ساندرز در فیلم سفر به ایتالیا

به همراه شارل بوایه در فیلم های چراغ گاز و طاق نصرت

ر

به همراه والتر ماتائو در فیلم گل کاکتوس و به همراه یول براینر در فیلم آناستازیا

به همراه الوف ویدگرن در فیلم شبهای ماه ژوئن و به همراه اسپنسر تریسی در دکتر جکیل و آقای هاید

به همراه توره سونبرگ در فیلم چهره یک زن و به همراه رابرت مونتگمری در فیلم خشم در بهشت

به همراه سالی پراگر در فیلم از میان مدارک به هم ریخته خانم بیسیل ای فرانک ویلر و به همراه کرت کروگر در فیلم ترس

به همراه خوره فرر در فیلم ژاندارک و به همراه کرد جرگنز در فیلم ششمین منزلگاه خوشبختی

به همراه لایزا مینه لی در فیلم مشکل زمان و به همراه تولیو کارمیناتی در فیلم ژاندارک در میان هیزم های آتش

به همراه ایو مونتان در فیلم آیا برامس را دوست دارید و به همراه ژان ماریس در فیلم النا و مردانش

به همراه جانی داونز و سوزان هیوارد در فیلم آدام چهار پسر داشت و به همراه عمر شریف در فیلم رولز رویس زرد

به همراه آلبرت فینی در فیلم قتل در قطار سریع السیر شرق و به همراه لیو اولمن در فیلم سونات پاییزی

به همراه لئونارد نیموی در مینی سریال زنی به نام گلدا و به همراه الکساندر ناکس در فیلم اروپا 51

منابع

https://en.wikipedia.org/wiki/Ingrid_Bergman

http://www.imdb.com/name/nm0000006/

مجله دنیای تصاویر (منتشر شده در تابستان 1386)



هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۷/۱۵ عصر ۰۶:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, خانم لمپرت, سناتور, اسکورپان شیردل, Memento, سروان رنو, BATMAN, Keyser, مگی گربه, جروشا, واتسون, حمید هامون, Classic, کنتس پابرهنه, ساسان
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 178
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 31


تشکرها : 1392
( 2082 تشکر در 97 ارسال )
شماره ارسال: #97
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

ویوین لی ، قوی و با اراده

زندگینامه:

با ایفای نقش اسکارلت اهارا در فیلم جاودان بر باد رفته یک شبه ره صد ساله را پی نمود.

ویوین لی با نام اصلی ویوین مری هاراتلی در دارجلینگ ، هند از پدری انگلیسی و مادری هندی ایرلندی متولد شد.  مادر او یک زن به شدت مذهبی بود و وقتی ویوین شش ساله بود او را به صومعه فرستاد. او در آنجا با مورین اسالیوان (بازیگر موفق آینده) دوست شد. ویوین لی در صومعه مدام به دوستانش میگفت من روزی بازیگر بزرگی میشوم. پدر ویوین او را از صومعه بیرون آورد چون خانواده ویوین به دلیل شغل پدرش مجبور به سفری طولانی بودند. آنها چهار سال در سفر به کشورهای مختلف اروپا بودند و ویوین تحصیلات مدرسه اش را در کشورهای مختلفی به پایان رساند. او در دوران کودکی در نقش بسیار کوتاهی در نمایش ارسی سبز بازی کرد که بسیار مورد استقبال و توجه قرار گرفت. او ابتدا در فیلم های بسیار سطح پایینی نقش های اصلی را داشت که نمونه آن فیلم های قول مردانه نسخه 1935 ، ارباب دهکده و به بالا نگاه کن و بخند است. این فیلم ها چنان شکست خورد که او دو سال در هیچ فیلمی بازی نکرد. سپس در سال 1937 با چند فیلم موفق مجددا بازیگری را از سر گرفت.  فیلم های او در سال 1937 عبارتند از: طوفان در فنجان چای ، سفر تاریک و آتش بر فراز انگلستان (به همراه شوهرش لارنس الیویه) است. در سال 1938 او در دو فیلم موفق دیگر بازی کرد که عبارتند از: پیاروهای لندن و یک یانکی در آکسفورد.  سپس نوبت به شاهکار تاریخ سینما میرسد. ویوین خیلی اتفاقی برای ایفای نقش اسکارلت اهارا انتخاب شد. او که برای دیدن بازی لارنس الیویه در فیلم بلندی های بادگیر به هالیوود رفته بود با کارگزار لارنس الیویه که برادر دیوید سلزنیک تهیه کننده فیلم بود اشنا شد و مایرون او را پبش برادرش برد و با این جمله ویوین را به برادرش معرفی کرد: "هی نابغه. این هم اسکارلت"  قبل از ویوین بازیگران بزرگی مانند بت دیویس ، کاترین هپبورن ، جوان کرافورد ، باربارا استنویک ، سوزان هیوارد و ... تست داده بودند و چهره و بازی هیچکدام به اندازه ویوین لی دلچسب نبود. قبل از شروع فیلمبرداری کارگردان فیلم که قرار بود جرج کیوکر باشد جایش را به ویکتور فلمینگ داد. ویوین که با کیوکر احساس راحتی بیشتری میکرد. هر یکشتبه به دیدن او میرفت و برای صحنه های بعدی از او کمک میگرفت. طی همین دیدارها متوجه شد که الیویا دوهاویلند هم که از دیگر بازیگران فیلم بود دقیقا همین کار را انجام میداد و به دیدار کیوکر میرفت و برای صحنه های بعدی راهنمایی میخواست. فیلم بر باد رفته با حضور ویوین لی به شاهکار تاریخ سینما تیدیل شد و اسکار بهترین بازیگر را برای او به ارمغان آورد. بسیاری اعتقاد دارند که بر باد رفته بدون حضور ویوین لی محال بود. او با همین فیلم یک شبه ره صد ساله را پیمود. فیلم بعدی او پل واترلو بود که بسیار موفق بود. سال 1940 در فیلم 21 روز و سال 1941 در فیلم خانم همیلتون همبازی شوهرش لارنس الیویه بود. در سال 1945 در هنگام فیلمبرداری فیلم سزار و کلئوپاترا متوجه شد به بیماری سل مبتلاست و توصیه دکترها به او کمتر کار کردن بود. او در سال 1948 فیلم آناکارنینا را بازی کرد که بسیار موفق بود. در سال 1951 ویوین با فیلم اتوبوسی به نام هوس بر اساس نوشته ای از تنسی ویلیامز برنده اسکار دوم خود شد. در این فیلم ویوین در نقش بلانش دوبوا ظاهر شده که به خانه خواهرش در نیواورلئان میرود و در آنجا با شوهرخواهرش ناسازگاری دارد. ویوین با شاهکار دوم خود شور و غوغای عظیمی را در عالم سینما به راه انداخت. ویوین لی در اسکار دوم خود حضور نداشت و گریر گارسون اسکار را از طرف او دریافت کرد. فیلم بعدی ویوین در سال 1955 به نام دریای عمیق آبی بود که در نقش همسر یک وکیل انگلیسی ظاهر شده است. ویوین در دو فیلم بسیار موفق دیگر در دهه 60 به نام های بهار رومی خانم استون و کشتی احمق ها که اجتماعی از ستارگان بود بازی کرد. ویوین لی دوبار ازدواج کرده است. اولین بار او با هربرت لی هولمن در سال 1932 ازدواج کرد و نام هنری اش لی را از نام شوهرش گرفت. ثمره این ازدواج دختری به نام سوزان است که 1 مارس 2015 فوت شد. این دو در سال 1940 از یکدیگر طلاق گرفتند و ویوین که عاشق لارنش الیویه شده بود بلافاصله در همان سال 1940 با او ازدواج کرد و در چند فیلم با همدیگر همبازی بودند. این دو در سال 1960 در حالی که بیماری ویوین به اوج خود رسیده بود از یکدیگر جدا شده شدند. ویوین به خاطر بیماری اش نیاز به شوک الکتریکی داشت و  چتد ساعت قبل از بازی در فیلم های شوک الکتریکی شده بود ولی این روی بازی اش تاثیر نگذاشت و خیلی قوی بازی اش را ارائه میداد. ویوین لی در 7 جولای سال 1967 در سن 53 سال بر اثر بیماری سل که سالها بود او را آزار میداد، درگذشت.

فیلم شناسی:

ارباب دهکده 1935

به بالا نگاه کن و بخند 1935

قول مردانه 1935

آنش بر فراز انگلستان 1937

سفر تاریک 1937

ظوفان در فنجان چای 1937

یک یانکی در آکسفورد 1938

پباده روهای لندن 1938

بر باد رفته 1939

پل واترلو 1940

21 روز بعد 1940

خانم همیلتون 1941

سزار و کلئوپاترا 1945

آناکارنینا 1948

اتوبوسی به نام هوس 1951

دریای عمیق آبی 1955

بهار رومی خانم استون 1961

کشتی احمق ها 1965

ویوین لی در نماهایی از فیلم هایش

به همراه کلارک گیبل در فیلم جاودانه بر باد رفته

به همراه لارنس الیویه در فیلم 21 روز و به همراه گریسی فیلدز و موریس هاروی در فیلم به بالا نگاه کن و بخند

به همراه کایرون مور در فیلم آناکارنینا و به همراه لورنس الیویه در فیلم خانم همیلتون

به همراه لارنس الیویه در فیلم آتش بر فراز انگلستان و به همراه کلود رینز در فیلم سزار و کلئوپاترا

به همراه فردریک پیسلی در فیلم قول مردانه و به همراه رکس هریسون در فیلم طوفان در فنجان چای

به همراه رابرت تیلور در فیلم پل واترلو و به همراه لزلی پرینز در فیلم ارباب دهکده

به همراه رابرت تیلور در فیلم یک یانکی در آکسفورد و به همراه کنت مور در فیلم دریای عمیق آبی

به همراه لی ماروین در فیلم کشتی احمق ها و به همراه چارلز لافتون در فیلم پیاده روهای لندن

به همراه وارن بیتی در فیلم بهار رومی خانم استون و به همراه مارلون براندو در فیلم شاهکار اتوبوسی به نام هوس

منابع

https://en.wikipedia.org/wiki/Vivien_Leigh

http://www.imdb.com/name/nm0000046/

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%...9%84%DB%8C

مجله دنیای تصاویر (منتشر شده در تابستان 86)


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۷/۱۶ عصر ۰۵:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, Keyser, پیرمرد, هانا اشمیت, خانم لمپرت, BATMAN, حمید هامون, Princess Anne, ژیگا ورتوف, جروشا, واتسون, مگی گربه, Classic, کنتس پابرهنه
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 178
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 31


تشکرها : 1392
( 2082 تشکر در 97 ارسال )
شماره ارسال: #98
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

سوفیا لورن ، نماد زیبایی ایتالیایی

زندگینامه:

بازی های جذاب او در کنار مارچلو ماسترویانی و کارگردانی ویتوریو دسیکا باعث شد که سینمای ایتالیا به عنوان محبوب ترین سینما در دهه 60 تبدیل شود.

سوفیا لورن با نام اصلی سوفیا وبلانی سیکولونه در 20 سپتامبر 1934 در رم ، ایتالیا متولد شد. مادر او رومیلدا ویلانی ، معلم پیانو و بازیگر تئاتر و پدرش ریکاردو سیکولونه مهندس عمران بود. پدر سوفیا حاضر نبود با رومیلدا (مادر سوفیا) ازدواج کند و او را ترک کرد. لورن یک خواهر کوچکنر از خود به نام ماریا دارد. بعد رفتن پدر از خانه آنها ، سوفیا و سوفیا به همراه مادرشان به خانه مادریزرگشان( مادر مادرشان) در پوزولی در نردیکی ناپل رفت. در طی جنگ جهانی دوم ، بندرگاه ها و مکان ها هدف بمباران مداوم متحدین قرار میگرفت.  در طی یکی از حمله ها در حالی که سوفیا به سمت پناه گاه میدوید یک گلوله انفجاری به چانه اش خورد و زخمی شد. بعد از آن خانواده لورن به ناپل رفتند و آنجا در خانه یکی از خویشاوندان دورشان زندگی کردند. بعد از جنگ خانواده لورن مجددا به پوزولی به خانه مادربزرگشان برگشتند. مادربزرگ اطاق نشیمنش را تیدیل به  کافه و مشروب فروشی کرده بود و لیکور خانگی می فروخت.  رومیلدا پیانو میزد ، ماریا آواز میخواند و سوفیا گارسون بود و ظرفها را میشست. بعد از مدتی آنجا تبدیل به پاتوق سربازان آمریکایی شد. سوفیا در سن 14 سالگی به عنوان ملکه زیبایی ایتالیا نامزد شو ولی برنده نشد و در سن 16 سالگی مدل یک مجله شد و همین او را وارد عالم سینما کرد. زیبایی اش باعث شد در چندین فیلم ایتالیایی به عنوان نقش های سوم و چهارم بازی کند. اولین نقش اول و مهم او در فیلم آیدا بود  که سوفیا در این فیلم نقش یک برده سیاه را بازی میکرد. بعد از این فیلم ، توجه کارلو پونتی تهیه کننده به وی جلب شد و در چند فیلم به تهیه کنندگی وی بازی کرد. بعد از فیلم موفق دو شب با کلئوپاترا ، طلای ناپل فیلم بعدی او بود که ویتوریو دسیکا کارگردان پی برد که سوفیا علاوه بر زیبایی استعداد قوی ای در بازیگری نیز دارد. سپس لو در فیلم های بسیار موفق حیف که خیلی حقه ای ، آتیلا ، آسیابان عشوه گر ، علامت ونوس و نان و عشق و ... بازی کرد. اولین فیلم آمریکایی او پسری روی دلفین به همراه الن لاد بود که فیلم چندان موفقی نبود چون برای سوفیا هنوز سخت بود که به زبان انگلیسی مسلط حرف بزند و این بسیار روی بازی اش تاثیر منفی گذاشت. فیلم های بعدی او فیلم های موفق تری بودند. فیلم هایی نظیر غرور و شهوت ، خانه قایقی ، ثعلب سیاه ، افسانه گمشدگان ، هوس زیر درخت نارون ، کلید و آن نوع زن فیلم های موفق او در دهه 50 بودند. در اواخر سال 1960 سوفیا به ایتالیا بازگشت و در فیلم دو زن به کارگردانی ویتوریو دسیکا بازی کرد و برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد. او در این فیلم نقش مادری را بازی میکند که به همراه دخترش سختی های جنگ را تحمل میکنند. سوفیا لورن در مراسم اسکار حضور نداشت و گریر گارسون اسکار را از طرف او دریافت کرد و همچنین سوفیا به عنوان اولین بازیگر خارجی است که اسکار نقش اول را برای یک فیلم خارجی زبان میبرد. فیلم های موفق بعدی او فیلم های السید ، دیروز امروز فزدا که برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد. فیلم بعدی او فیلم ازدواج به سبک ایتالیایی است که نامزدی اسکار را برای سوفیا به ارمغان آورد. فیلم های دیگر موفق او در این دهه فیلم های جودیت و عربسک بودند. او تا سه سال در فیلمی بازی نکرد و در سال 1970 او بزرگترین فیلم خود را یعنی گل آفتابگردان را به همراه مارچلو ماسترویانی و کارگردانی ویتوریو دسیکا و تهیه کنندگی کارلو پونتی بازی کرد. فیلمی که باعث شناخته شدن او در ایران و جهان شد. فیلم های موفق او در دهه 70 فیلم های سفر بی پایان ، گذرگاه کاساندرا و یک روز به خصوص بودند. در دهه 80 او در تعدادی فیلم های تلویزیونی و مینی سریال ها بازی کرد. در سال 1990 او برنده جایزه اسکار افتخاری (برای یک زندگی حرفه ای سرشار از نقش آفرینی های فراموش نشدنی) شد. فیلم لباس حاضری آخرین همکاری مشترک سوفیا و مارچلو است. مارچلو ماسترویانی در سال 1996 درگذشت و غم و اندوه بزرگی بر دل سوفیا گذاشت. سوفیا در سال 1995 برنده جایزه سیسیل ب دمیل از مراسم گلدن گلوب شد. سوفیا در دهه 2000 فقط در چند فیلم بازی کرد که دو فیلم موفق در میان غریبه ها و نه بهترین آن هستند. آخرین فیلم سوفیا ، فیلم کوتاهی به نام صدای انسانی  به کارگردانی پسرش است. سوفیا فقط یکبار بار کارلو پونتی ازدواج کرد و تا مرگ پونتی در سال 2006 به زندگی مشترکشان وفادار بود. سوفیا دو پسر از کارلو پونتی به نام های کارلو و ادواردو که ادواردو کارگردان بزرگی شد. سوفیا شهرتی جهانی دارد و در این سالها چه به عنوان سفیر حسن نیت سازمان ملل ، چه موقع بازی فیلم و چه موقع حضور در مهمانی ای ساده ، از همان شور و جذابیتی برخوردار است که یک ایتالیایی به آن مشهور است.

فیلمشناسی برجسته او:

آیدا 1953

طلای ناپل 1954

آتیلا 1954

حیف که خیلی حقه ای 1954

دختری در رودخانه 1954

علامت ونوس 1955

آسیابان عشوه گر 1955

نان ، عشق و ... 1955

عجب زنی 1956

پسری روی دلفین 1957

غرور و شهوت 1957

افسانه گمشدگان 1957

هوس زیر درخت نارون 1958

کلید 1958

ثعلب سیاه 1958

خانه قایقی 1958

آن نوع زن 1959

پتیاره ای در شلوار تنگ صورتی 1960

بوی رسوایی 1960

در ناپل شروع شد 1960

زیبای میلیونر 1960

دو زن 1960

السید 1961

مادام سن ژان 1961

بوکاچیو 70 1962

گوشه نشینان آلتونا 1962

پنج مایل به نیمه شب 1962

دیروز امروز فردا 1963

سقوط امپراطوری رم 1964

ازدواج به سبک ایتالیایی 1964

عملیات کراسبو 1965

لیدی ال 1965

جودیت 1966

عربسک 1966

کنتسی از هنگ کنگ 1967

بالاتر از معجزه 1967

ارواح به سبک ایتالیایی 1967

 گل آفتابگردان 1970

همسر کشیش 1970

لیدی لیبرتی 1971

گناه 1972

مردی از لامانچا 1972

سفر بی پایان 1974

حکم 1974

برخورد کوتاه (فیلم تلویزیونی) 1974

معشوقه گانگستر 1975

گذرگاه کاساندرا 1976

یک روز به خصوص 1977

آنجلا 1978

عداوت خون 1978

هدف فلزی 1978

قدرت آتش 1979

سوفیا لورن: سرگذشت زندگی خودش (فیلم تلویزیونی) 1980

شجاعت (فیلم تلویزیونی) 1986

فرار (فیلم تلویزیونی) 1989

شنبه یکشنبه دوشنبه 1990

لباس حاضری 1994

پیرمردان غرغرو 1995

سولیل 1997

در مبان غریبه ها 2002

نه 2009

صدای انسانی (فیلم کوتاه) 2014

سوفیا لورن در نماهایی از فیلم هایش

به همراه کری گرانت در فیلم های غرور و شهوت و خانه قایقی

به همراه راف والونه در فیلم علامت ونوس و به همراه مارچلو ماسترویانی در فیلم آسیابان عشوه گر

به همراه آنتونی کویین در فیلم آتیلا و به همراه پیتر فینچ در فیلم جودیت

به همراه جان وین در فیلم افسانه گمشدگان و به همراه ویلیام دیوین در فیلم لیدی لیبرتی

به همراه تب هانتر در فیلم آن نوع زن و به همراه دنیل دی لوئیس در فیلم نه

به همراه لوچیانو دلامارا در فیلم آیدا و به همراه جان کاساوتیس در فیلم هدف فلزی

به همراه عمر شریف در فیلم بالاتر از معجزه و به همراه جرج پپارد در فیلم عملیات کراسبو

به همراه آلن لاد در فیلم پسری روی دلفین و به همراه گریگوری پک در فیلم عربسک

به همراه ریچارد برتون در فیلم های برخورد کوتاه و سفر بی پایان

به همراه آنتونی پرکینز در فیلم های پنج مایل به نیمه شب و هوس زیر درخت نارون

به همراه آنتونی کویین در فیلم های ثعلب سیاه و پتیاره ای در شلوار تنگ صورتی

به همراه ریک باتالیا در فیلم دختری در رودخانه و به همراه مارچلو ماسترویانی و ویتوریو دسیکا در فیلم حیف که خیلی حقه ای

به همراه ژان گابن در فیلم حکم و به همراه مارچلو ماسترویانی در فیلم عداوت خون

به همراه ژان پل بلموندو در فیلم دو زن و به همراه آلبرتو سوردی در فیلم دو شب با کلئوپاترا

به همراه مارچلو ماسترویانی در فیلم های دیروز امروز فردا و گل آفتابگردان

به همراه توتو در فیلم طلای ناپل و به همراه کلارک گیبل در فیلم در ناپل شروع شد

به همراه شارل بوایه در فیلم عجب زنی و به همراه ویلیام هولدن در فیلم کلید

به همراه استیفن بوید در فیلم سقوط امپراطوری رم و به همراه جیمز کوبرن در فیلم قدرت آتش

به همراه ریچارد هریس در فیلم گذرگاه کاساندرا و به همراه مارلون براندو در فیلم کنتسی از هنگ کنگ

به همراه پل نیومن در فیلم لیدی ال و به همراه پیتر اتول در فیلم مردی از لامانچا

به همراه مارچلو ماسترویانی در فیلم معشوقه گانگستر و به همراه لوییجی جیولیانی در فیلم بوکاچیو 70

به همراه ویتوریو دسیکا در فیلم نان ، عشق و ... و به همراه رابرت حسین در فیلم مادام سن ژان

به همراه مارچلو ماسترویانی در فیلم همسر کشیش و به همراه پیتر سلرز در فیلم زیبای میلیونر

به همراه مارچلو ماسترویانی دز فیلم های یک روز به خصوص و ازدواج به سبک ایتالیایی

به همراه جان گوین در فیلم یوی رسوایی و به همراه چارلتون هستون در فیلم السید

به همراه مارچلو ماسترویانی در فیلم لباس حاضری و به همراه والتر ماتائو در فیلم پیرمردان غرغرو

به همراه میرا سوروینو و دبورا کارا آنجر در فیلم در میان غریبه ها و به همراه ماکسیمیلیان شل در فیلم گوشه نشینان آلتونا

سوفیا لورن به همراه همسرش کارلو پونتی

سوفیا لورن به همراه پسرانش کارلو پونتی جونیور و ادواردو پونتی

سوفیا لورن و اسکار افتخاری در سال 1990

سوفیا لورن در کهنسالی

منابع :

https://en.wikipedia.org/wiki/Sophia_Loren

http://www.imdb.com/name/nm0000047/

مجله دنیای تصاویر (منتشر شده در تابستان 1386)


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۷/۱۹ صبح ۰۹:۳۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, خانم لمپرت, ژیگا ورتوف, Memento, حمید هامون, اسکورپان شیردل, مگی گربه, پیرمرد, هانا اشمیت, لبخند ساوانا, BATMAN, کنتس پابرهنه, rahgozar_bineshan, Classic, جروشا
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 178
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 31


تشکرها : 1392
( 2082 تشکر در 97 ارسال )
شماره ارسال: #99
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

آوا گاردنر ، شور و حساسیت

زندگینامه

او آمیزه ای بود از شور ، انرژی و حساسیت. نمونه زنده الهه های یونانی.

آوا گاردنر با نام اصلی آوا لاوینیا گاردنر در 24 دسامبر 1922 در اسمیتویل ، کارولینای شمالی در خانواده ای فقیر به دنیا آمد. پدرش جوناس بیلی گاردنر و مادرش مری الیزابت "مالی" گاردنر هر دو کشاورز فقیر پنبه و تنباکو بودند. او هفت خواهر و برادر بزرگتر از خود دارد. وقتی که بچه ها هنوز خیلی جوان بودند، جوناس گاردنر ملکش را از دست داد و مجبور شد در کارخانه چوب بری کار کند. مالی هم به عنوان آشپز و مستخدمه ای در خوابگاه معلمان مدرسه ای شروع به کار کرد.  وقتی آوا هفت ساله بود خانواده او برای کار بهتری به شهر بزرگتری به نام نیوپورت نیوزکه در ویرجینیا بود نقل مکان کردند. در آنجا مالی گاردنر مدیریت پانسیون کارگران کشتی را برعهده گرفت. جوناس گاردنر در سال 1938 مریض شد و همان سال بر اثر برونشیت درگذشت. بعد مرگ جوناس ، خانواده گاردنر به شهر ویلسون در کارولینای شمالی نقل مکان کردند و در آنجا مالی گاردنر پانسیون معلمان را اداره میکرد در همان سال آوا به دبیرستان راک ریج رفت و در سال 1939 از آنجا فارغ التحصیل شد سپس او به دانشکده منشی گری آتلانتیک کریستین رفت. در سال 1941 آوا گاردنر به دبدن خواهرش به نیویورک رفت و شوهرخواهرش لری تار که عکاس بود و استودیو عکاسی داشت از او عکسی گرفت و پشت شیشه مغازه اش گذاشت. یکی از کارکنان کمپانی MGM چشمش به این عکس افتاد و از لری خواست شماره آوا را به او بدهد و با آوا تماس گرفته شد و از او خواستند برای مصاحبه بیاید. بعد از تست لویی بی مایر سرپرست استودیو گفت: نمیتواند آواز بخواند نمیتواند بازی کند نمیتواند حرف بزند ولی فوق العاده است. با او قراردادی بسته شد ولی نقش های دکوری به او داده شد. او دانشکده منشی گری را ترک کرد و به هالیوود رفت و به او یک معلم سخنرانی داده شد تا با او تمرین کند. پس از 5 سال که نقش های خیلی کوتاه به او داده میشد در سال 1946 نقش کیتی کالینز را در فیلم قاتلین در مقابل برت لنکستر به او دادند که آوا در این فیلم قابلیت های خود را نشان داد. فیلم های بعدی او دوره گردان ، قایق نمایش ، ستاره تنها ، تقاطع بوانی ، خورشید همچنان میدرخشد ، در ساحل  و برفهای کلیمانجارو بود که برفهای کلیمانجارو از موفقیت بیشتری برخوردار بود. فیلم های بسیار موفق او در دهه 50 فیلم موگامبو و کنتس پابرهنه بودند. در فیلم موگامبو که بازسازی فیلم غبار سرخ (1932) است. آوا گاردنر نقشی را که جین هارلو بازی کرده بود در مقابل کلارک گیبل و گریس کلی بازی میکند. این فیلم آوا را برای اولین و آخرین بار نامزد جایزه اسکار کرد. در فیلم کنتس پابرهنه او  نقش رقاصه اسپانیایی را ایفا کرد که به یک ستاره بین المللی تبدیل میشود. او در فیلم شوالیه های میز گرد نیز بازی خاطره انگیزی از خود ارائه داد. او در دهه 60 فیلم های خوب دیگری بازی کرد که میتوان به نام های شب ایگوانا ، هفت روز در ماه می ، 55 روز در پکن و مایرلینگ را نام برد. آوا گاردنر در دهه 70 در تعدادی فیلم دیگر مانند زلزله ، شهری در آتش ، پرنده آبی و گذرگاه کاساندرا بازی کرد که گذرگاه کاساندرا بهتر از بقیه بود. آخرین کار شاخص او رجینا روما بود. او در دهه 80 در تعدادی فیلم تلویزیونی و مینی سریال بازی کرد. آوا گاردنر سه بار ازدواج کرد. اولین شوهر او میکی رونی بود که در سال 1942 ازدواج کرد و در سال 1943 جدا شدند. شوهر دوم او آرتی شاو بود که در سال 1945 ازدواج کردند و در سال 1946 جدا شدند.  شوهر سوم او فرانک سیناترا بود که در سال 1951 ازدواج کردند و در سال 1957 جدا شدند.  آوا گاردنر با چندین مرد دیگر از جمله ارنست همینگوی نویسنده مشهور رابطه عاشقانه داشت. آوا گاردنر در 25 ژانویه 1990 در سن 67 سالگی بر اثر ذات الریه در لندن انگلستان در گذشت. جسد او را در قبرستان سانست پارک در اسمیتفیلد، کارولینای شمالی در کنار مادر، پدر و برادرش به خاک سپردند.

فیلمشناسی او :

سه مرد سفیدپوش 1944

او به مسابقات رفت 1945

سوت توقف 1946

قاتلین 1946

دوره گردان 1947

سنگاپور 1947

تماس ونوس 1948

رشوه 1949

گناهکار بزرگ 1949

قسمت شرق ، قسمت غرب 1949

پاندورا و مرد هلندی پرنده 1951

گذشته ممنوع من 1951

قایق نمایش 1951

ستاره تنها 1952

برفهای کلیمانجارو 1952

عشق و کینه توزی 1953

موگامبو 1953

شوالیه های میزگرد 1953

کنتس پابرهنه 1954

تقاطع بوانی 1956

کلبه کوچک 1957

خورشید همچنان میدرخشد 1957

مایا برهنه 1958

در ساحل 1959

فرشته سرخ پوش 1960

55 روز در پکن 1963

هفت روز در ماه می 1964

شب ایگوانا 1964

کتاب آفرینش 1966

مایرلینگ 1968

حماسه تام لین 1970

زندگی و دوران قاضی روی بین 1972

زلزله 1974

مجوز قتل 1975

پرنده آبی 1976

گذرگاه کاساندرا 1976

نگهبان 1977

شهری در آتش 1979

دزدیدن رئیس جهمور 1980

کشیش عشق 1981

رجینا روما 1982

تابستان گرم طولانی (فیلم تلویزیونی) 1985

حرمسرا (فیلم تلویزیونی) 1986

مگی (فیلم تلویزیونی)1986

آوا گاردنر در نمایی از فیلم هایش

به همراه گریگوری پک در فیلم های برف های کلیمانجارو و در ساحل

به همراه جیمز میسون در فیلم پاندورا و مرد هلندی پرنده و به همراه جرج رافت در فیلم سوت توقف

به همراه جیسون روبادز و دان جانسون در فیلم تلویزیونی تابستان گرم طولانی و به همراه کلارک گیبل در فیلم ستاره تنها

به همراه استوارت گرانجر در فیلم تقاطع بوانی و به همراه کلارگ گیبل در فیلم موگامبو

به همراه جیمز کریگ در فیلم او به مسابقات رفت و به همراه ریک والین در فیلم ارواح آزاد

به همراه تایرون پاور در فیلم خورشید همچنان میدرخشد و به همراه آنتونی فرانسیوا در فیلم مایا برهته

به همراه کلارک گیبل در فیلم دوره گردان و به همراه ریچارد برتون در فیلم شب ایگوانا

به همراه رابرت واکر در فیلم تماس ونوس و به همراه برت لنکستر در فیلم قاتلین

به همراه چارلتون هستون در فیلم های زلزله و 55 روز در پکن

به همراه جیمز میسون در فیلم قسمت شرق قسمت غرب و به همراه فرد مک موری در فیلم سنگاپور

به همراه رابرت تیلور در فیلم های شوالیه های میز گرد و رشوه

به همراه هاوارد کیل در فیلم عشق و کینه توزی و به همراه پل نیومن در فیلم زندگی و دوران قاضی روی بین

به همراه هاوارد کیل در فیلم قایق نمایش و به همراه کرک داگلاس در فیلم هفت روز در ماه می

به همراه ریچارد هریس در فیلم کتاب آفرینش و به همراه عمر شریف در فیلم مایرلینگ

به همراه آیان مک کلن و جانت سوزمن در فیلم کشیش عشق و به همراه همفری بوگارت در فیلم کنتس پابرهنه

به همراه مارتین شین در فیلم گذرگاه کاساندرا و به همراه استوارت گرانجر و دیوید نیون در فیلم کلبه کوچک

به همراه درک بوگارد در فیلم های مجوز قتل و فرشته سرح پوش

به همراه کریستینا رینز در فیلم نگهبان و به همراه آیان مک شین در فیلم حماسه تام لین

به همراه گریگوری پک در فیلم گناهکار بزرگ و به همراه رابرت میچم در فیلم گذشته ممنوع من

به همراه الیزابت تیلور در فیلم پرنده آبی و به همراه آنتونی کویین در فیلم رجینا روما

آوا گاردنر و شوهر اولش ، میکی رونی

آوا گاردنر و شوهر دومش ، آرتی شاو

آوا گاردنر و شوهر سومش ، فرانک سیناترا

آوا گاردنر و نویسنده مشهور آمریکایی ، ارنست همینگوی

آخرین عکس آوا گاردنر در کهنسالی

منابع

https://en.wikipedia.org/wiki/Ava_Gardner

http://www.imdb.com/name/nm0001257/

مجله دنیای تصاویر (منتشر شده در تابستان 1386)


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۷/۲۶ صبح ۰۲:۲۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, BATMAN, پیرمرد, کنتس پابرهنه, حمید هامون, هانا اشمیت, خانم لمپرت, Princess Anne, سروان رنو, ساسان
لو هارپر آفلاین
کاراگاه خصوصی
***

ارسال ها: 178
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۳/۳/۱۵
اعتبار: 31


تشکرها : 1392
( 2082 تشکر در 97 ارسال )
شماره ارسال: #100
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

گریس کلی ، پرنسس موناکو

از بازیگری در هالیوود تا زندگی درباری در موناکو ، او شخصیت قصه پریانی بود که برای شاهزاده خانمی به دنیا آمده بود.

گریس کلی با نام گریس پاتریشیا کلی در 12 نوامبر 1929 در فیلادلفیا در خانواده ای مرفه و ورزشکار به دنیا آمد. پدرش جان بی کلی سینیور، سه مدال طلا در المپیاد قایقرانی برد سپس کارخانه آجرسازی معروفی را تاسیس کرد و در سال 1935 در انتخابات برای شهردار بودن نامزد شد و در طی جنگ جهانی دوم  به سمت مدیر ملی آمادگی جسمانی از سوی پرزیدنت روزولت  منصوب شد. مادر گریس نیز مارگارت کاترین ماجر در دانشگاه پنسیلوانیا تربیت بدنی درس میداد. مارگارت اولین زن مربی دو و میدانی تیم زنان بود و همچنین یک ملکه زیبایی و مدل بود. گریس یک خواهر و برادر بزرگتر از خود به نام مارگارت و جان جونیور و یک خواهر کوچکتر از خود به نام الیزابت دارد. برادر گریس در سال 1947 جایزه جیمز ای سالیوان را برای قایقرانی به دست آورد و همچنین مدال برنز را در در المپیاد تابستانی ملبورن سال 1956 به دست آورد که آن را به عنوان هدیه عروسی به گریس داد. او در دوران دبیرستان خود را در دبیرستان آکادمی راون هیل گذراند ولی به علت نمرات کم در ریاضی نتوانست وارد کالج شود. او در دوران نوجوانی از اینگرید برگمن و جوزف کاتن به عنوان بازیگران محبوبش یاد میکرد. بر خلاف مخالفت خانواده گریس ، او تصمیم گرفت که بازیگری را دنبال کند و وارد هنرهای دراماتیک نیویورک شد. او در دوران تحصیل در سن 19 سالگی نمایشی به نام "پدر" به همراه ریموند مسی بازی کرد که قابلیت های او را به عنوان یک بازیگر نشان داد. او در نقش تریسی لرد در نمایش داستان فیلادلفیا در دوران فارغ التحصیلی اش بازی کرد. گریس توسط دلبرت من در برنامه ای تلویزیونی شرکت کرد و سپس توانست نقش کوتاهی در فیلم چهارده ساعت به کارگردانی هنری هاتاوی به دست آورد. سپس در نقش اصلی در فیلم ماجرای نیمروز در مقابل گری کوپر بازی جذابی ارائه داد. گری کوپر در وصف او میگوید: او از بین تمام بازیگرانی که تا به حال همبازی ام بوده اند متفاوت تر است. گریس قراردادی با حقوق هفتگی 850 دلار در هفته را با MGM  بست. برای فیلم موگامبو ابتدا جین تیرنی قرار بود نقش لیندا نوردلی را بازی کند اما در آخرین دقایق به دلایل شخصی کنار کشید و نقش به گریس کلی رسید که بازی زیبای گریس در این فیلم او را برنده گلدن گلوب نقش مکمل زن و نامزد اسکار کرد. پس از موفقیت فیلم موگامبو، آلفرد هیچکاک مجذوب زیبایی او شد و از او خواست در فیلم تماس ام برای مرگ بازی کند. پس از این فیلم گریس فیلم پل های توکو ری در مقابل ویلیام هولدن بازی کرد. منتقدان بازی گریس در این فیلم را با اعتماد به نفس کامل توصیف کردند. او در این فیلم در نقش نانسی، همسر یک افسر نیروی دریایی بازی میکند. گریس نقش ایدی دویل را در فیلم در بارانداز رد کرد و این نقش به ایوا ماری سینت رسید که او را برنده اسکار کرد و به جای این نقش، نقش لیزا فرمونت را در فیلم پنجره عقبی در مقابل جیمز استوارت و به کارگردانی آلفرد هیچکاک بازی کرد. او در این فیلم در نقش دوست دختر جیمز استوارت ظاهر شد که به کمک او سعی میکند معمای قتل همسایه روبرویی را کشف کند. گریس به بینگ کرازبی و ویلیام هولدن برای بازی در فیلم دختر دهاتی پیوست که او را برنده اسکار کرد. او در این فیلم در نقش جورجی الجین،  همسر افسرده بینگ کرازبی ظاهر شده است. ابتدا قرار بود این نقش را جنیفر جونز بازی کند ولی به دلیل حاملگی جنیفر جونز این نقش به گریس رسید. گریس سپس در فیلم اخگر سبز در مقابل استوارت گرانجر بازی کرد. او در این فیلم در نقش کاترین تولند، مالک یک مزرعه قهوه ظاهر شده است. فیلم شکست بزرگی خورد و منتقدان، نقدهای منفی بسیاری بر فیلم وارد کردند. پس از این فیلم گریس در فیلم دستگیری دزد به کارگردانی آلفرد هیچکاک در مقابل کری گرانت بازی کرد. این آخرین همکاری گریس و آلفرد هیچکاک بود و آلفرد هیچکاک همیشه از گریس کلی به عنوان بازیگر مورد علاقه خود یاد میکرد و او را به آتشفشانی پوشیده از برف تشبیه میکرد. وقتی از گریس پرسیدند بازیگر مورد علاقه ات چه کسی است؟ او جواب داد: با تمام احترام اینگرید برگمن عزیزم.  آخرین کارهای گریس فیلم طبقه اشراف و فیلم قو بود که در اولی با فرانک سیناترا و بینگ کرازبی و در دومی با لویی ژوردان همبازی بود. در سال 1955 زمانی که گریس به همراه هیئتی به جشنواره کن رفته بود با پرنس رینیر سوم، پرنس موناکو آشنا شد. آنها عاشق یکدیگر شدند و سال 1956 ازدواج کردند و گریس کلی ، پرنسس موناکو شد. او دو دختر به نام های کارولین و استفانی و یک پسر به نام آلبرت دارد و چندین نوه دارد. فیلم های طبقه اشراف و قو بعد از ازدواج او به اکران درآمدند. در سال 1962 هیچکاک نقش اول فیلم مارنی را به او پیشنهاد داد. گریس خیلی دوست داشت که بازی کند ولی برای مردم موناکو این دور از باور بود که پرنسسشان در یک فیلم بازی کند برای همین گریس این نقش را رد کرد و نقش به تیپی هدرن رسید. در 13 سپتامبر 1982 زمانی که گریس کلی از شهر رک آگل که اقامتگاه تفریحی خانوادگی پرنس بود به موناکو برمیگشت، سکته قلبی کرد و کنتزل ماشین را از دست داد. دخترش استفانی که همراه او بود سعی کرد کنترل ماشین را دست بگیرد ولی دیر شده بود و ماشین واژگون شد. وقتی نیروهای امداد رسیدند هر دو را به بیمارستان منتقل کردند. استفانی به هوش آمد و صورتش چند خراش جزئی برداشته بود ولی گریس خونریزی شدید مغزی داشت و دکترها نتوانستند کاری کنند و گریس همان شب حدود ساعت 10:55 شب در سن 52 سالگی درگذشت. مراسم تدفین او در کلیسای سنت نیکولاس موناکو برگزار شد. کری گرانت ، نانسی ریگان و دایانا پرنسس ولز در مراسم حضور داشتند. جیمز استوارت که نتوانسته بود در مراسم حاضر شود این یادداشت را نوشت: من گریس کلی را دوست داشتم نه به خاطر اینکه پرنسس است نه به خاطر اینکه بازیگر است نه به خاطر اینکه دوست من است. بلکه به خاطر این که او زیباترین و مهربان ترین زنی بود که من تا به حال دیده ام. دلم برای او تنگ میشود همانطور که دل همه ما برای او تنگ میشود. خدا رحمتت کند، پرنسس گریس.

پرنس رینیر تا زمان مرگش در سال 2005 ازدواج نکرد و پس از مرگ در کنار همسرش، گریس او را به خاک سپردند.

فیلمشناسی او :

چهارده ساعت 1951

ماجرای نیمروز 1952

موگامبو 1953

تماس م برای مرگ 1954

پنجره عقبی 1954

پل های توکو ری 1954

دختر دهاتی 1954

اخگر سبز 1954

دستگیری دزد 1955

قو 1956

طبقه اشراف1956

گریس کلی در نمایی از فیلم هایش

به همراه گری کوپر در فیلم ماجرای نیمروز

به همراه ویلیام هولدن در فیلم پل های توکو ری و به همراه جیمز وارن در فیلم چهارده ساعت

به همراه استوارت گرانجر در فیلم اخگر سبز و به همراه کلارک گیبل در فیلم موگامبو

به همراه بینگ کرازبی در فیلم های دختر دهاتی و طبقه اشراف

به همراه لویی ژوردان در فیلم قو و به همراه ری میلاند در فیلم تماس م برای مرگ

به همراه جیمز استوارت در فیلم پنجره عقبی و به همراه کری گرانت در فیلم دستگیری دزد

گریس کلی و اسکاری که در سال 1954 برای فیلم دختر دهاتی گرفت.

گریس کلی به همراه شوهرش ، پرنس رینیر سوم

گریس کلی به همراه شوهر و فرزندانش

گریس کلی در میانسالی

آرامگاه گریس کلی در موناکو

منابع

https://en.wikipedia.org/wiki/Grace_Kelly

http://www.imdb.com/name/nm0000038/

مجله دنیای تصاویر (منتشر شده در تابستان 1386)


هیچ چیز نمیتواند بار دیگر شکوه علفزار و طراوت گلها را به ما بازگرداند اما غمی نیست باید قوی بود و به آنچه بر جا مانده امید بست
۱۳۹۴/۷/۲۸ صبح ۰۷:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : واتسون, Princess Anne, خانم لمپرت, جروشا, Classic, Memento, سروان رنو, پیرمرد, حمید هامون, ژیگا ورتوف, BATMAN, سناتور, کنتس پابرهنه, ساسان
ارسال پاسخ