[-]
جعبه پيام
» <مراد بیگ> پخش سریال روزی روزگاری - شبکه ی تماشا - هرشب ساعت 21
» <ال سید> من صدای بهرام زند رو روی دنزل واشنگتن بیشتر می پسندم کار جلیلوند هم توی هفت دلاور خوب بود و برای شان پین حق با شماست به نظر من طهماسب هم خوبه
» <دیوید نودلز> صدای خسروشاهی روی شون پن و دنزل واشنگتن چه تمیزمینشست و غافل بودیم......حیف این همه فیلم قدر که با صداهای متفرقه تلف شد
» <منصور> جناب والی زاده تماس گرفتند و گفتند مهرگان فیلم ابتدای کار در خیابان وصال بود و بعدها به شهرآرا منتقل شد. من عذرخواهی میکنم
» <ال سید> آهان پس تکراری پخش کرده،ممنون سروان
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 8 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
زنان افسانه ای تاریخ سینما
نویسنده پیام
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

چند وقت پيش كه داشتم  همچنان درباره زندگينامه مريلين مونرو  مي خوندم وقتي عكس مادر ايشون ، خانم (1984–1902)Gladys Pearl Baker  رو ديدم شباهت بين دو چهره برام جالب بود:

 همان لبخند ساده ، بي تكلف و دلنشين!  ashk


آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۵/۲۹ صبح ۱۲:۱۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : 1991, اسکورپان شیردل, دشمن مردم, بانو, سروان رنو, موسيو وردو, Classic, سم اسپید, اهو, رزا, زرد ابری, آماندا
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

(۱۳۸۹/۵/۸ صبح ۰۷:۰۴)دشمن مردم نوشته شده:  

 اما تاکنون ندیدم کسی حق   روث الیزابت دیویس  (بت دیویس ) را طوری که شایسته اوست به جا آورد .بازیگری که چهره ای  خشك و خشن از خود ارائه كرد . وی همواره با مسئولان و مدیران شركتها در ستیز بود و تلاش می كرد زیر بار شرایط و خواسته های آنها نرود.دعوای او با برادران وارنر مثال زدنی است.  
بت دیویس هر چند لقب "جوجه اردك زشت هالیوود" را از آن خود كرد اما با بازی در فیلمی همچون " همه چیز درباره ایو" ساخته جوزف منكیه ویچ، قابلیتهای فراوان خود را به اثبات رساند. او بیش از ده بار نامزد جایزه اسکار شد و دو بار این جایزه را  بخاطر خطرناک و جیزابل بدست آورد.

به نكته بسيار مهمي اشاره كرديد. راستش براي من هم هميشه عجيب بوده كه چنين هنرپيشه اي با توجه به حجم  و البته كيفيت فعاليتش چنان مورد بي مهري قرار گرفته! به نظر مي آيد اصرار وي بر ايفاي نقشهاي منفي در اين موضوع بي تاثير نبوده! shakkk!

نقش آفريني بت ديويس در "همه چيز درباره ايو" بي اغراق تحسين برانگيز است.

خب اين هم تعدادي عكس براي تلطيف چهره نه چندان خوشايند بت ديويسدر اذهان:



فایل های ضمیمه بند انگشتی
                                                   

آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۶/۱۱ صبح ۱۲:۰۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, دشمن مردم, رائول والش, بانو, 1991, Savezva, سروان رنو, بهزاد ستوده, اسکورپان شیردل, سم اسپید, مظنون هميشگي, ترومن بروینک, الیشا, مگی گربه, رزا, زرد ابری
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,780
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 61


تشکرها : 7696
( 13295 تشکر در 324 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

(۱۳۸۹/۶/۱۱ صبح ۱۲:۰۴)Kassandra نوشته شده:  

به نكته بسيار مهمي اشاره كرديد. راستش براي من هم هميشه عجيب بوده كه چنين هنرپيشه اي با توجه به حجم  و البته كيفيت فعاليتش چنان مورد بي مهري قرار گرفته! به نظر مي آيد اصرار وي بر ايفاي نقشهاي منفي در اين موضوع بي تاثير نبوده! shakkk!

این داستان محبوب شدن بازیگران همیشه پیچیده بوده و هست. چندان هم به هنر و فن بازیگری آنها ربطی ندارد. اینکه یک بازیگر ( چه زن و چه مرد ) در دل تماشاگران محبوب بماند تابع چیزهای مختلفی مانند چهره ، زیبایی ، شخصیت ، نوع نقش هایی که بازی کرده ، به جا آوردن مراتب ستاره بودن و روابط عمومی خوب است. در مورد بتی دیویس همانطور که در یکی از پست های همین تاپیک گفتم شخصیت خاصی داشته که حتی نویسنده کتاب زندگینامه اش هم بدان اعتراف کرده است. او با کمتر کسی می ساخت و غرور همراه با حسادت در برخی گفته هایش به وضوح دیده می شود. در اواخر عمر هم تا حدودی شبیه نرما دزموند سانست بولوار شده بود. تا وقتی که 2 اسکار گرفته بود و رکورد دار بازیگران زن در گرفتن اسکار بود مشکلی نبود اما وقتی آکادمی ، در دهه 70 و 80 اینگرید برگمن را 3 اسکاری و کاترین هپبورن را 4 اسکاری کرد ، بتی دیویس حسابی قاطی کرد و به زمین و زمان بد می گفت .

ستاره شدن و ستاره ماندن اقتضائات خاصی دارد. متاسفانه بعضی بازیگرها فراموش می کنند که بیشتر محبوبیت آنها  نه به خاطر خودشان بلکه به واسطه نقش های جذابی است که بازی می کنند . حال اگر خود آنها هم شخصیت دوست داشتنی داشته باشند که محبوبیتشان دوچندان می شود و ماندگار می شوند  اما اگر مردم متوجه شوند که شخصیت واقعی و بیرونی فلان بازیگر آن چیزی نیست که در فیلم ها می دیده اند او را پس می زنند. این قضیه در مورد سایر هنرمندان و ورزشکاران هم صدق می کند و مثال های امروزی آن  به وفور چه در جهان و چه در کشور خودمان یافت می شود. در مورد بتی دیویس من متاسفانه فیلم زیادی از او ندیده ام اما وقتی در فهرست AFI دومین بازیگر است مسلما هنر بازیگری اش باید قابل توجه بوده باشد ولی مطمئنا اگر در نظرسنجی محبوبیت قرار گیرد شاید جزو 10 بازیگر اول کلاسیک هم قرار نگیرد.


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۶/۱۲ صبح ۱۲:۰۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, رامین_جلیلوند, Kassandra, دلشدگان, اسکورپان شیردل, Classic, بانو, john doe, دشمن مردم, 1991, الیشا, رزا, زرد ابری
سم اسپید آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 478
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 50


تشکرها : 2670
( 5006 تشکر در 42 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

دوستان گفتند به بت دیویس بی مهری شده، ولی من می گویم در هالیوود مهری وجود ندارد که به او بی مهری شده باشد. هالیوود و از آن مهمتر اسکار آمیزه ای از قدرت و سیاست بوده و هست و هر کس را که بخواهد می بلعد. کاساندرا عزیز گفتند اصرار دیویس بر بازی در نقشهای منفی بی تاثیر نبوده که کاملا درست هست. تا حالا چند تا اسکار به نقشهای منفی داده اند؟ اصلا تا بحال داده اند؟ از فیلمهای انتقادی هم خوشش نمی آید تازه اگر فلان فیلم و انتقادش را قبول داشته باشند. اصلا هالیوود و  مخصوصا اسکار را برای این درست کرده اند که تبلیغ غرب کنن نه اینکه از آن بد بگویند. اسکار یک شوی مسخره بوده و هست. حتی اینقدر بی ارزش هست که بسیاری از کارگردانها و بازیگران بزرگ هالیوود در آن شرکت نکرده و حتی نمی کنند چون می دانند تنها وسیله ای برای سوء استفاده از آنهاست نه تقدیر از آنها. اهالی هنر و سینما خود تشخیص می دهند که کدام بازیگر یا کارگردان با ارزشتر هست. و نیازی به راه انداختن نمایش تلویزیونی نیست. سروان عزیز گفتند این داستان محبوب شدن بازیگران چندان هم به هنر و فن بازیگری آنها ربطی ندارد، صد در صد حق با اوست، اصلا ربطی ندارد. تهیه کننده ها و آنهایی که در پشت پرده هستند براحتی می توانند از بازیگری غول بسازند یا او را نابود کنند. و در طی سالیان دراز بارها اینکار را کرده اند.

در کشور خودمان هم از این دست کارگردانها و بازیگران که یک شبه به اوج رسیده اند فراوان است. قطعا بت دیویس یک تمام بازیگران زن هالیوود بوده و هست، با شاهکارهایی که به هیچ عنوان در کارنامه تنها رقیب او یعنی کاترین هپبرن دیده نمی شود. یک استعداد جاویدان سینما. کسی که در عرض 9 سال 7 بار نامزد اسکار شده است و تنها دو جایزه را برنده شده از قدرت بی نظیر بازیگری او حکایت دارد، که حتی گردانندگان هالیوود هم نتوانسته اند او را نادیده بگیرند. در حالیکه هپبرن 3 اسکار از 4 اسکارش را بعد از 60 سالگی گرفته که نمی تواند اوج بازیگری او باشد.بیشترین محبوبیت هپبرن بخاطر 9 فیلمی است که با اسپنسر تریسی بازی کرده است. گردانندگان هالیوود و از آن مهمتر اسکار آنقدر احمق هستند که به بزرگترین وسترن ساز هالیوود یعنی جان فورد 4 اسکار داده اند که هیچ کدامش وسترن نیست!!! قاب بندی ها و میزانسن های فورد هنوز هم در سینما بی نظیر است.

یعنی در سال 1939 اسکار بهترین فیلم با رقبایی نظیر دلیجان، جادوگر شهر از، بلندیهای بادخیز و نینوچکا از آن برباد رفته بود؟!! یا دیوید ا سلزنیک؟!!

واقعا ربکای هیچکاک از خبرنگار خارجی، دیکتاتور بزرگ، خوشه های خشم، بهتر است یا بخاطر همکاریش با دیوید ا سلزنیک تهیه کننده هالیوودی و نفوذ او در هالیوود بوده است؟!

چگونه است که از همشهری کین بعنوان برترین فیلم تاریخ سینما یاد می کنند، ولز را تا آسمان بالا می برند شاهین مالت، روباه های کوچک و گروهبان یورک را نادیده می گیرند و اسکار را به چقدر دره من سرسبز بود فورد می دهند؟!! و البته داریل اف زانوک تهیه کننده عزیز؟!!

در سال 44 باز هم دو فیلم بزرگ غرامت مضاعف و چراغ گاز قربانی به راه خود می روم لئو مک کری می شوند!

معاهده شرافتمندانه کازان واقعا لیاقت اسکار بهترین فیلم را دارد؟! یا بازهم رد پای داریل اف زانوک عزیز دیده می شود؟!!

در سال 1950 دلیلی بزرگتر از دیوید ا سلزنیک برای ترجیح دادن همه چیز درباره ایو بعنوان بهترین فیلم بر سانست بلوار وجود دارد؟! البته منکر این شاهکار منکیه ویچ نیستم حرفم چیز دیگریست.

هالیوود همیشه عاشق موزیکال بوده،این بار یک آمریکایی در پاریس و نادیده گرفتن اتوبوسی به نام هوس و مکانی در آفتاب دو درام درجه یک.

سال 1952 یک گند به تمام معنا و اسکار تعلق می گیرد به بزرگترین نمایش روی زمین، مرد آرام چی؟! ماجرای نیمروز ؟! اصلا هالیوود وسترن دوست ندارد آنهم از نوع انتقادیش.

سال 1956 برنده اسکار دور دنیا در 80 روز، یک شوی به تمام معنا. ترغیب دوستانه و غول هم لابد فیلمهای خوبی نیستند؟!

سال 1967 اسکار از آن در گرمای شب شد، چراشو منم نمیدونم، حدس بزن چه کسی برای شام می آید؟! و از آن مهمتر بانی و کلاید و فارغ التحصیل. لابد اسکار رو که نمیشه به 4 تا فیلم داد. به شخصه فکر می کنم قرعه کشی کردن.

کم کم داریم به شاهکارهای هالیوود نزدیک میشیم،سال 1970 برنده اسکار پاتن!!!!!!!!!! البته کسی پرچم آمریکا رو به اون بزرگی در ابتدای فیلم پشت سر جورج سی اسکات ندید. شمام اگه دیدین چیزی نگین. پنج قطعه آسان و مش هم که انتقادی هستن و هالیوود انتقاد دوست ندارد.

1972 اسکار نصیب پدرخوانده می شود،که البته فیلم مورد علاقه من و بسیاری از دوستان هست ولی آیا نسبت به کاباره (باب فاسی) فیلم بهتری است. البته دوستان ما در اسکار خودشون جواب این سوال را داده اند، کاباره برنده: بهترین بازیگر زن، نقش مکمل مرد، کارگردانی، کارگردانی هنری، فیلمبرداری، تدوین، موسیقی و صدا می شود و پدرخوانده برنده: بهترین بازیگر مرد (بواسطه مارلون براندو) و فیلنامه اقتباسی می شود. قضاوت با شما. بگذریم که هالیوود از انتقاد آن هم از نوع باب فاسی اصلا خوشش نمی آید.

سال 1974 باز هم پدرخوانده و این بار پدرخوانده 2، لنی که مال باب فاسی هستش و هیچی، مکالمه که مال کوپولای خودمونه خب پدرخوانده اش هست، محله چینی ها مال یه بنده خداییه به اسم پولانسکی، وقت کردین فیلماشو ببینین. فرصت نشد ببینیم. آسمانخراش جهنمی رو هم نفهمیدیم چجوری نامزد بهترین فیلم شد، شما اگر فهمیدید به ما ای میل بزنید (روابط عمومی اسکار).

و اما بزرگترین شاهکار هالیوود در سال 1976 اتفاق افتاد، راکی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! البته بگذریم که یه جاهایی پرچم آمریکا رو نشون دادن، یکمم نقاط دیدنیش، تازه انتقادم که نکرده. یه راننده تاکسی هست مال یه بنده خدایی به اسم اسکورسیزی طرف یه تاکسی داره هی میره این طرف هی میره اون طرف اینم شد فیلم، لابد بیکاره. یه فیلم هم هست مال سیدنی لومت، شبکه؟! در مورد تلویزیون و رسانه که نیست؟ هست!!!،چشممون روشن، انتقاد؟!!

شاهکاری دیگر در سال 1979، کریمر علیه کریمر رو به اینک آخر الزمان ترجیح دادن!! ببین کوپولا جان نمیشه همش اسکار رو بدیم به شما که؛ فیلمساز خوبی هستی باش،به ما چه. تابلو میشه، اون وقت میگن اینا خدایی ناکرده پارتی بازی میکنن. استغفراله ما و این حرفا!!!

اینو که دیگه روم به دیوار ولی مجبورم بگم، سال 1980 اسکار تعلق می گیرد به مردم معمولی!!!!! اوا گاو خشمگین یادمون رفت، عیبی نداره اسکورسیزی جان امسال نشد سال دیگه، شما که در پناه حق حالا حالاها زنده ای، انشااله یه فیلم بهتر میسازی، ما گنده تر از شما رو فراموش کردیم.

از سال 1927 تا 1990 ظاهرا فراموش کرده بودند که ژانری به نام وسترن هم داریم، فقط یک اسکار در سال 1931 برای سیمارون اون هم معلوم نیست از دستشون در رفته بوده یا احتمالا چون رقبای قدری نداشته اسکار بهترین فیلم نصیبش شده؟ و این ژانر همیشه مورد بی مهری قرار گرفته، حال آنکه همیشه سعی داشته اند با وسترن برای خود فرهنگ سازی کنند.

البته از حق نگذریم که همیشه وضع بدین منوال نبوده و خیلی از اوقات جوایز به آنهایی که حقشون بوده رسیده.

تمام مطالب بیان شده نظر شخصیه خودم هست و هر کدام از دوستان حق دارند تایید یا تکذیب کنند.


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۶/۱۲ عصر ۱۲:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : john doe, اسکورپان شیردل, موسيو وردو, بانو, دشمن مردم, دلشدگان, Kassandra, رائول والش, 1991, واترلو, بهروز, الیشا, ترومن بروینک, مگی گربه, رزا, زرد ابری, آماندا
Classic آنلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 776
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 34


تشکرها : 5114
( 5351 تشکر در 92 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

سام اسپید عزیز هر چه گلایه از دست اندرکاران آکادمی اسکار در دل نگه داشته بودند صادقانه خالی کردند. ضمن تایید بیشتر آنچه گفته شد نباید فراموش کنیم که این ضعف فقط مختص به اسکار نبوده و نیست . در جشنواره فجر خودمان هم از این دسته گل ها زیاد به آب داده شده است و  همچنین در جشنواره های ملل دیگر. باید یک نکته را هم مد نظر داشت و آن اینکه انتخاب شدن یک فیلم در جشنواره ها ، در بسیاری از مواقع تابع شرایط زمانی و تاریخی است که فیلم در آن ساخته شده است. نباید زیاد بر دست اندکاران اینگونه مراسم خورده گرفت چرا که آنها از کره مریخ نیامده اند و معمولا جمعی از شناخته شده ترین کارشناسان ، منتقدان و دست اندرکاران صنعت سینما هستند که در هیئت انتخاب حضور دارند . ممکن است یک فیلم در سالی که ساخته می شود اینقدر به اصطلاح گل کند که همه را تحت تاثیر خود قرار دهد. مسلما بعد از گذشت دهها سال ، وقتی شرایط جانبی و حاشیه ای ، دیگر در کنار فیلم نبود قضاوت و مقایسه فیلم با انصاف بیشتری میسر شود. شاید  اگر 30 سال بعد  از همان هیئت انتخاب بخواهید از بین نامزدهای 30 سال قبل بهترین را انتخاب کنند نتیجه متفاوت باشد.

 شاید این قضیه تا حدودی شبیه به داوری مسابقه فوتبال باشد که داور تحت تاثیر شرایط مختلف ( زمین ، تماشاچی ، نام تیم و ... ) تصمیم نادرست می گیرد . همانطور که در فوتبال هم بعد از بازی ، برگرداندن رای داور ناممکن است در اسکار هم نمی توان نتایج سال های قبل را تصحیح کرد. اسکار هیچوقت یک محک تمام و کمال نیست و صرفا باید به عنوان یک پاسداشت رسمی از هنرمندان تلقی شود. همان طور که نمی توان از تعداد مدال های روی سینه یک سرباز پی به لیاقت واقعی او برد ، تعداد اسکار یک بازیگر و فیلم هم نشاندهنده برتری حتمی دارنده آن نیست. در هر حال وجود مراسم اینچنینی با همه نقاط ضعفی که دارد ، برای سرزندگی و شادابی هنر هفتم مفید است.

  ...


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۹/۶/۱۴ عصر ۱۱:۱۹
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kassandra, john doe, موسيو وردو, اسکورپان شیردل, دلشدگان, سروان رنو, دشمن مردم, الیشا, رزا, زرد ابری, Ferina
سم اسپید آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 478
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 50


تشکرها : 2670
( 5006 تشکر در 42 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

با تشکر از تمامی دوستان، منظورم من از بیان مطالب بالا تنها زیر سوال بردن اسکار نبود، اسکار به مانند جشنواره های معتبر دنیا از جمله کن، ونیز، برلین و ... جشنواره نیست و تنها یک نمایش چند ساعته از ابهت و شکوه هالیوود هست. اینکه ساختارش مانند دیگر جشنواره های معتبر دنیا نیست، اینکه داورانش چه کسانی هستن؟ اینکه همه چیز در پشت پرده اتفاق می افتد، اینکه بسیاری از کارگردان ها و بازیگران معروف هالیوود حتی برای یکبار پایشان را هم آنجا نگذاشته اند خود به زیر سوال رفتن آن کمک می کند. مطالب بیان شده توسط ایران کلاسیک عزیز در مورد جشنواره های دیگر دنیا قابل قبول است ولی در مورد اسکار اصلا و ابدا چون داستان چیز دیگریست. برای اینکه دوستان بیشتر با اصل داستان آشنا بشوند و مطالب بنده تا حدودی از حالت شخصی خارج بشود ارجاع میدهم به کتاب راهنمای فیلم بهزاد رحیمیان (جلد اول):

(در سال 1927 وقتی اعتبار هالیوود به خطر افتاد، صنعت فیلمسازی، ((آکادمی هنرها و علوم سیاسی)) را تاسیس کرد تا استانداردهای فرهنگی، آموزشی و علمی سینما را ارتقا دهد. 36 نفر با حکم رسمی، عضو آکادمی شدند. داگلاس فربنکس نخستین رئیس آکادمی بود؛ و مقرر شد تا یکی از نخستین وظایف آکادمی اهدای جوایز سالیانه برای دستاوردهای سینمایی باشد و به این ترتیب، اسکار متولد شد. برای این که فیلمی واجد شرایط دریافت این جایزه باشد، باید طی سال گذشته اش، حداقل یک هفته در منطقه لس آنجلس اکران می شد. در شش سال اول، فیلم های نامزد جایزه بر اساس فصل سینمایی (یعنی از اول اوت همان سال تا 31 ژوییه سال بعد) محاسبه می شدند. اما از سال 1934، تقویم سالانه اساس این انتخاب قرار گرفت.در دوره های 28/1927 و 29/1928 تنها چند نفر از اعضای آکادمی در رای گیری شرکت کردند. اما در دوره 30/1929 تمام اعضای آکادمی برای انتخاب نامزدها و برندگان جوایز حق رای داشتند. برای انتخاب برندگان سال 1937، تعداد رای دهندگان نهایی به 15000 نفر از آدم های صنعت فیلمسازی افزایش یافت، اما نامزدها را تنها اعضای آکادمی کردند. بعدها این روند معکوس شد: افراد فعال در صنعت فیلم سازی نامزدها را انتخاب می کردند و اعضای آکادمی تصمیم می گرفتند که برندگان چه کسانی باشند. در سال 1957، دوباره سیاست اخذ رای عوض شد و سپس رای گیری را به اعضای آکادمی محدود کردند. در سال 29/1928 وقتی مری پیکفورد جایزه بهترین بازیگر زن را برای بازی در فیلم زن عشوه گر گرفت، مردم غر زدند که دلایل سیاسی یا اجتماعی داشته است. از آن زمان تا امروز، قضاوت های بد آکادمی زبانزد همه است؛ تقریبا هر کسی می تواند از انتخاب های عجیب و غریب آکادمی نمونه ای بیاورد. برای مثال، خیلی ها دوست دارند به همشهری کین اشاره کنند که یکی از مهم ترین فیلم های تاریخ سینماست و در سال 1941 تنها یک اسکار برای بهترین فیلم نامه اریجینال گرفت. به نظر می رسد که معیارهای احساسی و عامه پسندانه آکادمی در طولانی مدت جواب می دهد. برای مثال، عادت آکادمی در جایزه دادن به فیلم های سانتی مانتال، ممکن است تصویری احساسی، انسان دوستانه، و حتی مشفق به هالیوود بدهد، اما چنین تصویری درست نقطه مقابل چهره سرد، حسابگر، بدبین و هتاک هالیوود است. و اشتیاق آکادمی برای اهدای جایزه به فیلم های عامه پسند ( و نه لزوما خوب) تایید یکی از باورهای ذهنی هالیوود است: این که تماشاگران معمولی که باعث پرفروش شدن فیلمی می شوند، بهترین سلیقه را دارند و منتقدان نمی فهمند که فیلم خوب یعنی چه. بنابراین، شاید انتخاب های آکادمی سوال بر انگیز و حتی مزخرف باشند، اما به هر حال به نفع هالیوود تمام شده اند. اسکار به هالیوود وجهی اجتماعی می دهد، انگار که هالیوود (( مراقب بر و بچه های خودش هست)) چیزی که آمریکایی ها خوب می فهمند. شب مراسم اسکار هالیوود صمیمیت یک جامعه یک پارچه واقعی را حس می کند، و اهمیت توجه بین المللی را، و ترکیب این دو شکست ناپذیر است).

وقتی مارتین اسکورسیزی بعد از 33 سال اسکار کارگردانی خودش را آنهم برای یکی از ضعیفترین فیلمهای خودش (رفتگان) گرفت واقعا به حال هالیوود تاسف خوردم که برای خودیها هم ارزشی قائل نیست، کسی که جزء نوابغ سینمای معاصر آمریکا و دنیاست.

آیا شایسته است که به کارگردانی نظیر بلیک ادواردز تنها یک جایزه افتخاری برای یک عمر دستاورد هنری آنهم پس از 50 سال کارگردانی و آنهمه لحظات مفرح که برای تمامی ما خلق کرده است داده شود. او حتی در هنگام دریافت این جایزه هم مردم را به خنده و ابراز احساسات واداشت، وقتی که با پای گچ گرفته و روی صندلی چرخدار از پشت صحنه ناگهان به روی صحنه آمد.

اینگمار برگمان نابغه سینمای دنیا دو فیلم در آمریکا ساخت که جزء بدترین ساخته هایش محسوب می شوند و شکست سنگینی در گیشه خوردند. آیا برگمان ما آن برگمان قبلی نبود؟! اگر نبود چطور پس از بازگشت از آمریکا شاهکاری مانند فانی و الکساندر را خلق کرد؟!

نوابغ سینمای معاصر دنیا نظیر وولفگانگ پترسن آلمانی با شاهکاری مانند زیردریایی در آمریکا به چه روزی افتادند؟! هواپیمای ریاست جمهوری، طوفان کامل و یا تروی می سازند!

هیچ می دانید در آمریکا فیلم های اروپایی را برای نمایش کوتاه می کنند؟! از جمله مالنا جوزپه تورناتوره که با 17 دقیقه سانسور اکران شد!!! اگر هر کدام از شما نسخه کامل را ببینید پی به عمق فاجعه می برید، اما از آنجایی که نسخه در دسترس نسخه آمریکایی هست و کمپانی های عرضه کننده فیلم و دی وی دی نیز آمریکایی هستند بسیاری از دوستان این نسخه را ندیده اند.

متاسفانه بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز بدلیل ساختارهای نادرست کارگردانهای نابغه خود را در اختیار هالیوود قرار داده و نه تنها نابود می شوند بلکه با سوء استفاده هالیوود از آنها اعتبار پیشین خود را نیز از دست میدهند.

واقعا فکر می کنید در آمریکا 4 تا منتقد درست و حسابی و یا عاشقان واقعی سینما پیدا نمی شوند، به هیچ وجه اینطور نیست، آنها نیز مانند من و شما خوب می دانند راننده تاکسی، این گروه خشن، ریو براوو و بسیاری فیلمهای دیگر چه مقام و منزلتی دارند ولی همه آنها بازیچه چوبهای خیمه شب بازی هستند که در تیتراژ فیلم پدرخوانده می بینید .فیلمی که به تمام و کمال پشت پرده هالیوود و زد و بندهای آنرا به نمایش می گذارد و صد البته چون مانند کاباره (باب فاسی) نطق سیاسی سنگین ندارد به آن ترجیح داده میشود.

تابحال فکر کرده اید که چرا در آمریکا با این همه استعداد و امکانات، کارگردانانی نظیر لارس فون تریه، پارک چان ووک، وونگ کار وای و یا ژاک اودیار ظهور نمی کنند؟! چون جایی برای امثال آنها وجود ندارد، یا باید آنجا را ترک کنند و یا در اختیار آنها باشند. به شخصه یک درام ساده فرانسوی را به عظیم ترین ساخته های هالیوود ترجیح میدهم چون اصالت دارد.

سینمای آمریکا قسمت عمده ای از اعتبار خودش را مدیون کارگردان های مهاجر اروپایی و امثالهم می باشد، بسیاری از این کارگردان ها بدلایل شرایط بد اقتصادی، مشکلات و تحولات سیاسی (خصوصا جنگ های جهانی) کشور خود، در اختیار داشتن امکانات بیشتر و آمال و آرزوهای شخصی راهی آمریکا شده اند و یا حداقل تعدادی از فیلم های خود را در هالیوود ساخته اند.

کن آناکین ( انگلستان)

مایکل اندرسون (انگلستان)

اوتو پره مینجر (اتریش)

رومن پولانسکی (فرانسه از والدینی لهستانی)

ژاک تورنور (فرانسه)

چارلز چاپلین (انگلستان)

ویلیام دیترله (آلمان)

فرد زینه مان (اتریش)

جوزف فون اشترونبرگ (اتریش)

الیا کازان (ترکیه)

اریک فون اشتروهایم (اتریش)

فرانک کاپرا (ایتالیا)

مایکل کورتیز (مجارستان)

فریتس لانگ (اتریش)

ارنست لوبیچ (آلمان)

روبن مامولیان (روسیه)

ژان نگولسکو (رومانی)

بیلی وایلدر (اتریش)

ویلیام وایلر (آلمان)

چارلز ویدور (مجارستان)

آلفرد هیچکاک (انگلستان) و بسیاری کارگردانهای دیگر.

به قول سهراب سپهری: چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۶/۱۵ عصر ۰۱:۰۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, اسکورپان شیردل, موسيو وردو, Kassandra, دلشدگان, دشمن مردم, بهروز, ترومن بروینک, Seekdrireania, مگی گربه, رزا, زرد ابری, بانو الیزا
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

نظر به اينكه عكسهاي Bette Davis با استقبال دوستان روبرو شد تصميم گرفتم عكسهاي ديگري كه از او پيدا كرده بودم را هم در اينجا قرار بدهم. البته از آنجا كه تعداد اين عكسها زياد است و واقعا نمي توان تنها تعداد معدودي از ميان انها انتخاب كرد، تصميم گرفتم  در چند پست با موضوعهاي متفاوت اين كار انجام بشود. براي شروع فكر كنم بد نباشد اگر به بعضي نكات جالب درباره زندگي و فعاليت هنري او اشاره شود.

نام اصلي او Ruth بوده و  Bette ،كه نام هنري او محسوب مي شود برگرفته از رمان دخترعمو بت نوشته اونوره دو بالزاك است.

زماني كه به عنوان هنرپيشه وارد هاليوود شد، Universal Pictures در نظر داشت نام او را به Bettina Dawes تغيير دهد كه با مخالفت جدي او مواجه شد. به نظر Bette Davis، اين عبارت از نظر تلفظ بسيار شبيه(ميان كشوها) "Between the Drawers" بوده!

[تصویر: thumb-5B5D_4C87DC71.jpg]

او گرچه يك امريكايي به شمار مي رود ولي  در اصل از تباري ولزي-اسكانلندي است.

زمانيكه او در مدرسه هنرهاي نمايشي در نيويورك تحصيل مي كرد، با Lucille Ball همكلاس بود. البته از آنجا كه Lucille Ball بسيار خجالتي و كمرو بود بعد از مدتي به خانه فرستاده شد.

گفته شده كه رابطه او با  Joan Crawford چندان مسالمت آميز نبوده و آنطور كه  Joan Crawford گفته در Whatever Happened to Baby Jane? او مخصوصا جيبهاي لباسش را پر از سنگ مي كرده تا سنگين تر شود و Bette Davis با حمل او مشكل داشته باشد!

Bette Davis يك بار  اعتراف كرد كه يكي از عشقهاي واقعي زندگي او William Wyler كارگردان بوده كه متاهل بوده و تمايلي به ترك همسرش نداشته.

گرچه 10 بار نامزد دريافت جايزه اسكار براي يهترين هنرپيشه زن شده اما تنها دويار موفق شده اين عنوان را از آن خود كند: اولين بار در سال 1935 در فيلم Dangerous و دومين بار در سال 1938 در فيلم  Jezebel و پنج سال پياپي نامزد دريافت جايزه اسكار شده كه از اين لحاظ به همراه Greer Garson ركورد دار است.

بعد از اينكه ترانه Bette Davis Eyes به يك تك اهنگ موفق تبديل شد، نامه اي به ترانه سرا و خواننده اين ترانه نوشت و متعجب از انها پرسيد كه چطور او را تا اين حد شناخته اند؟ گفته شده يكي از دلايلي كه وي به اين ترانه علاقه مند شده اين بوده كه نوه اش آن را جالب دانسته.

زماني كه در فيلم Marked Woman (1937) از او خواسته شد پس از مورد ضرب و شتم قرار گرفتن توسط مافيا از نوع خاصي بانداژ استفاده كند، با اكراه نوع پيشنهادي را رد كرد و ترجيح داد دكترش اين كار را بر روي چهره او انجام دهد.



فایل های ضمیمه بند انگشتی
                                                                               

آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۶/۱۷ عصر ۱۰:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : موسيو وردو, سروان رنو, سم اسپید, john doe, اسکورپان شیردل, الیشا, مگی گربه, رزا, زرد ابری, Jacques Clouseau
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #28
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

در ادامه پست قبل:

خب براي يك هنرپيشه كه در بيش از 80 فيلم سينمايي ايفاي نقش كرده كاملا طبيعي به نظر مي رسد در  بعضي فيلمها كنارديگر هنرپيشگان مطرح دوران خود نيز قرار بگيرد. يكي از اين هنرپيشگان كه محبوب بسياري از دوستان عزيز كافه كلاسيك نيز بوده ، است و خواهد بود جناب  Humphrey Bogart نازنين است! :lovve:

[تصویر: 12839738612.jpg]

[تصویر: 12839738613.jpg]

[تصویر: 12886370291.jpg]

[تصویر: 12839738614.jpg]

گرچه شايد نتوان او را هيچوقت از زيباترين هنرپيشه هاي هاليوود دانست اما در اين كه معمولا در زمره خوش پوشترين و خوش لباس ترينها قرار مي گرفته شكي نيست. عكسهايي كه در ادامه اين پست قرار گرفته مي تواند دليلي بر اين ادعا باشد. البته به استثناي عكسي كه در ان وي-به اقتضاي نقشش البته-با جوراب پاره نشان داده شده!  :D

[تصویر: 12839757861.jpg]



فایل های ضمیمه بند انگشتی
                                               

آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۶/۱۷ عصر ۱۱:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, موسيو وردو, اسکورپان شیردل, دشمن مردم, Classic, سروان رنو, الیشا, رزا, زرد ابری
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6232 تشکر در 75 ارسال )
شماره ارسال: #29
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

یادداشت‌های شخصی مریلین مونرو منتشر شد

 

کتابی از دست‌نوشته‌ها و یادداشت های روزانه مریلین مونرو، ستاره معروف هالیوود، به چند زبان به بازار آمد.

 

بیشتر قطعاتی که در کتاب درج شده، نامه‌های شخصی و یادداشت‌های ساده روزانه هستند، اما برخی از قطعات با دقت بیشتری نوشته شده‌اند، شاید به این امید که روزی ویرایش و چاپ شوند.

مریلین مونرو به خاطر موفقیت و شهرت سریع، زندگی کوتاه و پرماجرا و به ویژه مرگ تراژیکش از نامی‌ترین زنان قرن بیستم است.

او به ویژه به دلیل اندام موزون، حرکات دلفریب و صدای گرم، "بمب س.ک.س.ی" لقب گرفت، اما نه او و نه کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند این لقب را نمی‌پسندیدند.

سینماگران بزرگی مانند بیلی وایلدر و جان هستون، که با مریلین مونرو کار کرده بودند، گفته‌اند که او تنها جذاب و دلفریب نبود، بلکه به ویژه در ایفای نقش‌های کمدی استعدادی کم نظیر داشت.

آنچه تاکنون ناشناخته مانده بود، این است که مریلین مونرو دستی در نوشتن هم داشته است. او مجموعه‌ای از یادداشت‌های روزانه و حتی چند شعر از خود را به جا گذاشته که اکنون برای اولین بار به چاپ می‌رسد.

مریلین مونرو از نادر ستارگان هالیوود بود که به کتاب و ادبیات علاقه داشت و مرتب به کتابفروشی سر می‌زد و کتاب می‌خرید.

او با آثار نویسندگان بزرگی مانند فیودور داستایفسکی، ساموئل بکت، جوزف کنراد، ارنست همینگوی و جان اشتاین‌بک آشنایی داشت و از سال ۱۹۵۶ تا سال ۱۹۶۱ همسر آرتور میلر، نمایشنامه‌نویس نامی آمریکا بود.

 

"نه برای انتشار"

 

مریلین مونرو از روی نیازی درونی و نه برای انتشار دست به قلم برده بود.

او این یادداشت‌ها را عمدتا از سال ۱۹۴۳ تا ۱۹۶۲ نوشته است، روی هر چیزی که دم دست او بوده است: از دفتر یادداشت تا کاغذ مارک‌دار هتل یا دستمال رستوران؛ از دستور آشپزی گرفته تا یادداشت هایی درباره خودکشی.

مریلین مونرو، برخلاف تصور همگان در نوشته‌های خود زنی خویشتن‌دار است. از همه چیز حرف می‌زند، احساسات نهانی، دردها و ترس‌های خود را بیان می‌کند، اما از زندگی جنسی خود هیچ چیز نمی‌گوید.

یکی از شعرهای او درباره خودکشی با پریدن از روی پل بروکلین است. مونرو در این شعر گفته که این پل زیباتر از آن است که آدم خودش را از بالای آن پرت کند.

  

.... با کلارک گیبل در آخرین فیلمش ناجورها

-----------------------------------------------

محبوب‌ترین ستاره هالیوود

 

مریلین مونرو اول ژوئن ۱۹۲۶ در لس‌انجلس به دنیا آمد. نام اصلی او نورما جین بیکر بود.

مادر او زنی آشفته‌حال بود و نتوانست از دختر خود نگهداری کند. مریلین مونرو در یتیم‌خانه و پرورشگاه بزرگ شد.

از آنجا که اندام زیبایی داشت، از سال ۱۹۴۴ به عنوان مدل برای شرکت‌های تبلیغاتی جلوی دوربین عکاسی قرار گرفت.

خانم مونرو از سال ۱۹۴۶ وارد سینما شد و اولین قرارداد خود را با کمپانی "فوکس قرن بیستم" امضا کرد.

در فیلم‌های سینمایی با ارائه تیپ آشنای زنی زیبا و ساده و تا حدی هوسران به محبوبیتی سریع دست یافت. در سال ۱۹۵۹ به خاطر بازی در فیلم بعضی‌ها داغشو دوست دارن به کارگردانی بیلی وایلدر جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد.

مریلین مونرو در سال ۱۹۶۰ در اوج شهرت و محبوبیت بود، اما از نظر جسمی و روحی به شدت ناتوان شده بود.

به خاطر مصرف الکل و مواد مخدر کار سینمایی او با وقفه و بی‌نظمی همراه شد.

در سال ۱۹۶۲ بنیاد گلدن گلوب، مریلین مونرو را به عنوان محبوب‌ترین هنرپیشه جهان سینما معرفی کرد.

در پنجم اوت ۱۹۶۲ جسد مریلین مونرو در خانه‌اش در کالیفرنیا یافت شد.

گفته شد که مرگ او بر اثر افراط در مصرف قرص خواب بوده است. تاکنون روشن نشده که او به اشتباه در فرو دادن قرص خواب افراط کرده یا قصد خودکشی داشته است.

 

شاگرد اکتورز استودیو

 

مریلین مونرو در سال ۱۹۵۵ در آموزشگاه هنرپیشگی "اکتورز استودیو" در نیویورک دوره هنرپیشگی گذراند.

لی استراسبرگ (۱۹۰۱ – ۱۹۸۲) از سال ۱۹۴۸ مدیر این آموزشگاه معتبر بود که بازیگرانی مانند مارلون براندو، پل نیومن، جیمز دین، داستین هافمن و رابرت دنیرو را برای هالیوود پرورش داد.

آموزشگاه هنرپیشگی "اکتورز استودیو" بر پایه سیستم بازیگری کنستانتین استانیسلاوسکی، نظریه پرداز بزرگ تئاتر روس، کار می‌کرد.

مریلین مونرو با لی استراسبرگ و همسر او آنا دوست شد و رابطه خود را با آنها حفظ کرد. او در مرحله پایانی زندگی تمام یادداشت‌های خصوصی خود را به دست لی استراسبرگ سپرد.

آنا استراسبرگ در سال ۲۰۰۷ در اتاق کار همسرش دو جعبه یافت انباشته از یادداشت‌های خصوصی مریلین مونرو.

نوشته‌های مریلین مونرو را انتشارات فرانسوی "سوی" در قالب یک کتاب منتشر کرده است. این کتاب همزمان در بازارهای اروپا و آمریکا نیز عرضه می‌شود.

 

منبع: بی بی سی


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۸۹/۷/۲۹ عصر ۰۵:۰۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بهزاد ستوده, john doe, Kassandra, سروان رنو, دشمن مردم, بانو, سم اسپید, ترومن بروینک, مگی گربه, رزا, زرد ابری, Ferina
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #30
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

(۱۳۸۹/۷/۲۹ عصر ۰۵:۰۲)اسکورپان شیردل نوشته شده:  

گفته شد که مرگ او بر اثر افراط در مصرف قرص خواب بوده است. تاکنون روشن نشده که او به اشتباه در فرو دادن قرص خواب افراط کرده یا قصد خودکشی داشته است.

در بعضي جاها هم گفته شده كه وي پس از اجراي ترانه Happy Birthday President براي كندي رييس جمهور امريكا بسيار مورد توجه او قرار گرفته بوده و به همين دليل اطرافيان به خاطر جلوگيري از رسوايي اخلاقي رييس جمهور، شبانه به منزل او رفته و پس از به قتل رساندن خدمتكار وي او را مجبور كردند تعداد زيادي قرص خواب آور مصرف كند تا مرگ وي خودكشي قلمداد شود.


آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۷/۲۹ عصر ۰۸:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, دشمن مردم, Seekdrireania, رزا, زرد ابری
Classic آنلاین
صاحب کافه
*********

ارسال ها: 776
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۷
اعتبار: 34


تشکرها : 5114
( 5351 تشکر در 92 ارسال )
شماره ارسال: #31
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

(۱۳۸۹/۷/۲۹ عصر ۰۸:۱۷)Kassandra نوشته شده:  

در بعضي جاها هم گفته شده كه وي پس از اجراي ترانه Happy Birthday President براي كندي رييس جمهور امريكا بسيار مورد توجه او قرار گرفته بوده و به همين دليل اطرافيان به خاطر جلوگيري از رسوايي اخلاقي رييس جمهور، شبانه به منزل او رفته و پس از به قتل رساندن خدمتكار وي او را مجبور كردند تعداد زيادي قرص خواب آور مصرف كند تا مرگ وي خودكشي قلمداد شود.

اگر این کار به این راحتی بود ، بیل کلینتون بدبخت هم قبل از رسوایی ، سر مونیکا لوینسکی را زیر آب می کرد. او که معروف تر از مرلین مونرو نبود. این حرف ها همیشه در حد یک شایعه بوده و هست و نیابد اعتنایی به این فرضیات کرد. مدت ها  عوام می گفتند بروسلی را قدرتمندان هالیوود کشتند ، چون فیلم هایش اینقدر فروش می کرد که کار هالیوود را کساد کرده بود !! خیلی ها هم باور می کردند .


زنان در جنگ :

در طول جنگ جهانی دوم و بعد از آن ، برخی از ستارگان هالیوود برای دادن روحیه به سربازان ، به جبهه ها اعزام می شدند. در این میان بازیگران زن هم نقش داشتند... کسی چه می داند ؟ شاید برخی از آنها ( همانطور که سروان رنو در کازابلانکا به ریک می گفت ) با روش مخصوص خود ، یک جبهه دوم ایجاد می کردند ...

اینگرید برگمن در حال اجرای یک نمایشنامه در جمع سربازان - آلمان - سال 1945 - جالب اینکه او که مادرش آلمانی بود روز آغاز جنگ جهانی در آلمان بود و فیلم چهار همدم Die vier Gesellen را می ساخت.

 

مارلنه دیتریش - آلمان - 1945 - او یک زره پوش را به غنیمت گرفته است ! او خودش هم متولد برلین آلمان بود اما بعد از ورود به آمریکا عقاید ضد نازی داشت .

مرلین مونرو  -  در میان سربازان جنگ کره


اینهمه کافه توی دنیا هست , اونوقت شما درست به کافه ی ما آمدید !
۱۳۸۹/۸/۶ صبح ۰۱:۰۲
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, اسکورپان شیردل, دشمن مردم, پدرام, بانو, Kassandra, سروان رنو, الیشا, مگی گربه, رزا, زرد ابری, خانم لمپرت
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #32
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

(۱۳۸۹/۸/۶ صبح ۰۱:۰۲)IranClassic نوشته شده:  

(۱۳۸۹/۷/۲۹ عصر ۰۸:۱۷)Kassandra نوشته شده:  

در بعضي جاها هم گفته شده كه وي پس از اجراي ترانه Happy Birthday President براي كندي رييس جمهور امريكا بسيار مورد توجه او قرار گرفته بوده و به همين دليل اطرافيان به خاطر جلوگيري از رسوايي اخلاقي رييس جمهور، شبانه به منزل او رفته و پس از به قتل رساندن خدمتكار وي او را مجبور كردند تعداد زيادي قرص خواب آور مصرف كند تا مرگ وي خودكشي قلمداد شود.

اگر این کار به این راحتی بود ، بیل کلینتون بدبخت هم قبل از رسوایی ، سر مونیکا لوینسکی را زیر آب می کرد. او که معروف تر از مرلین مونرو نبود. این حرف ها همیشه در حد یک شایعه بوده و هست و نیابد اعتنایی به این فرضیات کرد. مدت ها  عوام می گفتند بروسلی را قدرتمندان هالیوود کشتند ، چون فیلم هایش اینقدر فروش می کرد که کار هالیوود را کساد کرده بود !! خیلی ها هم باور می کردند .

اين كه من گفتم نظر شخصي خودم نبود-گرچه البته با باور كردنش اصلا مشكلي ندارم-و در فصل آخر كتاب Count the Ways : The Greatest Love Stories of Our Times به آن  به عنوان يك فرضيه اشاره شده بود. در ضمن مسلما شرايط زماني و مكاني كندي و كلينتون با هم يكي نبوده. مشابهش رو درباره اقدام  گستاخانه پرنس چارلز در روابط پردردسر و شرم آورش با كملا پاركر  مي تونيد ببينيد. ادوارد هشتم به خاطر ازدواجش با والس سيمسون متحمل رنجهايي شد كه مختص زمان خودش بود و در زمان پرنس چارلز ديگر چندان دغدغه خاطر نيست.

پ ن. در ضمن نگفتم خود كندي  اين كار را انجام داده. گفته شده اطرافيان وي تشخيص دادند كه براي حفظ اعتبار رييس جمهور اين كار انجام بشود. به هر حال همچنان به حالت يك فرضيه باقي مانده.


آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۸/۶ عصر ۱۰:۱۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, اسکورپان شیردل, دشمن مردم, بانو, رزا, زرد ابری
سروان رنو آفلاین
پلیس انجمن
******

ارسال ها: 1,780
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۱/۲۶
اعتبار: 61


تشکرها : 7696
( 13295 تشکر در 324 ارسال )
شماره ارسال: #33
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

(۱۳۸۹/۸/۶ صبح ۰۱:۰۲)IranClassic نوشته شده:  

اینگرید برگمن در حال اجرای یک نمایشنامه در جمع سربازان - آلمان - سال 1945

خوشا به حال این سربازها . zzzz:خب همین کارها را می کردن که سربازان آمریکایی روحیه می گرفتن و تا قلب رایش سوم پیشروی می کردن و حتی نیروهای زبده وافن اس اس هم جلودارشون نبودن. اگر برادران رزمنده ما در هشت سال دفاع مقدس از تاکتیک های روحیه بخش اینچنینی استفاده می کردن ، برو بچه های ما تا قلب بغداد پیش می رفتن ...

البته واقعا این هنرپیشه ها هم شجاعت داشتن که قدم به خاک کشوری که تازه اشغال شده می ذاشتن. بعید نبود یه آلمانی متعصب از گوشه ای بزنه این گل ها رو پر پر کنه و از اشغالگرها انتفام بگیره. [تصویر: 164.gif]

(۱۳۸۹/۸/۶ عصر ۱۰:۱۱)Kassandra نوشته شده:  

 اطرافيان وي تشخيص دادند كه براي حفظ اعتبار رييس جمهور اين كار انجام بشود....

اتفاقا بر ملا شدن این موضوع که  با (( مرلین مونرو )) رابطه داشته باعث افزایش محبوبیت اش می شد [تصویر: 183.gif]


اگر هنر نبود حقیقت ما را می کشت .
۱۳۸۹/۸/۶ عصر ۱۱:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : رزا, زرد ابری
سم اسپید آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 478
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 50


تشکرها : 2670
( 5006 تشکر در 42 ارسال )
شماره ارسال: #34
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

(۱۳۸۹/۸/۶ عصر ۱۰:۱۱)Kassandra نوشته شده:  

پ ن. در ضمن نگفتم خود كندي  اين كار را انجام داده. گفته شده اطرافيان وي تشخيص دادند كه براي حفظ اعتبار رييس جمهور اين كار انجام بشود. به هر حال همچنان به حالت يك فرضيه باقي مانده.

چند وقت پیش مستندی درباره زندگی برادران کندی دیدم که در آن دقیقا به این مسئله اشاره شد، و اگر دوستان در مورد شخصیت مریلین مونرو و نحوه زندگی او مطالعه کنند، دقیقا به این نکته پی خواهند برد که چنین شخصی هیچ گاه دست به خودکشی نخواهد زد، همانطور که بروس لی نزد و به دلیل منافع ملی آن کشورها حقایق اینگونه پرونده ها شاید تا ابد در هاله ای از ابهام باقی بماند.

  


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۸/۷ صبح ۱۲:۰۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اسکورپان شیردل, دشمن مردم, Kassandra, بانو, پدرام, بهروز, اهو, الیشا, مگی گربه, رزا, زرد ابری, خانم لمپرت
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #35
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

(۱۳۸۹/۸/۷ صبح ۱۲:۰۳)سم اسپید نوشته شده:  

چند وقت پیش مستندی درباره زندگی برادران کندی دیدم که در آن دقیقا به این مسئله اشاره شد، و اگر دوستان در مورد شخصیت مریلین مونرو و نحوه زندگی او مطالعه کنند، دقیقا به این نکته پی خواهند برد که چنین شخصی هیچ گاه دست به خودکشی نخواهد زد، همانطور که بروس لی نزد و به دلیل منافع ملی آن کشورها حقایق اینگونه پرونده ها شاید تا ابد در هاله ای از ابهام باقی بماند.

بله دقيقا همينطوره. البته آنچه جو دي ماجيو  به برخي دوستان نزديكش گفته بود كه تصميم دارد دوباره با مريلين ازدواج كند و هم اينكه در ماهها و روزهاي پاياني زندگي مريلين ،جو نزديكترين دوست و محرم اسرار او بوده خود بيشتر فرضيه به قتل رسيدن وي را تقويت مي كند.اقدام جو در جلوگيري از حضور برادر خوانده كندي در مراسم تدفين مريلين هم قابل توجه است. در ضمن چرا هيچوقت مشخص نشد چه كسي خدمتكار مريلين را به قتل رسانده؟


آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۸/۷ عصر ۱۲:۲۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, بانو, دشمن مردم, Seekdrireania, رزا, زرد ابری, خانم لمپرت
سم اسپید آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 478
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۱/۸
اعتبار: 50


تشکرها : 2670
( 5006 تشکر در 42 ارسال )
شماره ارسال: #36
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

اگر دوستان مایل به کسب اطلاعات بیشتر در مورد زندگی مریلین مونرو هستند این دو کتاب را مطالعه کنند:

The Secret Life of Marilyn Monroe

http://www.filesonic.com/file/617466

The Last Days of Marilyn Monroe

http://www.fileserve.com/file/4u5jZFM

کتاب دوم Audio Book هستش.


مشکل من با دنیا این است که او همیشه یک گیلاس از من عقب تر است (هامفری بوگارت)
۱۳۸۹/۸/۷ عصر ۰۳:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Kassandra, بانو, دشمن مردم, بهروز, ترومن بروینک, الیشا, رزا, زرد ابری, آماندا, خانم لمپرت
هری لایم آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 473
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۱۸
اعتبار: 35


تشکرها : 278
( 4151 تشکر در 5 ارسال )
شماره ارسال: #37
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

برخلاف تصور بسیاری  , مونرو از معدود بازیگرانی بود که مطالعه می کرد . نه فقط به استناد این 3 قطعه عکس  , بلکه به اذعان افرادی که با او در ارتباط بودند .



فایل های ضمیمه بند انگشتی
           
۱۳۸۹/۸/۲۱ عصر ۰۲:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سم اسپید, Kassandra, دشمن مردم, الیشا, Seekdrireania, ترومن بروینک, مگی گربه, رزا, زرد ابری, آماندا
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #38
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

شايد به نظر همه چندان خاص و محبوب نباشد اما نمي دانم اين چه نيروي خاصيست كه به نگاه معصومانه اش نيرويي چنين نافذ داده:

 File:Lillian Gish - Project Gutenberg eText 16959.jpg

Lillian Diana Gish  را همان بار اول كه The Wind را ديدم دوست داشتم! اغراق نخواهد بود اگر بگويم پس از خواندن زندگينامه اش اين علاقه بيشتر هم شد! بايد اعتراف كنم كه چندان نديده ام چهره اي كه گذشت زمان آن را ناخوشايند نكرده باشد! آه كه تنها نوآر او را جذاب نكرده بود! در هشتاد سالگي هم هنوز معصومانه فريبا بود و صدايش طنيني دلنشين داشت!

اين هنرپيشه مطرح سينما و تلويزيون در يك دوره زماني هفتاد و پنج ساله از 1912 تا 1987 به فعاليت پرداخته. اوج شهرت وي در دهه ده و بيست ، به ويژه به خاطر همكاريهايش با  D. W. Griffith بوده. از نقش وي در  Birth of a Nation (1915) معمولا به عنوان برجسته ترين ايفاي نقش او ياد مي شود.

در سال 1893 در اوهايو به دنيا آمد. مادر او هم هنرپيشگي اختيار نموده بود اما نه چون دلبسته هنر بوده؛ بيشتر به خاطر اينكههمسر او و پدر فرزندانش خانواده اش را رها كرده و رفته بود و او مي بايست به جاي او سرپرستي خانواده را به عهده مي گرفت. و اين چنين بود كه ليليان و خواهر كوچكش Dorothy/دوروتي به تئاتر پيوستند و البته اغلب جداگانه با گروههاي تئاتر به مسافرت مي رفتند.زماني هم به عنوان مدل اشتغال داشتند.

File:Gish-dorothy-lillian-LOC.jpg

در سال 1912 بود كه دوست مشترك آنها Mary Pickford، آن دو را به  D. W. Griffith معرفي كرده و حتي در بستن قرارداد با  Biograph Studios  آنها را ياري نمود.پس از گذشت مدت زمان كوتاهي، Lillian Gish به يكي از محبوبترين هنرپيشه هاي زن آمريكايي آن روزها تبديل شد. با وجود اين كه در آن زمان ديگر نوزده ساله داشت، سن خود را به استوديو شانزده سال گفته بود.

گرچه با به پايان رسيدن دوره صامت و ورود صدا به عرصه سينما، او ديگر مانند گذشته موفقيت چشمگيري نداشت اما همچنان توانست در بعضي فيلمها نقشهايي به ياد ماندني ايفا كند. مثال بارز در اين زمينه را مي توان Duel in the Sun  (1946) و يا حتي  Night of the Hunter (1955) دانست.

File:Lillian Gish-edit1.jpg

از اوايل دهه پنجاه تا دهه هشتاد هم در تلويزيون به طور پيوسته به فعاليت پرداخت.  در  سال1987پس از قرار گرفتن در برابر Bette Davis در  The Whales of August ، به فعاليتهاي خود در عرصه هنرپيشگي در سينما پايان بخشيد.(AFI) او را در رده هفدهم بزرگترين هنرپيشگان زن همه دورانها قرار داده است.

اولين نقش خود را در فيلم كوتاه An Unseen Enemy/دشمن ناديده به كارگرداني Griffith ايفا نمود و البته اين تنها همكاري وي با اين كارگردان نبود و Lillian  در حال تبديل شدن به ستاره تعدادي از فيلمهاي برجسته و موفق گريفيث بود. شايد يكي از به ياد ماندني ترين نقشهاي ليليان، نقش او در Way Down East (1920) باشد كه در يك صحنه آن  ليليان بيهوش شده و گيسوان بلندش در آب  كشيده شد.

ليليان در بيش از 25 فيلم كوتاه حضور فعال داشته  و نكته جالب درباره فعاليت وي اين است كه در همان دو سال او،  به هنرپيشه اي  شناخته شده تبديل شد. طولي نكشيد كه ليليان را بانوي اول فيلمهاي صامت ناميدند و گرچه برخي نقش آفرينيهاي وي-از جمله نقش وي در فيلم The Wind در آن زمان يك طرح ناموفق شمرده مي شد اما امروزه آن را يكي از تاثيرگذارترين نقشهاي وي مي دانند.

اين هنرپيشه مطرح تجربه كارگرداني نيز داشته چرا كه در يك زمان كه براي گريفيث كاري پيش آمده بود، ليليان كارگرداني فيلم Remodeling Her Husband را به عهده گرفت. البته اين تجربه براي او چندان خوشايند نبود  چرا كه به نظر او گروه دست اندركاران  به سختي با يك كارگردان خانم همكاري مي كنند.

تنوع نقشهاي ليليان در فيلمهاي مختلف واقعا متفاوت است و توصيف خود او از نقشش در (1936) Hamlet خود گوياي اين تفاوت و تمايز است؛ بنا به گفته وي او در اين فيلم نقش يك اوفليا/ Ophelia ي هرزه  را بازي كرده !!!

در سال 1946  به خاطر Duel in the Sun نامزد اسكار بهترين هنرپيشه زن  نقش مكمل شد. يكي از جالبترين نكات درباره دوران فعاليت او در سينما اين است كه گرچه براي نقشهاي متفاوتي چون Ellen O'Hara وBelle Watling در فيلم Gone with the Wind/بر باد رفته در نظر گرفته شده بود، اين نقشها در نهايت به هنرپيشگان ديگري واگذار شد.

پس از چند دهه فعاليت موثر و مستمر در برنامه تلويزيوني، ليليان گيش آخرين فعاليت حرفه اي خود را در Show Boat ساخته Jerome Kern ثبت نمود. آخرين جمله اي كه اين زن سالخورده در صحنه پاياني Show Boat بيان مي كند را بسيار تاثيرگذار دانسته اند چرا كه بيان اين جمله  به نوعي مصادف است با  پاياني بر يك فعاليت نزديك به يك قرن اين هنرمند: "Good night, dear"

ليليان گيش هرگز ازدواج نكرد و فرزندي هم نداشت. البته گفته شده كه رابطه اي بسيار صميمي و نزديك با گريفيث داشته  گرچه ايشان هميشه براي او آقاي گريفيث بوده است . ليليان با Charles Duell تهيه كننده و George Jean Nathan ويراستار و منتقد سينما هم رابطه نزديك داشته. البته انتشار اخبار روابطش با چارلز دوئل كه توسط خود دوئل انجام شد منجر به نوعي رسوايي براي ليليان در دهه بيست شد.

ليليان تا پايان زندگي رابطه بسيار نزديك و خوب را با خواهر خود  دوروتي و مري پيك فورد حفظ نمود و در روز بيست و هفتم فوريه 1993 در سن 99 سالگي درخواب ديده از جهان فرو بست.

 


آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۹/۵ صبح ۱۲:۰۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : FONDA, سم اسپید, اسکورپان شیردل, بانو, دزیره, دشمن مردم, دلشدگان, سروان رنو, اهو, الیشا, کاپیتان اسکای, Seekdrireania, ترومن بروینک, مگی گربه, رزا, زرد ابری, خانم لمپرت
ادی تندست آفلاین
بهترین بلیاردباز اوکلند
***

ارسال ها: 10
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۷/۱۷
اعتبار: 0


تشکرها : 1
( 55 تشکر در 1 ارسال )
شماره ارسال: #39
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

واقعا اطلاعات شما دوستان من رو شگفت زده کرده.

بد نیست به ستاره همیشه روشن هالیوود خانم الیزابت تیلور هم اشاره کنیم

که سالها بعنوان زیباترین و بهترین بازیگر هالیوود شناخته میشد.

مرلین مونرو محبوبیت خیلی زیادی کسب کرد ولی فیلم هایی که بازی میکرد

فیلم هایی با ژانرهای کمیک مثل الویس پرسلی بودند

نقش هایی که الیزابت تیلور بازی میکرد نقش های پیچیده و مرموزی بودند

هنگامی که در کنسرت بزرگداشت فردی مرکوری حاضر شد

همه مات و مبهوت حضور او شده بودند و این نشون از محبوبیت این بازیگر داشت

یاد دورانی که نفهیمیدم چگونه گذشت بخیر


زندگی سوزن وار میگذرد و مرا همچون نخی بدور زمین میپیچد، تارکوفسکی
۱۳۸۹/۹/۱۰ صبح ۱۲:۱۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, بانو, سم اسپید, Kassandra, اهو, الیشا, رزا, زرد ابری, بانو الیزا
Kassandra آفلاین
دوست قدیمی
***

ارسال ها: 72
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۵/۵
اعتبار: 19


تشکرها : 1382
( 690 تشکر در 2 ارسال )
شماره ارسال: #40
RE: زنان افسانه ای تاریخ سینما

صحبت كردن درباره نقشهايي كه ليليان گيش ايفا كرده، بدون اشاره به نقش خاصش در Way Down East  را نمي توان تصور كرد. اين تصاوير خود به اندازه كافي گوياي تفاوت اين نقش هستند:

[IMG]http://www.picupload.us/images/waydowneast1920sam20.jpg[/IMG]

[تصویر: 1291313526_277_40cdbd1460.JPG]

[تصویر: 1291313561_277_c3296b9496.JPG]

[تصویر: 1291313615_277_0d217629a1.JPG]

فقط براي چند لحظه شرايطي كه در طي آن اين فيلم توليد شده را تصور كنيد!



فایل های ضمیمه بند انگشتی
               

آن قدر شكست خوردم تا راه شكست دادن را آموختم
ناپلئون بناپارت
۱۳۸۹/۹/۱۱ عصر ۰۹:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, سروان رنو, سم اسپید, اسکورپان شیردل, اهو, Seekdrireania, الیشا, مگی گربه, رزا, زرد ابری
ارسال پاسخ