[-]
جعبه پيام
» <شارینگهام> یادنامه ی منوچهر نوذری http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...3#pid36613
» <Classic> فیلم" این گروه خشن" سام پکین پا امشب ساعت 1 بامداد از شبکه نمایش
» <بانو الیزا> ازین سایت و دوبله های زیبای اون غافل نشیدhttp://filmclassic1.ir/
» <ال سید> سلام بر دیوید عزیز ،مدیر دوبلاژ سلطان کمدی یا خسروشاهی است یا تهامی دقیق یادم نیست ولی روی جلذ فیلم بهش اشاره شده بود
» <دیوید نودلز> بزرگواران اطلاع دارن مدیر دوبلاژ "سلطان کمدی" و "هنری پنجم" کنت برانا، کدام اساتید بودن؟
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
یک فیلم... یک ترانه... هزاران خاطره
نویسنده پیام
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6724 تشکر در 70 ارسال )
شماره ارسال: #21
RE: یک فیلم... یک ترانه... هزاران خاطره

نام فیلم : شب غریبان

نام ترانه : باور کن

نام خواننده : گوگوش

نام ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی

تنظیم کننده : واروژان

سال ساخت : 1354

مدت: 3 دقیقه و 17 ثانیه

متن ترانه:

باور کن صدامو باور کن ، صدایی که تلخ و خسته س
باور کن قلبمو باور کن ، قلبی که کوهه اما شکسته س
باور کن دستامو باور کن که ساقۀ نوازشه
باور کن چشم منو باور کن ، که یک قصیده خواهشه

وسوسۀ عاشق شدن ، التهاب لحظه هامه
حسرت فریاد کردن ، اسم کسی با صدامه
اسم تو هر اسمی که هست ، مثل غزل چه عاشقانه س
پر وسوسه مثل سفر ، مثل غربت صادقانه س


باور کن اسممو باور کن ، من فصل بارون برگم
مطرود باغ و گل شبنم ، درختم ، درخت خشکی تو دست تگرگم
باور کن همیشه باور کن که من به عشق صادقم
باور کن حرف منو باور کن که من همیشه عاشقم

وسوسۀ عاشق شدن ، التهاب لحظه هامه
حسرت فریاد کردن ، اسم کسی با صدامه
اسم تو هر اسمی که هست ، مثل غزل چه عاشقانه س
پر وسوسه مثل سفر ، مثل غربت صادقانه س

فرزان دلجو وقتی در سال 1353 با فیلم یاران وارد سینمای ایران شد هر سال یک فیلم را با همراهی امیر مجاهد روانه پرده سینما نمود. او از همان ابتدا مخاطب خود را پیدا نمود. سوژه های اجتماعی او و پرداختن به معضلات جوانان باعث گردید پنج فیلم او تا قبل از وقوع انقلاب 57 در رده فیلمهای ماندگار قرار بگیرد. اما او بیش از هر چیز به جادوی موسیقی و ترانه در فیلمهایش پی برده بود. شاید به همین منظور بود که او اغلب در فیلمهایش علاوه بر استفاده از ترانه های ماندگار حتی از وجود خوانندگان آن ترانه ها در فیلمهایش استفاده نمود.

شب غریبان دومین ساخته او پس از یاران بود. او در اغلب فیلمهایش از بازی خوانندگان مطرحی چون گوگوش ، داریوش ، شهرام و ابی بهره می برد. در شب غریبان فائقه آتشین نقشی را بازی می کند متفاوت با سایر نقشهایی که قبلا بازی کرده بود. دختر کیف قاپی که به رضا مشهور بود.

ترانه باور کن یکی از دو ترانه ای بود که بعنوان ترانه اصلی فیلم در  شب غریبان پخش می گردد. واروژان از ملودی این ترانه بعنوان موزیک متن فیلم نیز استفاده می کند. ملودی باور کن بارها و بارها با ریتمهای متفاوت و سرعت های کند و گاها تند در اغلب سکانسهای فیلم استفاده می شود. بیس اصلی این ترانه پیانو می باشد و واروژان به زیبایی تمام از ملودی این ترانه بعنوان موزیک متن فیلم بهره می برد بطوریکه مخاطب حین شنیدن آن ، ترانه را در ذهن خود زمزمه می کند.

اما از آنجا که گوگوش در اوج شهرت در این فیلم بازی می کند بنابر این عطش مخاطبین فقط با یک ترانه از او فروکش نمی کرد.  فرزان دلجو ترانه دیگری از او را برای اواسط فیلم انتخاب می کند که فقط یکبار پخش می شود. در آن دوره حضور خوانندگانی چون گوگوش یا داریوش در یک فیلم این توقع را در بینندگان ایجاد می نمود که قطعا در طول فیلم حداقل یک یا دو ترانه را از آنها بشنود. در بیش از نود درصد فیلمهایی که گوگوش در آنها بازی می کند او حداقل دو ترانه از ترانه های خود را در آن فیلم می خواند.

البته استثناهایی هم وجود داشت. مانند فیلم بیتا . پس از ابتکار مسعود کیمیایی در سال 1349 و فیلم رضا موتوری بسیاری از کارگردانان به تقلید از او دریافتند که می توان ترانه ای در فیلمشان پخش گردد اما کسی آنرا لب خوانی نکند.  برعکس در فیلمهایی که مرحوم فردین در آنها بازی میکرد ترانه ها معمولا توسط او لب خوانی میگردید.

ترانه ماندگار دوم در فیلم شب غریبان ترانه بسیار زیبای خوابم یا بیدارم بود که در اواسط فیلم پخش می گردد. جاییکه سیامک نقشه دزدی از گاوصندوق فروشگاه را کشیده است و به رضا (گوگوش) ابراز علاقه نموده است و در خیابانهای شهر می گردند و مشغول خرید هستند. پیش تر از اینها نیز به ترانه سقف در چهارمین ساخته فرزان دلجو نیز اشاره نموده بودم.

هاشم سبوکی اینروزها مشغول تهیه  فیلمی می باشد بنام بابای ایرانی من. این فیلم کاملا در آمریکا فیلمبرداری میگردد. او برای اخذ مجوز از وزارت ارشاد تلاشهای بسیاری نمود تا بتواند با توجه به موفقیت فیلمهای فرزان دلجو در پیش از انقلاب مجوز حضور او را که اکنون در آمریکا زندگی میکند را بگیرد ، اما در این زمینه موفق نمی گردد و ورازت ارشاد از حضور فرزان دلجو در این فیلم ممانعت بعمل می آورد و او احتمالا همایون ارشادی را جایگزین فرزان دلجو خواهد نمود.

هر دو ترانه استفاده شده در این فیلم از آثار ماندگار و برجسته گوگوش می باشد که حاصل همکاری ایرج جنتی عطایی بعنوان ترانه سرا و واروژان بعنوان آهنگساز و تنظیم کننده می باشد. ترانه دوم بر پایه ریتم سه چهارم ِ والتس می باشد و واروژان با ویلون خود زیر صداهای استثنایی را در هنگام خواندن ترانه اجرا می کند و علیرغم بازخوانی آن توسط خوانندگانی چون ابی و هاتف و حتی خودِ گوگوش اما هیچیک از اجراها به زیبایی اجرای اولیه که توسط واروژان تنظیم گردیده بود در نیامده است.

این ترانه از ترانه های مورد علاقه حامی نیز می باشد و او هم این ترانه را باز خوانی نموده است و حتی فریبرز لاچینی نیز در آلبومهای موسیقی بیکلام خود نیز آنرا با پیانو اجرا نموده است اما هیچیک از اجراها به گَرد تنظیم بی نظیر واروژان نمی رسند. کافیست یکبار وقتی به این ترانه گوش می دهید صدای خانم گوگوش را فراموش کنید و فقط به آکوردها و زیر صداهای واروژان گوش دهید تا ببینید چرا به او واروژانِ بزرگ می گویند.

نام فیلم: شب غریبان

 نام ترانه: خوابم یا بیدار

نام خواننده: گوگوش

نام ترانه سرا: ایرج جنتی عطایی

آهنگساز و تنظیم کننده: واروژان

سال ساخت: 1354

مدت: 3 دقیقه و 54 ثانیه

متن ترانه:

خوابم یا بیدارم تو با منی با من

همراه و همسایه نزدیك تر از پیرهن
باور كنم یا نه هرم نفسهاتو
ایثار تن سوز نجیب دستاتو

خوابم یا بیدارم 
لمس تنت خواب نیست
این روشنی از توست
بگو از آفتاب نیست
بگو كه بیدارم 
بگو كه رویا نیست
بگو كه بعد از این 
جدایی با ما نیست

اگه این فقط یه خوابه تا ابد بذار بخوابم
بذار آفتاب شم و تو خواب از تو چشم تو بتابم
بذار اون پرنده باشم كه با تنزخمی اسیره
عاشق مرگه كه شاید توی دست تو بمیره

خوابم یا بیدارم ای اومده از خواب
آغوشتو وا كن قلب منو در یاب
برای خواب من ای بهترین تعبیر
با من مدارا كن ای عشق دامنگیر

من بی تو اندوه سرد زمستونم 

پرنده ای زخمی اسیر بارونم
ای مثل من عاشق همتای من محجوب
بمون ، بمون با من ای بهترین ای خوب

۱۳۹۳/۱۲/۹ عصر ۰۹:۵۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سرهنگ آلن فاکنر, Memento, زرد ابری, خانم لمپرت, سید رسول, BATMAN, مگی گربه, Classic, شیخ حسن جوری, زاپاتا, برت گوردون, اسکورپان شیردل, سروان رنو, rahgozar_bineshan, حمید هامون, اسپونز, نایب تیمور خان, پرشیا, فورست, ژان والژان, ایرج, کارآگاه علوی, هانا اشمیت, گروهبان گارسیا, هایدی
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 687
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 53


تشکرها : 2080
( 9525 تشکر در 83 ارسال )
شماره ارسال: #22
RE: یک فیلم... یک ترانه... هزاران خاطره

(۱۳۹۳/۱۲/۹ عصر ۰۹:۵۱)برو بیکر نوشته شده:  

فرزان دلجو وقتی در سال 1353 با فیلم یاران وارد سینمای ایران شد هر سال یک فیلم را با همراهی امیر مجاهد روانه پرده سینما نمود.

فرزان(محمد) دلجو و امیر مجاهد برادر بودند.اما بعلت مسائل مربوط به انجمن تهیه کنندگان وقت وقوانین دست و پاگیری که وجود داشت در تیتراژ دونام متفاوت برگزیدند. یکی از برادران نام مستعار مجاهد را بعنوان کارگردان برگزید و فرزان هم با نام محمد دلجو که نام واقعی اش بود بعنوان کارگردان دیگر نامش ثبت شد. فرزان دلجو مدتی در مطبوعات پاورقی های پرسوزو گداز می نوشت که این رویه تا ساخت اولین فیلمش ادامه داشت . داستانهایی با فرجام های تلخ و سیاه و جوانانی که در پی عشقی ناکام عصیان می کردند و در نهایت پوچی و تباهی ، جان می باختند.

آثار دلجو در دهه 50 که فیلمسازان موج نو قهرمان اول فیلمهایشان را به مسلخ می فرسادند طرفداران زیادی داشت . بر خلاف سنت فیلمفارسی های گذشته که قهرمان در پایان فیلم سرنوشتی خوش داشت ،این بار قیصر ،علی خوشدست تنگنا و بسیاری دیگر از جوان اول فیلمها سرنوشت محتومی داشتند که در نهایت تباهی و تلخی به پایان می رسید. آثار فرزان دلجو هیچگاه جریان ساز نبودند اما نه در رده فیلمهای بازاری و رایج فیلمفارسی قرار می گرفتند و نه به موج نو گرایشی داشتند . این نوع سینما در میانه  قرار داشت که بر موج زمانه نیز سوار بود. از آهنگها و خوانندگان روز استفاده می کرد و با موضوعاتی که بر خلاف جریان سینمای آن دوره بود سعی در تمایز داشت.استفاده از فیلمبردار توانایی چون جمشید الوندی که نماهای روی دستش در آن روزگار معروف بود در ارزان تمام تر شدن فیلمهایش تاثیر بسزایی داشت . این روش فیلمبرداری علاوه بر هماهنگ بودن با تم تلخ این گونه آثار ،موجب تسریع در فیلمبرداری و صرفه جویی در هزینه ها می شد.

سال 1357 صفحه فرهنگی روزنامه اطلاعات _آن روزها زیز نظر فریدون جیرانی بود- مصاحبه ای با برادران دلجو و مادرشان انجام داده بود که مادر ، فرزندانش را بخاطر فیلمها و قلم خوبشان بسیار تحسین کرده بود. در اولین فرصت این مصاحبه خاطره انگیز را در دوره های آرشیوی روزنامه هایم پیدا کرده و تقدیم دوستان می نمایم.

۱۳۹۳/۱۲/۱۰ عصر ۰۱:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, رضا خوشنویس, برو بیکر, خانم لمپرت, برت گوردون, سرهنگ آلن فاکنر, BATMAN, پدرام, Classic, سروان رنو, شیخ حسن جوری, rahgozar_bineshan, حمید هامون, اسپونز, نایب تیمور خان, پرشیا, ژان والژان, کارآگاه علوی, واتسون, گروهبان گارسیا, هایدی
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6724 تشکر در 70 ارسال )
شماره ارسال: #23
RE: یک فیلم... یک ترانه... هزاران خاطره

(۱۳۹۳/۴/۱۱ عصر ۰۷:۱۶)بانو نوشته شده:  

مطلبی را مدتی قبل در صفحۀ بامداد بیات (یکی از دوقلوهای مرحوم بیات) دیده بودم. گویا استاد بیات وقتی ملودی را می نویسند برحسب عادتشان تنظیم را می خواسته اند به مرحوم واروژانبسپارند، دوستان مستحضرند که مرحوم بیات ملودی سازی قدرتمند بود اما در تنظیم چندان فعالیتی نداشت و همیشه سعی در سپردن کار به امثال اوشال یا واروژان داشت. اما درمورد این ملودی خاص، با وجود آنکه برای واروژان نوشته شده بود، ظاهرا بنا به دلایلی از این امر منصرف شدند و خودشان قطعه را تنظیم کردند. در فهرست آثار کتاب استاد جنتی عطایی (زمزمه های یک شب سی ساله) هم به این موضوع اشاره شده که ملودی و تنظیم از بابک بیات. برای همین در تالار موسیقی پاپ متعهد، این ترانه را با تردید به آثار واروژان وارد کردم. (این اثر تنظیم مرحوم بیات است اگر فرزندشان و کتاب جنتی صحیح نوشته باشند!)

سلام بر بانوی حاضر تا قسمتی غایب کافه

وقتی صحبت از بابک بیات می شود در واقع صحبت از بخشی از تاریخ موسیقی فاخر ایران می گردد. بابک بیات در واقع بخشی از تاریخ موسیقی ایران می باشد. دوستداران موسیقی ایران باید این تاریخ را حفظ کنند تا آیندگان آنرا تحریف ننمایند. چند ماه پیش وقتی اشاره ای داشتم به ترانه زیبای فریاد زیر آب در خصوص تنظیم این ترانه تردیدی در این جستار بوجود آمد و چون دست بنده از مستندات محکم خالی بود ترجیح دادم این تردید باقی بماند تا در آینده چنانچه مستنداتی بدستم رسید آنرا خدمت دوستان و بانوی محترم ارائه نمایم . بنابر این هم بنده و هم بانو موضوع را مسکوت گذاشتیم و ادامه ندادیم.

ظواهر امر همه حکایت از آن داشت که بابک بیات تنظیم این ترانه را مطابق معمول به عالیجناب واگذار نموده است. علیرغم آنکه بانوی محترم خودشان سیاهه نت نویسی بابک بیات فقید را ارائه نمودند که در پی نویس بالای آن نوشته شده بود واروژان و با عنایت به این موضوع که حتی بانوی محترم  خود در جستار موسیقی پاپ متعهد ذکر نموده اند که تنظیم این ترانه از واروژان می باشد اما بانو با استناد به کتاب زمزمه های یک شب سی ساله فرمودند که دچار تردید شده اند و این ترانه توسط خود بابک بیات تنظیم شده است.

روز گذشته فرصتی پیش آمد تا از شبکه من و تو مستند زندگینامه بابک بیات را مشاهده نمایم. لطفا به تصویر زیر دقت فرمائید:

در حالیکه فکر میکردم از تردید پیش آمده رمز گشایی گردیده است و قطعا تنظیم این ترانه بعهده واروژان بوده است ، بعد از پخش قطعه ای از این ترانه صحبت های بابک بیات پخش میگردد. جناب ِ طلایه دار بدلیل بیماری کبد بریده بریده سخن می گفت و دل علاقمندان به آثارش را بدرد می آورد. بسیار مغموم بودم بویژه وقتی او در خصوص مرگ مانی (پسر ده ساله اش ) سخن می گفت که بسیار دردناک بود آنهم برای استادی که دارای احساس بسیار لطیفی بودند .

از لحظه لحظه گفتارش و فروتنی اش مانند شنیدن آثارش لذت میبردم . وقتی سخن از فیلم فریاد زیر آب به میان آمد او گفت موسیقی ترانه فریاد زیر آب و عروسک قصه من (برای فیلم شب آفتابی) را نوشتم و خودم آنها را تنظیم کردم.!!!!   بنابر این هیچ ادله ای بالاتر از صحبت خودِ بابک بیات مورد قبول نمی باشد و گفته بانوی محترم تایید می گردد. اما این اشتباه در اغلب محافل همچنان پابرجاست و حتی شبکه من و تو علیرغم آنکه استاد شخصا ابراز میدارد این آهنگ را خودشان تنظیم نموده اند اما در تیتراژ پخش این ترانه در همان برنامه تصویر بالا پخش میگردد.!!!! بنابراین ضمن عذر خواهی از دوستان عزیز بدینوسیله نام تنظیم کننده این اثر اصلاح میگردد. (البته در حوزه وب فقط در اینجا نام تنظیم کننده اصلاح میگردد وگرنه در تمام رسانه های نوشتاری نام تنظیم کننده این اثر واروژان قید گردیده است)

در دوره ای که دسترسی به اطلاعات اینقدر آسان می باشد چنین اشتباهاتی زیاد جالب بنظر نمی رسد. زیرا گذشت زمان باعث میگردد نسلهای آینده بدلیل عدم وجود یک دایره المعارف معتبر که توسط یکی از دستگاههای مرتبط به هنر تهیه شده باشد دچار تردید و تحریف های بیشتری گردند. بویژه در چنین مواردی که هم طلایه دار و هم عالیجناب هردو چهره در نقاب خاک دارند. روح هر دویشان شاد که مردم این سرزمین تا سالهای سال از آثارشان سیراب خواهند شد و بعید می دانم حالا حالا ها کسی بتواند مانند این عزیزان چنین شاهکارهایی را تکرار کند.

ارادتمند

بروبیکر

۱۳۹۳/۱۲/۲۸ عصر ۰۸:۵۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پیرمرد, نایب تیمور خان, حمید هامون, rahgozar_bineshan, خانم لمپرت, سناتور, فرانکنشتاین, زاپاتا, شیخ حسن جوری, هانا اشمیت, BATMAN, سرهنگ آلن فاکنر, مگی گربه, Flirtacia, پرشیا, بانو, سروان رنو, فورست, Classic, ژان والژان, برت گوردون, بولیت, ایرج, کارآگاه علوی, گروهبان گارسیا, هایدی
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6724 تشکر در 70 ارسال )
شماره ارسال: #24
RE: یک فیلم... یک ترانه... هزاران خاطره

نام فیلم : همسفر

نام ترانه : هم سفر

نام خواننده : گوگوش

نام ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی

آهنگساز : عالیجناب واروژان

تنظیم کننده : عالیجناب واروژان

سال ساخت: 1354

مدت: 4 دقیقه و 30 ثانیه

متن ترانه:

تو از كدوم قصه ای كه خواستنت عادته

نبودنت فاجعه بودنت امنیته

تو از كدوم سرزمین تو از كدوم هوایی

كه از قبیله ی من یه آسمون جدایی

اهل هر جا كه باشی قاصد شكفتنی

توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی

پاكی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی

قد آغوش منی نه زیادی نه كمی

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی كه هست تو بخوای من قانعم


ای بوی تو گرفته تن پوش كهنه ی من

چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن

چه خوبه مثل سایه همسفر تو بودن

هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چی می شد شعر سفر بیت آخرین نداشت

عمر کوچ من و تو دم واپسین نداشت

آخر شعر سفر آخر عمر منه

لحظه ی مردن من لحظه ی رسیدنه

منو با خودت ببر ای تو تكیه گاه من

خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن

منو با خودت ببر من به رفتن قانعم

خواستنی هر چی كه هست تو بخوای من قانعم

منو با خودت ببر منو با خودت ببر

در اجراهای دیگری توسط خواننده بیت زیر جایگزین بندی میگردد که آنرا با رنگ آبی مشخص نموده ام که در واقع این بیت صحیح می باشد. در کتاب زمزمه های یک شب سی ساله نیز بیت زیر بجای بیتی که در فیلم خوانده شده است قید گردیده است ، تحقیقات بنده نیز در خصوص دلیل این تغییر نتیجه ای در بر نداشت اما آنچه مسلم است بیت قدیمی اصلا هم وزن و در حد و قواره سایر ابیات این ترانه نمی باشد و گویی یک شاعر معمولی که قافیه کم آورده است آنرا به شعر اضافه نموده است . این بیت بسیار سنگین تر و زیباتر می باشد و بیشتر با سایر ابیات همخوانی دارد ، خواننده نیز اخیرا در تمام کنسرتهایش از این بیت استفاده می کند:

منو با خودت ببر من حریص رفتنم

عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

فیلم همسفر را احتمالا تمام دوستان دیده اند. فیلم دارای دو ترانه ماندگار از دهه طلایی ترانه ایرانی می باشد. اگر چه فیلم با ترانه دیگری آغاز می گردد اما این ترانه به مراتب ماندگارتر از ترانه اول به فیلم می چسبد. شاید بواسطه موضوع فیلم و موضوع ترانه و استفاده بموقع آن در اواخر نیمه دوم فیلم این ترانه را بیشتر به فیلم نسبت می دهند تا ترانه اول.

ملودی فیلم به روی ریتم باساناوا سوار می شود. ریتمی که زیباترین ترانه های گوگوش روی آن خود نمایی می کند و هم خواننده و هم آهنگساز تبحر و علاقه خاصی به  این ریتم داشتند. در واقع تمام ترانه های گوگوش که با این ریتم ساخته شده اند جزو آثار ماندگار این خواننده قرار گرفتند. (شخصا ترانه های شیش و هشتی گوگوش را بجز تعدادی انگشت شمار نمی پسندم ، اغلی ترانه های فاخر گوگوش با ریتمهای bossa nova (مانند فصل خاکستری ، غایب همیشه حاضر) و slow rock (مانند گسترده رویا ، آدما از آدما زود سیر میشن ، گهواره) و waltz ( مانند خوابم یا بیدارم  ، کمکم کن ، ما به هم محتاجیم) و گاها samba ( مانند یه تنهایی یه خلوت ) ساخته شده اند.

فیلم همسفر همانطور که پیش از این در جستار فیلمهای متشابه به آن اشاره داشتم تا حدودی از فیلم کلاسیک در یک شب اتفاق افتاد تاثیر گرفته بود. این ترانه درست در زمانی پخش می گردد که علاقه عاطفه (گوگوش) به علی (بهروز وثوقی) برای مخاطب مسجل شده است و پخش ترانه همزمان می گردد با موتور سواری ایندو در جاده ای که بسیاری از ما خاطرات زیادی از آن داریم.

برای بسیاری از ما پیش آمده هنگام عبور از جاده چالوس ( مخصوصا ده کیلومتر پایانیِ مرزن آباد به چالوس) بویژه هنگام گذر از مقابل قهوه خانه همسفر (جاییکه عاطفه و علی شب را در آن سپری می کنند و بقول صاحبش شناسنامه هم نمی خواست) ناخودآگاه بیاد این فیلم می افتیم. هرچند با راه اندازی زودهنگام فاز سه اتوبان تهران شمال (نسبت به سایر فازها) یکی از زیباترین بخشهای این جاده  از دید مسافران حذف گردید اما به هر حال صاحب این رستون به لطف همان یک سکانسِ معروف سالهاست در این کافه دنج و سرسبز یکه تازی می کند و نان این سکانس را می خورد.

این ترانه همزمان با آغاز سفر علی و عاطفه  سوار بر موتور از مقابل این رستوران پخش می گردد و با عبور از پیچهای معروف و تونلهای جاده ادامه می یابد تا به زیر پل فرودگاه مهرآباد در جاده مخصوص کرج و میدان شهیاد (آزادی فعلی) به اتمام می رسد. ( با توجه به آشنایی کامل بنده با این جاده و تاریخچه آن و عزیمت به تمام روستاهای جاده چالوس محل تمام سکانسهای فیلم را تشخیص داده ام ، از جمله ورود به تونل که برخلاف برخی از سایتها که تونل مورد نظر را کندوان نوشته اند ، در واقع این سکانس در تونل شماره پنج فیلمبرداری گردیده است ، تونل طولانی  که در مجاورت سد کرج قرار دارد - بین روستای کوشک بالا و پلخواب ) .

اینکه این ترانه سفارشی بوده یا انتخابی متاسفانه تحقیقات بنده به نتیجه نرسید و امیدوارم اگر دوستان در این زمینه اطلاعاتی در دست دارند مضایقه نفرمایند اما شخصا بعید می دانم مسعود اسداللهی برای ساخت فیلمش چنین ترانه ای را به ایرج جنتی عطایی سفارش داده باشد و فکر می کنم ایشان احتمالا این ترانه را بخاطر مضمون آن از بین سایر ترانه های گوگوش برای فیلمش  انتخاب کرده باشد.

در هر صورت این ترانه بواسطه بازیگری روان خواننده ترانه در فیلم به روی فیلم می نشیند و اعتبار ویژه ای به فیلم می بخشد. اما ترانه دوم:

نام فیلم : همسفر

نام ترانه : وقتشه ، وقتشه رفتن

نام خواننده : گوگوش

نام ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی

آهنگساز : عالیجناب واروژان

تنظیم کننده : عالیجناب واروژان

سال ساخت: 1354

مدت: 3 دقیقه و 52 ثانیه

متن ترانه:

وقتشه وقتشه رفتن وقتشه
وقتشه از تو گذشتن وقتشه

مهلت تولد دوباره نيست
مردن دوبارهء من وقتشه

ديگه ديره واسه گفتن
اين كلام آخرينه
فرصت ضجه نمونده
لحظه های واپسينه

ديگه با عاطفه دشمن 
واسه دلتنگي رفيقم
توی شط سرخ نفرت
بی صداترين غريقم

من عروسك كدوم بازي وحشت
من عروس قحطي كدوم تبارم

كه مثل تولد فاجعه سردم
كه مثل حادثه آرامش ندارم

سرد و ساده و شكسته 
آينه ي قديمي ام من

با چراغ و گل غريبه
با غبار صميمي ام من

مي مونم زير هجوم
سنگييه آوار كينه
واسه بازيچه نبودن
آخرين بازي همينه

وقتشه وقتشه رفتن وقتشه
وقتشه از تو گذشتن وقتشه 



( در اجراي ديگري از همين ترانه ، بند زير نيزاضافه شده است ) :


زير شلاق زمستون
بغض تاريخيه سنگم

كه اسير اين غروبه
يخييه پريده رنگم

(البته بندی که با رنگ آبی مشخص نمودم در کتاب زمزمه های یک شب سی ساله موجود نمی باشد اما خواننده ترانه در برخی از اجرا های آن این بند را اضافه نموده است ، تحقیقات بنده در خصوص اینکه این بند از سروده های ایرج جنتی عطایی می باشد یا خیر نیز نتیجه ای در بر نداشت. در مجموع باید گفت هر دو ترانه که در فیلم استفاده شده است بعدها دچار تغییر گردیدند.)

سکانس آغازین فیلم همسفر با این ترانه کلید می خورد. جائیکه عاطفه سرخورده از مردیکه در روز عروسی او را قال گذاشته است . و او با لباس عروسی سوار بر ماشین ژیان کوپه !! خود و در حال گریستن  به محل کار او می رود. ترانه پس از اتمام تیتراژ و اسامی عوامل فیلم با رسیدن عاطفه به محل کار نامزدش و ورود به پارکینگ ساختمان و توقف ماشین به اتمام می رسد . این ترانه نیز یکی از زیباترین ترانه های گوگوش می باشد که با ریتمی متفاوت با سایر آثارش آنرا اجرا می کند. متن ترانه نیز به واسطه ترانه سرایی ایرج جنتی عطایی دارای محتوا و کلمات زیبا و با وقاری  می باشد.

کلمات استفاده شده در این ترانه مانند شط سرخ نفرت ... عروس قحطی ... تولد فاجعه .... هجوم سنگیه آوار کینه و .....   کمتر در ترانه های ایرانی تا پیش از این استفاده می گردید. حتی بیت اضافه شده نیز از این قاعده مشتثنا نیست و استفاده از کلمات شلاق زمستون و یا بغض تاریخی سنگ به وزن ترانه افزوده است . انصافا به گزاف نیست که او را آبروی شعر معاصر می نامند. ترانه های او همیشه از زمان خود بسیار جلوتر و فراتر می باشند. در مجموع ترانه های بکار گرفته شده در این فیلم از ماندگارترین و زیباترین ترانه های فاخر دهه پنجاه می باشند که گذشت زمان هرگز آنها را کهنه نمی کند. در واقع حتی اگر فیلم همسفر روزی به فراموشی سپرده شود ترانه هایش اما هیچوقت فراموش نمی شوند.

در خصوص تنظیم زیبای عالیجناب نیز قطعا نیاز به توضیح نمی باشد و تکرار مکررات است. نت های واروژان جزئی جدا ناشدنی از این ترانه ها می باشد. قطعا شنیدن شعر ایرج جنتی عطایی با تنظیم شاهکار گونه واروژان و صدای بانوی ترانه ها همیشه مفرح بخش است و جای هیچ نقصی را باقی نمی گذارد و هیچ ایرادی از آن نمی توان گرفت. نبود واروژان و عدم آهنگسازی حسن شماعی زاده برای گوگوش در آثار جدیدش کاملا مشهود است و این موضوع باعث گردیده افراد عامی نیز اینروزها پی به تاثیر آهنگساز و تنظیم کننده در خلق یک ترانه ببرند. موضوعی که در دهه پنجاه پنهان بود و باعث گردیده بود تمام موفقیتهای یک ترانه بنام خواننده آن سکه بخورد.

      

۱۳۹۴/۴/۸ عصر ۱۰:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, هایدی, فورست, زینال بندری, سرهنگ آلن فاکنر, BATMAN, فرانکنشتاین, اسکورپان شیردل, rahgozar_bineshan, دکــس, Classic, ژان والژان, خانم لمپرت, سروان رنو, شیخ حسن جوری, حمید هامون, برت گوردون, بولیت, ایرج, نایب تیمور خان, کارآگاه علوی, هانا اشمیت, گروهبان گارسیا, لو هارپر
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6724 تشکر در 70 ارسال )
شماره ارسال: #25
RE: یک فیلم... یک ترانه... هزاران خاطره

نام فیلم : دشنه

نام ترانه : دستای تو

نام خواننده : داریوش

نام ترانه سرا : اردلان سرفراز

آهنگساز : حسن شماعی زاده

تنظیم کننده : واروژان

سال ساخت : 1351

مدت: 4 دقیقه و 38 ثانیه

متن ترانه:


 اي که بي تو خودم رو تک و تنها مي‌بينم
هرجا که پا مي‌ذارم تو رو اونجا مي‌بينم

يادمه چشم‌هاي تو پر درد و غصه بود
قصه غربت تو قد صد تا قصه بود

ياد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر من رو آتيش مي‌زنه



تو برام خورشيد بودي توي اين دنياي سرد
گونه‌هاي خيسم رو دستهاي تو پاک مي‌کرد

حالا اون دستها کجاست اون دوتا دستهاي خوب
چرا بي‌صدا شده لب قصه‌هاي خوب

من که باور ندارم اونهمه خاطره مرد
عاشق آسمونها پشت يک پنجره مرد

آسمون سنگي شده خدا انگار خوابيده
انگار از اون بالاها گريه‌هام رو نديده

ياد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر من رو آتيش مي‌زنه

ياد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر من رو آتيش مي‌زنه

فیلم دشنه از فیلمهای نه چندان مطرح سینمای قبل از انقلاب می باشد که شاید تنها اعتبارش حضور بهروز وثوقی در آن می باشد. اما ماجرای قرار گرفتن زیباترین و معروفترین آهنگ داریوش به روی این فیلم بسیار جالب می باشد و خود گواه آنست که در سینمای قبل از انقلاب اغلب ترانه ها بصورت اتفاقی از بین ترانه های موجود انتخاب و به روی فیلم سوار می گردید ( البته حساب برخی از فیلمها مانند تنگنا ، رضا موتوری و ...... و برخی دیگر که در پستهای قبلی به آنها اشاره گردید از اینگونه فیلمها جداست.)

اما بشنوید از بهترین ترانه داریوش که چگونه ساخته گردید و سر از فیلم دشنه در آورد. سال 1350 اردلان سرفراز بدور از خانه پدری از شیراز به تهران آمده بود و زندگی می گذراند. او در غربت خبر ناگواری را دریافت می کند ، خبر فوت پدر برای هر فرزندی دردناک ترین خبر ممکن می باشد ، بویژه آنکه هنگام مرگ پدر به دور از خانه و شهر خود باشید.

اردلان سرفراز در چنین شرایطی خبر مرگ پدر را دریافت می دارد . او نقل می کند در آنشب به هرجا می نگریسته نقش پدر را می دیده است . نطفه  این ترانه معروف که اکنون تبدیل به بخشی از تاریخ موسیقی پاپ ایرانی گشته است در اتوبوسی که اردلان سرفراز را آنشب از تهران به شیراز می برد بسته می شود. در واقع اردلان سرفراز ترانه ای که بسیاری از جوانان نسل گذشته و حتی نسل امروز با آن عاشق شدند را در سوگ پدرش می سراید. اردلان کسی را که بدون او خودش را تک و تنها می دید  و دستانش را طلب می نمود کسی نبود جز پدری که دیگر نفس نمی کشید.

زیبایی کلام این ترانه بقدری جذاب بود که دل هر عاشقی را بدست می آورد و گویی حرف دل تمام عاشقان دنیاست. مگر می شود کسی عاشق باشد و با شنیدن این ترانه مشعوف نگردد؟ ترانه بدست استاد بی بدلیل آهنگسازی ایران حسن شماعی زاده می رسد تا شاهکار دیگری در عرصه ترانه سازی به وقوع بپیوند. ملودی حسن شماعی زاده از کلام ترانه جلو می زند بطوریکه موسیقی بدون کلام این ترانه به تنهایی طوفانی در دل به پا می کند حال تصور کنید چه اتفاقی می افتد وقتی روی چنین ملودی ای کلام اردلان سرافراز که در اوج اندوه از دلش برآمده قرار گیرد.

موسیقی ترانه آنقدر زیبا می باشد که بعدها فریبرز لاچینی آنرا در آلبوم موسیقی بدون کلام خود اجرا می کند. سپس نوبت به واروژان فقید می رسد تا یکی از زیباترین تنظیم هایش را با زیرصداهای شیک خود و آکوردهای زیبا و منحصر بفردش روی این ترانه اجرا نماید. در سرمای یکی از روزهای زمستان سال 51 استودیو ال کوردو بس میزبان واروژان و اعضای 14 نفره ارکسترش می شود . حزن و اندوه این ترانه خواننده ای را می طلبید که صدایش به تنهایی عشق را فریاد می زد. داریوش تنها خواننده بی جایگزین برای چنین اثر ماندگاری انتخاب می گردد تا ترانه ای در زمستان 1351 در استودیو ال کوردو بس ضبط و متولد شود که برای هریک از ما چیزی فراتر از یک ترانه باشد.

این ترانه تمام عناصر یک شاهکار را یکجا در خود جمع می کند. کلام عاشقانه اردلان سرفراز ، ملودی زیبای حسن شماعی زاده ، تنظیم شیک واروژان و صدای گرم داریوش ، آیا چیز دیگری لازم است تا یک اثر جاویدان خلق گردد؟ بله ، گوش شنوای جوانانی که عشق را به مفهوم واقعی درک و تجربه کرده باشند، آخرین عنصری بود که این ترانه لازم داشت و ما ایرانیها هم که تا دلتان بخواهد عاشق داریم.

اما این ترانه آنطور که حسن شماعی زاده انتظار داشت مورد استقبال قرار نگرفت. شورای شعر رادیو این ترانه را تائید نمی کند زیرا پخش صدای داریوش بدلیل عبور از خطوط قرمز از رادیو و تلویزیون ممنوع اعلام شده  بود. شماعی زاده نقل می کند صفحه این ترانه در دستش بود و این کمپانی به آن کمپانی می رفت و هیچ شرکتی بخاطر مسائلی که برای داریوش پیش آمده بود حاضر به خرید این صفحه نگردید تا اینکه شماعی زاده به پیشنهاد شخصی بنام الیاس به یک کمپانی در میدان 24 اسفند (انقلاب فعلی ) مراجعه می کند و شخصی بنام جهانگیر طبریایی  حاضر می شود آنرا بصورت مشارکتی منتشر سازد. یعنی پس از انتشار ترانه چنانچه هر صفحه به فروش می رسید رقمی (فکر کنم ) معادل 2 ریال به حسن شماعی زاده پرداخت می گردید.

شماعی زاده  به ناچار می پذیرد اما هرگز تصور نمی کرد این یکی از پرسودترین معامله های او در عرصه ترانه سازیش می شود، بطوریکه تا سالها هر چند ماه یکبار رقم قابل ملاحظه ای بخاطر صفحه ترانه دستهای تو به او پرداخت می گردید. همزمان واروژان فقید که به حرفه موسیقی متن فیلم نیز روی آورده بود قراردادی با آقای مصیبی برای ساخت موسیقی فیلم دشنه به کارگردانی فریدون گله امضا می کند .

واروژان وقتی شرح حال عباس چاخان را بابازی بهروز وثوقی در این فیلم می شنود این ترانه را در ماشین خود برای مصیبی پخش می کند و او از این ترانه بسیار خوشش می آید. مصیبی به واروژان اصرار می کند تا ترانه را قبل از اکران فیلم به رادیو ندهند تا مردم این ترانه را برای اولین بار روی فیلم او بشنوند واروژان هم با علم بر اینکه پخش صدای داریوش از رادیو ممنوع شده است و مصیبی هم از این موضوع اطلاع نداشت این شرط را می پذیرد و بدین ترتیب فیلم و صفحه همزمان منتشر می گردند تا مردم برای اولین بار ترانه دستهای تو را از طریقی غیر از رادیو و تلویزیون بشنوند.

و بدینوسیله یکی از قویترین ترانه های فاخر فارسی به روی یکی از ضعیفترین فیلمهای فارسی سوار میگردد. بنظر من تنها نقطه تاریک این ترانه همین موضوع می باشد. قطعا بسیاری از کسانیکه این ترانه را صدها بار شنیده اند دوست داشتند تا این ترانه را به روی فیلم شاخص تری می شنیدند اما متاسفانه این ترانه قسمت فیلمی می گردد که هرگز در حد و قواره ترانه قرار نمی گیرد.

شاید به همین خاطر باشد که هیچوقت کسی هنگام شنیدن این ترانه بیاد فیلم دشنه نمی افتد. این در حالیست وقتی اولین بیت ترانه مرد تنها توسط فرهاد در هرجایی شنیده می شود همه ما ناخودآگاه با شنیدن .... با صدای بیصدا .... بیاد فیلم رضا موتوری می افتیم. این تفاوت یک انتخاب درست با انتخاب نادرست می باشد.

این ترانه بعدها با استقبال بینظیری روبرو می گردد و هنوز که هنوز بعد از گذشت بیش از چهل سال جزو پنج ترانه برتر موسیقی ایران می باشد و دارای اعتبار خاصی می گردد. اما فیلم دشنه ذره ای از این اعتبار نصیبش نمی گردد، زیرا این ترانه برای این فیلم خیلی بزرگ بود، به همین دلیل هیچکس با شنیدن این ترانه بیاد فیلم دشنه نمی افتد.

خاطرم هست دو سال پیش شبکه من و تو در یک شوی تلویزیونی با چاشنی نظر سنجی این ترانه را بعنوان اولین انتخاب از بین صد ترانه فارسی معرفی نمود که بیشترین آرای مخاطبین را بدست آورده بود. ترانه دستهای تو تا زمانیکه زبان فارسی و ترانه فارسی زنده است جاویدان خواهد ماند و هرگز فراموش نمی شود. این ترانه تاریخ مصرف ندارد و قطعا برای نسلهای بعدی و فرزند و نوادگان ما نیز تازگی خواهد داشت.

اردلان سرفراز بخاطر علاقه وافری که به پدرش داشت بعدها ترانه چشم من بیا منو یاری بکن را نیز در فراغ پدرش می سراید که اتفاقا آن ترانه را نیز داریوش اجرا می کند و جزو آثار ماندگار او قرار می گیرد. ترانه دستای تو حاصل هنر جمعی چهار اَبَر مرد عرصه موسیقی ایرانی می باشد که در حال حاضر بجز عالیجناب ، سه نفر دیگر خوشبختانه در قید حیات می باشند و امیدوارم خداوند عمر طولانی به آنها عطا فرماید. محصول هنر این چهار نفر آرامبخش نسلی گردید که با یک نگاه عاشق می شدند و وقتی اولین شکست عشقی خود را تجربه می نمودند به این ترانه پناه می آورند.

         


 

۱۳۹۴/۴/۱۱ عصر ۰۲:۳۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : نیومن, زینال بندری, مگی گربه, اسکورپان شیردل, Classic, سروان رنو, BATMAN, ژان والژان, خانم لمپرت, سناتور, برت گوردون, بولیت, terme, rahgozar_bineshan, Princess Anne, نانگیولا, ایرج, سرهنگ آلن فاکنر, حمید هامون, شیخ حسن جوری, نایب تیمور خان, کارآگاه علوی, هانا اشمیت, گروهبان گارسیا, هایدی, لو هارپر
برو بیکر آفلاین
رحمت الله علیه
*

ارسال ها: 355
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۸/۲۲


تشکرها : 3248
( 6724 تشکر در 70 ارسال )
شماره ارسال: #26
RE: یک فیلم... یک ترانه... هزاران خاطره

نام فیلم : میم مثل مادر

نام ترانه : مادر

نام خواننده : مهیار فاضلی

نام ترانه سرا : مهیار فاضلی

آهنگساز : آریا عظیمی نژاد

سال ساخت : 1385

مدت: 4 دقیقه و 20 ثانیه

متن ترانه :

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
چقدر مث بچگی هام لالایی هاتو دوست دارم
سادگی هاتو دوست دارم، خستگی ها تو دوست دارم
چادر نماز زیر لب خدا خدا تو دوست دارم


کاشکی رو تاقچه ی دلت آینه و شمعدون میشدم
تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم
کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم
یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم


لالایی… لالایی… لالالا…


بخواب که میخوام تو چشات ستاره هامو بشمارم


لالایی… لالالا…


پیشم بمون که تا ابد دنیا رو با تو دوست دارم


دنیا اگه خوب اگه بد، با تو برام دیدنیه
باغ گلای اطلسی، با تو برام چیدنیه


مـــــــــــــــادر…
مـــــــــــــــادر…


میم مثل ماه ....

        میم مثل مریم ......

                  میم مثل مـــــــــــادر ....

نمیدانم چه حسی در این ترانه و در این فیلم نهفته است که اگر صد بار هم این فیلم را ببینم برای بار صد و یکمین بار بغض سنگینی بر من مستولی می شود. موضوع فیلم و رنجهایی که کودک زخم خورده از جنگ و یا شاید یادآوری لالایی های کودکانه مادر و یا شاید تراژدی مرگ رسول ملاقلی پور بعد از ساخت این فیلم و یا .......   تمام اینها بهانه هاییست برای یک بغض سنگین که حین دیدن این فیلم بیننده را احاطه می کند.

میم مثل مادر آخرین ساخته رسول ملاقلی پور می باشد. کارگردانی که روز به روز پخته تر می گردید و در رقابتی تنگاتنگ با ابراهیم حاتمی کیا به سینمای جنگ می پرداخت. جنگ تمام شده است اما آثار و عواقب بعد از جنگ باعث بوجود آمدن سوژه های بکر و ناب می گردد که این دو کارگردان با فیلمهای خود به آن می پرداختند.

با پایان یافتن جنگ عصر فیلمهای مانند نینوا ، بلمی بسوی ساحل ، پرواز در شب و افق نیز برای رسول سینمای جنگ به پایان می رسد. همانطور که برای حاتمی کیا نیز عصر فیلمهایی چون دیده بان و مهاجر به پایان می رسد. جنگ تمام می شود اما عواقب ناشی از اتمام جنگ در زیر پوست جامعه مانند یک زخم کهنه سرباز می کند. رسول ملاقلی پور به سراغ فیلمهایی چون مزرعه پدری ، سفر به چزابه و میم مثل مادر می رود و ابراهیم حاتمی کیا به پیشواز از کرخه تا راین و آژانس شیشه ای و بوی پیراهن یوسف و بنام پدر و .....

اما اینجا مجال پرداختن به فیلم نیست و باید به سراغ ترانه ماندگارش برویم. اگرچه فیلم بدلیل حضور گلشیفته فراهانی از سوی صدا و سیما به بایگانی سپرده می شود و دیگر هرگز آنرا چه به روی پرده سینما و چه در قاب تلویزیون وطنی نخواهیم دید اما فیلم ترانه ای دارد که حداقلش آنست که هر سال رسانه ملی آنرا بمناسبت روز مادر  بارها و بارها پخش می کند.

   

همیشه اعتقاد داشتم وقتی خداوند کسی را از داشتن یکی از توانائیهای جسمانی منع می کند در عوض توانائی دیگری به او می بخشاید. روشندلانی که به عرصه شعر و موسیقی پا می گذارند همیشه آثارشان بدل می نشیند. شعرهای مریم حیدر زاده را بیاد آورید که چه طوفانی در دل بپا می کند. ترانه این فیلم با اتکا به هنر نمایی مهیار فاضلی کاملا هم وزن و همسو با فیلم می باشد.

موسیقی متن فیلم در طول فیلم از این ترانه الهام می گیرد. این موسیقی توسط آریا عظیمی نژاد ساخته می شود که بچه های دیروز با او کاملا آشنا هستند. آریا عظیمی نژاد معمولا ابتکارات جالبی در خلق آثارش بکار می بندد. موسیقی سریال معروف پایتخت را بیاد آورید. آنگاه آنرا مقایسه کنید با موسیقی سریال چاردیواری. هر مخاطبی بخوبی می تواند دریابد که موسیقی این دو سریال را یکنفر نواخته است. در ترانه میم مثل مادر هم نوازی پیانو با ویولن در عین سادگی ترانه زیبایی را بوجود آورده است.

ترانه فیلم در پایان فیلم پخش می شود جائیکه سعید در حال نواختن ویولن می باشد و مادرش سپیده که بیش از 6 ماه برای برگزاری این کنسرت زحمت کشیده بود در بیمارستان مشغول شیمی درمانی می باشد. بغضها و گریه های سعید هنگام اجرای این ترانه فضای بسیار حزن آلودی را در فیلم بوجود می آورد. از طرفی متن ترانه تمجید بسیار زیبایی از مادر می باشد که بواسطه استفاده از کلمات روان و ساده هر مخاطبی را با خود همراه می کند.

علی شادمان بازیگر نقش سعید در این فیلم بسیار زیبا بازی می کند، انتخاب او برای این نقش توسط ملاقلی پور بسیار اتفاقی بود. رسول برای اکران فیلم مزرعه پدری به ایلام می رود و از آنجا که با پدر علی دوست بود، او را در استخر می بیند و همانجا عای را برای نقش سعید در این فیلم کاندید می کند. عکسهای زیر بیانگر رابطه عاطفی سعید با عوامل فیلم است:

   

در مجموع بنظر من تمام فیلم یکطرف، سکانس پایانی فیلم نیز که همزمان میگردد با پخش این ترانه  یکطرف. مطمئن باشید ترانه این فیلم هرگز فراموش نمی شود و هر چه بیشتر از تاریخ ساختش می گذرد اشتهار آن نیز بیشتر می شود. قطعا در آینده این ترانه را بیشتر خواهید شنید و کودکان امروز که در حال حاضر درک درستی از ترانه ندارند وقتی بزرگ شوند به این ترانه عشق خواهند ورزید.

رسول ملاقلی پور در این فیلم احساسات مخاطب خود را هدف میگیرد و با خلق سکانسهای ویژه ای فضای غمگینی به فیلم خود می دهد. بنظر من گاهی اوقات او آنقدر افراط می کند که مخاطب خود را از اهداف و پیام فیلم دور می کند. زیرا موضوع فیلم کمی تصنعی بنظر می آید شخصا اعتقاد دارم از کرخه تا راین حاتمی کیا به مراتب باور پذیر تر از میم مثل مادر است. (مقایسه این دو فیلم صرفا بخاطر آن می باشد که هر دو فیلم به آثار و عواقب ناشی از استفاده سلاحهای شیمیایی در بعد از جنگ است ).

۱۳۹۴/۵/۱۷ عصر ۰۸:۰۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : هایدی, دکــس, حمید هامون, پیرمرد, Kurt Steiner, زاپاتا, فرانکنشتاین, هانا اشمیت, Memento, خانم لمپرت, زینال بندری, مگی گربه, واتسون, شیخ حسن جوری, سروان رنو, سرهنگ آلن فاکنر, کارآگاه علوی, Classic, گروهبان گارسیا, Princess Anne, لو هارپر, نکسوس
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 59


تشکرها : 7981
( 8067 تشکر در 171 ارسال )
شماره ارسال: #27
RE: یک فیلم... یک ترانه... هزاران خاطره

درود؛

آیا شما عزیزان این فیلم فارسی را دیده اید و آن را به خاطر می آورید؟

البته من خودم این فیلم را ندیده ام اما مطابق اطلاعات ویکی، این فیلم محصول 1352 به کارگردانی زکریا هاشمی است. منوچهر وثوق و مرتضی عقیلی در نقش برزو و امیر با دو دختر محبوبشان مریم (کارمن اسکویی) و زهره (ارغوان) وصلت می کنند اما جاهل محل که خاطرخواه زهره بوده و ناکام مانده برای انتقام جویی ذهن امیر را با طرح رابطه کذایی بین برزو و زهره به خطا می اندازد. از طرف دیگر برزو هم نسبت به رابطه همسر خود و دوست صمیمیش علی نگران می شود و شبی از روی خشم تمامی این نفرات را در اتاقی حبس و به آنها غذای مسموم می خوراند. ولی دم آخر بی گناهی مریم و زهره ثابت شده که دیگر نوشدارو بعد مرگ سهراب است...

***********

اما چیزی که برایم جالب بود ترانه جاودان نماز (نیاز) با صدای فریدون فروغی است. ترانه ای که اصلا برای این فیلم ساخته نشد! بلکه در عالم رفاقت از سوی اسفندیار منفرد زاده آهنگساز آن، به ایرج صادقپور تهیه کننده و زکریا هاشمی کارگردان فیلم زن باکره هدیه می شود تا از آن به عنوان ترانه متن فیلم استفاده گردد! ترانه روی فیلم می نشیند و فیلم هم در سینماها اکران می شود و ترانه مشهور می گردد طوری که رامش هم آن را بازخوانی می کند. حتی شوی آن در تلوزیون ملی هم به نمایش در می آید فقط با یک تغییر کوچک در نام و متن ترانه بدون اجازه سازندگان اثر، آن هم تبدیل واژه "نماز" است که در تمامی شعر مانند نام خود ترانه به "نیاز" بدل می گردد...

تن تو ظهر تابستونو به یادم میاره
رنگ چشمای تو بارونو به یادم میاره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندونو به یادم میاره

من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه

تو بزرگی مثل اون لحظه كه بارون می‌زنه
تو همون خونی كه هر لحظه تو رگ‌های منه
تو مث خواب گل سرخی، لطیفی مث خواب
من همونم كه اگه بی تو باشه جون می‌كنه

من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه

تو مث وسوسه‌ی شكار یك شاپركی
تو مث شوق رها كردن یك بادبادكی
تو همیشه مث یك قصه پر از حادثه‌ای
تو مث شادی خواب كردن یك عروسكی

من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوستت دارم شنیدنه

تو قشنگی مثل شكلایی كه ابرا می‌سازن
گل های اطلسی از دیدن تو رنگ می‌بازن
اگه مردای تو قصه بدونن كه اینجایی
برای بردن تو با اسب بالدار می‌تازن

من نیازم تو رو هر روز دیدنه
از لبت دوست دارم شنیدنه

دانلود نیاز با صدای فریدون

 حکایت جالب این ترانه و چرایی تغییر نامش از قول جناب شهیار قنبری سراینده شعر زیبای نماز با مضمون "شوخی ای غم انگیز با یک ترانه عاشقانه"، در کتاب "دریا در من" به قلم ایشان آمده و برخی سایتهای موسیقی هم به مشروح آن استناد کرده اند. من هم خالی از لطف ندیدم خدمت شما مختصرا این قضیه را بازگو کنم:

پس از انتشار اولیه ترانه نماز- ترانه سرا، آهنگساز و خواننده را ساواک احضار می کند و اعلام می دارد قشر مذهبی از کاربرد واژه مقدس نماز در این شعر و ترانه شاکی شده است. حتی بازپرس ساواک با کنایه و اشاره به دین تهیه کننده صفحه ترانه (استریو دیسکو- خسرو لاوی)، به آنان می گوید که نکند ایشان آلت دست یهودیان شده اند!... و دست آخر علیرغم میل باطنی آهنگساز (اسفندیار منفرد زاده) و دو خواننده ترانه (فریدون و رامش) ، موسیقی خالی از جانب منفرد زاده به رادیو- تلوزیون ملی ارائه می گردد و خوانندگان را وادار می کنند واژه نیاز را در ترجیع بند جایگزین نموده و آن را مجدد بازخوانی کنند. ترانه بازسازی و پخش می شود و حسابی هم گل می کند. البته آهنگ نماز یک اجرای غیر رسمی توسط داریوش اقبالی هم دارد و چنانچه علاقه مند به شنیدن ترانه نماز با صدای هر سه خواننده هستید، می توانید به این آدرس مراجعه بفرمایید.:

نغمه های ماندگار

 



در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۴/۱۲/۱۱ صبح ۰۵:۰۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : Memento, اسکورپان شیردل, دزیره, BATMAN, نیومن, واتسون, زینال بندری, rahgozar_bineshan, هایدی, حمید هامون, کنتس پابرهنه, جیمز باند, Classic, ایـده آلـیـسـت, جروشا, سروان رنو, Papillon, دهقان فداکار, زرد ابری, پیر چنگی, لو هارپر, ویگو مورتنسن, نکسوس
ارسال پاسخ