[-]
جعبه پيام
» <ال سید> اونطوری هم که سروان گفت باید نسخه کامل فیلم در اختیار مدیر دوبلاژ قرار بگیره
» <سروان رنو> بسته به نظر مدیر دوبلاژ ممکنه دوبله بشه ( برای نگهداری آینده ) یا ممکنه کلا بیخیال بشه.. پس قاعده کلی وجود ندارد.
» <شارینگهام> وقتی که فیلم به صحنه هاش!می رسه،زبان فیلم از فارسی به اصلی تغییر می یابد.
» <شارینگهام> بنده هم معتقدم ابتدا سانسور میشه، بعداً دوبله. این رو از تماشای نسخه های کامل و دوبله می توان دید.
» <ال سید> به عنوان مثال فیلم شوالیه تاریکی در پخش تلویزیونی با همون دوبله بخش هایی رو دوبله داشت که در پخش موسسه ایش نبود
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 4 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول
نویسنده پیام
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #1
Heart مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

مریلین مونرو یکی از مشهور ترین ستاره های سینما بود که با وجود اینکه بیش از 50 سال از مرگش میگذرد هنوز یک نام مطرح است. احتمالا بیش از هر ستاره ای در موردش عکس و مطلب منتشر شده است . رنگ پلاتینی موهایش ، خنده هایش ، اندام زیبا و حرکاتش ، عمر کوتاه و نحوه مرگش و شایعات پیرامون آن ، همه و همه از او شخصیتی استثنایی و محبوب ساخته اند که معبود هزاران هزار پیر و جوان و زن و مرد شده است و نه تنها مردم عادی بلکه سیاستمداران ، ورزشکاران و هنرمندان بسیاری را نیز واله و شیدای خود ساخته است. سینمای دهه 50 به طور کامل در تسخیر او بود و بسیاری دیدن او را در سینما به هر چیز دیگری ترجیح میدادند . 

او در 29 فیلم بازی کرد که اکثر آنها بر خلاف زندگی کوتاه و غمبارش پایان خوشی داشتند. صحنه بالا رفتن پیراهنش در فیلم خارش هفت ساله یکی از معروفترین سکانس های سینمایی تاریخ سینما محسوب می شود.

داستان خودکشی مشکوک این ستاره مثل تراژدی های شکسپیر غم انگیز و دردناک است. مریلین مونرو یک شمایل است . یک اسطوره . یک افسانه . اما این زن واقعا که بود؟ پشت لبخند زیبایش چه افکاری نهفته بود؟ چرا کسی نتوانست به درون او راه یابد؟

در این تاپیک سعی خواهم کرد زندگی شخصی و هنری مریلین مونرو را موشکافانه مورد بررسی قرار دهم . امیدوارم حاصل ساعتها تحقیق و ترجمه و مطالعه  ، مقبول نظر دوستان واقع گردد.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۴/۱۶ عصر ۰۴:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, زاپاتا, مگی گربه, پرشیا, حمید هامون, سارا, اکتورز, ژان والژان, نیومن, آماندا, بانو, Papillon, BATMAN, جو گیلیس, سم اسپید, Blanche, lamarilyn, خانم لمپرت, Green, جیمز باند, پیر چنگی, سروان رنو
زاپاتا آفلاین
amir_e_delaram (زاپاتای سابق)
*

ارسال ها: 687
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۰/۸/۲۲
اعتبار: 54


تشکرها : 2080
( 9519 تشکر در 79 ارسال )
شماره ارسال: #2
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

فيلم هفته من با مريلين كه روايتي است از يك هفته زندگي مريلين مونرو در حال اكران در سينماهاي جهان است.

http://www.caffecinema.com/component/con.../4016.html

۱۳۹۲/۴/۱۷ عصر ۰۴:۰۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرشیا, بانو, Papillon, اسکورپان شیردل, ژان والژان, اکتورز, Blanche, سروان رنو
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #3
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

زندگینامه

 

الف : کودکی و نوجوانی

 

 

داستان غم انگیز کودکی و نوجوانی مریلین مونرو بارها و بارها در نوشته های مختلف تکرار شده است. نورماجین مورتنسن در اول ژوئیه سال 1926 در بیمارستان لس آنجلس کانتی شهر لس آنچلس به دنیا آمد. پدرش به احتمال فراوان ادوارد مارتین مورتنسن نروژی الاصل و مادر وی گلادیس پیرل بیکر بود. (گرچه ادوارد مورتنسن همیشه این موضوع را تکذیب میکرد و مدعی بود که در سال 1924 از مادر نورماجین جدا شده است . اما اسنادی که پس از مرگش در سال 1981 منتشر شد نشان داد که اقدام به طلاق در سال 1927 ، یعنی پس از تولد نورما جین صورت گرفته و مراحل اداری آن تا سال 1928 ادامه داشته است.) خود مریلین بر این باور بود که پدر واقعیش چارلز استانلی گیفورد بوده است . مادر نورما جین قبل از ابتلا به روان پریشی ، به عنوان ادیتور در استودیو RKO مشغول بکار بود ؛ همانجایی که گیفورد نیز به عنوان مدیر فروش مشغول بود . به هر حال هنوز به طور دقیق مشخص نیست پدر واقعی نورما جین چه کسی بوده . شاید به همین علت باشد که مریلین مونرو سعی داشت کمبود محبت و فقدان پدر و مادر را با ازدواج های مختلف و رابطه با مردان بزرگتر از خود جبران کند. از وی حتی نقل می کنند که در کودکی کلارک گیبل را پدر خود میدانست!

 

 ادوارد مورتنسن                      چارلز گیفورد                           گلادیس بیکر 

 

همانطور که گفتیم او هرگز پدر واقعی خود را نشناخت و مادر وی نیز پس از چند سال دچار اختلال حواس و پریشانی روحی گردید . به طوری که دیگر قادر به نگهداری و مراقبت از فرزند خود نبود و به ناچار نورما جین کوچک دوران کودکی خود را در نوانخانه های مختلف و نزد خانواده های گوناگون سپری کرد.

 

 

نورماجین با مادرش ، خاله اش و دختر خاله اش 

در طول سال های کودکی و نوجوانی او با 11 خانواده مختلف زندگی کرد . یکی از این خانواده ها دوست صمیمی مادرش گریس مک کی بود که در سال 1937 حضانت او را بر عهده گرفت. (قبل از آن نیز در دوره ای سرپرستی طفل را بر عهده داشت) گریس به جین هارلو علاقه فراوان داشت و نورماجین را به شکل او در می آورد و آرایش میکرد. پس از ازدواج گریس با داک گودارد ، به دلیل ترس از سوء استفاده جن.سی شوهرش از نورما جین او را به یتیم خانه فرستاد.

 

 گریس مک کی 

 

پس از آن نورما جین مدتی را با خاله بزرگش اُلایو برنینگ گذراند . در برخی منابع ذکر شده است که  در آنجا نورماجین توسط پسر خاله الایو مورد تجاوز قرار گرفت که همین امر تاثیر روحی عمیقی بر زندگی آینده مریلین مونرو گذاشت.  پس از آن نورماجین نزد خاله دیگرش آنا فرستاده شد . در سال 1942 ، نورماجین در سن 16 سالگی با کارگر جوانی به نام جیمز دو گرتی ازدواج کرد . این ازدواج در ژوئن 1942 در منزل خاله آنا انجام شد . بعد از آن نورماجین دیگر به تحصیل ادامه نداد و از مدرسه اخراج شد . شوهرش در آن زمان 21 سال داشت و به عنوان تعمیرکار در آشیانه هواپیما مشغول به کار بود.

   جیمز دوگرتی و نورما جین   

 

مدت کوتاهی پس از ازدواج ، به دلیل ورود آمریکا در جنگ جهانی دوم ، جیمز داوطلب خدمت در نیروی دریای گردید و به جبهه اعزام شد . در این مدت نورما با مادر جیمز زندگی می کرد و توانسته بود در یک کارخانه ساخت قطعات هواپیمایی به نام  Radioplane مسئول رنگ آمیزی قطعات هواپیماها و وارسی چترهای نجات شود.

  نورما جین در کارخانه ساخت قطعات هواپیما 

ادامه دارد ... 


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۴/۱۸ عصر ۰۴:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, بانو, مگی گربه, پرشیا, Papillon, اسکارلت اُهارا, اکتورز, ژان والژان, حمید هامون, زاپاتا, سم اسپید, جو گیلیس, سارا, Blanche, lamarilyn, خانم لمپرت, Green, جیمز باند, شارینگهام
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #4
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

ب) دوران جوانی و شروع فعالیت در عرصه هنری

 

در سال 1944 ، موقعی که جنگ خانمانسوز در اوج خود بود ، در یکی از روزهای آن سال ستاره بخت نورما جین شروع به درخشیدن کرد . عکاسی ارتشی به نام دیوید کانوور از کارخانه ای که نورما جین در آن کار میکرد بازدید کرد و از چهره نورما خوشش آمد . از او عکس هایی گرفت و همراه با یک مقاله به مجله فرستاد . چاپ این مقاله سبب جلب نظرها به سمت نورما جین شد و با توصیه دیوید کانوور او با یک آژانس مدل سازی قرارداد بست. در اندک زمانی نورما جین در زمره مدل های موفق کتاب آبی آژانس به شمار آمد و تصاویر روی جلد ده ها مجله چاپ شد. در همین ایام شوهرش جیم دوگرتی که در جبهه اقیانوس آرام بسر می برد ، عکسی از دختری جذاب روی جلد یک مجله می بیند و در می یابد او همان همسرش نورما جین است. جیمز به همسرش نامه نوشت و از او خواست این کار را رها کند. اما نورما جین به افق های بالاتری از آنچه شوهرش قصد داشت برایش فراهم کند می اندیشید. او که تازه راه خود را یافته بود مخالفت می کند و ... سرانجام این ازدواج پس از 4 سال در سال 1946 به پایان خود میرسد.

  نمونه عکسی که دیوید کانوور گرفت

گفتیم که تصاویر نورماجین بر جلد مجلات مختلف می نشیند. همین تصاویر توجه بن لیون یکی از مدیران اجرایی کمپانی فاکس قرن بیستم را به خود جلب می کند و یک "تست صحنه" برای او ترتیب می دهد. پس از انجام تست ، لیون که تحت تاثیر نورما جین قرار گرفته در موردش می نویسد : براستی که او جین هارلویی دیگر است . با او قراردادی شش ماهه میبندند به مبلغ 125 دلار در هفته .

 

زندگی تازه با نامی تازه و رنگ مویی جدید همراه می شود. نام جدید ، مریلین مونرو است (مونرو نام خانوادگی مادرش بود و مریلین نیز از نام یک ستاره مشهور دهه 20 برادوی –مری لین میلر- گرفته شد) و رنگ موی جدید بلوند . نام جدید تا پایان عمرش با او ماند اما رنگ مویش را بعدها به پلاتینی –مشخصه منحصر به فردش- تغییر داد.

 

تغییر از نورما جین به مریلین 

ج) دوران حضور بر پرده سینما

 

در فیلم های زیادی ظاهر شد. گرچه در اواخر دهه 40 در چند فیلم ایفای نقش کرد ، اما کاراکتر سینمایی او در دهه 50 با فیلم جنگل آسفالت  به کارگردانی جان هیوستن به اوج رسید. نقش کوچک او در این درام جنایی موجب معطوف شدن نگاه ها به سمت او شد و در چند سکانس معدودی که بازی کرد تاثیر خود را گذاشت.

سایت های معتبر سینمایی مثل IMDB شروع کار مریلین مونرو را در سال 1948 با فیلم Shocking Miss Pilgrim می دانند که او در نقش کوتاهی به عنوان اپراتور تلفن در آن ظاهر شد. در همین سال در فیلم اسکوداهی اسکوداهو ساخته هیوهربرت نیز در نقش بتی در سکانس کوتاهی ظاهر گشت . به هر حال این دو فیلم به عنوان فیلم های واقعی او به شمار نمی آیند.

 

اسکوداهی! اسکوداهو! 

بعد از این دو فیلم ، در فیلم بانوان گروه کُر ، نقش نسبتا مطرحی را بر عهده گرفت. فیلمی یک ساعته از دسته فیلم های B-Movie که در آن ستاره ای بااستعداد متولد شد و با خواندن دو ترانه در آن قریحه خوانندگی خود را نیز عیان کرد. صدای ملوس و اندام شکیل و زیبایش – با وجود اینکه در مورد توانائیهای بازیگری او شبهاتی مطرح بود – در اندک مدتی از او یک ستاره ساخت. گرچه در ابتدا به نظر نمی رسید بازیگری توانا باشد اما بعدها با بردن جوایز معتبر سینمایی ثابت کرد غیر از زیبایی چهره و اندام ، چیزهای دیگری هم در چنته دارد! هر چند فیلم هایش به یک اندازه ارزش گذاری نمی شوند. بعضی ها قابل چشم پوشی بودند. برخی متوسط بودند و چندین فیلم نیز قابل بحث.

اولین نقش اصلی او در فیلم  Don't Bother to Knock بود که در 1952 روی صحنه رفت. در این زمان او دیگر به چهره ای معروف تبدیل شده بود  در همین ایام بود که با ستاره بازنشسته بیسبال – جو دی ماجیو – روابط عاشقانه ای بهم زد.

مریلین مونرو و جو دی ماجیو 

در سال 1952 اتفاق مهم دیگری هم افتاد و آن هم انتشار عکس های برهنه مریلین مونرو بود. دو عکس که توسط عکاسی بنام تام کلی برداشته شده بود و بر روی تقویم های سال 1949 منتشر شده بود سبب شد مطبوعات برای شناسایی مدل ناشناسی که در این تصاویر دیده میشد به تکاپو بیفتند و بعد از مدتی به این نتیجه رسیدند که این عکس ها شباهت زیادی با مریلین دارد. همچنان که صحت و سقم این مسئله مورد تردید بود خود مریلین به سادگی اعتراف کرد که این تصاویر متعلق به اوست و دلیلش را نیز بدست آوردن پول اجاره منزل خود بیان کرد! مصاحبه او و صداقت او در بیان علت کارش ، موجب شد که اثر بد این کار تا حدودی پوشانده شود. هرچند این موضوع به عنوان لکه تیره ای در پرونده او ثبت شد. 

 یکی از نمونه عکسهای گرفته شده توسط تام کلی

در سال 1953 در فیلم نیاگارا به بازی پرداخت. در این فیلم در نقش زن جوان متاهلی ظاهر شد که باید به کمک معشوقش شوهرش را به قتل برساند. در همین سال او با دیگر اَبَر ستاره هالیوود یعنی جین راسل در فیلم آقایان موطلایی ها را ترجیح می دهند همبازی شد و ترانه مشهور خودش "الماسها بهترین دوست یک دختر هستند" را اجرا کرد. فیلم مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت و کاراکتر زن زیباروی سبک مغز و پولدوست برای مونرو تثبیت شد. این کاراکتر در فیلم های دیگرش هم تکرار شد. مانند چگونه میشود با یک میلیونر ازدواج کرد (1953) که در این فیلم در کنار بتی گریبل و لورن باکال ظاهر شد .  همچنین در سال 1954 در کمدی دیگری به همین سبک به نام  There's No Business Like Show Business  با اتل مرمان همبازی شد. فیلم دیگرش در این سال رودخانه بدون بازگشت بود.

 با رابرت میچام در رودخانه بی بازگشت

در سال 1954 واقعه دیگری نیز اتفاق افتاد و آن ازدواج با جو دی ماجیو بود. این ازدواج نیز به اندازه ازدواج اول ناموفق بود و پس از 9 ماه به طلاق انجامید. جو فردی پایبند به سنت ها و ارزش ها بود و از این که مریلین اندامش را به رخ همه می کشد در عذاب بود و او را درک نمی کرد. موقعی که زن و شوهر برای ماه عسل در ژاپن به سر می بردند ، از مریلین برای اجرای برنامه در حضور سربازان آمریکایی حاضر در کره دعوت به عمل می آید. او با خوشحالی می پذیرد و و بعدها از آن به عنوان یکی از بهترین اوقات عمر خود یاد می کند.

 

در کره - 1954 

در سال 1955 درفیلم خارش هفت ساله و باز هم در نقش دختری زیبا اما ساده و کم عقل ظاهر می شود. واقعه قابل اعتنا در این فیلم برداشت سکانس معروف کنار دریچه مترو است. در حالیکه مردم زیادی جمع شده اند ، بادی که از دریچه مترو به دامان پیراهن مریلین میوزد پیراهنش را تا به سرش بالا می آورد و یکی از معروفترین سکانس های فیلم های مریلین رقم می خورد. گفته می شود یکی از دلایل طلاق مریلین و جو همین صحنه بود.

خارش هفت ساله

ادامه دارد . . . 


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۴/۲۲ صبح ۰۵:۱۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زاپاتا, جو گیلیس, نیومن, سم اسپید, مگی گربه, حمید هامون, بانو, Classic, پرشیا, سارا, ژان والژان, آماندا, Papillon, کنتس پابرهنه, اکتورز, سروان رنو, Blanche, lamarilyn, خانم لمپرت, جیمز باند, شارینگهام
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #5
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

در این زمان او مشهورترین زن دنیاست و یک ستاره پولساز برای استودیوی طرف قراردادش فاکس قرن بیستم. فیلمهایش در مجموع 200 میلیون دلار به فروش رفتند. هرچند که سهم او از این درآمد اندک است. جنگ و جدل وی با صاحبان استودیو در آن دوره زمانی ، فانوس راهی برای ستارگان آینده شد تا از حق و حقوق خود نگذرند و از آن دفاع کنند. قراردادی که پس از این فیلم بین مریلین و استودیو فاکس منعقد شد نشان میدهد که بابت بازی در هرفیلم مبلغ 100000 دلار به اضافه درصدی از فروش فیلم به وی میرسد. ضمنا او حق داشت برای کمپانی های دیگر نیز بازی کند و حق رد فیلمنامه ، کارگردان یا فیلمبردار را نیز به او داده بودند.

مریلین مونرو سرانجام از نقش های تکراری خسته می شود . دلزده از نقش های بلوند احمق و جذاب ، در سال 1955 هالیوود را رها می کند و به نیویورک می رود تا نزد لی استراسبرگ در اکتورز استودیو فن هنرپیشگی بیاموزد. بعد از آن به لندن می رود تا در فیلم شاهراده و دختر نمایش (1957) با لارنس اولیویه همبازی شود. در لندن او با ملکه دیدار می کند.

 با لارنس اولیویه در شاهزاده و دختر نمایش

در سال 1956 فیلمی دیگر از او بر پرده سینما نقش می بندد. کمدی- درام ایستگاه اتوبوس که در آن او در نقش آوازه خوان بار ظاهر میشود که در دام عشق کابوی جوان و مغروری افتاده است. این فیلم مورد توجه منتقدان و مطبوعات قرار گرفت و بسیاری بازی او را در فیلم ستودند. در تابستان همین سال واقعه تازه ای برایش اتفاق افتاد و آن هم ازدواج با نمایش نامه نویس معروف آرتور میلر بود. ازدواج با میلر بیش از ازدواج های قبلی به طول انجامید.

 مریلین مونرو و شوهر سومش آرتور میلر

در همین دوران بود که او به کمک دوست دیرینه خود میلتون گرین کمپانی تولید فیلم خود را براه انداخت که البته چندان موفق نبود و تنها یک فیلم در آن تولید شد. شاهزاده و دختر نمایش که در لندن و با بازی مریلین و لارنس اولیویه  ساخته شد (موضوع فیلم هفته من با مریلین (2011) رابطه مریلین و اولیویه و حواشی مربوط به آن در هنگام بازی در همین فیلم است). مریلین تلاش زیادی کرد از ازدواج با میلر صاحب فرزند شود اما با نومیدی دریافت که هیچگاه توانایی مادر شدن را ندارد و این هم یکی دیگر از مواردی بود که سبب از هم گسیختگی و آسیب روحی مریلین گشته بود.

 ملاقات با ملکه الیزابت دوم در لندن 

در سال 1959 بار دیگر به حیطه آشنایش بازگشت و در کمدی معروفش ، بعضی ها داغش را دوست دارند باز هم در نقش دختری زیبا اما ساده لوح و پولدوست بازی کرد. بازی در این فیلم برایش با موفقیت همراه بود و او برنده جایزه گلدن گلاب بهترین هنرپیشه زن کمدی شد. سال بعد او دو فیلم روی پرده داشت . بیا عشق بورزیم همراه با ایو مونتان و فیلمی که فیلمنامه نویس آن شوهرش بود ؛ ناجورها با بازی کلارک گیبل فقید که مدت کوتاهی پس از بازی در این فیلم بر اثر حمله قلبی درگذشت. ناجورها در نوادا ساخته شد و آخرین فیلم کامل مونرو به شمار می آید. شایعات ساخته و پرداخته مطبوعات جنجالی آن زمان ، مریلین را به دلیل تاخیرهای مکرر و حاضر نشدن سر صحنه مقصر مرگ گیبل دانستند. این شایعات قلب مریلین را به درد آورد .

 با کلارک گیبل در ناجورها 

مریلین مونرو از بیماری اظطراب شخصیتی رنج میبرد (بیماری که فرد در آن قادر به سخن گفتن یا حاضر شدن در جمع نیست) که گاهی اوقات موجب فرسودگی جسمی او نیز میشد و سبب میشد اغلب سر صحنه فیلمهایش دیر حاضر شود و همین امر سبب خشمگین شدن دست اندرکاران و عوامل فیلم و نیز سایر بازیگران میشد. یک بار بیلی وایلدر در مورد او گفته بود :

"او میتونست برترین باشه به شرط اینکه مثل ساعت کار کنه. من یک عمه مینی دارم که خیلی وقت شناسه ، اما کی حاضره برای دیدن عمه من بلیط بخره؟!"

به دلیل همین رفتارش او چند قرارداد با استودیوهای مختلف را از دست داد.

در سال 1961 مریلین و آرتور از هم جدا شدند . مریلین باز هم تنها شد و پس از آن دیگر ازدواج نکرد. در سال 1962 که مریلین مشغول بازی در فیلم Some thing Got To Give بود ، به دلیل غیبت های طولانی و چند روزه اش کنار گذاشته شد. به گفته نیویورک تایمز در آن زمان ، مونرو علت غیبت هایش را بیماری عنوان کرده بود. پس از اخراج مریلین از فیلم ، همبازیش دین مارتین نیز از بازی در فیلم انصراف داد و بدینسان استودیو به کلی فیلم را کنار گذاشت. به نظر میرسد که دوران بازیگری و معروفیت ستاره مشهور رو به افول نهاده است. دو فیلم آخرش یعنی بیا عشق بورزیم و ناجورها در گیشه نیز شکست خوردند.

در ماه می 1962 ، مریلین یک بار دیگر نقشی بیادماندنی از خود به یادگار گذاشت. اما این بار دیگر در فیلمی نبود. او در میهمانی تولد پرزیدنت کندی در مدیسون اسکوایر گاردن حاضر شد و آواز معروفش –تولدت مبارک آقای رئیس جمهور- را اجرا کرد.

 مریلین و جان اف کندی 

در شب چهارم اوت 1962 مریلین مونرو در سن 36 سالگی در منزلش در لس آنجلس چشم از جهان فرو بست. یک بطری خالی قرص خواب آور در کنار تختش پیدا شد. در آن زمان شایعات بسیاری بر سر زبان ها جاری شد . اف بی آی ، مافیا ، سیا ، اطرافیان کندی و ... در این شایعات حضور پررنگ داشتند. هر چند مرگ او به عنوان خودکشی احتمالی ثبت شده است.

مریلین با لباس مورد علاقه اش امیلیا پوچی و در داخل تابوت مجلل موسوم به تابوت کادیلاک به خاک سپرده شد. لی استراسبرگ بنا به سنت مدحی را در رثای او بر سر مزارش ادا کرد. هیو هفنر (سردبیر معروف مجله پ.ل.ی ب.و.ی) قبر کنار قبر مونرو و قبر شوهر سابقش جودی ماجیو را خرید. دی ماجیو بیش از هرکسی عاشق مریلین بود. گفته می شود تا 20 سال بعد رزهای قرمز رنگی را بر سر مزار همسرش می نهاد.

 تشییع جنازه 

نام مریلین مونرو همواره در کنار مشهورترین زنان دنیا برده می شود. او سه بار ازدواج کردو روابط عاشقانه او هنرمندانی همچون مارلون براندو ، فرانک سیناترا ، ایو مونتان و الیا کازان زبانزد خاص و عام بود. 

جمله معروفش این بود : " اگر من ستاره هستم این مردم بودند که مرا به اینجا رساندند."


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۴/۲۲ عصر ۰۳:۴۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, بانو, جو گیلیس, زاپاتا, Classic, سارا, ژان والژان, آماندا, Papillon, پرشیا, کنتس پابرهنه, مگی گربه, سم اسپید, اکتورز, Blanche, lamarilyn, خانم لمپرت, Green, جیمز باند, شارینگهام
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #6
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

زندگینامه مریلین مونرو به روایت تصاویر (قسمت اول)

1926

1926

1928- with her mom

1928 - با مادرش

1928

1928

1931

1931

1935

1935

1939

1939

1940

1940

1944

1944

1945

1945

1947

1947

1949

1949

ادامه دارد . . .


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۴/۲۳ عصر ۰۳:۴۸
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : زاپاتا, بانو, ناخدا خورشيد, ژان والژان, پرشیا, حمید هامون, کنتس پابرهنه, مگی گربه, سم اسپید, اکتورز, سروان رنو, سارا, Papillon, Blanche, lamarilyn, خانم لمپرت, جیمز باند, شارینگهام
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #7
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

زندگینامه مریلین مونرو به روایت تصاویر (قسمت دوم)

1952

1952

1953

1953

1954

1954 - در کره

1955

1955

1956

1956

1957

1957 - در حال خرید در نیویورک

1960

1960 - مراسم گلدن گلاب

1961

1961

1962

1962

1962 - last

1962 - اول ژوئن ، آخرین جشن تولد

62

1962 - 19 می ، شرکت در مراسم تولد کندی

62-62

1962 - 8 آگوست ، تشییع جنازه


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۴/۲۳ عصر ۰۷:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سناتور, زاپاتا, ژان والژان, پرشیا, حمید هامون, مگی گربه, بانو, Classic, کنتس پابرهنه, سم اسپید, اکتورز, سارا, Papillon, Blanche, lamarilyn, خانم لمپرت, Green, جیمز باند, شارینگهام
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #8
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

فیلم شناسی

1- Scudda Hoo! Scudda Hay!  - 1948

کارگردان : هیو هربرت

سایر بازیگران : جون هیور ، لون مک آلیستر

کاراکتر مریلین : دختر داخل قایق پارویی

خلاصه فیلم : کارگر مزرعه ای قصد خرید یک جفت قاطر و رام کردنشان برای کارفرمایش را دارد  . از طرفی بین او و دختر کارفرمایش هم مسایلی پیش می آید . در پایان میفهمد که قاطر و دختر به یک اندازه خیره سر هستند!

توضیحات : اولین حضور کوتاه مریلین در این فیلم بود. در واقع او فقط در دو صحنه حضور داشت که یکی از این صحنه ها در تدوین نهایی برداشته شد. تنها صحنه باقیمانده صحنه لانگ شاتیست که او را در یک قایق نشان می دهد.

.

.

.

2-  Ladies of the Chorus  - 1948

 

کارگردان : فیل کارلسون

سایر بازیگران : آدل ژارگنز ، رند بروکز

کاراکتر مریلین : پگی مارتین

خلاصه فیلم : مادر (ژارگنز) یک رقاصه (مونرو) نگران رابطه عاشقانه دخترش با یک مرد پولدار است ...

ترانه های اجرا شده :

Anyone Can See I Love You

Every Baby Needs a Da-Da-Daddy

توضیحات : اولین حضور مریلین مونرو در این فیلم کم خرج محصول کلمبیا پیکچرز رقم می خورد. ضمنا اولین رقص و اولین آوازخوانی مریلین نیز در همین فیلم اول دیده میشود.

مطبوعات : "یکی از نکات برجسته این فیلم آواز خواندن دوشیزه مونرو است. او زیباست و با صدای دلپذیر و اندام معرکه اش ، توانائیهایش را به نمایش می گذارد." موشن پیکچر هرالد

"دوشیزه مونرو تصویر زیبایی را از یک خواننده نیمه برهنه نمایش عرضه میدارد" ورایتی

.

.

.

3- Love Happy  -1949

کارگردان : لئو مک کارتی ، دیوید میلر

سایر بازیگران : برادران مارکس

کاراکتر مریلین : مشتری

خلاصه فیلم : یک کارگاه پرونده سرقت الماسها را حل می کند ...

توضیحات : داستان های ضد و نقیض بسیاری در مورد چگونگی حضور مریلین در این فیلم وجود دارد. اما یکی از آنها که همگی بر سر آن توافق دارند اینست که گویا مریلین به پشت صحنه فیلم می آید و مورد تحسین گروچو مارکس قرار می گیرد و از او دعوت بعمل می آورد. اگرچه نقش او در فیلم خیلی کوتاه بود اما به خاطر این فیلم در یک تور تبلیغاتی شرکت کرد.

.

.

.

4- A Ticket to Tomahawk  - 1950

کارگردان : ریچارد سیل

سایر بازیگران : دان دایلی ، آن بکستر ، روری کالون

کاراکتر مریلین : کلارا

خلاصه فیلم : قطاری در حال رفتن به تاماهاوک پر از ماجراهای مختلف ...

ترانه اجرا شده (گروهی) :

Oh What a Forward Young Man

توضیحات : مریلین به عنوان یکی از دختران گروه رقص که جزو مسافران این قطار هستند ، نقش کوچکی را بر عهده دارد.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۴/۲۶ عصر ۰۴:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, جو گیلیس, پرشیا, حمید هامون, زاپاتا, مگی گربه, کنتس پابرهنه, نیومن, بانو, Classic, سم اسپید, اکتورز, سارا, Papillon, Blanche, خانم لمپرت, Green, جیمز باند
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #9
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

5- The Asphalt Jungle   1950

 

کارگردان : جان هیوستن

سایر بازیگران : استرلینگ هایدن ، لوئیز کالهرن ، جین هیگن

کاراکتر مریلین : آنجلا فینلی

خلاصه فیلم : یک سرقت به دقت طراحی شده الماس ، بر اثر خیانت و زیاده خواهی بعضی از اعضا به شکست منتهی می شود. . .

 

توضیحات : نقشی هرچند کوتاه اما تاثیرگذار و نافذ برای مریلین. استعداد یاب معروف هالیوود جانی هاید ، مریلین را برای این نقش کاملا مهیا ساخته بود. فیلم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و نامزد چند جایزه اسکار شد.

مطبوعات:  "بهترین فیلم جنایی این دهه ... وشاید تمام ادوار..." نیویورک پست

"همه نقشها در این فیلم غیرقابل انکارند" نیویورک تایمز

.

.

.

6- The Fireball   1950

 

کارگردان : تای گارنت

سایر بازیگران : میکی رونی ، پت اوبراین

کاراکتر مریلین : پولی

خلاصه فیلم : زندگی یک ستاره رولر اسکیت و شرح موفقیتها و ناکامیهای او ...

 

توضیحات : مریلین در این فیلم نقش کوتاهی را بر عهده دارد اما پیراهنی که او بر تن کرده او را در رده اول نگاهها می نشاند. پیراهنی که در فیلمهای دیگری نیز بر تن کرد...

.

.

.

7- All About Eve    1950

 

کارگردان : جوزف ال منکیه ویتز

سایر بازیگران : بت دیویس ، آن بکستر ، جرج ساندرز ، سلست هلم

کاراکتر مریلین : کلودیا کسول

خلاصه فیلم : ستاره ای مشهور اما پا به سن گذاشته یکی از طرفدارانش را به زیر بال و پر خود می گیرد . بدون اینکه از عواقب این کار باخبر باشد...

توضیحات : اگرچه نقش مریلین در این فیلم کوتاه است اما اهمیت زیادی در پیشبرد روایت دارد. فیلم با موفقیت زیادی همراه بود و یکی از بهترین فیلم های تاریخ سینما لقب گرفت. درباره ایو برنده چند جایزه اسکار شد که یکی از آنها توسط مریلین مونرو اهدا شد. این تنها حضور وی در مراسم اسکار بود.

مطبوعات : " یکی از بهترین و کاملترین فیلمهایی که از هالیوود یا هر جای دیگری در این سالها بیرون آمده." نیویورک هرالد تریبیون

.

.

.

8- Home Town Story   1951

 

کارگردان : آرتور پیرسون

سایر بازیگران : جفری لین ، دانلد کریسپ ، مارجوری رینولدز ، آلن هال جونیور

کاراکتر مریلین : آیریس مارتین

خلاصه فیلم : ویراستار روزنامه یک شهر کوچک ، که در سیاست از پسر یک فرد پولدار شکست میخورد سعی میکند تا مبارزه ای را بر علیه سرمایه داری ترتیب دهد فقط برای اینکه او را از حرفهایش پشیمان کند.

 

توضیحات : یک بار دیگر جانی هاید این فیلم را برای مریلین بدست آورد. فیلمی تبلیغاتی با سرمایه ژنرال موتورز که قصد داشت موجب پیشرفت صنعت در آمریکا شود. مریلین در این فیلم در نقش منشی دفتر روزنامه ظاهر شد و همان لباسی را بر تن داشت که پیش از این در دو فیلم قبلیش هم پوشیده بود.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۴/۲۷ عصر ۰۵:۳۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, پرشیا, زاپاتا, سم اسپید, حمید هامون, ناخدا خورشيد, بانو, ژان والژان, مگی گربه, اکتورز, Classic, سارا, Papillon, Blanche, خانم لمپرت, Green, جیمز باند
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #10
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

9- As Young as You Feel    1951

 

کارگردان : هرمن جونز

سایر بازیگران : مانتی وولی ، تلما ریتر ، دیوید وین ، جین پیترز

کاراکتر مریلین : هریت

خلاصه فیلم : مردی که به دلیل سیاست های شرکت مجبور به بازنشستگی شده دنبال راهی برای بازگشت می کردد ...

 

توضیحات : پس از بازگشت و قرارداد مجدد با فاکس ، اولین فیلم او برای این استودیو بود. او باز هم در نقش منشی شرکت ظاهر شد.

مطبوعات : " آلبرت دکر به خوبی نقش یک رئیس احمق را بازی میکند . مریلین مونرو هم در نقش منشی او عالی است." نیویورک تایمز

 .

 .

 .

10- Love Nest   1951

 

کارگردان : جوزف ام نیومان

سایر بازیگران : جون هیور ، ویلیام لاندیگان ، فرانک فی

کاراکتر مریلین : روبرتا (بابی) استیونز

خلاصه فیلم : جیم اسکات (لاندیگان) در بازگشت از جنگ به ساختمان قدیمی که توسط همسرش خریداری شده میرود و در آنجا به عنوان صاحبخانه درگیر مسایلی با مستاجرینش میشود منجمله با دوست دوران جنگش بابی(مریلین) ...

توضیحات: فاکس از مریلین در این فیلم استفاده کرد تا در امتداد قرارداد جدیدش با وی ، کاراکتر او را به عنوان دختر جذاب و بلوند و عشوه گر در بین سینماروها جا بیندازد. در این فیلم نیز در نقش دختر زیبایی که حسادت سایرین مخصوصا زن صاحبخانه را برمی انگیزد ظاهر شده است.

مطبوعات: " تم فیلم تا حدی قدیمی است...مریلین مونرو در فیلم قرار داده شده تا موجب حسادت بین صاحبخانه ها شود." ورایتی

.

.

.

11- Let's Make It Legal    1951

 

کارگردان : ریچارد سِیل

سایر بازیگران : کلودت کولبرت ، مک دانلد کری ، زاخاری اسکات ، باربارا بیتس

کاراکتر مریلین : جویس منرینگ

خلاصه فیلم : مثلث عشقی سابق دوباره شکل میگیرد موقعی که میریام (کولبرت) تصمیم میگیرد شوهرش را ترک کند و یکی از ژیگولوهای سابق هم دوباره به شهر برمیگردد...

 

توضیحات : یکی دیگر از تلاش های فاکس برای سرمایه گذاری روی مریلین جهت بالا بردن شهرت و جاذبه عمومی او . مریلین در این فیلم در نقش یک مدل ظاهر میشود که از جذابیت و زیبائیش برای به تور انداختن مردان پولدار استفاده میکند.

مطبوعات : "مریلین مونرو در نقش دختری که به دنبال شکار شوهر است ، به طور هوس انگیزی جذاب و سرگرم کننده است." هالیوود ریپورتر

.

.

.

12- Clash by Night   1952

 

کارگردان : فریتز لانگ

سایر بازیگران : باربارا استانویک ، پل داگلاس ، رابرت رایان

کاراکتر مریلین : پگی

خلاصه فیلم : می دویل (استانویک) پس از بازگشت به شهر زادگاهش ، ازدواج و داشتن یک بچه ، در می یابد که افکارش به دنبال مرد دیگری کشیده می شود ...

توضیحات : مریلین در این فیلم به استودیو RKO قرض داده میشود تا نقش کوتاهی را در این فیلم به عهده گیرد. در این فیلم او در نقش یک کارگر کارخانه کنسرو ظاهر میشود.

مطبوعات : " مریلین مونرو در این فیلم هرچند نقشی کوچک دارد اما محکم بازی کرده است. صحنه رقص او روی میز برای میهمانان عالیست. این بهترین بازی مریلین بعد از فیلم جنگل آسفالت است ." لایف


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۴/۲۸ عصر ۰۵:۴۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سم اسپید, زاپاتا, پرشیا, ژان والژان, حمید هامون, بانو, مگی گربه, اکتورز, Classic, آماندا, سارا, کنتس پابرهنه, Blanche, Green, جیمز باند
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #11
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

13- We're Not Married!   1952

 

کارگردان: ادموند گالدینگ

سایر بازیگران: جینجر راجرز ، فرد آلن ، ویکتور مور ، دیوید وین ، پل داگلاس ، میتزی گاینور ، لوئیز کالرن ، زازا گابور

کاراکتر مریلین: آنابل نوریس

خلاصه فیلم: 5 زوج به این موضوع پی میبرند که آنها واقعا زن و شوهر نیستند زیرا عاقدی که آنها را عقد کرده هنوز جواز این کار را نداشته ... !

توضیحات : در این فیلم پرستاره ، مریلین در نقش یک نامزد مسابقات زیبایی شرکت دارد که می فهمد ازدواجش غیرقانونی بوده . این نقش گویا منحصرا برای او نوشته شده است تا زیبایی های او را در ویترین نگاه های تماشاگران قرار دهد.

مطبوعات : " صحنه های مربوط به زوج مونرو-وین در فیلم محدودتر از بقیه است. اما نمایش اندام مونرو در حوله حمام در همان صحنه های محدود بیشترین بهره را برای فیلم رقم زده است." ورایتی

 .

 .

 .

14- Don't Bother to Knock   1952

 

کارگردان : روی وارد بیکر

سایر بازیگران : ریچارد ویدمارک ، آن بنکرافت

کاراکتر مریلین: نیل فوربس

خلاصه فیلم: یک خلبان در هتلی با پرستار بچه ای ملاقات میکند که بعدا معلوم میشود او یک بیمار روانی است...

توضیحات : استودیو فاکس نقشی را به مریلین داد که برای ستاره ای چون او که کم کم داشت به یک سمبل س.ک.س.ی تبدیل میشد بعید و غیرمحتمل بود. اما مریلین در این نقش به خوبی توانائی های بازیگری خود را در نقش پرستاری روانی به نمایش گذاشت.

مطبوعات : "این فیلم با قاطعیت ثابت میکند که او در زمره نوستارگان بزرگی است که نمایش دهندگان فیلم همیشه میخواستند داشته باشند." موشن پیکچر هرالد تریبیون

 .

 .

 .

15- Full House   1952

 

کارگردان : هنری کاستر (کارگردان قسمتی که مریلین در آن حضور داشت)

سایر بازیگران: چارلز لاتون

کاراکتر مریلین: زن خیابان گرد (در قسمت The Cop and the Anthem)

خلاصه فیلم: اقتباسی از 5 داستان کوتاه ویلیام سیدنی پورتر (اُهنری)

توضیحات: مریلین در اولین قسمت از این فیلم 5 قسمتی ، حضور نسبتا کوتاهی داشت. اما با وجود این کوتاهی نقش ، او دستمزد بالایی را برای این فیلم دریافت کرد.

مطبوعات: " مریلین مونرو بار دیگر همانند فیلم جنگل آسفالت درخشان ظاهر شد. این بار در نقش یک زن خیابانگرد با تشابهی حیرت آور" نیویورک پست

.

.

.

16- Monkey Business    1952

 

کارگردان : هاوارد هاوکز

سایر بازیگران: کری گرانت ، جینجر راجرز ، چارلز کابرن

کاراکتر مریلین: لوئیز لورل

خلاصه فیلم: یک دانشمند (گرانت) و همسرش (راجرز) معجون جوانی را روی خودشان آزمایش می کنند ...

توضیحات: مریلین بار دیگر در یکی از نقش های مکررش به عنوان منشی ظاهر می شود البته این بار از نوع کله پوکش! اما این آخرین حضورش در نقش یک منشی ساده است. ستاره مریلین رو به طلوع است...

مطبوعات: " مریلین مونرو در نقش منشی می خندد ، خودنمایی میکند ، بالا و پایین می پرد . اما این منشی نمیتواند از پس تایپ یک نامه بربیاید!" فتوپلی


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۵/۱ عصر ۰۵:۱۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : بانو, مگی گربه, زاپاتا, پرشیا, سم اسپید, اکتورز, ژان والژان, Papillon, آماندا, Classic, حمید هامون, سروان رنو, منصور, سارا, کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, Blanche, جیمز باند
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #12
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

17- Niagara   1953

کارگردان: هنری هاتاوی

سایر بازیگران: جوزف کاتن ، جین پیترز

کاراکتر مریلین: رز لومیس

ترانه های اجرا شده:  Kiss

خلاصه فیلم: زن و شوهری برای گذران ماه عسل به آبشار نیاگارا می روند. در آنجا ناخواسته درگیر توطئه زنی خیانت پیشه و شوهر حسودش می شوند ...

توضیحات : این فیلم همچون سکوی پرتابی برای مریلین بود تا او را به سمت موفقیت پرتاب کند. این فیلم نوآر از مریلین یک ستاره بین المللی ساخت . بازی مریلین در این فیلم بی نقص بود. هر چند نمیتوان از بازی های خوب جوزف کاتن و جین پیترز و کارگردانی هنری هاتاوی هم غافل بود.

مطبوعات: "آنچه که این فیلم را بالاتر از یک فیلم معمولی قرار داده یک ستاره است: مریلین مونرو" تایم

"او بزرگترین ستاره بعد از جین هارلو است. او باهوشتر از هارلو است ..." لس آنجلس اگزاماینر

.

.

.

18- Gentlemen Prefer Blondes    1953

کارگردان: هاوارد هاوکز

سایر بازیگران: جین راسل ، چارلز کابرن

کاراکتر مریلین: لورالی لی

ترانه های اجرا شده:

"Two Little Girls From Little Rock "duet

"Bye Bye Baby "duet

"When Love Goes Wrong "duet

Diamonds Are a Girl's Best Friend

خلاصه فیلم: یک آوازه خوان کاباره که دائم به دنبال شکار مردان پولدار است و بهترین دوستش ، در هنگام سفر با یک کشتی تفریحی به فرانسه با حوادثی روبرو می شوند که سرانجام در پاریس با عشق خاتمه می یابد.

توضیحات: قرار بود نقش لورالی را به بتی گرابل دهند. اما در بیست و ششمین سالروز تولد مریلین ، این نقش به او رسید. آوازهایی که او در فیلم اجرا کرد جزو بهترین ترانه های او هستند . مخصوصا ترانه بیادماندنی Diamonds are a Girl's Best Friend که جزو زیباترین صحنه های فیلم به شمار می آید. هر چند او در این فیلم به عنوان نوستاره قرارداد امضا کرده بود اما در عمل او حتی ستاره کهنه کاری چون جین راسل را نیز تحت الشعاع خود قرار داد.

مطبوعات: "مریلین مونرو در نقش لورالی لی ، مثل یک هلوی رسیده لذیذ به نظر می رسد. همچنین با صدای فوق العاده شیکش در هنگام خواندن ترانه الماسها ...، همه را مات و مبهوت خود میکند." لس آنجلس سیتیزن نیوز

.

.

.

19 - How to Marry a Millionaire   1953

کارگردان: ژان نگولسکو

سایر بازیگران: بتی گریبل ، لورن باکال

کاراکتر مریلین: پولا دبویس

خلاصه فیلم: سه دختر آپارتمانی گران قیمت در نیویورک اجاره می کنند ، به این امید که شوهرانی پولدار به تور بزنند . . .

توضیحات: حضور دو ستاره مشهور موطلایی آن زمان به همراه لورن باکال ، نوید روزهای خوبی را برای فاکس میداد. بازی عالی مریلین در کنار بتی گریبل و لورن باکال ، امید ستون نویس های مجلات زرد را که منتظر "سوتی" گرفتن از اینها بودند نومید کرد. مریلین در ابتدا نقش گریبل را میخواست چون دوست نداشت در فیلم عینک به چشم بزند. این اولین فیلم استودیو فاکس بود که در قالب سینمااسکوپ فیلمبرداری شده بود.

مطبوعات: " مریلین مونرو ، بتی گریبل و لورن باکال با هوشیاری تمام آنچه را که نونالی جانسون(فیلمنامه نویس) نوشته بود به اجرا در آوردند. بازی طبیعی اینها که به این فیلم مفرح اضافه شده ، این فیلم را به عنوان خنده دارترین فیلم سال مطرح ساخته." نیویورک دیلی نیوز

.

.

.

20- River of No Return    1954

کارگردان: اتو پرمینگر

سایر بازیگران: رابرت میچام ، روری کالرن

کاراکتر مریلین: کی وستون

ترانه های اجرا شده :

One Silver Dollar

Down in the Meadow

I'm Gonna File My Claim

River of No Return

خلاصه فیلم: در شهری که گرفتار تب طلا شده حرص و طمع یک قمارباز قهار که در یک بازی پوکر برنده جواز استخراخ معدن شده است ، سبب می شود سه نفر(کشاورزی بنام مت کالدر ، پسرش و دوست دختر فرد قمارباز) مجبور به کاری خطرناک شوند : عبور از رودخانه ای سرکش و وحشی که شاید راه بازگشتی از آن نباشد . . .

  با میچام و اتو پرمینگر

توضیحات: مریلین برای بازی در این فیلم در کوه های راکی کانادا حاضر شد. این اولین فیلم وسترنی او بود و به نظر خودش خوب از کار درنیامد. در طول فیلمبرداری ، در صحنه ای از فیلم مچ پای مریلین پیچ خورد و همین باعث شد تا او تا آخر فیلم لنگ لنگان و به کمک جو دی ماجیو حرکت کند. برخی میگویند این کار مریلین راهی بود برای انتقام از پرمینگر که نتوانسته بود از او به خوبی بازی بگیرد.

مطبوعات: "شکی نیست که دوشیزه مونرو توانایی کاملی در شغل خود دارد ، اما عناصر به شدت دراماتیک فیلم کمی بیش از توان او در این مقطع از دوران بازیگریش است." لس آنجلس اگزاماینر


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۵/۱۱ عصر ۰۳:۳۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مگی گربه, پرشیا, سم اسپید, نیومن, زاپاتا, بانو, حمید هامون, سارا, Papillon, کنتس پابرهنه, اکتورز, ژان والژان, Blanche, lamarilyn, خانم لمپرت, Green, جیمز باند
پرشیا آفلاین
مترجم کافه
***

ارسال ها: 220
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۹/۱۶
اعتبار: 26


تشکرها : 4498
( 2677 تشکر در 10 ارسال )
شماره ارسال: #13
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

ضمن مطالعه ی تاریخ موسیقی جاز و هنرمندان برجسته ی این شاخه از هنر موسیقی به نکته ی جالبی بر خوردم که بی ارتباط با ستاره ی این جستار نبود. مطلب زیر ادای احترام به دوست ارجمندی است که این جستار را شروع کرده و اطلاعات ارزشمندی را بی منت در اختیار دیگر دوستان قرار داده اند:

اِلا فیتزجرالد یکی از چهره های افسانه ای تاریخ موسیقی جاز است که از ابتدا تا میانه ی دهه ی پنجاه میلادی در اوج شکوفایی حرفه ای خویش ایستاده بود. در آن روزگار, او به عنوان هنرمند جازی که آثار بسیار پرفروشی را عرضه می کرد, در سرتاسر دنیا شناخته شده بود. اما برای اجرای برنامه در بعضی کلوپ های شبانه ی بزرگ تر و محبوب تر با مشکل مواجه بود. کلوپ شبانه ی موکامبو واقع در هالیوود شرقی یک کلوپ ویژه ی سفید پوستان و پرطرفدارترین باشگاه رقص در آن ناحیه محسوب می شد که به دلیل سیاه پوست بودن اِلا, به او اجازه اجرای برنامه در آن را نمی دادند. مریلین که شیفته ی اِلا و موسیقی اش بود, تصمیم گرفت برای حل این مشکل به کمک او برود.

الا فیتزجرالد

عکسی از اِلا در دهه ی سی میلادی

اِلا در مصاحبه ای که با یکی از مجلات داشت, ماجرا را به این شکل شرح می دهد:

"من به راستی مدیون مریلین مونرو هستم. چون او بود که امکان اجرای برنامه در موکامبو را برای من فراهم کرد. این کلوپ در دهه ی پنجاه بسیار محبوب بود. مریلین شخصا با صاحب موکامبو تماس گرفت و گفت این خواسته ی شخصی اوست که به من اجازه ی اجرا در کلوپ اش را بدهد و در صورتی که با این درخواست موافقت کند, مریلین هر شب یکی از میزهای جلویی و نزدیک به صحنه را رزرو خواهد کرد. او به مدیر کلوپ گفت که چنین کاری با توجه به موقعیتی که مریلین به عنوان یک فوق ستاره ی سینما دارد, در مطبوعات غوغا بپا خواهد کرد. مدیر حرف او را تایید کرد و مریلین هم به قول اش پایبند ماند: هر شب سر یکی از میزهای جلویی می نشست. این موضوع بازتاب گسترده ای در روزنامه ها داشت...... بعد از آن من دیگر هرگز ناچار به اجرای برنامه در کلوپ های کوچک جاز نشدم. مریلین زنی استثنایی بود و کمی پیشروتر از زمان خودش, و این موضوعی است که خود از آن آگاه نبود."

الا فیتزجرالد

اِلا فیتزجرالد و مریلین مونرو در حال گفتگو و گوش سپردن به موسیقی جاز در کلوپ تیفانی واقع در هالیوود, سال 1955

مصاحبه ی فوق در یکی از مقالات مجله ی MS در آگوست سال 1972 به چاپ رسید. رشته ی دوستی این دو زن که هریک در عرصه ی هنری خود چهره ای برجسته بودند تا زمان مرگ مریلین پایدار باقی ماند.


بزرگ ترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد نه شعور لازم برای خاموش ماندن

ژان دو لا برویر, فیلسوف فرانسوی قرن 17
۱۳۹۲/۵/۱۴ صبح ۱۲:۲۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : اکتورز, سارا, مگی گربه, ژان والژان, حمید هامون, بانو, زرد ابری, سروان رنو, زاپاتا, اسکورپان شیردل, Blanche, lamarilyn, خانم لمپرت, Green
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #14
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

21- There's No Business Like Show Business   1954

کارگردان : والتر لانگ

سایر بازیگران: اتل مرمان ، دانلد اُکانر ، میتزی گاینور

کاراکتر مریلین : ویکی هافمن

ترانه های اجرا شده:

"A Man Chases a Girl "duet

After You Get What You Want You Don't Want It

Heat Wave

Lazy

You'd Be Surprised

There's No Business Like Show Business

خلاصه فیلم: خانواده ای که درکار نمایش هستند ، با ورود دختر جامه داری (جامه دار: کسی که در کافه ها و رستورانها کلاه و پالتوی میهمانان را ازشان می گیرد) به درون زندگیشان با مشکل مواجه میشوند . . .

توضیحات : اولین فیلم مریلین بعد از ازدواج با جو دی ماجیو. فیلمی فانتزی که ادای دینی است به ایروینگ برلین (آهنگساز و ترانه ساز مشهور سینمای آن دوران) . جو دی ماجیو هرچند در مورد لباس های اندک مریلین در فیلم به ظاهر عکس العملی نشان نمیداد اما حاضر هم نشد در معدود ملاقات هایش با مریلین سر صحنه فیلم برداری ، با وی بایستد و عکس بگیرد!

مطبوعات: " این فیلم یک فانتزی عالی است. پر از رنگ و آهنگ . سرشار از احساسات ناب و شگرف." نیویورک دیلی میرور

.

.

.

22- The Seven Year Itch   1955

کارگردان: بیلی وایلدر

سایر بازیگران: تام ایوِل

کاراکتر مریلین: دختر

خلاصه فیلم: مردی خیال پرداز که همسرش به مسافرت رفته دچار وسوسه دختر همسایه طبقه بالایش می شود ...

توضیحات : مشهورترین صحنه ای که از مریلین بر پرده سینما نشان داده شده در این فیلم است. گفته می شود همین صحنه باعث جدایی مریلین و جو دی ماجیو شد. بعد از کلی تبلیغات روی این صحنه و بعد از اینکه تعداد زیادی از مردم برای تماشای فیلمبرداری این صحنه در خیابان جمع شدند نهایتا این سکانس دوباره در استودیو فیلمبرداری شد. خارش هفت ساله (یا ترجمه صحیح ترش خارش سال هفتم) یکی از موفق ترین کمدی های وی نیز محسوب میشود.

مطبوعات: " دوشیزه مونرو هویتی خاص و تجسم فیزیکی ویژه ای به فیلم داده است." نیویورک تایمز

"

.

.

.

23- Bus Stop    1956

کارگردان: جاشوا لوگان

سایر بازیگران: دان مورای

کاراکتر مریلین: چری

ترانه های اجرا شده:

That Old Black Magic

خلاصه فیلم: گاوچرانی صاف و ساده اما کله شق عاشق دختری آوازه خوان میشود و بزور میخواهد تا او را به مزرعه خود در مونتانا ببرد. اما دختر مخالف است. سرانجام . . .

توضیحات: یکی از بهترین بازی های مریلین و شاید بهترینِ آنها. این فیلم ثابت کرد استعداد مریلین فقط در چهره و اندام او نیست. خود وی معتقد بود صحنه گفتگویش با الما (هوپ لانگ) و گریه کردنش در اتوبوس ارزش نامزدی اسکار را داشت.

مطبوعات: "در ایستگاه اتوبوس ، مریلین مونرو یکبار و برای همیشه این اندیشه را که او صرفا شخصیتی فریبنده است باطل میکند." دِ ساتردی ریویو

"این نمایش مریلین است. دوست من! و در این نمایش ، اندام ، زیبایی و استعداد خود را عرضه میدارد." لس آنجلس اگزاماینر

"در استگاه اتوبوس او یک نقش فوق العاده دارد. نقشی که آن را با محنت و طنازی توامان ، ایفا میکند." هرالد تریبیون

"سرانجام مریلین مونرو در ایستگاه اتوبوس خود را به عنوان هنرپیشه اثبات کرد." نیویورک تایمز

.

.

.

24- The Prince and the Showgirl   1957

کارگردان: لارنس اولیویه

سایر بازیگران: لارنس اولیویه

کاراکتر مریلین: السی مارینا

خلاصه فیلم: شاهزاده ای از کارپاتیا (کشوری خیالی در ناحیه بالکان) تلاش میکند در دام افسونگری و دلربایی دختری آمریکایی که به دفعات سر راهش سبز می شود نیفتد اما ...

توضیحات: اولین (و آخرین) محصول استودیوی مریلین، مدت کوتاهی بعد از ازدواجش با آرتور میلر در لندن ساخته شد.او علاوه بر تهیه کنندگی این فیلم ، در مقابل سر لارنس اولویه کبیر نیز به بازی پرداخت و در حین تولید فیلم دریافت که تهیه کنندگی چه کار سخت و طاقت فرسایی است. اما به هر جهت او مانند همیشه در برابر دوربین ، عالی و خیره کننده بود.

مطبوعات: " شاهزاده و دختر نمایش فیلم سرگرم کننده ای است ؛ به شرط آن که آن را جدی نگیرید." نیویورک تایمز

" مطمئن هستم این بهترین تلاش سینمایی مریلین است." لس آنجلس تایمز


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۵/۱۶ صبح ۰۴:۲۴
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : نیومن, ناخدا خورشيد, Classic, حمید هامون, سم اسپید, پرشیا, بانو, مگی گربه, سارا, سروان رنو, ژان والژان, کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, Blanche, Green, جیمز باند
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #15
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

25- Some Like It Hot   1959

کارگردان: بیلی وایلدر

سایر بازیگران: جک لمون ، تونی کرتیس

کاراکتر مریلین: شوگر

ترانه های اجرا شده:

Running

I Wanna Be Loved By You

I'm Through With Love

خلاصه فیلم: دو نوازنده آس و پاس بعد از اینکه شاهد یک قتل توسط مافیا میشوند برای فرار از دستشان ، با شکل و شمایلی زنانه داخل یک گروه موسیقی میشوند که تماما متشکل از دختران زیبا و جوان است. اما بعد از ملاقات با دختری زیبا و همچنین پیرمردی عاشق پیشه و پولدار درمی یابند که زن پوش شدن چندان هم عاری از دردسر نیست . . .

توضیحات: اگرچه به تعبیر بسیاری از سینما دوستان ، بعضیها داغش رو دوست دارند بزرگترین نمایش سینمایی مریلین محسوب میشود اما خود وی در ابتدا علاقه ای به شرکت در فیلم نداشت. علتش این بود که از طرفی فکر میکرد کاراکتر او در این فیلم باز هم یک "دختر بلوند و ساده لوح دیگر" است و در ضمن سعی داشت از ازدواجش با آرتور میلر بچه دار شود. اما از آنجایی که هر زوجی برای بچه دار شدن نیاز به پول هم دارد سرانجام مریلین این نقش را پذیرفت. تاخیرها و اشتباهات روی صحنه مریلین در این فیلم بسیار زیاد و مثالزدنی بود اما شاید او انگیزه ای پنهانی برای این کار داشت. کار با بیلی وایلدر برای وی همچون نبردی دائمی بود که سرانجام مریلین پیروز میدان شد و توانست وایلدر را متقاعد کند که کاراکترش در فیلم چگونه باید ظاهر شود. خشم او از وایلدر منجر به خلق شخصیتی کمیک شد که بهترین و بزرگترین نقش آفرینی مریلین در قالب دختر بلوند و ساده لوح به شمار می آید.

مطبوعات: " کمدی سال 1959 وایلدر یکی از گنجینه های دیرپای سینما است. فیلمی خلق شده از وسواس و الهام." راجر ایبرت

.

.

.

26- Let's Make Love   1960

کارگردان: جورج کیوکر

سایر بازیگران: ایو مونتان ، فرانکی واگان ، تونی رندال

کاراکتر مریلین: آماندا دل

ترانه های اجرا شده:

My Heart Belongs to Daddy

Specialization "duet"

Let's Make Love

Incurably Romantic "duet"

خلاصه فیلم: میلیاردری که در نمایشی هجوگونه مورد تمسخر قرار گرفته به طور ناشناس به مکان تمرین نمایش میرود و در آنجا با آماندا دل (مریلین) که مشغول تمرین آواز است آشنا میشود. از طرفی دیگر کارگردان نمایش که او را نشناخته وی را برای بازی در نقش خودش مناسب میبیند و . . .

توضیحات: هرچند مریلین علاقه ای به فیلمنامه این فیلم نداشت اما به دلیل تعهدی که به فاکس داشت مجبور به بازی در این فیلم شد. انتخاب ایو مونتان به عنوان نقش مقابل مریلین ، ایده خود او بود و موجب بروز شایعاتی مبنی بر عشق و عاشقی بین ایندو گشت. بیا عشق بورزیم پس از چند فیلم موفق مریلین ، به عنوان فیلمی کم فروغ در کارنامه او ثبت شد.

مطبوعات: " خانم مونرو به عنوان یک کمدین طراز اول ، خط مشی ثابتی ندارد." نیویورک دیلی میرور

.

.

.

27- The Misfits    1961

کارگردان: جان هیوستن

سایر بازیگران: کلارک گیبل ، مونتگومری کلیفت ، ایلای والاش

کاراکتر مریلین: رزلین تابور

خلاصه فیلم: زنی زیبا  و مطلقه موقعی که به شهر رنو آمده است با سه گاوچران کهن سال دوست می شود . اما موقعی که درمیابد آنها نقشه دارند تا اسبهای وحشی را به دام بیندازند و گوشت آنها را برای تهیه غذای سگ بفروشند دچار خشم و سرخوردگی میشود. . .

توضیحات: ناجورها آخرین فیلم کامل شده مریلین مونرو و همچنین به مثابه آواز قویی برای ازدواجش با آرتور میلر به شمار می آید. (فیلمنامه این فیلم را آرتور میلر نوشت و به مریلین تقدیم کرد.) تولید فیلم با مشکلاتی همراه بود . در میانه فیلمبرداری مریلین دچار تنش های عصبی شد و مجبور شد به مدت 10 روز دوران نقاهت را در بیمارستان سپری کند. در این فیلم مریلین در مقابل بت دیرینه خود کلارک گیبل قرار گرفت. هرچند گیبل مدت کوتاهی بعد از پایان فیلمبرداری بر اثر حمله قلبی درگذشت.

مطبوعات: "مریلین نقشی را بازی کرد که تکه هایی از آن در واقع یادآور زندگی خود اوست." لایف

.

.

.

28- Something's Got to Give   1962 

کارگردان: جورج کیوکر

سایر بازیگران : دین مارتین ، سید چریس

کاراکتر مریلین: اِلِن آردن

خلاصه فیلم: مردی که سالها قبل همسر خود را در دریا گم کرده و از دست داده ، پس از طی تشریفات قانونی دوباره ازدواج میکند اما در همان زمان همسر وی که از  یک جزیره متروکه نجات یافته ، به خانه بر می گردد . . . (این فیلم نیمه تمام در واقع بازسازی فیلم همسر دلخواه من My Favorite Wife بود که در سال 1940 ساخته شده بود. این فیلم هیچگاه به نمایش در نیامد و فقط در سال 2001 ، تکه های فیلمبرداری شده آن بازسازی شد و در قالب یک فیلم کوتاه 37 دقیقه ای از تلویزیون پخش شد.)

ضمیمه : قسمتهایی کوتاه از این فیلم را از لینک زیر دانلود کنید:

http://www.mediafire.com/download/vk771l...!_RARE.FLV

توضیحات: بر خلاف آنچه که در بین رسانه ها شایع است و تمام تقصیرها را برای ناتمام ماندن فیلم به گردن مریلین انداخته اند اما با کمی تحقیق میشود پی برد که در آن زمان استودیو فاکس با مشکلات مالی فراوان دست به گریبان بود. ساخت فیلم کلئوپاترا و طولانی شدن زمان ساخت آن ، هزینه گزافی بر دوش فاکس باقی گذاشته بود (حدود 44 میلیون دلار) . از طرف دیگر هرچند مریلین در سر صحنه فیلم غیبت ها و تاخیرهای متعددی داشت اما او واقعا بیمار بود و مدارک پزشکی نیز اثبات میکند که او در آن زمان به بیماری سینوزیت مبتلا بود. اما طوری با او رفتار کردند که گویی او یک بیمار قلابی است!

واقعیت اینست که مدیران فاکس با او خوب تا نکردند. مریلین مونرویی که تمام محبوبیت و شهرتش را برای فاکس هزینه کرده بود سرانجام از این استودیو اخراج شد! هر چند آنها به کمک رسانه های زیر دستشان سعی کردند نشان دهند مریلین مشکل دارد و در واقع سیر قهقرایی او آغاز شده است اما تصاویری که از آن زمان باقی مانده نشان میدهد که او در آن دوران هم به همان زیبایی و سرزندگی همیشگی خود بود و در واقع میتوانست باز هم در فیلم های بیشتری بازی کند اما متاسفانه مجموع این عوامل و در نهایت مرگ ناگهانی او این فرصت را برای همیشه از وی و دوستداران بیشمارش گرفت.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۵/۱۷ عصر ۰۱:۳۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : حمید هامون, Classic, سم اسپید, سروان رنو, پرشیا, ناخدا خورشيد, بانو, مگی گربه, زاپاتا, ژان والژان, کنتس پابرهنه, خانم لمپرت, Blanche, سارا, lamarilyn, Green, جیمز باند
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #16
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

همسران مریلین

1- جیمزادوارد (جیم) دوگرتی از سال 1942 تا 1946

همانطور که قبلا هم گفته شد مریلین در دوران کودکی و نوجوانی سرپرست های مختلفی را تجربه کرد. یکی از این سرپرست ها گریس مک کی، دوست صمیمی مادر مریلین بود که از سال 1938 قیمومیت کامل نورماجین را برعهده گرفت. او که در ابتدا مجرد بود پس از مدتی با اروین (داک) گودارد ازدواج کرد. در واقع احساس او این بود که با این ازدواج هم دختر خودش بیب و هم نورماجین وضعیت بهتری پیدا میکنند که البته زمان ثابت کرد او اشتباه میکرد. داک و گریس در لس آنجلس به خانه جدیدی نقل مکان کردند و در آنجا گریس با اتل دوگرتی- خانم همسایه دیوار به دیوارشان- آشنا شد و آندو پس از مدتی باهم دوست صمیمی شدند. اما در سال 1941 دوباره به منزل قدیمشان که تقریبا یک مایل با خانه فعلی فاصله داشت برگشتند. بنابراین مدرسه بچه ها دورتر شد .برای اینکه نورماجین و بیب مجبور نباشند که مدرسه شان را در وسط سال عوض کنند گریس از جیم پسر اتل میخواهد که آنها را با اتوموبیل خود به مدرسه ببرد و برگرداند. جیم موافقت کرد و در ضمن آن ، از گریس خواست که نورماجین را به میهمانی کریسمس ببرد. گریس قبول کرد و برای اینکه بتوانند بیب را هم همراه خود ببرند پسری از دوستان جیم را درنظر گرفتند تا 4 نفری بتوانند به میهمانی و مجلس رقص بروند.

جیم دوگرتی که بود؟

جیم دوگرتی در سال 1921 متولد شد . والدینش اهل تگزاس بودند و پس از نقل مکان به لس آنجلس با خانواده گودارد مدتی همسایه بودند. جیم کوچکترین فرزند خانواده در بین 4 فرزند به شمار میرفت. او در دبیرستان به جوانی خوش تیپ و ورزشکار تبدیل شد که هر دختری آرزوی دوستی با او را داشت . اما او ترجیح داده بود تا برای نورماجین دوست خوبی باشد. نورماجین هم همانطور که بعدها گفت او را مانند برادر خود دوست داشت.

در سال 1942 داک مجبور بود به دلایل شغلی به ویرجینیای غربی برود اما گریس تصمیم گرفت نورماجین را همراه خود نبرد. هنوز علت آن به درستی معلوم نشده اما گفته میشود در لس آنجلس شبی از شب ها که گریس در خانه نبود داگ مست لایعقل به منزل می آید و با دیدن نورماجین 15 ساله تحریک شده به او یورش میبرد و شروع به بوسیدن او میکند. از آن به بعد بود که گریس احساس کرد وجود چنین دختر جوان و جذابی در خانه اش دیگر به صلاح نیست و عاقلانه است همینجا جلوی این وسوسه را بگیرد (جالب اینجاست که با وجود این موضوع ، مریلین تا سال قبل از مرگش با داک گودارد دوستی و رابطه نزدیکی داشت). بنابراین تصمیم گرفت او را شوهر دهد! در آن زمان در آمریکا میانگین سن ازدواج برای دختران 21 سال و 5 ماه و برای پسران 24 سال و 3 ماه بود. بنابراین هنوز سن ازدواج برای نورماجین نرسیده بود اما با این وجود گریس تصمیم میگیرد جوانی خوب و شایسته را برای او بیابد و چه کسی بهتر از جیم خوش تیپ و محبوب؟ گریس موضوع را با جیم و خانواده اش در میان میگذارد و معلوم میشود آنها هم راضیند. به نظر میرسید خود جیم هم به نورماجین علاقه زیادی دارد و گریس تلاش چندانی برای قانع کردن او انجام نداد. معلوم نیست که آیا نورماجین هم با این ازدواج موافق بود یا خیر و اصولا آیا نظر او را هم پرسیده بودند یا نه؟

در 19 ژوئن سال 1942 نوعروس 16 ساله در منزل خاله اش به عقد ازدواج جیم درآمد و رسما خانم نورماجین دوگرتی شد. در موقع عروسی مادر واقعی نورماجین در آسایشگاه بود و حضور نداشت. خانواده گودارد هم در ویرجینیای غربی بودند و نتوانستند به عروسی بیایند.اما پدر و مادر رضاعی او آیدا و وین بلوندر در عروسی حضور داشتند. ضمنا خانواده جیم هم برای تدارک عروسی زحمت زیادی کشیدند. چون پدر واقعی نورماجین مشخص نبود خاله اش آنا به عنوان بزرگتر عروس دست او را در دستان داماد گذاشت.

در سال 1943 جیم به نیروی دریایی ایالات متحده پیوست و رهسپار میدان نبرد شد. مریلین نیز در کارخانه ساخت ادوات نظامی مشغول بکار شد. همانطور که قبلا گفته شد دوران زندگی با جیم دورانی بود که نورماجین به تدریج طعم شیرین شهرت و موفقیت را می چشید و کم کم مردان مشهور و متمول زیادی بدور او گرد آمدند. از سوی دیگر مریلین همانطور که بعدها خودش گفت از ازدواج مصلحتی خود با جیم که بدون عشق و تنها بر اساس توافق والدین شکل گرفته بود راضی نبود و هرچه که سنش بالاتر می رفت دلزده تر میشد و دریافت که چه پیشنهادهای بهتری از جیم میتوانست نصیب او شود.

اما جیم اعتقادی به این موضوع نداشت و معتقد بود که ازدواج آنها عاشقانه بوده است و آنها واقعا همدیگر را دوست داشتند. وی در سال 1953 در گفتگویی اظهار کرد :"ازدواج ما ازدواج خوبی بود. کمتر پیش می آید یک مرد عروسی مثل مریلین نصیب او شود. تعجب میکنم او چطور فراموش کرده ما چقدر عاشق هم بودیم." او در کتاب خود در مورد مریلین میگوید که او علاقه زیادی به خانواده جیم داشت و جالب است که همین علاقه را در ازدواج های بعدیش نیز به خانواده شوهران آینده اش نشان داد. او علاقه زیادی داشت که خود را با سلایق و علایق خانواده شوهرانش همگون سازد ؛ به طوریکه در موقع ازدواج با آرتور میلر به دین یهود گروید و در موقع ازدواج با جو دی ماجیو شروع به یادگیری آشپزی ایتالیایی کرد!

در هر صورت ازدواج آنها پس از 4 سال در 13 سپتامبر 1946 پایان یافت. درخواست طلاق را نورماجین داده بود. در زمان دادخواست طلاق جیم در شانگهای چین بود. پس از جدایی جیم دچار افسردگی شد تا حدی که میخواست به زندگیش خاتمه دهد ، اما وقتی تصور کرد که مادرش پس از یافتن جسد او چه حالی پیدا میکند منصرف شد.

 جیمز دوگرتی بعد از مریلین دو بار دیگر ازدواج کرد. ازدواج دومش با پاتریشیا شومان نیز به طلاق انجامید ، اما ازدواج سومش با ریتا لامبرت تا پایان عمرش پایدار بود.

جیم پس از خروج از نیروی دریایی به نیروی پلیس لس آنجلس پیوست تا بازرس پلیس شود و در سال 1974 بازنشسته شد. بعدها او در مصاحبه ای با سی ان ان و مجری مشهور آن لری کینگ گفت که پس از یافتن جسد مریلین یکی از افسران پلیس بنام جک کلمانز به او تلفن زده و خبر مرگ مریلین را به او داده. ضمنا روزنامه نیویورک تایمز هم در آن زمان از او خواسته بود تا یاداشتی به مناسبت مرگ مریلین از او چاپ کند اما او در پاسخ تنها گفت : متاسفم . و به گشت زنی خود در LAPD ادامه داده! جیم در سال 1976 کتاب خود را با نام The Secret Happy Of Marilyn Monroe منتشر کرد.

پس از بازنشستگی او به ایالت مین رفت. در انجا در انتخابات شورای شهر شرکت کرد و رای آورد و همچنین در دانشسرای جرایم جنایی مین شروع به تدریس کرد. جیم دوگرتی در سن 84 بر اثر ذات الریه ناشی از سرطان خون در بخش سن رافائل شهرستان مارین در ایالت کالیفورنیا درگذشت.


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۵/۲۹ عصر ۰۶:۰۰
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, مگی گربه, زاپاتا, سم اسپید, سروان رنو, terme, حمید هامون, بانو, Blanche, سارا, Green
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #17
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

2- جوزف پل (جو) دی ماجیو از 1954 تا 1954 (274 روز)

داستان ازدواج مریلین مونرو و جو دی ماجیو، داستان عاشقانه رویایی همه آمریکایی ها بود . همان چیزی که فیلم های هالیوودی به نمایش میگذارند. قهرمان خوش تیپ و ورزشکار ملی کشور ، قلب ستاره زیباروی و جذاب هالیوود را از آن خود کرد. اما در همان ماه عسل این ازدواج بود که روکش شیرین و خوشمزه این ازدواج تمام شد و هسته تلخ و هلاهل گون آن نمایان شد.

سال 1952 بود و مریلین در آن سال در دو فیلم Monkey Business و Don't Bother to Knock  بازی کرده بود . جو دی ماجیو که خود در آن زمان ستاره ای مشهور بود با دیدن چند عکس تبلیغاتی از مریلین ، از یکی از آشنایان خواست تا او را با مریلین آشنا کند . هرچند مریلین در آن زمان ستاره ای مشهور بود اما جو نیز در شهرت و محبوبیت دست کمی از او نداشت. آندو همدیگر را دیدند و ترتیب قرار شامی را دادند. قرار ملاقات در 8 مارس در رستورانی ایتالیایی بنام ویلانووا گذاشته شد و از آنجایی که مریلین چندان نظر خوشی نسبت به این ستاره مشهور با آن سیمای عبوس و اخمو نداشت با دو ساعت تاخیر در محل حاضر شد. اما در اولین ملاقات رفتار و سکنات جو مورد توجه مریلین قرار گرفت و از آن زمان آشنایی و عشق میان آندو آغاز شد. طبق معمول مطبوعات فورا در جریان قرار گرفتند و شروع به پوشش جامع اخبار این رابطه کردند به طوری که جو و مریلین مجبور بودند محتاطانه رفتار کنند و بیشتر شبها را در خانه یا در گوشه دنجی از رستوران جو باهم سرکنند. پس از چند جلسه نشست و برخاست ، جو واله و شیفته مریلین شد و عشق آتشینی بین آندو شکل گرفت که سرانجام به ازدواج میان آندو انجامید.

جو دی ماجیو که بود؟

جوزف پل دی ماجیو در سال 1914در مارتینز کالیفورنیا متولد شد. والدین او از ایتالیا به آمریکا مهاجرت کرده بودند و اجدادش همگی در صنعت ماهیگیری کار می کردند. او بازیکن معروف بیسبال و قهرمان ملی آمریکا بود که 13 سال درخشان را برای تیم "یانکیز" بازی کرد و 9 عنوان قهرمانی برایشان به ارمغان اورد. او از سال 1932 به طور حرفه ای به بیسبال پرداخت. برادرانش وینس و دام هم بازیکنان بزرگی در بیسبال بودند.

در سال 1937 او با هنرپیشه ای بنام دوروتی آرنولد آشنا شد و در سال 1939 باهم ازدواج کردند که ثمره این ازدواج پسری بنام جوزف پل دی ماجیوی سوم بود که در سال 1941 بدنیا آمد. جو و دوروتی در سال 1944 از هم جدا شدند.

در زمان جنگ جهانی دوم ، جو با درجه گروهبانی وارد نیروی هوایی آمریکا شد و در سال 1945 بدلیل زخم معده مزمن از ارتش معاف شد.

ازدواج

جو و مریلین دو سال پس از آشنائیشان ، در 14 ژانویه سال 1954 ، در سالن شهرداری شهر سان فرانسیسکو باهم ازدواج کردند .این دومین ازدواج هر دویشان محسوب میشد. با وجود اینکه انها میخواستند مراسمشان خصوصی و بدور از چشم مطبوعات انجام شود خبرنگاران و عکاسان زیادی در محل عروسی جمع شده بودند. ظاهرا مونرو جریان عروسیش را به یک نفر در استودیو گقته بود و او هم مطبوعات را در جریان گذاشت.

پس از ازدواج آنها برای گذراندن ماه عسلشان به ژاپن رفتند و از همانجا بود که اختلافات شروع شد. ظاهرا از مریلین درخواست شد که به کره سفر کند و برای سربازان امریکایی مستقر در انجا برنامه اجرا کند. با وجود نارضایتی جو ، مریلین شوهرش را در ژاپن تنها گذاشت و به کره رفت. پس از بازگشت از ماه عسل نه چندان شیرینشان به آمریکا تنشهای میان آندو ادامه یافت. مخصوصا که جو از تصویر س.ک.س.ی که از مریلین در رسانه ها خلق میشد بسیار آشفته بود. هرچند که خود جو نیز در ابتدا –همانند میلیونها مرد دیگر- شیفته اندام و خصوصیات جسمی این الهه زیبایی شده بود اما هیچوقت با جلوه گریها و عشوه های او نتوانست کنار بیاید. سرانجام تیر خلاص به زندگی ایندو در جریان فیلمبرداری فیلم خارش هفت ساله شلیک شد.

در اگوست 1954 ، تولید فیلم خارش هفت ساله در هالیوود آغاز شد و در ماه بعد در نیویورک ادامه یافت. جو در سفر به نیویورک مریلین را همراهی نکرد. در آن زمان مرافعات بین زن و شوهر به اوج خود رسیده بود. در طی تولید فیلم قبلیش یعنی There's No Business Like Show Business او سه بار سر صحنه از حال رفت که ظاهرا بدلیل تنشهای خانوادگی بود. جو تنها یک بار سر صحنه این فیلم حاضر شده بود . شواهد بسیاری نشان میداد اختلافات زناشویی مریلین و شوهرانش عمدتا ناشی از شرایط شغلی او بود. جو نیز از اینکه استودیوها از مریلین در نقشهای بلوند س.ک.س.ی استفاده میکنند آزرده و خشمگین بود. با وجود آنکه خارش هفت ساله بر اساس فیلمنامه موفقی از فیلمنامه نویس مشهور –جورج آکسل راد- تهیه میشد اما جو فکر میکرد این نقش نیز همانند سایر نقشهای مریلین ، نقش یک زیباروی احمق است. بالاخره جو برای پیوستن به همسرش به نیویورک رفت ، اما روابط آندو پس از آن سکانس افسانه ای به فاجعه تبدیل شد. آن صحنه در خیابان 52 لکزینگتن نیویورک و در نیمه شب فیلمبرداری شد. با وجود دیروقت بودن انبوهی از هواداران و خبرنگاران و عکاسان در محل گرد آمده بودند تا شاهد هنرنمایی ستاره محبوب خود باشند. بنا به درخواست کارگردان ان صحنه بارها و بارها تکرار میشد و هر بار صدای هورای مردم به گوش میرسید. بیلی وایلدر که میخواست آن صحنه را بگیرد هربار متوجه میشد که برق فلاش عکاسان و آماتورها مانع میشود بنابراین با آنها معامله ای کرد . او به عکاسان گفت اگر بگذارند این صحنه برداشت شود از مریلین میخواهد جلوی دوربین انها ژست بگیرد! موقعی که جو به سر صحنه رسید با تاسف دید که همسر عزیزش در نزد بیش از 2000 نفر آدم غریبه دامن خود را بالا زده و اندام خود را به معرض نمایش گذاشته . او که داشت از شدت خشم منفجر میشد با عصبانیت زیر لب گفت : اینجا چه خبره؟! او نه تنها از بابت این عمل مریلین خشمگین بود بلکه غرور حرفه ای خود را نیز ازدست رفته میدید. به فاصله یک ماه بعد از این اتفاق ، در اکتبر 1954 آنها از هم جدا شدند. مریلین در دادخواست طلاقش علت طلاق را "خشونت رفتاری زوج" ذکر کرده بود.

پس از طلاق

ازدواج مریلین و جو کوتاهترین زمان را در میان سه ازدواج مریلین داشت اما وداع آنها طولانیترین وداع بود. افراد زیادی وارد زندگی مریلین شدند و نهایتا پس از مدتی کوتاه از زندگیش خارج شدند ، اما تنها کسی که واقعا عاشق مریلین بود و در عشق خود ثابت قدم ماند جو بود. او از اولین جلسه ملاقات خود در سال 1952 تا لحظه مرگ مریلین و حتی بعد از آن ، عشق واقعی و آتشین و وفاداریش را به همه ثابت کرد.

پس از اینکه سومین ازدواج مریلین با آرتور میلر نیز به طلاق انجامید ، جو سعی کرد دوباره به زندگی مریلین برگردد و به زندگی نابسامان و پریشان او ثبات و آرامش ببخشد. او تلاش کرد افرادی را که – از نظر او- به غیر از دردسر ارمغانی برای مریلین به همراه نداشتند (برای مثال برادران کندی) از مریلین دور کند و حتی از او خواستگاری کرد و خواست تا یک بار دیگر باهم ازدواج کنند. شاید اگر مریلین به او فرصت بیشتری میداد دی ماجیو تنها کسی بود که میتوانست او را از سقوط در ورطه افسردگی ، داروهای مخدر و روابط ناهنجار با مردان متاهل نجات دهد و در ضمن زندگی خود را نیز حفظ کند.

برخی منابع ادعا کرده اند که جو و مریلین برای ازدواج مجدد باهم برنامه ریزی کرده بودند و حتی تاریخ ازدواجشان را نیز برای روز 8 اوت 1962 تعیین کرده بودند ؛ همان روزی که بعدا مصادف شد با مراسم تشییع جنازه مریلین. معلوم نیست تا چه حد این ادعاها صحت دارند و معتبر هستند اما همین قدر میدانیم که در طول سال 1961 و بعد از آن تا زمان مرگ مریلین ، جو نقش زیادی در زندگی مریلین داشت و اغلب نقش جانشین شوهر را برایش ایفا میکرد. در طول سال 1961 روابط آندو قویتر شد و آنها از مصاحبت هم بیشتر بهرمند شدند. مریلین در جایی گفته بود داشتن جو مانند داشتن محافظی دائمی است. آندو مثل هر زوج متاهل دیگری باهم به فلوریدا می رفتند . جو نیز تا حد زیادی ملایم و نرمخو شده بود و دیگر از آن خوی آتشین مزاجش خبری نبود. پس از پایان فیلم ناجورها مریلین خسته و تخلیه شده بود مخصوصا که از آرتور میلر هم جدا شده بود. بنابراین رابطه با جوی ملایم و عاشق پیشه جنبه های مثبتی را برایش به همراه داشت. به توصیه روانپزشکش اقدام به جستجو برای خرید خانه ای امن و راحت کرد. هزینه های گزاف و مخارج سرسام آور زندگی او به عنوان یک ستاره ، او را بی پول کرده بود بنابراین جو 10000 دلار برای خرید خانه به او قرض داد . اینها همه نشانه عشق خالصانه جو نسبت به او بود اما مریلین همیشه او را سر انگشت خود میگرداند و جو هرگز جایگاه واقعیش را نزد او ندانست.

در فوریه 1962 در هنگام بازگشت مریلین از سفری به مکزیک موقعی که جو برای استقبال از او به فرودگاه رفته بود ، با حیرت و عصبانیت مشاهده کرد که جوانکی مکزیکی به نام خوزه بولانوس همراه مریلین است. هرچند جوانک مکزیکی که فیلمنامه نویس بود بزودی به مکزیک برگشت و مریلین رابطه اش را با او قطع کرد اما پس از آن دیگر آرامش به رابطه ایندو برنگشت. به نظر میرسید مریلین قصد دارد دوباره نزد جو برگردد اما این بار در دام فرانک سیناترا و برادران کندی گرفتار شد. موقعی که جو در سفر کاری اروپا بود از میهمانی معروف 19 مه در مدیسون اسکوایر گاردن و آواز خوانی مریلین برای کندی باخبر شد. این خبر به منزله سیلی بر صورت جو بود. حسادت ، درد و تحقیر توامان به او هجوم آوردند. در لندن نونالی جانسون – نویسنده اخراج شده آخرین فیلم مریلین Something's Got to Give – به جو گفت که مریلین دچار دردسر شده و به او نیاز دارد . کارها روی صحنه برای مریلین خوب پیش نمیرفت. جو در پاسخ گفت "من نمیتونم به این دختره کمک کنم" که نشان میداد دیگر از این وضعیت خسته شده است. با اینحال وقتی که مریلین از فیلم اخراج شد و مطبوعات شروع کردند به نوشتن در مورد وضعیت نامتعادل روانی مریلین ، جو با اولین پرواز مستقیم به لس آنجلس برگشت. خسته و خواب آلود پس از طی 8 منطقه زمانی مستقیم به منزل مریلین رفت اما مریلین برخورد خوبی با او نداشت. دعوای شدیدی درگرفت و جو منزلش را ترک کرد و خسته و دل شکسته از اینهمه بیوفایی به نیویورک بازگشت. اما دو هفته بعد آندو باز هم باهم بودند. جو از مریلین عذرخواهی کرد و مریلین هم گفت که " احساس کرده که در مورد بعضی چیزها حق با جو است" . دوباره رابطه شان بهبود یافت تا آنجا که برخی گمان کردند آندو تصمیم به ازدواج مجدد گرفته اند. جو از کارش دست کشید و رسما استعفا داد و در 31 جولای دوباره به نیویورک برگشت تا وسایلش را از هتل لکزینگتون جمع کند.

قرار بود در چهارم اوت در یک مسابقه خیریه به همراه دو برادرش وینس و دام که انها هم بازیکن بیسبال بودند شرکت کند.

(چون مرگ مریلین به نوعی با قسمتی از زندگی جو گره خورده ، در قسمت بعد ماجرای درگذشت مریلین مونرو را تا جایی که به جو مربوط است ادامه میدهم)


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۶/۱ عصر ۰۵:۵۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : کنتس پابرهنه, حمید هامون, زاپاتا, ژان والژان, Blanche, خانم لمپرت, مگی گربه, سارا, پرشیا, terme, سم اسپید, ناخدا خورشيد, بانو, منصور, سروان رنو, BATMAN, lamarilyn, Green
خانم لمپرت آفلاین
مدیر بازنشسته
*****

ارسال ها: 397
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۵/۳
اعتبار: 60


تشکرها : 7981
( 8065 تشکر در 169 ارسال )
شماره ارسال: #18
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

همانطور که در مطالب اسکورپان گرامی آمده است مریلین مونرو درست پس از ازدواجش با دی ماجیو درحین گذران ماه عسل جهت تقویت روحیه سربازان درگیردرجنگ کره فراخوانده میشود نوعروس بیدرنگ داماد مبهوت را ترک ودعوت را اجابت میکندوبرای انجام کنسرت به پشت جبهه میرود.قطعا این خاطره انگیزترین لحظات زندگی سربازان میشود وآنها بادوربینهایشان به ثبت آن میپردازند.اخیرا بنیاد مونرو از آنها خواست خاطرات ثبتی شان را بابقیه مردم شریک شوند صدها عکس فرستاده شد که این عکسها بهترینها بودند.


در مسلخ عشق جز نکو را نکشند ... روبه صفتان زشت خو را نکشند
۱۳۹۲/۶/۳ عصر ۰۲:۱۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ناخدا خورشيد, اسکورپان شیردل, بانو, حمید هامون, ژان والژان, زاپاتا, پرشیا, مگی گربه, کنتس پابرهنه, سارا, BATMAN, اینگرید, lamarilyn, Green
اسکورپان شیردل آفلاین
ناظر انجمن
*****

ارسال ها: 512
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۹/۳/۱۱
اعتبار: 50


تشکرها : 5286
( 6243 تشکر در 81 ارسال )
شماره ارسال: #19
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

2- جوزف پل (جو) دی ماجیو از 1954 تا 1954 (274 روز)

{ادامه}

در صبح روز چهارم اوت 1962 ، تلفن اتاق جو زنگ خورد. دکتر هایمن انگلبرگ با خبرهای وحشتناکی پشت خط بود. برای مریلین حادثه ای اتفاق افتاده بود. او مرده بود! تشخیص اولیه مصرف بیش از حد داروهای خواب آور بود . برای شناسایی جسد به جو احتیاج داشتند.

جو با فرودگاه تماس گرفت. قرار شد هواپیمای او تا رسیدن جو منتظر بماند. اما او خود را به موقع به فرودگاه رساند. بعدها روزنامه ها نوشتند که هنگام سوار شدن به هواپیما پشت جو خمیده شده بود ، سیمایش به رنگ خاکستر در امده بود . افسرده و مغموم سوار هواپیما شد و در حین پرواز سخنی از او شنیده نشد. سکوت مطلق!

در لس آنجلس وظیفه طاقت فرسایی به عهده داشت ؛ شناسایی جسد مریلین در سردخانه. به کالبدی که آنجا آرمیده بود نگاهی انداخت ، صدایی به سختی از ته گلویش خارج شد "خودشه" و دوباره ساکت شد. فرم تحویل جسد به قبرستان وستوود مموریال پارک را امضا کرد. وقتی شروع به صحبت کرد صدایش به زحمت شنیده میشد. هری هال او را به هتل میرامار رساند تا جو اتاقی را اجاره کند. جو پس از ورود به اتاقش در را بروی خود قفل کرد. روی تخت نشست. صدایی مانند غرش از دهانش خارج شد و سپس بدون هیچ حرفی در اشکهای خود غرق شد. هری و جو تا ساعتها اتاق هتل را ترک نکردند و به تلفن هم جواب ندادند و تلگرافها هم بدون پاسخ ماندند. اولین کاری که جو انجام داد تماس با خواهر ناتنی مریلین ، برنیس میراکل بود. جو از او خواست اجازه دهد ترتیبات کفن و دفن را خودش برعهده بگیرد. در اواخر همان روز خبر به برنیس رسید و او به جو تسلیت گفت و با خواسته اش موافقت کرد.

برنیس میراکل

در حالیکه روزنامه ها در روز یکشنبه تعطیل بودند ، ایستگاههای رادیویی خبر خودکشی احتمالی مریلین و ماجرای بطری های خالی قرص های خواب آور را برای مردم بازگو کردند. جو در اعماق قلبش معتقد بود این داستان حقیقت ندارد. آنها عاشق هم بودند ، کارها داشت بهتر میشد و آینده خوبی برای آندو قابل تصور بود. اما خبر خودکشی ... جو به هری گفت :" اونا کشتنش ، کندی های لعنتی!"  منظورش برادران کندی بود مخصوصا باب کندی که جو از او متنفر بود . همان روز جو فرانک سیناترا را هم لعنت کرد.

عصر همان روز یکشنبه جو و هری به خانه مریلین رفتند. پلیس هنوز در صحنه بود و به آنها اجازه داد تا به اتاق خواب مریلین وارد شوند. جو یکراست به سمت نامه های شخصی مریلین رفت و با عجله آنها را وارسی نمود. بعدها او به هری گفت که کتابچه  حاوی یادداشتهای شخصی مریلین گم شده بود . جو از پلیس در مورد کاغذهای گم شده سوال کرد اما انها پاسخ دادند چیزی جابجا نشده است . جو که از حرف آنها قانع نشده بود باز هم به جستجو ادامه داد اما فایده ای نداشت. پلیس ادعا میکرد تمام وسایل موجود در صحنه خودکشی برای یافتن نامه یا یاداشت خودکشی مورد بررسی قرار گرفته است و دوباره همه چیز سرجای خود قرار گرفته اند. جو نومیدانه به دنبال مرواریدهایی گشت که خودش در ژاپن به عنوان کادوی عروسی به مریلین داده بود اما از آنها هم اثری نبود . در این جستجوی بیهوده اما ، جو چیز عجیبی یافت در دفتری که مریلین نشانی افراد را در آن یادداشت میکرد. نامه ای بود که مریلین خطاب به او نوشته بود! به نظر میرسید او از نوشتن ادامه نامه منصرف شده است. مریلین در آن نوشته بود: " جوی عزیز! اگر من بتوانم تو را شادمان سازم بزرگترین و سخت ترین کار ممکن را انجام داده ام که آن هم اینست که یک نفر به طور کامل خوشبخت کنی. شادکامی تو به منزله شادکامی منست و .... " همینجا نامه ناتمام ماند. مریلین چه مطلبی در ادامه میخواست بنویسد؟ چه زمانی آن را نوشته بود؟ و چرا آن را در دفتر نشانی خود گذاشت؟ اینها سوالاتیست که هیچگاه نمیتوانیم جوابی برای آن پیدا کنیم.

برنیس میراکل فردای آن روز دوشنبه به نزد جو رسید و با جو توافق کرد که تشییع جنازه مریلین باید در محیطی کاملا خصوصی برگزار شود. آنها همراه با آینز ملسون (مشاور مالی مریلین) بیانیه ای در این مورد صادر کردند که متن آن به این شرح است :" بایسته است این مراسم ختم به صورت کاملا خصوصی برگزار گردد تا او بتواند در آرامشی که همیشه به دنبال آن بود ، به آخرین استراحتگاه ابدی خود رهسپار شود." به غیر از جو ، آینز ملسون و جو جونیور (فرزند جو از همسر اولش) ، فقط 24 عزادار در مراسم حضور داشتند . کسانی که به نحوی در طول زندگی کوتاه او نقشی داشتند اعم از خدمتکار ، سرایدار منزلش ، منشی ، راننده ، ماساژورش رالف رابرتز ، گرینسون و خانواده اش ، ناشر او ، وکلا و آرایشگر باوفایش آلن (وایتی) اشنایدر . جو موقعی به وایتی تلفن زد و خبر داد که جسد مریلین به گورستان رسیده بود یعنی صبح زود روز سه شنبه . وایتی قولی را که بعد از عمل جراحی آپاندیس مریلین به او داده بود به یاد آورد. او به مریلین قول داده بود پس از مرگش چهره او را آرایش کند ؛ به همان زیبایی که در زندگی بود و همچنین در فیلمهایش. جو پشت تلفن گفت: "تو بهش قولی دادی. نمیخوای به قولت عمل کنی؟ محض خاطر اون." وایتی فهمید منظور جو چیه و جواب داد: " دارم میام اونجا ، جو" و به قولش عمل کرد. او و دستیار لباس مریلین –مارجوری پلچر(که بعدها با وایتی ازدواج کرد) – با عشق و علاقه فراوان روی چهره و اندام مریلین کار کردند و او را به زیباترین شکل ممکن –چنان که در حیاتش نیز بدین گونه بود- درآوردند. کار سختی بود ؛ بویژه پس از انجام عمل کالبدشکافی که روی مریلین صورت گفته بود. همان کلاه گیسی که او در فیلم ناجورها بر سر کرده بود بر سرش گذاشتند. پیراهن "پوچی" سبز مورد علاقه اش که مریلین عاشق آن بود بر تنش کردند و روسری ابریشمین بر گردنش نهادند و او را در تابوت برنزی که جو برایش خریده بود خواباندند ؛ به همان زیبایی که چون همیشه بود.  جو کنار تابوت روی یک صندلی نشست و به عشق خود خیره شد. الحق که وایتی و مارجوری بهترین و زیباترین کار تمام عمر خود را انجام داده بودند. صبح چهارشنبه وقتی که آندو برای اطمینان از اتمام کار خود به آنجا بازگشتند دیدند که جو روی همان صندلی نشسته و تکان نخورده است. او تمام شب را در کنار مریلین بود و به او زل زده بود ، با او حرف زده بود ، برایش دعا خوانده بود و گریه کرده بود. در آن بامداد غم انگیز، او آنقدر در کنار عزیز از دست رفته اش ماند تا موقعی که زمان تشییع جنازه فرا رسید.

تشییع جنازه راس ساعت 1 بعدازظهر روز چهارشنبه 8 آگوست شروع شد ؛ همان روزی که به گفته برخی از منابع قرار بود روز ازدواج مجدد مریلین و جو باشد. جو و پسرش سوار لیموزین تشییع جنازه شدند و به سمت کلیسای کوچک داخل گورستان رفتند. جوی کوچک لباس ملوانی بر تن داشت و جوی پدر یک کت و شلوار خاکستری تیره. در داخل لیموزین جو دوباره شروع به گریستن کرد و بدون کلمه ای صحبت پیاده شد ، دست جو جونیور را گرفت و به سمت کلیسا رفت. مردم زیادی در آنجا جمع شده بودند و از بابت اینکه در تشییع حضور نداشتند خشمگین بودند و میگفتند حق آنهاست در تشییع پیکر مریلین شرکت داشته باشند. در پاسخ ، جو دندان قروچه ای کرد و گفت که اگر به خاطر آنها نبود او هنوز هم زنده در اینجا ایستاده بود. در داخل کلیسا یکی از آهنگهای مورد علاقه مریلین نواخته شد ؛ ترانه Over the Rainbow که جودی گارلند در فیلم جادوگر شهر اُز اجرا کرده بود. آنگاه جو از لی استراسبورگ خواست در مورد مریلین صحبت کند .

پائولا و لی استراسبورگ در مراسم تشییع

استراسبورگ مدحیه زیبایی در سوگ مریلین خواند. پس از آن حضار از کنار تابوت گشوده مریلین گذشتند و وداع آخر را با او به عمل آوردند. قبل از اینکه درب تابوت را ببندند جو خم شد و 3 شاخه گل سرخ را در دستان او گذاشت و در حالیکه با صدای بلند می گریست ، آخرین بوسه را بر او زد و گفت :" دوستت دارم ... دوستت دارم..."

پس از پایان مراسم جو چند روزی در لس آنجلس ماند و آنگاه به سمت مکزیک رفت تا از شر مطبوعات و مردم راحت باشد. روز جمعه قبل از رفتن به مکزیک ، او دوباره به گورستان بازگشت و ترتیبی داد تا دو بار در هفته چند شاخه گل رز سفید –گل مورد علاقه مریلین و سمبل عشق آندو- بر مزار او نهاده شود.

زندگی جو پس از مریلین:

پس از مرگ مریلین جو 47 سال دیگر زنده ماند . 47 سال آزگار بدون عشق. او هرگز از غم مرگ مریلین بهبودی نیافت. هیچوقت ازدواج نکرد و زندگیش را با زن دیگری تقسیم نکرد. او وقتش را صرف پول درآوردن و حفظ شهرت بیسبالیش کرد. هرگز نام مریلین را به بدی نیالود و همیشه در مورد او سکوت کرد. جو هیچوقت برادران کندی را به خاطر مرگ مریلین نبخشید. پس از مرگ آنها او گفت که آنها به آنچه که لیاقتش را داشتند رسیدند!

در دهه 70 جو سخنگوی شرکت "مستر کافی" یک شرکت تولیدکننده قهوه اسپرسو و آیس تی شد. در سال 1972 سخنگوی بانک پس انداز باوری شد. در دهه 80 تا سال 1991 به جز یک وقفه 5 ساله او برای موسسات مالی آگهی تبلیغاتی میساخت.

جو دی ماجیو در کهنسالی

جو سیگارکش قهاری بود. در سال 1998 بدلیل عمل جراحی سرطان ریه در بیمارستان بستری شد و 99 روز در آنجا ماند. در ژانویه 1999 به خانه اش برگشت و در 8 مارس همان سال در 85 سالگی درگذشت. تشییع جنازه او بدرخواست خودش بطور خصوصی برگزار شد.

قسمت بعد : ازدواج مریلین مونرو و آرتور میلر


طریقت سامورایی استوار بر مرگ است. آن‌گاه که باید بین مرگ و زندگی یکی را انتخاب کنی، بی‌درنگ مرگ را برگزین. دشوار نیست؛ مصمم باش و پیش رو. آن هنگام که تحت فشار انتخاب زندگی یا مرگ قرار گرفته‌ای، لزومی هم ندارد به هدف خود برسی {گوست داگ؛سلوک سامورایی}
۱۳۹۲/۷/۶ صبح ۰۲:۳۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : منصور, پرشیا, خانم لمپرت, ژان والژان, سروان رنو, حمید هامون, Papillon, مگی گربه, terme, Achilles, سارا, BATMAN, بانو, lamarilyn, Green
BATMAN آفلاین
(Dark Knight 1940 (bill finger
*

ارسال ها: 702
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۱/۳/۵
اعتبار: 69


تشکرها : 9886
( 10767 تشکر در 202 ارسال )
شماره ارسال: #20
RE: مریلین مونرو ، بانویی برای تمام فصول

پسر پنج ساله‌ای که ادعا می‌کند در قرن گذشته یکی از طرفداران مرلین مونرو بوده



«رایان» به یاد می‌آورد که سال‌ها قبل در یک میهمانی، «مریلین مونرو» را دیده، ولی با ضربه‌ای که محافظ شخصی این ستاره به به چشمش نواخته، نتوانسته است به او نزدیک شود، او تمام دوستان نزدیک این هنرپیشه افسانه‌ای را می‌شناسد و می‌تواند به تمام اتفاقات پشت صحنه‌ی فیلم‌های کلاسیک سیاه و سفید و شایعات پیرامون ستاره‌ها با تمام جزئیات اشاره کند

شرح خبر

http://caffebazi.com/index.php?option=co...&Itemid=83


من با مدادی در دست پا به اين دنيا گذاردم، پياده روهای نيويورک را خط‏ خطی می کردم و روی ديوارهايش نقاشی می کشيدم "BOB KANE"
۱۳۹۲/۹/۱۱ عصر ۰۸:۴۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ژان والژان, برو بیکر, خانم لمپرت, بانو, سی.سی. باکستر, کنتس پابرهنه, حمید هامون, پرشیا, پیرمرد, Princess Anne
ارسال پاسخ