[-]
جعبه پيام
» <دون دیه‌گو دلاوگا> چه اجرای حیرت‌انگیز و پُرشکوهی از اشعار حکیم فردوسی! ایشان اجرای نمایشی "رستم و سهراب" را با جمعی از صداپیشگان، سرپرستی نموده‌اند؛ در دو لوح شنیداری‌
» <سروان رنو> اجرای کم نظیر جناب تهامی نژاد در برنامه دیشب http://cafeclassic5.ir/showthread.php?ti...8#pid36058
» <منصور> من یک نکته رو در مورد زندگی خصوصی استاد ابوالحسن تهامی نژاد بگویم: دختر سیمین بهبهانی همسر ایشان هستند
» <سروان رنو> ممنون از اطلاع رسانی به موقع "ماهی گیر" ... همین الان اومدن به برنامه [تصویر: rainbowf.gif]
» <ماهی گیر> استاد تهامی دوبلور قدیمی مهمان امشب خندوانه است عجب صدایی به به...
Refresh پيام :


ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دستنوشته ها و دلخوری ها
نویسنده پیام
جیمز باند آفلاین
در حال ماموریت!!
***

ارسال ها: 215
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۴/۶/۱۰
اعتبار: 15


تشکرها : 1117
( 1690 تشکر در 140 ارسال )
شماره ارسال: #41
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها

با اجازه خیلی خلاصه مینویسم...

بهترین دوران تحصیلم: دبیرستان

بدترین تابستانهای تحصیلی: دوران راهنمایی (به بطالت کامل گذشت)

بدترین امتحان: ثلث اول بینش اسلامی (دینی) سال اول دبیرستان؛ اونقدر مسخره بازی درآوردیم که من وقت نکردم برگه را جواب بدم! فکر کنم 7-8 گرفتم!!!

بهترین امتحان: جبر و فیزیک سال سوم... هنوز هم بر جبرش مسلطم!

یادی کنیم از طرح کاد که یه جورایی طرح کار بود!!


ارادتمند شما، جیمز باند
۱۳۹۵/۷/۲ صبح ۰۹:۲۶
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, Papillon, مراد بیگ, BATMAN, ال سید
نسیم بیگ آفلاین
(تنها در فانوس دریایی)
*

ارسال ها: 73
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۱/۹
اعتبار: 5


تشکرها : 49
( 324 تشکر در 43 ارسال )
شماره ارسال: #42
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها

این روزا امام حسین (ع) ورژن های متفاوتی پیدا کرده

برا بعضی ها (بدون اینکه خودشون هم بدونن) حکم تخلیه انرژی رو داره .

میری هیأت .

میپری بالا پایین .

میگی (هوسین هوسین )

برا بعضی ها حکم شفاعت رو داره

بدون اینکه زحمت اطاعت از احکام دین رو بکشی

میگن امام حسین (حر بن یزید ریاحی) رو بخشید پس ما رم میبخشه .

دیگه اینو بهت نمیگن که (حر بن یزید ریاحی) در قبال کشته شدن بخشیده شد نه همین جوری مفتی

برا بعضی ها هم حکم امام حسین (ع) متواری رو داره

میگن : امام حسین (ع) از اول نیتش جنگ نبود

داشت با خانوادش از دست حکومت در میرفت

کوفیان گفتن بیا پیش ما امنه .

یهویی گیر افتاد و مجبور شد بجنگه

به لشکر دشمن التماس هم کرد که ولش کنن بره ولی نشد دیگه . نشد .

فقط برا بعضی ها همون امام حسینیه که باید باشه

بعد هزار و چهارصد سال

هنوز هم امام حسین (ع) غریبه

حتی تو دوست دارانش

خدایا . صبرم بده .


من جنگلی شدم مراد
۱۳۹۵/۷/۱۶ عصر ۱۱:۰۲
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آقاحسینی, BATMAN, جیمز باند, مراد بیگ, Papillon, ال سید, Jack Robinson
نسیم بیگ آفلاین
(تنها در فانوس دریایی)
*

ارسال ها: 73
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۱/۹
اعتبار: 5


تشکرها : 49
( 324 تشکر در 43 ارسال )
شماره ارسال: #43
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها
نمیدونم این چه شانسیه که ما داریم .

بیشتر وقتایی که میرم جلوی خودپرداز

نفر جلویی

کارتش رو که میکنه تو دستگاه

دیگه تا غول آخرش میخواد بره

بازی هم بلد نیست

همش میسوزه

ما هم باید وایسیم هیچی نگیم

تا ببینیم (آقا/خانم) بالاخره کی بی خیال میشن

بعضی وقتا خوبه آدمیزاد به پشت سرش هم نگاه کنه .

 

تو هر سایت خبری که میری میبینی یه مشت اراجیف سیاسی و ورزشی از دهن آدمهای مثلا مطرح نوشته شده که وظیفه این اخبار فقط سرکار گذاشتنه . غافل از اینکه این مملکت رو داره خشک سالی ور میداره و در آینده اصلا ایرانی وجود نداره که سر این مزخرفاتش بخوان با هم بحث کنن .


من جنگلی شدم مراد
۱۳۹۵/۷/۱۹ صبح ۱۲:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : BATMAN, سروان رنو, جیمز باند, مراد بیگ, Papillon, آقاحسینی, ال سید, terme
نسیم بیگ آفلاین
(تنها در فانوس دریایی)
*

ارسال ها: 73
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۱/۹
اعتبار: 5


تشکرها : 49
( 324 تشکر در 43 ارسال )
شماره ارسال: #44
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها

تبلیغ زده ( نمایشگاه حیوانات خانگی و تجهیزات مربوطه )

با هزار امید و آرزو شب جمعه ای زن و بچه رو ورداشتیم رفتیم نمایشگاه .

10 تومن دادیم رفتیم تو

کلا 10 تا دونه سگ بوده

10 تا خوکچه هندی

10 تا همستر

5 تا گربه

5 تایی هم خرگوش

با یه عالمه لوازم نگهداری سگ و گربه

با این اوصاف :

خدا پدر جمعه بازار و میدون توحید و جاده بهشت رضا رو بیامرزه

از اینا بیشتر حیوون دارن

اینقدر هم تو بوق و کرنا نمیکنن

کلاس هم نمیذارن

برا بازدید هم از ملت پول نمیگیرن

پی نوشت : (( سگ حیوون خونگیه ؟ )) نه ! خدائیش ! خونگیه ؟

ترجیح میدم مارمولک نگه دارم  :)


من جنگلی شدم مراد
۱۳۹۵/۱۰/۲۳ عصر ۰۷:۵۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : مراد بیگ, rahgozar_bineshan, ال سید
نسیم بیگ آفلاین
(تنها در فانوس دریایی)
*

ارسال ها: 73
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۱/۹
اعتبار: 5


تشکرها : 49
( 324 تشکر در 43 ارسال )
شماره ارسال: #45
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها

خوب نیست آدم همه چیز رو به مسخره بگیره . مث که هنوز کسی یادمون نداده اینو . مثلا ! بازارهای مجازی ، جاییه برای سهولت دسترسی مردم به اجناس به درد بخور دسته دوم . ولی متاسفانه ، از اونجایی که به صورت مجانی در دسترس هست و خدا رو شکر اخلاقیات و رعایت حقوق دیگران خیلی مهم نیست ، دیگه طرف کم مونده دستمال کاغذی استفاده شدشم بیاد آگهی کنه . تلخی صبر با هیچ چیز قابل مقایسه نیست .


من جنگلی شدم مراد
۱۳۹۶/۱/۲۳ صبح ۰۱:۵۹
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : rahgozar_bineshan, ال سید, BATMAN
نسیم بیگ آفلاین
(تنها در فانوس دریایی)
*

ارسال ها: 73
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۱/۹
اعتبار: 5


تشکرها : 49
( 324 تشکر در 43 ارسال )
شماره ارسال: #46
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها

اینقدر از هیاهوی جامعه خسته شدم که حال توضیح واجبات رو هم ندارم چه برسه به توضیح واضحات . ولی :

دوستان گرامی !

برای درمان بیماریهای صعب العلاج به طب سنتی ، گیاهی ، علفی ، چینی ، سوزنی و ... روی نیارید. درسته که متاسفانه ، سیستم پزشکی ما طوری عمل کرده که بیماران دیگه اعتماد گذشته رو بهش ندارند ، ولی روی اوردن به روشهای غیر علمی ، درصد ریسک خیلی بالاتری داره . تا جایی که تا الان که خدمت شما هستم ، به خاطر همین کار غلط ، مادر خانم بنده الان زیر خاکه و خاله یکی از دوستان هم حال بسیار وخیمی داره .

خلاصه نکنید آقا ! نکنید !


من جنگلی شدم مراد
۱۳۹۶/۱/۳۱ صبح ۰۲:۰۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ال سید, rahgozar_bineshan
منصور آفلاین
آخرین تلالو شفق
*

ارسال ها: 484
تاریخ ثبت نام: ۱۳۸۸/۸/۱۷
اعتبار: 70


تشکرها : 357
( 7431 تشکر در 83 ارسال )
شماره ارسال: #47
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها

نکته ای که الان من میخواهم به آن اشاره کنم و در واقع یک پیشنهاد است تا این لحظه از طرف احدی مطرح نشده و بانیانش اگر بفهمند که من چنین پیشنهادی داده ام یقین بدانید خونم از طرف آنها حلال است چون نان آنها را به نوعی آجر میکند.

زمانی در استودیوم های فوتبال ، یک نفر (برای ایجاد هیجان یا به هر دلیل دیگر) یک بلندگو برمیداشت و بازی فوتبال را برای تماشاچیان گزارش میکرد. بعدها تعداد بلندگوها زیاد شد و وقتی این گزارشگر بازی را با هیجان گزارش میکvد صدای او در تمام استادیوم پخش میشد. این روش تا اواسط دهه 50 در ایران رایج بود و به مرور زمان وقتی سطح فهم و کمال تماشاچیان بالاتر رفت همه به این نتیجه رسیدند که صدای گزارشگر جز اذیت گوش چیز خاصی ندارد مضافا به اینکه همین گزارشگر گاهی خلاف ذوق و خواسته بیننده هم صحبت میکرد چنانکه گفتارش آزاردهنده هم بود و عده ای نیز آنرا فرای هرچیز و همه چیز ، به نوعی آلودگی صوتی برای یک استادیوم قلمداد کردند. در هر شکل اوضاع تغییر کرد و امروزه تماشاچیان ، فوتبال را در استادیومی که فقط صدای بازیگر و تماشاچی به گوش میرسد می بینند و ترجیح میدهند هیجان را در رفتار بازیگر و متعاقب آن عکس العملش را در صدای سایر تماشاچیان بشنوند تا اینکه یک نفر به شکل مجازی به اسم گزارشگر استادیوم با بالا بردن صدای خود و هوارکردن هیجان کاذب ایجاد کند.

با آمدن تلویزیون به ایران (بشکل دولتی) از اوایل دهه 40  همین اوضاع در پخش مسابقات فوتبال تکرار شد. البته این روش مختص ایران نبوده و نیست و در تمام کشورهای جهان فوتبالی که از تلویزیون پخش میگردد باید! یک گزارشگر هم داشته باشد. گزارشگرها تنها عامل ایجاد هیجان و حتی قضاوت بوده و هستند. اینکه هیچ انسانی نیست که نتواند طرفداری و حمایت خود را از تیم مورد علاقه اش پنهان کند امری واضح و روشن است . امری که با تمام دستورها و بایدهای قوانین تلویزیون و مسئولانش ، هرگز رعایت نمیشود و بینندگان منازل کاملا به روحیات یک گزارشگر خاص واقفند.

در قرن 21 سوال اساسی اینجاست که وجود گزارشگر در یک مسابقه فوتبال واقعا چه لزومی دارد؟ زمانی تلویزیونها آنقدر کوچک و بی کیفیت بودند که لازم بود کسی در داخل استادیوم باشد تا مثلا بگوید که در این لحظه، توپ زیر پای چه کسی است. امروز که خود گزارشگر هم چون من و شما ، بازی را از صفحه تلوزیون یک استادیو ( ونه استادیوم) گزارش میکند و هرچه را که من و شما می بینیم او هم می بیند ، ضمن آنکه تصاویر آنقدر واضح و بزرگ و طبیعی است که من و شما هم می بینیم که توپ در این لحظه زیر پای چه کسی است واقعا چه نیازی به کلام و آلودگی صوتی کسی به نام گزارشگر است؟ بهتر است اینگونه بگوئیم که اصلا چه اهمیتی دارد که الان توپ زیرپای چه کسی است؟ حسن و حسینش چقدر فرق میکند؟ اگر صحنه خاصی باشد و حرکت خاصی از طرف بازیکن خاصی صورت گیرد که چندین بار حرکت آهسته آن پخش میگردد و ما خواهیم دید که چه کسی چه کار کرد بنابراین در مابقی صحنه های راکد و آرام ( که 90 درصد گفتگوهای یک گزارشگر را شامل میشود) اصولا چه نیازی به توضیح واضحات و حتی غیرواضحات وجود دارد؟

سوال دوم اینجاست در عصری که عده ای به دوبله گیر سه پیچ داده اند (که این صداها اصوای اضافه و باسمه هستند) ،چرا تاکنون به گزارشگری و گزارشگران تلویزیون (که وجودشان در حال حاضر از نظر من اصلا قابل توجیه نیست) نتاخته اند؟

۱۳۹۶/۱/۳۱ صبح ۰۷:۳۳
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : سروان رنو, ال سید, نسیم بیگ, rahgozar_bineshan
نسیم بیگ آفلاین
(تنها در فانوس دریایی)
*

ارسال ها: 73
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۲/۱۱/۹
اعتبار: 5


تشکرها : 49
( 324 تشکر در 43 ارسال )
شماره ارسال: #48
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها

معتقدم شخصیت هایی که در فضای سینمایی ما ، کمی دغدغه اجتماعی و فرهنگی دارن و تو کارهاشون و صحبتهاشون این رو نشون میدن ، اگر هم از لحاظ مالی توانمند هستند ، برای مقبول افتادن در بین مردم و تأثیر گذاری بیشتر ، نباید تظاهر به اشرافی گری کنند . کاری به اینکه آیا لیاقت بهترین ها رو دارند و یا ندارند ، ندارم . میگم وقتی میبینی یه نفر در ظاهر مردمی عمل میکنه و فیلم و سریال میسازه ، از دید مخاطب عام و مردمی که توان مالی متوسط و پایین دارند ، حرفهای خوبش تأثیر گذاری کمتری خواهد داشت وقتی با یک بنز یا BMW 2016 تو انظار ظاهر بشه . یا مثلا تو انظار عموم سیگار بکشه .
از آدمهای تازه به دوران رسیده این کارها قابل تحمل هست ولی از آدمهای جا افتاده و صاحب نظر ، خیر !


من جنگلی شدم مراد
۱۳۹۶/۲/۱۳ عصر ۱۲:۰۱
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : ال سید, پرنسس آنا, سروان رنو, مراد بیگ, BATMAN
پرنسس آنا آفلاین
مشتری کافه
*

ارسال ها: 14
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۵/۱۲/۱۴
اعتبار: 5


تشکرها : 308
( 80 تشکر در 14 ارسال )
شماره ارسال: #49
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها

با سلام خدمت دوستان

نمیدونستم این مطلبو کجا بنویسم درست هست، در هر صورت اینجارو انتخاب کردم. و همین طور از سروان کافه معذرت خواهی میکنم که مطلب شما هنوز یک روز کامل هم از ارسالش سپری نشده و من در این تاپیک مطلب جدید گذاشتم. چون تصمیم گرفتم اگر مطلبی ارسال میکنم حتما به پست دیگر عزیزان اهمیت بدهم و به نظرم درست اینه که یک روز کامل از ارسال هر پست سپری بشه. قبلا دوبار خودم این موضوع رو رعایت نکردم، پوزش میخواهم. بخاطر دارم چند سال پیش در مورد این مسئله در کافه صحبت شده بود. بگذریم.

شاهنامه تنها کتابی است که هیچ اختلافی مابین مذاهب و ادیان در آن نیست، فردوسی هرگز به کسی اهانت نکرده و آنرا خوار نشمرده است. شاهنامه در حقیقت سند و تاریخ کشورمان ایران است.

خوب است به خواندن این کتاب و دیگر کتب نویسندگان و شاعران بزرگ کشورمان (سعدی، نظامی و...)  اهمیت بیشتری بدهیم.

اتفاقا هفته پیش یکی از قسمت های برنامه دورهمی آقای مهران مدیری در مورد این موضوع با نگاه طنز به خوبی صحبت شد. واقعا جای تاسف داره که ما اطلاعات زیادی در مورد شخصیت ها و داستان های تاریخ کشورمان نداریم اما از تاریخ عرب فیلم ها و سریال های زیادی ساخته شده. البته من با این قضیه مخالف نیستم بالاخره بخشی از مذهب ماست. اما بد نیست به تاریخ سرزمینمون توجه بیشتری بشه چون با این وضع کم کم به فراموشی سپرده میشه!

۲۵ اردیبهشت ماه روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی بر دوستداران و پاس دارندگان زبان فارسی گرامی باد.

پ.ن: خیلی دوست داشتم عکسی از فردوسی هم آپلود کنم اما چون نتم ضعیف بود واقعا بهتر از این نمیتونستم.

مدیر:  عکس مناسب برای پست شما ضمیمه شد.



محبتها
هیچ وقت فراموش نمیشن!
محبت کردی، اونقدر میچرخه
تا یروزی یه جا که روحتم خبر نداره، بهت برمیگرده
محبت کن بی توقـع...
۱۳۹۶/۲/۲۵ عصر ۰۳:۲۵
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : آناکین اسکای واکر, ال سید, آمادئوس, مراد بیگ, سروان رنو, منصور, Jack Robinson, دون دیه‌گو دلاوگا, Classic, BATMAN, rahgozar_bineshan, بوچ کسیدی
Jack Robinson آفلاین
تازه وارد
*

ارسال ها: 6
تاریخ ثبت نام: ۱۳۹۶/۲/۱۹
اعتبار: 2


تشکرها : 25
( 27 تشکر در 6 ارسال )
شماره ارسال: #50
RE: دستنوشته ها و دلخوری ها

در این کامنت جملاتی از حکیم ارد بزرگ رو قرار میدم.

سینمای نا امید و غم زده ، می تواند روان پاک یک کشور را نابود سازد.

سرزمین غمزده ، میراثی برای آیندگان ندارد.

از مردم غمگین ، نمی توان امید بهروزی و پیشرفت کشور را داشت.

نواهای غمناک ، بدن و روان آدمی را پژمرده و نابود می کند.

از شنیدن آهنگ ها ، داستانها و رویدادهای غم انگیز ، دوری کنیم.

زندگی ، پهنه غم و اندوه نیست ، اندک زمانی است ، برای شادی و بالندگی.

۱۳۹۶/۲/۲۷ عصر ۰۵:۰۷
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
تشکر شده توسط : پرنسس آنا, شارینگهام, نسیم بیگ, ال سید, مراد بیگ, BATMAN, سروان رنو, rahgozar_bineshan
ارسال پاسخ